آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۵

چکیده

آرخه را عموماً به اصل، سرمنشا و سرآغاز ترجمه می نمایند. این همانی نیز به معنای برابر بودن هر چیزی با خودش است. اصل این همانی، اصلی منطقی است که حاکی از نسبتی همان گویانه است. در تاریخ فلسفه، پارمنیدس به ایجاز به معنایی از این همانی اشاره می نماید که متفاوت، دشوار و حتی غریب به نظر می رسد. معنایی که نه عبارت از برابر بودن هر چیزی با خودش و گویای نسبت تساوی، بلکه نوعی خاصیت و ویژگی است که حتی وجود نیز بدان تعلق دارد. هایدگر در درس گفتار Identität und Differenz بیان می دارد که از نظر پارمنیدس ظاهراً این همانی خصیصه ای است که وجود را تعین می بخشد. از نظر هایدگر امری که با استیلای تفکر متافیزیکی، که البته خود محصول غفلت از تلقی پارمنیدس است، به فراموشی سپرده شد و به تدریج، این همانی تبدیل به آرخه (صورت اصلی منطقی) این همانی و به مثابه ی خصیصه ای از آنِ وجود در نظر گرفته شد. با مطمح نظر قرار دادن درس گفتار هایدگر در باب این همانی و تمایز و همچنین با بررسی آرای تالس و پارمنیدس، تلاش می کنیم نشان دهیم که ربط و نسبت آرخه با این همانی چیست.

Research on the Relationship between Arche and Identity based on Heidegger's Opinion

Archē is commonly translated as “the origin” or “the beginning” Identity, on the other hand, means that everything is equal to itself. The principle of identity is a logical rule that establishes a relation of self-sameness. Yet, in the history of philosophy, Parmenides gestures toward a sense of identity that seems different, strange, even difficult. This meaning is not merely that everything equals itself, but rather a distinctive trait to which even existence itself belongs. What if identity were not simply the statement “A is A”? What if, instead of being a dry logical axiom, identity pointed to something deeper, something that shapes the very way we understand reality?

تبلیغات