ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۸۲۰ مورد.
۷۶۱.

فراترکیب موانع تحقق تحول دیجیتال؛ مطالعه موردی صنعت بانکداری جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول دیجیتال استراتژی دیجیتال بانکداری دیجیتال بانکداری تمام دیجیتال روش فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
بانکداری تمام دیجیتال شکلی از بانکداری است که در آن تمام فرایندها به شکل غیرفیزیکی و بر بستر سامانه های دیجیتالی انجام می شود. تحول دیجیتال در دو دهه اخیر تغییر بسیار زیادی بر بستر و اشکال بانکداری گذاشته است. در ایران نیز صنعت بانکداری یکی از پیشگامان جاری سازی تحول دیجیتال است؛ ولی موانعی صنعت بانکداری ایران را از تحقق بانکداری تمام دیجیتال و رسیدن به استانداردهای بانکی کشورهای توسعه یافته باز داشته است. این پژوهش به احصاء موانع تحقق تحول دیجیتال در صنعت بانکداری ایران با بررسی پژوهش های گذشته در این زمینه می پردازد. این نوشتار با بررسی اولیه ۱۲۸ مقاله و بررسی نهایی ۲۵ مقاله در بازه زمانی ۱۶ ساله (۱۳۸۵ تا ۱۴۰۱) که در بستر صنعت بانکداری ایران انجام شده است با روش فراترکیب، موانع تحقق تحول دیجیتال در این صنعت را در یک تقسیم بندی منسجم گردآوری کرده است. برای تجزیه و تحلیل داده های مقالات از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. ۸۸ مضمون پایه در قالب ۷ مضمون سازمان دهنده و ۲ مضمون فراگیر استخراج شده است. یافته های این پژوهش حکایت از این دارد که برای رفع موانع تحقق تحول دیجیتال در صنعت بانکداری ایران باید علاوه بر عوامل زیرساختی فنی، مالی و حقوقی-سیاسی، به عوامل محتوایی و نرم افزاریِ رهبری دیجیتال، سازمان، فرهنگ و دانش و مهارت بها داده شود و بانکداری تمام دیجیتال در ایران تنها با رویکرد جامع نگرانه می تواند محقق گردد.
۷۶۲.

طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی محصولات ورزشی امنیت تجربه کاربری تحلیل رفتار مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
این تحقیق با هدف طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی در عراق انجام شده است. روش پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد گلیزر بوده و جامعه آماری شامل خبرگان در حوزه بازاریابی ورزشی و صاحبان شرکت های تولیدی و فروشندگان محصولات ورزشی در عراق بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و براساس معیار اشباع نظری، مجموعاً 13 مصاحبه انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته بود که تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری صورت گرفت و روایی و پایایی نتایج تأیید شد. نتایج نشان داد که عوامل کلیدی مانند شخصی سازی توصیه ها، سهولت استفاده و امنیت در تجربه کاربری، تأثیر زیادی بر رضایت و تصمیم گیری خرید مشتریان دارند. در زمینه تعاملات هوشمند، استفاده از چت بات ها و سیستم های پاسخ دهی خودکار به مشکلات خرید، به بهبود تجربه مشتری کمک می کند. همچنین، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی، از جمله اعتبار اجتماعی و تبلیغات هوشمند، نقش مهمی در رفتار خرید ایفا می کنند. در حوزه داده کاوی، تحلیل رفتار مشتری و هوش تجاری به عنوان ابزارهای مؤثری برای بهبود استراتژی های بازاریابی شناسایی شدند. همچنین، عوامل اعتماد و اعتبار برند، از جمله تقویت برند از طریق هوش مصنوعی و شفاف سازی اطلاعات، به افزایش اعتماد مشتریان کمک می کند. نوآوری های تکنولوژیکی مانند واقعیت افزوده و اتوماسیون در خدمات نیز به بهبود فرآیند خرید اشاره دارند. برای بهینه سازی رفتار خرید محصولات ورزشی آنلاین با استفاده از هوش مصنوعی، کسب وکارها نیاز دارند یک پلتفرم هوشمند ایجاد کنند که شامل چت بات های پیشرفته، شخصی سازی توصیه ها بر اساس تحلیل رفتار مشتری و سیستم های امنیتی قوی باشد.
۷۶۳.

تأملی در بنیان های نظری جنگ شناختی بر اساس روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ شناختی فناوری علوم اعصاب آموزش عامل انسانی حقوق هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۴
جنگ شناختی محصول ادغام و تلاقی فناوری های نوظهوری است که به دنبال تغییر محاسبات ذهنی است. این جنگ دارای ابعاد و سطوح گوناگونی است که تحلیل هر یک از آنها می تواند به شناخت نسبی از آن کمک کند. در همین راستا، هدف این مقاله، واکاوی بنیان های نظری جنگ شناختی به منظور درک ابعاد و لایه های گوناگون آن است. تحقیق از نوع فراترکیب است که از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده کرده است. در اولین گام پس از شناسایی و تعیین موضوع (جنگ شناختی)، پرسش های پژوهش مشخص شد و سپس مرور نظام مند ادبیات آغاز شد. منابع یافت شده از نظر عنوان، چکیده و متن بررسی شد و مقالات و گزارش های غیرمرتبط حذف شدند. ابتدا 78 منبع شناسایی شد و سپس در چهار مرحله و با حذف منابع غیرمرتبط، تعداد 22 منبع معتبر بین سال های 2022 تا 2024 تحلیل و محورهای مرتبط با جنگ شناختی و انواع روش های تحقیق در این حوزه در قالب جداول آماری استخراج شد. بر اساس یافته ها، پایه های نظری جنگ شناختی شامل: علوم اجتماعی، علوم رفتاری و مداخلات روان شناختی، علوم اعصاب شناختی، فناوری های نوظهور، پردازش اطلاعات در تصمیم گیری، گروه سازی انسان- ماشین، آموزش جنگ شناختی، بنیان های حقوقی، علوم انسانی، سیاست/ ژئوپلیتیک/ رسانه و قلمرو انسان (علوم اعصاب) است. همچنین بر اساس یافته ها، در بیشتر مقالات از روش تحقیق توصیفی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جنگ شناختی، پدیده ای بین رشته ای است که فناوری های جدید ازجمله هوش مصنوعی، کاربرد زیادی در این جنگ دارد.
۷۶۴.

هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در کسب وکارهای نوپا: مطالعه ای داده بنیاد از تجربه زیسته کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمندی استراتژیک تاب آوری استارتاپ ها رکود تورمی تجربه زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
بیان مسئله و هدف:در بستر اقتصادی ایران که با چالش های مزمنی نظیر رکود تورمی مواجه است، کسب وکارهای نوپا به واسطه ضعف ساختاری، کمبود منابع و آسیب پذیری بالا، بیش از هر بازیگر اقتصادی دیگری در معرض ناپایداری و شکست قرار دارند. در این شرایط، ارتقاء تاب آوری سازمانی از طریق رویکردهای مبتنی بر هوشمندی استراتژیک، ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. علی رغم توسعه مطالعات در حوزه تاب آوری، هنوز مدل های منسجم و مبتنی بر داده های تجربی زیسته کارآفرینان برای تبیین سازوکارهای بقاء در محیط های پرتلاطم اقتصادی، به ویژه در ایران، تدوین نشده اند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، به طراحی و تبیین مدلی جامع می پردازد که نشان دهد هوشمندی استراتژیک چگونه می تواند زمینه ساز ارتقاء تاب آوری در استارتاپ ها باشد. روش:پژوهش حاضر از رویکردی تجربی بهره گرفته و تمرکز آن بر تحلیل تجربه زیسته کارآفرینان در محیط های واقعی است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۴ نفر از بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فعال گردآوری و پس از کدگذاری تحلیلی، به مدل سازی نهایی منجر شد. در ادامه، مدل طراحی شده با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته و تحلیل کمی داده ها در محیط نرم افزارهای آماری، مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها:تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مؤلفه کلیدی در شکل گیری هوشمندی استراتژیک استارتاپ ها گردید: گردآوری و پردازش هوشمند داده ها، ذخیره سازی و دسترسی ساختاریافته به اطلاعات، استفاده از الگوریتم های پیش بینی و هوش مصنوعی، طراحی استراتژی های واکنشی داده محور، و بازمهندسی فرآیندهای عملیاتی در مواجهه با بحران های اقتصادی. یافته ها نشان دادند که هر یک از این مؤلفه ها تأثیر معناداری بر تقویت تاب آوری سازمانی دارند و مدل پیشنهادی، توان تبیینی قابل قبولی در محیط های رکودی دارد. نتیجه گیری:مدل نهایی پژوهش، چارچوبی کاربردی برای درک عمیق تر از پیوند میان هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در استارتاپ ها فراهم می آورد. این مدل نه تنها مسیر سازگاری و پایداری سازمانی را برای کسب وکارهای نوپا در محیط های پرتلاطم اقتصادی هموار می سازد، بلکه ابزاری کارآمد برای سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و مدیران اجرایی جهت تصمیم سازی های مالی، فناورانه و نهادی به شمار می رود.
۷۶۵.

تبیین نقشه راهبردی مدیریت نااطمینانی زنجیره تامین صنایع غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت عدم اطمینان زنجیره تأمین نگاشت شناختی علّی صنایع غذایی عملکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۲
عدم اطمینان نسبت به وقایع احتمالی آینده، از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات زنجیره تأمین است. در صنایع غذایی به دلیل تنوع زیاد محصولات و تغییرات مداوم در ذائقه مشتریان، مدیریت عدم اطمینان اهمیتی دوچندان دارد. با طراحی راهبردهای مدیریت عدم اطمینان و توجه به ارتباط میان آن ها می توان فعالیت های دارای بالاترین ارزش افزوده را شناسایی کرد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی انواع عدم اطمینان و راهبردهای مدیریت آن ها در زنجیره تأمین صنایع غذایی و بررسی روابط علی ومعلولی بین آن هاست. پژوهش از بعد هدف، کاربردی و از حیث چگونگی جمع آوری داده ها، توصیفی است. بعد از مرور ادبیات موضوع و شناسایی منابع عدم اطمینان و راهبردهای مدیریت آن ها، رابطه بین 21 استراتژی شناسایی شده از طریق مصاحبه با 9 خبره از صنایع غذایی مورد بررسی قرار گرفت. این افراد متشکل از مدیران تولید، کارخانه و مدیران عامل صنایع غذایی هستند که مدرک تحصیلی کارشناسی به بالا و تجربه کافی دارند. طبق نتایج تکنیک نگاشت شناختی با بهره گیری از نرم افزار یوسینت، راهبردهای شناسایی شده به پنج خوشه قابل دسته بندی بوده که یکی از آن ها پس از تحلیل ها حذف شد. چهار خوشه باقی مانده دارای تعامل بالایی با یکدیگرند و هم افزایی میان آن ها سبب ارتقای عملکرد شرکت ها و زنجیره های تأمین در مدیریت عدم اطمینان می شود. این چهار خوشه عبارت اند از: بهبود سیستم ها و روش ها، بهبود تصمیمات، مدیریت محصول و مدیریت فرایند. هرکدام از این عوامل از زاویه ای خاص، زنجیره تأمین را در راستای مدیریت عدم اطمینان یاری می رسانند و در صورت تنظیم صحیح روابط میان آن ها می توان شاهد بهبود عملکرد زنجیره های تأمین بود.
۷۶۶.

تدوین الگوی شایستگی مدیر تیم های پژوهشی (مورد مطالعه: یکی از مراکز مطالعات راهبردی نظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگو شایستگی مدیر تیم پژوهشی مرکز مطالعات راهبردی نظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۷
کاربست شایسته سالاری در ارتقای سازمان و بالا رفتن کارایی و اثربخشی (بهره وری) آن، یکی از ضروریات و دغدغه های سازمان های امروزی است. توجه به این مهم که در مجموعه عوامل تأثیرگذار بر انجام موفق یک فعالیت پژوهشی تیمی، "مدیر تیم پژوهش" نقش محوری و تعیین کننده ای را به عهده دارد، سبب گردید که تحقیقی با هدف"تدوین الگوی شایستگی مدیر تیم های پژوهشی (مورد مطالعه: یکی از مراکز مطالعات راهبردی نظامی)" انجام گردد. این تحقیق از لحاظ نوع، توسعه ای - کاربردی و از نظر روش انجام تحقیق، آمیخته (کمی و کیفی) می باشد. جامعه آماری این تحقیق از مدیران تیم های پژوهشی موفق، مدیران و کارکنان مرتبط با آنان در این مرکز مطالعات راهبردی نظامی و به روش نمونه گیری گلوله برفی و ابزار مصاحبه می باشد. نتایج تحقیق نیز ارائه دهنده ی الگویی در سه بعد با ترتیب اولویت 1- شایستگی های دانشی (شامل مولفه های: دانش مدیریتی، دانش پژوهش علمی، دانش نظامی، دانش موضوع پژوهش) 2- شایستگی های عملکردی (شامل مولفه های: نقش مستقیم، نقش نظارتی) 3- شایستگی های شناختی – رفتاری (شامل مولفه های: فردی، ارزشی) و در مجموع با احصاء 41 شاخص می باشد. پیشنهاد مطروحه در این تحقیق نیز، بهره گیری از نتایج حاصله در راستای شناخت، ارزیابی، رتبه بندی و توانمندسازی مدیران تیم های پژوهشی در مرکز مطالعات راهبردی نظامی مورد نظر می باشد.
۷۶۷.

سبک رهبری و تفکر راهبردی با نقش توانمندسازی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک رهبری رهبری تحول آفرین تفکر راهبردی تفکر سیستمی توانمندسازی کارکنان کارکنان فراجا انضباط کاری بصیرت و نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
سازمان ها به دلیل تغییرات شدید محیط پیرامون و فن آوری با مشکلاتی مواجه هستند که هر روز پیچیده تر می شوند. حل آن نیازمند سبک رهبری، داشتن تفکرات خلاق وبهره وری سازمانی است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سبک رهبری و تفکر راهبردی با نقش میانجی توانمندسازی کارکنان پرداخته است. این پژوهش با رویکرد توصیفی   پیمایشی صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان فرماندهی انتظامی استان اصفهان به تعداد 240 نفر بودند که با فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 148 نفر از کارکنان انتخاب شد. برای گردآوری دادهای این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد سبک رهبری هاتون ونک و پرسشنامه محقق ساخته تفکر راهبردی با 40 گویه و پرسشنامه استاندارد توانمندسازی کارکنان با 35 گویه و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای  SPSS 18و pls  Smart استفاده شد. یافته ها نشان می دهد بین سبک های رهبری، تفکر استراتژیک و توانمندسازی کارکنان در سطح سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. مطابق یافته های تحقیق انتخاب سبک های رهبری اخلاقی، رهبری تحول گرا، و همچنین توجه به ابعاد تفکر سیستمی، تفکر مفهومی و شهودی در ارتقاء عملکرد شغلی پلیس نقش بسیار مهمی داشته و از طرفی از مؤلفه های توانمندسازی کارکنان داشتن سبک های رهبری تحول آفرین مدیران تصمیم گیرنده است که در نتیجه آن می توان به سازی مأموریتی کارکنان، افزایش بهره وری و انضباط کاری دست یافت که هدف اصلی محقق رسیدن به این موضوع بوده است. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود سازمان انتظامی با الگوگیری از سبک های رهبری، یک رابطه معنادار بین توانمندسازی کارکنان و تفکرات سازمانی مدیران ایجاد کند. از طرفی درصورت داشتن مدیرانی با سبک رهبری تحول گرا، سازمان انتظامی می تواند در مواجه با بحران های انتظامی نقش بسیار مهمی را ایفا کرده و با تصمیم گیری های به موقع بحران های پیش رو را مدیریت کند. سازمان هایی موفق و اثربخش خواهند بود که رهبران آنها با اتخاذ سبک رهبری مناسب و نفوذی که بر کارکنان دارند، بتوانند آنها را برانگیزند و تلاش های آنها را در جهت تحقق اهداف و تعالی سازمان همسو و منسجم کنند. لذا برای دستیابی به چینین امری، سازمان ها نیازمند رهبرانی با مهارت تفکر استراتژیک خواهند بود، که این مهارت را در سطح سازمان توسعه دهند و مزیت رقابتی برای سازمان خلق کنند.
۷۶۸.

طراحی مدل بازاریابی متاورس در بانک مسکن با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی متاورس بانک مسکن تحول دیجیتال تجربه مشتری اکوسیستم دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۰
هدف نهایی پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی متاورس در بانک مسکن با رویکرد داده بنیاد و تمرکز بر تحول دیجیتال در بستر صنعت بانکداری ایران است؛ مدلی که بتواند به بهبود رقابت پذیری، ارتقای تجربه مشتری و خلق ارزش های نوین مبتنی بر فناوری های پیشرفته کمک نماید. این تحقیق با بهره گیری از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین (1998)، فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) را طی نموده است؛ به نحوی که محقق بر اساس مصاحبه های عمیق با خبرگان، موفق به شناسایی 5 مقوله اصلی، 26 مقوله فرعی و 65 کد مفهومی به عنوان ابعاد و مولفه های اثرگذار در شکل گیری مدل بازاریابی متاورسی بانک مسکن گردید. در فاز اول (کیفی) پژوهش، جامعه آماری متشکل از مدیران ارشد، کارشناسان متخصص و تحلیل گران حوزه های بانکداری دیجیتال، بازاریابی فناوری محور و متاورس بانکی، همچنین اساتید دانشگاهی و پژوهشگران فعال در زمینه بانکداری آینده نگر و فناوری های مالی نوین بود که با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی، تعداد ۱۴ نفر از میان خبرگان کلیدی تا مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. در این مرحله، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بر پایه پروتکل علمی گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. در فاز دوم (کمی) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول مورگان، تعداد 434 پرسشنامه توزیع و جمع آوری شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استانداردشده بر مبنای ابعاد استخراج شده از مرحله کیفی بود. داده های کمی با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و SmartPLS4 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برازش مدل مفهومی و آزمون فرضیات انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای علی همچون فشارهای رقابتی بانکداری، الزامات قانونی و نظارتی، تغییرات ترجیحات مشتریان و فشارهای زیست محیطی، به همراه زیرساخت های فناوری، فرهنگ و سرمایه انسانی، ظرفیت تحقیق و توسعه و شبکه سازی دیجیتال، شالوده و بستر لازم را برای تحول بازاریابی داده بنیاد در بانک مسکن فراهم می کنند. نقش محوری بازاریابی داده بنیاد، توسعه محصولات نوآورانه و مدیریت تجربه مشتری، ارتباطی پویا بین شرایط علی، راهبردهای دیجیتال و پیامدهای عملکردی از جمله افزایش بهره وری، توسعه بازار و ارتقای کیفیت خدمات ایجاد نموده است. بر این اساس، مدل نهایی پژوهش پیوندی منسجم و داده محور میان سیاست گذاری کلان، مدیریت ریسک، چابک سازی سازمانی و توسعه بازاریابی متاورسی برقرار ساخته است. این مدل به عنوان نقشه راهی برای مدیران و سیاست گذاران بانکی، می تواند زمینه ساز استقرار بانکداری نسل جدید و ایجاد مزیت رقابتی پایدار در صنعت مالی کشور باشد.
۷۶۹.

تأثیر یکپارچگی کانال های چندگانه همه کاره بر تجربه و بازگردانی مشتریان خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه مشتری خریدسنجی حضوری صنعت خرده فروشی کانال های چندگانه همه کاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۱
بازاریابی در صنعت خرده فروشی، همواره بر رضایت مشتریان با بازگرداندن مشتری برای خریدهای بعدی تمرکز داشته است. تجربه ای که مشتری از تعامل با روش ها و کانال های فروشنده کسب می نماید، نقش بسزایی در حس رضایت و در نتیجه تکرار خرید ایفا می کند. این پژوهش از ﻟﺤﺎظ ﻫﺪف  ﮐﺎرﺑﺮدی و از ﻧﻈﺮ روش توصیفی-ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ است،  هدف بررسی کانال های چندگانه و اثر آن بر راهبرد کانال همه کاره بر تجربه و بازگردانی مشتریان در صنعت خرده فروشی است. جامعه آماری مشتریان خرید اینترنتی اُکالا در تهران است که با استفاده از رویکرد کوکران، نمونه ای با حجم 156 نفر محاسبه شد. در این پژوهش پس از بررسی و تحلیل پیشینه ، مدل مفهومی پژوهش استخراج و پرسشنامه پژوهش بر آن اساس تنظیم شد پس از انجام اصلاحات  با اعلام نظر خبرگان پژوهش، روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی لاوشه و آزمون آلفای کرونباخ سنجیده و تأیید شد. پس از تلخیص داده ها و پیش پردازش خروجی آن ها، داده ها با کمک نرم افزار SPSS به تحلیل آماری شدند. پس از برازش مدل مفهومی، فرضیه هابا استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و مدل سازی معادلات ساختاری  با نرم افزار SmartPLS آزمون شدند.لذا  عوامل اثرگذار بر تجربه و رضایت مشتریان و خرید مجدد آنها در خرده فروشی های برخط شناسایی گردید و مشخص شد جذابیت هویت برند، ریسک ادراک شده، رضایت خرده فروشی و رضایت تعاملی بر بازگشت مشتری تاثیر دارد. همچنین مشخص گردید که رضایت تعاملی، رضایت خرده فروشی، عدم قطعیت خرده فروشی، جذابیت هویت برند و هزینه های انتقال بر خریدسنجی حضوری و در نهایت بازگرداندن مشتریان موثر است.
۷۷۰.

آسیب شناسی پوشش اتکایی بیمه زندگی و رتبه بندی عوامل موثر بر عدم احساس نیاز به خرید آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیمه زندگی پوشش اتکایی آسیب شناسی رتبه بندی ماتریس SWOT

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۲
بیمه اتکایی، ابزار اصلی مدیریت خطر و سرمایه در دسترس بیمه گران است.  هدف این تحقیق، بررسی وضعیت موجود، آسیب شناسی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف عملکرد بیمه اتکایی زندگی در ایران است. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته، به شناسایی عوامل موثر بر عدم احساس نیاز به خرید پوشش اتکایی زندگی شرکت های بیمه در ایران پرداخته شد و سپس با استفاده از مدل آنتروپی شانون، وزن دهی آن ها صورت گرفت. علاوه بر این، بر اساس یافته های تحقیق، ماتریس SWOT پوشش اتکایی بیمه های زندگی ترسیم شد. نتایج نشان داد که به ترتیب، ناکارآمد بودن سیستم ها، پایین بودن ضریب خسارت، پیچیدگی محاسبات، محدودیت های ایجادی قوانین و مقررات و ماهیت بلندمدت بیمه های زندگی از مهمترین عوامل موثر بر عدم احساس نیاز به خرید پوشش اتکایی زندگی است. پیشنهاد می شود شرکت های بیمه و بیمه مرکزی ایران در راستای اصلاح سیستم های نرم افزاری مورد نیاز برای انجام محاسبات نظام مند بیمه گران اتکایی، اقدامات لازم را انجام دهند تا امکان ارائه پوشش بیمه گران به راحتی فراهم شود. همچنین برگزاری دوره های پیوسته آموزشی جهت آشنایی مدیران اتکایی با پیچیدگی ها و مشخصات فنی این محصولات و به روز رسانی دانش ایشان پیشنهاد می شود. علاوه بر این، به دلیل ماهیت بلندمدت و سهم بالای بیمه های زندگی اندوخته دار از سبد بیمه های زندگی در شرکت های بیمه، خرید بیمه اتکایی یکی از روش های کنترل خطر پیشنهاد می شود.
۷۷۱.

ارائه مدل آینده نگاری و سناریونویسی صنعت نشر با رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده نگاری و سناریونویسی صنعت نشر رویکرد ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۱
صنعت نشر، به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه فرهنگی و انتقال دانش، با تحولات سریع فناوری، تغییرات رفتار مصرف کنندگان و ظهور پلتفرم های دیجیتال مواجه است. این پژوهش با هدف ارائه مدلی ترکیبی برای آینده نگاری و سناریونویسی صنعت نشر ایران در افق 1414 انجام شد. با بهره گیری از رویکرد ترکیبی کیفی و کمی، شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته، روش دلفی، تحلیل اسنادی و پرسشنامه، پیشران های کلیدی (دیجیتالی شدن، تغییر رفتار مصرف کننده، افزایش هزینه های تولید، رشد پلتفرم های آنلاین و مدل های درآمدی جدید) و عدم قطعیت های بحرانی (تحولات فناورانه، بحران های اقتصادی و آینده نشر سنتی/دیجیتال) شناسایی شدند. تحلیل های کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA، مقوله هسته ای «تحولات فناورانه» را استخراج کرد که سایر مقوله ها را تحت تأثیر قرار می دهد. تحلیل های کمی با نرم افزارهای SPSS و Vensim، مدل پویایی سیستم را طراحی و شبیه سازی کرد که کاهش 40% کتاب های چاپی و رشد 140% کتاب های دیجیتال تا 1414 را نشان داد. سه سناریوی مرجع (رشد دیجیتال با 300% رشد دیجیتال، رکود اقتصادی با 30% افت درآمد و تعادل با 100% رشد دیجیتال) تدوین شدند که مسیرهای محتمل آینده را ترسیم می کنند. مقایسه با مطالعات پیشین (نوروزی و احمدی، 1401؛ ماگادان و گارسیا، 2022) نشان داد این پژوهش با مدل سازی پویا و بومی سازی مفاهیم، تحلیل عمیق تری ارائه کرده است. پیشنهادات اجرایی شامل سرمایه گذاری ناشران در فناوری، حمایت دولتی از نشر سنتی و توسعه پلتفرم های محلی توسط فعالان فناوری است. این مطالعه با پر کردن خلأهای ادبیات داخلی، چارچوبی جامع برای پیش بینی و برنامه ریزی استراتژیک ارائه داد و راهنمایی عملی برای هدایت صنعت نشر ایران به سمت آینده ای پایدار و نوآور فراهم آورد.
۷۷۲.

شناسایی عوامل موثر بر تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی درکسب و کارهای الکترونیک (مطالعه موردی: دیجی کالا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول دیجیتال کسب و کار الکترونیک هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال در کسب وکارهای الکترونیکی مبتنی بر هوش مصنوعی، با بهره گیری از روش فراترکیب انجام شده است. در این راستا، ۵۰ مقاله منتخب که طی دو ماه اخیر توسط پژوهشگران انتخاب شده بودند، با دقت مورد بررسی قرار گرفتند و داده های مرتبط با هدف پژوهش استخراج گردید. تحلیل کیفی یافته ها و تلفیق نظرات خبرگان منجر به شناسایی ۷ بعد اصلی شامل: زیرساخت دیجیتال، فناوری های توانمندساز هوش مصنوعی، تجربه مشتری، مدیریت و تصمیم گیری مبتنی بر داده، رهبری دیجیتال، حریم خصوصی داده و زنجیره تأمین هوشمند شد. این ابعاد در قالب ۳۴ مقوله فرعی طبقه بندی گردیده اند. بر مبنای یافته های پژوهش، برای تحقق تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی، کسب وکارها باید زیرساخت های فناورانه خود را تقویت کرده و ظرفیت هایی چون پردازش ابری، امنیت سایبری و ارتباطات پیشرفته را توسعه دهند. همچنین، به کارگیری فناوری هایی نظیر یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و تحلیل پیش بین در فرآیندهای کلیدی، نقش تعیین کننده ای در موفقیت دیجیتال دارند. شخصی سازی تجربه مشتری، طراحی داشبوردهای تحلیلی و استفاده از هوش تجاری، تصمیم گیری داده محور را در سطوح مختلف سازمان تسهیل می کنند. توانمندسازی رهبران سازمانی، تدوین سیاست های دقیق در حوزه حریم خصوصی داده و بهره گیری از اینترنت اشیا و اتوماسیون هوشمند در زنجیره تأمین، از دیگر الزامات این تحول به شمار می روند. یافته های این پژوهش می توانند به عنوان چارچوبی راهبردی برای مدیران، تصمیم گیران و سیاست گذاران در زمینه طراحی و پیاده سازی برنامه های تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرند.
۷۷۳.

تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری بر انطباق استراتژیک با چرخش استراتژیک در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادرک مدیران گستره تغییر رهبری انطباقی چرخش استراتژیک انطباق استراتژیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۰
کسب وکارهای کوچک بستر مناسبی برای توسعه فعالیت های کارآفرینی هستند. یکی از عوامل موفقیت کسب وکارهای کوچک این است که چرخه افول خود را با موفقیت پشت سر بگذارند. می توان از چرخش و انطباق استراتژیک برای مقابله با چرخه زوال در کسب وکارها استفاده نمود. از این رو، هدف پژوهش، بررسی تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری انطباقی در شکل گیری انطباق استراتژیک با نقش میانجی چرخش استراتژیک است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از حیث ارتباط بین متغیرهای پژوهش از نوع علّی است. روش کار  پیمایشی بوده، جامعه آماری پژوهش را کسب وکارهای نوپای شهر بوشهر تشکیل داده که تعداد آن 80 شرکت است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه در مقیاس پنج گزینه ای بود. برای سنجش روایی از روش اعتبار محتوا و برای آزمون پایایی پرسش نامه از شیوه آلفای کرونباخ استفاده شده است. بر اساس نتایج مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای گستره تغییر، ادراک مدیران، رهبری انطباقی، انطباق استراتژیک و چرخش استراتژیک به ترتیب برابر با 983/0، 887/0، 931/0، 990/0، 975/0 محاسبه گردید، که مقداری بیشتر از7/0 هستند. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ادراک مدیران بر انطباق استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری ندارد؛ گستره تغییر بر چرخش استراتژیک؛ رهبری انطباقی بر چرخش استراتژیک؛ و چرخش استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری بر انطباق استراتژیک دارد؛ در انتها، بر اساس یافته های پژوهش رهنمودهایی به مدیران کسب وکارهای نوپا ارائه شده است.
۷۷۴.

رهیافتی بر مؤلفه های فضای سایبر تراز در گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای سایبر تراز گفتمان انقلاب اسلامی نظریه هنجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۷
اصول و مبانی انقلاب اسلامی در مدل تعالی رهبر معظم انقلاب برای حرکت انقلاب اسلامی، ظهور و بروز داشته و در آن نهاده شده است بنابراین برای هنجاری کردن فضای سایبر می توان از آن الگو گرفت. رسیدن به وضع مطلوب، نیازمند طی شدن این تعالی منطقی است و گفتمان انقلاب برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی از اجرای گام به گام آن ناگریز است. گام اول به مثابه وقوع انقلاب در فضای سایبر و متناظر با پیروزی انقلاب در فضای واقعی است که پیامد آن، فتح سرزمین و کسب قلمروی سایبری خواهد بود. در مرحله بعد، به نرم افزار اداره و ابزارهای حکمرانی نیاز داریم که از طریق طراحی نظامات گوناگون در فضای سایبر بدست می آید. پس از شکل گیری نظام اسلامی سایبری، نوبت به ایجاد دولت اسلامی در فضای سایبر خواهد رسید که اهم مراحل و مستلزم وضع قوانین لازم برای حکمرانی سایبری و همچنین پیاده سازی کلیه نظامات طراحی شده در گام قبلی است. تحقق دولت سایبری با معیارهای اسلامی متکی به نظامات سایبری و وضع قوانین لازم، زمینه تحقق جامعه اسلامی سایبری را فراهم می آورد که در آن آحاد مردم ضمن بهره مندی از خدمات دولت سایبری، زیست مجازی عفیفانه را نیز تجربه می کنند. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، به شناسایی مولفه های فضای سایبر تراز یا مولفه های نظریه هنجاری فضای سایبر در اندیشه امامین انقلاب اسلامی پرداخته شده که اشراب آنها به این فضا بر اساس مدل ساخت یافته، زمینه تحقق وضع هنجاری و حکمرانی مطلوب در آن را فراهم می سازد
۷۷۵.

شناسایی مؤلفه ها و سطح بندی ابعاد توسعه زیست بوم کارآفرینی فناورانه دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه دانشگاه زیست بوم کارآفرینی فناورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۴
زیست بوم کارآفرینی فناورانه مجموعه پیچیده ای از اجزا و روابط است که امکان ایجاد و رشد شرکت های فناوری جدید را فراهم می سازد. این زیست بوم ها باید به وضوح تعریف و ارزیابی شوند تا به استقرار و توسعه مناسب خود برسند. هدف این پژوهش ترسیم مؤلفه های اصلی زیست بوم کارآفرینی فناورانه دانشگاه رازی برای توسعه چارچوب جامع این زیست بوم و سطح بندی ابعاد اصلی آن است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و باتوجه به ماهیت آن جزء پژوهش های آمیخته (کیفی - کمی) از نوع اکتشافی - متوالی و بر اساس گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی و اسنادی - میدانی می باشد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه خبرگان کلیدی دارای سابقه مرتبط با موضوع پژوهش است که با 12 مصاحبه اشباع نظری محقق شد. در این پژوهش از روش های تحلیل تم مبتنی بر قیاس و تحلیل تفسیری - ساختاری بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج، 14 مؤلفه (حاکمیتی، مدیریتی، ساختار بودجه ای، ساختار نهادی، حمایت های نرم و سخت، اقدامات انگیزشی، مسئولیت پذیری، فعالیت های بازاریابی، شبکه سازی، اطلاع رسانی، الگوسازی، پیوندسازی و ترویج و نگرش) برای ابعاد اصلی زیست بوم کارآفرینی فناورانه در دانشگاه رازی شناسایی شد که ابعاد در سه سطح دسته بندی شدند. ابعاد بازار، سرمایه های مالی، سرمایه های انسانی و حمایت ها در سطح اول، فرهنگ در سطح دوم و سیاست ها در سطح سوم قرار گرفتند.
۷۷۶.

ارائه چارچوب راهبردی طراحی محصول در اقتصاد چرخشی در صنعت لوازم خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد چرخشی طراحی محصول مدل راهبردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
قتصاد چرخشی بنا به ضروریات جهانی به یک پارادایم نوین در عرصه اقتصاد و کسب و کار و همچنین زنجیره تامین تبدیل شده است. بنابراین آینده اقتصاد و کسب و کار ناچار است که به سمت اقتصاد چرخشی گام بردارد. بر این اساس رویه های طراحی محصول نیز دچار تغییر می باشد و می بایست خود را با اقتصاد چرخشی وفق دهد. در تحقیق حاضر مدلی راهبردی برای طراحی محصول در اقتصاد چرخشی در صنعت لوازم خانگی ارائه شده است، مدیران ارشد و خبرگان علمی دانشگاهی، به عنوان جامعه هدف تعیین شدند. با استفاده از یک رویکرد آمیخته(کیفی – کمی) ابتدا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مدل طراحی شد و سپس با استفاده از رویکرد نگاشت شناختی روابط بین عوامل بررسی شده است. نتایج نشان داد کاهش ضایعات دارای بیشترین نزدیکی می باشد پس از آن کاهش ظرفیت زیست محیطی قرار دارد. ذینفعان دارای بیشترین سطح بینابینی بوده و پس از آن محدودیت منابع، منابع غیر مادی و فعالیت های کاری قرار دارند. ارائه ارزش مشترک در شبکه ارزش و اثرات زیست محیطی دارای بیشترین مرکزیت می باشند به عبارت دیگر در شبکه طراحی شده بیشترین اتصالات از طریق سایر عوامل به این عوامل اشاره شده می باشد. پس از آن ها الزامات ورودی و ارتباط بیشتر با مشتری دارای بیشترین درجه مرکزیت نشان داده می شوند.
۷۷۷.

شناسایی عوامل موثر بر جذب سپرده های قرض الحسنه بانکی در شعب پست بانک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جذب سپرده کدگذاری موسسات مالی قرض الحسنه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: سپرده های قرض الحسنه بانکی یکی از ابزارهای مالی مورد توجه است که به عنوان یک ابزار مالی اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع سپرده ها، به منظور تشویق به همکاری و کمک به دیگران برای تحقق پروژه ها و اهداف مشترک مورد استفاده قرار می گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر جذب سپرده های قرض الحسنه بانکی در شعب پست بانک شهر تهران است. روش شناسی: روش انجام پژوهش به صورت تحلیلی-توصیفی است. رویکرد روش شناسی این مطالعه کیفی بوده و روش پژوهش اتخاذ شده، روش فراترکیب سندلوفسکی و باروسو است. در این تحقیق، از میان 371 مقاله شناسایی شده در طی جستجوی ادبیات سه دهه اخیر در پایگاه داده های الکترونیکی منتخب، 63 مقاله با معیارهای انتخاب و ورود تطابق داشتند. یافته های پژوهش: از 63 مطالعه منتخب، عوامل موثر بر جذب سپرده های قرض الحسنه بانکی در 7 بعد به شرح زیر شناسایی شد: عوامل سازمانی، عوامل اخلاقی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل بازاریابی، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاکچین. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که با اجرای این راهکارها و استفاده از استراتژی های مناسب، بانک ها و مؤسسات مالی قادرند به بهبود فرآیند جذب سپرده های قرض الحسنه و افزایش بهره وری مالی خود بپردازند. این تحقیق به عنوان یک راهنمای عملی برای صنعت بانکداری و مالی، می تواند به بهبود روند جذب سپرده های قرض الحسنه و تقویت روابط با مشتریان کمک کند.
۷۷۸.

طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار شهروندی سازمانی نیمه تاریک رفتار شهروندی سازمانی صنعت بیمه ایران فراترکیب تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
این پژوهش با هدف طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB) در صنعت بیمه ایران با استفاده از رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون انجام شد. در بخش فراترکیب، مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با OCB و جنبه های تاریک آن از پایگاه های داده معتبر استخراج و با استفاده از روش فراترکیب تحلیل شدند. برای استخراج کدها در نهایت پس از غربال مقالات استخراج شده، از 35 مقاله خارجی و 27 مقاله داخلی استفاده شد. در گام دوم، با بهره گیری از نتایج فراترکیب پرسشنامه ای نیمه ساختارمند استخراج شد و با استفاده از تحلیل مضمون به تحلیل یافته های آن پرداخته شد. در بخش تحلیل مضمون، داده های کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعت بیمه ایران (10 نفر) جمع آوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. پس از ادغام و تکمیل یافته های فراترکیب، با استفاده از روش تحلیل مضمون نتایج این بخش چهار مضمون فراگیر (سازمانی، شغلی، محیطی- اجتماعی و فردی) و 19 مؤلفه (کاهش سرعت فرایندها، بروز رفتارهای مخرب سازمانی، نتیجه منفی بر مقولات سازمانی، ساختار سازمانی، رهبری ناکارآمد، نظام های پاداش ناکارآمد، عدم تطابق سیستم های فناوری، امنیت داده ها، اختلال در ایفای نقش شغلی، اختلال در بازده نقش، تعاملات حرفه ای و ارتباطات سازمانی، بروز احساس و ادراک منفی، فرهنگ، مشتری مداری و تعاملات نامناسب با مشتریان، انتظارات محیطی، تأثیرات ادراکی و روانی بر فرد، تأثیرات بر سلامت و رفاه فردی، شخصیت منفی کارکنان، انگیزش منفی) را شناسایی کرد. مدل پیشنهادی با تلفیق یافته های فراترکیب و تحلیل مضمون، چارچوبی جامع ارائه داد که بر ضرورت تمرکز بر شناسایی جنبه های نیمه تاریک OCB تأکید دارد.
۷۷۹.

اولویت بندی مسائل بغرنج شهروندان ایران در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسئله بغرنج فضای مجازی شهروندان مدل تصمیم گیری چند معیاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
فضای مجازی به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی، از زمان شکل گیری تحولات زیادی را در جوامع مختلف ایجاد کرده است. بنابراین شناخت و اولویت بندی مسائل بغرنج شهروندان در این محیط دیجیتال به منظور بهبود کیفیت حضور آنها ضروری است. پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی مسائل بغرنج شهروندان ایرانی در فضای مجازی انجام شده است تا به سیاست گذاران و نهادهای مسئول در این زمینه یاری رساند. داده های مورد استفاده در این پژوهش از طریق تحلیل مضمون از 12 مصاحبه با خبرگان علمی و اجرایی در حوزه فضای مجازی جمع آوری شده است. در این پژوهش، برای اولویت بندی مسائل بغرنج، از مدل تصمیم گیری چندمعیاره (VIKOR) استفاده گردیده است. خبرگان انتخاب شده به روش نمونه گیری هدفمند به پرسشنامه ای برای تعیین امتیاز گزینه ها و اهمیت معیارها پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 0.790 محاسبه و روایی آن مورد تایید قرار گرفت. یافته ها نشان می دهند که مسائل بغرنج پیش روی شهروندان ایران در فضای مجازی شامل فیلترینگ، تعمیق شکاف دولت و ملت، خلأهای قانونی و نظارتی(فقدان تنظیم گری)، فقدان اینترنت پایدار و سریع و رواج انحرافات و ابتذال اخلاقی است. این مسائل نیازمند توجه نهادهای مسئول هستند که باید با تدوین راهکارهای موثر، کیفیت حضور شهروندان در این فضا را ارتقاء دهند.
۷۸۰.

بنیان شناسی کنترل های راهبردی با ارائه الگوی طراحی آن در نظام بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوع شناسی بنیان شناسی کنترل راهبردی نظام بانکی مدیریت راهبردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
تدوین، اجرا و کنترل استراتژیک سه مؤلفه کلیدی و به هم پیوسته در فرآیند مدیریت راهبردی هستند که هماهنگی و توازن میان آن ها برای موفقیت سازمان ها امری ضروری تلقی می شود. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که تنها حدود ۳۰ درصد از اهداف راهبردی در سازمان ها محقق می گردد که یکی از علل اصلی آن، عدم استقرار کامل و مؤثر نظام کنترل راهبردی است. هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین ابعاد گوناگون کنترل های استراتژیک و تحلیل نحوه ایفای نقش آن ها در نظام بانکی کشور است. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیم ساختاریافته با مدیران ارشد و کارشناسان حوزه برنامه ریزی استراتژیک در بانک ها جمع آوری شده است. بر اساس یافته های حاصل از تحلیل داده ها، هفت نوع کنترل راهبردی به عنوان مضامین اصلی نظام کنترل استراتژیک در بانک ها شناسایی گردید: کنترل تدوین استراتژی، کنترل اجرای استراتژی، کنترل ورودی–خروجی، کنترل فرااستراتژیک، کنترل فرایند استراتژیک، پایش استراتژیک و کنترل تبدیل استراتژی به اجرا. همچنین چهار بعد کلیدی شامل نوع بانک، نوع فعالیت، نوع مشتری و طول دوره مدیریت عالی سازمان، به عنوان عوامل تأثیرگذار بر نحوه اعمال کنترل ها استخراج شد. نتایج نشان می دهد که در نظام بانکی کشور، کنترل تدوین استراتژی، کنترل اجرای استراتژی و کنترل ورودی–خروجی، به ترتیب بیشترین سهم را در فرآیندهای کنترلی دارا هستند. این یافته ها می تواند زمینه ساز طراحی نظام کنترلی متناسب با ویژگی های ساختاری و محیطی بانک ها و بهبود عملکرد راهبردی آن ها باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان