فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
21 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سرقفلی بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. سرمایه گذاران برای انجام سرمایه گذاری های خود به اطلاعات مالی نیاز دارند تا بتوانند تصمیم مناسبی بگیرند. صورت های مالی نقش عمده ای در تشریح وضعیت مالی و عملکرد مالی شرکت ها دارند. شناخت و اندازه گیری و افشای دارایی نامشهود در صورت های مالی یکی از چالش های بزرگ است. برخی از دارایی های نامشهود از جمله سرقفلی و دیگر دارایی های نامشهود قابل شناسایی در ترکیب های تجاری و تحصیل سهام شرکت ها ثبت و گزارش می شود. تجزیه و تحلیل درست عوامل موثر بر عملکرد مالی شرکت ها می تواند سرمایه گذاران را در جهت اتخاذ تصمیمات بهینه کمک کند. در این پژوهش برای محاسبه سرقفلی از ارزش دفتری آن در صورت های مالی اصلی شرکت ها و برای محاسبه عملکرد مالی شرکت ها، از معیار بازده حقوق صاحبان سهام استفاده شده است. این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی– همبستگی مبتنی بر تحلیل داده های ترکیبی است. 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در طی دوره زمانی 1400- 1396 به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. بر اساس نتایج آزمون ها سرقفلی بر عملکرد مالی شرکت ها تاثیر مثبت و معناداری دارد.
بررسی تاثیر حق الزحمه حسابرس بر بازده غیر عادی سهام با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
122 - 143
حوزههای تخصصی:
حسابرسی، اعتبار و شفافیت اطلاعات در دسترس استفاده کنندگان را افزایش می دهد و با افزایش کیفیت حسابرسی، کیفیت گزارشگری مالی نیز افزایش می یابد. بنابراین هدف این پژوهش، تعیین نقش تعدیلگری کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین تلاش مضاعف حسابرسان مستقل و بازده غیر عادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور اطلاعات گردآوری شده از 178 شرکت در دوزه زمانی 1396 تا 1402 با بهره گیری از رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته است. در پژوهش حاضر از سه مولفه کیفیت گزارشگری مالی شامل محافظه کاری مشروط حسابداری، قابلیت مقایسه صورت های مالی و شفافیت اطلاعات مالی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که تلاش مضاعف حسابرسان مستقل بر بازده غیر عادی سهام شرکت های مورد بررسی تاثیر منفی و معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که هر سه مولفه کیفیت گزارشگری مالی موجب تقویت تاثیر منفی تلاش مضاعف حسابرسان مستقل بر بازده غیر عادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران گردیده اند. این نتیجه از منظر ریسک ذاتی حسابرسی و کارایی اطلاعاتی قابل تفسیر است؛ چراکه قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری، ریسک حسابرسی و هزینه کسب شواهد را کاهش می دهد .نتایج پژوهش تاییدی بر تاثیر حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی می باشد که با توجه به کارایی ضعیف بازار سرمایه ایران، پیشنهاد می گردد این دو مقوله مورد توجه جدی قرار گیرد.
شناسایی دستکاری قیمتی فروش پس از القای روند در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش های یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
25 - 52
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین چالشها و معضلات بازار سرمایه، دستکاری اوراق بهادار است. دستکاری اوراق بهادار نه تنها قیمتگذاری صحیح داراییها را با مشکل همراه میسازد بلکه سبب ایجاد خدشه در اعتماد سرمایه گذاران میگردد. لذا طراحی و استفاده از ابزارهای هوشمند نظارتی جهت شناسایی دستکاری قیمتی از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش ارائه مدلی مبتنی بر روش های یادگیری عمیق جهت شناسایی تخلف فروش پس از القای روند میباشد. برای این منظور در ابتدای امر بر اساس هشدار نظارتی طراحی شده در سامانه نظارتی سازمان بورس و اوراق بهادار و بررسی موارد مشکوک، دادههای برچسبدار تخلف تولید شده است. در ادامه با استفاده از شبکه متخاصم مولد، مشکل عدم توازن داده ها رفع شده و با استفاده از مدلهای شبکه عصبی پرسپترون چند لایه، شبکه عصبی بازگشتی، شبکه عصبی حافظه طولانی-کوتاه مدت و شبکه تابع پایه شعاعی به شناسایی دستکاری قیمتی پرداخته شده است. نتایج بررسی نشان میدهد مدلهای شبکه حافظه طولاتی-کوتاه مدت و شبکه عصبی بازگشتی با امتیاز F2 بالای 92% از عملکرد مناسبی در شناسایی دستکاری قیمتی برخوردار بوده و دارای قابلیت پیادهسازی در فرآیندهای نظارتی و تحقیقات آتی سایر حوزه های شناسایی تخلف می باشد.
ترسیم و تحلیل نقشه علمی پژوهش های حوزه کووید19 و بازار سهام: مطالعه کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
167 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف: همه گیری کووید ۱۹ علاوه بر تهدید سلامت عمومی، اقتصاد کشورها و به ویژه بازارهای سهام را با چالش های جدی مواجه کرد. از این رو، پژوهشگران کشورهای مختلف، هریک به سهم خود تلاش کردند تا موضوع را از جنبه های مختلف در این زمینه مطالعه و بررسی کنند. هدف این مقاله، مطالعه بیبلیومتریک پژوهش های انجام گرفته در حوزه کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، از طریق ترسیم و تحلیل نقشه های علمی است.روش: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از فنون کتاب سنجی اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مقالات منتشر شده در حوزه موضوعی کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران از بهمن ماه ۱۳۹۸ تا فروردین ماه ۱۴۰۲ است. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزارهای اکسل، راور پریمپ و وس ویور انجام شده است.یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که روند انتشار مقاله های این حوزه در ایران، صعودی بوده است و بیشترین تعداد مقاله های منتشر شده نیز، به سال ۱۴۰۱ با ۲۶ عنوان و ۵۰ درصد از کل مقاله ها مربوط می شود. ارزیابی ساختار فکری پژوهش ها در تحلیل های کتاب سنجی، معمولاً از طریق بررسی پُرتکرارترین کلیدواژه ها و همچنین، هم رخدادی واژگان انجام می پذیرد. پُرتکرارترین کلیدواژه ها در شناسایی هسته اصلی موضوعات تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش ها و هم رخدادی واژگان در شناسایی خوشه ها، روند زمانی و همچنین، چگالی واژگان کلیدی تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش ها، از نکته نظر معرفی موضوعات غالب، توسعه یافته، اشباع شده، از بین رفته یا در حال ظهور مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش به منظور بررسی پُرتکرارترین کلیدواژه ها، از واژه های اصلی استفاده شده در عنوان، چکیده و همچنین، واژگان کلیدی منتخب نویسندگان در هریک از مقالات استفاده شد. در هر حال، پژوهشگران حوزه پژوهش های کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، از ۳۱۲ کلیدواژه اصلی در مقاله های خود استفاده کرده اند. کلیدواژه های کووید ۱۹ با ۴۷ و بازار سهام با ۴۲ بار تکرار، پُرتکرارترین کلیدواژه های این حوزه هستند و بعد از آن ها کلیدواژه های بازارهای مالی، همه گیری، بحران، شاخص بازار سهام، بازده بازار سهام و بازده سهام قرار دارند. این کلیدواژه ها هسته اصلی موضوعات تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش های این حوزه در ایران هستند. به منظور بررسی هم رخدادی میان واژگان نیز از نقشه شبکه های اجتماعی استفاده شد. تجزیه وتحلیل نقشه شبکه های اجتماعی هم رخدادی واژگان، از طریق سه روش انجام می شود: ۱. تحلیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها؛ ۲. بررسی روند زمانی تشکیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها؛ ۳. تحلیل چگالی پُرتکرارترین کلیدواژه ها. اما به علت جدید بودن و همچنین، تعداد کم مقاله های این حوزه در ایران، تجزیه وتحلیل مقاله ها از طریق بررسی روند زمانی و همچنین، چگالی پُرتکرارترین کلیدواژه ها معنادار نخواهد بود. بنابراین، هم رخدادی واژگان تنها از طریق تحلیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها انجام پذیرفت. در هر حال، ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان کلیدی حوزه پژوهش های کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، فقط به شناسایی یک خوشه موضوعی منجر شد. این خوشه مشتمل بر ۸ کلیدواژه اصلی است که عبارت اند از: کووید ۱۹، بازار سهام، بازارهای مالی، همه گیری، بحران، شاخص بازار سهام، بازده بازار سهام و بازده سهام. بدین ترتیب می توان گفت که کلیدواژه های تشکیل دهنده این خوشه، مسیر مطالعات حوزه کووید ۱۹ و بازار سهام را در ایران نشان می دهد که در سال های اخیر آغاز شده است. بررسی ها نشان می دهد که همکاری های خوبی بین دانشگاه ها در این حوزه صورت گرفته است؛ اما همکاری های بیشتری، به ویژه با دانشگاه های سایر کشورها در این زمینه مورد انتظار است.نتیجه گیری: انتظار می رود که نتایج و پیشنهادهای این پژوهش، ضمن تسهیل روند انتشار مقاله های این حوزه در ایران، به عنوان نقشه راهی برای پژوهشگران، به منظور بهره بردن از فرصت های تحقیقاتی بالقوه در این زمینه استفاده شود.
تأثیر حسابرسی داخلی الکترونیک مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات در کاهش ریسک های حسابرسی در سازمان های بخش عمومی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر حسابرسی داخلی الکترونیکی با تأکید بر حاکمیت فناوری اطلاعات و تأثیر آن بر کاهش ریسک های حسابرسی (مورد مطالعه: شهرداری های استان البرز) می باشد. روش این پژوهش از نوع کمی بوده و داده ها با استفاده از رویکرد میدانی، از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین پایایی آن طبق آزمون آلفا کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و معتبر شناخته شد. پرسشنامه ها در 17 شهرداری استان البرز در سال ۱۴۰۳ توزیع شده و 106 پرسشنامه معتبر دریافت شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان با عناوین شغلی مختلف مانند مدیران و کارشناسان امور مالی و حسابداری، حسابرسان داخلی و مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات می باشد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و نرم افزار ۲۶ SPSS انجام شده است. یافته ها نشان داد که حسابرسی داخلی الکترونیک مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر کاهش ریسک های حسابرسی دارد. همچنین، متغیرهای ارزیابی انطباق، تضمین کنترل و ارزیابی ریسک به عنوان عوامل مؤثر در این کاهش ریسک ها شناسایی شده اند.
تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای: نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
108 - 133
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده و پویای مالی، حسابرسان با چالش های متعددی در زمینه قضاوت و تصمیم گیری مواجه می شوند. بر اساس مطالعات گذشته، سرمایه روانشناختی، تجربه و شک و تردید حرفه ای حسابرسان می تواند بر روی کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان تأثیر داشته باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای با توجه به نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای می باشد. در راستای دستیابی به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش، داده های پژوهش از طریق ارسال پرسشنامه به حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی در 3 ماهه اول سال1402 جمع آوری گردید. در نهایت نمونه نهایی متشکل از 385 نفر انتخاب شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس منجر به بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان گردید. علاوه بر این، شک و تردید حرفه ای قادر است رابطه بین سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس با کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان را تقویت کند. این تحقیق می تواند استراتژی هایی را برای بهبود کیفیت قضاوت های حسابرسان پیشنهاد دهد. در نهایت، این بهبود می تواند منجر به ارائه خدمات بهتر و دقیق تر در حسابرسی شود.
توسعه مدل های چندعاملی قیمت گذاری دارایی ها با استفاده از رویکرد رگرسیون آستانه ای و عوامل مبتنی بر ریسک اعتباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
140 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال توسعه و بهبود مدل های قیمت گذاری آستانه ای با هدف ارتقای عملکرد مدل های چندعاملی رایج در حوزه پژوهش های قیمت گذاری دارایی هاست. در سه دهه اخیر، روند توسعه مدل های قیمت گذاری در حوزه پژوهش مالی، عمدتاً بر مبنای ناهنجاری های قیمت گذاری بوده است. این مدل ها بر اساس مدل های قبلی توجیه نمی شوند و به عنوان عوامل جدید به مدل ها اضافه شده اند. این روند تکاملی به ظهور صدها عامل مبتنی بر ناهنجاری های موجود در مدل های پیشین منجر شده است. با توجه به فراوانی متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر بازدهی دارایی ها و اهمیت ویژه رعایت اصل «اختصار» در توسعه مدل های قیمت گذاری، ضروری است که به دنبال مدل هایی با حداقل تعداد عامل و بیشترین توضیح دهندگی مطلوب باشیم. در راستای اصل فوق، این پژوهش به دنبال توسعه مدل های قیمت گذاری آستانه ای نوین است که در آن، عامل پیشنهادی به صورت هدفمند برای بعضی از شرکت ها و نه همه آن ها مورد استفاده قرار می گیرد. با انجام آزمون های مقطعی دقیق و رگرسیون مقطعی آستانه ای، تأثیر آستانه ای متغیرهای کلیدی مانند ریسک اعتباری بر نرخ بازده مورد انتظار با توجه به متغیر آستانه نسبت بدهی، به طور جامع بررسی می شود. انتظار می رود که تأثیر متغیرهای ریسک اعتباری یا اضطراب مالی بر نرخ بازده مورد انتظار، برای سطوح مختلف بدهی دارایی ها، به طور معناداری متفاوت باشد. در صورت معنادار بودن اثر آستانه ای نسبت بدهی، می توان در آزمون های سری زمانی، عامل های مربوط به ریسک اعتباری را به طور هدفمند، تنها برای دسته ای از دارایی ها با ویژگی های مشخص استفاده کرد. هدف نهایی و اساسی این پژوهش، توسعه مدلی نوآورانه است که به جای حضور یک عامل به صورت صفر و یک در مدل قیمت گذاری، حضور عامل برای بعضی از دارایی ها را بر اساس شرایط و معیارهای مشخص در نظر بگیرد.
روش: برای بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری آستانه ای، از داده های شرکت های بازار سرمایه ایران در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ بعد از اعمال فیلترهای رایج برای آزمون مدل های قیمت گذاری استفاده شده است. به منظور بررسی اثر آستانه ای در بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری، از تکنیک های رگرسیون آستانه ای و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از آزمون GRS و آماره های ، ( ) و ( ) استفاده شده است.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که متغیر فاصله تا نکول، به تنهایی یا در حضور سایر ویژگی ها، تحت تأثیر اثر آستانه ای نسبت بدهی قرار می گیرد؛ به طوری که رابطه معنادار و منفی (فاصله تا نکول کم معادل بازدهی مورد انتظار بالا) برای سهام با نسب بدهی بالا برقرار است و به نظر می رسد، استفاده از اثر آستانه متغیرهای تأثیرگذار بر بازدهی دارایی در رگرسیون های مقطعی، امکان بررسی دقیق تری از اثر متغیرها بر بازدهی سهام انفرادی را فراهم می آورد. همچنین اضافه شدن عامل ریسک نکول به مدل های قیمت گذاری مورد بررسی، توان توضیح دهندگی و قدرت پیش بینی مدل ها را برای دارایی های آزمون با آستانه بدهی بالا افزایش می دهد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد که برای رعایت اصل اختصار در مدل های قیمت گذاری، می توان از مدل های قیمت گذاری آستانه ای، برای توسعه مدل های قیمت گذاری و قیمت گذاری بخشی از دارایی های آزمون با ویژگی ها خاص بهره برد و در توضیح دهندگی و عملکرد برون نمونه ای نتیجه مناسب را دریافت کرد.
تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی بر اساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
43 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی براساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی بوده است. پژوهش حاضر ازنظر رویکرد جزو تحقیقات آمیخته و ازلحاظ روش از ترکیب تحلیل مضمون و مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. در بخش کیفی جامعه موردمطالعه این پژوهش اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت مالی و برنامه ریزی مالی در صنعت بانکداری بودند. از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه ی موردنظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. ازاین رو مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 22 نفر از اساتید و مدیران بود. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل مضمون آتراید-استرلینگ، هم زمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در ادامه به منظور طراحی مدل از روش خبره کمی مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. جامعه مورد استفاده در این تکنیک نیز با جامعه کیفی مشترک است. این تکنیک در نرم افزار MICMAC انجام شد.نتایج نشان دادند در تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی، تأثیر مولفه های مختلف، از جمله ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی، بسیار با اهمیت است. شوک های سیاست اعتباری می توانند تأثیر گذاری با اهمیت بر بازده سهام بانک ها داشته باشند. تغییرات ناگهانی در نرخ رشد پایه پولی و نرخ ارز نیز می توانند عوامل مهمی در شکل گیری بازده سهام باشند.
نقش اشتیاق شغلی بر رابطه اخلاق حرفه ای حسابرسان با عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه اخلاق حرفه ای و جو اخلاقی می توانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی و تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان با نقش تعدیلی اشتیاق شغلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان(حسابداران رسمی)، به تعداد 3152 نفر بود. تعداد 347 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند. برای سنجش اشتیاق شغلی کارکنان ازپرسشنامه استاندارد اسچافل و باکر (2006)، پرسشنامه اخلاق حرفه ای عزیزی (1389)، اشتراک دانش از پرسشنامه هوی و همکاران (2010) و عملکرد شغلی بر اساس عملکرد وظیفه ای بیرنه و همکاران(2005) و عملکرد زمینه ای کونوی(1999) استفاده شد. روش تحلیل داده ها، تحلیل آماری معادلات ساختاری می باشد. نتایج نشان داد، اخلاق حرفه ای حسابرسان بر عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد. رعایت اصول اخلاق حرفه ای بر عملکرد حسابرسان تاثیر بسزایی دارد. همچنین حسابرسان با تجربه و کارآمد، از لحاظ عملکردی، توانایی تحلیل، شناسایی و کشف تقلب، نس بت ب ه حسابرسانی که تازه وارد عرصه حسابرسی شده اند، برتری دارند. پایبندی به اصول اخلاقی منجر به نگرش مثبت حسابرسان نسبت به انتقال دانش و تجربه به دیگر حسابرسان شده و در رشد حرفه نقش بسزایی دارد. براساس یافته های پژوهش، اشتیاق شغلی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی حسابرسان را تقویت می کند ولی بر رابطه اخلاق حرفه ای با تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان تاثیری ندارد.
بررسی رفتار گله ای در گروه های صنایع در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رفتار گله ای در بورس اوراق بهادار تهران به تفکیک ۹ گروه از صنایع است. در این راستا با استفاده از روش چانگ و همکاران (2000) رفتار گله ای در شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1402 در دوره های صعود و نزول بازار و در بازه های زمانی روزانه و هفتگی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که تقریباً در تمامی گروه ها، رفتار گله ای معناداری وجود دارد که بیانگر وجود رفتار گله ای درکلیت بازار است. مطابق نتایج در بیشتر صنایع در دوره های صعودی بازه های زمانی روزانه و هفتگی رفتار گله ای شناسایی شده است که می تواند یکی از عوامل اصلی صعودهای شدید بازار همچون صعود سال های 1398 تا اواسط 1399 باشد که موجب ایجاد حباب هایی بزرگ در قیمت سهام شرکت ها شد. در گروه شرکت های تولید خودرو و ساخت قطعات بیشترین رفتار گله ای و در گروه شرکت های پالایش نفت و مشتقات کمترین رفتار گله ای مشاهده شده است. نتایج نشان می دهد که در بازه زمانی روزانه در مقایسه با بازه هفتگی رفتار گله ای بیشتری وجود دارد که با ذات هیجانی این رفتار مطابقت دارد. در این مطالعه با تفکیک کل دوره به دوره های نزولی و صعودی بازار، وجود تقارن در بروز رفتار گله ای نیز بررسی شده است که نتایج حاکی از عدم تقارن در بسیاری از گروه ها است که می تواند به دلیل یک طرفه بودن بازار یا عوامل شناختی همچون گریز از ضرر، مطابق نظریه چشم انداز کانمن و تورسکی باشد.
بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی های تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
134 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تاثیر اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی های تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی) می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی– پیمایشی می باشد. جامعه آماری، کلیه حسابداران رسمی شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 319 نفر تعیین شده و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اندازه گیری اخلاق حرفه ای حسابرسان از پرسشنامه زارفر(2016) و برای اندازه گیری استراتژی تعامل با صاحبکار از پرسشنامه کولست و استوارت(2018) استفاده شده است. در بررسی روایی و پایایی ابزار پژوهش، ساختار کلی پرسش نامه های تحقیق مورد روائی سنجی سازه محتوانی قرار گرفت. همچنین در مورد سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده که از پایایی قابل قبولی برخوردار است. جهت بررسی روابط بین متغیرها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، از نرم افزارهای SPSS22 و Smart PLS4 استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات حاکی از آنست که اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی) تاثیر دارد. در نهایت، نتایج و پیشنهادات بر این نکته تأکید دارند که اخلاق حرفه ای می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در جهت دهی به تعاملات حسابرسان با صاحبکار در بحث های اولیه و مذاکرات نهایی عمل کند. با به کارگیری این پیشنهادات، می توان نه تنها اعتماد و همکاری بهتر بین طرفین ایجاد کرد، بلکه کیفیت حسابرسی و گزارشگری مالی را نیز بهبود بخشید.
عوامل موثر بر میزان همگرایی توانمندی حسابداران با چارچوب صلاحیت حسابداری مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه صلاحیت حرفه ای در تمامی فعالیت هایی که با منافع عمومی سرو کار دارند، موضوعیت یافته است و در این راستا یکی از مهمترین نقش های حسابداری بعنوان رشته ای از دانش بشری ، فراهم ساختن امکان پاسخگویی مدیران و مباشران سازمانها و بنگاههای اقتصادی به اشخاص ذیحق و ذینفع است این نقش توسط حسابداران حرفه ای و در قالب گزارشهای مختلف مالی موسسات گوناگون ایفا می شود. هدف این پژوهش عوامل موثر بر میزان همگرایی با چارچوب صلاحیت تعریف شده حسابداری است. در راستای هدف پژوهش ابتدا به رتبه بندی عوامل فوق با استفاده از آزمون فریدمن گردید. نتایج حاصله بیان گر این است که سابقه شرکت با میانیگن رتبه 62/4 رتبه اول و حاکمیت شرکتی با میانگین 89/2 رتبه آخر را دارا می باشد. در مرحله بعد با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری تأثیرگذاری عوامل فوق در قالب مدل مفهومی بررسی و نتایج نشان از تأیید معناداری مدل پژوهش است. در ادامه با استفاده از تخمین رگرسیون عوامل موثر مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها بیان گر تأثیر معناداری عوامل سابقه شرکت، نوع صنعت، اندازه شرکت، حاکمیت شرکتی بر میزان همگرایی با چارچوب صلاحیت تعریف شده حسابداری است.
تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب در شرکت ها با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1396 الی 1402 پرداخته شده است. جامعه آماری در این تحقیق با در نظر گرفتن معیارها و به روش حذف سیستماتیک، تعداد 116 شرکت برای دوره هفت ساله به عنوان نمونه می باشد. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته های حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق، با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، نشان داد تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر احتمال وقوع تقلب در شرکت ها تاثیر منفی و معناداری دارد. به عبارت دیگر هرچه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابدارن رسمی بیشتر باشد احتمال وقوع تقلب در شرکت کاهش می یابد. همچنین کیفیت حسابرسی به عنوان متغیر تعدیلی تاثیر فوق را تعدیل و تشدید می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت هر چه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بیشترباشد و همچنین شرکت توسط موسسات دارای رتبه الف، حسابرسی گردد، احتمال وقوع تقلب در شرکت ها کاهش پیدا می کند.
بررسی تأثیر اقتصاد سایه بر عملکرد بازار مالی و بخش بانکی کشورهای عضو BRICS (رویکرد Panel SUR)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد بخش مالی و بانکی کشورها نقش تعیین کننده برای اهداف رشد و توسعه اقتصادی دارد. اندازه اقتصاد غیررسمی می تواند تأثیر مهمی بر عملکرد بازار و مؤسسات مالی داشته باشد؛ ولی بااین حال مطالعات قبلی به این موضوع کمتر توجه کرده اند. مطالعه حاضر تأثیر اندازه اقتصاد سایه یا غیررسمی را بر عملکرد بازارهای مالی و بانک ها در کشورهای عضو بریکس طی دوره 2000-2020 بررسی کرده است. باتوجه به ارتباط بازارهای مالی و بخش بانکی و برای بررسی هم زمان اثر اقتصاد سایه بر این دو بخش، از سیستم معادلات هم زمان بهره گرفته شده است. برای این منظور از تکنیک معادلات هم زمان رگرسیون به ظاهر نامرتبط به صورت پانل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که اندازه اقتصاد سایه تأثیر منفی هم بر عملکرد بازارهای مالی و هم بر عملکرد بانک ها داشته است؛ بنابراین، می توان گفت اقتصاد سایه از مهم ترین تعیین کننده های عملکرد بازارها و نهادهای مالی است. سایر نتایج پژوهش نشان می دهد که ثبات سیاسی، رشد درآمد سرانه و توسعه انسانی تأثیر مثبت، ولی تورم و رانت منابع طبیعی تأثیر منفی بر عملکرد بازارهای مالی و بانک ها دارد. تأثیر جهانی شدن با اینکه بر عملکرد بازار مالی مثبت بوده است، ولی بر عملکرد بخش بانکی منفی بوده است؛ بنابراین، برنامه ریزی در جهت کاهش حجم اقتصاد غیررسمی، شفافیت و ثبات سیاسی، بهبود شاخص توسعه انسانی و کنترل تورم می تواند عملکرد بازارها و مؤسسات مالی را تقویت کند.
تأثیر اخلاق حرفه ای و هوش معنوی بر کمال گرایی حسابداران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اخلاق حرفه ای بر کمال گرایی حسابداران و نقش تعدیلی هوش معنوی است.
نقش توانایی سیاست مالی بر نابرابری درآمد
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
253 - 264
حوزههای تخصصی:
وقتی تعادل عمومی در اقتصاد به واسطه رکود یا تقاضای مازاد بر هم بخورد، دولت برای برقراری دوباره تعادل در اقتصاد و کاهش رکود و تقاضا می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد. با ایجاد رکود، تولید کاهش می یابد و اگر تقاضای مازاد وجود داشته باشد، در جامعه تورم ایجاد می شود. در صورتی که دولت بخواهد اقدامی در این خصوص انجام دهد، می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد تا در بازار کالا و خدمات دخالت کند. سیاست مالی مستقیما از طریق دولت بر فضای اقتصادی کشور اعمال می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی توانایی سیاست مالی نابرابری درآمد می باشد. پژوهش حاضر در نیمه اول سال 1404 صورت گرفته و از نوع توصیفی تحلیلی است و پس از بررسی مفاهیم با ارائه نتایج به پیشنهادات کاربردی پرداخته شده است. روش پژوهش، توصیفی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای است. بدین صورت که از منابع کتابخانه ای نظیر: کتاب، مقاله، منابع خارجی و... و آموخته های محقق استفاده شده است. از نتایج پژوهش چنین برمی آید که سیاست مالی و استفاده بهینه آن، بر نابرابری درآمد تاثیر مستقیم دارد که در راستای پژوهش، ضمن بررسی آن، سؤالات پژوهش تحلیل شده و نتایج تحلیل بیانگر این بود که با آگاهی پیدا کردن نسبت به عوامل و جنبه های سیاست مالی، می توان آن را تا حدی بهبود و از بروز نابرابری درآمد در سازمان جلوگیری کرد.
بررسی تأثیر خودشکوفایی و تعهد به استقلال حسابرسان و قدرت صاحب کار بر مقاومت حسابرسان در برابر فشار صاحب کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
67 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر خودشکوفایی و تعهد به استقلال حسابرسان به عنوان دو عامل روان شناختی و قدرت صاحب کار به عنوان یک عامل موقعیتی بر مقاومت حسابرسان در برابر فشار صاحب کار به عنوان نمادی از قضاوت حرفه ای حسابرسان است. روش: این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است که از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه حسابرسان شاغل در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران با رتبه شریک و مدیر است. در این پژوهش حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 180 نفر تعیین و اعضای نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد خودشکوفایی و تعهد به استقلال حسابرسان و نیز قدرت صاحب کار، تأثیر مثبت و معناداری بر مقاومت حسابرسان در برابر فشار صاحب کار دارند. همچنین در رابطه میان خودشکوفایی حسابرسان و مقاومت آنها در برابر فشار صاحب کار، تعهد به استقلال حسابرسان، نقش میانجی گری ایفا می کند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان توجه حسابرسان و تصمیم سازان حرفه حسابرسی را به این نکته جلب کرد که در کنار عوامل روان شناختی، عوامل موقعیتی نیز بر قضاوت های حرفه ای حسابرسان اثرگذار هستند.
استفاده از شبکه های عصبی کانولوشنالی جهت مدلسازی رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
54 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف: ریسک پذیری بانکی یکی از مؤلفه های بنیادین در سنجش پایداری مالی نظام های اقتصادی به شمار می رود و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ساختار مالکیت، نوع سهامداران و رفتار سرمایه گذاران قرار دارد. در این میان، افق سرمایه گذاری نهادی—اعم از کوتاه مدت یا بلندمدت—می تواند نقش تعیین کننده ای در نحوه مواجهه بانک ها با انواع ریسک های بازار ایفا کند. سرمایه گذاران نهادی با افق های متفاوت، رویکردهای گوناگونی در نظارت، تخصیص منابع و واکنش به نوسانات بازار اتخاذ می کنند که این تفاوت ها می تواند پیامدهای مستقیم بر سطح ریسک پذیری بانک ها داشته باشد. با توجه به پیچیدگی، چندبعدی بودن و غیرخطی بودن رابطه میان افق سرمایه گذاری و ریسک پذیری، استفاده از مدل های سنتی تحلیل مالی نظیر رگرسیون خطی یا شبکه های عصبی پیش خور با محدودیت هایی مواجه است. این مدل ها غالباً در شناسایی الگوهای پنهان، روابط غیرخطی و ویژگی های محلی داده های مالی ناکارآمد هستند. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، بهره گیری از شبکه های عصبی کانولوشنالی (CNN) برای مدل سازی دقیق تر رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی در داده های ساختاریافته بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه بانک های فعال در بورس تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ بود. داده های مربوط به افق سرمایه گذاری نهادی (کوتاه مدت و بلندمدت) و شاخص های ریسک پذیری بانکی استخراج گردید و به منظور پردازش توسط شبکه های کانولوشنالی، به ماتریس های ۴×۴ تبدیل شدند. سه مدل CNN با تعداد فیلترهای 64، 128 و 256 طراحی و آموزش داده شدند تا عملکرد آن ها در شناسایی الگوهای پیچیده و پیش بینی دقیق تر رابطه مورد نظر ارزیابی شود. برای سنجش کیفیت مدل ها از معیارهای دقت (Accuracy)، امتیاز F1 و سطح زیر منحنی ROC (AUC) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که همبستگی میان افق سرمایه گذاری کوتاه مدت و ریسک پذیری بانکی برابر با 0.86 بوده که به مراتب قوی تر از همبستگی افق بلندمدت با ریسک پذیری (0.72) است. این یافته حاکی از آن است که سرمایه گذاران نهادی با افق کوتاه مدت، به دلیل واکنش پذیری سریع تر نسبت به تغییرات بازار، نقش مؤثرتری در کاهش ریسک های بانکی ایفا می کنند. از میان سه مدل طراحی شده، شبکه 64 فیلتری (CNN64) با دقت 0.829، امتیاز F1 برابر با 0.815 و AUC برابر با 0.842، بالاترین عملکرد را در مدل سازی رابطه مورد نظر داشت. این مدل توانست با استخراج ویژگی های محلی و شناسایی الگوهای پیچیده در داده های مالی، عملکردی به مراتب بهتر از مدل های سنتی ارائه دهد و اثربخشی شبکه های کانولوشنالی در تحلیل های مالی را به اثبات رساند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی کانولوشنالی، به ویژه در ساختارهای سبک تر مانند CNN64، ابزار قدرتمندی برای تحلیل روابط پیچیده و غیرخطی در داده های مالی هستند. استفاده از این مدل ها در تحلیل افق سرمایه گذاری نهادی و ریسک پذیری بانکی، نه تنها دقت پیش بینی را افزایش می دهد، بلکه امکان تفسیر بهتر رفتار بازار، شناسایی الگوهای پنهان و اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تر را فراهم می سازد. تمرکز بر افق کوتاه مدت به عنوان عامل مؤثر در کاهش ریسک های بانکی، می تواند راهگشای تدوین سیاست های نظارتی، طراحی ابزارهای کنترلی و توسعه راهبردهای سرمایه گذاری هوشمندانه تر در صنعت بانکداری باشد. پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، از مدل های یادگیری ماشین متنوع تری مانند درخت های تصمیم گیری، مدل های تصادفی و شبکه های عمیق تر استفاده شود و تأثیر عوامل کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، تورم و سیاست های پولی نیز در تحلیل ها لحاظ گردد. همچنین، گسترش دامنه تحقیق به سایر بازارهای مالی، نمونه های بین المللی و بازه های زمانی بلندمدت می تواند به تعمیم پذیری نتایج، افزایش اعتبار بیرونی و توسعه نظری در حوزه مدیریت ریسک بانکی کمک شایانی نماید.
تأثیر نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از جنبه هایی که در فرایند تصمیم گیری افراد می تواند بر نحوه واکنش آن ها به ریسک سرمایه گذاری تأثیر بگذارد، ساختار روانی آنها است و تصمیم گیری سرمایه گذاران تحت تأثیر بسیاری از سوگیری های شناختی است. ازآنجاکه ابهامات زیادی در فرایند تصمیم گیری وجود دارد، ریسک ذاتاً در هر تصمیمی دخیل است و برای سرمایه گذارانی که تحت تأثیر سوگیری های شناختی قرار دارند، شدت اثر آن بسیار کمتر است. به همین منظور هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران، بازه زمانی جمع آوری داده های پژوهش ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۳ و نمونه آماری پژوهش شامل ۳۸۴ سرمایه گذار سهام فردی انتخابی بر اساس روش نمونه گیری تصادفی است. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد است و از مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) برای تحلیل آماری داده های پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بر طبق یافته های پژوهش، تمایل به ریسک مالی در تعدیل اثرگذاری سوگیری های شناختی بیش اعتمادی، دسترسی، لنگر اندازی و نمایندگی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی نقش دارد، اما در تعدیل اثر سوگیری مغالطه قمارباز بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی، نقشی ایفا نمی کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در درک دانشگاهیان، محققان، متخصصان و مشاوران مالی در خصوص نقش تمایل به ریسک مالی در تعدیل تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی مؤثر واقع شده و بر نحوه بهره برداری سرمایه گذاران فردی از جنبه های رفتاری حیاتی در بازارهای مالی به منظور جلوگیری از زیان های ناخواسته سرمایه گذاری و مدیریت ریسک مالی کمک نماید.
سوق دهی واکنش سهامداران با دستکاری نقاطِ مرجعِ تصمیم گیری: تحلیلی مبتنی بر نظریه چشم انداز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش تحلیلی از چگونگی انجام سوق دهی واکنش های شهودی سهامداران توسط مدیران از طریق دستکاری نقاط مرجع تصمیم گیری ارائه می نماید و این پرسش را مورد بررسی قرار می دهد که آیا مدیران با دستکاری هدفمند نقاط مرجع تصمیم گیری، می توانند به معماری انتخاب های سهامداران و سوق دهی تصمیمات آنان به اهداف مورد نظر خود بپردازند؟ روش: درپژوهش حاضر، انحرافاتِ نسبتِ قیمت به سود از سطوح مورد انتظار و نیز پیشینه ی ذهنی سهامدار از عملکرد سهم (با نماگر بازده غیرعادی سال قبل) بعنوان نقاط مرجع تصمیم گیری سرمایه گذاران در نظر گرفته شده و رابطه آن با بازده های غیرعادی زمان اعلان سود (به عنوان نماگر از واکنش شهودی سهامداران) مورد آزمون قرار گرفته است. یافته ها: نتایج حاصل نشان می دهد که مدیران با دستکاری نقاطِ منتخب ِمرجع ِتصمیم گیری سهامداران (شامل انحراف قیمت به سود هر سهم از صنعت در قالب ارقام واقعی و ارقام پیش بینی شده سال جاری و نیز بازده غیر عادی سال قبل ) به شکل دهی انتظارات سهامداران و سوق دهی هدفمند تصمیمات آنان می پردازند. نتیجه گیری: مدیران با شناخت الگوهای ذهنی سهامداران و عدم پردازش کامل اطلاعات از سوی آنان، با اعمال نظر ضمنی و دستکاری نقاطِ مرجعِ تصمیم گیری سهامداران به سوق دهی تصمیمات آنان می پردازند. این نتایج کمک می کند تا تصویری تازه از ابعاد رفتاری روابط بین مدیران و سهامداران در بستر گزارشگری مالی ارائه شود و تحلیل ابعاد فرصت طلبی مدیران را ممکن می کند.