فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تلاش برای بهبود خدمات در حوزه سلامت از دیرباز امری اجتناب ناپذیر بوده و نتایج پیشرفت فناوری در بخش های مختلف صنعت، به طور عمده به این حوزه نیز راه یافته است. فناوری RFID یا سامانه شناسایی با استفاده از امواج رادیویی یکی از فناوری های نوین و موفق امروزی در حوزه شناسایی خودکار است که در سال های اخیر به کارگیری آن در سیستم های بیمارستانی مورد توجه جدی قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی و ارایه مدلی برای پیاده سازی این فناوری در یک بیمارستان، انجام شده است.
روش کار: جامعه آماری این پژوهش را کارکنان و مدیران بخش های جراحی بیمارستان فیروزگر تهران با روش نمونه گیری تصادفی تشکیل می دهند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه طراحی شده ای مشتمل بر سه بخش: پذیرش اثرگذاری فناوری RFID در بهبود ارایه خدمات، عوامل مؤثر در به کارگیری فناوری RFID و چالش های پیاده سازی این فناوری در بیمارستان است. در چهار نوبت مراجعه به بیمارستان مورد مطالعه در ابتدا توضیحاتی به صورت گفتاری و تصویری از تجهیزات، نحوه به کارگیری و مزایای استفاده از فناوری RFID در تعدادی از بیمارستان های سایر کشورها به آزمودنی ها ارایه و سپس پرسشنامه ها تکمیل شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است.
یافته ها: عوامل مؤثر در پیاده سازی فناوری RFID در قالب 5 شاخص کلی عبارتند از: پذیرش نقش اثرگذار RFID در بهبود خدمات سلامت به بیماران، دسترسی برخط یا آنلاین به اطلاعات بیماران، کمبود اطمینان به فناوری RFID و ترجیح ثبات وضع موجود، مقاومت کارکنان و عوامل مؤثر در به کارگیری فناوری RFID .
بحث : با توجه به یافته های پژوهش، بین مقاومت کارکنان و کمبود اطمینان به فناوری RFID ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و همچنین بین پذیرش نقش اثرگذار RFID بر ارایه خدمات در حوزه بیمارستانی و عوامل مؤثر در به کارگیری آن نیز ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. البته مسیله اساسی در خصوص پیاده سازی فناوری های نوین، نظیر RFID در بیمارستان مورد مطالعه، هزینه و توجیه منافع و مزایای آن است
رابطه ی بین جامعه پذیری و تعهد سازمانی در پرستاران بیمارستان شریعتی اصفهان (مورد کاوی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از فرآیندهای مهم در رابطه با نیروی انسانی، فرآیند جامعه پذیری سازمانی افراد تازه وارد است، که اعضای جدید از آن طریق با ارزش ها، هنجارها و الگوهای رفتاری سازمان آشنا می شوند و خود را با فرهنگ سازمان هماهنگ میکنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه ی جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی در پرستاران بیمارستان شریعتی اصفهان انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شد و جامعه ی آماری آن، پرستاران شاغل در بیمارستان شریعتی اصفهان بودند. با توجه به محدود بودن جامعه ی آماری این پژوهش، پرسش نامه بین کلیه ی اعضای جامعه ی آماری توزیع گردید که از 279 پرسش نامه ی توزیع شده، 206 پرسش نامه برگشت داده شد. در این پژوهش، از پرسش نامه ی استاندارد جامعه پذیری «Jones» و تعهد سازمانی «Allen و Meyer» استفاده شد. برای سنجش روایی پرسش نامه، از نظر استادان راهنما و مشاور و چند تن از صاحب نظران مدیریت بهره گرفته شد. برای سنجش میزان پایایی پرسش نامه از روش Cronbach's alpha استفاده شد و پایایی پرسش نامه ی جامعه پذیری سازمانی 83/0 و تعهد سازمانی 82/0 تعیین گردید. 6 فرضیه ی پژوهش (بین روش جمعی، رسمی، متوالی، ثابت، پیوسته و تأییدی جامعه پذیری با تعهد سازمانی در پرستاران بیمارستان شریعتی اصفهان رابطه ی معنی دار وجود دارد)، با آزمون همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. همچنین جهت تکمیل نتایج تحقیق، از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (Manova)، آزمون t مستقل و LSD استفاده شد.
یافته ها: ضریب همبستگی بین جامعه پذیری و تعهد سازمانی در سطح 05/0 ≥ P برابر با 573/0 به دست آمد؛ که بر این اساس، بین جامعه پذیری با تعهد سازمانی رابطه ی معنی دار وجود دارد و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که روش جامعه پذیری متوالی، تأییدی و رسمی، پیش بینی کننده ی قویتری برای تعهد سازمانی هستند.
نتیجه گیری: هنگامی که جامعه پذیری سازمانی به گونه ای مناسب انجام شود، باعث افزایش تعهد سازمانی -که یکی از عوامل اصلی افزایش کارایی و اثربخشی در سازمان ها است-، خواهد شد.
عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در سازمان های بهداشتی- درمانی دولتی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در عصر اطلاعات، کارآفرینی موتور محرک توسعه ی اقتصادی و محور فعالیت های فردی و سازمانی محسوب میشود. از آنجا که در اغلب کشورهای جهان سوم، دولت در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به ویژه خدمات بهداشتی درمانی حضوری فراگیر دارد، ایجاد پویایی در سازمان های دولتی حایز اهمیت ویژه ای است. این پژوهش به شناسایی عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد سازمان با محوریت کارآفرینی سازمانی در بخش خدمات بهداشتی درمانی دولتی و ارایه ی الگوی کاربردی برای ایجاد سازمان کارآفرین پرداخته است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی 43 سازمان بهداشتی درمانی بخش دولتی ایران در دو سطح ملی و منطقه ای، با استفاده از نمونه گیری جامعه ی نامحدود و به کارگیری روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب گردیدند و در آن ها میزان کارآفرینی سازمانی به عنوان متغیر وابسته با بهره گیری از روش پیمایشی بین سال های 84-1383 و استفاده از پرسش نامه و تکمیل آن ها توسط مدیران عالی و میانی این سازمان ها مورد مطالعه قرار گرفت. آزمون Cronbach's alpha روایی پرسش نامه را با 97 درصد تأیید نمود. میانگین و انحراف معیار داده های گرد آوری شده استخراج گردید و یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی در فضای نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: به طور متوسط 80 درصد مدیران این سازمان ها پرسش نامه را جواب دادند. مطالعه نشان داد که میانگین کارآفرینی در این سازمان ها با در نظر گرفتن عوامل ساختاری، رفتاری و محیطی مؤثر بر کارآفرینی سازمانی، حدود 08/3 بود که بیانگر میزان پایین کارآفرینی سازمانی است. از میان شاخص ها، میزان رضایت ارباب رجوع در سطح به نسبت خوبی بود، ولی پایین بودن سایر شاخص ها از جمله میزان تنوع درآمدی سازمان ها، میزان کم فعالیت های واگذار شده به بخش غیر دولتی و نبود تیم های تحقیق و توسعه، باعث افت میزان کارآفرینی سازمانی در این سازمان ها شده بود.
نتیجه گیری: سازمان های بهداشتی درمانی دولتی در ایران نتوانسته اند از مزایای کارآفرینی سازمانی به خوبی بهره بگیرند. از این رو، سازمان های پیش گفت نیازمند الگوی کاربردی خاص برای توسعه ی کارآفرینی هستند، که الگو و راهکارهای ارایه شده در این پژوهش میتواند راهگشای توسعه ی عملکرد این سازمان ها باشد.
بررسی تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور در پایگاه مؤسسه ی اطلاعات علمی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش تولیدات علمی در سطح بین المللی، یکی از شاخص های ارزیابی کشورها در دنیای امروز است. هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت کمی تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور (دانشکده های واقع در شهرهای اصفهان، تبریز، تهران، شیراز و مشهد) در پایگاه اطلاعات علمی ISI (Institute for scientific information) در سال های 2006 الی 2008 می باشد تا سهم تولیدات علمی آن ها و نقشی که در فعالیت های پژوهشی در سطح بین المللی دارند، مشخص گردد.
روش بررسی: در این پژوهش به منظور کشف داده ها از روش علم سنجی استفاده شد. تولیدات علمی کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور که در زمان انجام تحقیق 2006 تا 2008 در دانشگاه مشغول فعالیت بودند (261 نفر)، مورد بررسی قرار گرفتند. برای به دست آوردن داده های پژوهش، با توجه به این که تمام تولیدکنندگان اطلاعات، جزو اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور بودند، ابتدا نام تک تک افراد در پایگاه مؤسسه ی اطلاعات علمی وارد و از طریق جستجوی نشانی، نام دانشکده داروسازی و نام دانشگاه مورد نظر داده های مربوط جمع آوری شدند. سپس با استفاده از نرم افزار تحلیلی موجود در پایگاه ISI، مورد تحلیل قرار گرفتند و جداول مورد نظر استخراج شدند.
یافته ها: از کل جامعه آماری، 16 درصد زن و 84 درصد مرد بودند. به همین نسبت نیز تولیدات علمی مردان بیشتر و بالای 80 درصد است. تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشکده های داروسازی تیپ یک کشور در پایگاه مؤسسه ی اطلاعات علمی در سال 2006، 362 مقاله (50/89 درصد مردان و 52/10 درصد زنان)، در سال 2007، 409 مقاله (48/89 درصد مردان و 52/10 درصد زنان) و در سال 2008، 411 مقاله (94/92 درصد مردان و 06/7 درصد زنان) بودند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران در کل تولیدات علمی در دوره زمانی مورد پژوهش 42 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبریز 18 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد 13 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز 11 درصد، سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 10 درصد و سهم دانشکده ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 6 درصد می باشند. رشد تولیدات علمی نیز 4 درصد می باشد.
وضعیت مدارک پزشکی کامپیوتری شده در بیمارستان های منتخب شهرهای اهواز، اصفهان و شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دستی و کاغذی بودن فرایند تولید و نگهداری مدارک پزشکی در ایران موجب شده است که بیمارستان ها با مشکلاتی در زمینه ی ذخیره و بازیابی مدارک پزشکی خود روبه رو باشند. یکی از راه حل های این مشکلات، ذخیره سازی الکترونیکی مدارک پزشکی کاغذی است. هدف از این مطالعه، شناسایی وضعیت مدارک پزشکی کامپیوتری شده در نه بیمارستان منتخب در شهرهای اهواز، اصفهان و شیراز بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی مشاهده ای- توصیفی بود. مکان پژوهش شامل نه بیمارستان منتخب از شهرهای اهواز، اصفهان و شیراز بود که از شیوه ی ذخیره سازی الکترونیکی برای نگهداری مدارک پزشکی خود استفاده میکردند. ابزار جمع آوری داده ها شامل چک لیست و پرسش نامه بود، که روایی و پایایی آن ها تأیید شده بود. داده ها با استفاده از مشاهده ی مستقیم و مصاحبه گردآوری و با استفاده از روش های آمار توصیفی تحلیل گردیدند.
یافته ها: استفاده از مدارک پزشکی کامپیوتری شده مزایایی نظیر تسریع در ذخیره و بازیابی مدارک پزشکی، کاهش هزینه های نگهداری مدارک پزشکی و بهبود امنیت اطلاعات بیماران را در بیمارستان های مورد پژوهش در پی داشت. فقدان زیر ساخت های مناسب، استفاده از تجهیزات سخت افزاری نامناسب، وجود سیستم های نرم افزاری مختلف در بیمارستان و عدم یکپارچگی داده ها از مهم ترین چالش های استفاده از مدارک پزشکی کامپیوتری شده در بیمارستان های مورد پژوهش بودند.
نتیجه گیری: در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که استفاده از شیوه ی مدارک پزشکی کامپیوتری شده در بیمارستان می تواند باعث تسهیل در بازیابی و دسترسی به مدارک پزشکی گردد و به حل مشکل کمبود فضا در بخش مدارک پزشکی کمک کند.
تحلیل کارایی و تخصیص منابع به بخش های مختلف بیمارستان شریعتی اصفهان با استفاده از تحلیل پوششی داده ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمارستان ها به عنوان مهم ترین واحدهای مصرف کننده ی منابع در بخش بهداشت و درمان در نظر گرفته می شوند و یکی از سازمان های اصلی ارایه ی خدمات بهداشتی درمانی هستند. بنابراین، توجه کامل به کارایی بخش های آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف این مطالعه، تحلیل کارایی بخش های مختلف بیمارستان شریعتی اصفهان با استفاده از تحلیل پوششی داده ها (DEA یا Data envelopment analysis) بود.
روش بررسی: در این مطالعه ی تحلیلی، کارایی بخش های کلینیکی بیمارستان شریعتی اصفهان (15 بخش) با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها در سه ماهه ی اول سال 1389 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای این منظور، از مدل ورودی محور روش تحلیل پوششی داده ها، با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس استفاده شد و از دو ورودی یعنی تعداد تخت و تعداد پرسنل و سه خروجی یعنی درصد اشغال تخت، فعال بودن بخش و عملکرد بخش، برای بررسی استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار DEA-Solver استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل پوششی داده ها نشان داد بخش های بیمارستان شریعتی، امکان حداقل 8 درصد ظرفیت افزایش کارایی بدون هیچ گونه افزایش در هزینه ها را دارند. به عبارت دیگر، وجود عوامل تولید مازاد در بیمارستان مشهود است.
نتیجه گیری: در روند پژوهش، بخش های کارا و ناکارا تعیین شدند. از بین 15 بخش، 7 بخش کارا و سایر بخش ها ناکارا بودند. برای بخش های ناکارا از تلفیقی از واحدهای کارا مجموعه های مرجع تعیین شدند و پیشنهادهایی جهت تخصیص مجدد منابع برای این بخش ها صورت گرفت.
ارزیابی کارایی نسبی بیمارستان های قم با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده ها و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه به دلیل افزایش هزینه های بخش بهداشت و درمان، برای مقایسه ی عملکرد بیمارستان ها و اندازه گیری کارایی آن ها تلاش های زیادی میشود. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی کارایی نسبی بیمارستان های قم (دولتی و غیر دولتی) در سال 1386 و با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده ها (DEA یا Data envelopment analysis) بود.
روش بررسی: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از دسته مطالعات تحلیلی بود، جامعه ی آماری شامل تمام بیمارستان های قم (8 بیمارستان) بود و از آنجا که در این تحقیق از داده های واقعی و آمارهای عملکردی بیمارستان ها بهره گرفته شد، بررسی روایی و پایایی موضوعیت نداشت. متغیرهای ورودی شامل تعداد پزشک عمومی، تعداد پزشک متخصص، تعداد پیراپزشک و تعداد تخت فعال و متغیرهای خروجی شامل تعداد بیمار بستری شده و تعداد بیمار سرپایی بودند. ابتدا با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP یا Analytical hierarchy process) متغیرهای ورودی به دو متغیر تعداد پزشک و تعداد تحت فعال کاهش یافتند، سپس با دو روش CCR (بازده نسبت به مقیاس ثابت (CRS یا Constant returns to scale)) و روش BCC (بازده نسبت به مقیاس متغیر (VRS یا Variable returns to scale)) و در حالت ورودی محور به ارزیابی کارایی نسبی بیمارستان های قم در سال 1386 پرداخته شد و ضمن مشخص کردن بیمارستان های ناکارا، با استفاده از مدل اندرسون- پیترسون (AP یا Anderson-Peterson) بیمارستان های کارا نیز رتبه بندی شدند. برای انجام محاسبات از نرم افزارهای Expert Choice، Win 4 Deap و DEA- Master استفاده گردید.
یافته ها: در روش CCR، 3 بیمارستان کودکان فاطمی، ایزدی و حضرت زهرا کارا و 5 بیمارستان حضرت ولیعصر، حضرت معصومه، نکویی، کامکار و گلپایگانی ناکارا شناخته شدند و رتبه بندی نهایی بیمارستان ها به صورت زیر گردید: 1. حضرت زهرا 2. کودکان فاطمی 3. ایزدی 4. حضرت ولیعصر 5. حضرت معصومه 6. نکویی 7. کامکار و 8. گلپایگانی. در روش BCC، 4 بیمارستان حضرت ولیعصر، حضرت زهرا، کودکان فاطمی و ایزدی کارا و 4 بیمارستان حضرت معصومه، نکویی، کامکار و گلپایگانی ناکارا شناخته شدند و رتبه بندی نهایی بیمارستان ها به صورت زیر گردید: 1. حضرت زهرا 2. حضرت ولیعصر 3. ایزدی 4. کودکان فاطمی 5. حضرت معصومه 6. نکویی 7. کامکار و 8. گلپایگانی.
نتیجه گیری: اغلب بیمارستان ها به صورت کارا عمل نمیکنند، بیمارستان های ناکارا می توانند با الگوگیری از بیمارستان هایی که به عنوان واحد مرجع شناخته شده اند و با مدیریت بهتر منابع مالی و انسانی، به مرز کارایی نزدیک شوند.
مقاله مروری: نمایه سازی مجله های ایرانی توسط پایگاه های اطلاعاتی خارجی: راه کارهایی برای بهبود آن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله شناسایی مشکلات مجله های ایرانی و دلایل عدم نمایه سازی و چکیده نویسی آن ها توسط پایگاه های اطلاعاتی خارجی و موتورهای جستجو و در نهایت ارایه ی راه کارهایی برای بهبود وضعیت موجود به منظور حضور بهتر مجله های علمی ایرانی در عرصه ی جهانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی و مرور وضعیت موجود است. یکی از دلایلی که مجله های ایرانی زیاد به آن ها استناد نمی شود، این است که این مجله ها امکان پخش در سطح جهان را ندارند و چکیده ی مقاله های منتشر شده در مجله های ایرانی در پایگاه های اطلاعاتی که اغلب توسط آمریکا و انگلیس هدایت می شوند، نمایه سازی نمی شوند. بنابراین، باید هر مجله یک وبگاه ویژه ی خود داشته باشد و فهرست مندرجات آخرین مقاله های منتشر شده در شماره ی تازه را برای گروه های بحث تخصصی منطقه ای و جهانی ارسال کند و روی وب نوشت ها و وبگاه های دیگر خبر رسانی کند، تا تعداد خوانندگان مجله زیاد شود و جلب توجه نمایند. این مقاله نشان می دهد که انتشار یک مجله بدون رعایت استانداردهای انتشار مجله های علمی موجب خواهد شد تا آن مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نمایه سازی نشود. قابل ذکر است که نمایه سازی یک مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نشان دهنده اعتبار علمی و جهانی بودن دامنه ی موضوعی آن مجله است.
بررسی همپوشانی سنتی، نسبی و درجهی آزادی مرکب در دو پایگاه داده ی PubMed و Scopus در زمینهی موضوعی بیماریهای قلبی- عروقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعیین میزان همپوشانی، روشی است که به مقایسهی محتوای پایگاه های داده از جنبه ی کمی میپردازد. در این نوشتار میزان همپوشانی سنتی، نسبی و درجهی آزادی مرکب پایگاه دادهی رایگان PubMed و پایگاه دادهی غیر رایگان Scopus در مورد بیماریهای قلبی- عروقی ارایه می گردد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی- کاربردی در فاصلهی زمانی بهمن ماه 1387 تا تیر ماه 1388 صورت گرفت. ابتدا توصیفگرهای مرتبط با سه بیماری قلبی- عروقی شامل سکتهی قلبی- مغزی، حوادث عروقی- مغزی و پرفشاری خون از اصطلاح نامه Emtree انتخاب شدند. سپس با استفاده از آن ها مقالات مرتبط با سه بیماری مذکور در دو پایگاه داده ی PubMed و Scopus بازیابی گردیدند. داده های اولیه که برای محاسبهی درصدهای همپوشانی مورد نیاز بودند، به کمک نرم افزار Reference Manager به دست آمدند. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با نرم افزار Excel، انجام شد.
یافته ها: در مجموع 9899 عنوان مقاله در هر دو پایگاه داده در زمینهی موضوعی بیماری های قلبی- عروقی به دست آمد. 8593 عنوان مقاله در پایگاه دادهی PubMed و 7713 عنوان مقاله در پایگاه دادهی Scopus بازیابی شدند. تعداد 6407 عنوان مقاله مشترک در هر دو پایگاه داده، 2186 عنوان مقاله منحصر به پایگاه دادهی PubMed و 1306 عنوان مقاله منحصر به پایگاه دادهی Scopus بودند. درصد همپوشانی سنتی میان دو پایگاه داده برای بیماری پرفشاری خون 68 درصد، برای بیماری حوادث عروقی- مغزی 7/66 درصد و در خصوص بیماری سکتهی قلبی- مغزی 7/60 درصد محاسبه گردید. همپوشانیهای نسبی پایگاه داده ی PubMed و Scopus در مورد بیماریهای سکتهی قلبی- مغزی، پرفشاری خون و حوادث عروقی- مغزی به ترتیب (8/75 درصد در مقابل 3/75 درصد)، (2/89 درصد در مقابل 1/74 درصد) و (7/86 درصد در مقابل 3/74 درصد) به دست آمد. مقدار شاخص درجهی آزادی مرکب در هر سه بیماری مورد بررسی، کمتر از 5/0 حاصل شد.
نتیجه گیری: درصدهای همپوشانی نسبی بالاتر پایگاه داده ی PubMed نسبت به پایگاه داده ی Scopus، کاربران و کتابداران را به سمت استفاده از این پایگاه داده هدایت میکنند. تعداد مقالات بازیابی شده منحصر به فرد بیشتر برای هر بیماری در پایگاه داده ی PubMed و عدم نیاز به پرداخت حق اشتراک، استفاده از این پایگاه داده را مرجح میکند.
الزامات و حوزه های مرتبط با ارزیابی آمادگی سازمان ها برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۷۸-۷۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طی 20 سال گذشته پیشرفتهای زیادی در فناوری اطلاعات و به خصوص در حوزه بهداشت و درمان بوجود آمده و در نتیجه اشکال مختلفی از پرونده الکترونیک نیز مورد بحث قرار گرفته و یا طراحی و پیاده سازی شده اند. مروری بر مطالعات: هر چند که پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت دارای مزایای فراوانی است ولی متاسفانه در بعضی از موارد ایجاد یک سیستم پرونده الکترونیک سلامت به نظر پیچیده و مشکل می آید. ارزیابی آمادگی سلامت الکترونیک ، بخشی از ارزیابی پیش از پیاده سازی است و ضرورتی اساسی است که در اولویت پیاده سازی به شمار می رود. ارزیابی آمادگی روشی است که توسط آن، جنبه های مختلف یک سازمان بررسی شده و آمادگی هر یک از اجزای سازمان سنجیده می گردد و بنابراین بهره گیری از این ارزیابی است که منجر به تصمیم گیری صحیح می گردد، و به دنبال آن شناسایی عوامل موثر و ملزومات چنین ارزیابی بسیار ضروری است. بحث و نتیجه گیری: با استفاده از نتایج این ارزیابی می توان کاستی های موجود در زمینه پذیرش پرونده الکترونیک سلامت را شناسایی نموده و برای رفع آن ها برنامه ریزی و اقدام نمود. هدف از این مطالعه شناسایی جایگاه ارزیابی آمادگی در نقشه پیاده سازی پرونده الکترونیک با نگاهی مفصل به الزامات و حوزه های مرتبط با این ارزیابی و عمدتا از جنبه فنی آن است تا بتواند راهنمای مدیران و مجریان پرونده الکترونیک سلامت در اجرای این قبیل پروژه ها باشد.
مقایسه ی فرایند مجموعه گستری کتابخانه های دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، به منظور ارایه ی الگوی مناسب مجموعه گستری در کتابخانه های مذکور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مجموعه گستری به عنوان فرایندی که نقاط قوت و ضعف مجموعه ی یک کتابخانه را بر حسب نیازهای اطلاعاتی کاربران شناسایی می کند، در مدیریت سیستم های اطلاعاتی نقش اساسی ایفا می کند. پژوهش حاضر، ضمن مقایسه ی روند اجرای فعالیت های مرتبط با حوزه ی مجموعه گستری در کتابخانه های دو دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان و شناسایی مشکلات اجرایی مدیران این کتابخانه ها در زمینه ی مجموعه گستری، به ارایه ی پیشنهادهایی در جهت بهینه سازی روند اجرای فرایند مجموعه گستری این کتابخانه ها پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی بوده و به صورت پیمایشی در سال 1388 صورت پذیرفته است. جامعه ی آماری پژوهش شامل 2 کتابخانه ی مرکزی، 15 کتابخانه ی دانشکده ای، 12 کتابخانه ی متعلق به گروه های آموزشی، 10 کتابخانه ی مراکز آموزشی درمانی و 1 کتابخانه ی وابسته به مراکز علمی تحقیقاتی می شد؛ که زیر نظر این دو دانشگاه به فعالیت می پرداختند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از توزیع پرسش نامه در میان کلیه ی مدیران کتابخانه های مذکور (40 کتابخانه) و مصاحبه با مسؤولان کتابخانه های مرکزی دو دانشگاه گردآوری شد. به منظور سنجش روایی پرسشنامه ی مذکور، از روش روایی صوری و محتوایی استفاده گردید و پایایی آن با استفاده از ضریب Cronbach's alpha (86 درصد) محاسبه شد و تحلیل داده ها نیز با کمک روش های آماری توصیفی و استنباطی
(Chi square test) و نرم افزارهای آماری 15SPSS و Excel صورت پذیرفت.
یافته ها: در بیش از 70 درصد از کتابخانه های دو دانشگاه، تنها کمتر از 25 درصد منابع مورد نیاز، از طریق روش های دیگری جز خرید منابع تأمین می شد. تنها 5/17 درصد از کتابخانه های مذکور دارای خط مشی های مکتوب مجموعه گستری بودند و مشکلات آن ها در حوزه ی مجموعه گستری، در دو مقوله ی تدوین و به کارگیری خط مشی های مکتوب بود.
نتیجه گیری: با توجه به مشکلات کتابخانه های جامعه ی پژوهش در تدوین خط مشی های مجموعه گستری، به منظور بهینه سازی این فرایند، در این پژوهش الگویی جهت تدوین خط مشی مکتوب مجموعه گستری در کتابخانه های مذکور ارایه می گردد.
دیدگاه مدیران درباره ی موانع، معایب و مزایای واگذاری در مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت در اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: واگذاری در بخش بهداشت و درمان به عنوان یک راهبرد هزینه– اثربخش، می تواند منجر به افزایش کیفیت خدمات قابل ارایه به بیماران گردد. نظر به اهمیت مسأله ی واگذاری و هدف آن مبنی بر بهبود نظام سلامت، این پژوهش با هدف بررسی واحدهای واگذار شده در مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت (بیمارستان های منتخب) شهر اصفهان و نیز موانع، معایب و مزایای این واگذاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بود که در سال 1389 انجام شد. جامعه ی مورد پژوهش، تمام مدیران معاونت درمان و بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر اصفهان (60 نفر) بودند. ابزار جمع آوری داده ها چک لیست و پرسش نامه ی محقق ساخته ی عوامل مربوط به واگذاری بود که اعتبار آن مورد تأیید استادان رشته ی مدیریت خدمات بهداشت و درمان قرار گرفت و روایی آن بر اساس آزمون Cronbach’s alpha 80 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی به کمک نرم افزار 18SPSS استفاده گردید.
یافته ها: بین خدمات درمانی- پاراکلینیکی واگذار شده، بخش های بستری، فیزیوتراپی، رادیولوژی و سونوگرافی بالاترین درصد واگذاری (33 درصد) و بین خدمات پشتیبانی واگذار شده، خدمات کاخ داری، نگهداری و تأسیسات، بالاترین درصد واگذاری (100 درصد ) را داشتند. میزان بازگشت پرسش نامه ها 88 درصد (53 نفر) بود. از دیدگاه مدیران، از بین مزایای واگذاری، توجه بیشتر به مشتری داخلی و خارجی (بیمار و پرسنل) در بخش خصوصی، بالاترین امتیاز (2/57 درصد) را به خود اختصاص داد. در ارتباط با معایب واگذاری، تحمیل هزینه به بیماران و افزایش کل هزینه ها، بالاترین امتیاز (6/45 درصد) را گرفت. از بین موانع واگذاری، فراموش کردن هدف واگذاری (کارایی) و تبدیل شدن واگذاری به هدف، بالاترین امتیاز (6/60 درصد) را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: اگر چه دیدگاه مدیران نسبت به واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت به نسبت موافق بود، اما از نظر آن ها موانعی در زمینه ی واگذاری موفق وجود داشت؛ از این رو بر ضرورت رفع موانع واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت، تأکید می گردد. توسعه ی زیرساخت های اساسی واگذاری همچون رقابتی کردن، ارتقای فرهنگ واگذاری، آموزش و اصلاح باورهای مسؤولین و برقراری سیاست های تشویقی برای موفقیت واگذاری در بخش سلامت توصیه می شود.
شناسایی نیازهای سطوح بلوغ سازمانی بر اساس «مدل بالندگی توانمندی کارکنان» در بخش مدارک پزشکی بیمارستان های دولتی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه بسیاری از سازمان ها تلاش میکنند تا در تکامل تدریجی فرآیندهای خویش، بلوغ بیشتری پیدا نمایند. درصد زیادی از این سازمان ها به مدل های بالندگی روی آورده اند. PCMM (People capability maturity model) یکی از این مدل ها است که بر توسعه ی مهارت های انسانی سازمان متمرکز می باشد. هدف از کاربرد PCMM در سازمان، توسعه ی مستمر مهارت های کارکنان می باشد. هدف از این پژوهش، شناسایی نیاز های سطوح بلوغ سازمانی پرسنل بخش مدارک پزشکی بیمارستان های دولتی شهر اصفهان و تعیین نقاط قوت و ضعف و مهارت های آنان با استفاده از مدل فوق بوده است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی- مقطعی و از نوع پژوهش های کاربردی بود. پژوهشگر با توزیع پرسش نامه بین 34 نفر از کارکنان بخش های مدارک پزشکی در 17 بیمارستان دولتی اصفهان، به شناسایی نیازهای سطوح اول و دوم بلوغ در آن ها بر اساس PCMM در سال1387 پرداخت. برای این منظور، از پرسش نامه ی استاندارد استخراج شده از مدل PCMM استفاده نمود که روایی آن توسط متخصصان و کارشناسان و پایایی آن با ضریب Chronbach's alpha 96/0 تأیید شده بود. نتایج حاصل از پاسخ های این پرسش نامه، بر طبق اهداف تحقیق و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت که با استفاده از آمار توصیفی متناسب با سؤالات پژوهش تحلیل شد.
یافته ها: نمره ی میانگین مهارت و توانمندی کارکنان بخش های مدارک پزشکی بیمارستان های دولتی شهر اصفهان در سطح دوم بلوغ 35 از 56 بود. کارکنان بخش مدارک پزشکی بیمارستان عیسی بن مریم (ع) با نمره ی میانگین 55 دارای بالاترین سطح بلوغ در سطح دوم یعنی سطح مدیریت شده ی مدل PCMM و کارکنان بخش های مدارک پزشکی بیمارستان های کاشانی و شریعتی با نمره ی میانگین 24 در پایین ترین سطح قرار داشتند. بین بلوغ سازمانی و ویژگی های کارکنان مدارک پزشکی این بیمارستان ها رابطه ی معنی داری وجود نداشت.
نتیجه گیری: میانگین مهارت و توانمندی کارکنان بخش مدارک پزشکی اغلب بیمارستان ها در حوزه ی فرایندی کارگزینی در سطح بالا و در حوزه ی آموزش و توسعه و محیط کار در سطح پایینی قرار دارد. استفاده از این مدل، موجب افزایش دقت مسؤولین و کارکنان در شناسایی نقاط ضعف عملیات و فعالیت های جاری می شود. توجه دقیق بر روی فرایند ها به این منظور، زمینه های بهبود و ارتقای فرایند ها را فراهم می آورد.
مدل حافظه ی سازمانی فرایند– محور، پیش نیاز اجرای مدیریت دانش در بخش های مدارک پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حافظه ی سازمانی به عنوان یکی از ابزارهای اجرای مدیریت دانش شناخته شده است. هدف این پژوهش طراحی مدل حافظه ی سازمانی برای بخش های مدارک پزشکی مراکز آموزشی و درمانی بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- کاربردی بود و در سال 1386 انجام گرفت. کارکنان مراکز آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز جامعه ی پژوهش را تشکیل میدادند. شناسایی فرایندها و شناسایی دانش های مورد نیاز فعالیت های بخش مدارک پزشکی از طریق پرسش نامه و مصاحبه انجام گرفت. بر اساس نیازسنجی انجام شده و بررسی مدل ها، الگوی پیشنهادی تهیه و سپس از طریق آزمون دلفی در معرض قضاوت متخصصان مدارک پزشکی قرار گرفت. از روش های آمار توصیفی برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: کارکنان بخش مدارک پزشکی معتقد بودند در صورت وجود دانش و اطلاعات لازم عملکرد بهتری خواهند داشت
(85 درصد). آنان وجود حافظه ی سازمانی را ضروری می دانستند (98 درصد) و بروز اشتباهات، کندی کار، بینظمی، نارضایتی و سردرگمی مشتریان را از مشکلات مربوط به جابه جایی کارکنان بر شمردند (86 درصد). اکثریت (80 درصد) مدل های ارایه شده برای حافظه ی سازمانی وظیفه- محور بودند .الگوی نهایی حافظه ی سازمانی در این پژوهش، به صورت یک سیستم در نظر گرفته شد و درون داد ها و فرایندهای آن مشخص گردید؛ نتایج مورد انتظار سیستم نیز به عنوان برون دادها ارایه شدند.
نتیجه گیری: یک سیستم حافظه ی سازمانی که دانش سازمانی را به وظایف کاری مربوط نماید، از ضروریات یک بخش مدارک پزشکی است و میتواند باعث بهره وری و یادگیری سازمانی شود. در این پژوهش، مجموعه ی مؤلفه ها و موجودیت های الزامی یک سیستم حافظه ی سازمانی فعالیت- محور به عنوان ابزاری برای اجرای مدیریت دانش در بخش های مدارک پزشکی ارایه شده است.
میزان توجه کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان به اخلاق حرفه ای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهم ترین متغیر در موفقیت هر سازمان، رعایت اخلاق می باشد. ماهیت حرفه ی کتابداری و اطلاع رسانی خدمت به کاربران است، از این رو توجه به اخلاق حرفه ای لازم و ضروری است. هدف این پژوهش، تعیین میزان توجه کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان به اخلاق حرفه ای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران بوده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه بود. روایی پرسش نامه توسط متخصصان کتابداری و اطلاع رسانی تأیید شد. پایایی ابزار با استفاده از Cronbach's alpha 93/0 به دست آمد. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه ی کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان در سال 1389 (128 نفر) بود که تعداد 63 نفر در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تعداد 65 نفر در دانشگاه اصفهان مشغول به کار بودند. با توجه به اینکه جامعه ی مورد بررسی، چندان بزرگ نبود که نیازمند نمونه گیری باشد، از روش سرشماری بهره گرفته شد. داده ها پس از گردآوری در نرم افزار SPSS وارد شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون های استنباطی correlation coefficient Spearman و 2χ استفاده گردید.
یافته ها: بیشترین میزان توجه به اصول اخلاق حرفه ای مربوط به برقراری ارتباط مثبت با همکاران با میانگین 52/4 و کمترین میزان توجه مربوط به گسترش دیدگاه محققانه در عملکرد و ارزیابی فعالیت ها با میانگین 71/2 بود. رتبه بندی میزان توجه به اصول اخلاق حرفه ای در ابعاد مختلف نشانگر آن است که بیشترین میزان توجه به بعد مسؤولیت در برابر همکار با میانگین 22/4 و کمترین میزان توجه به بعد مسؤولیت در مقابل حرفه با میانگین 27/3 اختصاص یافته بود. همچنین در بررسی رابطه ی میان جنس، میزان تحصیلات، رشته ی تحصیلی، نوع استخدام، میزان حقوق و نوع کار با میزان توجه به اصول اخلاق حرفه ای، آزمون های آماری نشان دادند که تنها میان سطح تحصیلات و میزان توجه به اصول اخلاق حرفه ای رابطه ی معنی داری از نوع منفی وجود داشت، اما در سایر موارد رابطه ی معنی داری وجود نداشت.
نتیجه گیری: از نظر کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان، بالاترین میزان توجه به عناصر اخلاق حرفه ای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران به ترتیب شامل برقراری ارتباط مثبت با همکاران در داخل و خارج از سازمان، رفتار مناسب و توأم با احترام با همه ی مراجعان و تلاش در شناسایی مسؤولیت های اجتماعی و حرفه ای می باشد. هر چند میزان توجه در بیشتر موارد بالاتر از حد متوسط است، اما مدیران کتابخانه های پیش گفت نباید از سایر اصول اخلاق حرفه ای، که در سطح متوسط و پایین تر هستند، غافل شوند. این امر، ضرورت آموزش مداوم اخلاق حرفه ای برای کتابداران دانشگاهی را می طلبد.
نقش اطلاعات نامتقارن در القای تقاضا : مطالعه موردی خدمات پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : تیوری تقاضای القایی پزشک از مهم ترین مباحثی است که در اقتصاد سلامت و اطلاعات مطرح می شود. بررسی ها نشان می دهند که پزشکن غیر رسمی نسبت به پزشکان شاغل در بیمارستان ها و درمانگاه ها که از درآمد ثابتی برخوردارند، انگیزه بیشتری برای ترغیب بیماران خود به استفاده از مراقبت های بهداشتی و دارویی غیر ضرور دارند.
روش کار : برای مقایسه تقاضای القایی میان پزشکان رسمی و غیررسمی 300 پرسشنامه تهیه و توسط 300 پزشک ساکن در شهر تهران تکمیل گردید. از این تعداد 70 پزشک به علت اینکه هم در استخدام رسمی دولت بوده و هم مطب شخصی داشتند از مطالعه حذف شدند. متغیرهای زمان هر ملاقات با پزشک و متوسط تعداد آزمایش هایی که پزشک برای هر بیمار تجویز می کند را به عنوان متغیرهای وابسته و متغیرهای جنس ، سن بیمار، نوع مدرک، تجربه و ترجیح درآمد به فراغت پزشکان و ارایه خدمات خاص از جانب آن ها را به عنوان متغیرهای توضیحی در نظر گرفتیم. لذا برازش را یکبار برای پزشکان استخدام رسمی و یکبار برای پزشکان غیر رسمی و شاغل در مطب شخصی انجام داده و با استفاده از روش لاجیت به بررسی پرداختیم.
یافته ها : هر چند که متوسط تعداد آزمایشات تجویز شده توسط پزشک و زمان هر ملاقات با وی متأثر از جنس و سن بیمار می باشد، اما به خصوص در مورد پزشکان استخدام غیر رسمی، متغیرهای ترجیح درآمد به فراغت ، تجربه و انجام خدمات خاص روی افزایش تعداد آزمایشات تجویز شده و زمان هر ملاقات با پزشک مؤثر بودند. همچنین یافته های بررسی حاکی از این است که القاء تقاضا برای استفاده از خدمات دارویی و درمانی از جانب پزشکان عمومی بیشتر است.
بحث : نتایج این مقاله حاکی از این است که ایجاد انگیزه در بیماران جهت استفاده از انواع خدمات بهداشتی و درمانی از جانب پزشکان عمومی غیر رسمی در مقایسه با پزشکان عمومی استخدام رسمی بیشتر می باشد. لذا تصویب استانداردها و قوانینی جهت نظارت بر عملکرد پزشکان دارای مطب خصوصی می تواند تا حدود زیادی از هزینه های درمانی غیر ضرور صرف شده توسط بیماران بکاهد
ارزیابی پنج پایگاه اطلاعاتی کتاب شناختی فارسی Irandoc، Iranmedex، Magiran، Parsmedline و SID به وسیله ی معیار ارزیابی پایگاه های اطلاعاتی Gulliver 2002(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به تأثیر طراحی پایگاه های اطلاعاتی در استفاده ی کاربران و میزان بهره برداری آنان از محتوای پایگاه های اطلاعاتی در زمینه ی موضوعات پزشکی و لزوم رعایت استاندارد ها و معیار های جهانی در طراحی پایگاه های اطلاعاتی، این پژوهش به بررسی پنج پایگاه اطلاعاتی کتاب شناختی فارسی Iranmedex، Irandoc، Magiran، SID و ParsMedline بر اساس معیار ارزیابی Gulliver 2002 پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش پیمایشی در سال 1387 انجام شد. جامعه ی پژوهش پنج پایگاه اطلاعاتی کتاب شناختی فارسی Irandoc، Iranmedex، Magiran، Parsmedline و SID بود که با استفاده از معیار ارزیابی Gulliver 2002 به صورت چک لیست مورد بررسی قرار گرفتند و داده ها به روش توصیفی تحلیل شدند. روایی چک لیست با استفاده از نظر صاحب نظران تأیید شد.
یافته ها: در دوازده معیار مورد بررسی شامل صفحه ی مدخل، جستجو، محدود کردن، مشاهده و دستکاری رکوردها، تصاویر، بازیابی مدارک، خدمات اشاعه ی گزینشی اطلاعات، طراحی کلی، اصطلاح شناسی، طراحی و جای گذاری آیکون ها، کمک و مشخصات پیشرفته، در مجموع Iranmedex با کسب 8/45 درصد و Irandoc با کسب 45 درصد از کل امتیاز، بالاترین رتبه و پس از آن ها ParsMedline با 40 درصد، SID با3/38 درصد و Magiran با 5/37 درصد به ترتیب در رتبه های بعد قرار دارند.
نتیجه گیری: وضعیت طراحی پایگاه های اطلاعاتی فارسی به هیچ وجه مطلوب نیست، به طوری که حداکثر امتیاز کسب شده توسط پایگاه ها از نصف کل امتیاز معیار پایین تر بود. از این رو به نظر می رسد نظارت بر طراحی این پایگاه ها و توجه به رعایت معیارها و استانداردهای بین المللی در طراحی آن ها ضروری باشد.
تعیین و ارزش دهی پارامترهای مؤثر در هزینه ی تولید پروژه های نرم افزاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صنعت نرم افزار در سال های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته است. چرخه ی کل حیات یک نرم افزار شامل دو فاز تولید و نگهداشت می باشد. در این پژوهش به بررسی و تعیین پارامترهای مؤثر بر تخمین هزینه ی تولید نرم افزار پرداخته شد، همچنین رتبه و میزان تأثیرگذاری هر یک از آن ها بر هزینه و زمان تعیین شد و روش هایی جهت کاهش هزینه های تولید، ارایه گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- پیمایشی و کاربردی بود. تعداد 15 سیستم در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. از آنجایی که جامعه محدود بود، کل جامعه به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت. از چک لیست محقق ساخته به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شد که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن با دقت 877/0 مورد تأیید قرار گرفت. در آمار توصیفی با استفاده از درصد فراوانی، مؤثرترین فاکتور و کم اثرترین فاکتور از دیدگاه متخصصین مشخص شد و فاکتورها از طریق آزمون Freidman رتبه بندی شدند. از نرم افزار SPSS به عنوان ابزار تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، 29 پارامتر مؤثر به دست آمد و در 5 گروه طبقه بندی شد و اثرگذارترین آن ها در هر مشخصه تعیین گردید.
نتیجه گیری: دستیابی به اهداف پروژه، مدیر پروژه را در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها یاری می رساند و تأثیر به سزایی در به انجام رسیدن پروژه های نرم افزاری دارد.
مقاله کوتاه: تحلیل میزان نفوذ اجتماعی مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیت شناختی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی ازجلوه های مناسبات انسانی، تعامل انسان ها با یکدیگر است. مهم ترین نکته ای که در ارتباطات ومناسبات بین انسان ها مطرح است، اتخاذ بهترین راه و روش برای تعامل بهتر، ترغیب بیشتر و نفوذ در دیگران است. یکی از جنبه های بسیار مهم رفتار اجتماعی متقابل، نفوذ اجتماعی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی بین مؤلفه های نفوذ اجتماعی مدیران گروه از دید اعضای هیأت علمی و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی در دانشگاه علوم پزشکی در سال 88-1387 بود.
روش بررسی: نفوذ اجتماعی شامل یازده مؤلفه میباشد.روش مورد استفاده جهت انجام این پژوهش، روش توصیفی– همبستگی وجامعه ی آماری عبارت از کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 88-1387 شامل 645 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم، 104 نفر از اعضای هیأت علمی به عنوان نمونه، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی استاندارد نفوذ اجتماعی از yukl، شامل 44 گویه در مقیاس پنج درجه با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی (جنسیت، تأهل، سن، تحصیلات و سابقه ی مدیریت)تنظیم گردید و ضریب پایایی آن 83/0به دست آمد. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون آماری ضریب همبستگی Cramer استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی نشان داد که بین هیچ کدام از مؤلفه های نفوذ و خصوصیات دموگرافیک به غیر از سابقه ی مدیریت، رابطه ی معنی داری وجود ندارد.
نتیجه گیری: میتوان نتیجه گرفت هر چه سابقه ی مدیریت در میان اعضای هیأت علمی بیشتر باشد، میزان استفاده از مؤلفه های نفوذ توسط مدیران بیشتر است.
کیفیت ثبت گواهی های فوت صادره در بیمارستان های آموزشی و غیر آموزشی شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اطلاعات ثبت شده بر روی گواهی فوت برای مقاصد مهمی مانند تهیه آمارهای مرگ و میر برنامه های ارتقای سلامت عمومی و تخصیص منابع مراقبت بهداشتی کاربرد دارد. از این رو صحت داده های گواهی فوت از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از انجام این تحقیق، تعیین کیفیت گواهی فوت های صادره در بیمارستان های آموزشی و غیر آموزشی شهر کرمانشاه و میزان صحت ثبت داده های گزارش شده در آن ها بود.روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و جامعه پژوهش، بیماران بستری را که در شش ماهه اول سال 1386 در بیمارستان های آموزشی و غیر آموزشی شهر کرمانشاه فوت نموده بودند، شامل می شد. نمونه مورد بررسی با توجه به کل موارد مرگ مراکز آموزشی و بیمارستان های شهر کرمانشاه در شش ماهه اول سال 1386 (1994 مورد مرگ) و بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه (321 نمونه) محاسبه شد. در این پژوهش، نمونه گیری به روش تصادفی و جمع آوری داده ها بر اساس چک لیستی که روایی آن به تأیید متخصصان رسیده بود، انجام و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.یافته ها: نتایج نشان داد که 51.1 درصد از گواهی های فوت صادره در مراکز آموزشی درمانی و 24 درصد از گواهی های فوت بیمارستان های غیر آموزشی دارای کیفیت ثبت بودند. اطلاعات دموگرافیک گواهی های فوت صادره ی مراکز آموزشی درمانی و بیمارستان های غیر آموزشی به ترتیب در 7.6 درصد و 28.8 درصد از موارد غیر صحیح بود. فقط 3.3 درصد از گواهی های صادره در مراکز آموزشی درمانی و 12.2 درصد از گواهی های صادره در بیمارستان های غیر آموزشی توسط پزشک معالج متوفی صادر شده بود. در 33.7 درصد از مراکز آموزشی درمانی و در 45.4 درصد بیمارستان های غیر آموزشی، مکانیسم مرگ به عنوان علت مرگ گزارش شده بود. بین علت های مرگ مندرج در 64.1 درصد از گواهی های فوت مراکز آموزشی درمانی و 74.7 درصد بیمارستان های غیر آموزشی، تسلسل علیتی منطقی وجود نداشت.نتیجه گیری: وضعیت کنونی صدور گواهی فوت در بیمارستان ها به خصوص بیمارستان های غیر آموزشی از لحاظ کیفی نامناسب و قابل تعمق بود. اهمیت و ارزش داده های مندرج در گواهی فوت و استفاده های متعدد آن، توجه بیشتر به ارتقای سطح آگاهی پزشکان از وجود انواع خطاها در کامل کردن گواهی فوت را می طلبد.