ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۴٬۹۵۵ مورد.
۱۰۱.

کارکرد معرفتی قوه خیال در حصول مفاهیم فلسفی از منظر علامه طباطبایی و دیوید هیوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیال مفاهیم فلسفی تداعی تصورات علم حضوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
مقاله حاضر با هدف تبیین نقش و جایگاه معرفتی قوه خیال درگستره بخش عظیمی از معلومات و محتوای ذهنی یعنی مفاهیم فلسفی و با تاکید بر آراء علامه طباطبایی و دیوید هیوم مورد ارزیابی مقایسه ای قرار گرفته است.در این پژوهش پس ازذکر مقدمه ای مختصر از نقش معرفتی قوه خیال در تاریخ فلسفه،با استناد به اصول اساسی هردو فیلسوف و با ارائه چند نمونه از این مفاهیم به توصیف الگوی کلی فرایند حصول مفاهیم فلسفی پرداخته ودرخلال این توصیف و توجه به اصول اساسیِ برآمده از دل مبانی وآموزه های فلسفی هر دو فیلسوف،در نهایت توانستیم تصویر روشنی از مداخلات ومیانجی گری قوه خیال را در نیل به این مفاهیم حس گریز ارائه دهیم.یافته های این پژوهش نشان می دهدکه پادرمیانی و واسطه گری قوه خیال در فرایندحصول مفاهیم فلسفی در نظام فلسفی هر دو فیلسوف امری اجتناب ناپذیر است با این تفاوت که در نظام فلسفی هیوم اجتناب ناپذیری نقش قوه خیال در راستای بحث اصل تداعی تصورات،وحدت بخشی ونظم وآرایش ذهنی است بی آنکه منتهی به شناخت و معرفت مفاهیم مذکورگردد؛حال آنکه در نظام فلسفی علامه، اجتناب ناپذیری نقش خیال در فرایند حصول مفاهیم فلسفی امری است لازم اما ناکافی که فقط در جریان ارتباط و اتصال حضوری با واقعیتها واجد کارکرد معرفتی گشته و موجبات اعتبار و حیثیت معرفتی مفاهیم مذکور می گردد.
۱۰۲.

فلسفه متقدم ویتگنشتاین: خوانش ها و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه امر ناگفتنی سکوت نشان دادن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۷
بنیاد اندیشه متقدم ویتگنشتاین این است که مفاهیمی مثل خدا و ارزش ها نماینده ای در میان نام ها ندارند، یعنی هیچگاه نامیده نمی شوند، زیرا نام ها تنها در برابر اشیا قرار می گیرند که اجزای بسیط و صلب جهان هستند. از آنجا که این امور هیچگاه نامیده نمی شوند و نشانه های ساده درون گزاره ندارند که نماینده آنها در گزاره باشند، بنابراین هیچگاه گزاره ای معنادار درباره آنها شکل نمی گیرد و نمی توان درباره آنها سخنی معنادار گفت. اگر نظریه ویتگنشتاین به همین جا ختم می شد، ما حق داشتیم ویتگنشتاین را پوزیتیویست بنامیم. اما فقرات انتهایی رساله شواهدی در اختیار ما قرار می دهد دال بر اینکه تفسیر پوزیتیویستی از رساله نمی تواند آن چیزی باشد که ویتگنشتاین مد نظر داشت. ویتگنشتاین ادعا نمی کرد که خدایی در کار نیست و زندگی یک سره فاقد معنا است و ارزش ها توهم هستند، بلکه استدلالش متوجه حدود زبان بود. او می گفت درباره آنچه بیرون از حد زبان است باید سکوت اختیار کرد.
۱۰۳.

سیر تطور اندیشه های هوسرل در باب زمان و ظهور نخستین نشانه های گذر از متافیزیک حضور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمان متافیزیک حضور بازیازی پس یازی آگاهی مطلق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۲
برنتانو  در تأملات خویش تلاش کرد تا با طرح «تداعی اولیه» مسائل مربوط به ادراک اشیای زمانی را حل کند، اما هوسرل با انتقاد از برنتانو تأملات او را ناکافی دانست و در تلاشی پیگیر سعی کرد تا در دوران های مختلف فکری خود پاسخی برای حل مسائل مربوط به زمان ارائه کند. او ابتدا مسئله زمان را به مسئله آگاهی از زمان تبدیل کرد و با پیشرفت اندیشه اش کوشید تا سطوح عمیق تر زمان را کشف کند. وی نخست به آگاهی ما از ابژه های زمانی پرداخت، سپس آگاهی زمانی از این آگاهی اخیر را بررسی کرد و درنهایت به جریان مطلق آگاهی پرداخت. سیر اندیشه هوسرل در باب زمان، علی رغم اینکه آگاهانه چنین سیری را در پیش نگرفته بود، در جهتی بود که تفوق اکنونِ بالفعل حاضر در فهم زمان را به چالش کشید و با طرح مفاهیمی چون «حافظه اولیه» و «انتظار اولیه» و بعدها «بازیازی» و «پس یازی»، از حضورمحوری و اکنون محوری که اساس متافیزیک حضور است، فاصله گرفت. با این حال سیر او در جایی که به آگاهی مطلق رسید متوقف شد. هوسرل علی رغم اینکه گام بزرگی برای گذر از متافیزیک حضور برداشت، در واپسین گام، یعنی در عبور از آگاهی مطلقاً حاضر، از حرکت بازایستاد.
۱۰۴.

Averroës and the Inductive Turn: Revealing the Path to Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: induction Deduction Syllogism Greco-Islamic Averroë Aristotle liminal medieval

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۱
This article examines a particularly influential development in medieval political philosophy.  This development ensued during the liminal period of the late medieval era’s transition to the modern era.  In the Greco-Islamic tradition of this transition, the Arab philosopher and theologian Averroës (Ibn Rushd) wrote insightful commentaries on the works of logic in Aristotle’s Organon.  From his scholarly studies, Averroës developed a unique approach to advancing the use of inductive logic in dialectical syllogisms.  Among his discoveries, Averroës had identified a rather vague reference in one of Aristotle’s works that suggested the possibility of modifying the logically deductive structure of demonstrative syllogisms.  After further reflection on Aristotle’s reference, Averroës developed the possibility of an “inductive turn” to transform the syllogistic structure of deductive logic into the syllogistic structure of inductive logic.  Averroës contended that an interchange of the major premise with the conclusion of a logically deductive structure of a demonstrative syllogism would result in the transformation of the logically deductive structure into a logically inductive structure and thus into a dialectical syllogism.  By the end of the liminal period, Averroës’s inductive turn had been influential with many scholars in the Latin West, including Christian theologian Thomas Aquinas, analytical philosopher John Buridan in his approaches to understanding science, and the acceptance of the hypothetico-deductive analyses of natural philosophy of Francis Bacon and Thomas Hobbes.
۱۰۵.

خداناباوری همدلانه در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویلیام رو خداناباوری همدلانه دوستانه گی معرفتی دوستانه گی اخلاقی معقولیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
,ویلیام رو با ارائه خوانشی جدید از استدلال قرینه ای شر بر آن است تا مبتنی بر اصل معرفتی خویش که «صدق یک گزاره را شرط ضروری در پذیرش عقلانیت آن نمی داند»، نظریه «خداناباوری همدلانه» را ارائه نماید و از «دوستانه گی معرفتی» در معقولیت باور به وجود خدا دفاع نماید. اگرچه چهل سال بعد، این نظریه را مورد بازبینی قرار می دهد و تنها به «دوستانه گی اخلاقی» معتقد می گردد. در این پژوهش، با روشی تحلیلی انتقادی، در پی ارزیابی نظریه خداناباوری همدلانه معرفتی یا اخلاقی و چالش های آن هستیم. یافته های پژوهش، نشان می دهد که با صرف نظر از ابهام در معنای معقولیت در اصل معرفتی رو، «دوستانه گی معرفتی» در یکسانی شواهد و ادله خداباوری و خداناباوری، پارادوکسیکال است و در «موقعیت شواهد برتر»، با چالش نسبی گرایی در معقولیت مواجه است و نظریه تعیّن ناقص نیز نمی تواند این معضل را توجیه کند. «دوستانه گی اخلاقی» نیز رویکردی هنجاری و معطوف به عمل کرد خداناباوران است و عقلانیت نظری را به عقلانیت رفتاری فرو می کاهد و به نظر می رسد می توان آن را در زمره الحاد جدید شمرد که مستلزم تضعیف خداباوری است.
۱۰۶.

بررسی رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبانی علوم انسانی اسلامی ارزش شناسی جبرگرایی فلسفه اسلامی فلسفه فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
هرچند فناوری موجب آسایش و رفاه انسان شده، اما پیامدهای مخرب آن نیز از دید فیلسوفان علوم انسانی پنهان نمانده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری است. آیا انسان در اختیار فناوری است، یا فناوری در اختیار انسان؟ و آیا اهداف و ارزش ها از ابزارها تفکیک پذیرند؟ این پژوهش با رویکردی عقلانی، کوشیده است جبرانگاری در فلسفه فناوری را از منظر ارزش شناختی، تحلیل، بررسی و نقد کند. به همین منظور، ابتدا نسبت اراده گرایی و جبرگرایی و ارتباط آنها با ذات گرایی و ابزارگرایی را بررسی کرده، سپس در تحلیل رویکرد مباشر و غیرمباشر جبرگرایانه به فناوری، ارتباط آن با ارزش ها را تحلیل نموده است. داده های این پژوهش به شیوه «کتابخانه ای» گردآوری و با روش «تحلیل منطقی» بررسی شده اند. در نقد دیدگاه جبری به فناوری، باید به وجود اعتباری فناوری توجه کرد. ازاین رو نمی توان آن را به مثابه نیرویی تلقی نمود که انسان ها را تحت تسلط و تدبیر خود قرار می دهد. بی توجهی به لوازم منطقی اراده و اختیار انسان در نظام های اختیاربنیان (مانند اخلاق و حقوق) از دیگر چالش های این رویکرد است. این تحلیل به همراه بررسی شرط ارزشمندی (یعنی اکتسابی بودن صفت یا اختیاری بودن فعل) نشان می دهد که محصولات فناورانه فی نفسه ارزشمند محسوب نمی شوند. با این حال، اگر فناوری را در قالب فعل فاعل مرید در نظر بگیریم، با توجه به نیات فاعل، می توان آن را ارزش داوری کرد.
۱۰۷.

ذات گرایی جدید مسیر بازسازی فلسفه و فلسفۀ علم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پیشانیوتنی نیوتنی کوانتومی ذات گرایی ضدذات گرایی ذات گرایی جدید فلسفه اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۰
علم فیزیک سه مقطع پیشانیوتنی، نیوتنی، و کوانتومی را پشت سر گذاشته است. هر مقطع دارای لوازم فکری فلسفی خاص به خود بوده است. فیزیک پیشانیوتنی به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم (و به تعبیری، خام) و به فلسفه متقدمین و فلسفه اسلامی، فیزیک نیوتنی به ضدّذات گرایی و ضدّواقع گرایی و به غالب فلسفه های معاصری که در ایران رواج دارند، و فیزیک کوانتومی به ذات گرایی و واقع گرایی جدیدی، که عمدتاً در ایران ناشناخته است رهنمون شده اند. فلسفه اسلامی که در بستر فیزیک پیشانیوتنی به بار نشسته و به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم رهنمون شده است، با ظهور فیزیک نیوتنی و لوازم ضدّذات گرایانه و ضدّواقع گرایانه آن، توان پیشروی خود را از دست داد و ناچارا دست بسته در کناری نظاره گر مانده است. فلسفه اسلامی برای اینکه بازسازی شده و امروزین گردد به یاری جریان ذات گرایی و واقع گرایی جدید نیازمند است. فلسفه اسلامی با تحلیل، نقد و بازسازی ذات گرایی جدید و به تبع آن، بازسازی خود، می تواند از منظری ذات گرایانه و واقع گرایانه، به بازسازی فلسفه عمومی، معرفت شناسی و فلسفه علم مبادرت ورزیده و به تبع آن ها در پیشبرد واقع بینانه سایر علوم و امور، و به تبع آن ها در حلّ و فصل واقع بینانه مسائل و مشکلات، سهم به سزائی داشته باشد.
۱۰۸.

ولایت تکوینی روح بر بدن از منظر عقل و نقل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ولایت تکوینی روح بدن عقل و نقل مالکیت تکوینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
ولایت تکوینی که نوعی مالکیت و تسلط حقیقی است، بالذات از آنِ خداوند است؛ اما برخی مخلوقات نیز به اراده و اذن الهی، در امتداد ولایت خداوند و به تبع آن، کم وبیش از ولایت و مالکیت تکوینی برخوردارند. این نوشتار با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، رابطه تکوینی روح و بدن از منظر عقل و نقل را بررسی کرده و نشان داده است که اولاً، از دیدگاه آیات و روایات و نیز حکما، ولایت تکوینی درجات و مراتب متعددی دارد و گستره آن متناسب با مرتبه وجودی هر مخلوق، متفاوت است. ثانیاً، یکی از مراتب نازل ولایت تکوینی، که موهبتی از جانب حق سبحانه به شمار می رود، سلطه تکوینی روح بر بدن است. این مرتبه بر خلاف مراتب عالی ولایت، مختص شخص یا گروه خاصی یا حتی انسان ها نیست، بلکه در حیوانات نیز کم وبیش وجود دارد. ثالثاً، خداوند سبحان این قابلیت را در روح انسان قرار داده است تا با حرکت جوهری اشتدادی، ولایت تکوینی موهبتی خود را افزایش دهد و مراتب عالی تر آن را کسب کند. همچنین این امکان در انسان وجود دارد که با سوء اختیار خود، ولایت تکوینی روح بر بدن را کاهش دهد یا نابود سازد و ارتباط خود با عالم ماده را تضعیف یا به کلی قطع کند.
۱۰۹.

فلسفه اشراق سهروردی و غزالی

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: سهروردی غزالی مشکاه الانوار حکمه الاشراق نور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
در این مقاله نشان می دهم که اندیشه شهاب الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفه اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفه مشاء اسلامی و هم به دلیل استفاده گزینشی از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می دهد که بنیان های عقلانی هستی شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه های مهم، از رساله «مشکاه الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوه مواجهه سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت ساز کلامی، یعنی مسئله علم خداوند به جزئیات نیز می تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه گیری می پردازم.
۱۱۰.

مقایسه اقانیم ثلاث و مراتب هستی از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلوطین ملاصدرا احد عقل نفس ماده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
سوال برانگیز ترین مسئله ای که در طول سده های مختلف ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده این است که موجودات متکثر با چه ترتیبی پا به عرصه هستی گزارده اند و آیا شکل گیری عالم به نحو صدفه و اتفاق بوده یا براساس سلسله مراتبی خاص؟ و پاسخگویی به چگونگی پیدایش مراتب هستی یکی از نخستین دغدغه های هر فیلسوفی است. فلوطین یکی از فیلسوفان یونان بوده که برای بیان مراتب هستی اصطلاح اقانیم را به کار برده است. اقانیم جمع اقنوم است که آن را به جوهر و اصل معنا کرده اند و نقشی اساسی در فلسفه فلوطین دارد در دیدگاه او سه اقنوم اصلی مطرح شده که عبارتند از: احد، عقل و نفس که به ترتیب نخستین مراتب عالم را تشکیل می دهند. ملاصدرا نیز در بیان مراتب هستی به این سه مرتبه تصریح کرده است؛ لیکن علی رغم وجود شباهت های بسیار، تفاوت های چشمگیری با دیدگاه فلوطین دارد. در واقع شباهت این دو نظریه تنها در چهارچوب آنهاست اما در احکام هر مرتبه تفاوت های بی شماری دیده می شود. ملاصدرا با اشراف کاملی که به دیدگاه فلوطین داشته این دیدگاه را پرورانده و به تکامل رسانده و از آن نظریه ای بدیع ساخته است حال ما در نوشتار حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده برآنیم ضمن بیان مراتب هستی از دیدگاه هر دو فیلسوف و بررسی دقیق موارد مشابه و متفاوت احکام هر مرتبه، منحصر به فرد بودن دیدگاه صدرا را به اثبات رسانیم.
۱۱۱.

جایگاه عقل در اندیشه صدرالدین محمد قونوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صدرالدین قونوی عرفان اهل فکر و نظر شهود عقل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
پژوهش حاضر جایگاه عقل و ادراکات عقلی نزد عارفان را بررسی کرده و در این زمینه، دیدگاه های صدرالدین قونوی، یکی از پیشگامان عرفان نظری را تحلیل نموده است. وی ازجمله اندیشمندانی است که تندترین و گسترده ترین نقدها را نسبت به ارزش ادراکات عقلی ارائه کرده است. مسئله اصلی این پژوهش نقد و بررسی استدلال های قونوی در نفی اعتبار ادراکات عقلانی است. به همین منظور، هشت استدلال او ارزیابی گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد هیچ یک از این استدلال ها قادر به اثبات مدعای قونوی مبنی بر بی اعتباری عقل نظری نیست، بلکه تنها نتیجه حاصل از برخی از این استدلال ها، محدودیت عقل انسان در شناخت حقیقت و کنه اشیاست؛ امری که فیلسوفان نیز آن را پذیرفته اند.
۱۱۲.

تأثیر دین بر هویت فردی و اجتماعی از نگاه فارابی و کیرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دین هویت فردی هویت اجتماعی فارابی و کیرکگور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش به بررسی و مقایسه نظرات فارابی، فیلسوف اسلامی، و سورن کیرکگور، فیلسوف دانمارکی و پیشگام اگزیستانسیالیسم مسیحی، در مورد نقش دین در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل تطبیقی تأثیرات دین بر هویت از دو دیدگاه متفاوت است. روش تحقیق تحلیل محتوای تطبیقی است که بر اساس منابع معتبر و متون اصلی این فیلسوفان انجام شده است. فارابی دین را نهادی اجتماعی می بیند که وحدت و انسجام جامعه را تقویت کرده و به تربیت انسان های فضیلت مند کمک می کند. او بر اهمیت رهبران دینی و فلسفی در هدایت جامعه به سوی کمال تأکید دارد و معتقد است که دین و عقل مکمل یکدیگر هستند. در مقابل، کیرکگور بر تجربه شخصی و درونی دین تأکید دارد و دین را مسیری برای یافتن معنای زندگی و مواجهه با اضطراب های وجودی می داند. او باور دارد که دین باید به صورت فردی و مستقیم تجربه شود تا هویتی معنادار و اصیل شکل گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که هر دو فیلسوف به اهمیت بنیادین دین در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی تأکید دارند، اما رویکردها و تحلیل های متفاوتی نسبت به این موضوع دارند. دیدگاه های فارابی بیشتر به نقش اجتماعی و سیاسی دین و تربیت انسان های فضیلت مند معطوف است، در حالی که دیدگاه های کیرکگور بر تجربه فردی و درونی دین و مقابله با چالش های وجودی متمرکز است. این تفاوت ها نشان می دهد که هر دو دیدگاه به نقش دین در تعیین هویت انسانی جایگاه والایی قائل هستند.
۱۱۳.

بررسی چالش ها وکارکردهای معرفت شناسی دینی از دیدگاه پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی باور دینی چالش های علم دینی کارکردهای علم دینی آلوین پلانتینگا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۳
تعریف ها و دیدگاه های گوناگونی درباره علم دینی، نشان دهنده تنوع فکری دراین باره است. نظریه علم دینی، معرفت شناسی اصلاح شده یا معرفت شناسی باور دینی آلوین پلانتینگا به عنوان یکی از نظریه های برجسته در این حوزه در محافل علمی غرب و شرق توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است. نهادینه شدن این نظریه می تواند به ایجاد تحولی سترگ در سطح جهانی بینجامد. پژوهش پیش رو، به شیوه تحلیلی _ توصیفی و مطالعات اسنادی، به بررسی چالش ها و کارکردهای نظریه معرفت شناسی باور دینی (اصلاح شده) آلوین پلانتینگا پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد چالش هایی مانند تقابل علم دینی با علم الحادی، نهادینه شدن طبیعت به جای خلقت، چالش مبناگرایی کلاسیک، چالش قرینه گرایی، چالش داستان تکاملی حیات، چالش تجربه گرایی، در حاشیه بودن دین و استقرار علم بر مبانی تفکر الحادی، ازجمله چالش ها و موانع اصلی در راه تحقق علم دینی هستند. کارکردهای این نظریه هم دربردارنده رویکرد حداکثری به دین، منبع شدن علم در تولید دین، گستردگی باورهای پایه (بدیهی)، شکست تحدید علم، توسعه توجیه باورهای معرفتی، رونق دوباره مسیحیت و توسعه احکام عقل است. با رفع چالش های یادشده و تحقق کارکردهای مزبور، زمینه برای حاکمیت دوباره دین در امور گوناگون اجتماعی فراهم می شود. این پژوهش، بر اهمیت این نظریه به عنوان راهکاری برای روبه روشدن با چالش های معاصر و بهره برداری از فرصت های پیش رو تأکید می کند.
۱۱۴.

نگرش هستی شناسانه به صنایع شارعه در فلسفه ابن سینا؛ اتصال سنت اجتماعی به سنت الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صنایع شارعه حکمت عملی شریعت وحی سنت ابن سینا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
ابن سینا با ارایه دو نوع تقسیم بندی علوم، دیدگاه های متفاوتی نسبت به ماهیت و غایت علوم مطرح کرده است. این تقسیم بندی ها یکی مبتنی بر روش ارسطویی و دیگری تقسیم بندی خاص او در اثر منطق المشرقیین است. ابن سینا با ترکیب حکمت و شریعت، هماهنگی میان عقل و دین را برجسته کرده است. او شریعت را به مثابه ابزار اصلی پدیدآمدن سنت برای تحقق عدالت و تنظیم زندگی فردی (عبادات) و اجتماعی (معاملات) معرفی می کند. سنت از یک سو توسط سان (شارع-نبی) برای اداره اجتماع و بقای نوع انسانی تنظیم می شود و از سوی دیگر مرتبط با سنت الهی است که طبق آن عنایت خداوند مشمول خیررسانی به موجودات می شود. دیدگاه او بر ضرورت وجود شارع و خلیفه برای بقا و پایداری سنت تاکید دارد. این مقاله به تحلیل نگرش ابن سینا نسبت به صنایع شارعه و ارتباط آن با وحی، عقل فعال، سنت، شریعت، و سعادت انسانی پرداخته است.
۱۱۵.

بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان به مدد تفکر سه بعدی متیو لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرر: گشودن دریچه ای به امکان های نو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نافرمانیِ کودکان تفکر سه بعدی لیپمن دلوز دیالوگ فبک/فباک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۳
هدف این مقاله مفهوم زدایی و سپس بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان با الهام از تفکر سه بعدی لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرّر است. برای دستیابی به این هدف، با روش کاوش گری فلسفی-انتقادی به بررسی مفهوم نافرمانی و انواع آن و سپس نافرمانی کودک پرداخته ایم. بدین ترتیب از تصورات پیشین درباره نافرمانی کودکان مفهوم زدایی کرده ایم تا نشان دهیم نافرمانی کودکان دارای ارزش ذاتی است و می توان آن را به مثابه بخشی از «صدا»ی کودکان و بازنمایی کننده بخشی از عاملیت آنان به حساب آورد. در گام دوم، با بهره گیری از مبانی نظری فلسفه برای کودکان نزد متیو لیپمن، به بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان پرداخته و نشان داده ایم که مبتنی بر سه بعد تفکر، یعنی انتقادی، خلاقانه و مراقبتی، نافرمانی کودکان می تواند سه صورتِ بلوغ نیافته، نیمه بلوغ یافته و بلوغ یافته به خود بگیرد. با پیروی از خوانش دلوز نیز «حرکت» نافرمانی کودکان را در دو شکل کنش مند و کنش گریز مطرح کرده ایم. دیگر یافته این جستار، مطرح نمودن دیالوگ به عنوان نیرویی است که امکان حرکت کردن میانِ انواع نافرمانی را برای کودکان فراهم می کند. بدین ترتیب، نافرمانی کودکان فرصت می یابد انواع مختلف خود را آشکار ساخته، میان آنها حرکت نموده و در این جریان امکان های نویی را به جهان اضافه کند، امکان های نویی که در نافرمانی بلوغ یافته به اوج خود می رسند.
۱۱۶.

تحلیل شأن عبادات در عملکرد معرفتی نفس (با تکیه بر اندیشه های صدرالمتألهین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فطرت فلسفه عبادات امکان استعدادی حرکت جوهری صدرالمتالهین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
معرفت مهم ترین بعد وجودی انسان است و سایر ساحت های انسانی در ارتباط با ادراک و شناخت، اهمیّت می یابد. در دیدگاه ملاصدرا هر نفسی شایستگی لازم برای شناخت حقایق اشیاء را به حسب فطرت دارد. همچنین نفس دارای امکان استعدادی و قوه ی لازم برای کسب علوم است و داده های مورد نیاز آن برای ادراک توسط ابزاری به نام بدن تأمین می-شود و نفس با در اختیار گرفتن این داده ها، عمل ادراک را انجام می دهد. اما در این میان موانعی وجود دارد که بین نفس و حقایق عقلی حایل می شود که تا این موانع رفع نگردند، حقایق علوم از لوح عقلانی بر لوح نفسانی نقش نمی بندد. مسئله نوشتارحاضر اینست که در اندیشه صدرالمتألهین مهمترین موانع کدامند و چگونه می توان آنها را کنار زند؟ از اینرو با اتخاذ روش توصیفی و تحلیلی بدین نتیجه انجامیده است که اولین مانع، وجود جسم و ماده واشتغال نفس به تدبیر قوای جرمانی است. مانع دوم ظلمت ذاتی است که به خاطر کدورت امیال و انباشتگی است که بر اثر کثرت گناهان در صورت نفس ناطقه رخ می دهد. رفع این موانع توسط احکام شرعی و عبادات صورت می گیرد و غرض از اعمال و ریاضات بدنی این است که روح از عوارض حسّ و از امور مادی ظلمانی رها شود، هرچند رفع مانع امری سلبی وعدمی است وبالاصاله مقصود نیست. از اینرو فلسفه ی تشریع عبادات از بین بردن موانع موجود بر سر راه نفس برای رسیدن به تکامل و فیض علمی است. درصورت رفع موانع، مطابق حرکت جوهری، نفس بعنوان مقتضی در مسیر تکاملی خود راه می پیماید
۱۱۷.

بررسی رویکرد پدیدارشناسی به مسئله «معرفت به اذهان دیگر» از منظر حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی شناخت اجتماعی همدلی بدنمندی علم حضوری علم حصولی احتمال معرفت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
چگونگی «معرفت به اذهان دیگر» یکی از بحث برانگیزترین مباحث علوم شناختی، اجتماعی و معرفت شناختی است. پدیدارشناسان همانند مکتب رقیب خود، یعنی فلسفه تحلیلی کوشیده اند پاسخ درخوری به این مسئله بدهند. ایشان برخلاف فلاسفه تحلیلی بر این باورند که هیچ شکاف و دوگانگی میان ذهن و بدن انسان وجود ندارد. ذهن آدمی بدنمند بوده و منویات ذهنی وی بر بدن او که عرصه تجلیات ذهن است، بدون نیاز به هیچ گونه استدلال و تلاش نظری، با روش «همدلی» قابل دسترسی مستقیم و بی واسطه است. این پژوهش کوشیده است با روش «کتابخانه ای» این دیدگاه را توصیف و تبیین نماید و با روش «تحلیلی انتقادی» دیدگاه مزبور را از منظر حکمت اسلامی ارزیابی کند و در پایان، به این نتیجه دست یابد که از منظر حکمت اسلامی، برخلاف نظر پدیدارشناسان، علم اکثر قریب به اتفاق انسان ها به اذهان دیگر از نوع علم حصولی و باواسطه بوده که نیازمند استدلال و تلاش فکری است. در این عرصه، فاعل شناسا به پشتوانه نظریه «احتمال معرفت شناختی» می تواند به کمک باورهای پیش زمینه ای و شناخت های پیشین خود که نسبت به انسان، جهان اجتماعی و شخص مورد نظر تحصیل کرده است و همچنین داده های معتبری که از راه قرائن موجود به دست می آورد، به درجه قابل اتکایی از معرفت دست یابد و تا ورود داده های جدیدتر با درجه احتمال بالاتر به آن ملتزم باشد.
۱۱۸.

واکاوی تحلیلی مبانی اخلاقی تربیتی ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اخلاق ارسطو نیکوماخوس الگوی اخلاقی کامل نقد محتوایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۴
ارسطو به جز فلسفه و منطق، به موضوع اخلاق نیز توجه داشته است. اخلاق مورد تایید ارسطو فضیلت محور است، فضیلتی که آن را باید در نقطه حد وسط و به دور از افراط و تفریط جستجو کرد. مساله اصلی این جستار آن است که آیا مبانی اخلاقی تربیتی مطرح شده از سوی ارسطو بدون اشکال است و می توان از آن به عنوان یک الگوی اخلاقی کامل و قابل توصیه، یاد کرد یا خیر؟ بر این اساس مبانی مقبول ارسطو از کتاب اخلاق نیکوماخوس استخراج و با روش تحلیل محتوایی ارزیابی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از جمله نقدهای وارد بر ارسطو عبارتند از: عدم التفات به مبدا و معاد، انسان شناسی ناقص، عدم دستگیری و هدایت مخاطبانش در تشخیص نقطه حد وسط که همانا فضیلت است، عدم ارائه روش و راهکار برای رسیدن به فضائل. بنابراین اخلاق ارسطویی نه بی اشکال است و نه انطباق کاملی با اخلاق اسلامی دارد.
۱۱۹.

رئالیسم پس از چرخش زبانی از منظر رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رورتی چرخش زبانی رئالیسم صدق بازنمایی بازی زبانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۵
بنا به نظر رورتی، چرخش زبانی انقلابی بود که می بایست منازعات رئالیستی و ضد رئالیستی را منحل می کرد؛ اما رئالسیم با قدمتی به درازای تاریخ فلسفه از چنان نفوذی برخوردار بود که حتی فیلسوفان زبانی نظیر پوزیتویست های منطقی که موضع خود را علناً در برابر متافیزیک می دانستند، نتوانستند به طور کامل از چنگ آن خلاصی یابند. این امر به دلیل مبنا قرار گرفتن نظریه مطابقت صدق و روی دیگر این سکّه، یعنی نظریه بازنمایی در فلسفه زبان فیلسوفان تحلیلی بود. رورتی با تمسک به فیلسوفانی که این دو نظریه یادشده را به نفع وحدت سوژه ابژه کنار می گذارند، درصدد استدلال برای اولیّه بودن مفهوم صدق و نیز وابسته بودن آن به خود زبان، نه چیز فرا زبانی، برمی آید؛ از این رو، زمانی که صدق به خود زبان بازگشت، دیگر جایی برای واقعیتی خارج از زبان نمی ماند که کاربر زبان برای دست یابی به حقیقت مجبور به بازنمایی آن باشد. در نهایت، هدف او این است که نشان دهد کاربر زبان همواره در تماس مستقیم با جهان خارج به عنوان یکی از شرایط علّی ایجاد بازی های زبانی ما است و نه به عنوان تبیین گر و توجیه کننده گزاره های تکین زبان ما؛ بنابراین، رورتی با کنار گذاشتن مرزهای زبان و تمام دوگانه ها، فلسفه زبان خالصی را مجاز می داند که رئالیسم در آن محکوم به انحلال است.
۱۲۰.

پژوهشی در نسبت آرخه و این همانی بر اساس نظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آرخه اصل این همانی هایدگر پارمنیدس تالس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
آرخه را عموماً به اصل، سرمنشا و سرآغاز ترجمه می نمایند. این همانی نیز به معنای برابر بودن هر چیزی با خودش است. اصل این همانی، اصلی منطقی است که حاکی از نسبتی همان گویانه است. در تاریخ فلسفه، پارمنیدس به ایجاز به معنایی از این همانی اشاره می نماید که متفاوت، دشوار و حتی غریب به نظر می رسد. معنایی که نه عبارت از برابر بودن هر چیزی با خودش و گویای نسبت تساوی، بلکه نوعی خاصیت و ویژگی است که حتی وجود نیز بدان تعلق دارد. هایدگر در درس گفتار Identität und Differenz بیان می دارد که از نظر پارمنیدس ظاهراً این همانی خصیصه ای است که وجود را تعین می بخشد. از نظر هایدگر امری که با استیلای تفکر متافیزیکی، که البته خود محصول غفلت از تلقی پارمنیدس است، به فراموشی سپرده شد و به تدریج، این همانی تبدیل به آرخه (صورت اصلی منطقی) این همانی و به مثابه ی خصیصه ای از آنِ وجود در نظر گرفته شد. با مطمح نظر قرار دادن درس گفتار هایدگر در باب این همانی و تمایز و همچنین با بررسی آرای تالس و پارمنیدس، تلاش می کنیم نشان دهیم که ربط و نسبت آرخه با این همانی چیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان