ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۴٬۹۴۹ مورد.
۴۱.

نسبت «خود» با ویژگی استعاری: بسط هستی شناختی نظریه استعاره ریکور در پیوند با تفکر هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی شناسی استعاره خود فهم زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
هدف این مقاله بررسی دامنه و جایگاه نظریه استعاره ریکور ازجهتِ هستی شناختی است. ریکور امکان این بحث را به نحوی نوآورانه یادآوری کرده است اما در آثار خود چندان به آن نمی پردازد. برخی از متفکران این دیدگاه و امکان آن را مورد توجه و مطالعه قرار داده اند. ما در پژوهش حاضر می خواهیم نظریه استعاره ریکور را در نسبت با ساختار هستی شناختی «خود» یا دازاین تحلیل کنیم. به این منظور، با تمرکز بر مفهوم و ساختار  وجودی «خود»، میان رویکرد معناشناسانه ریکور و تفکر هستی شناسانه هیدگر نسبت و پیوند برقرار می کنیم. نشان خواهیم داد که چگونه «خود»، ازجهتِ ساختار هستی شناختی، ماهیتی با ویژگی استعاری دارد. برای مدلل کردن این ایده، نشان خواهیم داد که فهم و زمان، که از مفاهیم مشترک در تفکرات دو فیلسوف هستند، به عنوانِ وجهِ وجودیِ ساختارِ «خود»، از ویژگی استعاری برخوردارند. به این ترتیب، از سویی مبنایی هستی شناختی برای امکان ایجاد استعاره ها به دست می دهیم و از سوی دیگر وجه خلاق و تأویل پذیر ساختار استعاری خود را روشن می کنیم. این پژوهش ما را قادر می سازد که میان رویکردهای معرفت شناسی و هستی شناسی، از منظری تازه، پیوند برقرار کنیم.
۴۲.

بررسی انتقادی معیارهای گراهام آپی برای استدلال موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه دین گراهام آپی استدلال موفق استدلال وجود خدا متافیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به نقد و بررسی معیارهای گراهام آپی، یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین معاصر، برای ارزیابی «استدلال موفق» در فلسفه دین می پردازد. آپی، فیلسوف معاصر، چارچوبی روش شناختی برای تمایز استدلال قانع کننده از استدلال ناموفق ارائه می دهد که، در آن، سقف توجیه پذیری استدلال را تا حد متقاعدسازی همه افراد معقول بالا می برد. این رویکرد سخت گیرانه، که از تلفیق خاص معیارهایی چون پذیرش پیش فرض ها، قدرت تبیینی و مقاومت دربرابرِ نقد حاصل می شود، محور تحلیل انتقادی این پژوهش است. در این مقاله استدلال می شود که اگرچه چارچوب آپی در نظم بخشیدن به بحث های فلسفی و ارتقای دقت در استدلال ورزی مفید است اما معیارهای او ممکن است بیش از حد سخت گیرانه باشند و عملاً استدلال های متافیزیکی را در معرض خطر ابطال قرار دهند. همچنین، این رویکرد، به جایِ اثبات نهایی، بیشتر به توجیه باور می انجامد و، در برخی موارد، از ماهیت پیچیده و شهودی استدلال های الهیاتی غفلت می کند. درنهایت، با ارائه یک ارزیابی جامع، این مقاله نشان می دهد که معیارهای آپی می توانند به عنوانِ یک ابزار تحلیلی ارزشمند مورد استفاده قرار گیرند اما نمی توانند به تنهایی سرنوشت تمام استدلال های فلسفه دین را تعیین کنند و نیاز به بازنگری و تعدیل دارند.
۴۳.

The Neglect and Restoration of the Heart(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Heart Western philosophy affective states Stoicism Objective Values

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
The heart is the moral and affective center of the person, and plays a crucial role in spirituality. I examine the work of Dietrich von Hildebrand on the heart, in particular his call to restore the heart after its millennia-long neglect by Western philosophy. Von Hildebrand accounts for the neglect of the heart in terms of a Stoicism that views it as non-intentional, i.e. as disclosing nothing about reality. Instead of responding to objective values, the heart delivers an internal turbulence that distracts from the intellectual task of cognizing what is truly good. Stoicism reduces affective states to a preliminary sensation (propatheia) and a propositional belief that the intellect must evaluate. There is no disclosive capacity intrinsic to affective states that is untranslatable to intellectual propositions. Stoics stress conformity to an objective teleology of the person rather than feeling, through the cultivation of logic. The Epicurean embraces the opposite extreme, giving internal sensations of pleasure and pain pre-eminence over logic. Feeling pleasure supersedes any conformity to an objective standard. The binary of Stoicism and Epicureanism is a lens to understand the neglect of the heart, and to restore the heart. The heart both generates internal sensations, but also provides an evaluative disclosure of reality that is not translatable to intellectual propositions, and so the heart can unite both the objective and subjective domains emphasized by Stoicism and Epicureanism.  
۴۴.

گستره اخلاق نزد لویناس: از عشق تا اجتماع بشری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اخلاق دیگری لویناس جامعه عدالت سیاست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
موضوع این مقاله، پژوهشی در گستره اخلاق از منظر لویناس است. مسئله اصلی فلسفه لویناس «اخلاق» است. تا آنجا که می توان او را فیلسوف اخلاق خواند. البته اخلاق مورد نظر لویناس متفاوت از اخلاق مصطلح است. لویناس با گذر از خودآیینی کانتی، اخلاق را دیگرآئین می داند و بر مسئولیت نامتناهی نامتقارن در برابر «دیگری» تاکید می کند. از برخی عبارات لویناس ممکن است چنین به نظر برسد که اخلاق منحصر در رابطه ای عاشقانه با «دیگری» است. اما او با مطرح شدن «شخص سوم» در فلسفه او، رابطه اخلاقی به ساحت جامعه و سیاست تسری می یابد. ورود شخص سوم با زایش مسئولیتی جدید مصادف است و سوژه را به مقایسه وظایف و مسئولیت ها وادار می کند که پیامد آن، عدالت است. این امر گستره اخلاق را از جامعه بسته عاشقانه دونفره خارج نموده و اخلاق را به جامعه متکثر بشری و سیاست تسری می دهد. واژگان کلیدی: اخلاق، دیگری، لویناس، جامعه، عدالت، سیاست
۴۵.

بررسی انتقادی دیدگاه دکتر داوری اردکانی در باب علم دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم دینی جامعه دینی تاریخ علم تجدد داوری اردکانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
در سال های اخیر، یکی از مسائل پرمناقشه پیرامون امکان علم دینی را استاد داوری اردکانی مطرح کرده اند. نویسندگان در این پژوهش، امکان علم دینی از نظرگاه ایشان را نقد و ارزیابی می نماید. بررسی این مسئله به روش تحقیق توصیفی تحلیلی است، یافته های تحقیق نشان می دهد که: از نظر داوری کار فلسفه جستجوی شرایط امکان و ظهور اشیاء است. از آنجا که تاریخ، امکان ظهور اشیاء را به ما می نمایاند، علم را نیز باید در بستر تاریخی رصد نمود. علم بر اساس اراده های تاریخی شکل می گیرد، نه اراده های شخصی؛ پس به جای بحث درباره کیفیت علم دینی باید تمام توجه را معطوف به کیفیت شکل گیری عالَمِ دینی نمود. با توجه به چنین رویکردی در بحث علم دینی، استاد داوری هم از سویی معتقد به امکان علم دینی اند و هم دیدگاه های شایع در باب علم دینی را انکار می کنند. این درحالیست که نظر ایشان با اشکالاتی مبنایی و بنایی مواجه است.
۴۶.

انگاره «زبان متافیزیکِ» هایدگر و موضع گادامر درباره امکان فراروی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ساخت گشایی متافیزیک غلبه بر متافیزیک زبان متافیزیک فراموشی هستی هرمنوتیک فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
حقانیت و امکان متافیزیک دست کم از زمان کانت به این سو به مسأله ای جدی برای فیلسوفان غربی بدل شده است و بیشتر فیلسوفان به نحو ایجابی یا سلبی ملزم به اتخاذ موضع در مقابل آن شده اند. هایدگر از آن دسته فیلسوفان معاصر است که مواجهه ای انتقادی با سنت متافیزیک به عنوان «تقدیر تاریخیِ» غرب داشته و چه قبل و چه بعد از گشت فکری اش، مدعی «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک و حتی فراروی از «زبان» آن بوده است. گادامر اگرچه در خصوص متافیزیک همان رویکرد افراطی استادش را ندارد، باری موضع خود را در پسِ اظهارنظرهای وی پنهان می کند؛ گاهی با خوانشی خاص با طرح او همراه است و گاهی در مقابل آن جبهه می گیرد. همین امر سبب نوعی ابهام و دوپهلویی در موضع و تفسیرهای گادامر درباره متافیزیک غربی شده است. در هر صورت، گادامر با طرح هایدگر در رابطه با امکان گذار از «زبان» متافیزیک موافق نیست، اگرچه نوعی فراروی را ممکن می داند. ما در این نوشتار با رجوع به اظهارنظرهای متفاوت هایدگر و به ویژه گادامر، به روشی توصیفی-تحلیلی می کوشیم نخست تلقی هایدگر از طرح «ساخت گشایی» تاریخ متافیزیک را ارائه دهیم و سپس موضع و تفسیرهای گادامر در خصوص امکان فراروی از «زبان» متافیزیک را با تکیه بر آثار مختلف او مشخص کنیم. پرسش محوری ما این است که چرا در موضع گادامر نوعی ابهام و دوپهلویی در رابطه با متافیزیک دیده می شود و چگونه می توان با تکیه بر مبانی هرمنوتیک فلسفی او این دوپهلویی را تبیین کرد.  
۴۷.

سخن سردبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شناخت فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از مزایای تبدیل شدن مجله شناخت به فصلنامه و افزایش شماره های آن در هر سال این است که به ما این امکان را می دهد که برخی از شماره های مجله را به ویژه نامه هایی در موضوعات فلسفی روز اختصاص دهیم. ویژه نامه ای که پیشِ رو دارید به یکی از مباحث مهم فلسفی معاصر پرداخته است: فرافلسفه. فرافلسفه یا همان «فلسفهٔ فلسفه» خودِ فلسفه را موضوعِ پژوهش قرار می دهد و به روش ها، اهداف و جایگاه آن در میان علوم انسانی می اندیشد. در روزگار ما، پرسش های تازه ای در حوزه های معرفت شناسی، اخلاق، فلسفهٔ علم، فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ ذهن پدید آمده است؛ پرسش هایی که فلسفه را با چالش های جدید روبه رو ساخته و ضرورت بازاندیشی در خودِ فلسفه را پررنگ تر کرده اند. این ویژه نامه دربرگیرندهٔ هفت مقالهٔ پژوهشی است که هر یک از منظری خاص به این موضوع پرداخته اند: مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی با نقد دو روش مرکزی فلسفهٔ تحلیلی-یعنی روش تحلیل زبانی و روش آزمایش فکری-مهندسی مفهومی را به عنوان رویکردی تازه معرفی و افق های جدیدی برای آن ترسیم می کند. طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان رویکردهای طبیعی گرایانه به متافیزیک زمان را نقد کرده و از استقلال متافیزیک در برابر علوم طبیعی دفاع می کند. فرافلسفه و تولید فضا با الهام از اندیشهٔ لوفور، نسبت میان سیاست فضا، شهر مدرن و زندگی روزمرهٔ شهری را بازاندیشی می کند. تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم رورتی نشان می دهد که رورتی چگونه با بازخوانی فلسفهٔ کلاسیک، بر اولویت امر سیاسی و نقش زبان و همبستگی اجتماعی در بازتعریف کارکرد فلسفه تأکید می کند. برنهادِ تاریخیتِ فلسفه به دسته بندی و ارزیابی تقریرهای مختلف این دیدگاه می پردازد و لوازم معرفت شناختی آن را بررسی می کند. نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر به بررسی مفهوم ساختار در تبیین سایدر از واقع گرایی متافیزیکی می پردازد و مشکلات و ابهام های آن را نشان می دهد. طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر اندیشهٔ هایدگر را در پرتو الگوهای فرافلسفی مورد توجه قرار داده و نقش او را در شکل گیری شکاف قاره ای–تحلیلی و امکان گفت وگوی دوباره میان این دو سنت بررسی می کند. این تنوع موضوعی نشان می دهد که فرافلسفه، علاوه بر بعد نظری، کارکردی مؤثر برای فهم بهتر جریان های فلسفی تحلیلی و قاره ای و نیز جهت دهی به پژوهش های آینده دارد. امیدوارم این ویژه نامه زمینه ای برای گفت وگوی عمیق تر میان پژوهشگران، به ویژه نسل جوان علاقمند به فلسفه، فراهم آورد. همچنین از همهٔ صاحب نظران دعوت می کنم با نقدها و پیشنهادهای خود ما را در ارتقای علمی و محتوایی مجله یاری دهند. در پایان، از نویسندگان گرامی این شماره، داوران ارجمند و همکاران سخت کوش در هیئت تحریریه صمیمانه سپاسگزاری می کنم. امیدوارم مطالعهٔ این ویژه نامه برای خوانندگان فرهیخته سودمند و الهام بخش باشد.  اصغر واعظی سردبیر مجله علمی شناخت
۴۸.

همدلی، اخلاق مراقبت، تصمیم گیری اخلاقی، عوامل روان شناختی

کلیدواژه‌ها: همدلی اخلاق مراقبت تصمیم گیری اخلاقی عوامل روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
اخلاق مراقبت، به عنوان رویکردی مبتنی بر روابط انسانی و مسئولیت های اخلاقی، نقش کلیدی در تصمیم گیری های اخلاقی ایفا می کند. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر این نوع تصمیم گیری، همدلی است که به فرد امکان می دهد تا نیازها، احساسات و دیدگاه های دیگران را درک کرده و بر اساس آن ها اقدام کند. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، تأثیر عوامل روان شناختی به ویژه همدلی، بر تصمیم گیری های اخلاقی در چارچوب اخلاق مراقبت را بررسی می کند. مطالعه حاضر با بهره گیری از رویکردهای نظری در روان شناسی و فلسفه اخلاق، به تحلیل مکانیسم های شناختی و عاطفی همدلی می پردازد و نشان می دهد که همدلی چگونه می تواند موجب افزایش حساسیت اخلاقی، کاهش رفتارهای خودمحورانه و ارتقای انتخاب های اخلاقی مبتنی بر مراقبت شود. همچنین، به چالش های احتمالی ناشی از همدلی افراطی یا جهت دار اشاره شده و نقش عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی در تعدیل اثرات همدلی بر تصمیم گیری های اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اهمیت پرورش همدلی در آموزش اخلاقی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که راهبردهای مؤثری برای تقویت همدلی متعادل و آگاهانه در فرآیند تصمیم گیری اخلاقی اتخاذ شود. این یافته ها می توانند در حوزه های مختلفی همچون روان شناسی اخلاق، آموزش و سیاست گذاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
۴۹.

بررسی چالش های عینیت ذات و صفات الهی از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ذات الهی صفات الهی عینیت زیادت بساطت اقسام حمل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
مسئله چگونگی ارتباط ذات و صفات الهی همواره در تاریخ فکر بشری و اسلامی محل نزاع و مورد بحث و مناقشه بوده و دیدگاه های متنوعی درباره آن شکل گرفته است. دیدگاهی که به صورت عام به فیلسوفان، عارفان، متکلمان امامیه و معتزله نسبت داده شده است عدم زیادت صفات بر ذات الهی است. دیدگاه منتسب به اشاعره زیادت صفات الهی بر ذات اوست. اشکالات عینیت ذات الهی با صفات عمدتاً از ناحیه اشاعره بیان شده است و با پاسخ متفکران اسلامی روبرو شده است. حکمت متعالیه مدعی است که سایر نحله های فکری قادر بر پاسخ به این اشکالات نیستند. متألهان حکمت متعالیه با اتخاذ مبنای تشکیک در وجود، تبیین انواع حمل و ارائه معیارهای مختلف در چگونگی انتزاع و تحقق مفاهیم به پاسخ از اشکالات پرداخته و تلاشی موفق در این مسیر داشته اند. روش ما در این مقاله، تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل عقلی یافته های پژوهش است.
۵۰.

بررسی تطبیقی اتحاد نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس بدن حدوث جوهریت عرضیت اتحاد ابن سینا ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مسائل پیچیده فلسفی، شناخت حقیقت انسان و به ویژه رابطه نفس با بدن است. اتحاد نفس و بدن از جمله مسائلی است که به دلیل تجرد نفس و مادی بودن بدن، نظر بسیاری از فلاسفه به ویژه فیلسوفان اسلامی را به خود جلب کرده است. موضوع این مقاله تحلیل آرای ابن سینا و ملاصدرا درباره اتحاد نفس و بدن است. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی - تحلیلی است. هر دو فیلسوف ایده قدیم بودن نفس، که از افلاطون به یادگار مانده است، را رد می کنند. ابن سینا نفس را در مقام ذات و در مرتبه فعل از زمانی که به بدن ملحق شده است، مجرد می داند، اما ملاصدرا نفس را در مقام ذات مجرد، ولی در مرتبه پیدایش، قائل به حدوث جسمانی آن است. در این مقاله نشان داده ایم که سخنان ابن سینا دارای قوت بیشتری است. زیرا اشکال تبدّل ماهیت، که برخی از محققان در فلسفه اسلامی به نظریه ملاصدرا گرفته اند، بر نظریه ابن سینا، که نفس را در پیدایش و پس از آن مجرد می داند، وارد نمی شود. ضمن اینکه رابطه نفس و بدن از نظر ابن سینا عرضی است، زیرا او نفس را مدبر بدن می داند، ولی ملاصدرا رابطه نفس و بدن را ذاتی و اتحادی می داند.
۵۱.

تعامل عقل عملی و عقل نظری در فرآیند کمال وجودی انسان بر اساس فلسفۀ امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقل نظری و عقل عملی قوس نزول و صعود کمال وجودی امام خمینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
این پژوهش با روش تحلیلی-استنباطی به بررسی تعامل عقل نظری و عقل عملی در فرآیند کمال وجودی انسان از منظر فلسفه امام خمینی می پردازد. نگارنده با تحلیل دو الگوی طولی و عرضی در نسبت این دو قوه، نشان می دهد که الگوی عرضی، که بر همکاری هم زمان هردو عقل تأکید دارد، با نظام فکری امام خمینی سازگاری بیشتری دارد. در این الگو، با وجود تقدم وجودی عقل عملی، هر دو قوه در تحقق معرفت و فعلیت یافتن آن در ساحت عمل، نقش مکمل و دوسویه دارند. مقاله در ادامه با تبیین پیوند این تعامل با قوس نزول و صعود اسماء الهی، بر نقش عقل عملی به عنوان راهبر سلوک وجودی انسان و مظهر تحقق اسماء اشاره می کند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که تحقق کمال انسان، تنها در پرتو تعامل هماهنگ عقلِ ناظر به نظر و عقلِ ناظر به عمل در هر دو قوس ممکن می گردد؛ تعاملی که در نهایت به مقام «فناء فی الله» می انجامد و انسان را به مظهر جامع اسماء الهی بدل می سازد.
۵۲.

بررسی انتقادی بداهت اصل علیت از منظر فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه اسلامی ابن سینا بداهت اصل علیت اصل ترجّح بلا مرجّح

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
اصل علیت، اصلی محوری در متافیزیک است که مورد پذیرش اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است. با این حال، بحث و گفتگو در باب حدود و ثغور این اصل و یا نحوه تبیین یا تثبیت آن همواره محل بحث فیلسوفان بوده است. یکی از مسائل مهم در این رابطه، بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت است که در فلسفه اسلامی نیز به اجمال و در لابلای مباحث فیلسوفان مسلمان مطرح شده است. ذکر این نکته لازم است که این بحث به طور جدی با تلقی و نحوه تبیین هر فیلسوفی از این اصل گره خورده است. با این همه، قول به بداهت این اصل و در نتیجه نیازمندی آن به تبیین و تنبیه، و یا عدم بداهت آن و به طور طبیعی احتیاجش به اثبات، مسأله ای نبوده است که به تفصیل و معنون به عنوانی مستقل مورد بحث و بررسی ایشان قرار گرفته باشد. این مقاله، که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اسنادی سامان یافته، می کوشد با تمرکز بر فلسفه اسلامی بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت را از دیدگاه فلسفه اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی در نهایت نشان خواهد داد که برخلاف تصور مشهور، بداهت و برهان ناپذیری این اصل قابل مناقشه است.
۵۳.

مبانی معرفت شناختی نظریه پردازی اسلامی هنر بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبانی معرفت شناختی نظریه هنر نظریه اسلامی حکمت متعالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۵
از مهم ترین مبانی نظریات هنر، مبانی معرفت شناختی است که موجب تفاوت این نظریات می شود. توجه به این مبانی به درک عمیق تر از ماهیت هنر، کارکردهای آن و رابطه آن با حقیقت، زیبایی و تجربه انسانی در هنر منجر می شود. یکی از عمیق ترین و جامع ترین نظام های فلسفی که می تواند چارچوبی برای تحلیل هنر ارائه دهد، حکمت متعالیه است. این نوشتار کوشیده است تا به روش «تحلیلی توصیفی» و با استناد به مطالعات کتابخانه ای، مبانی معرفت شناختی دخیل در نظریه پردازی اسلامی هنر را بررسی کند. بر اساس حکمت متعالیه، قوای نفسانی متعددی (مانند حس، خیال، وهم و عقل) در ادراک و خلق اثر هنری دخیل هستند که قوه «خیال متصل» بیشترین نقش را در این زمینه ایفا می کند و عنصر اصلی در خلاقیت هنری به شمار می آید. خیال با شهود صور از عالم مثال، زمینه خلق اثر هنری را فراهم می کند. از دیگر سو، نبود نسبیت معرفت شناختی در این دیدگاه، راه را برای ارزش گذاری و تعیین معیار مشخص هنری هموار می سازد. حکمت متعالیه هنر را هم واقع نما دانسته و هم بازنمایى، بیان گرایی، احساس گرایی، نمادگرایی، ابداع و صورت گرایى را در جهت رشد انسانی با یکدیگر آمیخته و همه آنها را در نظامی منسجم با نام «نظریه مرآتی هنر» ارائه داده است.
۵۴.

اعتبار بخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فعالیت های خلاقانه درس ریاضی اعتبار بخشی الگو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۰
پژوهش حاضربا هدف اعتباربخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری آن کلیه دبیران متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی سه منطقه آموزش و پرورش (شمال،مرکز و جنوب) انتخاب شدنداز 218 نفر دبیر شاغل 202 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند که به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی صوری محتوای پرسشنامه(CVI) ، روایی سازه و پایایی آن مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر به روش حداقل مربعات جزئی و به کارگیری نرم افزارSmartpls-3 تجزیه و تحلیل شدند. مقدار شاخص نیکویی برازش مدل معادل 62/0 بود که نشان از برازش کلی و قویی برای مدل است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که الگوی مورد بررسی از اعتبار قایل قبولی برخوردار است به طوری که5 عامل شناسایی شده فراگیر(ویزگی شخصیتی،توانمندی شناختی،انگیزه) ، محیط اجرا(فضای آموزشی،مشارکت)، برنامه درسی و آموزش(اهداف،محتوا،مواد و منابع)، معلم (ویژگی شخصیتی،تخصص وتوانایی حرفه ای،روش تدریس)و خانواده(جو عاطفی،نگرش و سبک زندگی) نقش برجسته ای در فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دارند.
۵۵.

چشم اندازگرایی در فلسفۀ نیچه؛ تاملی بر حقیقت و نظریه های صدق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چشم اندازگرایی حقیقت تفسیر معرفت شناسی نسبی گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۷
«چشم اندازگرایی» در فلسفه نیچه، به عنوان رویکردی ضدبنیادگرایانه، «حقیقت» را نه به مثابه امری مطلق، بلکه برساخته ای وابسته به تفسیرهای متنوع انسانی در نظر می گیرد. نیچه استدلال می کند که شناخت و حقیقت همواره در بستر چشم اندازهای متکثر شکل می گیرند و هیچ معیار مستقل و جهان شمولی برای صدق وجود ندارد. این مقاله، ابتدا به بررسی اهمیت چشم اندازگرایی نیچه پرداخته و آن را در تقابل با نظریه های سنتی صدق، همچون نظریه های مطابقت، انسجام و عمل گرایی، تحلیل می کند. سپس، رابطه این دیدگاه با مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه مورد بررسی قرار می گیرد و پیامدهای آن برای معرفت شناسی و نظریه صدق واکاوی می شود. در پایان، ضمن بررسی چالش های ناشی از این نظریه، از جمله «نسبی گرایی» و «پارادوکس» چشم اندازگرایی، تلاش می شود نشان داده شود که نیچه چگونه با پذیرش تنوع تفاسیر، به امکان مقایسه و نقد چشم اندازها باور دارد. این مطالعه حاضر نشان می دهد که چشم اندازگرایی در اندیشه نیچه، نه به معنای انکار حقیقت، بلکه تأکیدی بر نقش سازنده تفاسیر گوناگون در تکوین دانش بشری است.
۵۶.

نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر دکارت اونتیکی اونتولوژیکی دازاین اگزیستانسیال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشه تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژه اندیشه (جهان خارج) تقسیم می کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست وجو می نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می کند. هایدگر این فکر ریشه ای در فلسفه دکارت را مورد نقادی قرار می دهد و آن را به معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می داند، امری که به بحران هایی در فهم حقیقت وجود، واقعیت و تجربه انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می کند. وی معتقد است که تنها ازاین طریق می توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمده اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفه دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته ایم. این نقدها به عنوانِ پیش نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق تر از وجود و هستی محسوب می شود.
۵۷.

The Vichian Sensuns Communis As The Conservation And Surpassing Of Medieval Anthropologies(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Vico Hobbes Aquinas sensus communis dialogical comunication

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۰
This article examines E. Sergio’s studies on the concept of sensus communis as developed by Giambattista Vico, highlighting its historical and philosophical significance. The analysis positions Vico as a pivotal figure bridging medieval and modern thought: he inherits the intellectual legacy of the past while reinterpreting its core elements through a distinctly modern sensibility. Within this framework, sensus communis emerges as a key concept for understanding human social action—a perspective that, drawing from Aristotle and Thomas Aquinas (whose approaches modernity often rejects), finds its fullest expression in Vico’s system. By privileging language as a primary mode of communication, Vico is shown to transcend the Hobbesian conception of human nature specifically through the lens of sensus communis.
۵۸.

تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعه ابن سینا: بررسی متون و سیاق آن

کلیدواژه‌ها: ابن سینا ذات وجود مابعدالطبیعه تمایز شیء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه اش با عنوان «ابن سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه های اصلی فلسفی) در آثار ابن سینا، بر اساس روش شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعه ابن سینا (و حتی به روان شناسی و معرفت شناسی او) و به طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه مند هستند، تحقیقات پیشگامانه دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائه چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش های تخصصی تر در آینده هموار کرده و گنجینه ای ارزشمند را برای علاقه مندان به این حوزه گشوده است.  به عنوان نشانه ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم های صاف و یال و دمی بلند)، صرف نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی که مفاهیم «موجود» و «شیء» به طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می شود.
۵۹.

تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس بر اساس نظریه «حرکت در مجردات» استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکامل برزخ تکامل برزخی نفس حرکت مجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
تکامل برزخی نفوس انسانی در رهیافت وحیانی امری مسلّم و قطعی است، ولی از جنبه بحث فلسفی با اشکال مهم «استحاله حرکت در مجردات» مواجه است. حکمای حکمت مشاء با اقامه براهینی از جمله «برهان قوه و فعل» بر اثبات وجود هیولا در اجسام به مثابه جزء جوهری مستقل از صورت و نفی این جزء جوهری در وجود جوهر مجرد به علت بساطت آن، وجود هیولا را مصحح حرکت در جواهر جسمانی و فقدان آن در جواهر مجرد را مانع پذیرش حرکت در آنها می دانند؛ ازاین رو در تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس دچار مشکل شدند و نهایت توجیه فلسفی که در این مسئله ارائه دادند، کلام فارابی است که تکامل نفوس در برزخ را به واسطه تعلق نفس به اجرام سماوی می داند. ملاصدرا برای جمع بین حرکت و تجرد و پاسخ به استحاله «حرکت در مجردات»، به ساحت جسمانی نفس متمسک می شود و وجود قوه و هیولا در ساحت جسمانی نفس را مصحح حرکت جوهر مجرد (نفس) می داند، ولی با مفارقت نفس از ساحت جسمانی با اشکال نیازمندی حرکت به هیولا مواجه می شود که از این نقطه بحث اضطراب ظاهری کلمات ملاصدرا آغاز می گردد و به حسب ظاهر حرکت جوهری نفس در حیات برزخی از منظر وی مصحح حرکت را ندارد و این مسئله پس از وی مورد تحقیق اندیشمندان قرار گرفت، ولی به درستی راه حلی ارائه نشد؛ اما استاد فیاضی با ابطال براهین مثبت هیولا و جواز حرکت در مجردات، به تبیین فلسفی تکامل برزخی پرداخته است. در این مقاله با روش توصیفی انتقادی پس از طرح اجمالی اندیشه های مشاء و حکمت متعالیه درباره تکامل برزخی نفس، اندیشه های استاد فیاضی را به تفصیل ارزیابی و پذیرفته است.
۶۰.

نگاهی هستی شناسانه به «اصل عدم قطعیت» بر اساس حرکت جوهری صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: نظریه ی کوانتوم اصل عدم قطعیت غیرجایگزیدگی حکمت صدرایی حرکت جوهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۸
چکیده: نظریه ی کوانتوم یکی از مهم ترین نظریات مطرح شده در فیزیک مدرن طی یک قرن گذشته بوده که به لحاظ تأییدات و پیش بینی های تجربی به خصوص در دنیای میکروسکوپی بسیار موفق عمل کرده است؛ اما در کنار این موفقیت ها به شدت با چالش های فلسفی ناشی از اصول و پیش فرض های خود درگیر بوده است. از جمله مهم ترین این اصول، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است که تا کنون پژوهش ها و نظریه پردازی های بسیاری راجع به تفسیرهای مختلف از آن و یا مبانی فلسفی مربوط به آن اختصاص یافته اند. نوشتار حاضر، پس از بیان کوتاهی پیرامون تفسیرهای متفاوت از اصل عدم قطعیت، به دنبال توضیحی هستی شناسانه از این اصل مبتنی بر حرکت جوهری در فلسفه ی صدرایی می باشد. به نظر می رسد ویژگی غیرجایگزیدگی اشیاء کوانتومی می تواند حلقه ی واصل بین عدم قطعیت کوانتومی در سطح رویین اجسام طبیعی، و تغییر ذاتی ناشی از این حرکت در سطح بنیادین آنها باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان