فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۳۹ مورد از کل ۱٬۰۳۹ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
229 - 250
حوزههای تخصصی:
با این که یادگار زریران را کهن ترین داستان و نمایش نامه حماسی ایران می شمارند و ابعاد حماسی و بن مایه های دینی، آن را از سیاست ناگسستنی می نماید، امّا این داستان از منظر مفاهیم حوزه هویّت، تمدّن و سیاست بررسی نشده است و فهم نسبت آن با مقولات این حوزه نیازمند تأمّلی خاص است. تلاش برای فهم ماهیّت و جایگاه این اثر از چشم انداز سیاسی و تمدّنی هدف پژوهش حاضر به شمار می رود. با طرح این سؤال که جایگاه و ماهیّت یادگار زریران از منظر سیاسی کدام است؟ و با نظر به داستانی بودن این متن، کوشیدیم آن را در چارچوب آرای هانا آرنت درباره داستان سرایی قرار داده و به شناختی بهتر از چیستی و جایگاه این متن در منظومه فکر و سیاست تمدّن ایرانی برسیم.بررسی ما نشان می دهد یادگار زریران متضمّن عناصر داستان در اندیشه آرنت است که از دید او بهترین راه به نشان دادن کیستی (هویّت) و از این روی اثری سراسر هویّتی و سیاسی است. یادگار زریران کوششی است برای بیان بخشی از تاریخ دینی-حماسی ایران، مبانی فکر سیاسی و عناصر فرهنگ و تمدّن ایرانی به مثابه پدیده ای منحصر به فرد و هویّتی در قالبی داستانی با قابلیّت به ظهور رساندن، به تصویر کشیدن و تداوم بخشیدن به روح و هویّت ملّی.
اشتقاق سازی ها در روایاتِ عامیانه حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
197 - 228
حوزههای تخصصی:
روایت های عامیانه و شفاهی در پیوند با ادب حماسی و به ویژه شاهنامه، در ادامه سنت شاهنامه نگاری پدیدار شده و یکی از منابعی است که در گشودن دشواری های ادب حماسی رسمی، بسیار راه گشا است. پیش از این شادروان ابوالقاسم انجوی شیرازی بسیاری از این روایت ها را گردآوری کرده و در مجموعه ای سه جلدی منتشر کرده است. نگارنده در پژوهش پیشِ رو، اشتقاق سازی های نام هایی را که در این مجموعه ارائه شده، بررسی و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که اغلب اشتقاق سازی اسامی موجود، به اقتضای محتوای این گونه متن ها، وجه تسمیه عامیانه دارد؛ به این معنا که روایت کننده بر بنیاد ریخت ظاهری کنونی نام، معنایی برای آن ارائه داده و مثلاً افراسیاب را پُرآسیاب یا کیومرث را کدومرث و گودرز را با کوه و درزِ آن در پیوند دانسته است. از سوی دیگر، تلفظ گروهی از نام ها برای نقل کننده روایت ناآشنا بوده و از همین روی، آن را به ریختی برگردانده که در نظرش معنادار می نموده و با کنش یا خصلتی از آن شخص هم تطابق می یافته است؛ چنان که آبتین به عابدین، برمایه به دایه یا آذر به عادل دگرگون شده است. مطابق با این روایات، نام برخی چیزها مانند گیوه از پهلوانی مانند گیو برآمده و برخی جای نام ها نیز برآیند پیوند آن جای با شخصیت حماسی و کنش آن ها بوده است.
جُستاری در مقایسه و تحلیل روایات حماسی و تاریخی دوره قاجار(با تأکید بر شهنشاهنامه عنوان نگار و ناسخ التّواریخ سپهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
83 - 104
حوزههای تخصصی:
احتمالی این شباهت ها و تفاوت ها، مورد مداقّه و بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد علّت در طول تاریخ، کشور ما همواره شاهد منازعات سیاسی و صحنه درگیری های نظامی فراوانی بوده است. این وقایع، علاوه بر تَبَعات و پیامد های خاصِّ اجتماعی، نظامی و سیاسی، زمینه خلق آثار حماسی زیادی را در ادبیّات غنی ما فراهم نموده است. دوره قاجار نیز از پُر بَسامدترین دوره های سیاسی، نظامی و اجتماعی بود که جِلوه های آن در تاریخ ادبیّات حماسی و روایی م ا به خوبی قابل مشاهده است. از جمله این آثار، کتاب شَهنشاه نامه، اثر منشی و ادیب بانفوذ دوران قاجار، میرزا تقی خان عنوان نگار می باشد. روایت حوادث این عصر از منظر ادیبی که خود و اجدادش از نزدیک شاهد آن بوده اند، دیدگاه تازه ای را به ما می بخشد که شایسته است مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. نگارندگان در جُستار پیشِ رو، کوشیده اند ضمن بررسی وقایع تاریخیِ منظوم در اثر یادشده، روایت این وقایع را با کتاب ناسخ التواریخ اثر لسان الملک سپهر، مورّخ نامیِ عصر قاجار مقایسه نمایند، تا شباهت ها و تفاوت های این دو اثر از لحاظ روایت های تاریخی آشکار گردد؛ هم چنین چراییِ شباهت ها و تفاوت های روایات، در دو اثر عمدتاً به این موارد مربوط است: استفاده از منابع مشترک یا متفاوت، خطای انسانی، قهرمان پروری در حماسه ها، شرایط زمانی و مکانی متفاوت در دو روایت، اهداف متفاوت راویان. روش تحقیق این جُستار تحلیل و توصیف محتوای کیفی است و گردآوری اطّلاعات از طریق فیش برداری صورت گرفته است.
جام فیروزه ای؛ روایتی متفاوت و نویافته از جام جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
57 - 81
حوزههای تخصصی:
در مورد جام جهان نمای جمشید و ویژگی های آن، مقالات و گزارش های متعددی چاپ شده که اغلب با تکیه بر منابع ادبی، تاریخی، داستانی و عرفانی فراهم آمده اند. در منابع خطی و کتب گوهرشناسی نیز اسنادی وجود دارد که از نگاه ادبا و محققین پوشیده مانده است اما پرداختن به آنها می تواند نکات و گواهی های تازه ای را درخصوص جام جمشید آشکار سازد. رشیدای تبریزی در مثنوی جواهرالاسرار، ضمن معرفی برخی از گوهرها به اقتضای موضوع به تعریف داستان و حکایت پرداخته است. یکی از این حکایات، روایت مربوط به آلب ارسلان و تسخیر شهر اصطخر و پیدا شدن جام فیروزه ای و گنجنامه منتسب به جمشید است. در این داستان برای نخستین بار با توصیف ویژگی ها و شکل و شمایل بسیار دقیق و جدیدی از جام جمشید روبرو می شویم. همچنین به نظر می رسد توصیف شرایط زمانی و مکانی دیدار آلب ارسلان با جام، خصلتی تاریخی به جام جمشید بخشیده و آن را از دنیای اسطوره به روزگار تاریخی کشانده است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام یافته است؛ تلاش شده ضمن بررسی کتب معتبر گوهرشناسی و منابع تاریخی و ادبی، به تحلیل ادعای رشیدای تبریزی بپردازیم. بررسیِ مستندات و شواهد موجود در گوهرنامه ها و کتب تاریخی، روایت ارائه شده در مثنوی جواهرالاسرار رشیدای تبریزی از جام جم را محتمل می داند. بنا بر این روایت، جام جمشید از جنس فیروزه بوده، با ظرفیت دو من و مزین به مهری زرین با تصویری از چهره جمشید بر بالای آن و در شهر استخر نگهداری می شده است.
رفتارشناسی شخصیّت های داستان بیژن و منیژه بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
251 - 277
حوزههای تخصصی:
بررسی شاهنامه فردوسی، بر پایه نظریه های روان شناسی، یکی از روش های بایسته برای آشنایی بیشتر با ابعاد متنوع این اثر بزرگ است. موضوع این پژوهش، بررسی رفتار شخصیت های داستان بیژن و منیژه برمبنای تئوری انتخاب ویلیام گلسراست. پرسش بنیادین این مقاله آن است که چگونه می توان خوانشی روان شناختی، بر پایه تئوری انتخاب از رفتار شخصیت های این داستان داشت؟ هدف این پژوهش بررسی رفتار شخصیت ها، بر پایه ارکان اساسی این رویکرد؛ یعنی، نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری و واقعیت پذیری است. همچنین، نقش فردوسی را به عنوان یک راوی قدرتمند در طرح موقعیت های پاسخگو به نیازهای اساسی مورد تحلیل قرار خواهیم داد. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی رفتار در شاهنامه، مبتنی بر انتخاب و مسئولیت، از زاویه دید نظریهعلمی خاص، در پی برخورد علمی با مقوله ای به نام ادبیات است. ضرورت انجام این پژوهش، مدیون آن است که بررسی و تحلیل رفتار شخصیت های یک اثر ادبی از منظر تئوری انتخاب، به واسطه امکان همذات پنداری مخاطبان با این شخصیت ها، بی تردید سبب آشنایی درست با نیازها، خواسته ها، ادراک، رفتار و مسئولیت پذیری و درنهایت خودکنترلی می شود. بنا بر این نتایج، شاهنامه بازتابی از تمام نیازهای بشری است که شخصیت ها با شناخت و درک واقعیت برای رسیدن به هدف، دست به انتخاب می زنند.
تحلیل روابط ترامتنیِ قصه روسیِ یِروسلان لازارِویچ و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
123 - 146
حوزههای تخصصی:
ادبیات روسیه از جمله ادبیات جهان است که از دیرباز متأثّر از ادبیات مشرق زمین و به ویژه ادبیات کلاسیک ایران بوده است. یکی از آثار گران سنگ ادب فارسی که به گفته محقّقان بسیاری بر شکل گیری برخی افسانه ها، قصص و داستان های حماسی روسی تأثیر داشته، حماسه ملی ایرانیان، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است. از جمله این آثار، قصه روسیِ یِروسلان لازارِویچ است که ریشه در فولکلور و ادبیات باستانِ حماسیِ روسی دارد. در این پژوهش برآنیم تا به روش تحلیلِ تطبیقی و کیفی محتوا و کاربست نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و اسنادی در گردآوری داده ها، به نقد مناسبات بینامتنی قصه نامبرده در مواجهه با شاهنامه بپردازیم. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دو گونه بینامتنیت و فرامتنیت در این پژوهش بررسی پذیر نبوده و لذا، بررسی مناسبات پیرامتنی، سرمتنی و بیش متنی بر ادعای ما مبنی بر برگرفتگی قصه روسی از شاهنامه صحّه گذاشته اند. از جمله مصادیق پیرامتنی، نام اثر و نسخ خطی، آثار لوباک، کتاب ها و مقالات موجود پیرامون این قصه روسی را می توان برشمرد. همچنین، ویژگی ها و مختصات حماسی این قصه از جمله مصادیق رابطه سرمتنی بوده اند. در رابطه با بیش متنیت نیز در قصه روسی با جایگشت نثرسازی، گشتار کمّی کاهش از نوع برش و نیز گشتار کمّی افزایش از نوع انبساط روبه رو هستیم. علی رغم وجود برخی پیش متن های احتمالی از میان آثار شرقی باستان، شاهنامه را می توان پیش متن اصلی قصه یِروسلان لازارِویچ تلقی کرد.
ملاحظاتی درباره تصحیح فرامرزنامه بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
15 - 32
حوزههای تخصصی:
فرامرزنامه بزرگ یکی از مهم ترین منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه است که در اواخر سده پنجم هجری بر اساس متن منثوری به همین نام سروده شده و وصف کارکیایی های فرامرز، پور رشید رستم است. سراینده ناشناس این منظومه توانسته است به شیوه ای نگارین و با لحنی حماسی، فرامرزنامه بزرگ را در در 5442 بیت بسراید که هم از نظر زبانی درخور توجه است و هم بخش مهمی از روایات حماسی خاندان رستم را در خود جای داده است. ماریولین فان زوتفن و ابوالفضل خطیبی بر اساس سه دست نویس، تصحیحی شایسته و عالمانه از این منظومه به دست داده اند. در این جستار ضمن معرفی چند و چون این تصحیح دانشمندانه، کوشش شده که با توسل به منابع درون-متنی و برون متنی، درباره ی ضبط برخی از ابیات این منظومه، ضبط های پیشنهادی ارائه گردد و گره از برخی فروبستگی های این منظومه گشوده شود. در فرجام برای حدود 44 بیت از این منظومه، ضبطی پیشنهادی ارائه گشته است.
تحلیل توصیفی آیین قربانی در دو اثر حماسی «رامایانا» و «انه اید»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
279 - 308
حوزههای تخصصی:
قربانی از قدیمی ترین آیین های دینی و عقیدتی است که تاریخ آن به درازای زندگی بشر است. قربانی به شیوه های گوناگون در میان اقوام و ملل مختلف انجام می شود که برای رضایت خدایان و خدای یگانه است. گاهی این آیین آن قدر به افراط می رود که پیش کش ها از هدیه، نذر، نیایش و قربانی حیوانات پا فراتر می گذارد و انسان قربانی می شود و این پیش کش ها غم انگیز و وحشتناک می شود. انسان تا جایی پیش می رود که زنان، دختران و کودکان را به جهت بی گناهی قربانی می کند تا میزان دلدادگی به نیروی معنوی را ابراز کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و خوانشی تطبیقی به بررسی بن مایه آیین قربانی در دو حماسه سترگ رامایانا و انه اید پرداخته است. حاصل این جستار که به روش مکتب آمریکایی است، نشان می دهد که سنگ بنای قربانی در این دو اثر بر بنیاد جنبه الهی و مقدّس پایه ریزی شده است. قربانی کننده با موجودات ماورایی ارتباط معنوی برقرار می کند. او پیش از آن که به دنبال منافع خویش باشد، در گام نخست قدم در وادی معنوی می گذارد. او رضایت نیرو یا نیروهای معنوی را بر خود مقدّم می دارد. در دو فرهنگ هندی و رومی به صورت مشترک قربانی کننده باید آن چه را در فرهنگ سرزمینش درباره این آیین وجود دارد، محقّق کند. آن چه در این دو فرهنگ از بسامد بالایی برخوردار است، تطهیر و نیایش قبل و همراه این آیین است.
بازنمایی کلاه خود رستم در دوران توسعه، شکوفایی و افول کتاب آرایی ایران (مطالعه موردی: شاهنامه های بایسنغری، طهماسبی و داوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
149 - 173
حوزههای تخصصی:
کتاب آرایی ایرانی همبسته و وابسته ی ادبیات به شمارمی رود که دوران توسعه، شکوفایی و افول آن به ترتیب به دوران تیموری و صفوی و قاجار اختصاص دارد. از موضوعات قابل بررسی در مطالعه نگاره های حماسی، جنگ افزار پهلوانان است که در هر عصر، با توجه به مسائل سیاسی و فرهنگی با رویکردی متفاوت نقش بسته است. رستم مهمترین پهلوان و از شاخص ترین شخصیت های ادبیات حماسی در شاهنامه فردوسی است که بخش قابل توجهی از این حماسه دربرگیرنده توصیف هایی از ظاهر و داستان های اوست که دستمایه ی تصویرگران ایرانی برای خلق تصاویر بسیاری بوده است. شاهنامه های بایسنغری، طهماسبی و داوری علاوه بر داشتن نگاره های بسیار و شاخص، از مهم ترین آثار مکاتب نگارگری ایران نیز محسوب می شوند که به ترتیب به ادوار توسعه، شکوفایی و افول نگارگری ایرانی تعلق دارند؛ از این رو، مطالعه این شاهنامه ها، مدنظر این پژوهش قرارگرفته اند. در میان جنگ افزارها، کلاه خود رستم به دلیل تنوع در محتوا و تصویر، قابلیت بررسی بیشتری دارد. مساله این است: در ترسیم کلاه خود رستم، نگارگران نسخ شاهنامه بایسنغری، طهماسبی و داوری چه ویژگی های بصری را به نمایش گذاشته اند؟ و تا چه میزان از متن ادبی شاهنامه تبعیت کرده اند؟ روش تحقیق تحلیلی-تطبیقی، روش تجزیه و تحلیل کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای-اسنادی است. نتایج پژوهش مبین این نکته هستند که در دوران توسعه توجه به متن ادبی شاهنامه مدنظر هنرمند بوده است؛ لیکن از این زمان به بعد، شیوه ترسیم کلاه خود رستم، تحت تاثیر تخیل نگارگر، جنبه تزئینی و نمایش قدرت یافته و از روایت کمتر تبعیت کرده است.
تحلیل محتوایی نمادهای رنگی غنایی در شعر پایداری معاصر افغانستان (مطالعه موردی اشعار قهار عاصی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
111 - 135
حوزههای تخصصی:
شعر پایداری معاصر افغانستان پس از کودتای هفتم اردیبهشت سال 1357ش، زمینه ساز شکل گیری جریان های متفاوت شعری شد و هر یک از شاعران، شعر را بر مبنای اندیشه های آرمان گرایانه سیاسی و اجتماعی خویش تعبیر نموده اند و از نمادهای رنگی به منظور بیان احساسات و عواطف شخصی خویش بهره جسته و در تصویرآفرینی و انتقال مفاهیم واقعی برای بیان زیبایی های حسی و نظر به وجه نمادین آن ها معنای انتزاعی و کنایی را در اشعار خویش ترسیم کرده اند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل محتوایی نمادهای رنگی اشعار قهارعاصی است. روش جمع آوری داده های این تحقیق، کتابخانه ای است که با روش توصیفی‑تحلیلی سامان یافته است. داده های تحقیق، حاکی از این است که در شعر قهار عاصی، رنگ های سرخ، زرد، ارغوانی، سیاه، خاکستری و سفید بسامد بیشتری دارد و با توجه به درونمایه پایداری اشعارش، می توان نتیجه گرفت که هر کدام از رنگ ها به صورت نمادین، القاکننده معانی و مفاهیمی است: رنگ های سرخ به معنای شهید، شهادت و نابسامانی های اجتماعی؛ رنگ زرد و ارغوانی به مفهوم یأس و ناامیدی؛ رنگ سیاه، خاکستری و سفید، به ترتیب، انزجار جدی شاعر از فضای استبداد، وحشت، ویرانی، و تمایل به صمیمیت، بی گناهی و پاکی را نشان می دهد. همچنین روشن شد که رنگ ها در بازتاب دهی احساسات شاعر نسبت به سرنوشت مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
وجه حماسی در شعر دفاع مقدس با تکیه بر سروده های محمدرضا عبدالملکیان و عبدالجبار کاکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
93 - 110
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایداری شاخه ای از ادبیات معاصر ایران است که با رویدادهای مهم تاریخ معاصر از جمله انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی گره خورده است. اما بی گمان، هشت سال دفاع مقدس بیشترین و گسترده ترین آثار ادبی را در حوزه ادبیات پایداری، برای ادبیات فارسی به ارمغان آورده است. بدیهی است که در هر حمله ای که به خاک یک کشور می شود؛ مقاومت و دفاع نیز در برابر آن شکل می گیرد. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مردم کشورمان جلوه های حماسی گوناگون و عمیقی از این مقاومت و دفاع را پدید آوردند که شرح و توصیف آن در آثار گوناگون هنری و ادبی از جمله شعر آمده است. این اشعار که اغلب وجه و رویکردی حماسی دارند به نام شعر دفاع مقدس شناخته می شوند. در این مقاله نمادهای وجه حماسی و مفاهیم برخاسته از آن در اشعار دفاع مقدس عبدالجبار کاکایی و محمدرضا عبدالملکیان بررسی گردید. عبدالجبار کاکایی و محمدرضا عبدالملکیان در اشعار دفاع مقدس خود افزون بر تشریح و توصیف فضای جبهه ها و فداکاری مردم و رزمندگان، به تبیین آرمان دفاع مقدس و شهدا نیز پرداخته اند. همچنین در کنار بُعدِ ستایشی، به نکوهش و نقد کسانی پرداخته اند که راه شهدا و آرمان آنان را فراموش کرده و گرفتار امور دنیوی شده اند. این پرداخت در شعر دفاع مقدس دو شاعر نام برده، با رویکرد حماسی انجام شده است. یعنی ویژگی ها و ساختار نوع ادبی حماسه را ندارد اما از منظر درون مایه و سیاق سخن، از وجه حماسی برخوردار است.
بررسی نسبت رئالیسم جادویی و مفهوم پایداری در ادبیات معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
195 - 215
حوزههای تخصصی:
عصر جدید، دوران گذار از روایت ها و برداشت های رئالیستی از جهان است. گذار از این سطح بیش از هرچیز به معنای انتقاد از عقلانیتی است که در تحقق شعارها و آرمان های خود شکست خورده بود؛ بر این اساس، چندان دور از انتظار نبود که ضدروایت های بسیاری در برابر روایت های رئالیستی قرار گیرند. در این میان ادبیات و مشخصاً رمان، میدانی بود برای تقابل با عقلانیت جدید و پیامدها و نتایج آن و در مرحله بعد واژگونی یا دست کم تضعیف ساختارهای تاریخیِ به اشتباه طبیعی انگاشته شده. در مقاله حاضر ضمن پرداختن به رئالیسم جادویی در ادبیات به مثابه ابزاری برای پایداری و مقاومت در برابر تهاجم غرب استعمارگر، ادبیات داستانی معاصر فارسی از این منظر خاص واکاویده شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، یک تحقیق بنیادی است که با رویکرد کیفی انجام می شود. جامعه آماری تحقیق، رمان هایی است که در حوزه رئالیسم جادویی در ادبیات معاصر فارسی نوشته شده است؛ نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است. نتایج برآمده از تحلیل شاخص ترین متون ادبیات داستانی معطوف به رئالیسم جادویی، نشان می دهد این آثار در چند محور از جمله تاکید بر فرهنگی های بومی و سنّت های محلی، به مثابه نوعی مقاومت فرهنگی در برابر سلطه استعمارگران و مشخصاً سیاست های ناظر بر تعلیق فرهنگ های محلی به نفع فرهنگ جهانی، برجسته سازی نابرابری های اقتصادی به مثابه اعتراض به نظام های اقتصادی تولید کننده، نابرابری و بهره کشی های ظالمانه در جهان دو قطبی، نقد مادی گرایی از مسیر برساختن عناصر جادویی در برابر عقلانیت مادی محور و در نهایت بازنمایی منفی غرب در صورت های نمادین و استعاری، در برابر سلطه استعمار ایستادگی و پایداری کرده اند.
جلوه های پایداری در رمان «نام کوچک من بلقیس»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
137 - 150
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در قرن معاصر، دوران جدیدی را در حوزه ادبیات پایداری در کشور، به وجود آورد. این انقلاب که بر آموزه های مکتبی، دینی، آیینی و توانمندی های مردم تکیه داشت، بدون بهره گیری از کمک و مساعدت قدرت های آن زمان، فضای جدیدی را بر این کشور حاکم کرد، که در بین انقلاب های جهان معاصر بی سابقه بود؛ و توانست با ایجاد گفتمان های مقاومت و پایداری در برابر قدرت های زورمدار و ستم پیشه با الهام از اندیشه های ناب مکتب نبوی (ص) و ائمه اطهار (ع) و در رأس آن ها مکتب عاشورا، حرف تازه ای در سطح جهان به گوش مردم آزادی خواه و جوامع ضد استبداد برساند. در این راستا، سخنوران با الهام از تمام ویژگی ها ادبیات پایداری سعی داشته اند در این نوع ادبی، آثار قابل توجّهی از خود به یادگار بگذارند و یا در دل نوشته های خود، از دفاع مقدّس وجان فشانی های زنان و مردان مبارز بنویسند و به این مهم، بپردازند. از جمله این سخنوران، خانم بلقیس سلیمانی است که در بیشتر آثار خود، به موضوع ادبیات پایداری پرداخته است و از روحیه انقلابی مردم زادگاهش - شهرستان رابر- و از تلاش و سهم مردم آن سامان، در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس برای نسل های آینده نوشته است و موضوع موردنظر در رمان نام کوچک من بلقیس ، به صورت توصیفی- تحلیلی بررسی شده است.
تیپ شناسی شخصیّت در سه گانه نمایشی «خاکِ شیرین» از حامد مکملی (بر مبنای الگوی انیاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
151 - 171
حوزههای تخصصی:
شخصیّت به عنوان اساسی ترین رکن نمایشنامه، انگاره ای پیچیده است که درک آن، متضمّن فهم یک کنش کامل و مستقل است و جز با تحلیل نشانه های کلامی، رفتاری و فیزیکی امکان پذیر نیست. انیاگرام جدیدترین الگوی شناخت شخصیّت در روان شناسی نوین است که به مدد آن می توان تیپ شخصیتی هر فرد را از میان الگوهای نُه گانه بازشناخت. تئاتر دفاع مقدّس به دلیل ماهیّت منحصربه فرد جنگ ایران و عراق، گونه ای متمایز از نمایش های جهان است و توجّه صحیح به چگونگی پرداخت شخصیّت خواهدتوانست جهانیان را متوجّه آرمان های متفاوت این نبرد کند. کتاب خاکِ شیرین مشتمل بر سه نمایشنامه «این عکسی که می ماند، کمین ژاله، و خاک شیرین» از حامد مکمّلی، در زمره آثاری است که به دلیل تسلّط نویسنده بر بازیگری و کارگردانی، موفّق به کسب جوایز متعدّد در حوزه ادبیّات دفاع مقدّس شده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی تحلیلی، چهارده شخصیّت این سه نمایشنامه را از منظر انیاگرام کاویده است. حاصل آنکه مکمّلی برای الگوسازی، از دو شخصیّت فرمانده و معلّم در تیپ کمالگرا استفاده کرده است و غالب شهدا را نیز با این بال تقویت کرده، امّا برای باورپذیری بیشتر، تیپ ریاست مآب را برای بیشتر شخصیّت ها برگزیده که بروز آن در نیروهای دو جبهه متفاوت است. به دلیل درونمایه جنگی و فضای بحرانی،کنش اغلب شخصیت ها با خود واقعی شان در تعارض است و با بالاترین درصد در سه گانه غریزه گرا جای گرفته اند. فراوانی بسیار زیاد بال آرامشی، نشانگر آن است که در این نمایشنامه، دفاع مقدّس باعث تهذیب و تعالی اخلاقیِ اشخاصِ آن شده است. نیمی از شخصیّت ها نیز در سالم ترین سطح سلامت روان، ایفای نقش می کنند. مکمّلی برای باورپذیری بیشتر در حد امکان کوشیده تا شخصیّت های نمایش، پیش و پس از جنگ همسو باشند.
تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
49 - 72
حوزههای تخصصی:
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
مبانی پایداری در آثار منثور وکنش گری های سیاسی ملک الشعرا بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
27 - 48
حوزههای تخصصی:
ملک الشعرا بهار، از ابتدای مشروطیت به جرگه آزادی خواهان پیوست. از ابتدای تحوّلات مجلس دوم، به امر روزنامه نگاری پرداخت. در عمرکوتاه مدّت مجلس سوم، برای نخستین بار به نمایندگی مجلس انتخاب گشت و در تحوّلات ایران، از جنگ جهانی اوّل تا به سلطنت رسیدن پهلوی اوّل در عرصه سیاست ایران ،حضوری فعّال به هم رسانید. او متأثر از فضای سیاسی پرالتهاب زمانه، به تبعیت از مضامین فکری مشروطه، به مبارزه با استعمار و ممانعت از رشد استبداد در کشور پرداخت. در این میان به جز عرصه شاعری، در جایگاه روزنامه نگار، نماینده مجلس و فعّال سیاسی، به مقوله مقاومت و پایداری نیز توجّه داشت. پژوهش حاضر، برآن است تا با روش تاریخی و با رویکرد تحلیلی-توصیفی به بررسی جلوه های گوناگون مبانی پایداری در آثار منثور با تأکید برکتب تاریخی، روزنامه، مذاکرات مجلس و کنش گری های سیاسی ملک الشعرا بهار بپردازد. نتایج تحقیق، نشان می دهد که در تمامی آثار و فعالیت های سیاسیِ بهار، مصادیق فراوانی چون مقابله با حکومت استبدادی، بیان جنایت ها و بیدادگری های عوامل حکومت پهلوی اوّل، دعوت به مبارزه و مقابله، عدم همراهی و همکاری با حکومت غاصب و بیگانه ستیزی، مبرهن است. تمامی موارد یادشده، بازگوکننده جلوه هایی از ادب پایداری در آثار منثور و رویه سیاسی ملک الشعرا بهار است.
بررسی سبک زبان زنانه و مردانه در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس«پایی که جا ماند» و «من زنده ام»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
موضوع زبان و جنسیت یکی از مسائل مطرح در زبان شناسی امروز است که نخستین بار از سوی فمینیست های موج دوم مطرح شد و پس از آن بیشتر از همه مورد توجه زبان شناسان اجتماعی قرار گرفت. رابطه زبان و جنسیت یکی از ویژگی های مهم و قابل توجه در بررسی نوشتار زنان و مردان است. آنچه در این پژوهش بدان پرداخته می شود، بررسی تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه به شیوه سبک شناسی لایه ای در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس «پایی که جا ماند» اثر سید ناصر حسینی پور و «من زنده ام» اثر معصومه آباد، در تطابق با آرا و نظریات زبان شناسان حیطه جنسیت به ویژه لیکاف است. از این رو نوع خاطره موضوع پژوهش قرار گرفت که زبان آن به زبان طبیعی و سبک جنسیتی نویسنده نزدیک تر است. هر دو اثر در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و کاربردی و در ۲۰ مؤلفه زبانی به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مقایسه قرار گرفتند. در بررسی این مؤلفه ها مشخص شد در 9 مؤلفه کاربرد واژگان زنانه، رنگ واژه ها، دشواژه ها، تشدید کننده ها، قطع جملات، جمله های امری تعدیلی و استفاده از آرایه های تشبیه و استعاره، نتایج با آرای زبان شناسان حوزه زبان و جنسیت به ویژه لیکاف مطابقت داشته و زنانه نویسی در کتاب «من زنده ام» رعایت شده است و در ۱۱ مؤلفه دیگر عدم تطابق یافت شد. نتایج به دست آمده، نشان دهنده این موضوع است که عوامل مختلفی همچون سن، جنسیت، شرایط فرهنگی، اجتماعی و به ویژه قالب نوشته، تاثیر بسزایی در تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه در این دو اثر دارد.
تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
173 - 193
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
کاربست مفهوم «مرز» در تحلیل گفتمان جنگ؛ بررسی رمان «لم یزرع» با تکیه بر آرای لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با رویکرد تحلیل گفتمانی انتقادی و با بهره گیری از نظریه لاکلا و موفه، به بررسی نقش جنگ و مرز در رمان «لم یزرع» می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، واکاوی چگونگی بازنمایی این دو مفهوم در رمان و همچنین نقش آن ها در ساختار گفتمانی و شکل گیری هویت ها است. برخلاف دیدگاه های سنّتی که زبان را ابزاری برای بازتاب واقعیت می دانند، این پژوهش براین باور است که زبان، خود سازنده واقعیت است و از طریق گفتمان های مختلف، معانی و هویت ها را شکل می دهد. با تمرکز بر مفاهیم کلیدی نظیر «مفصل بندی»، «گره» و «هژمونی»، نشان داده می شود که چگونه مرز به عنوان یک گره کانونی در شبکه گفتمانی رمان، در ارتباط با مفاهیمی چون جنگ، مقاومت و هویت، مفصل بندی شده و گفتمان های مسلّط پیرامون مرز را به چالش می کشد. پرسش های پژوهشی، حول محور بازنمایی عشق و مرز، گفتمان های رقیب موجود و ارتباط عشق و مقاومت شکل گرفتند. فرضیات نیز بر نقش عشق در ایجاد تنش و پارادوکس، و به عنوان یک گره کلیدی متمرکز است. روش تحقیق، کیفی با تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتایج، نشان داد که عشق و مرز در رمان، نه تنها مفاهیم شخصی، بلکه سازه های گفتمانی هستند که می توانند معانی متفاوتی را خلق کنند و هویت ها را شکل دهند. مرز به عنوان یک سازه گفتمانی پیچیده، نه تنها عامل جدایی، بلکه عامل اتصال و ایجاد هویت های جدید معرفی شد. به طورکلّی، این پژوهش نشان می دهد که رمان لم یزرع با بازنمایی خاص خود از مفهوم مرز، به چالش کشیدن ساختارهای مسلّط می پردازد و فضایی برای اندیشیدن به معانی جدید و هویت های متفاوت فراهم می کند.