مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
۲۹۰.
۲۹۱.
۲۹۲.
۲۹۳.
۲۹۴.
۲۹۵.
۲۹۶.
۲۹۷.
۲۹۸.
۲۹۹.
۳۰۰.
انعطاف پذیری شناختی
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
164 - 178
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی از چالش های مهم سلامت روان در سالمندان است. با توجه به اهمیت روزافزون نیازهای روانی این گروه، شناسایی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای تبیین پریشانی روان شناختی سالمندان بر اساس تجارب دشوار دوران کودکی و نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی صورت گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل سالمندان استان تهران بود که از میان آن ها ۳۲۲ نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس در مهر و آبان ۱۴۰۳ در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تجارب دشوار کودکی فیلیتی و همکاران ( ۱۹۹۸)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2004) و پریشانی روان شناختی لاویباند و لاویباند (۱۹۷۹) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۵ و Amos نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داده است که تجارب دشوار دوران کودکی علاوه بر این که به صورت مستقیم می تواند پیش بینی کننده پریشانی روان شناختی در سالمندی باشد، به صورت غیرمستقیم از طریق متغیرهای انعطاف پذیری و هوش هیجانی نیز پیش بینی کننده سطوح پریشانی روان شناختی در سالمندان است و مدل مفهومی ارائه شده تایید شده است (05/0> P). نتیجه گیری: به این ترتیب می توان نتیجه گرفت در طراحی مداخلات آموزشی و درمان، در ارتقای کیفیت بهداشت و سلامت روان شناختی سالمندان، می توان به نقش متغیرهای انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی در تعدیل پیامدهای نامطلوب تجارب دشوار دوران کودکی توجه بیشتری داشت.
پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
192 - 203
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دوران دانشجویی، دوره ای پویا و مهم و همچنین زمانی برای رشد توانمندی ها و مهارت های شخصی، شکل گیری عادت های خوب، بهبود انعطاف پذیری شناختی و آمادگی برای ورود به بازار کار می باشد. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه گیری به صورت دو مرحله ای (خوشه ای چندمرحله ای و هدفمند) انجام شد و 128 دانشجو (85 دختر و 43 پسر) با نمره 21 تا 27 در خرده مقیاس افسردگی پرسشنامه DASS-21 و تأیید نشانگان افسردگی شدید از طریق مصاحبه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه ذهنیت ساخت راه حل (SBI) و مقیاس افسردگی، استرس و اضطراب (DASS-21) بودند. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS 27 و AMOS 24، با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد و انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی، رابطه مستقیم دارد (001/0p = ). همچنین رابطه غیرمستقیم انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی با میانجی گری ذهنیت ساخت راه حل معنادار بود (001/0p =). نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت روابط میان فردی از طریق انعطاف پذیری شناختی قابل پیش بینی است و ذهنیت ساخت راه حل در رابطه بین کیفیت روابط میان فردی با انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی دارد. بنابراین، می توان با افزایش انعطاف پذیری شناختی و آموزش ذهنیت ساخت راه حل به دانشجویان دارای نشانگان افسردگی، کیفیت روابط میان فردی آنها را افزایش داد.
اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمالگرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
282 - 294
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوگیری های شناختی الگوی مشخصی از انحراف در تفکر هستند که خطاهایی را در قضاوت و تصمیم گیری فرد ایجاد می نماید و می توانند در ابراز رفتار ناسازگارانه و در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمال گرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی همراز آموزش و پرورش گنبدکاووس در سال 1403 که با استفاده از پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت وسواسی جبری مارتوکوویچ (2010) ، و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور دو ، مبتلا به اختلال تشخیص داده شده بودند و نمونه شامل 40 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل با پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفته و در 8 جلسه مداخله با نرم افزار اصلاح سوگیری شناختی شرکت کردند که مدت دو ماه به طول انجامید. آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست (1990) ، و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اصلاح سوگیری های شناختی طی جلسات منجر به کاهش کمال گرایی و مولفه های آن و افزایش انعطاف پذیری شناختی و مولفه های آن می شود. نتیجه گیری: مداخلات اصلاح سوگیری شناختی می توانند به عنوان درمان کمکی مقرون به صرفه در کنار سایر روش ها به ویژه برای افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری که به خاطر ویژگی های اختلال کمتر از درمان های موجود بهره می برند، اثربخش باشد
مدل یابی نقش میانجی باورهای خودکارآمدی در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری در نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
7 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی نقش میانجی باورهای خودکارآمدی در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری در نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد در دوره ی متوسطه ی دوّم در سال تحصیلی 1404-1403 شهر اردبیل بود. از بین آنها، تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از مقیاس تاب آوری، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان، سیاهه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی بر تاب آوری اثر مستقیم و معنی داری داشتند. همچنین، خودکارآمدی در رابطه غیرمستقیم تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری دارای نقش واسطه ای معناداری بود. نتیجه گیری: نتایج می توانند مبنای طراحی مداخلات روان شناختی با هدف تقویت تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدی برای ارتقای تاب آوری در نوجوانان در معرض گرایش به مصرف مواد باشند.
مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
129 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
21 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
99 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری بر علائم اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله، با نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
79 - 97
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات در بین مشکلات رفتاری کودکان است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، زندگی خانوادگی و روابط با همسالان می شود. علی رغم مطالعات متعدد در مورد بررسی اثربخشی درمانی شناختی- رفتاری براضطراب جدایی کودکان، در مورد تقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی در این اثربخشی، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله با توجه به نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 11 تا 12 ساله با اضطراب جدایی بود که در سال تحصیلی 1403-1402 به کیلینیک های تخصصی کودک و نوجوان در غرب شهر تهران (گیشا)، مراجعه کرده بودند که از بین آن ها 110 نفراز طریق مصاحبه بالینی با مادر با استفاده از علائم تشخیصی DSM-5 و پرسشنامه اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در نهایت، 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی بالا و 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی پایین انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) استفاده شد. برای آموزش گروه آزمایش از پروتکل درمان شناختی-رفتاری اضطراب برای کودکان (کندال و هدکی، 2006) در طی 12 جلسه 45 دقیقه ای استفاده شد. هم چنین برای تحلیل داده ها از تحیل کواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحیل کواریانس تک متغیره، حاکی از تأثیر معنادار متغیر انعطاف پذیری در اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود نشانه های بالینی اضطراب جدایی کودکان بود (05/0 P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی در مرحله پیگیری نیز نشان داد، اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری با انعطاف بالا به طور چشمگیری بالاتر از اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی- رفتاری با انعطاف پایین بود، بنابراین، نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری شناختی تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بازی درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان تأثیرگذار است، اما میزان اثربخشی آن به سطح انعطاف پذیری شناختی در کودکان بستگی دارد. ازاین رو، لازم است در درمان کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی، بازی هایی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی لحاظ شود.
مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
275 - 295
حوزههای تخصصی:
زمینه: داشتن فرزند با نیازهای خاص بر عقاید، باورها، افکار و احساسات آن ها تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، تا جایی که مادران چنین کودکانی احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، تلخ کامی، تکذیب و انکار، افسردگی، ناامیدی و بسیاری از احساسات منفی متفاوت را تجربه می کنند که این خود بر میزان تاب آوری و رفتار سرسختانه آن ها تأثیر منفی می گذارد، بررسی راهبردهای مؤثر برای تقویت سازگاری شناختی و روابط عاطفی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش تنش های مادران ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی و مادران دارای کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری پنج ماهه سه گروهی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. شرکت کنندگان 30 نفر بودند که به صورت تصادفی در سه گروه 10 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. همه آن ها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، ۲۰۱۰) و مقیاس رابطه والد-فرزند (پیانتا، 1994) را تکمیل کردند. از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار آماری SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزند و مؤلفه های آن ها در پس آزمون و پیگیری معنادار بود. اثر تعامل زمان و گروه برای انعطاف پذیری شناختی (001/0 =p، 635/66 =F)، نزدیکی (001/0 =p، 883/59 =F)، وابستگی (001/0 =p، 756/36 =F)، تعارض (001/0 =p، 428/25 =F)، رابطه مثبت کلی والد فرزند (001/0 =p، 973/39 =F) معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو مداخله تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در بهبود کلی انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزندمؤثرند، اما این اثربخشی در سطح مؤلفه های خاص محدود است. این یافته ها لزوم ترکیب روش های آموزشی و هدف گذاری مؤلفه های خاص در مطالعات آتی را پررنگ می کند.
پیش بینی عادات خواب نوجوانان براساس انعطاف پذیری شناختی و تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
257 - 269
حوزههای تخصصی:
زمینه: خواب از پدیده های طبیعی و مورد نیاز برای بقای موجودات زنده تلقی می شودکه در انسان ها نقش مهمی را در سلامت جسم و روان ایفا می نماید. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انعطاف پذیری شناختی و تنظیم هیجان صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم منطقه 9 آموزش و پرورش شهر تهران تشکیل دادند. براساس نمونه گیری در دسترس و بر طبق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 300 دانش آموز دختر دوره متوسطه دوم به عنوان نمونه آماری تعیین و انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس عادات خواب پیترزبورگ (1989)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و اندروال (2010) و تنظیم هیجان گراس (2003) استفاده گردید. داده ها از طریق روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS22 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل 5/8 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که انعطاف پذیری شناختی و تنظیم هیجان، پیش بینی کننده معنادار عادات خواب هستند (001/0 p<) و بین عادات خواب و انعطاف پذیری شناختی و عادات خواب و تنظیم هیجان همبستگی معناداری وجود دارد (422/0 r=). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش به نظر می رسد جهت ارتقای عادات خواب می توان از راهبردهای انعطاف پذیری شناختی وتنظیم هیجان سازگارانه بهره مند شد.
واکاوی ذهنیت تفکرطراحی در آموزش معماری بر اساس خلاقیت، انعطاف پذیری و مهارت و تواناییِ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
13 - 26
حوزههای تخصصی:
از اهداف مهم آموزش در معماری، افزایش قدرت تفکر طراح و ذهنیت او است؛ لذا شناسایی عوامل مرتبط با روند طراحی و بخصوص تفکر در طراحی ضروری به نظر می رسد. جهت ارتقاء کیفیت آموزش، براساس پژوهش های شناختی، باید به بررسی سازه های شناختی در آموزش پرداخت. بر این مبنا شناخت گرایی علاقه مند به بررسی فرایندهای شناختی و چگونگی پردازش آن ها است. ازجمله متغیرهای شناختی مرتبط با ذهنیت تفکر طراحی، خلاقیت، انعطاف پذیری، مهارت و توانایی شناختی است. هدف این پژوهش، پیش بینی ذهنیت تفکر طراحی بر اساس خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی دانشجو بود. لذا سئوال اصلی این بود که آیا می توان ذهنیت تفکر طراحی را بر اساس خلاقیت، توانایی های شناختی و انعطاف پذیری شناختی پیش بینی کرد؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. در پژوهش حاضر جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان معماری دانشگاه فنی و حرفه ای دختران همدان درسال تحصیلی1400-1399 است. روش نمونه گیری، به شیوه در دسترس به تعداد 278 نفر انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه ی خلاقیت عابدی(1372)، پرسشنامه ی انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پرسشنامه ی مهارت ها و توانایی های شناختی نجاتی(1392) بود. با استفاده از روش همبستگی روابط بین متغیرها بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که، متغیرهای پژوهش مهارت و توانایی شناختی، خلاقیت و انعطاف پذیری شناختی توان پیش بینی با 41 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی تفکر طراحی را دارند. به عبارتی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده مهارت و توانایی شناختی اجتماعی (16/0)، توانایی شناختی غیر اجتماعی(26/0)، انعطاف پذیری شناختی(32/0) و خلاقیت(43/0) می توان گفت که پیش بینی کننده های خوبی برای تفکرطراحی هستند. از آنجایی که متغیرهای خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی با ذهنیت تفکر طراحی ارتباط دارد؛ لذا پیشنهاد می شود، در برنامه ریزی آموزشی درسی با هدف توسعه حرفه ای و تربیت طراحان ماهر به پرورش و تربیت مهارت ها و توانایی های شناختی فراگیر در قالب دوره های آموزشی توجه شود.
اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
63 - 101
حوزههای تخصصی:
کارکردهای اجرایی مفهومی جامع است که به فرآیندهای مدیریتی ذهن ارتباط دارد و نقش اساسی در کنترل زیستی، شناختی و هیجانی ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی است. این پژوهش، به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. در این مطالعه، 22 پسر مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی در بازه سنی 7 تا 12 سال به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ی 45 دقیقه ای تحت مداخله بازی درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در ابتدای پژوهش، تعداد شرکت کنندگان در هر گروه، 11 نفر بود؛ اما بر اساس معیارهای خروج تعیین شده، 2 نفر از آن ها حذف شدند و نهایتاً تعداد افراد در هر گروه به 10 نفر کاهش یافت. برای سنجش بازداری پاسخ و توجه پایدار از نرم افزار IVA2 و انعطاف پذیری شناختی از نرم افزار آزمون کارت های ویسکانسین استفاده شد. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و نتایج ازمون های مانکوا و سپس انکوا برای هر یک از مولفه های کارکردهای اجرایی ذکر شده، چنین نتیجه می شود که بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای نقص توجه بیش فعالی موثر بود. بازی درمانی شناختی رفتاری، با آموزش مدیریت و تغییر استراتژی های حل مسئله، انعطاف پذیری شناختی را افزایش می دهد. همچنین، بازی درمانی شناختی-رفتاری از طریق فعالیت های هدفمند به بهبود توجه پایدارکمک می کند. با به کارگیری این مداخله، کودکان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی کنترل بیشتر بر رفتارها و تقویت عادات مثبت را می آموزند.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک استرس، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی مبتلایان به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
41 - 56
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy ؛ ACT) بر استرس ادراک شده، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی در میان بیماران مبتلا به آسم انجام شد. آسم نه تنها یک وضعیت مزمن تنفسی است، بلکه اختلالی محسوب می شود که بار روان شناختی قابل توجهی بر افراد وارد می کند و غالباً منجر به افزایش استرس، راهبردهای مقابله ای ناسازگار و کاهش کیفیت زندگی می گردد. بنابراین، پرداختن به جنبه های روان شناختی بیماری در کنار درمان های پزشکی، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
روش: این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه شامل بیماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک های خرم آباد در سال ۱۴۰۲ بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه درمان گروهی مبتنی بر ACT شرکت کرد و گروه کنترل فقط مراقبت های معمول پزشکی را دریافت نمود. داده ها با استفاده از مقیاس های PSS، CFI و DASS-21 در دو مرحله گردآوری و با آزمون های t و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد.
یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان در گروه آزمایش ۳۴/۱ ± ۱۱/۵ سال و در گروه کنترل ۳۱/۸ ± ۱۴/۲ سال بود. نتایج آزمون t همبسته نشان داد که پس از مداخله ی ACT، شرکت کنندگان گروه آزمایش کاهش معناداری در استرس ادراک شده و افزایش معناداری در انعطاف پذیری شناختی و کارکرد روان شناختی نشان دادند (P < 0.05). در مقابل، در گروه کنترل هیچ تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که حدود ۶۷/۷ درصد از تغییرات مشاهده شده در متغیرهای وابسته، به مداخله ی ACT نسبت داده می شود.
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر ACT یک مداخله ی روان شناختی مؤثر برای بیماران مبتلا به آسم است. درمان ACT با کاهش استرس ادراک شده و افزایش انعطاف پذیری شناختی، موجب بهبود کارکرد روان شناختی و ارتقای بهزیستی کلی می گردد. این نتایج بر اهمیت ادغام مداخلات روان شناختی مبتنی بر ACT در برنامه های جامع مدیریت آسم تأکید دارد، به گونه ای که هر دو بُعد جسمی و روان شناختی بیماری به طور هم زمان مورد توجه قرار گیرند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر و در بازه های زمانی طولانی تر، پایداری اثرات درمان پذیرش و تعهد را در بیماری های مزمن تنفسی بررسی کنند.
پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
15 - 26
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
روابط علی انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
173 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. از جامعه زنان باردار شهر تبریز در دوره سه ماهه اول بارداری که در بیمارستان زنان الزهرا و کلینیک میلاد تبریز دارای پرونده ی پزشکی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند، 250 نفر انتخاب و جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه های اضطراب حاملگی (PRAQ)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰)، سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد کیفیت روابط زناشویی، انعطاف پذیری شناختی و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت با اضطراب بارداری رابطه منفی و معنی دار دارند که در این میان، کیفیت روابط زناشویی 45 درصد، انعطاف پذیری شناختی 38 درصد و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت 37 درصد از تغییرات اضطراب بارداری را به طور منفی تعیین می کنند. از سویی، نتایج نشان داد سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است رابطه کیفیت روابط زناشویی و انعطاف پذیری شناختی با اضطراب بارداری را به طور معنی دار میانجی گری کند. مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت انعطاف پذیری به عنوان یک توانمندی شناختی قادر است اثرات موقعیت های سخت را تعدیل نماید و ازطرفی، کیفیت روابط زناشویی عامل مهم در کاهش اضطراب بوده و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است به عنوان یک عامل حفاظتی در برابر اضطراب و فشارهای دوره بارداری عمل کند.
اثربخشی آموزش خود اطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی در دانش آموزان دارای مشکلات خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
61 - 73
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی دانش آموزان دارای مشکلات خواندن بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه های سوم دوره ابتدایی دارای مشکلات خواندن شهر تبریز بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از میان آن ها به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به عنوان حجم نمونه و به طریق تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و آزمون پردازش شناختی ناگلیری و همکاران (2014) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار SPSS.21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و مولفه های ادراک کنترل-پذیری، ادراک توجیه رفتار و ادراک گزینه های مختلف دانش آموزان دارای مشکلات خواندن تاثیر دارد (001/0≥P). همچنین آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر پردازش شناختی و مؤلفه های برنامه ریزی، توجه، پردازش همزمان و متوالی در دانش آموزان دارای مشکلات خواندن تأثیر دارد (001/0≥P). در واقع آموزش خوداطمینانی تحصیلی باعث افزایش انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی و مؤلفه های آن ها در این کودکان می شود. نتیجه گیری: الگوی آموزش خوداطمینانی تحصیلی می تواند در کنار سایر مداخلات موجود، در مداخله برای آموزش دانش-آموزان با اختلال مشکلات خواندن قابل استفاده باشد.
الگوی روابط علی عملکرد تحصیلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی: نقش واسطه ای چالش پذیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
227 - 239
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف الگوی روابط علی عملکرد تحصیلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش واسطه ای چالش پذیری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و در زمره تحقیقات همبستگی است. جامعه آماری (N=21000) شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل در مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال 1402 بود. تعداد 170 نفر از این دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت گروهی در محیط آموزشگاه ها به پرسشنامه های عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1993) ، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و چالش پذیری تحصیلی پورتر و همکاران (2011) پاسخ دادند. تحلیل داده های به دست آمده از طریق نرم افزار های Spss25 در سطح توصیفی و Smart Pls4 در سطح استنباطی انجام شد. یافته ها: طبق نتایج تحلیل مسیر انعطاف پذیری شناختی (001/0>p؛ 18/0=β)، اثر مستقیم و مثبت بر عملکرد تحصیلی و (001/0>p؛ 50/0=β) اثر مستقیم و مثبت بر چالش پذیری تحصیلی دارد. همچنین انعطاف پذیری شناختی (005/0>p؛ 10/0=β) با نقش میانجی چالش پذیری تحصیلی بر عملکرد تحصیلی اثر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: با استناد به نتایج این پژوهش و وجود تاثیرات متقابل میان مفاهیم عملکرد تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و چالش پذیری تحصیلی، انتظار می رود فعالان حیطه آموزشی، مشاوران مدارس و معلمان با استقاده از برگزاری کارگاه ها و جلسات آموزشی انعطاف پذیری شناختی و چالش پذیری تحصیلی را در دانش آموزان تقویت کنند که از این طریق عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود ببخشند.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک انجام شد. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و جامعه آماری آن را بیماران مرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک بیمارستان امام رضا شهر بجنورد در سال 1402 به تعداد 75 نفر تشکیل دادند. 30 نفر از بیماران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسش نامه های مورد استفاده شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی گروهی دیالکتیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک تأثیر معناداری دارد (0.01˂P)، به طوری که نمرات تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت. با توجه به اینکه نتایج از اثربخشی این رویکرد بر متغیرهای مذکور حمایت می کند، توجه به این روش برای مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک می تواند کاربردی و مؤثر باشد.
رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم دانشجویان: نقش میانجی مهارت های ارتباطی
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
95 - 108
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنان 400 نفر (160 پسر و 240 دختر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با نسخه تجدیدنظر شده آزمون مهارت های ارتباطی (CSTR)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI) و سیاهه ابراز خشم حالت-صفت اسپیلبرگر (STAXI-2) انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم رابطه منفی و معنادار وجود دارد (0.01>P). رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی نیز مثبت و معنادار بود (0.01>P). مهارت های ارتباطی و ابراز خشم نیز رابطه منفی و معناداری داشتند(0.01>P). همچنین مهارت های ارتباطی در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم نقش واسطه ای داشتند. یافته های پژوهش حاکی از نقش میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم دانشجویان بود. بنابراین آموزش مهارت های ارتباطی و انعطاف پذیری شناختی می تواند نقش مهمی را در نحوه ابراز خشم دانشجویان ایفا کند.