فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۴٬۹۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه برایکودکان بر بهبود عملکرد ریاضی، خودکارآمدی ریاضی و کاهش اضطراب ریاضی دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری ریاضی انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دارای اختلال ریاضی مراکز اختلالات یادگیری شهر مشهد بود. از این جامعه 16 دانش آموز دارای اختلالات یادگیری ریاضی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه (8 نفری گروه آزمایش و گروه گواه) گمارده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه کی مت(ک انولی،1988)، اضطراب ریاضی برای کودکان(چیو و هنری،1998) و خودکارآمدی ریاضی(پوراقدام و بهرنگی، 1388) بود. گروه آزمایش به مدت 12جلسه 30 دقیقه ای و به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش فلسفه برای کودکان با توسعه مهارت های تفکر سطح بالا موجب بهبود عملکرد ریاضی و بهبود خودکارآمدی ریاضی شده و کاهش اضطراب ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی را در پی دارد.
پاسخ به یک پرسش با دلوز: اندیشیدن با نقاشی چگونه ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ بهار ۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
45-80
حوزههای تخصصی:
به باور رایج، اندیشیدن فقط مخصوص گفتمان فلسفی و فلاسفه است. پرسش اصلی پژوهش از این قرار است: اندیشیدن «با» نقاشی چگونه و به چه طریقی ممکن است؟ با تحلیل آرای دلوز در منابع مختلف و تفسیر آنها در ساختار پژوهش پیش رو می توان برای پاسخ به پرسش گام برداشت. برای اندیشیدن باید با دشمنانِ اندیشه، مبارزه کرد. اندیشیدن در نگر دلوز، زمانی رخ می دهد که جریان پیش فرض های اندیشیدن جزمی و خودانگیخته قطع می شود. در نتیجه قطع این جریان، با آشوب روبرو می شویم. شرط اندیشیدن رویاوریی با نااندیشنده و آشوب است. نقاش با تکیه به منطق احساس، احساس مرکب از درکمایه و حالمایه، سطح زیباشناختی مکمل احساس، کلیشه ها را در آشوب غرقه می سازد. از آن آشوب، به یاری مفاهیم تصویری مانند آشوب-فاجعه، آشوب-بذر، دیاگرام بیرون می کشد. به یاری آنها و آزمونگری نسبت ها و ترکیب های سازگار با توان ناب خود، آشوب و کلیشه ها را پشت سر گذاشته و نظم جدیدی را برای ورود به دنیای تصویری تازه می پذیرد با رهایی از قید و بند بازنمایی و فیگوراسیون از طریق نیروی دیاگرام، نظم دستی دیگری به دنیای بصری تزریق می شود. ایجاد فضایی از امکان هایی بی سابقه برای تحقق امر واقع، امر واقع تصویری را آشکار می کند.در نهایت مفاهیم تازه تصویری چون دیاگرام به او فرمان می دهد چگونه هوای تازه نظم نوین را استثمام کند. این شیوه اندیشیدن یعنی هماهنگ شدن با دیاگرام، فعلی کردن آن، لوگوس و پاتوس را هم سطح می کند و مبنای اتوس قرار می گیرد. در نتیجه طی این مسیر، نقاش با مسائل نقاشی و مفاهیم تصویری می تواند بیندیشید.
Revisiting Truth, Ethics, and Evil in the Meeting Points of Badiou’s Philosophy and Lacanian Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
330 - 355
حوزههای تخصصی:
Truth, ethics, and Evil are significant concepts for philosophy and Alain Badiou attempted to approach them with a new perspective. However, he reconsidered these concepts in engagement with Lacanian psychoanalysis. This study aims to shed light more on Badiou’s ideas of situation, knowledge, event, void, truth, Evil, and ethics, with a focus on meeting points with Lacanian terms and theory. The first six terms are examined concerning Lacanian theory of four Discourses in order to represent how truth changes a situation and frameworks of knowledge through the appearance of the event and in what way a philosopher or analyst can approach them through truth-procedures. On the other hand, Badiou elaborates on Evil with respect to ethics and truth. This study also introduces neurosis, pervert, and psychosis as structures to analyze Evil since they might be involved in it as simulacrum, betrayal, and disaster, respectively. Ultimately, this exploration contributes to a deeper understanding of the complexities of truth, ethics, and Evil, emphasizing the need for critical inquiry and ethical reflection in navigating the challenges of a situation and knowledge.
بررسی سینمای برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به تحلیل سینمای اینگمار برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس می پردازد. برگمان، که به عنوان یکی از فیلمسازان برجسته و تاثیرگذار قرن بیستم شناخته می شود، به طرزی ماهرانه از زبان سینما برای بررسی دغدغه های عمیق و اساسی وجود انسانی استفاده می کند. آثار او بر مقولاتی همچون جستجوی معنا، حس فراگیر تنهایی، اجتناب ناپذیری مرگ و بحران هویت شخصی تمرکز دارد. فیلم های برگمان، به ویژه آثاری که به مضامینی مانند معنای زندگی، اضطراب وجودی و رویارویی فرد با احساس پوچی پرداخته اند، به یکی از مهم ترین جلوه های سینمایی فلسفه های اگزیستانس تبدیل شده اند. فلسفه هایی، که تحت تأثیر اندیشمندانی چون هایدگر، کی یرکگور و نیچه شکل گرفته است و به مفاهیمی مانند آزادی انسان، مسئولیت فردی، انتخاب و مواجهه با مرگ می پردازد. این رویکرد فلسفی تلاش می کند تا مبارزه انسان برای یافتن معنا در جهانی بی تفاوت و ظاهراً بی معنا را درک کند و بحران های روانی و عاطفی ناشی از مواجهه با این پرسش های اساسی را بررسی کند. این نوشتار بر آن است تا نسبت های میان ایده های فلسفه های اگزیستانس و روایت های سینمایی برگمان را با تمرکز ویژه بر فیلم های نور زمستانی ، توت فرنگی های وحشی ، مهره هفتم و فریاد ها و نجوا ها بررسی کند.
فراتر از خیر و زیبا: تحلیل تطبیقی اندیشه هگلی و نیچه ای در هنر، دین و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی دیدگاه های متضاد هگل و نیچه در مورد سه حوزه اساسی تفکر انسانی هنر، دین و فلسفه می پردازد و نشان می دهد که چگونه این دو فیلسوف، هر یک از منظری متفاوت، به مسئله تحقق خود، آزادی فردی و ارزش های سنتی نگریسته اند. هگل این سه حوزه را به عنوان مراحل تکامل آگاهی انسانی در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق در نظر می گرفت و معتقد بود که هنر، دین و فلسفه به شکلی درهم تنیده، انسان را به سوی خودآگاهی و تحقق روح جهانی هدایت می کنند. در مقابل، نیچه این مفاهیم را ابزارهایی برای نقد ارزش های سنتی می دانست؛ او هنر را بالاتر از فلسفه و دین قرار داده و آن را عرصه ای برای بیان فردیت و رهایی از محدودیت های تحمیلی تلقی می کرد، درحالی که دین را نهادی سرکوبگر و مانعی برای اراده فردی می دانست. این پژوهش با بررسی تطبیقی آرای این دو متفکر، سعی دارد نشان دهد که چگونه هگل و نیچه در تبیین نقش این مفاهیم در زندگی انسان، مسیرهای فکری کاملاً متفاوتی را پیموده اند. از یک سو، هگل بر پیوستگی این حوزه ها و ضرورت آن ها در مسیر تحقق خود تأکید می کند، و از سوی دیگر، نیچه آن ها را از دریچه فردگرایی و آفرینش ارزش های نوین می نگرد. در این مسیر، این مطالعه با اتخاذ رویکردی تحلیلی و تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های اساسی اندیشه های آن ها را بررسی کرده و پیامدهای فلسفی آن ها را در زمینه های مختلف مورد بحث قرار می دهد.
چالش های طبیعت گرایی در روش شناسی علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ تابستان ۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
237-266
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و بحث پیرامون بکارگیری روش شناسی طبیعت گرایی در علوم اجتماعی و چالش های پیش روی این روش شناسی پرداخته است. روش شناسی علوم اجتماعی با یک سوال اساسی روبرو است؛ آیا بکارگیری روش شناسی علوم طبیعی در علوم اجتماعی از کارایی لازم برخوردار است یا خیر. در پاسخ به این سوال بنیادین و مهم، برخی روش شناسی مشابه علوم طبیعی را در علوم اجتماعی مطرح کرده و برخی به تفاوت های بین علوم طبیعی و علوم اجتماعی اشاره داشته و از یک روش شناسی مختص علوم اجتماعی جانبداری می کنند. رویکرد نخست جریان طبیعت گرایی و رویکرد دوم با عنوان ضد طبیعت گرایی توصیف می شود. به نظر می رسد که متناسب با هدفی که برای علم در نظر بگیریم و یا اینکه تقدم منطقی را به نظریه و یا مشاهده بدهیم، می تواند در روش شناسی اتخاذ شده تأثیر اساسی داشته باشد. در نتیجه این مقاله از یک رویکرد طبیعت گرایی انتقادی دفاع می کند. در این روش شناسی از جریان های تقلیل گرا و پوزیتیویستی صرف در علوم اجتماعی فاصله گرفته و از یک طبیعت گرایی تعدیل شده به عنوان یکی از رویکردهای روش شناسی کارآمد در علوم اجتماعی طرفداری می کند اما برخلاف غالب طبیعت گراها این روش شناسی را به عنوان رویکرد انحصاری در پژوش های اجتماعی تلقی نکرده و آن را در کنار روش های مختص علوم اجتماعی مفید می داند.
Life. Time(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article juxtaposes different and conflicting temporalities as configured in the context of care and caring. Weaving together (1) an autobiographical narrative in which I share parts of my own breast cancer journey with (2) research with men employed as care workers in Australia, I attempt to get at how differentially experienced temporal densities, trajectories, and orientations can be found when receiving and giving care. The slow and deep time of experiencing sickness, and the protective, forgetful time induced by medical trauma – both often perceived as nonlinear time –, clash with the neoliberal, sped-up, linear temporality of the late-capitalist medical industrial complex; leaving care workers and cared-for squeezed between temporalities that can be, and are, at odds with each other. The theoretical framing holding my consideration of these different ‘kinds’ of time, is a composite of feminist care ethics scholarship, critical time studies and the literary work by the Aboriginal author and scholar Mykaela Saunders. Specifically, I draw on Saunders’s short story ‘Buried time’, in which she connects with Aboriginal deep time and writes the abolition of colonial clock time into being. Taking a cue from Saunders narrative, I maintain that the temporalities of colonial/racial capitalism evince segmentation, fragmentation, and, ultimately, destruction. This is a mechanistic time not suitable for human and more-than-human life’s flourishing (that includes living and dying as well as possible); as such, it is a temporality that stands against the relational paradigms of care theory.
Multiple Temporalities of State-Building and Care in South Korea(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی تیر ۱۴۰۴ شماره ۵۱ (Special issue: Care & Time)
115 - 136
حوزههای تخصصی:
State-building in South Korea since liberation in 1945 has seen some successes. However, from a care perspective—considering that women and families bear the primary burden of care responsibilities, the discrimination and disadvantages caregivers face both at home and in the labor market, and the reality that few are willing to engage in marriage, childbirth, or caregiving—it is challenging to evaluate the overall success of state-building in South Korea to date. This article highlights the diverse temporalities that have emerged in modern state-building in South Korea since 1945 and examines how these various temporalities serve as structural constraints on care. Amid the compressed timelines of state-building, I analyze how care is systematically overlooked, silenced, and marginalized; how it is devalued; how it is relegated to women’s and family work; and how caregivers experience discrimination and disadvantages, alongside the ideologies, norms, and socio-economic and political conditions and circumstances that contribute to these issues.
تحلیل و نقد رویکرد طبیعت گرایانه فرضیه تکامل انواع داروین در تقابل با برهان نظم بر اساس حرکت جوهری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ تابستان ۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
147-170
حوزههای تخصصی:
فرضیه تکامل داورین و چالش های مرتبط با آن از موضوعات مهم کلام جدید به شمار می ایند . بر اساس این فرضیه همه موجودات، تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی ،از یک یا چند نوع ساده به اشکال متنوعی تبدیل شده اند و با حرکت تدریجی ،به صورت کامل تری درامده اند .یکی از چالش های این فرضیه، انکار ه ر گون ه غایتمن دی در عالم طبیعت است. به دیگر سخن این فرضیه تقریرهای مرسوم از برهان نظم را متزلزل می کند و باعث نفی نظم ثابت و سلسله مراتبی عالم می شود و با تدبیر و قصد و هدف عالم مبارزه می کند . این پژوهش با روش توصیفی وتحلیلی وانتقادی ضمن توصیف فرضیه تکامل وبرهان نظم، بر اساس مبانی هستی شناسی حکمت متعالیه مانند حرکت جوهری وحرکت اشتدادی جوهری به نقد این چالش می پردازد. ملاصدرا بر اساس مفهوم حرکت جوهری، با اثبات نیازمندی جهان در اصل وجودش به خالق،نشان می دهد که ذات همه موجودات در حال تغییر دائمی بوده و همه موجودات از درون ونهان خود به سوی کمال مطلق در حرکتند .بنابراین هرچند عوامل زیست محیطی به صورت علل زمینه ای درتکامل موجودات تاثیر دارند، اما نظم پدیده ها ،معلول علت فاعلی و غایی آنها است. نتیجه ان که ،موجودات علاوه بر این که مخلوق خداوند هستند در هر لحظه نیازمند آن ذات متعال نیز می باشند و تمام امور هستی از قوانین حاکم بر آن تا فعل و انفعالات موجودات همه به قدرت الهی انجام می پذیرد و خداوند غایت همه موجودات است .
بررسی اعتبار آزمایش های فکری به عنوانِ روش فلسفه ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
101 - 121
حوزههای تخصصی:
آزمایش های فکری در فلسفه معاصر کاربردهای مختلفی (معرفتی، توصیفی، اکتشافی) داشته اند. استفاده معرفتی از آن ها با هدف دریافت شهودهایی ست که قضاوت های ناشی از آن ها به عنوانِ شواهد در مقدمات استدلال های فلسفی به کار روند. موافقان استفاده از چنین آزمایش هایی به تشابه قضاوت های ناشی از آن ها با قضاوت های روزمره و، درنتیجه، اعتبار یکسان این دو نوع قضاوت اشاره دارند. استدلال اصلی آن ها در این مورد دفاع همسانی است که، مطابق آن، استدلال می کنند که قضاوت های آزمایش های فکری ظرفیت روان شناختی یکسانی با قضاوت های روزمره دارند. از سمت دیگر، مخالفان اغلب از غیرقابل اتکابودن این نوع از شهودها سخن می گویند و تلاش می کنند نشان دهند که این دو نوع قضاوت، اولاً، یکسان نیستند و، ثانیاً، حتی با پذیرش همسانی آن ها، درخصوصِ اعتبارِ خودِ قضاوت های روزمره نیز باید محتاط بود. در اینجا قصد دارم، با دسته بندیِ انواع اعتراضات به به کارگیری آزمایش های فکری و دفاع هایی که از چنین آزمایش هایی صورت گرفته است، به آن دسته از اعتراض هایی بپردازم که کاربرد معرفتی شهودهای به دست آمده را زیر سؤال می برند. قصدم آن است که، پس از معرفی این اعتراض ها، استدلال کنم که حتی اگر فرض کنیم که برخی انتقادات واردند، کنارگذاشتنِ این روش به دقیق تر شدن نتایج استدلال ها کمکی نخواهد کرد و، درنهایت، در بخشی از مسیر فلسفه ورزی ناچاریم از آزمایش های فکری استفاده کنیم و بر شهود تکیه داشته باشیم.
Western Buddha And Eastern Superman(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
127 - 149
حوزههای تخصصی:
The profundity of an idea, philosophy, or doctrine is often revealed by how it is accepted or rejected by others. Buddhist philosophy demonstrates this dynamic in its reception in the West. There are several illuminating perspectives on how Nietzsche interpreted Buddha, and on how these interpretations were received in both the West and the East. The claim that Nietzsche misinterpreted Buddha—similar to the way Schopenhauer and others interpreted Indian philosophical traditions—often overshadows Nietzsche’s more sympathetic engagement with Buddhism. However, the questions that concerned both thinkers cannot be fully addressed or resolved within a single generation, nor can we easily simplify their shared concerns. This paper focuses on critics’ portrayals of Nietzsche as having misinterpreted Buddha. Amidst various philosophical and existential issues, the paper seeks to foster a degree of sympathy for Nietzsche, and thus for Buddha as well, by exploring their concepts of ‘impermanence’ in relation to suffering and the relief from suffering. The shared element is the imperative ‘to overcome’: for Nietzsche, this concerns humanity; for Buddha, it concerns the self. The underlying hypothesis is that Gautama Buddha may be seen as Nietzsche’s Overman (Übermensch).
تأثیر آموزش کارآفرینی بر مهارت اجتماعی و خلاقیت کودکان پیش دبستانی 5 تا 6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر مهارت اجتماعی و خلاقیت کودکان پیش دبستانی 5 تا 6 ساله انجام شد. روش تحقیق کمی و بصورت نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل و استفاده از پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ی دانش آموزان پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شهر اصفهان بود که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس، دو گروه 15 نفری از دانش آموزان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مهارت اجتماعی تاکی و ترند (2014) و آزمون تفکر خلاق تورنس (1990) بود. پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای مهارت اجتماعی (82/0) و برای خلاقیت (83/0) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) با نرم افزار spss (23) استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش کارآفرینی بر مهارت اجتماعی، تاثیر معنادار (05/0p<، 012/11F=) داشته است. همچنین یافته ها نشان داد آموزش کارآفرینی بر خلاقیت کودکان پیش دبستانی، تأثیر معنادار (05/0p<، 224/11F=) داشته است. در نتیجه با آموزش کارآفرینی برای دانش آموزان پیش دبستانی می توان مهارت های اجتماعی و خلاقیت آنها را تقویت نمود.
اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی بر اساس داستان های فلسفی و عرفانی: بررسی فرضیه مک کللند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عمده پژوهشها بر سنجش اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان (فبک) در ایران فارغ از نوع داستان تاکید دارند. مک کللند، نوع داستانهای کودکان را شاخصی برای پیشرفت معرفی کرد. هدف پژوهش حاضر، آزمون فرضیه مک کللند در خصوص تاثیر نوع داستان بر انگیزش پیشرفت تحصیلی کودکان بود. به همین منظور، دو مطالعه صورت گرفت. در مطالعه اول، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای فلسفی مورد بررسی قرار گرفت و در مطالعه دوم، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای عرفانی. روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. به گروه آزمایش طی 10 جلسه 120 دقیقه ای بسته آموزش فلسفه برای کودکان ارائه شد؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. مقیاس انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی که توسط ویگ فیلد و کامبریا برای دوره ابتدایی طراحی شده بود به عنوان ابزار استفاده شد. آزمودنی ها شامل دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس(آنکوا) انجام شد. یافته ها نشان دادند که حلقه کندوکاو داستانهای فلسفی ( ) به نسبت داستانهای عرفانی ( ) تاثیر معناداری بر انگیزش پیشرفت درونی تحصیلی کودکان داشت. نتیجه آنکه، فرضیه مک کللند تایید شد و اثربخشی فلسفه برای کودکان تحت تاثیر نوع داستانی است که در حلقه کندو کاو مورد بررسی قرار می گیرد.
اهمیت توجه به دوگانه منطق به کاربردنی/منطق آموختنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۱۵۴-۱۴۱
حوزههای تخصصی:
مفاهیم منطق آموختنی و منطق به کاربردنی و بحث از تمایز میان آنها از قرون وسطی در میان منطق دانان رواج یافت. البته این دوگانه پس از قرون وسطی مدت ها مورد توجه نبود تا اینکه پرس، منطق دان و فیلسوف پراگماتیست آمریکایی دوباره آن را وارد مباحث منطقی کرد. خود پرس از این مفاهیم برای بیان نظراتش در مورد ماهیت منطق بهره برد. امروزه منطق دانان دیگری مثل پریست از این دوگانه برای بیان و تبیین مسایل منطقی گوناگون بهره برده اند. در مباحثی مثل بررسی نقدهای وارد شده به منطق، آموزش منطق، مساله انتخاب منطق، کثرت گرایی منطقی، مساله امکان اصلاح و تجدید نظر در منطق و .... استفاده از این دوگانه می تواند باعث شود تا مواجهه بهتری با مسایل صورت بگیرد و بنابراین به تبیین بهتر مسایل و یافتن راه حل برای آنها کمک می کند.
مولفه های ایمان گرایی کیرکگور
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
91 - 103
حوزههای تخصصی:
در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی .در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی
امکان سنجی عدالت و برابری به عنوان مولفه های حکمرانی مطلوب در نظریات شورای نگهبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی جایگاه و نقش اصل برابری و عدالت به عنوان ارکان بنیادین حقوق اساسی و مردم سالاری در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران بود. همچنین، تحلیل تأثیر مبانی اسلامی و تفسیرهای شورای نگهبان در تحقق این اصول و تضمین حقوق و آزادی های اساسی شهروندان مدّ نظر قرار گرفت. روش: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسناد حقوقی، آرای شورای نگهبان، قوانین اساسی و منابع علمی معتبر داخلی و بین المللی انجام شد. داده ها از طریق مرور متون حقوقی، تحلیل نظریات فقهی و بررسی رویّه های قضایی و نظارتی گردآوری و تحلیل شد. یافته ها: بررسی ها نشان داد اصل برابری در نظام حقوقی ایران، متأثر از جهان بینی اسلامی و در قالب نظریه عدالت، تفسیر و به رسمیت شناخته شده است. عدالت در این نظام نه تنها به معنای تبعیت همگان از قانون، بلکه شرط لازم و کافی برای تحقق حاکمیت قانون و تضمین برابری حقوقی افراد تلقی شده است. تساوی افراد در برابر قانون و دادگاه، به عنوان اصل مسلّم حقوقی و شرعی پذیرفته شده، اما تساوی حقوقی مطلق نیست و منوط به شرایط مساوی افراد است. شورای نگهبان در آرای خود با استناد به منابع شرعی و قانونی، معیارهایی برای ارزیابی برابری حقوق و تکالیف گروه ها و افراد ارائه کرده و نقش مؤثری در مقابله با تبعیض و تضمین عدالت حقوقی ایفا کرده است. همچنین، در نظام اداری و برخی قوانین، مواردی از تبعیض مثبت و استثناهایی وجود دارد که با اصول کلی برابری و عدالت سازگار دانسته شده اند. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن بود که اصل برابری و عدالت، به عنوان مبانی اساسی نظام حقوقی و مردم سالاری در ایران، در پرتو مبانی اسلامی و تفسیرهای شورای نگهبان، به صورت منطقی و عادلانه تبیین و اجرا شده است. هرچند چالشهایی در زمینه تعارض قوانین و تبعیضهای اداری وجود دارد، اما رویکرد عدالت محور و تأکید بر شرایط مساوی، زمینه ساز حکمرانی مطلوب و صیانت از کرامت انسانی بوده است. این اصول، تضمین کننده حقوق و آزادی های اساسی شهروندان و پایه گذار نظامی عادلانه و قانونمند در جمهوری اسلامی ایران به شمار می روند.
نقد دوگانه علیت-اتفاق و حل چالش ناشی از آن بر مبنای ایده جهان های ممکن لوئیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۱۹۰-۱۷۹
حوزههای تخصصی:
دوگانه علیت-اتفاق از جمله مسایل مهم تاریخ اندیشه بشری است. نظریه علیت در فلسفه اسلامی بر محور امکان ماهوی شکل گرفته و پس از گذار از دوره ابتدایی، در علامه طباطبایی به اوج خود رسیده است. از سوی دیگر نظریه صدفه نیز بعد از تکامل خود، در دیوید هیوم به کمال خود رسید. طرفین نزاع حول این محور بحث می کنند که آیا رجحان وجود بر عدم در ماهیات نیازی به علت مرجح دارد یا خیر؟ صرف نظر از اینکه رجحان مذکور توسط علت باشد یا اتفاقی، سوال مهم تر این است که آیا وقوع رجحان مذکور در ماهیت ممکن است یا خیر؟ در صورت محال بودن این رجحان، ضرورت وجود دیدگاه سوم و خروج از دوگانه مذکور تثبیت می شود. این مقاله در صدد تبیین چالش مذکور و ارایه راه حلی براساس ایده جهان های ممکن لوئیس است. البته این دیدگاه ارتباطی به دیدگاه علی لوئیس ندارد.
نگرش ملاصدرا به ایمان و ترابط آن با دیگر ساحات معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
151 - 174
حوزههای تخصصی:
نگرش ملاصدرا به مقوله ایمان، نگره ای معرفت شناسانه و برخاسته از علم و معرفت است. آنگاه که ملاصدرا به ماهیت شناسی ایمان می پردازد، آن را به عنوان یکی از کارکردهای عقل نظری فرض می کند. ماهیت ایمان در کلام وی، ماهیتی علمی و تصدیقی است و چون ایمان همانند وجود دارای حقیقتی مشکک است، با دیگر ساحات معرفتی ترابط برقرار می کند. وی دربیانی فلسفی و برهانی بر علم بودن ایمان تأکید کرده و معتقد است قوام روح انسان به ایمان وابسته بوده و صورت ذات انسان صرفاً با علم تحقق می یابد و از قوه به فعلیت تبدیل می گردد. لذا ایمان نیز از سنخ علم است که با رشد و غنای معرفتی آن سبب تحول وجودی انسان می شود. این مقاله با روشی تبیینی تحلیلی در پی پردازش این مسئله است که چگونه مقوله ایمان با ساحات مختلف معرفتی ارتباط دارد. از نتایج این جستار، علاوه بر تبیین ترابط ایمان با مقولات مختلف معرفتی، پردازش ماهیت ایمان با نگره ای عقلانی است که برخوردار از زاویه دیدی بدیع در اندیشه های فلسفی است
واکاوی مقومات علم شناختی دانش آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
76 - 100
حوزههای تخصصی:
گسترش رویکرد آینده پژوهی اسلامی و ظهور دیدگاه ها و نظریات متعدد در این زمینه، این دغدغه را ایجاد می کند که آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش اجتماعی روشمند، متکفل تصویرپردازی از آینده مبتنی بر فرهنگ اسلامی و بومی باشد، باید بر اساس ضوابط و معیارهای علم شناسی سامان یابد. این پژوهش مبتنی بر روش مطالعه اسنادی، مرور سیستماتیک و توصیف و تحلیل دیدگاه ها و آثار صاحب نظران حوزه آینده پژوهی اسلامی، بر اساس دو مبنای «علم شناسی منطقی» و «رئوس ثمانیه» و با الهام از چارچوب شناختی هنجاری سورل، به تطبیق و نسبت سنجی دیدگاه ها و آثار مذکور با معیارهای معرفی شده در این دو سنت علم شناسی مسلمین پرداخته است. بر این اساس آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش معرفی شود باید دربردارنده هیئتی جامع و منسجم از بنیان های فلسفی، مبادی تصدیقی و اصول موضوعه، تعریف و ماهیت، موضوع، مسائل اصلی، غرض، روش شناسی و روش باشد. یافته های حاصل از مرور آثار حوزه آینده پژوهی اسلامی نشان می دهد که علی رغم وجود دیدگاه های مختلف، هر یک از این آثار به نحوی بر برخی از معیارهای علم شناسی منطبق بوده و بنیان ، موضوع، غایت، نظام دانایی، نظام گرایشی و روش شناسی واحدی بر این آثار حاکم است. وجود چنین ویژگی هایی در مطالعات آینده پژوهی اسلامی، تصویری نسبتاً منسجم از یک حوزه دانشی را در مرحله پیشادانش نشان می دهد.
Caring Space-Time Travel Through Poetry(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی تیر ۱۴۰۴ شماره ۵۱ (Special issue: Care & Time)
163 - 179
حوزههای تخصصی:
Poetry ferments space-time travel. Engaging with poetry can disrupt the drumbeat of neoliberal temporal demands by providing a mindful opportunity for intimate connections with people we do not know. Sitting with a poet’s words can represent a pause that takes us out of one time and shifts us to another. A poem may connect the reader with people who have passed from this earth, suggesting that caring moral imagination is not circumscribed to the living. This article explores selections from Janice N. Harrington’s collection, The Hands of Strangers: Poems from the Nursing Home. Harrington’s poems delve into the physical intimacy of care workers and the cared-for, which is otherwise reserved for our society's private sphere of family settings, thereby extending the concept of poetry of witness to a small, intimate, albeit institutionalized setting that, at its core, exists to provide care to others. Specific poems are interrogated for their implications for the reader’s experience of space-time travel, including strengthening the skills of the caring imagination beyond the experience of the words. Poetry allows the reader to travel back to a witnessed event, engaging with shifts in time and space within the parameters of the poem while helping us develop our imaginative skills to continue witnessing experiences and enhance our ability to care in the present and future. The caring imagination required to engage with the poetry of witness is not a static capacity. Instead, through poetry, our imaginative skills can be further cultivated to help us empathetically space-time travel.