فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ ویژه نامه اول (اولین همایش ملی بانکداری اسلامی ایران)
149 - 174
حوزههای تخصصی:
ریسک اعتباری ازجمله مهم ترین ریسک هایی است که نظام بانکی با آن مواجه است. هدف از این مقاله، بررسی تحلیلی عوامل مؤثر بر ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی و متعارف با تأکید بر شاخص حکمرانی خوب است. این مقاله تأثیر نسبت کفایت سرمایه، نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی، لگاریتم کل دارایی، شاخص حکمرانی خوب و رشد تولید ناخالص داخلی (در حکم رشد اقتصادی) را به عنوان متغیّرهای مؤثر بر ریسک اعتباری در بین بانک های اسلامی و متعارف (50 بانک منتخب) با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته پانلی و در دوره زمانی 2019-2012 میلادی بررسی نموده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در بانکداری اسلامی بین ریسک اعتباری و شاخص های نسبت خالص تسهیلات به دارایی کل، کفایت سرمایه و دارایی کل رابطه منفی و معنادار؛ شاخص حکمرانی خوب رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین شاخص رشد اقتصادی رابطه معناداری با ریسک اعتباری بانکداری اسلامی ندارد. نتایج در بانکداری متعارف نشان می دهد که متغیّر کفایت سرمایه، دارایی کل، رشد اقتصادی و شاخص حکمرانی خوب رابطه منفی و معنادار با ریسک اعتباری در بانکداری متعارف دارد. همچنین بین نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی و ریسک اعتباری بانک های متعارف رابطه معناداری وجود ندارد.
تحلیل مفهومی متغیرهای تعدیل کننده و میانجی در پژوهش های کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله گسترش دامنه پژوهش های کسب و کار با ارائه تحلیل مفهومی از متغیرهای تعدیل کننده و میانجی و بررسی تأثیرات قوی آنها در پژوهش های کسب و کار است. برای ارائه مفاهیم خاص ، الگوی کانگ و همکاران (2015) با توجه به فن ارزیابی متوازن به صورت مفهومی گسترش یافته است. مبانی نظری مربوط به متغیر های تعدیلی، میانجی و تمایزات عمده آنها به همراه آزمون های آماری مناسب قابل اجرا در هر موقعیت نیز ارائه شده اند. این الگو همچنین به واکاوی اثرات متقابل طرح های میانجی و میانجی تعدیل شده و آزمایش آنها می پردازد. این مقاله نتیجه می گیرد که: 1) ماهیت مشکلات پیچیده کسب و کار با در نظر گرفتن متغیرهای تعدیل کننده و میانجی شفاف تر می شود، 2) بدون تعیین متغیرهای تعدیل کننده و میانجی الگوهای کسب و کار ناقص هستند و بنابراین قادر به رفع موانع واقعی کسب و کار نیستند. عدم گنجاندن اثرات تعدیل کننده و میانجی یکی از دلایل قابل قبولی است که نشان می دهد چرا اکثر الگوهای کسب و کار در واقعیت عمل نمی کنند، 3) متغیرهای تعدیل کننده و میانجی در حال گستردن دامنه تئوری های رایج کسب و کار هستند، و 4) متغیرهای تعدیل کننده و تعدیل کننده، پاسخگویی به پرسش های مربوط به اینکه «چه زمانی» «چگونه» و «چرا» رابطه خاصی بین متغیرهای مستقل و وابسته وجود دارد را امکان پذیر می کنند. از این رو، این مطالعه بر پژوهش های همبستگی و تجربی آینده درباره کسب وکار تأثیر زیادی می گذارد.
تحلیل مکانیسم اثرگذاری تغییرات مخارج دولت به تفکیک اجزا، تحت دو رویکرد سیاستگذاری پولی مبتنی بر قاعده و صلاحدید، در قالب الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: این پژوهش تلاش می نماید که آثار تکانه مخارج دولت به تفکیک اجزای اصلی آن را در قالب دو رویکرد سیاست پولی مبتنی بر قاعده و صلاحدید مقایسه و تحلیل نماید. روش پژوهش: برای دستیابی به این هدف، با طراحی و کالیبراسیون یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی و با رویکرد کینزین جدید طی بازه زمانی ۱۳۷۰-۱400 متناسب با واقعیات اقتصاد ایران به مقایسه آثار و تحلیل مکانیسم اثرگذاری تکانه های مخارج مصرفی و سرمایه ای دولت بر برخی متغیرهای حقیقی و اسمی اقتصاد کلان پرداخته ایم.یافته های پژوهش: مقایسه نتایج به دست آمده از شبیه سازی در دو مدل مجزا مبین آن است که در میزان و مکانیسم تاثیر بر متغیرهای بخش واقعی اقتصاد، تفاوت چندانی میان سیاستگذاری پولی مبتنی بر قاعده و سیاستگذاری صلاحدیدی وجود ندارد. در مقابل، در خصوص تأثیرگذاری بر متغیرهای غیرحقیقی در مواجهه با تکانه های مذکور، سیاستگذاری صلاحدیدی نسبت به قاعده سیاستی عملکرد بهتری را نشان می دهد.نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: نتایج حاصل از این پژوهش می تواند از طریق تبیین آثار تغییر هزینه های عمومی در امر بودجه ریزی و سیاستگذاری مفید واقع گردد. همچنین نتایج حاصل از مطالعه تعادل عمومی در حوزه سیاستگذاری پولی نیز قابلیت استفاده برای مقام پولی را دارد. وجه تمایز اصلی مطالعه حاضر با سایر مطالعات داخلی در بررسی اثرات مخارج به تفکیک تکانه مخارج مصرفی و سرمایه ای دولت بر متغیرهای کلان، در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی و مقایسه آن تحت دو سیاستگذاری پولی متفاوت می باشد.
The impact of environmental regulations and financial restrictions on the technological innovation of companies(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۱, No ۳, Autumn ۲۰۲۳
35-44
حوزههای تخصصی:
Objective: Compliance with environmental regulations and financial resources are very important for the survival of companies. On the other hand, in the competitive market, it is vital to pay attention to technological innovation in companies. Therefore, the purpose of this research is to investigate the impact of environmental regulations and financial restrictions on technological innovation in companies. Methodology: This research is practical in terms of purpose. It is also among post-event studies. To select a statistical sample using the screening method, 124 companies were selected from among the companies admitted to the Tehran Stock Exchange during the period of 2018- 2022. For data analysis, multivariate regression model was used by Eviuse software. Results: The obtained results showed that environmental regulations and financial restrictions have an inverse and direct relationship with technological innovation in companies, respectively. In other words, the more companies comply with environmental regulations and financial restrictions, the less technological innovation happens in those companies. Innovation: In today's era, attention to technological innovation in companies can be considered as an important and influential variable. Therefore, the innovation aspect of this research is that there has been no research on the relationship between environmental regulations and financial restrictions with technological innovation.
Presenting financial and non-financial indices model affecting the credit risk on the Maskan Bank(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Providing credit facilities to clients can be regarded as one of the most important tasks of banks. As a result, the current research is carried out with the aim of developing a model of financial and non-financial factors that influence credit risk in the Maskan Bank. This study was divided into two sections: qualitative and quantitative. In the qualitative portion, the Delphi technique was used to identify financial and non-financial variables impacting credit risk in the Maskan Bank by interviewing 18 experts. In the quantitative section, the selected components of the questionnaire were initially created in a 5-point Likert scale. The questionnaire was then presented to 361 legal clients of Maskan Bank from the statistical sam-ple of the quantitative section. The quantitative component was completed using LISREL software and modeling the structural equations of SEM. Three primary components (financial, market, and management) and 33 sub-components were identified as financial and non-financial indicators impacting credit risk based on the results of the qualitative section. The quantitative findings also revealed that the indicators of guarantee status in the financial component, price level in the market component, and manpower motivation and productivity, as well as man-agement continuity and trade in the management component, had the largest factor loads.
الگوی سلسله مراتبی ارزیابی اثربخشی تامین مالی جسورانه موسسه دانش بنیان برکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: این پژوهش با هدف ارائه الگوی سلسله مراتبی ارزیابی اثربخشی تامین مالی جسورانه موسسه دانش بنیان برکت به انجام رسید. روش پژوهش: روش انجام این پژوهش آمیخته(کیفی-کمی) است. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از رویکرد فراترکیب 112 مقاله علمی و پژوهشی معتبر مورد بررسی قرار گرفتند و سرانجام 41 مقاله برای استخراج شاخص های ارزیابی اثربخشی تامین مالی جسورانه انتخاب شدند. پس از تحلیل دقیق 19 شاخص برای ارزیابی اثربخشی تامین مالی جسورانه شناسایی و استخراج شدند. سپس، در بخش کمی ابتدا با استفاده از پرسشنامه دلفی فازی نظرات 16 خبره در مورد اعتبار شاخص های استخراج شده مورد تایید قرار گرفت، در ادامه، برای ارائه الگو از روش ترکیبی دیمتل ISM استفاده شد. یافته های پژوهش: درقسمت دیمتل نحوه ارتباط و اثرگذاری شاخص های استخراج شده با کمک خبرگان گردآوری شد. با نرم افزارISM متلب داده های گردآوری شده در قالب ماتریس خودتعاملی تجزیه و تحلیل شدند و الگویی چهار سطحی حاصل شد. الگوی پژوهش نشان داد که عملکرد استراتژیک تاثیرگذارترین شاخص در ارزیابی اثربخشی تامین مالی جسورانه موسسه دانش بنیان برکت است.نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: ریسکی که صندوق های جسورانه را تهدید می کند این است که پروژه شکست بخورد و سرمایه گذار ضرر کند. لذا با توجه به اینکه تاکنون تحقیقی در راستای اثربخشی این صندوق ها انجام نشده است. این مقاله می تواند کمکی برای کسانی باشد که قصد دارند به عنوان سرمایه گذار در این صندوق ها تامین مالی کنند و از استارت آپ ها حمایت نمایند
اعتبار معیارهای تخصص حسابرس در صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
43 - 69
حوزههای تخصصی:
در طول سال ها، محققان معیارهای متعددی را برای تعیین تخصص حسابرس در صنعت توسعه داده اند. با این وجود، در رابطه با ویژگی های هر یک از این معیارها و همچنین حساسیت یافته های پژوهش های پیشین به معیارهای تخصص حسابرس، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. در پژوهش حاضر با استفاده از داده های 211 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی سال های 1389 الی 1400 (مشتمل بر 2,242 مشاهده شرکت-سال)، تعداد 25 معیار مختلف تخصص حسابرس در صنعت محاسبه و اعتبار داخلی و خارجی آنها بررسی شده است. نتایج به دست امده نشان می دهد، استفاده از معیارهای مختلف، منجر به طبقه بندی متناقض حسابرسان به عنوان متخصص در صنعت می شود. استفاده از مدل کیفیت اقلام تعهدی اختیاری، جهت آزمون اعتباری خارجی معیارهای تخصص نیز نشان می دهد، تفاوت بین معیارها، بر نتیجه گیری های مربوط به تاثیر تخصص حسابرس بر کیفیت سود، تاثیر قابل توجهی دارد. به این ترتیب، نتایج تحقیق حاضر، درجه پایینی از اعتبار داخلی و خارجی سازه های مختلف تخصص حسابرس در صنعت را نشان می دهد و سوالاتی در مورد استحکام شواهد تجربی پیشین در تخصص حسابرس در صنعت ایجاد می کند.
ارزیابی تفاوت هویت حرفه ای حسابرسان با ماهیت تساهل در حسابرسی: آزمون ارزش های مبتنی بر هویت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
133 - 167
حوزههای تخصصی:
همواره یکی از آرمان های حرفه ی حسابرسی، ارتقای سطح اعتبار و هویت حسابرسی و توسعه ی ماهیت تخصصی مبتنی بر اصول اخلاقی و معیاری مستقلانه با توجه به مسئولیت اجتماعی که بر گردن دارد، می باشد. اما بنا به نبود معیارهای نظارتی قوی و وجود تفاوت های فردی در حسابرسان، همواره این اصول حرفه ای دچار تردید قرار می گیرد. هویت حرفه ای به عنوان یک ویژگی روانشناختی محسوب می شود که بسته به شرایط و دیدگاه حسابرسان می تواند تغییر نماید تا جاییکه اصول حرفه ای حسابرسی را با چالش مواجه نماید. هدف این پژوهش ارزیابی تفاوت هویت حرفه ای حسابرسان با ماهیت تساهل در حسابرسی با الهام از تئوری هویت اجتماعی می باشد. در این پژوهش ابتدا از طریق معیار درآمد موسسات حسابرسی به دو بخش بزرگ و کوچک بر مبنای میانه دسته بندی شدند و سپس از طریق فرمول کوکران 284 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیدند که بسته به تفکیک بر مبنای میانه در هر دو موسسات حسابرسی بزرگ و کوچک شاغل بودند. برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف؛ آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، هویت حرفه ای حسابرسان در موسسات کوچک نسبت به موسسات بزرگ با کیفیت حسابرسی رابطه معکوس، با قضاوت های جهت دار و تساهل با صاحبکار ارتباط مثبت و معناداری دارد. این به معنای آنست که هویت حرفه ای حسابرسان بر حسب تئوری هویت اجتماعی در موسسات حسابرسی کوچکتر بدلیل نزدیک شدن به صاحبکار برای گرفتن کار حسابرسی صورت های مالی شان، باعث می گردد هویت حرفه ای شان تحت تاثیر قرار بگیرد و باعث کاهش ماهیت حرفه ای حسابرسی گردد.
بسترها و راهبردهای خاستگاه حسابداری مدیریت در پرتو گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
34 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و اجزای حسابداری مدیریت با استفاده از رویکرد گزارشگری به هنگام می باشد. ازاین رو تلاش می گردد با رویکرد زمینه بنیان، به ارزیابی و تحلیل نظام مند مؤلفه های نوظهور حاصل از مصاحبه با خبرگان حرفه حسابداری مدیریت پرداخته و بسترها و راهبردهای حسابداری مدیریت در پرتو گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار ارائه گردد.
با توجه به اینکه گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار میل به نخبه گرایی دارد، از روش زمینه بنیان و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته برای بیان جنبه های معلوم و مجهول هریک از پدیده های موردبررسی این پژوهش استفاده شده است. دوره زمانی اجرای پژوهش نیز طی سال های 1401 و 1402 می باشد و جامعه آماری را اساتید خبره و مجرب دانشگاهی در حوزه حسابداری مدیریت و حسابداران مدیریت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند.
یافته ها نشان داد که ازجمله بسترها و راهبردهای مؤثر بر حسابداری مدیریت با رویکرد گزارشگری به هنگام بسترهای فرهنگی، محیطی و اقتصادی است که میزان آگاهی بخشی کارکنان، تقویت دانش و مهارت های انسانی مدیران را نسبت به گزارشگری به هنگام و یکپارچه و طراحی و ایجاد معماری سازمانی و معماری تطبیقی تقویت می نماید و ازجمله راهبردهای اصلاحی در این زمینه، مستندسازی فرایندها در چارچوب بهبود مستمر و توجه به مدیریت کیفیت جامع از طریق مدیریت فرایندها و حاکمیت فناوری اطلاعات می باشد. همچنین در حوزه توسعه پایدار، تخصیص منابع مالی کافی در جهت حمایت از سیاست های تحقق اهداف توسعه پایدار و اولویت های توسعه در محیط اقتصادی و فرهنگی برای منافع بلندمدت ملی به جای منافع شرکتی از الزامات تحقق راهبردهای حسابداری مدیریت توسعه پایدار احصاء گردید. بدین منظور، استقرار سیستم حسابداری مدیریت بهنگام با رویکرد حاکمیت فناوری اطلاعات سبب تقویت حاکمیت شرکتی و کنترل های داخلی شرکت را موجب می گردد.
تعیین سازوکارهای منطبق با نهادهای ضد پولشویی از دیدگاه حسابداران حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
62 - 86
حوزههای تخصصی:
پولشویی را می توان به عنوان ادغام وجوهی که از راه های غیرقانونی به دست می آید تعریف کرد که به عنوان پول کثیف نیز شناخته می شود و در اقتصاد قانونی که عمدتاً از پول پاک تشکیل شده است، صورت می گیرد (سی، 2023). "پولشویی" و "تأمین مالی تروریسم" در حقیقت،"جرایم سازمان یافته ای" هستند که به عنوان یکی از عوامل مهم به چالش کشیدن یکپارچگی سیستم مالی در سراسر جهان تلقی می شوند. این فرایند یک پدیده جهانی است که ثبات سیاسی و اقتصادی کشور های توسعه یافته، در حال توسعه و نوظهور را تضعیف می کند. پولشویی همیشه توسط وجوه غیرقانونی به دست آمده از جنایت اصلی پشتیبانی می شود (اکرم و همکاران، 2021). جرایم پولشویی که فراتر از فرار مالیاتی است شامل قاچاق مواد مخدر و انسان، تقلب در تجارت و بیمه، فحشا، انواع جرایم غیرقانونی با انگیزه سود ناشی از بانک ها، اوراق بهادار، قاچاق اسلحه، قمار، اخاذی و تروریسم می شود. به این ترتیب، ماهیت پیچیده پولشویی برای سازمان های مجری قانون و مقامات مربوطه در تعقیب جرایم پولشویی چالش برانگیز شده است. افرادی که پولشویی می کنند در حقیقت، افراد حرفه ای مانند حسابداران و وکلاً را برای تسهیل فعالیت های خود انتخاب می کنند زیرا در مقایسه با مؤسسات مالی مقررات کمتری دارد. پولشویی در هر مقیاسی را می توان با مشارکت متخصصان انجام داد و پنهان کرد. تا به امروز، طرح های پولشویی به طور فزاینده ای پیچیده تر می شوند، زیرا مغز متفکران جنایی، وکلاً، حسابداران و دیگر کارشناسان خلاق را برای پوشاندن ردپای خود استخدام می کنند. اگر چه، افراد حرفه ای موظف به رعایت استاندارد های حرفه ای، اصول اخلاقی و قوانین هستند، ممکن است به دلیل عدم پاسخگویی عمومی به فعالیت های غیرقانونی کمک کنند(ایزولاوری و آمیر 2022). «گروه ویژه اقدام مالی» پولشویی را به عنوان پردازش عواید مجرمانه برای پنهان کردن منشأ غیرقانونی آن ها تعریف می کند؛ معمولاً وجوه حاصل از منابع غیرقانونی با استفاده از ابزار های مشروع مانند ترتیبات تجاری پیچیده یا معاملات فرامرزی برای مشروعیت بخشیدن به پول سیاه پنهان می شود (گروه ویژه اقدام مالی، 2022)با توجه به مباحث مطرح مذکور و این مسأله که در حال حاضر کشور ایران درگیر تصویب قوانین گروه ویژه اقدام مالی است و بسیاری از معاملات بین المللی و تراکنش بانکی تحت تأثیر این قانون، ایستا مانده است، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تعیین کننده منطبق با مکانسیم های ضد پول شویی در میان حسابداران حرفه ای در ایران است تا ضمن بررسی موشکافانه این قوانین، راهکاری کاربردی به منظور برون رفت از این بحران را نیز مطرح نماید.
پژوهش حاضر بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نقطه نظر روش استنتاج، از نوع توصیفی– استنباطی می باشد. نمونه آماری شامل 97 نفر از حسابرسان سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند که شامل کلیه شرکا، مدیران و سرپرستان حسابرسی هستند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه در قسمت توصیفی از نرم افزار SPSS و در قسمت استنباطی از نرم افزار PLS استفاده شده است.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که تاثیر متغیرهای آموزش و شایستگی ، اثربخشی و کارایی قوانین مبارزه با پولشویی و هزینه پاسخگویی/هزینه انطباق بر سیستم های شناسایی و طبقه بندی مشتریان مثبت و تاثیر ریسک عدم انطباق و آسیب پذیری های ادراک شده بر آنها منفی و عکس.
وضعیت مدیریت استعداد و عملکرد حسابرسی در مؤسسه های حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
311 - 340
حوزههای تخصصی:
هدف: با عنایت به اهمیت حفظ و تقویت نیروی انسانی در مؤسسه های حسابرسی، پرورش و حفظ شرکا، مدیران، سرپرستان، حسابرسان ارشد و حسابرسان و جلوگیری از خروج حسابرسان توانمند از حرفه و افزایش کیفیت حسابرسی، شناخت دیدگاه حسابرسان در خصوص وضعیت به کارگیری شیوه های مدیریت استعداد و وضعیت عملکرد حسابرسان حائز اهمیت است. روش: این پژوهش، مجموعه جامعی از شیوه های مدیریت استعداد (ایجاد خط مشی مدیریت استعداد، استخدام، مدیریت اخلاق، آموزش و توسعه، نظارت و بررسی، حقوق و مزایا، تعادل کار و زندگی و برنامه ریزی جانشین پروری) را شامل شده و دیدگاه حسابرسان را در خصوص وضعیت مدیریت استعداد و عملکرد حسابرسی در حرفه حسابرسی ایران بررسی کرده است. جامعه آماری پژوهش شرکا، مدیران، سرپرستان و حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی است. ابزار گردآوری داده های این پژوهش پرسش نامه بوده است. ۱۸۱ پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل نتایج، از آزمون های آماری مقایسه میانگین یک جامعه و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که وضعیت حقوق و مزایا، خط مشی مدیریت استعداد، آموزش و توسعه، تعادل زندگی و کاری و برنامه ریزی جانشینی در مؤسسه های حسابرسی چندان مطلوب نیست؛ اما وضعیت مدیریت اخلاق و عملکرد حسابرسان مطلوب گزارش شده است. گرچه نتایج سایر مؤلفه ها شامل استخدام و نظارت و بررسی معنادار نبود؛ اما مؤلفه های یادشده میانگین بالاتر از ۳ داشتند. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که در رابطه با ۴۱ گزاره شیوه های مدیریت استعداد و ۵ گزاره عملکرد حسابرسان، تفاوت معناداری بین نظرهای چهار گروه شرکا، مدیران، سرپرستان و حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی در خصوص شیوه های مدیریت استعداد و عملکرد حسابرسان وجود دارد و اغلب تفاوت ها در سطوح شرکا و حسابرسان مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر این است که در خصوص مواردی که الزام قانونی یا استانداردی مشخصی در خصوص مدیریت استعداد وجود دارد، وضعیت به کارگیری سنجه های مدیریت استعداد تا حدی مناسب بوده است؛ اما در خصوص سایر مواردی که الزام و فشار قانونی وجود ندارد، وضعیت مدیریت استعداد چندان مطلوب نیست. جامعه حسابداران رسمی ایران و مؤسسه های حسابرسی، می توانند از نتایج این پژوهش استفاده کنند.
بررسی سازوکار تأثیر سرمایه بانک ها بر متغیرهای حقیقی یک اقتصاد نفت محور با رویکرد DSGE(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
300 - 320
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه و نسبت کفایت سرمایه که برای تضمین، ثبات و ارتقای عملکرد سیستم بانکی بسیار بااهمیت است، به عنوان یکی از شاخص های بااهمیت در شبکه بانکی و مؤسسه های مالی، همواره مدنظر ناظران بانکی و سیاست گذاران است. هدف این پژوهش بررسی اهمیت سرمایه و ارتباط شبکه بانکی با متغیرهای حقیقی اقتصاد و بررسی سازوکار تأثیر سرمایه بانک ها بر بخش حقیقی اقتصاد، در یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی است. در این میان، نسبت کفایت سرمایه در مدل، بر اساس استانداردهای بال 1 و 2 طراحی شده و همچنین، احتمال نکول برای تسهیلات بانک ها و بنگاه ها در جهت هم سوسازی با واقعیات اقتصاد ایران، درون زا درنظر گرفته شده است. روش: روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی است که با استفاده از داده های تعدیل شده فصلی برای سال های ۱۳۷۵تا ۱۳۹۸، کنش و واکنش های بین پویایی های کلیدی شبکه بانکی و متغیرهای حقیقی اقتصاد واکاوی شده است. یافته ها: نتایج حاصل از شبیه سازی در پاسخ به شوک های افزایش سرمایه بانک ها و شوک مثبت نفتی بر متغیرهای تعریف شده، نشان می دهد که مدل طراحی شده با انتظارات تئوریک و تجارب گذشته در اقتصاد ایران تا حد زیادی مطابقت دارد. همچنین، شوک مثبت نفتی با افزایش حجم تسهیلات دهی بانک ها و بهبود موقتی وضعیت متغیرهای اقتصادی، باعث کاهش احتمال نکول بانک ها و افزایش سودآوری آن ها می شود. نتیجه گیری: سرمایه در سازوکار انتقال بانک ها به جامعه نقش اساسی دارد و بانک مرکزی می تواند از این طریق و با اعمال تغییرات نقش مؤثری داشته باشد.
ارزیابی سودآوری، مسئولیت اجتماعی و ریسک مالی در صنعت سبدگردانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
321 - 342
حوزههای تخصصی:
هدف: دیدگاه های زیادی در خصوص تأثیر متقابل سودآوری، مسئولیت اجتماعی (CSR) و ریسک مالی در صنایع مختلف وجود دارد. هدف این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت شرکت های سبدگردانی در ایران، از جنبه مالی و اجتماعی است. روش: بدین منظور اطلاعات صورت های مالی 45 شرکت سبدگردانی فعال، از طریق مدل های رگرسیونی مقطعی و آزمون هم بستگی بررسی شد. همچنین به طور تطبیقی، روی افشاییات مسئولیت اجتماعی و دارایی، تحت مدیریت 51 شرکت سبدگردان خارجی، آزمون هم بستگی به عمل آمد. یافته ها: نتایج برازش مدل های رگرسیونی نشان می دهد که ضریب کارمزد مدیریت صندوق های سرمایه گذاری (به ویژه صندوق های با درآمد ثابت) از ضریب کارمزد سبدهای اختصاصی، در تبیین سودآوری بیشتر است. تعداد کارکنان و متوسط ریسک مالی بر سودآوری تأثیرگذار نیست. مسئولیت اجتماعی با هیچ یک از متغیرهای سودآوری، کارمزد و تعداد سبدهای تحت مدیریت، کارمزد و تعداد صندوق های سرمایه گذاری، تعداد شرکت های هم گروه، ریسک مالی و میزان دارایی های تحت مدیریت شرکت های سبدگردانی، رابطه ای ندارد؛ اما مطالعه تطبیقی انجام شده روی ۵۱ شرکت سبدگردانی خارجی نشان داد که مسئولیت اجتماعی با سودآوری رابطه معناداری دارد. نتیجه گیری: چنانچه شرکت های سبدگردانی روی صندوق های سرمایه گذاری و به خصوص صندوق های با درآمد ثابت تمرکز کنند و آن ها را به سبدهای اختصاصی توسعه دهند، به سودآوری بیشتری می رسند. تقویت شبکه شرکت های هم گروه، به دلیل برقراری هم افزایی بیشتر و امکان گسترش فعالیت های سودآور، می تواند زمینه ساز موفقیت مالی آن ها شود. با توجه به اختیاری بودن افشای مسئولیت اجتماعی در ایران و عدم انتشار اطلاعات کافی، متوسط افشاییات مسئولیت اجتماعی بسیار کم و در حدود ۱۱درصد است.
بررسی عوامل حاکم برآگاهی بخشی اعلان قیمت سهام با استفاده از رویکرد دیماتل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
343 - 368
حوزههای تخصصی:
هدف: آگاهی دهندگی قیمت سهام به این موضوع اشاره دارد که قیمت بازار یک سهم تا چه حد در خصوص وضعیت اقتصادی واقعی و زیربنایی آن، آگاهی بخش است و محتوای اطلاعاتی دارد. از سوی دیگر، آگاهی دهندگی قیمت سهام، از برجسته ترین موضوعات در زمینه سرمایه گذاری شرکت در بازارهای توسعه یافته و در حال توسعه است. عوامل متعددی بر آگاهی دهندگی قیمت سهام تأثیر می گذارند. این پژوهش بر آن است تا با واکاوی اثرگذاری و اثرپذیری عوامل مؤثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام، در غنی سازی دانش در این زمینه سهیم باشد. روش: این پژوهش در زمره پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمّی در منطق استقرایی قیاسی است. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی، اساتید و مدیران مالی بودند. با توجه به هدف پژوهش، نمونه گیری به صورت هدفمند، با استفاده از تکنیک گلوله برفی و به تعداد ۱۷ نفر انجام شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمّی، مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس بود که با بهره گیری از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، ۶۸ نفر از مدیران این حوزه در پژوهش مشارکت کردند. یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، به استخراج ۴۱ عامل مؤثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام انجامید. بر اساس تحلیل دیماتل، عوامل ثبات مدیریت، استراتژی های مدیریتی، تجربه هیئت مدیره و حجم معاملات عوامل بسیار مهمی محسوب می شوند که ضمن نفوذپذیربودن، نفوذکننده هم هستند. مالکیت دولتی، شرایط سیاسی، عوامل اقتصادی و قوانین بازار سرمایه، بیشترین تأثیرگذاری را در میان عوامل دارند و عوامل ثبات مدیریتی، مدیریت راهبردی شرکت و برنامه راهبردی، بیشترین تأثیر را از سایر عوامل می پذیرند. نتیجه گیری: تصمیم های مدیران و سرمایه گذاران، بر آگاهی از اطلاعات قیمت سهام مبتنی است؛ بنابراین ضروری است این آگاهی بخشی و عوامل مؤثر بر آن، در کانون پژوهشگران و متولیانِ اجرایی حوزه مالی قرار گیرد.
مروری بر مقالات بین المللی پیرامون نقش اخلاق در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مروری جامع بر تحقیقات بین المللی موجود پیرامون اخلاق در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران می باشد. روش: این مطالعه از نوع پژوهش های کاربردی علم سنجی بوده و با استفاده از دو تحلیل هم رخدادی واژگان و هم تألیفی کشورها انجام شده است. جامعه آم اری پژوهش شامل تمام تولیدات علمی حوزه اخلاق در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران بوده که از میان آن ها 608 مقاله که در بازه زمانی 1971- 2022 در پایگاه وب آوساینس نمایه شده بودند، انتخاب و با استفاده از نرم افزار VOSviewer مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از هم رخدادی واژگان و هم تألیفی کشورها نشان داد که واژه های «اخلاق»، «عملکرد» و «مدیریت» جزء پرتکرار ترین واژه ها در زمینه اخلاق در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران بوده و کشور آمریکا با انتشار 47 مقاله بیشترین همکاری علمی را داشته است. همچنین براساس نتایج هم رخدادی واژگان و همکاری علمی کشورها مشخص گردید که واژه اخلاق عمدتاً با واژگان «مسئولیت پذیری»، «اخلاق تجاری» و «عملکرد» ارتباط داشته است. نقشه هم تألیفی کشورها، عدم حضور کشور ایران در بین سایر کشورها را به رخ می کشد. کشورهایی مانند بحرین، آذربایجان در این زمینه مراحل اولیه و بلوغ خود را طی می کنند. نتیجه گیری: با بررسی روند انتشار مقالات می توان دریافت که تولیدات علمی در حوزه اخلاق در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران سیر صعودی داشته است.
مقایسه عملکرد مدل های مارکویتز و مدل ارزش در معرض خطر براساس ریسک عدم نقدشوندگی تی کاپولا با هم بستگی شرطی پویا (DCC t-Cupola LVaR) جهت بهینه سازی پرتفوی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
152 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد مدل های مارکویتز و مدل ارزش در معرض خطر با رویکرد نقدشوندگی تی کاپولا با هم بستگی شرطی پویا (DCC-t Cupola LVaR)، جهت بهینه سازی پرتفوی در بورس اوراق بهادار تهران است. ضمن ارائه یک مدل ترکیبی، م دل استخراج شده بررسی شده است تا کاراترین مدل، برای بهینه سازی سبد سرمایه گذاری با در نظر داشتن شرایط عدم قطعیت سرمایه گذاری و غیرخطی بودن هم بستگی بین بازده دارایی انتخاب شود. روش: برای تخمین DCC-tCopula-LVaR ابتدا از مدل (ARIMA -GARCH 1,1) سری زمانی جزء اخلال توزیع بازده دارایی ها برآورد و استاندارد می شود؛ سپس توزیع های حاشیه ای دارایی ها با استفاده از تابع تی کاپولا استیودنت برآورد می شود. در ادامه، از روش پارامتریک، مقادیر DCC-tCopula-LVaR محاسبه می شود. در گام آخر با استفاده از برنامه ریزی خطی، ترکیب بهینه پرتفوی و مرز کارای دو مدل در سطوح اطمینان 80، 85، 90، 95 و 99 درصد برای دو مدل فوق محاسبه خواهد شد. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که هرچه مقدار ارزش در معرض خطر بیشتر می شود، مقدار شارپ مدل DCC-tCopula-LVaR در مقایسه با مدل مارکویتز کاهش می یابد. نتیجه گیری: استفاده از مدل DCC-tCopula-LVaR در شرایطی که مقدار ارزش در معرض خطر تعدیل شده نقدینگی پایین است، عملکرد بهتری برای بهینه سازی سبد سهام در مقایسه با مدل مارکویتز، مبتنی بر معیار سنجش شارپ به همراه دارد.
شناسایی و اولویت بندی ویژگی های تبلیغات اینترنتی در بازار سهام به منظور ترغیب سرمایه گذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف، «شناسایی و اولویت بندی ویژگی های تبلیغات اینترنتی در بازار سهام به منظور ترغیب سرمایه گذاران» انجام گرفته است. در گام نخست پژوهش ابتدا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به شناسایی ویژگی های تبلیغات اینترنتی در بازار سهام به منظور ترغیب سرمایه گذاران، پرداخته شد. همچنین روایی محتوایی شاخص های شناسایی شده به وسیله شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و پایایی آن توسط شاخص کاپا بررسی شد. سپس در گام دوم با استفاده از روش بهترین- بدترین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده توسط 8 خبره اولویت بندی شد. درنهایت شاخص های شناسایی شده در 2 بعد، 10 مؤلفه و 27 شاخص طبقه بندی شدند. نتایج اولویت بندی نشان از اهمیت بعد ویژگی های محتوایی در مقایسه با بعد ویژگی های ساختاری را دارد. همچنین در میان بعد ویژگی های محتوایی مؤلفه های جذبه های هیجانی، کیفیت، جذبه های عقلایی، اعتبار و جذبه های اخلاقی و از میان بعد ویژگی های ساختاری مؤلفه های کمیت، دسترسی و هدایت پذیری کاربر، ویژگی های ظاهری، استفاده آسان کاربر و ارتباطات به ترتیب اهمیت قرار گرفتند.
شناسایی چالش های نظام مدیریت مالی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام مدیریت مالی عمومی درکشورهای در حال توسعه برای اطمینان از سازگاری برنامه ریزی و انضباط بودجه با اقتصادکلان و تخصیص منابع مطابق با راهبردهای کاهش فقر و اجرای برنامه ها و انجام فعالیت ها به طور اثربخش و پیگیری نتایج، همواره با چالش هایی مواجه هستند. این پژوهش به منظور شناسایی چالش های نظام مدیریت مالی عمومی کشور انجام شده است. این مطالعه دارای یک طرح کیفی بوده و برای تحلیل داد ه ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است اطلاعات مورد نیاز در سال 1400-1401 از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان گردآوری و تحلیل شده است . چالش های مربوط به زیر نظام های مدیریت مالی عمومی که شامل؛ نظام مالیاتی، نظام خزانه داری، نظام مدیریت دارایی ها و بدهی ها، نظام بودجه ریزی، نظام حسابداری وگزارشگری مالی، نظام حسابرسی و نظام ارزیابی عملکرد است در چهار عنصر؛ منابع مالی و غیر مالی، مدیریت و نظام حکمرانی، چارچوب نهادی و ساختارهای پشتیبانی و در دوازده بعد شامل کمبود منابع مالی، ضعف زیر ساخت ها و تجهیزات، مشکلات منابع انسانی، ضعف در فرایند های اجرایی و عملیاتی، حمایت ناکافی مدیران، نفوذ و لابی گری، نبود پاسخ گویی، ضعف قوانین و استاندارد ها، نبود شفافیت، ضعف آموزش، اجرایی نشدن کامل حسابداری تعهدی، ضعف در بودجه ریزی عملکرد، شناسایی گردید. .شناسایی این چالش ها می تواند چارچوبی برای بهبود نظام مدیریت مالی فراهم نماید و به دست اندرکاران برای اصلاح نظام مدیریت مالی عمومی کمک نماید.
ارائه الگوی عوامل مؤثر بر حسابرسی مستقل بانک ها و مؤسسات اعتباری بر مبنای رویکرد نظارت بانکی موثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد ارائه الگویی از عوامل مؤثر بر حسابرسی مستقل بانک ها و مؤسسات اعتباری بر مبنای رویکرد نظارت بانکی موثر مبتنی بر اصول 29 گانه بال می باشد. روش: در بخش کیفی برای شناسایی عوامل موثر از روش دلفی-فازی و از طریق مصاحبه با خبرگانی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند، استفاده شده است.سپس در بخش کمی به منظور تدوین الگوی پژوهش، پرسشنامه بین کارشناسان و ناظران بانکی و حسابرسان مستقل توزیع گردید و به کمک مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS دادها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد تعداد 31 گویه در قالب سه متغیر پنهان شامل انتخاب حسابرس مستقل، اجرای عملیات حسابرسی و گزارش دهی بر حسابرسی مستقل بانک ها و مؤسسات اعتباری بر مبنای رویکرد نظارت بانکی موثر مبتنی بر اصول 29 گانه بال اثر گذار است. نتیجه گیری: عوامل موثر احصا شده حاصل از این پژوهش می تواند نقطه عطفی برای همسویی حسابرسان مستقل و ناظران بانکی در کشورمان باشد تا بر مبنای آن سلامت شبکه بانکی کشور و حفظ منافع اجتماعی عموم جامعه به ویژه سپرده گذاران تا حد قابل ملاحظه ای بهبود یابد. دانش افزایی: با توجه به اینکه مقاله حاضر اولین پژوهش صورت گرفته در حوزه حسابرسی بانک ها و نظارت بانکی با تأکید بر اسناد بین المللی حوزه بانکداری می باشد، چارچوب مناسبی برای حسابرسی بانک ها و تعامل بین حسابرسان مستقل و ناظران بانکی معرفی نموده و همچنین نتایج آن ادبیات حوزه حسابرسی و نظارت بانکی را گسترش می دهد.
نقش مدیریت اقلام سرمایه در گردش در تبیین کارایی عملیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸۰
255 - 287
حوزههای تخصصی:
مدیریت سرمایه در گردش نقش قابل توجهی در رشد و بقای شرکت و همچنین افزایش ارزش آن و ثروت سهامداران، حفظ شرایط رقابتی و عملکرد مطلوب شرکت دارد. هدف اصلی این پژوهش نیز شناسایی نقش اقلام سرمایه در گردش در تبیین کارایی عملیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه مورد مطالعه شامل 112 شرکت طی سال های 1395 تا 1399 است. برای اندازهگیری متغیر کارایی عملیاتی از روش تحلیل پوششی داده ها بهره گرفته شد؛ برای بررسی اثر اقلام سرمایه در گردش و رشد سود سهام بر کارایی عملیاتی، 8 فرضیه طراحی گردید و برای آزمون فرضیه های پژوهش با بهره گیری از داده های تابلویی از روش رگرسیون چندمتغیره و مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد متغیرهای متوسط دوره وصول مطالبات، متوسط دوره پرداخت بدهی، نسبت رشد سود سهام، سطح نگهداشت وجه نقد و نسبت نقدینگی بر کارایی عملیاتی تأثیر مثبت و معناداری دارند، اما متغیرهای چرخه تبدیل وجه نقد و متوسط دوره گردش موجودی کالا بر کارایی عملیاتی تأثیر منفی دارند. بنابراین، به مدیران پیشنهاد میشود با توجه نقش هریک از اقلام سرمایه در گردش، آنها را با توجه به اهداف کوتاه مدت و بلندمدت شرکت مورد استفاده قرار دهند، چون می تواند در ارزیابی انعطاف پذیری مالی و توان پرداخت بدهی شرکت مفید واقع شود و موجب دستیابی به نقدینگی بهینه، افزایش سودآوری و عملکرد شرکت میشود. همچنین، آگاهی از نقش آنها به تصمیم گیری مطلوب سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و تحلیلگران کمک میکند.