درخت حوزه‌های تخصصی

عرفان و تصوف در ادبیات

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۲٬۳۳۲ مورد.
۱۲۱.

گونه شناسی چهره نمادین زن در ادبیات و متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عرفانی زن نماد رمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۶
ادبیات عرفانی و رمزپردازی همواره در هم تنیده اند، به طوری که مرز بین آن ها گاه غیرقابل تشخیص است. عرفان به عنوان مکتبی شناختی و عملی، همواره با رمز و رمزپردازی همراه بوده است. «زن» به عنوان پدیداری مهم در گفتمان ادبی، منبع الهام متون ادبی از جمله ادبیات اسطوره ای، شفاهی، عاشقانه و عرفانی شده است. این مقاله به بررسی جایگاه نمادین و رمزی عنصر رازآلود «زن» در ادبیات عرفانی می پردازد و بر آثار نظامی گنجوی، کشف المحجوب علی بن عثمان هجویری، مثنوی معنوی مولوی، سنایی غزنوی و عطار نیشابوری تمرکز دارد. در این راستا از شیوه های تحلیل سنتی و نقد محتوایی به همراه نقد تحلیلی برای بررسی لایه های زیرینِ پدیدار استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که چهره نمادین زن در متون عرفانی شامل نمودهایی چون نفس اماره، جلوه جمال حق، مادر حمایتگر، عارف کامل و میوه ممنوعه است. این تحقیق نشان می دهد که حتی با بررسی محدود آثار عرفانی، جلوه های متنوعی از مفهوم «زن» در ادبیات به دست می آید، از مفاهیم نازل مانند یار و شریک شیطان تا مفاهیم والا مانند جلوه جمال حق. این تنوع در نمادپردازی، عمق و پیچیدگی ادبیات عرفانی را به خوبی نمایان می سازد.
۱۲۲.

بررسی و تحلیل مؤلفه های انسجام بلاغی در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تحلیل انسجام بلاغت مثنوی مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۱
انسجام متن حاصل تعامل و همبستگی اجزای گوناگون آن با یکدیگر است؛ به گونه ای که متن را به مثابه کلیتی یکپارچه نمایش می دهد که همه عناصر آن با یکدیگر پیوند دارند. جدایی هر جزء از متن به گسست کلیت آن می انجامد. یکی از مؤلفه های انسجام متن، انسجام بلاغی آن است. اگر در گذشته بلاغت در چند عنصر محدود می شد، به نظر می رسد امروزه مفهومی گسترده تر یافته است و می توان آن را دربرگیرنده همه عناصر زبانی و غیرزبانی دانست که باتوجه به زمینه متن، پیامی را از فرستنده به گیرنده منتقل می کند. مثنوی معنوی ازجمله آثاری است که تمهیدات بلاغی مرسوم یا شناخته شده، چندان در آن به چشم نمی خورد؛ بااین حال، این متن از ساختاری منسجم برخوردار است. به عبارتی، انسجام ساختار بلاغی آن مرهون مؤلفه های دیگری است که در دیگر آثار تعلیمی کمتر دیده می شود. ازاین رو، پژوهش حاضر با روشی توصیفی تحلیلی در پی کاوش عوامل انسجام بلاغی در مثنوی معنوی است. یافته های پژوهش نشان می دهد مؤلفه هایی نظیر تعامل نقش های مختلف زبان در متنی واحد، انسجام متن علی رغم درهم شکستن هنجارهای زبانی، نحو متن، گفت وگوها، نوبت گیری، ساختار متن و جنبه های القایی آن، توجه به زمینه های متنی و موقعیتی، لحن (Tone) و حالت (Mood)، و درونه گیری در ایجاد انسجام بلاغی این متن نقش داشته اند.
۱۲۳.

نشانه شناسی لایه ای «اَلست» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الست دال مدلول قرآن مثنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۶
نشانه شناسی در پی کشف قراردادهایی است که به تولید معنا می انجامد و هر واژه را به عنوان یک نشانه در فرایند دال و مدلول و دلالت، تحلیل و موجبات درک عمیق تر واژه را فراهم می کند. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر علم نشانه شناسی لایه ای، به تحلیل واژه «اَلست» به عنوان یک نشانه انتزاعی که مدلول های متنوعی را می طلبد پرداخته است؛ زیرا مولانا این واژه را مانند دیگر واژگان قرآنی دستخوش تحول معنایی کرده و تصرفات بدیعی در آن ایجاد نموده است و هرگاه به این عبارت استناد می کند، پیوندهای معنایی خاصی را با مفهومی خاص بیان می کند. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که مولانا این واژه را در حوزه های معنایی با کارکرد هنری ویژه ای بکار برده و با این حوزه های معنایی ارتباط برقرار کرده است و با تسلط بر دقایق علوم عرفانی، فلسفی، تاریخی، روانی و از همه مهم تر قرآن و احادیث، توانسته مفاهیم این علوم را در خلال این واژه بگنجاند و صرفا قصد لفاظی و سخن آرایی از این واژه را نداشته است.
۱۲۴.

گزاره های منطق گریز و حقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه های شهودی گزاره های منطق گریز نقش اندیشگانی نقش بیناشخصی نقش متنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
این پژوهش به بررسی مفهوم گزاره های منطق گریز و نقش آنها در زبان و تجربه های شهودی می پردازد. این گزاره ها که از قواعد منطقی پیروی نمی کنند، در حالت هایی خارج از آگاهی معمولی به کار می روند و معنایی متفاوت از معنای قراردادی کلمات دارند. براین اساس، استدلال می شود که این گزاره ها نه برای متکلم و نه برای مخاطب اعتباری ندارند؛ زیرا در حالت آگاهی پدید نیامده اند و بر معنی معینی دلالت نمی کنند که اهل زبان از آن برداشتی یکسان داشته باشند. در این پژوهش همچنین به تفاوت های بین دیدگاه های پیشامدرن و پست مدرن اشاره می شود. در نگاه اول، معنی یگانه ای برای متن های مرکب از این گزاره ها وجود دارد که تنها برای خواص دست یافتنی است؛ درحالی که پست مدرن ها هیچ حقیقت یگانه ای را قبول ندارند و معتقدند که هر فرد می تواند حقیقت خود را از متن استخراج کند. به لحاظ روش شناختی، پژوهش حاضر با اتکا بر نظریه هلیدی، به نقش های کاربردی زبان و تقسیم بندی آنها می پردازد که شامل نقش اندیشگانی، بیناشخصی و متنی است. این نقش ها، کلمات را به عنوان نشانه هایی سمبلیک معرفی می کنند که بر معنای قراردادی دلالت دارند و برای ساماندهی زندگی اجتماعی ضروری هستند. درنهایت، به تجربه های شهودی ای پرداخته می شود که در آنها زبان برای بیان تجربه هایی به کار می رود که نه به عالم عین مربوط است و نه در آگاهی و هشیاری صورت می گیرد. این تجربه ها شامل شعر غنایی، رؤیاها و تجربه های روحانی هستند که همگی در تعطیل عقل و حس تجربه می شوند.
۱۲۵.

«بررسی تجربه های عرفانی و «تعبیر» از دیدگاه «استیون تی. کتز» و «والتر ت. استیس»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استیس تجربه عرفانی تعبیر کتز عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
این که تجربیات عرفانی در مسیر عرفان برای عارفان، قابل دستیابی است، هیچ تردیدی نیست. این تجربیات، توسطِ شخصِ عارف و مخاطبان اندیشه ها و تجربه های حسیِ عارفان، با توجه به برداشت های شخصی ارائه می شوند. یکی از اهرم هایی که می توان از آن برای ارائه تجربه بهره برد، «تعبیر» است. به طور یقین «تعبیر» نقش کلیدی در معرّفی تجربه های عرفانی دارد. «کتز» و «استیس» هر دو به نقشی که «تعبیر» در ارائه اندیشه ها و تجربه های عرفانی بازی می کند، اذعان دارند. تفاوتی که در دیدگاه آنها مشاهده می شود، بر این امر استوار است که «کتز» کسب تجربه عرفانی را به مانند گونه های دیگر تجربه، برساخته از زمینه های فرهنگی و اجتماعی ای که عارف در آن محیط در اختیار داشته، می داند. وی همه تجربه ها را پردازش شده رهگذرهای بسیار پیچیده معرفتی ای می داند که به طور سازمانی برای سالکان و رهروان با توجه به پیشینه زندگیِ آنها، به دست می آید. اما «استیس» باور دارد که تجربیات و حالات عرفانی اساساً در سراسر جهان با وجود تفاوت در فرهنگ ها و محیط زندگی و نهادهای دینی گوناگون، به شکلِ یکسانی بروز می کند. وی، دست یابی به احوال و تجارب عرفانی را همان ذات سرمدی یا تجربه متعالی می داند، که بدون هیچ واسطه ای تجربه می شود. این مقاله، بر مبنای دیدگاه های «کتز» و «استیس» به بحث چگونگی شکل گیریِ تجربیات عرفانی و نحوه گزارش آنها که با تعبیرات مختلفی ارائه می شود، به بررسی ارتباط تجربه عرفانی با «تعبیر» پرداخته است.
۱۲۶.

عین القضات و معنویت: الگوی زیست معنوی در تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنویت زیست معنوی عرفان عین القضات همدانی تمهیدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
یکی از مفاهیم مدرنی که هنوز اتفاق جهانی بر تعریف آن حاصل نشده، معنویت است. با این حال، گاهی آن را دینی و گاهی غیردینی(ضددین یا فرادین) دانسته اند. گویا معنویت در جهان زیست سنت، در برابر قرائت رسمی از دین تعریف شده است و عرفان نامی است که بر آن نهاده اند؛ اما معنویت در جهان زیست مدرن، در برابر مدرنیته تعریف می شود. با این حال، معنویت مدرن و عرفان سنتی شباهت ها و تفاوت هایی دارند که پرداختن به آنها سودمند است. عارفان مسلمان هر یک الگوی خاصی برای زیست معنوی ارائه داده اند، که معنویت مدرن با استفاده از مولفه های آنها، به شرط سازگاری با مولفه های مدرنیته(عقلانیت، آتونومی و تمایزپذیری)، فربه تر خواهد شد. عین القضات همدانی، عارف نامدار ایرانی، الگوی زیستِ معنوی ای را ارائه می کند. در این مقاله در پی آنیم تا مولفه های زیست معنوی را در "تمهیدات"، مهم ترین اثر او، تبیین کنیم. تبیین الگوی زیست معنوی در آثار عارفان می تواند الگوی زیست معنوی مدرن را تقویت کند. به نظر می رسد، خداباوری، انسان محوری و فردگرایی، رواداری و مدارا، و اخلاق ورزی مولفه های زیست معنوی در تمهیدات عین القضات همدانی اند، عناصری که می توانند معنویت سنتی را به معنویت مدرن پیوند دهند و آن را بارورتر کنند.
۱۲۷.

واکاوی استبداد شرقی در فیه مافیه و مکتوبات مولانا جلال الدین بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استبداد شرقی ویتفوگل فیه مافیه مکتوبات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
نظریه استبداد شرقی ویتفوگل، ازجمله رویکردهایی است که ویژگی های پیچیده جوامع شرقی و تفاوت های فرهنگی آنها را آشکار می کند؛ چنان که ازطریق آن می توان پیچیدگی های این جوامع را درک کرد. بدین منظور با بررسی آثار مختلف ادبی می توان جلوه های استبداد شرقی و تأثیر آن بر افراد، جوامع و معانی آثار ادبی را کشف کرد. این پژوهش، با بهره گیری از روش تحلیل توصیفی و رویکرد جامعه شناسی ادبی، مؤلفه های استبداد شرقی را در فیه مافیه و مکتوبات کاویده و آنها را با متن این آثار سترگ عرفانی تطبیق داده است. یافته ها نشان می دهد که فیه مافیه و مکتوبات، افزون بر مسائل عرفانی و اخلاقی به گفتمان های فرهنگی، اجتماعی و فکری دیگری نیز اشاره دارد. مولوی در فیه مافیه و مکتوبات، ساختار سیاسی نظام استبدادی وگفتمان منبعث از آن را در قالب قصه ها، نامه ها و اندیشه های عارفانه خویش بازسازی و تکثیرکرده و براین اساس می توان گفت که او نیز همچون دیگر مردمان زمانه خود، گفتمان غالب درباره قدرت و سیاست را پذیرفته و در لوای این حکایات، به صورت مستقیم و غیرمستقیم به آن نظام حکومتی، مشروعیت بخشیده است.
۱۲۸.

«ظهور حقیقت مثالی» راه شهودِ «حقیقت انسان» با تأکید بر دیدگاه شرف الدین مَنْیَری در «معدن المعانی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حقیقت انسان شرف الدین مَنیَری حقیقت مثالی معدن المعانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۴۷
پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی، به شناخت حقیقت انسان بر اساس آراء شیخ شرف الدین احمد بن یحیی مَنْیَری - یکی از عرفای قرن هشتم (ه . ق) - در کتاب «معدن المعانی» پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که از دیدگاه شرف الدین مَنیَری، بهترین راه شناختِ حقیقت انسان از چه طریقی میسّر است؟ در این پژوهش سعی شده ضمن تبیین مبانی متکلمین، حکما و عرفا و ردّ حلول مُلکی و قبول تناسخ ملکوتی، تصویر روشنی از دیدگاه وی - که مبتنی بر ظهور حقیقت مثالی به عنوان بهترین طریق برای وصول بر این حقیقت و در نهایت فانی شدن در ذات احدیت است - ارائه شود. اهمیت و ضرورت بحث در این نکته شایان توجه است که حلّ بسیاری از مسائل دشوار عالم آخرت ازجمله معاد جسمانی و روحانی، خلود و ابدیتِ سرای دیگر، تناسخ ارواح و ابدان، شهود حضرت حق و فانی شدن در آن، همگی متوقف بر تشریح دقیق حقیقتِ وجودی انسان است. بر اساس یافته های پژوهش، انسان تا زمان حضور در دنیا، از حقیقتِ وجودی خود غافل است. وقتی انسان بیدار شد و پروانه وار گرداگردِ شمع حقیقت وجودی خود و نفس ناطقه به پرواز درآمد و عارف شد، با حقیقت مثالی نفسش که ملکات مثالی اند، متحد شده و سفر اول سالک الی الله تحقق می یابد. در ادامه سالک با فنای در اسماء، صفات و ذات باری تعالی در حقیقت حقه الهی فانی می شود.
۱۲۹.

«محلِ اخلاص»؟ «محکِ اخلاص»؟ «مُخِّ اخلاص»؟ «میخِ اخلاص»؟ «محضِ اخلاص»؟ در عبارتی از صد میدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صد میدان کشف الأسرار أنس التائبین حدیقه الحقیقه تحریف نقد و تصحیح متون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۹
 بیان مسئله: صد میدان یکی از قدیم ترین آثار عرفانی به زبان فارسی است که حاصلِ مجالسِ خواجه عبداللّه انصاری در محرّم 448ق بوده است. میدانِ بیست ویکم از صد میدان درباره توکّل است و در آن آمده است: «توکّل قنطره یقین است و عمادِ ایمان و محلِ اخلاص». این سخن در کتاب های دیگر مانند تفسیر کشف الأسرار، أنس التَّائبین و حدیقه الحقیقه نیز نقل شده است؛ امّا در دست نوشت ها و چاپ های این متون، ترکیبِ «محلِ اخلاص» به چهار گونه دیگر نیز آمده است: «محکِ اخلاص»، «مُخِّ اخلاص»، «میخِ اخلاص» و «محضِ اخلاص». هرکدام از مصحّحانِ این متون به گونه ای این ترکیب را پذیرفته و چاپ کرده اند: سرژ دو بورکوی و علی اصغر حکمت: «محلِ اخلاص»؛ محمّدسرور مولایی: «محکِ اخلاص»؛ علی فاضل: «مُخِّ اخلاص»؛ محمّدعلی موحّد و نیز حسن نصیری جامی: «میخِ اخلاص». از میان این پنج ضبط، کدام یک درست است؟ این پژوهش به بررسی این عبارت از صد میدان در دو چاپِ اصلیِ آن پرداخته است. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با شناساییِ منابعِ گوناگونی که عبارت پیش گفته در آن آمده، در تلاش است تا با استناد به دلایل متعدّد نسخه شناسی، زبانی و بلاغی، ضبط صحیح ترکیب یاد شده را مورد بررسی قرار دهد. یافته ها و نتایج: از میان ضبط های پنجگانه مذکور، ضبط برتر و صحیح «محلِ اخلاص» است. همچنین پژوهش حاضر بر اهمیّتِ یافتنِ منابع و مآخذِ مؤلّف در متونی که نسخه های خطی معتبر ندارند و اهمیّتِ شناختِ منابعِ جنبی در تصحیحِ آن متون تأکید کرده است.
۱۳۰.

تاملی در تذکره مرآت الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرآت الاسرار عبدالرحمان چشتیه سبک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
عبدالرحمان چشتی بن عبدالرسول بن قاسم بن شاه چشتی یکی از عارفان سلسله چشتیه است که در تذکره ها و متون عرفانی نامی از او دیده نمی شود. نخستین بار استاد دکتر توفیق سبحانی در کتاب نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند به آثار وی چون مرآت الاسرار، مرآت مداری، مرآت الحقایق، مرآت مسعودی، اوراد چشتیه و نفس رحمانی اشاره کرده است. مشهورترین کتاب او مرآت الاسرار است که تا کنون تصحیح نشده است. این اثر آگاهی های ارزشمندی درباره سلسله چشتیه و عارفان فارسی سرای شبه قاره هند به دست می دهد که در ایران اطلاعات زیادی از آن ها در دست نیست. علی رغم اهمیت این نسخه، پژوهش های پیشین درباره یکی بودن مرآت الاسرار و مرآت مسعودی، سال نگارش و سبک نثر آن سکوت کرده اند. این پژوهش با رویکرد کتابخانه ای به بررسی متن می پردازد و ثابت می کند که نثر متن متعلق به دوره صفویه، بینابین و زمان نگارش آن، سال ۱۰۴۵ تا ۱۰۶۵ه.ق. است.
۱۳۱.

رویکرد تربیتی به کارکردهای پرسش های هم گرا در دفتر اول مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی پرسش هم گرا پرسش تربیتی کارکرد تربیتی مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۶۶
بیان مسئله: در آثار مولوی تأثیرگذاری بر مخاطب بسیار مهم است، ازجمله دلایل این ادعا، علاوه بر اشاره های مستقیم وی به رعایت مقتضای حال مخاطب، وجود پرسش های زیاد در مثنوی معنوی است که سبب ایجاد تفکر در مخاطب می شود.روش: در پژوهش حاضر به استخراج کارکردهای تربیتی پرسش های همگرا از دفتر اول مثنوی مولوی پرداخته می شود. برای این منظور با جمع آوری و دسته بندی پرسش های همگرا از دفتر اول مثنوی، پرسش های همگرای تربیتی دسته بندی، و کارکردهای تربیتی این پرسش ها، براساس برانگیزانندگی، استنتاج خواهد شد. در این کار ضمن استفاده از شیوه کتابخانه ای در جمع آوری داده ها و انتخاب نمونه هدفمند و همگون، برای تحلیل داده ها درگزارش نهایی، از تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود که به سبب دقیق تربودن شیوه رفت و برگشتی دارد.نتایج و یافته ها: حاصل این پژوهش قرارگرفتن پرسش های هم گرای تربیتی دفتر نخست مثنوی در کارکردهایی مانند ایجاد یادآوری، پذیرش ناتوانی، توجه و تمرکزدهی بر یک موضوع، نمایاندن غفلت و نادانی، غفلت زدایانه، بیان پشیمانی و تلاش برای جبران و خواهش از خدا بوده است. مدرسان می توانند در امر تربیت از پرسش در کارکردهایی که از مثنوی مولوی استخراج شد، برای برانگیزانندگی، خلاقیت و رشد فکری و منطقی دانش آموزان و دانشجویان استفاده کنند.
۱۳۲.

کاربست خلاقانه واژگان در زبان عارفان براساس نظریه حوزه های لانگاکر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان عرفان نظریه حوزه های معنایی لانگاکر کاربست خلاقانه واژگان ابهام معنایی واژگانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۴۶
هنگام تولید یا فهم عبارت های زبانی، در فرآیندهای کاملاً پیچیده و ظریف ساخت مفهومی درگیر می شویم که از منابع فراوان و گوناگونی برداشت می کنند. ازجمله این منابع «معانی واژگانی» است. از نخستین ادوار تکوین تصوف اسلامی، خلق معانی بدیع و نامتعارف و بازی های زبان شناختی با واژگان در گستره وسیعی از زبان عارفان به چشم می خورد. همجواری بافتیِ معنای متعارف واژه درمقابل معنای خلاقانه و بدیع، به چندصدایی معنایی منجر می شود و هدف عارف از این همجواری، شکستن عرف و عادت های زبانی به عنوان محور جمال شناسی در بلاغت صوفیه و در نتیجه عادت ستیزی در نگریستن به واقعیت زبانی و فرازبانی است. پژوهش حاضر می کوشد با توجه به مبانی نظری و روش شناختی نظریه حوزه های لانگاکر، سازوکارهای معناسازی عارفان را از رهگذر «ابهام معنایی واژگانی» بررسی کند. براساس نتایج پژوهش، برخورد خلّاقانه عارفان با دو پدیده «چندمعنایی» و «هم آوا-هم نویسگی»، ضمن فراهم آوردن بستر مناسبی برای معنی آفرینی و گفتمان سازی با تغییر حوزه های معنایی واژگان در فرآیندی ساخت شکن و آشنایی زدا به شاعرانگی و ارزش زیبایی شناختی زبان عرفان افزوده است.
۱۳۳.

تحلیل استعاره های مفهومیِ مثنوی معنوی؛ با تکیه بر استعاره های جهتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبانشناسی شناختی استعاره مفهومی استعاره جهتی عرفان دفتر اول مثنوی مولانا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
بیان مسئله: رابطه زبان با ذهن و اینکه زبان انعکاس دهنده ذهن است، از موضوعات مهم مطالعات زبان شناسی شناختی است؛ «استعاره مفهومی» که خود از نتایج دانش زبان شناسی شناختی است، به این موضوع می پردازد. این نوع استعاره در زندگی روزمره مردم، جاری است و به کمک آن، مفاهیم انتزاعی، عینی و ملموس می شود. در استعاره مفهومی، حوزه مفهومی مقصد که انتزاعی و مجرّد است با کمک تجربیات روزمره و به تأثیر از فرهنگ در حوزه مبدأ به صورت عینی تبیبن می شود. «استعاره جهتی» که یکی از گونه های استعاره مفهومی است، با استفاده از جهت های مکانی (بالا، پایین، درون، برون، پیش، پس، سطح، عمق و...) بعضی از مفاهیم انتزاعی را مکانمند و فهم پذیرتر می کند. تجربیات عرفانی، اغلب مسائل انتزاعی است و عارف با کمک زبان، آن را برای مخاطبان خود درک پذیرتر می کند. روش: در این پژوهش، استعاره های مفهومیِ مثنوی معنوی با تکیه بر استعاره های جهتی، با تمرکز بر دفتر اول مثنوی معنوی بررسی و تحلیل می شود. یافته ها و نتایج: مولانا در دفتر اول مثنوی با کمک گرفتن از جهت های مکانی، برخی از مفاهیم انتزاعی را به صورت عینی مفهوم سازی کرده است؛ ازجمله اینکه مقام معنوی در جایگاه بالا قرار دارد و اینکه تأثیر موسیقی، سخنان اولیا و تأثیرپذیری از این سخنان باعث رشد و حرکت رو به سمت بالا (تعالی) می شود و نیز شادی و آزادی، حرکتی به سمت بالا دارد؛ بنابراین مسائل مثبت و ایدئال، جهتی رو به بالا دارند. غرور و سرمستی از مسائل منفی است که آنها نیز به بالا گرایش دارند. درمقابل، ناشکری، خواری و حقارت که مسائل منفی است، به جهت پایین گرایش دارند. تواضع و فروتنی که از ویژگی های مثبت اخلاقی است، برخلاف ویژگی های استعاره مفهومی، به سمت پایین می روند. درون، بیرون، پس، پیش، عمق و سطح نیز از جهت های مکانی است که دردفتر اولِ مثنوی به صورت استعاره مفهومی به کار رفته است و در این مقاله بررسی، دسته بندی و تحلیل می شود.
۱۳۴.

قهرمان و ضدقهرمان؛ شخصیت پردازی ابلیس در تذکره الاولیاء عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابلیس پیرنگ شخصیت پردازی روایت پردازی تذکره الاولیاء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
آرتور جعفری واژه ابلیس را محرف (ِDiabolos) یونانی می داند که مسیحیان آرامی یا عربی زبان، آن را وارد زبان عربی کرده اند.تلقی عرفای سکری از مفهوم ابلیس با طرح واره های ذهنی فقها و به تبع آن توده مردم سازگار نیست. ابلیس از زمان لاهوتی جدا شده و در زمان ناسوتی (جهان مادی) سیر می کند و زمان ازلی را با زمان مادی پیوند می دهد و حکایت دچار زمان پریشی می شود. این حکایت ها به تدریج از پوسته روایت تاریخی خارج شده و به روایت داستانی نزدیک می شوند. شخصیت ابلیس در حکایت های تذکره الاولیاء، همچون رویدادهای مخل، حکایت را از حالت تعادل خارج کرده و به نوعی بی تعادلی سوق می دهد. عطار، نگاه عرفانی و فقهی را  که دارای دو صدا و دو معنای مختلف است برای بیان یک شخصیت واحد (ابلیس) به کار می برد که این دو صدا دارای ارتباط مکالمه ای هستند. این دو صدا در بیشتر حکایت های تذکره الاولیاء مشهود است. روایت پردازی در حکایت های این اثر، جدای از این که وجه هنری به کلام عادی می دهد، شیوه ای برای اقناع مخاطب است. در این روایت های داستانی، شخص در عمل روایت، به شخصیت تبدیل می شود. این پژوهش بر آن است تا پردازش شخصیت ابلیس را (در حکایت های تذکره الاولیاء) در دو وجه متضاد قهرمان و ضد قهرمان در عمل داستانی تبیین کند.
۱۳۵.

شکل شناسی مثنوی های تعلیمی و عرفانی بر مبنای سنت های ادبی» (از آغاز تا پایان قرن هفتم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شکل شناسی مثنوهای تعلیمی و عرفانی سنت های ادبی متن پیرامتن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۵۱
تاریخ ادب فارسی جاودانگی و تأثیرگذاری بیشتر مباحث ناب تعلیمی و عرفانی خود را درگونه های مختلف آن، مدیون قالب شعریِ «مثنوی» است. قالب مثنوی به دلیل ویژگی ممتاز و بارز آن در قافیه پردازی، یکی از پردامنه ترین قالب های شعر فارسی است و بزرگ ترین شاهکارهای ادبی زبان فارسی در این قالب شعری سروده شده اند. بهترین روش برای شناخت و احاطi کامل بر این منظومه ها و نیز بیان وجوه افتراق و اشتراک این آثار، پی بردن به فرم و ساختار آن هاست. در پژوهش حاضر ضمن مطالعi بیرونی مثنوی های دوره مورد مطالعه، به مطالعi درونی این منظومه ها؛ یعنی شکل و فرم حاکم بر آن ها پرداخته می شود. براین اساس،  متن (کانون مرکزی) و پیرامتن (دیباچه و خاتمه) مثنوی های بلند تعلیمی و عرفانی تا پایان سده هفتم هجری مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. هدف این نوشتار بررسی فرم و شکلِ حاکم بر متن و پیرامتن منظومه های بلند تعلیمی و عرفانی از حیث پای بندی آن ها بر سنت های ادبی حاکم بر عصر شاعر است. نگارندگان با علم بر اینکه اثر ادبی به عنوان انگاره ای با وحدت سازمند، وجود آغاز و میانه و پایان را مفروض می سازد، می کوشند در پرتو بررسی عناصر پیرامتنیِ  هفت مثنوی تعلیمی و عرفانی (حدیقه الحقیقه، مخزن الاسرار، منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، بوستان و مثنوی معنوی) کارکردهای متصوّر برای به کارگیری این پیرامتن ها را مورد مطالعه قرار داده و برجستگی های منحصربه فرد مثنوی مولانا را به عنوان سر آمد مثنوی ها بیان کنند.
۱۳۶.

پیوند عمیق آموزه های اخلاقی وعرفانی در نهج البلاغه وبوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزه های اخلاقی آموزه های عرفانی نهج البلاغه بوستان سعدی تحلیل تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
سعدی از جمله شاعران و نویسندگانی است که در جای جای آثارش از این اثر کامل تأثیر گرفته است که فراوانی این تأثیرپذیری همگان را شگفت زده می نماید. این مقاله در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی خُرد، به بررسی مضامین اخلاقی و عرفانی در نهج البلاغه و بوستان سعدی بپردازد. بدین جهت ابتدا، متن اصلی نهج البلاغه و بوستان سعدی، به دقت مطالعه و موارد مربوط به مضامین اخلاقی و عرفانی استخراج و برگه نویسی می شود و در راستای بسط هر چه بیشتر اطلاعات، کتب و مقالات جنبی دیگر هم در ارتباط با دو اثر، و موضوع مورد پژوهش، مورد مطالعه و برگه نویسی قرار می گیرد. بعد از گردآوری اطلاعات جمع آوری شده، در برگه ها و نتیجه های حاصل از آن ها، همراه با بیان شواهد کافی و مناسب، به مقایسه تطبیقی سخنان حضرت علی (ع) و بوستان سعدی خواهیم پرداخت. لذا فیش تحقیق و شیوه برگه نویسی و یادداشت برداری، مهم-ترین ابزار گردآوری اطلاعات در این مقاله است. نیز از آنجایی که نهج البلاغه و بوستان سعدی، آموزه هایشان از منبع قرآنی سرچشمه می گیرد، روش تحلیل به صورت تطبیقی خُرد است. در روش تحلیل تطبیقی خُرد، دو متن از یک سنخ هستند. . بررسی ها نشان می دهد مضامین مشترکی مانند : رعایت حال زیر زیر دستان، عبرت گیری از سرنوشت پیشینیان، عدالت و قناعت،مجازات بدکاران،عشق به پروردگار ازمشترک مهم اخلاقی و عرفانی مورد تأکید در هر دو متن است.
۱۳۷.

تاثیرطریقت نعمت اللهیه بر تفکرات عرفانی نصرت اردبیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نصرت اردبیلی طریقت نعمت اللهیه عرفان متون نظم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
نعمت اللهیه یکی از طریقت های عرفانی است که با شاه نعمت الله ولی شکل گرفت و شاعران و نویسندگان زیادی را به سوی خود جذب کرد؛ به طوری که آثار آن در تفکرات و نوشته های آنان مشهود است. یکی از شاعرانی که به این طریقت گرایش پیدا کرد، نصرت اردبیلی است. وی با بهره گیری از طریقت مذکور، انواع تجلی را در اشعارش نمایان می سازد که در این راستا، تجلی جلالی و جمالی خداوند را در آثار زیبارویان زمینی جستجو می کند که این امر در طریقت نعمت اللهیه نیز مشهود است. وی با استناد به طریقت مذکور، به بررسی انواع قُرب در اشعارش می پردازد که در این مسیر، شناخت قرب نوافل و فرائض از نمود بارزتری برخوردار است. نصرت اردبیلی برای اولیاء نیز ارزش خاصی قائل است، زیرا اهمیت و جایگاه آنان را در طریقت مورد بحث به خوبی درک نموده است و بارها از آنان با عنوان اهل ذکر یاد می کند و ویژگی های آنان را به خوبی مورد تمجید قرار داده است. وی در مبحثی دیگر، توحید، اتحاد و عینیت را از طریقت نعمت اللهیه استخراج نموده و آن را در اشعارش به کار می برد که در این راستا، اتحاد ذاکر و مذکور و حب و محبوب بسیار بارزتر است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی اشعار نصرت اردبیلی به انجام رسیده تا اثرپذیری نگرش او را در طریقت نعمت اللهیه برای مخاطبان به اثبات برسانیم.
۱۳۸.

بررسی و تحلیل مشرب عرفانی ابن خفیف شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان و تصوف مشرب عرفانی ابن خفیف شیرازی فقر سکر و صحو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۴۷۶
ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی، بنیان گذار سلسله عرفانی خفیفیّه، از شخصیت های جریان ساز و اثرگذار در تاریخ تصوف اسلامی است. باوجود نقش مؤثر این عارف در سیر تطوّر و گسترش عرفان اسلامی، تاکنون پژوهشی روشمند در باب مشرب عرفانی او صورت نگرفته است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده،  شناخت مشرب عرفانی ابن خفیف است که از طریق پاسخ به این سؤالات محقق می شود: مبدأ و مقصد سلوک در طریقه ابن خفیف کجاست و منازل دیگر در این بین به چه ترتیبی قرار گرفته اند؟ کدام یک از منازل در سیر استکمالی سالک  اهمیت بیشتری دارند؟ توانایی های لازم برای جذب دستاوردهای هر منزل چیست و چه آدابی برای کسب آن ها لازم است؟ در آثار و اقوال شیخ عقیده روشنی در پاسخ به این سؤالات یافت نشد؛ اما اهمّ برون داد بر اساس قرائن و شواهد بدین قرار است: مبدأ سلوک، ارادت و مقصد، معرفتِ حق است. میان مبدأ و مقصد منازلی وجود دارد که برخی در شمار احوال عرفانی بوده و از دیدگاه ابن خفیف مقدّم بر مقامات قرار دارند. ترجیح منزل صحو بر سکر موجب توجه کمتر به مبحث بسط، طرب، شطح و سماع و اهمیت بیشتر منازل فقر، زهد، خوف و حزن و همچنین مقدّم داشتن حضور بر غیبت شده است. در طریقه ابن خفیف، منزل فقر اهمیت ویژه ای دارد و ترجیح فقر بر غنا از دیگر شاخصه های مشرب عرفانی اوست. ساختار مشربِ عرفانی شیخ، بر پایه تعالیم جنید بغدادی بنا شده؛ اما از آموزه های عرفانی بایزید نیز اثر پذیرفته و در فارس رواج یافته است.
۱۳۹.

سلامان و ابسالِ فیتزجرالد جامی: بررسی بازنویسی فیتز جرالد از منظومه عرفانی جامی بر اساس دیدگاه لفویر (۱۹۹۲)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سلامان و ابسال فیتزجرالد بازنویسی ادبیات عرفانی بوطیقا ایدئولوژی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۷
این مقاله به شیوه کیفی- تبیینی و مبتنی بر مبانی بحث «بازنویسی» در «مکتب دست کاری» نشان می دهد که چگونه و به چه ترتیب فیتزجرالد با کاربست دو رویکرد بوطیقایی و ایدئولوژیکی پیشنهادی لفویر (۱۹۹۲)، روایت منظوم جامی را «بازنویسی» کرده است. بوطیقا، تبعیت از قواعد عصر و ایدئولوژیک، ناظر به نقش حامیان است. یافته ها نشان می دهند تغییرات متعدد فیتزجرالد، نه فقط به دلیل تفاوت های زبانی و بوطیقایی که به دلیل تطبیق با بافت فرهنگ و ایدئولوژی زمانه خود بوده است. ازجمله مهم ترین نتایج این پژوهش، نمایش نحوه بازنمایی فرهنگ عرفان ایرانی در بازنویسی های فیتزجرالد است. او با ایجاد تغییرات در متن اصلی، تصویری متفاوت و گاه خیال انگیز از فرهنگ و ادبیات ایرانی، به ویژه ادبیات عرفانی ارائه داده است؛ تصویری که بیشتر با تصورات و انتظارات مخاطبان غربی همخوانی دارد. همچنین، فیتزجرالد این منظومه را به گونه ای بازنویسی کرده که با سرمایه فرهنگی در شبکه های فرهنگی و اجتماعی انگلستان مطابق باشد. این بازنویسی ها شامل انتخاب واژگان جدید، تغییر ساختار جمله ها و حتی حذف یا افزودن بخش هایی از متن اصلی بوده است تا اثر نهایی برای مخاطبان انگلیسی جذاب تر باشد. درنتیجه، بازنویسی های فیتزجرالد نه فقط ترجمه ای ساده نیست که فرایندی پیچیده از بازنویسی و بازنمایی فرهنگی است که در آن ایدئولوژی، بوطیقا و انتظارات اجتماعی نقش مهمی ایفا کرده اند. این یافته ها به درک بهتر از نحوه تعاملات فرهنگی میان شرق و غرب در دوران مدرن کمک می کند و نشان می دهد که ترجمه ها و بازنویسی های ادبی چگونه می توانند وسیله ای برای انتقال و تحول فرهنگی باشند.  
۱۴۰.

واکاوی گفتمان تئودیسه اعتراض در مصیبت نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عطار مصیبت نامه عقلای مجانین تئودیسه اعتراض

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش به بررسی گفتمان تئودیسه اعتراض در مصیبت نامه عطار پرداخته است. تئودیسه اعتراض ازجمله تئودیسه های مهم در زمینه رنج و شرور است که خداوند را مسئول وجود شر در جهان می داند و از او می خواهد آن را از زندگی بشری بزداید. در مصیبت نامه عطار نیز شاهد اعتراض عقلای مجانین به خداوند بابت رنج و مصیبت هایشان هستیم. هدف پژوهش پیش رو این بود که به مطالعه و بررسی مفهوم اعتراض الهیاتی در حکایات مرتبط در مصیبت نامه عطار بپردازد و به روش توصیفی و تحلیلی مقوله تئودیسه اعتراض را براساس دیدگاه های موجود درین باره واکاوی کند؛ همچنین نشان دهد که در پسِ این اعتراض و عصیان که گاه پای در دایره گستاخی و ستیزه با خداوند می نهد امیدی نهفته است؛ امید به رفع شرور و مصیبت از جانب خداوندگار و رسیدن انسان به آرامش. درواقع بنیان این امید بر عشقی استوار شده است که در بطن اعتراض جنون آمیز دیوانگان عاقل حضور دارد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان