ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۴۸۱.

نمادانگاری های هویت بیرونی زن در جامعه ایمانی از دیدگاه قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
بینش قرآن به نمادهای هویتی زنان در بعد درونی و بیرونی، عملکرد و رفتاری ایشان را با ارزش، احترام، حرمت و صیانت او در جامعه ایمانی همراه است. این نمادها نه تنها ارتباطی عمیق با فرهنگ و آموزه های اسلامی دارند، بلکه تجلی ارزش ها و باورهای دینی آنان و کرامت و منزلت بانوان مسلمان به شمار می آید. پژوهش پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس خاستگاه قرآنی، هویت بیرونی زنان در جامعه ایمانی چه نمادهایی را در بر دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان می دهد رفتار نمادین زن با ریشه در فطرت و درون او به صورت نمادهای کنشی زنان به خصوص زن مسلمان مورد توجه است. بروز رفتارهای بیرونی انسان، نتیجه گرایشی درونی آنان است و هر گرایش درونی نتیجه بینش عقلی و عملی است که پرداختن و تعدیل این ویژگی درونی و هماهنگی با وظایف خاص زنان در نظام اجتماعی انسانی موجب بروز و ظهور صفاتی نیکو در او می گردد. تجلی این امور در زنان به منظور نوع آفرینششان بیشتر از مردان خواهد بود. کارکرد مهم نمادانگاری های قرآن در ارائه و تبیین هویت بیرونی زن مسلمان بیان معنا و ایجاد حس هویت به زنان، با نمادهایی چون نماد عفت و حیاء حیات، رحامت و قانت بودن است. زنان مؤمن با دربرداشتن نمادهای هویت بیرونی خویش در جامعه ایمانی، به خوبی می تواند برای تمام بشریت الگو معرفی می شوند.
۱۴۸۲.

Artificial intelligence and crime detection: A critical review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
Background: Since the advent of modern policing, technological innovations in communication and information management have significantly shaped investigative practices and crime detection strategies. Aims: The current research study explores the transformative role of Artificial Intelligence in modern crime detection and prevention across diverse domains including cybercrime, environmental crime, financial fraud, and urban surveillance. Methodology: Employing a qualitative meta-synthesis methodology, the research critically examines peer-reviewed literature published between the years 2015 and 2025 to identify emerging trends, technological innovations, and socio-legal implications associated with AI-driven policing. Findings: The key findings highlight the integration of machine learning, computer vision, and natural language processing techniques into the predictive and real-time law enforcement systems. These technologies have demonstrably enhanced the accuracy, efficiency, and responsiveness of crime prevention strategies. However, the current study also reveals significant challenges, including algorithmic bias, lack of transparency, and inadequate regulatory oversight, particularly in socially stratified or underregulated contexts. Conclusion: The current article underscores the necessity of embedding explainability, accountability, and human oversight into Artificial Intelligence systems to ensure the ethical and equitable implementation of AI-driven policing systems.
۱۴۸۳.

Manipulation of Taboo Language in Four American Novels Translated into Persian(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
ranslated literature almost always involves a degree of manipulation of the source text for a certain purpose. Such manipulations are imposed by the ‘patrons’ who try to regulate the relationship between the literary system and the other systems a society is composed of. Working on this fundamental broadly-acknowledged assumption about translation, the present study aimed at identifying the concepts that are often manipulated in translated literature published in contemporary Iran. It also attempted to spot the manipulative strategies imposed on translations and the counter-manipulative strategies adopted by translators to sidestep those manipulations. Drawing on the findings of the so-called ‘Manipulation School’ and Dukāte’s typology of manipulation strategies, it conducted a comparative analysis of the source texts and translated versions of four American novels recently published in Iran. The codification of the data revealed the frowned upon taboo concepts to be descriptions of, or references to, sexual activity, physical contact between the sexes, human body, extramarital relationships, swear words, prostitution, nudity, homoeroticism, alcoholic drinks, and dancing. The most frequent manipulation strategies were 1) deletion of the taboo concepts, 2) substitution of the concepts with totally different concepts, and 3) attenuation of the forbidden words, that is to say, expressing them in a more polite, softer language. Although the manipulation mechanism is most effectively in place, the translators seemed to have occasionally applied creative strategies to evade the imposed manipulations. Such counter-manipulative strategies were classified as legitimization, archaism, use of less familiar words, degenderalization, denunciation, and borrowing in this study.
۱۴۸۴.

The Impact of Task-Based Language Teaching on Learners’ Speaking Proficiency and Confidence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
peaking proficiency and confidence are essential components of communicative competence, particularly in English for Specific Purposes (ESP) contexts where learners must perform authentic spoken tasks. While Task-Based Language Teaching (TBLT) has been widely recognized for promoting real-world language use, most research has tended to emphasize either linguistic development or affective outcomes. This study investigates how TBLT contributes to both speaking proficiency and speaking confidence among undergraduate ESP learners. Conducted over one academic semester, the research involved 65 university students in Indonesia who participated in structured TBLT activities integrated into their regular curriculum. Data were collected through speaking performance assessments and self-report questionnaires on speaking confidence. Paired-sample t-tests using SPSS version 26 were employed to compare learners’ performance before and after the intervention. The findings revealed that TBLT had a positive and meaningful effect on both dimensions, enhancing learners’ fluency, vocabulary use, and interactional skills while also increasing their willingness to communicate and reducing anxiety. These outcomes indicate that TBLT supports the development of both technical language ability and psychological readiness, fostering a supportive environment where learners can actively participate and grow in their spoken English. The study offers practical insights for educators seeking to implement communicative, learner-centered approaches and emphasizes the value of integrating TBLT into ESP instruction to strengthen learners’ speaking competence and confidence simultaneously.
۱۴۸۵.

توسعه،کنش اقتصادی و تولید بینوایی: روایتی پرتره نگارانه از کدخدایی تا اعانه بگیری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
 هدف مداخلات توسعه با شعار بهبود و رفاه توانستند  به مجوز مداخله و تغییر در   وجوه عینی و ذهنی مختصات  زندگی اجتماعات محلی دست پیدا کنند؛ چرا که توسعه به مثابه شبکه ای از گفتمان ها و یک رژیم حقیقت پس از عملیاتی شدن سبب تغییرات چند وجهی در اجتماعات محلی شد. گفتمان توسعه  را بیشتر می توان گفتمان «وضعیت موعود» معرفی نمود تا گفتمان «وضعیت محقق»؛ چرا که تا به امروز بین آرمان های توسعه و واقعیت توسعه شاهد یک شکاف بزرگ بوده ایم. امروزه همین شکاف،سبب تأمل انتقادی متفکران  و نارضایتی عامه مردم در اجتماعات محلی شده است. چرا که همزمان با گسترش دامنه مداخلات توسعه ای شاهد افزایش فقر و بیکاری در منطقه  مورد مطالعه یعنی زاگرس میانی- استان های لرستان و ایلام- بوده ایم. فراتر از افزایش فقر مسئله مورد توجه سقوط افراد خود اتکاء و کنشگران سخت کوش در اجتماعات محلی به ورطه فقر،فلاکت و همچنین وابستگی آنها به نهادهای حمایتی و کمک های اعانه ای موسسات خیریه ای و از سوی دیگر حاشیه ای شدن آنها در مناسبات اجتماعی است. در هم تنیدگی مداخلات توسعه ای، کنش اقتصادی و فقر در اجتماعات محلی از جمله حوزه های مغفوله در جامعه شناسی اقتصادی محسوب می شوند که در این مقاله با هدف  فهم چگونگی این در هم تنیدگی، در صدد  توضیح و تفسیر پیامدهای مداخلات توسعه ای برای کنش اقتصادی و  دوگانه فقر و رفاه بوده ایم. نگارنده علاوه بر داشتن  تجربه زیسته در حوزه مورد مطالعه  تلاش نموده است  تا فراسوی آمار و ارقام اعلام شده از سوی سازمان ها و نهادهای متولی توسعه، منطق خاموش اجتماعات  را به سخن گفتن واداشته و  روایت های ناشنیده ای آنها را از  مداخلات و آثار آن بر کنش اقتصادی و فقر را  به تصویر بکشد.این مقاله بر  تناقض  در هم تنیدگی مداخلات، توسعه ای، کنش اقتصادی و فقر متمرکز است تا توضیح دهد که چگونه این همجواری بر خلاف منطق توسعه چی ها ممکن شده است و تحت تأثیر کدام مکانیزم ها کنشگران اقتصادی خود اتکاء ، معتمد و محل رجوع مردم –کدخدا- به کنشگر  منفعل، درمانده، منزوی و وابسته به اعانه نهادهای حمایتی، بدل شد؟چگونه پس از این همه مداخله و شعارها، حال از برآیند توسعه وکنش اقتصادی،« بینوایی» به عنوان صورتی نوپدید  از  فقر، نمودار شده است. روش به این منظور  با روش کیفیِ پرتره نگاری به مطالعه 6 نفر به در اجتماعات محلی استان ایلام و  لرستان پرداخته شده است. به منظور گرد آوری اطلاعات از مصاحبه های عمیق و یادداشت های میدانی استفاد شد نمونه  مورد مطالعه با استفاده از استراتژی نمونه گیری  نظری در مناطق شهری و روستایی از استان های ایلام- شهرستان دره شهر و  بدره- و  استان لرستان-  شهرستان پلدختر و رومشکان- انتخاب شدند که پس از مصاحبه عمیق با نمونه های انتخاب شده  و پرتره هر یک از مشارکت کنندگان  ترسیم شد و  سپس داده ها  و سپس مصاحبه ها به منظور جای سازی در چارچوب کلانتری، یافتن وجه مشترک پرتره ها و  استخراج مضامین اصلی با استفاده از روش تحلیل مضمون سعی در ارائه روایت نهایی مداخلات توسعه ای از منظر منطق و صدای ناشنیده اجتماع محلی داشته است. یافته ها  بر اساس یافته ها مداخلات توسعه  با تخریب رنج های سرخوشانه اجتماع بومی را با استراتژی های  تغییرات تحقیر کننده، مداخلات طرد کننده، تغییرات محدود کننده دچار دگرگونی نمود، زیست جهانی که با رنج سرخوشانه توصیف شد به برهوت محاسبه گری مبدل نمود و سپس با ایجاد ناسازی و فرسایش شبکه های اجتماعی بستر را برای کنش های اقتصادی سرگردان و غارت شده فراهم نمود. ناسازی ایجاد شده موجب شد که غالب جامعه به مثابه بازنده تغییرات به اعانه بگیران، مستمری بگیران وکارگران روز مزد و آواره تبدیل شوند و تنها عده ای کمی سوار بر تغییر از مداخلات توسعه ای بهره مند شوند. کنشگران اگر چه سیر زندگی مشابهی داشته اند اما برای کنار آمدن با تغییرات از استراتژی های متفاوت بهره برده اند که  در نهایت اعانه بگیری به مثابه سرنوشتی شوم تقدیر اکثریت بوده است نتیجه  تحلیل یافته ها نشان می دهد که مداخلات توسعه ای در « عاملیت زدایی» از جامعه هدف و تبدیل آنها به ابژه های فلاکت زده و اعانه بگیر و وابسته به دولت و از جهت دیگر تحقیر داشته های آنها و تخریب  زمینه های کنش اقتصادی بوم زاد موفق بوده است و در نهایت توسعه با شعبده بازی خیره کننده ای در هدایت شهروندان از رنج های سرخوشانه به مقصد  فقر و صورت نوپدید آن  یعنی بینوایی که بافتار اجتماعی تخریب شده تقارن دارد ایفای نقش کرده است و با غفلت از بازیگران و زمینه تاریخی،اجتماعی و اقلیمی آنها در صدد تحمیل منطق خود بر منطق جوامع هدف بدون توجه به پیامدهای این تحمیل گری، بوده است؛ در چنین شرایطی به واسازی توسعه یعنی بازنشاندن توسعه در جایگاه واقعی اش، نیاز است.  
۱۴۸۶.

نگاهی انتقادی به نظریه ابتناء(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی اکبر رشاد می پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع شناختی، معرفت شناختی، دین شناختی، فاعل شناختی و مخاطب شناختی) تبیین می کند. مهم ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می کند.
۱۴۸۷.

روایتی پدیدارشناسانه از نگرش به بدن: مطالعه دختران دانشگاه رازی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۶
هد ف در جامعه امروزی، ظاهر زیبا اهمیت بیشتری پیدا کرده است و زنان و دختران دنبال ظاهری جذاب هستند. امروزه نگرش ها نسبت به گذشته تغییر کرده است. زنان دیگر به بدن به عنوان یک امر طبیعی نگاه نمی کنند، بلکه آن را به عنوان یک محصول فرهنگی و اجتماعی می بینند. در چنین حالتی، بدن همانند ابژه ی زیبایی شناختی اهمیتی اجتماعی قابل توجه یافته است، چون می تواند همانند چیزی رنگ آمیزی شده یا حکاکی شده، دچار دست کاری شود. حتی زنان با وجود جنس واحد، در طبقات و نژادهای مختلف، تجربه های متفاوتی نسبت به بدن زنانه دارند و زندگی شخصی و اجتماعی خود را به اشکال مختلفی تجربه می کنند. با این همه، زندگی آن ها حاوی مؤلفه ها و تجربیات مشترکی است؛ تجربیاتی چون داشتن موقعیت فرودست در برابر مردان، احساس عدم تعلق به دنیای مردانه، هراس از دنیای مردان، عدم امکان خودبیانگری، ترس از تعرض و خشونت، در معرض نگاه خیره مردان بودن و از این قبیل. با توجه به مباحث مطرح شده، این پژوهش در پی این مسئله است که ادراک زنان از بدن خویش چگونه است و چه زمینه یا مقوله هایی نوع ادراک زنان از بدن را که در بستر تجربیات زیسته اند شکل می دهد؟ بنابراین این مطالعه با هدف بررسی نگرش به بدن در میان دختران دانشگاه رازی کرمانشاه و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. روش   روش پژوهش حاضر کیفی و پدیدارشناسانه است. زمانی که هدف از روش تحقیق کیفی بررسی تجربه زیسته افراد در مورد پدیده ای باشد، از روش پدیدارشناسی استفاده می شود. روش پدیدارشناسی در پژوهش حاضر انتخاب شده است زیرا هدف مطالعه، بررسی تجربه زیسته و درک عمیق نگرش دختران دانشجو نسبت به بدن خود است. فرآیند تحلیل کیفی در پدیدارشناسی به شرح ذیل و با استفاده از روش کدگذاری انجام شد: انجام مصاحبه با افراد مورد مطالعه که به وسیله روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این مطالعه، ابتدا داده های ضبط شده شرکت کنندگان مکرراً شنیده شد و اظهارات آن ها کلمه به کلمه روی کاغذ ثبت شد. برای درک احساسات و تجارب شرکت کنندگان، مطالب چند بار مطالعه شد و پس از مرور تمام توصیف های شرکت کنندگان، زیر اطلاعات با معنا و داده های مرتبط با پدیده مورد بحث خط کشیده شد و جملات مهم مشخص گردید و سپس کدگذاری ها انجام شد. در پژوهش حاضر، معیار ورود به پژوهش شامل دانشجوی دختر بودن، داشتن توانایی و آمادگی برای بازگو کردن تجربه زیسته درباره نگرش به بدن و تمایل به مشارکت در مصاحبه عمیق بود و افرادی که همکاری لازم نداشتند یا از ادامه مصاحبه انصراف دادند از مطالعه خارج شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت تا تمام ابعاد پدیده شناسایی شود. نهایتاً تعداد 16 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. برای این کار، از قبل با افراد هماهنگی های لازم انجام شد و با هر فرد مصاحبه ای 90 دقیقه ای صورت گرفت. به افراد مورد مصاحبه اطمینان داده شد که اطلاعات آن ها محرمانه می ماند. اطلاعات جمعیت شناختی همانند سن، تحصیلات و رشته تحصیلی پرسیده شدند. کدگذاری اولیه شامل خواندن خط به خط متن مصاحبه ها، استخراج مفاهیم و جملات اصلی و شکل دادن مقولات و طبقات اولیه انجام شد و سپس کدگذاری ثانویه شامل طبقه بندی اطلاعات، مشخص کردن زیرطبقه ها و تشکیل طبقات نهایی صورت گرفت. برای تحلیل اطلاعات، مصاحبه های ضبط شده تایپ شدند و سپس کدگذاری آزاد انجام شد و از طریق کدگذاری باز، مفاهیم اولیه استخراج گردید، سپس مقوله ها به دست آمدند و نهایتاً تفسیر و تحلیل شدند. یافته ها   یافته ها بیانگر آن است که نگرش به بدن تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی قرار دارد و هر یک از این عوامل در تعامل با یکدیگر، معنا و اهمیت خاصی به بدن و ظاهر زنان می بخشند. یکی از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فضای مجازی بود و شرکت کنندگان تجربه های متنوعی از تعامل با این فضا و تأثیر آن بر نگرش خود نسبت به بدن بیان کردند. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فشار اجتماعی بود که شرکت کنندگان تجربه کردند و آن را در نگرش و رفتار خود نسبت به پوشش و ظاهر گزارش دادند. این تجربه ها نشان می دهند که هر فرد با فشارهای اجتماعی مواجهه متفاوتی دارد و این فشارها بر انتخاب پوشش و نگرش او نسبت به بدن تأثیر می گذارد. برخی شرکت کنندگان تأکید کردند که نیاز به هماهنگی با انتظارات جامعه باعث تغییر رفتار و نگرش آن ها شده است، در حالی که تجربه برخی دیگر کمتر تحت تأثیر فشارها قرار گرفته است. یکی از مقوله های شناسایی شده، تصور از بدن آرمانی بود که شرکت کنندگان آن را از جنبه های مختلفی تجربه و توصیف کردند. برخی افراد بدن آرمانی را با سلامت جسمانی مرتبط می دانستند. این یافته ها نشان می دهند که تصور از بدن آرمانی چندبعدی و فردی است و هر شرکت کننده بسته به تجربه زیسته و نگرش شخصی، جنبه های متفاوتی را در نظر می گیرد؛ از سلامت جسم و روان، ورزش، تغذیه، آرایش و مراقبت پوستی تا ویژگی های ظاهری مانند رنگ مو و وضعیت پوست. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده، تأثیر هزینه های اقتصادی بر نگرش و اهمیت دادن به بدن بود. شرکت کنندگان بیان کردند که محدودیت های مالی مانع دست یابی به ایده آل های مدنظر آن ها می شود و برخی از این ایده آل ها تنها جنبه ذهنی دارند. این یافته ها نشان می دهند که دختران ایده آل هایی برای بدن خود دارند، اما محدودیت های مالی خانواده و نبود درآمد مستقل مانع رسیدگی به بدن به شکل دلخواه می شود. فضای دانشگاه و محیط خوابگاه از جمله مقوله های شناسایی شده بودند که با سنت ها و ارزش های خانوادگی در ارتباط نزدیک قرار داشتند و می توانند به مرور زمان اثرات قابل توجهی بر نگرش و پوشش دختران داشته باشند. نگرش جنس مخالف و مقبولیت اجتماعی از جمله مقوله هایی هستند که بر نگرش دختران به بدن اثرگذارند. زیرمؤلفه های این مقوله شامل جذابیت زنان آرایش کرده برای مردان، نظردهی مردان بر پوشش و ظاهر، تأثیرپذیری از جنس مخالف و افزایش شانس ازدواج است. نگرش دختران نسبت به عمل جراحی و پوشش شامل دیدگاه های مثبت و منفی است. دیدگاه های مثبت شامل انجام عمل جراحی برای رفع مشکلات جسمی، افزایش اعتمادبه نفس و اصلاح نقص های فردی است. نتیجه   به طور کلی، تجربه زیسته دختران نشان می دهد که نگرش به بدن حاصل تعامل پیچیده میان خودآگاهی فردی، جامعه، فرهنگ، رسانه ها و منابع اقتصادی است و این نگرش در حال تغییر و تطابق با محیط های مختلف اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین، بررسی نگرش به بدن به ویژه در نسل جوان، نیازمند نگاه چندبعدی و فهم عمیق تجربه زیسته افراد است و هرگونه سیاست گذاری، آموزش یا مداخله در این حوزه باید با درک واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه باشد.
۱۴۸۸.

امنیت غذایی به مثابه حق بنیادین بشر؛ از تعهدات دولت ها تا کرامت انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: امنیت غذایی به عنوان یکی از اساسی ترین مؤلفه های حیات انسانی، فراتر از یک مسئله اقتصادی یا توسعه ای، در دهه های اخیر در چارچوب حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است. حق بر غذای کافی به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر، ریشه در کرامت ذاتی انسان داشته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به رسمیت شناخته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که دولت ها نه تنها موظف به تأمین دسترسی فیزیکی و اقتصادی شهروندان به غذای کافی، سالم و پایدار هستند، بلکه تعهد دارند از هرگونه اقدام یا سیاستی که منجر به نقض این حق شود، خودداری کرده و با اتخاذ تدابیر تقنینی، اجرایی و قضایی، زمینه تحقق کرامت انسانی را فراهم آورند. نتیجه : تحقق امنیت غذایی بدون رویکرد حقوق بشری و التزام واقعی دولت ها به تعهدات بین المللی، امکان پذیر نبوده و تضمین کرامت انسانی مستلزم شناسایی و اجرای مؤثر حق بر غذا به عنوان یک حق بنیادین بشر است.
۱۴۸۹.

Identification of Artificial Intelligence Functions in Digital Libraries Based on the Wright Model(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
Purpose: In the 21st century, digital libraries have emerged in new ways in the professional career of librarians and other library users worldwide. The aim of the present study is to identify the functions of artificial intelligence in digital libraries. Method: This research is a qualitative systematic review. The population of the study includes all quantitative and qualitative research articles on the identification of artificial intelligence functions in digital libraries. Findings: A total of 500 research titles were retrieved through a multi-stage search in internal and external databases. Following a three-stage monitoring process (based on title, abstract, and full-text study), 34 research sources (9 foreign research titles and 25 domestic research titles) in the form of published journals articles and conference papers were identified and analyzed using thematic content analysis. For qualitative evaluation of the studies, 8 questions were posed to the experts, resulting in 1 selective code, 8 central codes and 42 open codes. Conclusion: The results of this research show that artificial intelligence can play an important role in the functioning of digital libraries and providing services to users. The findings demonstrate that AI-based systems are useful in various areas such as reference services, database search, organization, indexing, collection management, information retrieval, convenience and development, planning, and circulation. Moreover, librarians can enhance the quality of their works by employing this technology, which contributes to user satisfaction and the improvement of library services.
۱۴۹۰.

Hegelian Influence on Inferentialism, Plausibility and Limitations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۴
The aim of this paper is to examine both the potential and limitations of Hegelianism in contemporary epistemology. To achieve this, the paper first explores Robert Brandom's interpretation of Phenomenology of Spirit in his 2019 work, Spirit of Trust. In this context, Hegel is positioned as a precursor to the holistic, historical, and social dimensions of belief, as well as a critic of the empiricist intuitions prevalent in modernity, aligning with the framework of American inferentialism. This section demonstrates that it is possible to discuss the constitution of concepts without invoking sensations or immediate knowledge. The paper then turns to the reception of Brandom’s proposal by scholars such as Richard Rorty and Slavoj Žižek, who concurs that Brandom falls short in maintaining a radical stance toward empiricism, and highlight the ethical and political challenges inherent in Brandom’s neo-Hegelian inferentialism. In this section, it becomes evident that Brandom’s concept of the Hegelian absolute and his notion of remembrance cannot be reconciled with a conception of reality as negative and contingent, a view that assumes progressiveness—something Žižek, in contrast, succeeds in recognizing within Hegel's philosophy.
۱۴۹۱.

مدیریت خطر تحریم در شناسایی و اجرای آرای داوری خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۷
حل وفصل اختلافات تجاری به ویژه در شرایط تحریمی، همواره چالشی جدی برای فعالان تجاری بوده و ضرورت بهره گیری از داوری را به عنوان نهادی انعطاف پذیر و مستقل از ساختار حاکمیتی دوچندان نموده است. با وجود این، داوری نیز ممکن است با خطرهای ناشی از تحریم مواجه شود. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از مطالعه تطبیقی و اسناد بین المللی، تأثیر خطرهای تحریمی بر شناسایی و اجرای آرای داوری را بررسی می کند. همچنین می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه تحریم ها می توانند بر شناسایی و اجرای داوری تأثیر بگذارند و چه راهکارهایی برای مدیریت این پیامدها وجود دارد تا داوری همچنان به عنوان روشی مؤثر برای حل اختلافات تجاری در شرایط تحریمی باقی بماند. برای مدیریت خطر ناشی از تحریم، انتخاب مقر داوری در کشورهایی با تفسیر مضیق از تحریم ها و همچنین تعیین قانونی که تحریم ها را بخشی از نظم عمومی تلقی نمی کند و تنظیم شرط داوری انعطاف پذیر، از مهم ترین راهکارهایی است که می تواند میزان ریسک تحریم را در مرحله شناسایی و اجرای رأی به طور قابل توجه کاهش دهد.
۱۴۹۲.

شناسایی موانع جذب سرمایه های مالی در ایجاد کسب و کارهای خرد روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش کاربردی حاضر با هدف شناسایی موانع مؤثر بر سرمایه گذاری در توانمندی های متنوع روستاهای شهرستان مریوان و تلاش در جهت تنوع بخشی به اقتصاد این مناطق از طریق جذب سرمایه انجام گرفته است. این مطالعه در سال ۱۴۰۳ و با رویکرد توصیفی–تحلیلی صورت پذیرفته است. داده های مورد نیاز در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش میدانی از طریق پیمایش، مبتنی بر مصاحبه و توزیع پرسش نامه گردآوری شده اند. بر این مبنا؛ در ابتدا با انجام مصاحبه هایی نیمه ساختارمند، موانع و مشکلات پیش روی جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی و راه اندازی کسب و کارها در منطقه شناسایی و سپس، با توزیع پرسشنامه، جهت کمی سازی و تعمیم این یافته ها در میان 100 نفر از آگاهان و متخصصان، مدیران و مسئولین و صاحبان کسب و کارهای خرد در منطقه مورد مطالعه (روستاهای شهرستان مریوان) که به روش هدفمند انتخاب شدند، موانع شناسایی شده به تایید رسیدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده آزمون تحلیل عاملی، ابزارهای آمار فضایی، تحلیل مسیر و تکنیک تئوری بنیادی انجام گرفته است، در نهایت؛ نتایج نشان داد که سه عامل اصلی ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی با بار عاملی برابر 8/15 و تبیین 8/28 درصد واریانس ها؛ ضعف قوانین و حمایت ها و کمبود سرمایه های مالی با مقدار ویژه برابر 3/14 و تبیین 26 درصد واریانس ها؛ و ضعف در سرمایه های اجتماعی و انسانی با مقدار ویژه برابر 8.6 و تبیین 6/15 درصد واریانس ها، مهمترین موانع و چالش های پیش روی جذب سرمایه و ورود سرمایه گذاران جهت راه اندازی کسب و کارهای خرد و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه می باشند. همچنین، مانع ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی، بیشترین تاثیر را در نتیجه بخش بودن سرمایه گذاری ها در منطقه دارا بوده و در بین دهستانهای شهرستان مریوان، دهستان های سرشیو، کوماسی و گلچیدر دارای بیشترین ریسک سرمایه گذاری هستند
۱۴۹۳.

شبیه سازی و ترسیم دورنمای خشک سالی حوضه آبریز رودخانه ارس با مدل اقلیمی CNRM-CM6(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
در این پژوهش به بررسی وضعیت خشک سالی حوضه ارس در شرایط تغییر اقلیم پرداخته شده است. برای این منظور، از داده بارش شبیه سازی شده مدل CNRM-CM6-1-HR با توان تفکیک افقی بالا (10 کیلومتر) تحت سناریوی SSP585 طی 76 سال و 912 ماه از دوره آینده (2025-2100) استفاده شد و شاخص SPI به عنوان معیار ارزیابی وضعیت خشک سالی تعیین گردید. بررسی ماهانه خشک سالی آینده تحت سناریوی SSP585 با شاخص SPI نشان داد که روند خشک سالی در همه ایستگاه ها به جز ایستگاه جلفا نزولی است. تحت سناریوی SSP585، شدیدترین خشک سالی دوره در اردبیل و اهر در آوریل 2094، در جلفا در آوریل 2094، در پارس آباد در فوریه 2028، در خوی در سپتامبر 2078 و در ماکو در می 2080 شبیه سازی شد. در مقیاس سالانه، فراوانی خشک سالی در ماکو، جلفا، پارس آباد، خوی و اردبیل به ترتیب 42، 41، 39، 36 و 34 سال محاسبه شد. توزیع فضایی آنومالی های بارش سالانه حوضه ارس نشان داد بیشینه خشک سالی خیلی شدید و کمینه ترسالی خیلی شدید در جنوب شرقی حوضه (ایستگاه اردبیل) قرار گرفته درحالی که هسته بیشینه ترسالی خیلی شدید و هسته کمینه خشک سالی خیلی شدید در جنوب غربی حوضه متمرکز است. در مقیاس ماهانه نیز هسته بیشینه و کمینه فراوانی آنومالی های مثبت عمدتاً در نیمه غربی حوضه قرار دارد. در مقیاس سالانه، بیش ترین درصد افزایش آنومالی های بارشی مثبت برآورد شده مربوط به اردبیل، پارس آباد و اهر و بیش ترین کاهش آنومالی های منفی مربوط به اهر، خوی و اردبیل بوده است. در مقیاس ماهانه، حداکثر میزان کاهش آنومالی منفی مربوط به پارس آباد و حداکثر درصد افزایش آنومالی مثبت مربوط به جلفا است.
۱۴۹۴.

مقایسه تطبیقی زیست پذیری فضاهای شهری در مناطق نوساز و قدیمی شهر تبریز (محلات مورد مطالعه: اهراب و ولیعصر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۰
امروزه شهرها با چالش های بسیاری زیادی در زمینه اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی مواجه شده اند. بر این اساس زیست پذیری یکی از مفاهیم و تئوری های مهم اخیر در برنامه ریزی شهری می باشد که مارا به سوی داشتن شهری مطلوب برای زندگی هدایت می کند. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، مقایسه تطبیقی زیست پذیری فضاهای شهری در مناطق نوساز و قدیمی شهر تبریز ، نمونه موردی محلات اهراب و ولیعصر می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع پژوهش های کاربردی است و به لحاظ روش تحلیلی - توصیفی می باشد. در این پژوهش ابتدا با مطالعات صورت گرفته عوامل موثر بر زیست پذیری شهری در محلات مورد مطالعه در بعد مکانی بررسی شده و سپس معیارهایی در6 بعد مسکن، سرانه، دسترسی، محیط زیست، زیرساخت و جمعیت تعیین گردید. بعد از تعیین معیارها برای بدست آوردن لایه های اطلاعاتی از طرح توسعه و عمران (جامع) شهر تبریز، سالنامه آماری کشور، سالنامه آماری استان آذربایجان شرقی، بلوک های آماری شهرستان تبریز، تصاویر ماهواره ای لندست 9 و داده های آزمایشگاه شیمی دانشگاه تبریز استفاده شده است. در مرحله بعدی داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار ArcGIS 10.8.2 تحلیل گردیده و نتایج حاصل در قالب نقشه و جداول ارائه شد است. یافته های پژوهش نشان داد که سطح شاخص های زیست پذیری با توجه به معیارها در دو محله تفاوت چندانی به جز در مواردی با یکدیگر ندارند در آخر نیز برای وزن دهی و نتیجه گیری نهایی از تکنیک تاپسیس استفاده شده است که نتایج حاصل نشان می دهد محله ولیعصر با وزن 59/0 درصد زیست پذیر تر از محله اهراب با وزن 41/0 درصد می باشد.
۱۴۹۵.

تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۹۲
مطالعه حاضر با روش ترکیبی با ترکیب رویکرد تجربی (در گردآوری داده ها) و توصیفی تحلیلی (در تحلیل داده ها)، به تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی می پردازد. بدین منظور، در بخش تجربی، غزلی منتخب از سعدی به چهار ربات هوشمند «گروک 3»، «چت جی پی تی»، «جمینای» و «دیپ سیک» داده شده است. در بخش تحلیلی، پاسخ های این مدل ها بررسی، مقایسه و ارزیابی شده است تا همراه با تبیین راهکارهای «سهل ممتنع»سرایی سعدی از دیدگاه هوش مصنوعی، ظرفیت های تحلیلی این ابزارهای هوشمند در مطالعات ادبی نیز سنجیده شود. نتایج این جستار نشان می دهد که هر چهار هوش مصنوعی، در تعریف و تبیین مفهوم سهل ممتنع موفق عمل کرده است. مؤلفه های اصلی سهل ممتنع در غزل سعدی را عبارت دانسته اند از: سادگی زبان، عمق معنا، تصویرسازی، موسیقی، ایجاز، ایهام و جهان شمولی. همچنین هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان، تحلیل دقیق نقش حروف اضافه، ارزیابی تأثیر وزن و قافیه، درک تضادهای معنایی و... نشان می دهد که «سهل ممتنع» در شعر سعدی نه تنها به دلیل استفاده از زبانی ساده و روان که به سبب وجود شبکه ای پیچیده از روابط معنایی، آرایه های ادبی ظریف و تجربه ای عمیق از عشق و حالات انسانی شکل گرفته است.
۱۴۹۶.

محارم آمیزی در افسانه های ایرانی و مصری (خوانشی بر پایه پیوند ساختار افسانه و زبان در دیدگاه کلود لوی استروس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۹
مقاله پیش رو می کوشد با بهره گرفتن از آراء کلود لوی استروس در اسطوره پژوهی بدین پرسش پاسخ دهد که چرا افسانه های درپیوند با تیپ T411 در ایران و مصر، علی رغم پیشینه محارم آمیزی در این دو سرزمین، از پذیرش آن سر باز می زنند؟ به باور لوی استروس در پس ظاهر متفاوت اسطوره های مرتبط ساختاری یکسان نهفته است. کشف این ساختار پنهان به یاری شباهت آن با ساختار زبان میسر می شود؛ چراکه اسطوره نیز مانند زبان واحدهای سازنده ای دارد که میت / اسطوره-واج نام دارند. با کشف این واحدها و درک ارتباط میان آن ها روشن می شود که اسطوره های درپیوند چه پیامی را و چگونه منتقل می کنند. پس از وارسی افسانه های یافت شده، بر پایه روش مذکور، روشن شد که این افسانه ها نمایانگر دوگانه انگاری ذهن پردازندگانشان هستند؛ زیرا تقابل محارم آمیزی / ممنوعیت محارم آمیزی شالوده پیدایش این افسانه هاست. این تقابل، خود، برآمده از تضادی است که در ژرفای جان آدمیان ریشه دارد: دوگانه طبیعت / فرهنگ. از آنجا که نهی زنا با محارم نقطه گسست بشر از طبیعت و آغاز پیدایش فرهنگ است افسانه های ایرانی و مصری در تلاش اند این نباید/باید را در مخاطبان نهادینه سازند و هم از این رو فرجامی متفاوت با باورهای دینی کهن دارند.
۱۴۹۷.

واکاوی مفهوم دولت مداری در سنت سیاست نامه نویسی؛ دوره پیشامشروطه (با تاکید بر آراء میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و میرزا حسین خان سپهسالار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه و اهداف: سنت سیاست نامه نویسی، از دوره سلجوقی تا قاجار، مهم ترین میدان واکاوی کنش دولت در ایران بوده است؛ با این همه، ورود مدرنیته گسل هایی در بنیان های نظری آن پدید آورد. این مقاله با تمرکز بر دوره پیشامشروطه می کوشد مفهوم «دولت مداری» را در دو سیاست نامه متأخر -منشآت میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و تنظیمات حسنه میرزا حسین خان سپهسالار- واکاوی کند. هدف اصلی، تبیین چگونگی پاسخ این دو متن به بحران های سه گانه تجدد، فروپاشی نظم سنتی و واژگونی امر سیاسی، و نشان دادن سهم آنان در گذار از الگوی سلطنت محور به الگوی دولت محور است. روش و چهارچوب نظری: چارچوب تحلیلی پژوهش، الگوی «بحران–تشخیص–تجویز» توماس اسپریگنز است که نظریه های سیاسی را واکنشی عقلانی به نابسامانی های عینی می داند و بر پایه این مدل، هر متن سیاسی بر چهار گام مشاهده بی نظمی، ریشه یابی بحران، ترسیم نظم مطلوب و تدوین راهکارها استوار است. همچنین نوع روش تحلیل، بازخوانی تطبیقی-تاریخی بوده تا داده های مستخرج از آثار قائم مقام و سپهسالار، و گزارش های مورخان و شارحان در چهارچوب الگوی اسپریگنز موردبررسی قرار گیرد. یافته ها: تحلیل تطبیقی نشان داد که قائم مقام در پاسخ به بحران شکست های نظامی و فرسایش اقتدار، مفهوم «مصلحت دولت» را حول سه محور بازتعریف کرد: الف. استقلال تصمیمات حاکم از اقتدار دینی، در قالب ایده «سلطنت مستقله»، ب. جایگزینی وفاداری های شخصی با مقوله نوپای «منافع ملی»، ج. تمایز فزاینده میان نهاد دولت و شخص سلطان که در نامه ها و اعتراض های او به شاه مشهود است. در گام تجویزی، او تثبیت ارتش منظم، اصلاح مالیه و حرفه ای سازی دیوان را برای گذار به دولت نو ضروری می دانست. سپهسالار، چند دهه بعد، مرحله بعدی این تحول را با طرح «تنظیمات حسنه» پیش برد. یافته ها نشان می دهد که وی با الهام از اصلاحات عثمانی، الگوی «سلطنت منتظم» را پیشنهاد کرد که در آن قدرت شاه از طریق سه سازوکار مهار می شود: نخست، تأسیس هیئت وزیران نُه گانه و صدارت پاسخ گو به شاه و مجلس وزرا؛ دوم، تشکیل مجالس تنظیمات ولایات با مشارکت مستوفیان و امنای محلی برای نظارت بر مالیات، امنیت و حقوق رعیت؛ سوم، محدود کردن حکام ایالات از رهگذر قواعد شفاف مالی و الزام آنان به حساب دهی به مرکز. مقایسه دو متن نشان می دهد هرچند هر دو نویسنده همچنان مشروعیت سلطنت را مفروض می گیرند، اما مسیر گذار از سلطنت مطلقه به دولت قانونی را در دو پله ترسیم می کنند: قائم مقام بر ضرورت تمایز مفهومی «دولت» از «شاه» و ایجاد ظرفیت چانه زنی دیوانی درون ساختار قدیم تأکید دارد، در حالی که سپهسالار با تکیه بر قانون گذاری اداری، به نهادمندسازی تفکیک وظایف و سلسله مراتب اداری می پردازد. در مجموع، سیاست نامههای متأخر پیشامشروطه از اخلاق نصیحت نامه ای فاصله گرفته و به زبان برنامه ریزی نهادی و دولتی نزدیک شده است. نتیجه گیری: برآیند پژوهش نشان می دهد که سنت سیاست نامه نویسی معاصر، توانست سازوکارهای دولت نو را درون زبان سنتی خود و در پیوند با گذشته در مواجهه با بحران های تجدد بازآفرینی کند. قائم مقام حلقه اتصال میان سلطنت و دولت را تمایز بخشید و سپهسالار با تنظیمات، بوروکراسی قانون مند را برای ساخت دولت فراهم آورد؛ بدین سان، بذر مشروطه در خاک سیاست نامههای پیشامشروطه برای غلبه بر بحران ها دولت مداری افشانده شد. بدین گونه می توان قائم مقام فراهانی و میرزا حسین خان سپهسالار را از پیشگامان این تفکر در ایران پیشامشروطه محسوب نمود که در پی افکندن ریشه های دولت نو از درون سنت سیاست نامه نویسی بودند.
۱۴۹۸.

بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
ادبیات سورئال به عنوان یکی از جریان های تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایه های ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم می ریزد و فضایی خلق می کند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم می آمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر می رود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل می شود. این رویکرد، نه تنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم می سازد. رمان بوف کور صادق هدایت، به عنوان نمونه ای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا می کند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکل گیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و به گونه ای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان می دهد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با بهره گیری از روش تحلیل نشانه شناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری می پردازد. از طریق تحلیل لایه های تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شده اند. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، می تواند زمینه ساز خلق فضاهایی چندلایه، درون نگر و تجربه محور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انسان اند.
۱۴۹۹.

Unearthing Colonial Wounds: Tracing the Impacts of Trauma on Indian Identity in Kiran Desai’s The Inheritance of Loss(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
The impact of colonization on identity construction has emerged as a critical area of inquiry, particularly among postcolonial writers, novelists, and theorists. This paper investigates the psychological and cultural ramifications of colonial domination on the identity formation of colonized individuals, with particular emphasis on experiences of alienation and identity loss. Kiran Desai’s novel The Inheritance of Loss (2006) is analyzed through the theoretical frameworks of Stuart Hall’s concept of cultural identity and Frantz Fanon’s exploration of colonial trauma and its effects on subjectivity. This study contends that colonization fundamentally disrupts the continuity of cultural identity and induces a condition of psychological fragmentation, resulting in enduring displacement, alienation, and a decentered sense of self among the colonized. The findings demonstrate that in The Inheritance of Loss, colonial trauma manifests through internalized cultural inferiority, linguistic alienation, and intergenerational identity rupture, particularly visible in the judge’s self-erasure and Biju’s diasporic disillusionment. These experiences reveal a uniquely postcolonial condition of fractured identity, marked by alienation, double displacement, and a decentered sense of self rooted in the enduring psychological legacies of colonial domination.
۱۵۰۰.

ساخت هویت نوین ایرانی در جامعه عرب خوزستان دوره پهلوی اول با تأکید بر نقش مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۴
سیاست مدرسه سازی به عنوان یکی از ارکان اصلی برساختن هویت جدید ایرانی در سراسر دوره پهلوی اول دنبال شد. دولت رضاشاه با هدف تمرکز قدرت و تقویت انسجام ملی، سیاست های آموزشی نوینی را در سراسر کشور به اجرا گذاشت که جامعه عرب خوزستان نیز از آن مستثنا نبود. این مقاله به بررسی سیاست مدرسه سازی و گسترش آموزش نوین در جامعه عرب خوزستان طی سال های ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ش می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که نهضت مدرسه سازی در میان عرب های خوزستان چه نقشی در پذیرش هویت جدید ایرانی داشت؟  تحقیق حاضر با روش تاریخی و بر پایه اسناد و نشریات دوره رضاشاه انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تأسیس مدارس دولتی در مناطق عرب نشین نه تنها ابزاری برای گسترش سواد و آموزش بود، بلکه وسیله ای برای نفوذ و ترویج عناصر هویت رسمی نوین، ارزش های ملی و در عین حال تضعیف هویت محلی به شمار می آمد. همچنین روشن شد که در کنار منابع مالی وزارت معارف، نهادهایی چون شرکت نفت و نیروهای ارتش در خوزستان نقش مؤثری در پیشبرد این سیاست داشتند. بر اساس آمار موجود، توجه دولت به نهضت مدرسه سازی در جامعه عرب خوزستان بیش از دیگر مناطق کشور بوده است، چراکه این سیاست ابزاری برای تحکیم گفتار هویتی دولت و کنترل منطقه ای تلقی می شد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان