فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۱۰۲-۹۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمارستان ها به عنوان پرهزینه ترین و مهمترین اجزای نظام مراقبت پزشکی مطرح هستند، بنابراین بازشناخت اقتصادی این بخش و توجه کامل به کارایی و عوامل مؤثر بر آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. هدف این مطالعه بررسی کارایی بیمارستان های منتخب استان آذربایجان غربی با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها می باشد. روش کار: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی تحلیلی می باشد که به صورت مقطعی و گذشته نگر در سال 1388 انجام گرفت. متغیرهای نهاده تعداد تخت فعال، تعداد پزشک و سایر پرسنل و متغیرهای ستانده تخت روز اشغالی و پذیرش سرپایی در بیمارستان های مورد مطالعه بودند . تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط روش تحلیل فراگیر داده ها و نرم افزار Deap2,1 و با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس ( VRS ) صورت پذیرفت. در این مطالعه هم انتقال مازادها و هم انتقال شعاعی مورد برآورد قرار گرفت و علاوه بر تعیین کارایی در بیمارستان های منتخب، استفاده بیش از حد مطلوب نهاده ها در سال 1388 محاسبه شد. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از روش تحلیل فراگیر داده ها در سال 1388 میانگین کارایی فنی بیمارستان های مورد مطالعه 0.584، متوسط کارآیی فنی خالص (کارآیی مدیریتی) بیمارستان ها 0.782 و متوسط کارآیی مقیاس آنها 0.771 بوده است. به عبارتی، ظرفیت ارتقاء کارایی در این بیمارستان ها بدون هیچ گونه افزایشی در هزینه ها و به کارگیری همان میزان از نهاده ها تا حدود 41.5 درصد می باشد. از کل بیمارستان های دانشگاه فقط 4 بیمارستان دارای کارایی فنی یک می باشند. علاوه بر آن در این بیمارستان ها وجود عوامل تولید مازاد آشکار می باشد. بحث: کاهش عوامل تولید مازاد بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر داده ها نقش عمده ای در کاهش هزینه های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان خواهد داشت. از طرفی در بیمارستان هایی که دارای کارایی فنی کمتر از یک می باشند مقادیر اولیه و بهینه نهاده آنها باهم متفاوت و دارای مازاد نهاده می باشند. از این رو بیمارستان های مذکور برای رسیدن به حداکثر کارایی باید به تعداد مازادهای خود از مقادیر اولیه نهاده ها کم کنند تا به سطح کارایی مطلوب دست یابند. از نتایج به کارگیری این روش به عنوان معیاری برای اتخاذ تصمیم در خصوص تخصیص منابع و همچنین کنترل و بهبود عملکرد بیمارستان ها می توان استفاده کرد.
الگوی ساختاری تفسیری عوامل موثر بر بوروکراسی هراسی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۱
۹۷-۸۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بوروکراسی هراسی مفهومی جدیددرادبیات مدیریتی است که اخیرا موردتوجه قرارگرفته است،هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر بوروکراسی هراسی درحوزه مدیریت بهداشت ودرمان استان کرمان بااستفاده ازرویکرد ساختاری تفسیری است . روش ها: روش گردآوری داده ها در پژوهش حاضر مصاحبه وپرسش نامه بود.دراین راستابا 12 نفرازخبرگان شامل اساتیدمدیریت ومدیران ارشددانشگاه علوم پزشکی استان کرمان مصاحبه شد. نتیجه کدگذاری متون مصاحبه ومرورادبیات درقالب 11 مقوله کلی بصورت پرسش نامه تحلیل ساختاری تفسیری تنظیم ودراختیار خبرگان قرار گرفت . یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که قواعدورویه های سخت وانعطاف ناپذیردرجایگاه اول قرار دارد. همچنین بی انگیزگی کارکنان و پایین بودن اعتمادعمومی به سازمان های دولتی درجایگاه دوم قرار دارد ، جایگاه سوم به تصمیم گیری های سلیقه ای مدیران سازمان هاو تشریفات زایداداری تعلق دارد.فساداداری و پاسخگو نبودن درسطح چهارم وطولانی بودن فرآیندهای اداری ، اطلاع رسانی نکردن دقیق فرآیند ها،سلسله مراتب زیاددرسازمان و وجود باندبازی در بعضی ادارات درسطح پنجم قرارگرفت. نتیجه گیری: نتایج بااستفاده ازروش مدل سازی ساختاری تفسیری، تحلیل ودر نهایت ارتباط و توالی پیشایند هابه دست آمد. باعنایت به نتایج پژوهش حوزه مدیریت خدمات بهداشت ودرمان باید قوانین دست وپا گیر را کاهش دهند تا مردم اعتماد خود را نسبت به سازمان های دولتی از دست ندهند.
سالمندی و مخارج نظام سلامت در ایران: بررسی و پیشبینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۹۲)
۱۱۷-۹۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سالمندی، پدیده ای کمابیش جدید، چند بعدی و اجتناب ناپذیر برای جوامع انسانی در حال و آینده است و کشور ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در این مطالعه، رابطه مخارج نظام سلامت ایران و نرخ سالمندی را بررسی و میزان این دو متغیر را تا سال 1405 پیش بینی شده است. روش ها: این مطالعه کاربردی بوده و از روش اسنادکاوی برای جمع آوری داده ها و روش کمّی برای تحلیل داده ها استفاده کرده است. برای برآورد مدل و رابطه میان نرخ سالمندی و مخارج نظام سلامت از روش خودرگرسیون با وقفه های توزیعی، و برای پیش بینی از روش ARIMA استفاده شد. داده های استفاده شده برای برآورد مدل از سال 1375 تا سال 1400 بوده و پیش بینی متغیرهای نرخ سالمندی و مخارج نظام سلامت از سال 1401 تا سال 1405 صورت گرفته است. نرم افزار به کارگرفته شده در این مطالعه EViewsنسخه 10 بود. داده های این مقاله از مرکز آمار ایران و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد استخراج شده اند. یافته ها: بر اساس قیمت های ثابت سال 1390، به ازای هر درصد افزایش در نرخ سالمندی، مخارج نظام سلامت به میزان 710 میلیارد تومان افزایش خواهد داشت. با توجه به پیش بینی های صورت گرفته، نرخ سالمندی تا سال 1405 به میزان 1/06 درصد رشد خواهد داشت و افزایش مخارج ناشی از سالمندی حدود 753 میلیارد تومان براساس قیمت های ثابت سال 1390 خواهد بود. به ازای هر سالمند، یک میلیون و 414 هزار تومان براساس قیمت های ثابت سال 1390 به مخارج نظام سلامت افزوده خواهد شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از افزایش مخارج نظام سلامت ناشی از سالمندی، یک نتیجه قابل پیش بینی بود. ضرایب به دست آمده با فرض ثبات سایر شرایط بود و تغییرات فناوری، سبک زندگی و تغییر شرایط کلی اجتماعی و اقتصادی می تواند تغییرات زیادی در این اعداد ایجاد کند. به نظر می رسد مؤثرترین راهکار برای کاهش اثرات سالمندی، ایجاد اشتغال با سطوح درآمدی مناسب است تا بتوان با افزایش نسبت جوانی جمعیت و تأمین صندوق های بازنشستگی، نسبت وابستگی در کشور را نیز کاهش داد.
بررسی کارایی، منافع و پیچیدگی های ناشی از کاربرد سیستم های اطلاعات بیمارستانی از دیدگاه پزشکان مراکز آموزشی درمانی ارومیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۵۴
۲۳-۱۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیآمد بسیاری از پیاده سازی های سیستم های اطلاعاتی بیمارستانی (HIS) همه انتظارات پیش بینی شده تصمیم گیرندگان وکاربران را بر آورده ننموده و یا در اجرای آنها به شکست انجامیده است. این مطالعه با هدف سنجش دیدگاه پزشکان نسبت به سیستم های اطلاعات بیمارستانی در بیمارستانهای دولتی شهرستان ارومیه انجام یافته است. روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی تحلیلی و مقطعی انجام شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده استفاده شد و گرد آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. و برای تحلیل فرضیات و اهداف از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، و آزمون کای دو استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که براساس نظر پزشکان، بین کارایی مورد انتظار از سیستمHIS و میزان آشنایی با فناوری اطلاعات رابطه معنی دار (p<0.05) وجود دارد و همچنین با سن نیز رابطه معنی دار (p=0.008<0.05) وجود دارد. رابطه بین پیچیدگی های ناشی از استفاده HIS و آشنایی با فناوری اطلاعات (p=0.000<0.05) معنی دار است. همچنین بین پیچیدگی های ناشی از استفاده سیستم های اطلاعات بیمارستانی با سن نیز رابطه معنی دار (p=0.049<0.05) وجود دارد. بحث ونتیجه گیری: با توجه به نقش کلیدی پزشکان و اهمیت استفاده ازسیستم های اطلاعات، ضرورت آشنایی با فناوری اطلاعات احساس می شود. لذا پیشنهاد می گردد جهت بستر سازی در بیمارستانها به منظور به کارگیری بهینه فناوری اطلاعات، مشوق های لازم و به منظور استفاده درست دوره های آموزشی برای پزشکان برگزار گردد.
میزان بهینه کاوی اعضای کمیته مدیریت بحران و بلایای بیمارستان های دولتی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
۱۹-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهینه کاوی یا الگوبرداری از روش ها و فرآیند های برتر یکی از روش های بهبود عملکرد و بهسازی سازمانی محسوب می شود. مطالعه حاضر، به منظور تعیین میزان بهینه کاوی اعضای کمیته مدیریت بحران و بلایای بیمارستان های دولتی ایران در مواجهه موثر با بلایا انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر مقطعی بوده و در سال 1397 انجام شد. جامعه پژوهش بیمارستان های دولتی ایران بود که بر اساس آمایش سرزمینی به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته شامل دو بخش متغیرهای فردی و میزان و نحوه بهینه کاوی با 14 سئوال باز و بسته بوده که روایی و پایایی آن تائید شد. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ تحلیل شد. یافته ها: از مجموع 410 نفر اعضای کمیته بیمارستانی مدیریت بحران و بلایا در دسترس، 103 نفر(1/25 درصد) در طول سوابق همکاری با کمیته، سابقه حداقل یک تا حداکثر هشت مورد بهینه کاوی داشتند که در مجموع 237 مورد بهینه کاوی به ثبت رسیده است. بدین ترتیب میانگین بهینه کاوی افراد بررسی شده 2/1±58/0 مورد بوده است. بین تعداد موارد بهینه کاوی و مدت همکاری در کمیته مدیریت بحران(177/0+=r & 001/0=P)، تعداد تخت فعال بیمارستان محل خدمت(117/0+=r & 024/0=P)، مقطع تحصیلی(109/0+=r & 029/0=P) و شهر محل استقرار بیمارستان (در کلان شهرها 4/28 درصد و در غیر کلان شهرها 9/15 درصد) (010/0=P)، رابطه معنی دار و با سایر عوامل فردی و سازمانی رابطه غیرمعنی دار وجود داشت(05/0<P). نتیجه گیری: مطالعه حاضر، نشان داد سرانه بهینه کاوی اعضای بررسی شده با توجه به سایر مطالعات مشابه در سطح کمی قرار داشت. لذا پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای متناسب طراحی و اجرا گردد.
میزان تفاوت و شباهت سرفصل رسمی مقطع کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی با سر فصل های مشابه آن در ایران (یک مطالعه تطبیقی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۶
۴۶-۳۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازنگری و روزآمدسازی منظم و مداوم برنامه های آموزشی، به منظور تکمیل رسالت اصلی دانشگاه ها، امری ضروری است. هدف از این پژوهش، مقایسه و تطبیق برنامه درسی مقطع کارشناسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی با برنامه های درسی رشته های مشابه آن در ایران است. روش کار: روش پژوهش تطبیقی بود. ابزار گردآوری داده ها، چک لیست تهیه شده از سرفصل های مصوب کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، علم اطلاعات و دانش شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی بود. پژوهش در سال 1394 انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، جدول در نرم افزار Excel انجام شد. یافته ها: برنامه درسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی 4/56 درصد با سرفصل دروس علم اطلاعات و دانش شناسی و 5/65 درصد با سرفصل دروس کتابداری و اطلاع رسانی مشابهت داشت. تفاوت های عمده سرفصل مذکور با دو سرفصل مشابه دیگر در تعداد واحدهای دروس اختصاصی، عمومی، پایه و عدم تنوع در دروس اختصاصی اجباری و اختیاری آن است. همچنین ضعف عمده سرفصل مذکور، نبود دروس پایه مرتبط با حوزه پزشکی و بالینی در سرفصل و کمبود دروس مرتبط با فناوری های اطلاعاتی و زیاد بودن دروس اصطلاح شناسی پزشکی است. نتیجه گیری: با توجه به کارکردهای رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی و جامعه هدف خدمت رسانی آن، همچنین شباهت زیاد محتوای دروس این رشته با رشته ها و گرایش های عمومی تر آن ، به نظر می رسد که تغییر در برنامه درسی این رشته ضروری است. پیشنهاد می شود دروسی مانند کتاب درمانی، کتابداری بالینی، کتابداری مبتنی بر شواهد، مرور نظامند، علم سنجی، مشاوره اطلاعاتی در حوزه سلامت و خدمات اطلاع رسانی پزشکی به گروه های ویژه مانند بیماران به برنامه درسی رشته اضافه گردد.
شاخص هیرش(h-Index): چالش ها و ابزارهای مکمل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت ۱۳۸۷ شماره ۳۱
۷۷-۶۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: J. E. Hirsch شاخصی را با نام h-Index به حوزه علم سنجی معرفی کرد که نشان دهنده کیفیت بهره وری علمی واقعی از انتشارات یک پژوهشگر است که معادل عامل تأثیر(Impact Factor)برای پژوهشگران به شمار می آید. روش بررسی: پژوهش های انجام شده بیانگر آن است که پایگاه های استنادی، نمره h متفاوتی را برای هر پژوهشگر ارائه می دهند و نیز h پژوهشگران در حوزه های مختلف علمی تفاوت دارد. با وجود مزایای بسیار h-Index، معایب آن موجب ارائه شاخص های مکمل برای آن از جمله m، r، g شده است. نتیجه گیری: نقطه قوت h-Index، کاربرد بالقوه آن در ارزیابی مقالات در سطح خرد است که مکمل شاخص های دیگر کتاب سنجی موجود است. این شاخص به همراه دیگر شاخص های مکمل می تواند معیار مناسبی برای ارتقاء درجه علمی پژوهشگران و دانشمندان و اعضاء یک گروه علمی باشد.
برآورد نیروی انسانی مورد نیاز بخش شتاب دهنده مرکز رادیوتراپی - انکولوژی رضا (ع) بر اساس شاخص حجم کار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۳۳-۲۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: منابع انسانی نقش بسیار مهمی را در ارائه خدمات سلامت ایفا می کند. هدف این مطالعه برآورد نیروی انسانی موردنیاز بخش شتاب دهنده مرکز تخصصی رادیوتراپی - انکولوژی رضا (ع) بر اساس شاخص حجم کار بود. روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی انجام شد. از هم اندیشی خبرگان برای تعیین اجزاء حجم کار و زمان استاندارد، از کارسنجی برای تائید زمان استاندارد فعالیت های اصلی، از مصاحبه و اطلاعات سیستم پرسنلی برای تعیین میزان و عوامل مرتبط با زمان کاری در دسترس و از اطلاعات سیستم مدیریت و دفاتر ثبت برای تعیین حجم کار سالیانه استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل استفاده شد. یافته ها: هفت عامل مرتبط با زمان کاری در دسترس سالانه کارکنان شناسایی شد. زمان کاری در دسترس سالانه برای کارکنان 806 ساعت تعیین شد. آماده سازی و درمان بیمار و اپراتوری و تکمیل پرونده به عنوان فعالیت های اصلی تعیین شد. نتایج محاسبات شاخص حجم کار نشان داد بخش شتاب دهنده سه نفر کمبود نیرو دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد در بخش شتاب دهنده مرکز تخصصی رادیوتراپی با کمبود نیروی انسانی حرفه ای مواجه بوده است. به نظر می رسد استفاده از روش شاخص حجم کار برای تعیین و توزیع نیروی انسانی مورد نیاز گامی ضروری برای مدیریت بهینه نیروی انسانی در بخش های تخصصی باشد.
بررسی شاخص های زمان سنجی در بخش اورژانس بیمارستان فیروزگر تهران: 1391(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۵۱
۱۰۲-۹۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرعت ارائه خدمات در مراکز درمانی به خصوص اورژانس، در جهت کاستن از مرگ و میر و معلولیت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از مهمترین شاخص هایی که در ارزیابی مراکز اورژانس به کار گرفته می شود مدت زمان انتظار بیماران برای دریافت خدمات تشخیصی درمانی می باشد. این مطالعه به منظور بررسی شاخص های زمان سنجی شش ماهه اول سال 1391 در بخش اورژانس بیمارستان فیروزگر تهران انجام شده است. روش کار: این مطالعه از نوع مشاهده ای به روش مقطعی در نیمه اول سال 1391 انجام گرفت. جامعه مورد بررسی تمام بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان فیروزگر تهران در نیمه اول سال 1391 بود. جهت جمع آوری داده ها از فرم زمان سنجی گردش کار اورژانس با پنج گروه استفاده گردید. داده های حاصل توسط نرم افزار Excel تحلیل گردید. یافته ها: متوسط زمان دسترسی به اولین ویزیت بالینی در اورژانس در شش ماهه اول سال 1391 حدود سه دقیقه و متوسط زمان انجام اولین خدمات پرستاری در اورژانس حدود سه دقیقه، متوسط زمان دریافت پاسخ آزمایش در اورژانس حدود 170 دقیقه و متوسط زمان انجام رادیوگرافی تا حاضر شدن کلیشه رادیولوژی حدود 125 دقیقه و متوسط زمان انتظار در اورژانس جهت تعیین تکلیف بیماران حدود 305 دقیقه بوده است. نتیجه گیری: شاخص های زمان سنجی اورژانس در بیمارستان فیروزگر در شش ماهه اول سال 1391 در حد استاندارد است که از دلایل آن وجود پزشک مقیم طب اورژانس و کمیته تعیین تکلیف بیماران در بیمارستان است.
نقش ارزیابی فناوری سلامت در تصمیم گیری مبتنی بر شواهد و سیاست گذاری در حوزه سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۵۷
۱۱۲-۹۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این مطالعه نشان دادن چالش ها و فرصت های برجسته واصلی مربوط به ارزیابی فناوری سلامت هست که اکثر کشورها در طول راه اندازی و توسعه نظام های ارزیابی فناوری سلامت اتخاذ تصمیمات مناسب برای سیاست گذاری، با آن روبرو شده اند. در مطالعه حاضر، به بررسی متون در حوزه ارزیابی فناوری سلامت و سیاست گذاری سلامت پرداخته شده است. مروری بر مطالعات: تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی و در قالب یک مطالعه مروری است. داده ها به صورت کتابخانه ای و از طریق جستجو در سراچه ها و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با ارزیابی فناوری سلامت جمع آوری شده است. جستجو در بین مقالات انگلیسی زبان انجام شده است و مطالعات از سال 1980 تا 2014 جستجو شده اند.تأثیر ارزیابی فناوری سلامت در سطوح بالا به کیفیت و شفافیت ارزیابی و فرآیند تصمیم گیری و همچنین به پویایی سازمانی، فرهنگی و سیاسی در سطح گسترده تری از دستگاه های مراقبت سلامت در سطوح ملی بستگی دارد. همان طور که دستگاه های سلامت بسیاری از کشورها به طور فزاینده ای به سمت سیاست های پاسخگو، قابل اندازه گیری، شفاف و مبتنی بر شواهد پیش می روند، چالش های ارزیابی فناوری سلامت باید هم زمان در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت و حمایت از این خدمات که بیشترین ارزش پولی و تأثیر بر پیامدهای سلامت رادارند، موردتوجه قرار گیرند. نتیجه گیری: ارزیابی فناوری سلامت فرصت های زیادی در جهت حمایت از دولت و سایر ذی نفعان ارائه می دهد. نقش ارزیابی فناوری سلامت در تصمیم گیری به طور قابل توجهی رشد یافته است. بنابراین کشورها باید درصدد برجسته کردن نقاط قوت دستگاه های ارزیابی فناوری سلامت باشند، تا راه حل های پیشرو برای رسیدگی به چالش های برجسته نمایند و سرمایه گذاری درزمینهٔ ارزیابی فناوری سلامت را تقویت کنند
عوامل کلیدی موثر بر پیاده سازی تفکر ناب در حوزه خدمات سلامت: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۰
۵۳-۴۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراکز بهداشت و درمان در سراسر دنیا با فشارهای قابل توجهی برای افزایش بهره وری روبرو هستند. از این رو به منظور بهبود کیفیت خدمات، نیاز به اجرای اصول ناب بسیار احساس می شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی موثر بر پیاده سازی تفکر ناب در حوزه خدمات سلامت است. روش ها: پژوهش حاضر نوعی مطالعه کاربردی-توصیفی است که در سال 1398 انجام شد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای-میدانی با استفاده از پرسش نامه، مطالعه مقالات و مصاحبه با افراد خبره بود. جامعه آماری پژوهش 15 نفر از متخصصان حوزه سلامت در پنج مرکز درمانی کلانشهر اصفهان بودند. پس از بررسی متون، 16 عامل موثر بر اجرای تفکر ناب در حوزه خدمات سلامت شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی مهم ترین آن ها غربال شد. در ادامه با بکارگیری روش دیمتل رابطه درونی این عوامل بررسی و با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای، مهم ترین آن ها اولویت بندی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد رهبری فعال، زیرساخت های مراکز درمانی، مقاومت کارکنان، اهداف مشخص، سرمایه گذاری پول و زمان، مشارکت کارکنان، رویکرد گام به گام، آموزش، نظارت و اجرای ممیزی و اهمیت دادن به مفهوم تیم، به ترتیب مهم ترین عوامل موثر بر پیاده سازی تفکر ناب در حوزه خدمات سلامت هستند. نتیجه گیری: سازمان های بهداشت و درمان، در تلاش برای دستیابی به موفقیت در اجرای سیستم ناب، باید رهبری را تقویت، زیرساخت های لازم را فراهم و تخصیص منابع کافی را تضمین کنند. لازم است مدیریت از قبل، اهداف مشخص و روشنی در پیشبرد پروژه ها داشته باشد. رویکرد گام به گام نیز به عنوان یک روش مهم در بهبود اجرای پروژه، می تواند به درک دقیق فرآیند اجرای اصول ناب کمک کند.
وقوع و گزارش خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستان آموزشی منتخب شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۴
۸۶-۷۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خطاهای دارویی از شایع ترین خطاهای پرستاری بوده و تلاش برای شناسایی و آشکارسازی این خطاها مهم است. مطالعه حاضر با هدف بررسی وقوع و گزارش خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستان آموزشی درمانی شهر اصفهان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۶ انجام شد. دیدگاه ۲۲۰ نفر از پرستاران شاغل در ۳۵ بخش بیمارستان آموزشی منتخب درباره فراوانی و نوع گزارش خطاهای دارویی با استفاده از پرسش نامه دو قسمتی شامل اطلاعات دموگرافیک، نوع خطاهای دارویی و گزارش آن گردآوری شد. سپس داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۲ وارد شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیلی مجذور کای و من-ویتنی انجام شد. یافته ها: میانگین وقوع خطاهای دارویی ۸/۶۶ درصد، گزارش دهی رسمی ۲۲ درصد و گزارش دهی غیر رسمی ۳/۵۵ درصد بود. بیشترین میزان خطاها مربوط به دادن دارو دیرتر یا زودتر از زمان مقرر (۷۰ درصد)، بیشترین گزارش رسمی عدم رعایت زمان مناسب دارو ( ۸ درصد) و بیشترین گزارش غیر رسمی مخلوط کردن دو یا چند میکروست دارو بدون توجه به تداخلات (۲۹ درصد) بود. بین وقوع خطاهای دارویی با جنس (۰۱۴/۰=P)، وضعیت استخدامی(۰۳۱/۰=P) و سابقه کار (۰۲۴/۰=P) رابطه آماری معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: به منظور ترویج شناسایی و گزارش خطاهای دارویی، بهتر است از ایجاد فضای سرزنش کننده در بیمارستان جلوگیری شود. در گام بعد، آموزش در خصوص انواع خطاها، تشویق پرستاران به ارائه و تسهیل گزارش خطاهای دارویی می تواند برنامه ریزی و اقدام برای کاهش خطاها را تسهیل نماید.
بررسی تأثیر آموزش خود مراقبتی بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۵۲
۳۶-۲۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در بین بیماری های مزمن که یک مشکل اساسی بهداشت است، دیابت به عنوان بیماری خاموش از اهمیت بسزایی برخوردار است. از آنجایی که ارتقای کیفیت زندگی عموما" از اهداف عمده درمان است.،اقدامات خود مراقبتی الزامی می باشد.هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر آموزش خود مراقبتی بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی بوده است. روش کار:این پژوهش به صورت نیمه تجربی طی دو مرحله قبل و بعد از آموزش بر روی60بیمار دیابتی،به صورت تصادفی ساده انجام شد. شرکت کنندگان به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد سنجش کیفیت زندگی بود.که قبل از مداخله، به صورت مصاحبه حضوری تکمیل گردید و بعد از تعیین نیازهای آموزشی،یک برنامه آموزشی برای گروه مداخله انجام شد. داده ها،توسط نرم افزار 17SPSS با استفاده از آمار توصیفی و آزمون زوجی، و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: از 60 بیمار مورد مطالعه در هر دو گروه شاهد و مداخله ،45زن با میانگین سنی 2.3±40 سال بودند. در گروه مداخله میانگین تغییرات کیفیت زندگی 8.5± 65و در گروه شاهد 5.3± 41 بود که تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد(001.0 p=). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به عمل آمده ،ارائه آموزش های مناسب در زمینه پیشگیری و بهبود و درمان بیماری دیابت از طریق بالاتر بردن سطح آگاهی می تواند سبب ارتقای سلامت عمومی و افزایش کیفیت زندگی بیماران دیابتی گردد. کلیدواژه ها: بیماران دیابتی، خود مراقبتی، کیفیت زندگی
ارائه داشبورد برای نظام ثبت بیماری آلزایمر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۴
۸۲-۷۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظام ثبت بیماری آلزایمر با جمع آوری داده ها در طی زمان، دارای پتانسیل زیادی برای تولید کلان داده می باشد که می توان با ابزارهای تحلیل بصری نظیر داشبوردها، این کلان داده ها را به دانش تبدیل کرد. در پژوهش حاضر، با توجه به نیازهای ذینفعان به تعیین شاخص های کلیدی بیماری آلزایمر و طراحی و ارزیابی داشبورد مبتنی بر نظام ثبت بیماری آلزایمر پرداخته شده است. روش ها: این پژوهش از نوع توسعه ای- کاربردی بود که به روش توصیفی انجام شد. در مرحله اول به منظور تعیین شاخص های کلیدی عملکرد، پرسشنامه با نظر 31 نفر از اعضای هسته پژوهشی بیماری آلزایمر در دانشگاه علوم پزشکی ایران تکمیل شد. در مرحله دوم طراحی داشبورد بر اساس مطالعات قبلی و با استفاده از نرم افزار کلیک ویو انجام گرفت. در نهایت، این داشبورد با نظر چهار نفر از اعضای هسته پژوهشی بیماری آلزایمر و سه نفر از فارغ التحصیلان در رشته های انفورماتیک پزشکی و فناوری اطلاعات سلامت از طریق پرسشنامه مقیاس کاربردپذیری سیستم، ارزیابی شد. یافته ها: از میان 15 شاخص کلیدی عملکرد که توسط اعضای هسته پژوهشی بیماری آلزایمر تائید شد، سه شاخص در مقایسه با سایر شاخصها بیشترین امتیاز را کسب کرد که شامل نسبت بیماران دارای تاریخچه اختلالات روانی به کل بیماران، شاخص نسبت بیماران دارای سابقه افسردگی به کل بیماران و مقایسه شیوع و بروز کل جمعیت بود. سپس، با مقیاس کاربردپذیری ارزیابی داشبورد انجام شد و میانگین نمره 71/07 به دست آمد. نتیجه گیری: پیاده سازی داشبورد بیماری آلزایمر، نقش مهمی در جهت تأمین نیازهای هر یک از ذینفعان و افزایش توانایی تحلیل اطلاعات برای تصمیم گیری بهتر خواهد داشت.
تدوین و سنجش نشانگرهای ارزیابی تحول اداری: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۵۸
۹۶-۸۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحول در نظام اداری به عنوان یکی از ابزارهای دستیابی به اهداف کشور در برنامههای توسعه است. با توجه به ضرورت پایش برنامههای تحول اداری، این مطالعه با هدف شناسایی و سنجش نشانگرهای ارزیابی تحول اداری در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی و اجرا گردید. روش کار: مطالعه با استفاده از یک رویکرد ترکیبی متوالی کیفی- کمی انجام شد. در مرحله اول نشانگرهای ارزیابی با مطالعه و تحلیل مدارک و مستندات، انجام هشت مصاحبه نیمه ساختارمند و کسب نظرات پنج نفر از خبرگان شناسایی شد. در مرحله دوم مطالعه برای تعیین وضعیت دانشکده موردمطالعه در هر یک از محورهای تحول اداری از سیاههوارسی تهیه شده از یافتههای مرحله اول استفاده شد. سیاههوارسی پس از آزمون روایی و پایایی، با مراجعه حضوری به دانشکده، بازدید در محل، مصاحبه با مسؤولین مربوطه و بررسی مستندات و مدارک موجود، تکمیل شد. یافته ها: در مرحله اول 150 نشانگر ارزیابی تحول اداری در ده محور و 36 جزء شناسایی شد. یافتههای مرحله دوم نیز نشان دهنده کسب امتیاز 28 درصد از مجموع امتیازات بود. در میان محورهای شناسایی شده، محور عدالت استخدامی و نظام پرداخت با کسب 55 درصد امتیاز، بیشترین و محور ساماندهی نیروی انسانی، کمترین امتیاز را داشتند. نتیجه گیری: نتایج نسبتاً نامطلوب وضعیت اجرای برنامههای تحول اداری از یک سو و تداوم برنامههای تحول اداری در برنامه های توسعه کشور از سویی دیگر، ضرورت طراحی و پیادهسازی اقداماتی جهت افزایش شتاب ایجاد تحول اداری را بیشتر می نماید. چکلیست طراحی شده در این مطالعه میتواند مورداستفاده سیاستگذاران و مدیران قرار گیرد.
اولویت بندی عوامل مؤثر بر خرید تجهیزات پزشکی در بیمارستان های منتخب شهر تهران با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۶۵-۵۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیشرفت های فنّاوری، استفاده از روش های علمی در تصمیم گیری خرید تجهیزات پزشکی را ضروری نموده است. پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر خرید تجهیزات پزشکی در بیمارستان های منتخب شهر تهران صورت گرفته است. روش کار: پژوهش حاضر کاربردی از نوع توصیفی - پیمایشی است که در سال 1392 صورت گرفته است. جامعه پژوهش 645 نفر از اعضای کمیته تجهیزات پزشکی و کاربران تجهیزات پزشکی (شامل مسئولین بخش های بالینی و پاراکلینیکی) در بیمارستان های شهر تهران می باشد. در این مطالعه نمونه گیری انجام نشد و کلیه جامعه پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود که پایایی آن با استفاده از نرخ ناسازگاری (02/0IR=) که کمتر از 1/0 بود، تأیید شد. جهت تأیید روایی از نظر متخصصین استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیلی با استفاده از نرم افزارهای Excel و Expert Choice استفاده شده است. یافته ها: تعداد 516 پرسشنامه جمع آوری و نرخ پاسخگویی درمجموع %87 بود. درمجموع بیمارستان های بررسی شده معیار کیفیت با وزن 414/0 به عنوان اولویت اول مؤثر بر خرید تجهیزات پزشکی بود. معیارهای خدمات پس از فروش با وزن 278/0، نام و نشان تجاری با وزن 160/0 و معیار قیمت با وزن 148/0 اولویت های بعدی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد بیمارستان ها توجه زیادی به کیفیت تجهیزات پزشکی دارند و آن را به عنوان بخشی از کیفیت ارائه خدمات در نظر می گیرند. چراکه تشخیص صحیح به عنوان یکی از عوامل موفقیت ارائه کنندگان به شمار می رود که استفاده از تجهیزات مناسب نقش عمده ای در آن دارد.
تحلیل موضوعی مقالات مرتبط با اعتیاد در پایگاه مدلاین به روش خوشه بندی سلسله مراتبی: 2014- 1991(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۶
۶۰-۴۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به عنوان یکی از بحران های بشر در قرن حاضر مورد توجه پژوهشگران است. رشد پژوهش های مربوط به اعتیاد به شناخت بیش تر مشکل اعتیاد و تعامل فزاینده نهادهای اجرایی با نهادهای علمی کمک می کند. شناسایی و تحلیل زمینه های پژوهشی فعال این حوزه و نیز کشف موضوعات مورد علاقه و مفاهیم غالب در آثار پژوهشگران در قالب خوشه های موضوعی مهم است. هدف از این پژوهش، تحلیل محتوای مقالات مرتبط با اعتیاد در پایگاه مدلاین به روش خوشه بندی سلسله مراتبی است. روش کار: این پژوهش، توصیفی و از لحاظ نوع کاربردی است که به تحلیل محتوای متون با رویکرد خوشه بندی سلسله مراتبی پرداخته است. توصیفگرهای مقالات مرتبط با جستجوی عبارت «addiction» در سرعنوان موضوعی «مش (Mesh)»، از رابط پاب مد در تاریخ (27/6/ 1394) برای بازه زمانی 1991 تا 2014، استخراج شدند. تحلیل داده ها و خوشه بندی با استفاده از نرم افزارهایRavar Matrix ,SPSS 20 انجام شد. یافته ها: تولیدات علمی در حوزه اعتیاد در بازه زمانی پژوهش رشد صعودی داشته است. با توجه به خوشه بندی سلسله مراتبی، مفاهیمی از قبیل: اختلال در سوء مصرف مواد، اعتیاد به اینترنت، قمار و سیگار از پرکاربردترین موضوعات این حوزه به شمار می روند. نتیجه گیری: با تحلیل موضوعات منتسب به مدارک، (توصیفگرها) حیطه گسترده ای از داده های پراکنده در شش خوشه قرار گرفتند. خوشه های متعدد ایجاد شده با برخورداری از ویژگی های مشترک درون هر گروه، دارای ارتباط ساختاری با یکدیگر هستند. بحث و فعالیت اکثریت پژوهشگران، همان طور که توصیفگرها در حوزه های موضوعی این شش خوشه نشان می دهد، بیشتر جنبه روانشناختی دارد.
میزان توسعه یافتگی استان های ایران با تمرکز بر شاخص های بخش بهداشت و درمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۴۲-۲۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دسترسی مناسب به مراقبت های سلامتی یکی از اهداف اصلی همه جوامع می باشد. هدف این مطالعه بررسی میزان توسعه یافتگی استان های کشور ازنظر دسترسی به خدمات بهداشت و درمان بود. روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- کاربردی و از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل کلیه استان های کشور در سال 1391 بود. ابزار جمع آوری اطلاعات برای تهیه پیشینه و ادبیات نظری این تحقیق، مستندات کتابخانه ای و اینترنتی بود و از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و مرکز آمار ایران به عنوان مراجع رسمی اطلاعات کشور در این زمینه، برای جمع آوری داده های مربوطه استفاده شد. از روش تاکسونومی به منظور تعیین درجه توسعه یافتگی استان های کشور، از روش آنتروپی شانون به منظور تعیین اوزان شاخص ها و از روش تاپسیس به منظور رتبه بندی استان ها ازلحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج روش تاکسونومی از میان 31 استان موردبررسی، 12 استان توسعه یافته، نُه استان نیمه توسعه یافته و 10 استان دیگر توسعه نیافته تلقی می شوند. با روش آنتروپی شانون شاخص نسبت تعداد داروساز به جمعیت استان مهم ترین شاخص بود. نتایج روش تاپسیس نشان داد که ازلحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان، استان مرکزی رتبه اول و استان اردبیل رتبه آخر را دارد. نتیجه گیری: با توجه به اختلاف زیاد بین استان های کشور به مسئولان توصیه می شود که اولویت های تخصیص بودجه را با توجه به درجه توسعه یافتگی استان ها مشخص نمایند.
موانع بکارگیری پزشکی مبتنی بر شواهد و استفاده از آن برای پزشکان، متخصصان و دستیاران پزشکی: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۲
۲۸-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات قبلی انجام شده نشان می دهد که میزان آگاهی و استفاده از پزشکان و متخصصان از منابع پزشکی مبتنی بر شواهد در حد پایینی قرار دارد لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی موانع موجود در استفاده از منابع پزشکی مبتنی بر شواهد می باشد. روش ها: در ابتدا مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی پابمد، وب آو ساینس، ساینس دایرکت، پروکوئست، اسکاپوس، کاکرین، اچ پرینگر، امبیس و دیگر پایگاه ها بازیابی گردید. تعداد کل مقالات به دست آمده 9930 مورد بود که پس از اعمال معیارهای ورودی و خروجی در یافته ها، تعداد کل مقالات مرتبط با هدف پژوهش به 97 مورد رسید. یافته ها: مرور نظام مند انجام شده بر نشان داد که مهم ترین موانع به ترتیب اهمیت، محدودیت های زمانی، دانش و مهارت محدود، محدودیت های مربوط به شواهد، کمبود تسهیلات و امکانات، موانع نگرشی، موانع آموزشی و موانع مربوط به بیماران بود. نتیجه گیری: با توجه به موانع و مشکلاتی که در استفاده مؤثر از این منابع برای پزشکان وجود دارد، به نظر می رسد که با آموزش فرآیند پزشکی مبتنی بر شواهد در تشخیص و درمان و سیاست گذاری های هدفمند برای رفع محدودیت ها در سطح دانشگاه ها و وزارت بهداشت درمان آموزش پزشکی می توان گام های مؤثری در راستای حذف این موانع برداشت. از سوی دیگر،کتابداران بالینی به عنوان افراد متخصص و توانمند در حوزه جستجو و آشنایی با منابع و پایگاه های اطلاعاتی می توانند به عنوان همکار موثر در آشنایی و چگونگی استفاده از شواهد و اجرای پزشکی مبتنی بر شواهد ایفای نقش کنند.
بررسی تأثیر طرح کارانه بر عملکرد پرستاران
منبع:
مدیریت سلامت جلد ۶ زمستان ۱۳۸۲ شماره ۱۴
۶۲-۵۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه : از دیر باز انسان، به عنوان محور اصلی منظومه سازمان، نقش اساسی ایفا نموده و هدف مدیریت در سازمان جذب، نگهداری و بالنده سازی نیروی انسانی شایسته بوده است. در این راه تنظیم و طراحی نظامهای حقوق و دستمزد منصفانه یکی از مهمترین عوامل تحقق این هدف به شمار می رود. روش پژوهش : در یک مطالعه توصیفی مقطعی با هدف بررسی تأثیر کارانه بر عملکرد پرستاران و ارائه الگوی مناسب، تعداد 255 پرستار و 52 مدیر پرستاری با مدرک فوق دیپلم تا فوق لیسانس و حداقل یک سال سابقه کار بالینی در مراکز مورد مطالعه، با پرسشنامه تحت بررسی قرار گرفتند. متغیرهای مورد بررسی در عملکرد شامل بهبود مراقبتهای پرستاری، رضایت شغلی، حجم کارها، روابط کارکنان، میزان خطاها و اشتباهات در درمان بود. نظرات پرستاران و مدیران پرستاری جداگانه در خصوص تأثیر پرداخت کارانه به شیوه فعلی بر روی این عوامل سنجیده شد. یافته ها : نتایج نشان می دهد که فقط 34 درصد پرستاران و 6/44 درصد مدیران پرستاری معتقد به تأثیر طرح کارانه به شیوه فعلی بر بهبود عملکرد پرستاران هستند. از طرف دیگر 82 درصد این مدیران پرستاری معتقد بودند که با اجرای کارانه به شیوه فعلی، اهداف این طرح پوشش داده نمی شود. بحث و نتیجه گیری: بنابراین اجرای طرح کارانه به شیوه جاری تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد پرستاران نداشته است و در نگاه خوشبینانه فقط باعث ابقاء آنها در سازمان می شود. استفاده از شیوه مشارکتی و نظام پذیرش پیشنهادها به عنوان مدلی تعدیل شده جهت اصلاح روش جاری پیشنهاد می گردد.