هدف: پژوهش حاضر در پی ردیابی تأثیر خوانایی گزارشگری مالی بر رابطه میان رفتارهای فرصت طلبانه مدیران شامل بیش اعتمادی و هموارسازی و مدیریت سود در واگرایی عقاید سرمایه گذاران است. روش: در راستای حصول به اهداف پژوهش اطلاعات نمونه ای مرکب از 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که طبق الگوی حذف سیستماتیک انتخاب شده بودند برای یک دوره زمانی 10 ساله بین سال های 1392 الی 1401 گردآوری شد. جهت سنجش واگرایی عقاید سرمایه گذاران از مدل سیلوا و سرکوئرا (2021) استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها حاکی از آن است که هموار سازی سود، مدیریت سود و بیش اعتمادی مدیران، واگرایی عقاید سرمایه گذاران در بازار را افزایش می دهند. ضمن اینکه خوانایی گزارشگری مالی بر این روابط تأثیرگذار است. نتیجه گیری: با ارتقای خوانایی گزارش های مالی در نتیجه می توان گفت مدیریت سود تصنعی به صورت لازم و ملزوم این امر کاهش یافته و واگرایی عقاید کاهش خواهد یافت و همچنین با ارائه صورت های مالی با پیچیدگی کمتر مدیران مجبور به افشای کلیه نظرات خود بوده و بدین طریق شفافیت اطلاعات ارسالی به بازار افزایش خواهد یافت و در واقع با افزایش سطح کیفی اطلاعات خوانایی گزارشگری مالی می تواند بر پل ارتباطی میان مدیریت سود، هموارسازی سود و بیش اعتمادی مدیران با واگرایی عقاید سرمایه گذاران تأثیرگذار باشد.
هدف: تحقیق حاضر به منظور بررسی کاربرد مدیریت دانش سازمانی 2.0 (EKM2.0) مبتنی بر تحلیل شکاف مدیریتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران بر اساس دیدگاه مدیران صورت گرفته است. روش: تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی با رویکرد تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را مدیران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران (44 نفر) تشکیل می دهند. داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه 31 سوالی محقق ساخته گردآوری شد و فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون تی تست تک نمونه ای مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: یافته ها بیانگر وجود تاثیر کاربرد مدیریت دانش سازمانی 2.0 مبتنی بر تحلیل شکاف مدیریتی در کتابخانه های مورد مطالعه بود. بنابراین، فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفت. همچنین یافته ها نشان داد که وضعیت شکاف های مورد بررسی در تمامی موارد متوسط و رو به ضعیف ارزیابی شدند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بکارگیری مدیریت دانش سازمانی 2.0 در از بین بردن شکاف مدیریتی در کتابخانه ها بویژه کتابخانه های دانشگاهی می تواند تاثیر گذار باشد. بنابراین، لازم است مدیران کتابخانه ها در این زمینه نقش بارزتری داشته باشند. همچنین نتابج پژوهش نشان داد برای کسب موفقیت بیشتر باید به مولفه های فناوری اطلاعات توجه بیشتری کرد.
از عناصر اصلی و تأثیرگذار در داستان و رمان، شخصیت و شخصیت پردازی است. بدون وجود این مهّم، داستانی شکل نمی گیرد. در واقع شخصیت و شخصیت پردازی، پیکره اصلی هر داستانی را تشکیل می دهد؛ بدین صورت که نویسنده داستان با خلاّقیت، مهارت، طرح منسجم و دمیدن اعمال و رفتار مورد نظر در شخصیت ها، به خلق و آفرینش شخصیت های ماندگار دست می یابد. رمان «پیامبر بی معجزه» اثر محمّدعلی رکنی، رمانی است که شخصیت اصلی در آن، پس از طی طریق و سیری آفاقی و انفسی و در نهایت رسیدن به دریافتی نو، به میان مردم بازمی گردد؛ سلوکی که در کنج حجره ها میسّر نمی شود و لازمه آن، بریدن از همه منیّات است. پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی- توصیفی در پی آن است که شخصیت پردازی در این رمان را بررسی کند. «پیامبر بی معجزه»، داستان سفرِ تبلیغی یک روحانی به اتّفاق همسرش را به منطقه ای دورافتاده روایت می کند که زن و شوهر داستان در میانه راه، گرفتار اشرار می شوند و این گرفتاری، خود شروع ماجرایی پرافت وخیز است. نتایج نشان می دهد که این رمان، یکی از رمان های شخصیت است؛ زیرا داستان آن، حول محور شخصیت اصلی می چرخد. همچنین اغلب شخصیت های اصلی آن نیز شخصیتی پویا دارند که در پایان ماجرا، هر کدام به نوعی دچار تغییر و تحوّلی درونی می گردند.
سرمایه انسانی بهره ور، یکی از مهم ترین ویژگی های سازمان های موفق امروزی است. از آنجا که نهاده ای آموزشی به خصوص دانشگاه ها زمینه ساز رشد و بلوغ سرمایه انسانی هستند، لذا داشتن کارمندان بهره ور در بدنه اجرایی و آموزشی این نهادها بسیار مهم است. شناسایی عواملی که باعث کاهش اثربخشی و کارایی سرمایه انسانی می شوند، در قالب آسیب شناسی بهره وری سرمایه انسانی مطرح است. برای انجام این پژوهش علاوه بر مطالعه اسنادی، از روش تحلیل مضمون با نرم افزار MAXQDA2020، برای شناسایی عوامل و مؤلفه ها استفاده شد. جامعه آماری در این پژوهش خبرگان در حوزه منابع انسانی و بدنه اجرایی دانشگاه بودند که بعد از انجام 13 مصاحبه، اشباع نظری صورت گرفت. با توجه به مصاحبه های نیمه ساختاریافته، 236 شناسه باز و 30 شناسه فرعی و 10 شناسه اصلی در ارتباط با موضوع استخراج گردید و نسبت به هریک از عوامل تحلیل لازم صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که دانشگاه پیام نور با آسیب های جدی در زمینه ساختار و فرهنگ، گزینش و استخدام، انتصابات و ارتقای شغلی، سیستم پرداخت حقوق و دستمزد، دانش و مهارت، ارزشیابی عملکرد، شفافیت نقش، حمایت سازمانی، مشوق های انگیزشی و تصمیمات و خط مشی گذاری مدیران در ارتباط با نیروی انسانی مواجه است. همچنین به هم پیوسته بودن آسیب های ذکر شده، نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ آن ها در کاهش بهره وری است.
هدف مطالعه حاضر طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای دانشجویان مهندسی، در مقام مهندسان بشردوست، است. پژوهش با رویکرد فراترکیب به بررسی جامع موضوع پرداخته و از مدل شش مرحله ای فینفگلد کانت (2018) بهره گرفته است. داده ها را با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تحلیل کرده ایم. در مرحله ترکیب یافته ها، 71 کد باز استخراج شد که قابلیت های جهان وطنی، ارزش های اخلاقی دانشجویان، مهارت های تفکر سطح بالا و مهارت های پایه دانشجویان مهندسی را به عنوان پیشایندها؛ طراحی الگوی برنامه درسی در قالب بین المللی کردن برنامه های درسی، طراحی محتوای مبتنی بر رویکرد علمی انسانی، آموزش مهارت های تخصصی و آموزش اخلاق مهندسی را فرایند و درنهایت مسئولیت پذیری در قبال بشر و محیط زیست را پیامدهای توسعه حرفه ای دانشجویان بیان می کند. این مطالعه هویت حرفه ای مهندسی بشردوستانه را فراتر از ابعاد فنی می داند که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در جامعه است. این رویکرد، با درنظرگرفتن ابعاد اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اخلاقی، به دنبال طراحی و اجرای راه حل هایی است تا هم زمان به بهبود کیفیت زندگی، ایجاد برابری و توسعه پایدار جوامع، به ویژه در جوامع محروم، کمک کند.
شاهنامه شاملو، نسخه ای نویافته از سده یازدهم هجری است که 44 نگاره بدون امضا در صفحات مختلف، دو سرلوح مذهب در ابتدای کتاب، و دو لچکی در صفحه انجامه دارد. یکی از موضوعات مهم در نگاره های شاهنامه شاملو، حضور پررنگ زنان، در تعدادی از نگاره های این شاهنامه است. با توجه به تکثر نگاره های زنان در این شاهنامه، شش نگاره که در آن زنان نقش پررنگ و متنوعی دارند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش واکاوی جایگاه اجتماعی زنان در نگاره ها و تأثیر آن بر نوع پوشش و تزیینات لباس زنان در شاهنامه شاملو است. از اهداف فرعی این پژوهش، بررسی پوشش، نقوش و زیورآلات زنان در شاهنامه شاملو و معرفی و شناخت بیشتر این شاهنامه است. این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، و روش جمع آوری اطلاعات آن به صورت مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای است. پوشش زنان در شاهنامه شاملو شامل پیراهن یا قمیص (زیرپیراهن و پیراهن رو)، ردا یا قبا و شال کمر است. پارچه های به تصویر درآمده در پوشش زنان، بدون نقش، و در مواردی از نقوش گیاهی و حیوانی همچون گل پنج پر و نقش مرغابی استفاده شده است. نگارگران با توجه به مؤلفه هایی همچون پوشش، نقوش و تزیینات لباس، رنگ ، پیکره های بزرگ و همچنین موقعیت قرارگیری آنها در نگاره، جایگاه اجتماعی زنان را به تصویر درآورده اند. بر این اساس زنان شاهنامه شاملو به چهار دسته زنان فرمانروا، همسران پادشاهان، شاهدختان و همسران پهلوانان، زنان درباری طبقه بالا و زنان درباری طبقه متوسط و فرودست دسته بندی شده اند.
هدف:برای اینکه فارغ التحصیلان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی به جایگاه شغلی شایسته ی آموخته های خود دست یابند و فارغ التحصیلان بیشتری از این رشته، بتوانند فرصت های شغلی تخصصی را تجربه نمایند، بررسی عوامل مرتبط با اشتغال آنان ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مرتبط با اشتغال فارغ التحصیلان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی می باشد. روش شناسی:این مطالعه، پژوهشی کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی- توصیفی و با بکارگیری ابزار پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه آماری آن را کلیه فارغ التحصیلان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه قم که 402 نفر بودند، تشکیل می دهند، از این میان 302 نفر پرسشنامه ها را تکمیل کردند. نتایج:بین سطح تحصیلات افراد با میزان اشتغال عمومی و همچنین شغل های مرتبط با رشته ارتباط وجود دارد. «نبود کار» عمده ترین عامل بیکاری و «نامناسب بودن بازار کار» عمده ترین عامل اشتغال به شغل های غیرمرتبط شناخته شد. 9/61 درصد پاسخ گویان عنوان کرده اند که تاثیر مجموع عوامل دانشگاهی بر رشد کاریابی فارغ التحصیلان، زیاد یا بسیار زیاد بوده است. علاقه شخصی (5/35 درصد) و محیط شغلی مناسب (2/24 درصد) مهم ترین دلیل برای ادامه فعالیت در شغل فعلی شاغلین حوزه های تخصصی رشته می باشد. سابقه کاری هم با تمایل به تغییر شغل، ارتباط دارد. نتیجه گیری: افزایش سطح تحصیلات تخصصی این رشته می تواند احتمال اشتغال افراد را افزایش دهد. به عقیده ی پاسخ گویان، برنامه ریزی برای اجرای عوامل دانشگاهی، وضعیت کاریابی آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد و ثبات شغلی بستگی به رفع مشکلات شغلی (همچون حقوق و مزایای کم)، علاقه شخصی افراد و محیط کاری مناسب دارد.
«ایرانداک» (با نام جدیدش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران) با مأموریت «مدیریت اطلاعات علم و فناوری»، «آموزش همکاری های پژوهشی و اطلاع رسانی» و «پشتیبانی از فعالیت های علم و فناوری ایران» در مهر ۱۳۴۷ پایه گذاری شد. این نهاد امروزه یکی از موفق ترین مراکز پژوهشی و اطلاع رسانی است که توانسته سیاست گذاری های ارزشمندی در راستای توسعه منابع مادی و نیروی انسانی خود به عمل آوَرَد. همچنین در این راستا تلاش دارد همگام با پیشرفت های نوین اطلاع رسانی حرکت کرده و برای ارائه خدمات بهتر، سامانه های متعددی راه اندازی و ارائه کند. اینک با ورود به نیم قرنِ دوم فعالیت این مرکز > لازم است با «فرآوری» و «ایجاد ارزش افزوده» بر منابع و خدمات خود در راستای مأموریت های نامبرده، > اقدام ها و فعالیت های خاصی در راستای هدایت «سیاست گذاری های پژوهشی» مد نظر قرار دهد. در همین راستا، مقاله حاضر پیشنهاد می دهد که مسئولان پژوهشگاه فعالیت های بازنگری در رابط کاربری سامانه ها و در نظر گرفتن امکاناتِ گرفتن خروجی برای فعالیت های پژوهشی، سازماندهی طرح های پژوهشی، سازماندهی پایان نامه های دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی، فراهم سازی خدمات علم سنجی، راه اندازی سامانه پرسشنامه ها و چک لیست ها، جدا کردن منابع انتهای پایان نامه ها و ارائه مستقل آن ها همراه با برقراری پیوند بین منابع و متن آثار، راه اندازی نظام موضوع های پیشنهادی، تقویت منابع «ایرانداک» از طریق فراخوان مردمی و برگزاری جشنواره «پژوهش در پژوهش » را مد نظر قرار دهند. می توان انتظار داشت که انجام این فعالیت ها بتواند «ایرانداک» را در کنار مراکزی مانند SCOPUS قرار دهد که پژوهشگران علم سنجی داده های مورد نیاز خود را از این مرکز اخذ کنند.
هدف : تغییرات آموزشی در دانشگاه ها از اصول بنیادین ارتقاء کیفیت یادگیری و پیشرفت حرفه ای اعضای هیأت علمی به شمار می آید.از این رو هدف این پژوهش، تحلیل تجربیات اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز و ارزیابی نظرات آنان نسبت به این تغییرات می باشد. ر وش شناسی: این پژوهش با طرح ترکیبی مدل موازی همزمان انجام شد. بخش کمی، از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز(924 نفر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 162 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش؛ مقیاس واکنش های دریافت کنندگان تغییر بود که پس از محاسبه روایی و پایایی بین گروه نمونه توزیع و داده ها با آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار spss21 تحلیل گردید. روش شناسی پژوهش در بخش کیفی، از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه تعداد 11 نفر به روش نمونه گیری بارز و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. روش گرداوری داده ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎی ﻧﯿﻤﻪﺳﺎﺧﺘﺎرﯾﺎﻓﺘﻪ بود و ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ با رویکرد تحلیل مضمون اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. یافته ها: نتایج بخش کمی نشان داد: 1- نگرش شناختی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز به تغییرات آموزشی از میانگین معیاربالاتر بوده و مثبت است. 2- نگرش عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز به تغییرات آموزشی از میانگین معیار پایین تر بوده و منفی است. بنابراین در بعد عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز رویکرد منفی به تغییرات آموزشی دارند. یافته های بخش کیفی، 19 مضمون پایه و 3 مضمون سازمان دهنده را که نشان دهنده نگرش های شناختی، عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی بود آشکار ساخت. نتیجه گیری و پیشنهادها: یافته ها نشان دادند که اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز نگرش مثبت شناختی، اما نگرش منفی عاطفی و رفتاری نسبت به تغییرات آموزشی دارند. برای بهبود این وضعیت، توصیه می شود انگیزه و درگیری عاطفی اعضای هیأت علمی تقویت، ساختار و فرهنگ سازمانی بهبود و شاخص های ارزیابی عملکرد همسو با تغییرات آموزشی بازنگری شود. نوآوری و اصالت : نوآوری پژوهش در ادغام داده های کیفی و کمی و بررسی یکپارچه ی ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به تغییرات آموزشی است.
توانمندسازی زنان در همه ابعاد از پیش شرط های دستیابی جوامع به توسعه پایدار همه جانبه است. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل در حوزه توانمندسازی حرفه ای زنان با استفاده از توسعه مهارت های اطلاعات و ارتباطات انجام شده است. در این راستا، با رویکرد کیفی و استفاده از روش فراترکیب، مطالعات مرتبط با موضوع شناسایی شد و پس از ارزیابی، تعداد 74 مقاله پژوهشی برای استفاده در پژوهش انتخاب و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. شیوه تحلیل داده ها نیز کدگذاری بود. یافته های پژوهش در سه محور (1) پیشایندها ناظر بر نقش سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی– آموزشی نهادهای بین المللی، دولت ها و خانواده؛ (2) فرآیندها با تأکید بر توسعه قابلیت های فردی زنان، افزایش مشارکت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنان و همچنین تمرکز بر رهبری و مدیریت زنان در عصر دیجیتال و (3) پیامدهای توانمندسازی حرفه ای زنان شامل توسعه پایدار، توسعه فردی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندسازی زنان از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دستیابی به توسعه پایدار ضروری است. بنابراین، یافته های پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راه برای سیاست گذاران، کارشناسان و محققان به منظور توسعه و اجرای مداخلات مؤثر در این حوزه عمل نماید.
هدف: این پژوهش به منظور بررسی وضعیت عوامل سه گانه موثر بر اشتراک دانش شامل ابزارهای فناوری اطلاعات، عوامل انسانی و سازمانی در وب سایت کتابخانه های دانشگاهی انجام گرفته است. روش شناسی: روش پژوهش پیمایشی-توصیفی و ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. روایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و متخصصین علم اطلاعات و دانش شناسی تایید شد و پایایی آن در سطح آلفای کرونباخ 1/83٪ گزارش شد. جامعه پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان وب سایت های پنج کتابخانه مرکزی دانشگاه های دولتی (اصفهان، علوم پزشکی، هنر، پیام نور و صنعتی) شهر اصفهان است. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. و نتایج آن در قالب آمار توصیفی در حد فراوانی، درصد فراوانی و در قالب جداول و نمودار ارائه شد. یافته ها: رتبه بندی عوامل سه گانه نشان داد که عوامل انسانی در رتبه نخست، عوامل سازمانی در رتبه دوم و سپس کاربرد ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در رتبه سوم قرار دارد. بر اساس یافته ها، "وب سایت کتابخانه" پرکاربردترین ابزار اشتراک دانش (55٪) شناخته شد. مهم ترین یافته نیز ایجاد حس مسئولیت و تعهد در محیط سازمانی در قبال اشتراک دانش است. تخصیص بودجه در جهت سیستم های انگیزشی در خصوص برانگیختن حس اشتراک دانش کارکنان نیز غیرقابل انکار است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که کارکنان به منظور افزایش اطلاعات و رسیدن به تصمیم گیری های تاثیرگذارتر، پویایی و تعامل خوبی با همکاران خویش دارند. اصالت: این پژوهش به جهت هدف قرار دادن گستره نقش کتابداران وب سایت در اشتراک دانش و هم چنین دانش ضمنی حاصل از آن به سود کتابخانه از اهمیت برخوردار است.
به تدریج با رواج داوری بین المللی و تغییر سیاست نظام های حقوق ملی راجع به داوری، قابلیت داوری دعاوی حقوق رقابت مورد پذیرش قرار گرفت این تغییر رویکرد دولت ها ابتدا با تبدیل ممنوعیت مطلق به ممنوعیت نسبی و سپس با پذیرش کامل تر داوری این دعاوی همراه بود. در این باره رویه قضایی ایالات متحده پیشتاز بود. شناسایی شیوه ای منطبق با نیازهای تجارت بین الملل برای تدوین یک نظام قابل پیش بینی حل و فصل اختلافات قراردادهای بین المللی بود که داوری مصداق بارز آن است. انتظارات ناشی از نزاکت بین المللی، احترام به صلاحیت دادگاه های خارجی و دیوان های داوری از دیگر جهات این رأی معروف دیوان عالی ایالات متحده بود. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی «گسترش داوری پذیری اختلافات راجع به حقوق رقابت» این پرسش مطرح شد که: « نقش اتحادیه ی اروپا در گسترش داوری پذیری دعاوی حقوق رقابت چیست؟» که با توجه به پژوهش می توان بیان نمود: پس از آغاز حرکت به سوی پذیرش داوری حقوق رقابت در دعوای میتسوبیشی و ادامه این حرکت در دعاوی دیگر؛ رویکردی که در اتحادیه اروپا و به خصوص در دعوای اکوسوییس نسبت به این موضوع اتخاذ شده با توجه به اهمیت نظام حقوق رقابت اتحادیه اروپا در فرایند تجارت بین الملل می تواند نشانه گسترش داوری در حقوق رقابت تلقی شود و می توان گفت دیوان دادگستری اروپایی با غیر قابل اجرا دانستن رأی داوری که حقوق رقابت اتحادیه اروپا در آن نادیده گرفته شده به طور غیر مستقیم داوری دعاوی حقوق رقابت را مورد پذیرش قرار داده است.
نقش های متنوع مشاوران از جمله ارائه راهنمایی تحصیلی، حل تعارضات روان شناختی، و برقراری ارتباط موثر، نیازمند توانمندی هایی است که باید تقویت شوند. هدف کلی از این پژوهش، ارائه مدلی بود که به توضیح پیشایندها، فرایندها و پیامدهای توسعه مشاوره مدرسه اثربخش می پردازد. روش پژوهش حاضر آن، فراترکیب نظریه ساز بود. بر این اساس، واژه های کلیدی مانند "مشاوره"، یا " دانش مشاوره" یا " مهارت مشاوره" یا " شایستگی مشاور" "متوسطه" یا «دبیرستان» در پایگاه های داده لاتین و فارسی شناسایی و پس از ارزیابی و غربالگری مقالات و پایان نامه ها، نهایتاً تعداد 51 مقاله و پایان نامه برای استفاده در پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. شیوه تحلیل داده ها بر مبنای نظریه داده بنیاد و شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. یافته های پژوهش در محور پیشایندها شامل دو کد محوری اصلی ویژگی های مدرسه و شایستگی های مشاور می باشد. فرایندهای توسعه مشاوره اثربخش نیز شامل چهارکد محوری خدمات مشاوره، به کارگیری راهبردهای مداخله، ارائه خدمات تکمیلی و اجرای آموزش شناسایی شده اند. پیامدهای توسعه مشاوره اثربخش شامل چهار گروه اصلی پیامدهای مرتبط با دانش آموزان، والدین، معلمان و مدرسه/جامعه بود. یافته های مبتنی بر روابط میان پیشایندها، فرایندها و پیامدها نشان داد تحقق یک مشاوره اثربخش در قالب یک چرخه پویا و بازخوردی عمل می کند. پیشایندهای مناسب موجب شکل گیری فرایندهای رشد دانش، نگرش و مهارت می شوند؛ این فرایندها به پیامدهای مثبت فردی، میان فردی و سازمانی منجر می شوند.
خواندن بهتر و درک عمیق متون، نیاز به دقت و یادگیری یک سری مهارت دارد. هدف این پژوهش طراحی مدل توسعه مهارتهای مطالعه دانشجویان در نظام آموزش عالی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و دادهها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع فراترکیب نظریهساز و با استفاده از روش هفت مرحلهای Feinberg-Kant (2018)جمع آوری شد. جهت اطمینان و اعتباربخشی به فرایند جستجو و دستیابی به یافته های پژوهش، تیم متخصص شامل سه نفر از متخصصان مدیریت آموزشی و دو نفر متخصص برنامه ریزی درسی، اعضای تیم فراترکیب پژوهش را تشکیل دادند. برای مضمون فراگیر مهارت های مطالعه، کدهای باز در سه کد محوری پیشایندهای فردی و محیطی، فرایندهای فردی، گروهی ومحیطی و پیامدهای فردی، گروهی و محیطی قرار گرفتند و در نهایت بر اساس کدگذاری گزینشی مدل نهایی توسعه مهارت مطالعه ترسیم شد. برای اعتبار یابی یافته های پژوهش از چهار روش اعتباریابی توصیفی، تفسیری، نظری و پراگماتیک استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد برای موفقیت و عملکرد بالای تحصیلی، ابتدا باید عوامل یا پیشایندهای توسعه مهارت مطالعه را فراهم نمود تا فرایندهای مطالعه به درستی شکل گرفته و نهایتا منجر به تقویت تفکر انتقادی، افزایش یادگیری مثبت و کاهش افسردگی، بالاتر رفتن نمرات از طریق یادگیری عمیق در ایجاد نگرش مثبت نسبت به دروس گردد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی الزامات اثربخشی درس کارآموزی رشته های فنی- مهندسی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب بوده که با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو انجام شده است. منابع گردآوری داده ها، پنج پایگاه داده خارجی و دو پایگاه داده فارسی بوده است. در ابتدا 27 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط نهایتاً سیزده منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش شش پایگاه داده به زبان انگلیسی شامل اسکوپوس، امرالد، ساینس دایرکت، اشپیرینگر، وب آف ساینس برای مطالعات خارجی و دو پایگاه داده به زبان فارسی شامل «پایگاه نشریات کشور» و «پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی» انتخاب شدند. برای جست وجوی مقالات در این پایگاه ها از واژه های کلیدی « کارآموزی » ، « فنی- مهندسی » استفاده و مقالات مرتبط در بازه زمانی سال های 2018 تا 2022 جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد که نتیجه آن استخراج مدل مشتمل بر سه مضمون سازمان دهنده نقش فراگیران (توسعه حرفه ای و مسئولیت پذیری)، نقش سازمان های اجتماعی (استانداردسازی فعالیت های آموزش مهندسی و پاسخ به تقاضاهای شغلی) و نقش اساتید (سازماندهی و برنامه ریزی مهندسی و طراحی محیط های واقعی کارآموزی) می باشد. اعتبار داده ها با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید گردید. به طور کلی، نتایج نشان داد که هم دوره کارآموزی و هم تحصیلات دانشگاهی به توسعه مهارت های دانشجویان مهندسی کمک می کند.
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر بازی های رایانه ای بر تعاملات اجتماعی دانش آموزان بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفته است و جامعه ی آماری آن را کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل دوره دوم ابتدایی ناحیه 4 استان قم در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل دادند که از بین آن ها 36 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) و کنترل (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) قرار گرفتند. دانش آموزان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه تعامل با همسالان (Akbari Balotabangan et al. 2016) پاسخ دادند. در پژوهش حاضر پایایی این پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ 862/0 به دست آمد. روایی پرسش نامه نیز ازلحاظ محتوایی توسط چند تن از استادان رشته علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی قم مورد تأیید قرار گرفت. بازی ماینکرافت نیز به صورت گروهی، آنلاین و در ساعت مشخصی توسط دانش آموزان به مدت 20 روز انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و ابزار spss استفاده شده است. نتایج نشان داد استفاده از بازی های رایانه ای در تعاملات اجتماعی دانش آموزان تأثیر داشت. استفاده از بازی های رایانه ای در ابعاد تعاملات اجتماعی (قربانی و قلدری) دانش آموزان تأثیر داشت. باتوجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در مدارس به نقش بازی های رایانه ای در تعاملات اجتماعی دانش آموزان توجه شود.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان دختر دانشگاه ها ی آزاد تهران غرب و تهران مرکز مبتلا به فوبی حیوانات در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این میان تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 7 جلسه، 2 ساعته و هفته ای 1 جلسه گروه درمانی شناختی رفتاری را کسب کردند. گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس بی ثباتی هیجانی (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و مقیاس سبک های ابراز هیجان (EEQ؛کینگ و امونز، 1990) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح (05/0p<) وجود دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش بی ثباتی هیجانی و افزایش ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات تاثیر داشته است.
هدف این پژوهش، مطالعه عمیق حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد است. طرح پژوهش ترکیبی و از نوع هم زمان موازی است. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد بودند که با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری گروه بارز، دانشجومعلمانی انتخاب شدند که در سال چهارم تحصیل می کردند. روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون مبتنی بر مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استفاده شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانشجویان سال چهارم بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ساده، 85 نفر از دانشجومعلمان گروه های تحصیلی مختلف به منزله نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس حسادت آکادمیک بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین گروه نمونه توزیع شد. داده ها با استفاده از روش های آماری آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس و اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی مربوط به تجارب زیسته دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان نشان داد که احساسات غالب آنان در مواجهه با حسادت آکادمیک شامل احساس کینه توزی، خودخوری و بلوغ و رشد است. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که حسادت آکادمیک در میان دانشجومعلمان وجود دارد و کینه ورزی غالب ترین احساس در این زمینه است؛ بنابراین بر اساس یافته های بخش کمی و کیفی، حسادت آکادمیک چالشی جدی برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان است و لازم است با شناخت دقیق احساسات و تجربیات آنان، برای کاهش حسادت آکادمیک و بهبود سلامت روان دانشجویان، برنامه های مداخله ای مؤثرتر طراحی شده و سیاست های دانشگاهی در زمینه های مختلف از جمله ارزیابی عملکرد، رقابت تحصیلی و حمایت از دانشجویان اصلاح شود.
مقدمه و هدف: هدف کلی از انجام این مطالعه واکاوری حس تعلق به مدرسه در دوران پساکرونا بوده است. روش شناسی پژوهش: این مطالعه جزء طرح های کیفی و از نوع چند روشی کیفی بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش تمامی معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1401- 1402 بودند. برای انتخاب مشارکت کنندگان از رویکرد هدفمند، روش نمونه گیری، هدفمند از نوع موارد مطلوب تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد که در نهایت از مصاحبه با 25 معلم و تحلیل نقاشی 12 دانش آموز حاصل گردید. داده های مطالعه با مصاحبه نیمه ساختاریافته از معلمان و نقاشی دانش آموزان گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از دو روش تحلیل مضمون و تحلیل تصویر انجام شد. اعتبار داده ها با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری و انتقال پذیری از طریق خودبازبینی پژوهش گران و هم سوسازی داده ها و اعتمادپذیری با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تعیین شد. یافته ها: در قسمت یافته ها با بررسی مصاحبه های معلمان و دانش آموزان به 11 مضمون پایه و با بررسی نقاشی دانش آموزان به 21 مضمون پایه دست یافتیم که با جمع بندی مضامین مستخرج از مصاحبه های معلمان و مضامین حاصله از نقاشی دانش آموزان و حذف موارد مشترک، در نهایت مضامین سازماندهنده مرتبط با حس تعلق معلمان و دانش آموزان در دوران پس از بحران کرونا در قالب چهار مضمون اصلی ابعاد حس تعلق در دانش آموزان، عوامل ایجادکننده حس تعلق توسط معلم، عوامل ایجاد کننده احساس عدم تعلق در مدرسه و افراد مورد اعتماد و خصوصیات شخصیتی آن افراد طبقه ب