ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۴۶۱.

Predicting marital instability based on relational maintenance strategies and love schemas in working women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۴
Objective: Marital instability affects couple relationships and family structure. Although widely studied, the roles of love schemas and relational maintenance strategies in predicting marital instability have received less attention. This study aimed to examine the role of relational maintenance strategies and love schemas in marital instability among working women. Methods: This study employed a descriptive-correlational research design. The statistical population included married women employed at health centers in Ahvaz. A total of 158 participants were selected through a multi-stage cluster random sampling method during the 2024–2025 years. The research instruments included: Marital Instability Index (Edwards et al., 1987), Relational Maintenance Strategy Measure (Stafford et al., 2000), Love Schema Scale (Singelis et al., 1995). Data analysis was conducted using the Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis with the use of SPSS27 software. Results: The findings showed that relationship maintenance strategies, including assurance and task sharing, were predictors of marital instability, while love schemas were not able to predict marital instability. Conclusion: Based on these findings, it can be concluded that relational maintenance strategies influence marital instability. These results support clinical and educational interventions in the field of couples therapy that emphasize the enhancement of practical and behavioral skills.
۱۴۶۲.

تحلیلی بر پژوهش های علمی در حوزه برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور با رویکرد علم سنجی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و اهداف: نظام های آموزشی در پاسخ به نیازهای پیچیده یادگیری و تربیت همه جانبه، به بازنگری در مبانی نظری و رویکردهای تربیتی نیاز دارند. تربیت مغزمحور به عنوان رویکردی مبتنی بر یافته های علوم اعصاب، بر طراحی و اجرای فرآیند آموزش متناسب با سازوکارهای یادگیری مغز تأکید دارد و می تواند به تقویت کیفیت یادگیری و رشد متوازن ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند جایگاه و مسیر تحول پژوهش های علمی مرتبط با برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور، و بررسی پیوند مفهومی آن ها با ساحت های مذکور انجام شد. روش ها : این مطالعه علم سنجی با تحلیل 1124 مقاله از پایگاه( ScienceDirect 2010-2025) انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار VOSviewer و تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی (حداقل 6 تکرار) و شبکه هم نویسندگی در جهت ترسیم ساختار دانش موجود بررسی شدند. یافته ها: یافته های تحلیل به شناسایی حوزه های پرکاربرد و خلأهای پژوهشی منجر شد و نشان داد که تمرکز مطالعات بیشتر بر ابعاد شناختی و آموزشی بوده و ساحت های زیستی و زیباشناختی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که رویکرد تربیت مغزمحور، نه به عنوان یک روش، بلکه به مثابه چارچوبی نظری و میان رشته ای، ظرفیت هم افزایی میان علوم تربیتی و علوم اعصاب را در جهت تحقق اهداف سند تحول بنیادین داراست. بر این اساس، بهره گیری از همکاری های بین رشته ای، ترویج سواد مغزی در میان معلمان، و توجه به طراحی برنامه های درسی مبتنی بر شواهد می تواند مسیر توسعه و کاربست این رویکرد را در آموزش و پرورش ایران تقویت کند.
۱۴۶۳.

از نگرش تا نوآوری: پیش بینی خلاقیت شغلی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان بر پایه باور به فناوری های هوشمند و یادگیری محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
پیشینه و اهداف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی مدارس در پیش بینی خلاقیت شغلی نو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نو معلمان خانم مدارس استان اردبیل در سالتحصیلی 1404-1403 به تعداد جمعاً 260 نفر بود. که از آن میان، نمونه ای به تعداد 155 نفر از طریق جدول مورگان و گرجسی برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برگشت پرسشنامه 140 مورد بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خلاقیت شغلی رندسیپ (1979)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی یاووز (2005) و یادگیری غیر رسمی در محل کار لومان (2006) استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل گرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS 27 تحلیل شد. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، میانگین نمره نومعلمان در خلاقیت شغلی (77/3)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی (01/4)، یادگیری محیطی (57/3) بالاتر از میانگین متوسط به دست آمده است. بین نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی با خلاقیت شغلی رابطه مثبت وجود دارد (01/0>p). نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی به طور همزمان 8/27 درصد و مؤلّفه های نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی 2/26 درصد از تغییرات خلاقیت شغلی را به طور مثبت و معنی دار پیش بینی می کنند (01/0>p). نتیجه گیری: بدین ترتیب، نتایج این پژوهش هم در حوزه نظرى و هم کاربردى دستاورهای قابل توجهی داشت؛ به طوری که ضمن تأکید بر اهمیت خلاقیت شغلی نو معلمان در مدارس، نقش تعیین کننده نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی را خاطر نشان می سازد.
۱۴۶۴.

روابط ساختاری جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و رفتارهای قلدری با میانجی گری تنظیم هیجانی در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: یکی از رفتارهای شایع در دوره ابتدایی رفتارهای قلدری است. مطالعه ارتباط متغیرهای خانوادگی و فردی با رفتارهای قلدری اهمیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین روابط جو عاطفی خانواده، کودک آزاری، رفتارهای قلدری با میانجی گری تنظیم هیجانی در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی بوده است. روش ها: روش پژوهش از نظر ماهیت، همبستگی و از نوع مدل یابی روابط ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه های پنجم و ششم شهر تهران در سال 1400 و نمونه آماری بر اساس ملاک کلاین، 306 نفر بود که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسش نامه قلدر/قربانی، پرسش نامه جو عاطفی خانواده، پرسش نامه مهارت مدیریت هیجان کودک و پرسش نامه کودک آزاری بودند. برای تحلیل های شاخص های توصیفی، همبستگی و بررسی نرمال بودن داده ها از نرم افزار SPSS-25 و برای تحلیل مسیر از نرم افزار SMART PLS3.2 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و تنظیم هیجانی بر رفتارهای قلدری اثر مستقیم دارند. همچنین جو عاطفی خانواده و کودک آزاری با میانجی گری تنظیم هیجانی بر رفتارهای قلدری اثر غیرمستقیم دارند. شاخص های وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان و نکویی برازش نشان دهنده برازش مناسب مدل بوده است. نتیجه گیری: متغیرهای جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و تنظیم هیجانی می توانند رفتارهای قلدری را در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی پیش بینی کنند.
۱۴۶۵.

چالش های زیستن در کنار تخته سیاه: مدل مفهومی بیتوته معلمان در مدارس روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
پیشینه و اهداف: : در مناطق روستایی دوردست، کمبود امکانات تردد، «بیتوته» (اسکان شبانه روزی) معلمان را به راهکاری ضروری برای تداوم آموزش تبدیل کرده است. با وجود اهمیت موضوع، پژوهش جامعی در این باره وجود ندارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل، ابعاد، راهبردها و پیامدهای بیتوته معلمان مدارس روستایی و ارائه مدلی مفهومی تدوین شده است. روش ها : این پژوهش کیفی با راهبرد نظریه داده بنیاد نظام مند (اشتراوس و کوربین) انجام شد. ۱۳ نفر از معلمان و کارشناسان اداری از طریق نمونه گیری هدفمند (حداکثر تنوع) انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. اعتباریابی از طریق بازبینی اعضا و ممیزی همتا صورت گرفت. یافته ها: مدل پارادایمی استخراج شده شامل شش مقوله است: ۱) شرایط علی (عوامل ساختاری-جغرافیایی، سازمانی و فردی)؛ ۲) پدیده محوری بیتوته (تجربه ای دوسویه از تعهد تا انزوا)؛ ۳) شرایط زمینه ای (دوگانگی فرهنگی روستا و محرومیت های زیرساختی)؛ ۴) شرایط مداخله گر (مخاطرات ایمنی و ناکارآمدی اداری)؛ ۵) راهبردها (کنشگرانه نظیر تاب آوری و اجتنابی نظیر تلاش برای انتقال)؛ ۶) پیامدها که شامل دستاوردهای مطلوب (رشد حرفه ای و پیوند عمیق معلم-دانش آموز) و نامطلوب (فرسودگی روانی-جسمانی و تمایل به ترک خدمت) است. نتیجه گیری: بیتوته شمشیری دولبه است؛ در غیاب حمایت سازمانی و زیرساخت های اولیه به فرسودگی می انجامد، اما پتانسیل بالایی برای رشد حرفه ای دارد. سیاست گذاران آموزش وپرورش باید با تامین تجهیزات رفاهی-ایمنی و بازنگری نظام تشویقی، این تجربه را به فرصتی برای تحقق عدالت آموزشی تبدیل کنند.
۱۴۶۶.

روابط ساختاری تجارب ناخوشایند دوره کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری تجارب ناخوشایند دوران کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن 20 تا 30 ساله مراجعه کننده به کلینیک های درد مشهد در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه 204 نفر از بیمارانی بود که تشخیص میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب دریافت کرده و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش رضایت داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995)، پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی دانگ و همکاران (2004)، مقیاس افسردگی بک (1996) و مقیاس اضطراب بک (1988) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجارب ناخوشایند دوران کودکی از طریق افسردگی تأثیر معناداری بر فاجعه سازی درد دارد (0/01>p)، اما این تأثیر از طریق اضطراب معنادار نبود. همچنین، افسردگی با ضریب مسیر 0/531 بیشترین تأثیر را در میانجی گری داشت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجارب اولیه زندگی و حالات عاطفی منفی، به ویژه افسردگی، نقش مهمی در ادراک درد و فاجعه سازی آن در بیماران مبتلا به میگرن ایفا می کنند.
۱۴۶۷.

مقایسه طرحواره درمانی با درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به کلینیک مشاوره فصل زندگی شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه (هر گروه 15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری قرار گرفتند. از مقیاس پریشانی روان شناختی (K10) کسلر و همکاران (2003) و پرسشنامه بخشودگی هارتلند (HFS) تامسون و همکاران (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی با طرحواره درمانی است.
۱۴۶۸.

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه ای دانشجویان است و مداخله های آموزشی هدفمند می توانند آمادگی و خوش بینی شغلی آن ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود . روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش نخست آموزش شکوفایی و گروه آزمایش دوم آموزش تحلیل رفتار متقابل را در ده جلسه شصت دقیقه ای دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه خوش بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران ( ۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران ( ۱۳۹۶) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0> p ). بین گروه های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود . نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت ها و ایجاد خوش بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می بخشد . بنابراین بهره گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده سازی دانشجویان توصیه می شود.
۱۴۶۹.

اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان: نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان با در نظر گرفتن نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه انجام شد.   روش: این مطالعه همبستگی با 260 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان امید اصفهان در بهار و تابستان 1403 انجام شد. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس فرآیند درمان پذیرش و تعهد (Compact؛ فرانسیس و همکاران، 2016)، مقیاس تضعیف روحیه (DS-II؛ روبینسون و همکاران، 2016) و پرسشنامه رشد و افت پس از سانحه گسترده (PTGDI-X؛ تاکو و همکاران، 2021) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار 26- Amos تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: تحلیل نشان داد که همبستگی منفی معناداری بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه وجود دارد (001/0P<). رشد پس از سانحه و افت پس از سانحه به طور معناداری واسطه رابطه ی بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه هستند (001/0P<). مدل نهایی برازش مناسبی با داده ها نشان داد (05/0P<).   نتیجه گیری: فرایندهای پذیرش و تعهد به طور مستقیم و بواسطه رشد و افت پس از سانحه در تضعیف روحیه نقش دارند. پیشنهاد می شود مداخلاتی که فرآیندهای پذیرش و تعهد را هدف قرار می دهند، و همچنین رشد پس از سانحه و کاهش افت پس از سانحه را تقویت می کنند، برای کاهش تضعیف روحیه در بیماران سرطانی توسعه داده شوند.
۱۴۷۰.

مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان انجام گرفت. روش: پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با دو گروه آزمایشی گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ، 60 نفر از دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان بطور تصادفی انتخاب ودرسه گروه 20 نفری گمارش شدند. گروه اول بازآموزی سبک های اسناد و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس ( فرم الف) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P). همچنین بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت)000/1=p (. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود.  بین خلاقیت در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و بیشتر و پایدارتر از گروه بازآموزی سبک های اسناد است. نتیجه گیری: بازآموزی سبک های اسناد و آموزش مهارت های حل مسئله بر تمامی مؤلفه های خلاقیت دانش آموزان اثرگذار می باشد. نتیجه کاربردی اینکه این مداخله موجب بهبود خلاقیت می شود.
۱۴۷۱.

شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و هدف : رهبری دیجیتال به عنوان مهارت رهبران برای ایجاد چشم اندازی روشن و معنادار برای فرآیند دیجیتالی سازی و اجرای استراتژی هایی برای تحقق آن توصیف می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش مبتنی بر پارادایم عمل گرایی و با رویکرد استقرایی انجام شده و از طرح پژوهش آشیانه ای استفاده شده است. بدین منظور پایگاه های معتبر داخلی و خارجی شامل پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، جهاد دانشگاه، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست و امرالد مورد جست وجو قرار گرفت. در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در مجموع 53 مقاله شناسایی و پس از ارزیابی محتوایی، 50 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها با روش کیفی فراترکیب و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید یافته ها : بر اساس یافته ها، 71 مقوله فرعی در قالب ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد که شامل چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول، فرهنگ دیجیتال و چابکی سازمانی، تجربه مشتری در اکوسیستم دیجیتال، رهبری دیجیتال، زنجیره تأمین دیجیتال در بیمه، نوآوری و مدل های کسب وکار دیجیتال، مهارت های فناورانه مدیران، امنیت سایبری و حفاظت از داده ها، فناوری های نوظهور در بیمه دیجیتال، همکاری بین المللی و رقابت پذیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی در اکوسیستم دیجیتال، و سیاست گذاری و تنظیم مقررات دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران مفهومی چندبعدی و نظام مند است که بر پایه مجموعه ای از مؤلفه های راهبردی، فرهنگی، فناورانه و رفتاری استوار است. در این چارچوب، چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول به عنوان نقطه آغاز فرآیند دیجیتالی شدن سازمان های بیمه ای عمل می کند و جهت گیری کلان سازمان را در هماهنگی با اهداف تحول دیجیتال مشخص می سازد. این بعد، رهبران را ملزم می کند تا بین فناوری های نوین و مأموریت های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند.
۱۴۷۲.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه: مبتلایان به اضطراب اجتماعی از دو ویژگی عمده حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد برخوردارند و برای کاهش رفتارهای مضطربانه خود در موقعیت های اجتماعی رفتارهای ایمنی بخش را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از مدل کلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 303 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمنی بخش هراس اجتماعی (پینتگویا و همکاران، 2003)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کابالو و همکاران، 2010)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید و همکاران، 2005) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن،1996) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج با استفاده از روش بوت استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/21، p) و اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/41، p) از لحاظ آماری معنی دار می باشند و برازش مدل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش رفتارهای ایمنی بخش در اختلال اضطراب اجتماعی و همچنین اهمیت حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد در ایجاد و تداوم این اختلال، یافته های پژوهش دارای تلحویاتی برای درمانگران برای طراحی مداخلات درمانی به منظور بهبود اضطراب اجتماعی می باشد.
۱۴۷۳.

مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکارغیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی در افراد افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکار غیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و جامعه ی آماری شامل تمامی افرادی بود که به کلینیک های روانشناسی منطقه 5 تهران در بازه زمانی 1402 مراجعه کردند. نمونه گیری به روش در دسترس و پس از مصاحبه پژوهشگر با شرکت کنندگان و احراز ملاک های تشخیصی افسردگی اساسی بر اساس DSM-5 به عمل آمد. در مجموع، 60 نفر بیمار مبتلا به افسردگی اساسی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (IBQ-40)، افسردگی بک (ویرایش دوم)، بازداری هیجانی (ECQ) و ارزشمندی زندگی بود. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو درمان در مقایسه با گروه کنترل در بهبود نشانه های افسردگی، افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی و ارزشمندی زندگی در سطح معناداری (0/001) مؤثر بوده اند. با وجود این، درمان هیجان مدار در بهبود نشانه های افسردگی با تفاوت میانگین (1/733) و افکار غیرمنطقی با تفاوت میانگین (10/167) و بازداری هیجانی با تفاوت میانگین (9/683) نسبت به درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش مؤثرتر بود و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تفاوت میانگین (13/983) نسبت به درمان هیجان مدار اثربخش تر بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دو رویکرد درمانی هیجان مدار و پذیرش و تعهد ابعاد متفاوتی از سلامت روانی را مورد هدف قرار می دهند و درمان پذیرش و تعهد، حداقل در کوتاه مدت اثرات کمتری بر نشانه شناسی افسردگی و افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی داشته و همچنین اثرات بیشتری بر ارزشمندی زندگی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی دارد.
۱۴۷۴.

روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ بود. روش: این پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سمنان و تعداد نمونه 1084 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر نوجوانان، شایستگی های اخلاقی، تجارب آسیب زا در دوران کودکی، نئو و ادراک آینده تاریک استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای نشانگر در متغیرهای پنهان رفتارهای پرخطر و ارزش های اخلاقی محافظ به طور همسو و معناداری بر این سازه های مکنون بار شده اند (1/96<t). اثر ارزش های اخلاقی محافظ بر رفتارهای پرخطر منفی و معنادار بود (0.54- = β). اثرات تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر رفتارهای پرخطر (0.11 = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر رفتارهای پرخطر (0.22 = γ) و ادراک آینده تاریک بر رفتارهای پرخطر (0.10 = γ) مثبت و معناداری بود (1/96<t). اثر تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر شایستگی های اخلاقی (0.27- = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر شایستگی های اخلاقی (0.42- = γ) و ادراک آینده تاریک بر شایستگی های اخلاقی (0.15- = γ) منفی و معنادار بود (1/96<t). نتیجه گیری: نتایج مورد بحث قرار گرفته است.
۱۴۷۵.

کاربرد فناوری های اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
بوم سازگان های دریایی در دهه های اخیر به دلیل تغییرات اقلیمی، آلودگی و فعالیت های انسانی تحت فشار فزاینده ای قرار گرفته اند. پایش مؤثر این اکوسیستم ها برای مدیریت پایدار منابع دریایی و کاهش پیامدهای منفی انسانی ضروری است. با پیشرفت فناوری، استفاده از اینترنت اشیا و هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای نوین برای جمع آوری و تحلیل داده های محیطی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی کاربردهای اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی، توسعه چارچوبی یکپارچه و ارائه توصیه های عملی برای بهبود دقت و سرعت شناسایی تغییرات محیطی انجام شده است. پژوهش حاضر یک مرور نظام مند از مطالعات اخیر منتشرشده در 15 سال اخیر را انجام داده و بر منابع معتبر بین المللی تمرکز کرده است. داده ها با استفاده از تحلیل محتوا استخراج و چارچوبی شامل حسگرهای دریایی، شبکه های ارتباطی، الگوریتم های هوش مصنوعی و روش های پیش بینی ارائه شد. یافته ها نشان می دهد که ترکیب اینترنت اشیا و هوش مصنوعی امکان پایش لحظه ای پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی در گستره های جغرافیایی وسیع را فراهم می کند. استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در تحلیل داده ها موجب پیش بینی بهتر تغییرات بوم سازگان و شناسایی نقاط بحرانی می شود. همچنین، این رویکرد باعث کاهش هزینه های نظارت و افزایش دقت تصمیم گیری مدیریتی می شود. ادغام اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش دریایی می تواند پایه ای برای توسعه اقیانوس هوشمند و مدیریت پایدار منابع دریایی فراهم کند. این فناوری ها علاوه بر بهبود کارایی پایش، امکان واکنش سریع در برابر تهدیدهای محیطی و افزایش آگاهی علمی از تغییرات اکوسیستم های دریایی را فراهم می سازند.
۱۴۷۶.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با رفتار خصمانه در بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه: تجارب آسیب زای دوران کودکی نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای ناسالم در بزرگسالی دارد؛ شناسایی مکانیزم های زیربنایی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتارهای خصمانه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بر این اساس مطالعه حاضر با هدف نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه در بزرگسالان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت پایانه های نفتی ایران در سال 1403 بودند، در این پژوهش 280 نفر به روش نمونه گیری در دسترس مشارکت داشتند و به پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ)، پرسشنامه عملکرد بازتابی (RFQ) و پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم بر رفتار خصمانه (57/0=β) اثر مثبت و معنادار داشت؛ همچنین بر ذهنی سازی (58/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت؛ نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی به صورت مستقیم بر رفتار خصمانه (34/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه (20/0=β) نقش میانجی داشت. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت مستقیم و با نقش میانجی ذهنی سازی بر رفتار خصمانه بزرگسالان تاثیر دارد.
۱۴۷۷.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۱۴۷۸.

تحلیل روان شناختی تنظیم هیجان در قرآن کریم با تأکید بر رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: تنظیم هیجان به عنوان یکی از سازوکارهای بنیادین در دستیابی به سلامت روان، تاب آوری فردی و انطباق مؤثر با محیط، نقشی حیاتی در کیفیت زندگی ایفا می کند. ناتوانی در مدیریت و تعدیل هیجانات در مواجهه با موقعیت های استرس زا، فقدان، یا تهدیدهای روانی مستقیماً به اختلالات روان شناختی و کاهش عملکرد شناختی می انجامد. در پارادایم روان شناسی شناختی-رفتاری (CBT)، کانون توجه بر این فرض استوار است که ارزیابی های شناختی فرد از رویدادها، تعیین کننده اصلی نوع و شدت واکنش های هیجانی و رفتاری وی خواهد بود. بر این اساس راهبردهای CBT بر شناسایی و اصلاح شناخت های ناکارآمد، توسعه آگاهی هیجانی و به کارگیری تکنیک هایی همانند بازسازی شناختی تأکید دارند. در کنار این پیشرفت های مدرن، قرآن کریم با ساختار چندلایه و معناگرای خود، مجموعه ای غنی و نظام مند از توصیه های عملی برای مدیریت تجربه هیجانی ارائه می دهد. مفاهیمی چون صبر، توکل، رضا، خوف و پرهیز از حزن و یأس، جملگی دال بر وجود یک نظام منسجم از راهبردهای تنظیم هیجان در متون وحیانی است. این راهکارها غالباً ماهیتی درون زاد، شناخت محور و هدفمند دارند که از نظر کارکردی با اصول مطرح در CBT هم راستا هستند؛ با وجود این، پژوهش های پیشین عمدتاً در حوزه بررسی های اخلاقی یا تربیتی این مفاهیم متوقف مانده و تحلیل نظام مند و تطبیقی آنها با مؤلفه های نظریه تنظیم هیجان، به ویژه مدل فرایندی گراس (1998)، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی این سازوکارهای قرآنی و ارائه یک چارچوب مفهومی برای تلفیق حکمت اسلامی با مدل های روان شناختی مدرن است. سؤالات محوری عبارت اند از: 1. مؤلفه های تنظیم هیجان در قرآن کریم کدامند؟ 2. این مؤلفه ها تا چه حد با اصول و مراحل مدل CBT انطباق دارند؟ 3. الگوی قرآنی تنظیم هیجان چه سهمی در بهبود سلامت روان فردی دارد؟ روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر روش شناسی، کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، به طور قیاسی بر مبنای رویکرد شناختی–رفتاری و به طور خاص، مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس (1998) سامان یافته است. این مدل پنج مرحله اصلی (انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، توجه انتخابی، ارزیابی مجدد شناختی، و تعدیل پاسخ) را شامل می شود که مبنای کدگذاری نظری اولیه قرار گرفتند. جامعه پژوهش، کل متن قرآن کریم در حد توان نگارنده می باشد و واحد تحلیل، آیات یا عباراتی است که به نظر می آید احتمالاً دلالت روشن یا قابل استنباطی بر هیجانات انسانی (مانند خوف، حزن، خشم، امید) و راهبردهای مقابله ای دارند. نمونه گیری آیات به صورت هدفمند نظری و براساس چهار معیار اصلی انجام شد: وجود دلالت هیجانی، قابلیت انطباق با یکی از مراحل پنج گانه مدل گراس، برخورداری از پشتوانه تفسیری معتبر (با استناد به تفاسیری چون المیزان، تسنیم و مجمع البیان) و التزام کامل به چارچوب نظری از پیش تعیین شده برای پرهیز از تحلیل ذوقی. فرایند تحلیل شامل چهار مرحله بود: 1. تدوین چارچوب کدگذاری نظری (براساس مؤلفه های CBT)؛ 2. شناسایی و غربال آیات؛ 3. کدگذاری محتوای مفهومی (به صورت دستی و تحلیلی با اعمال کدگذاری چندگانه در صورت لزوم) و 4. تحلیل تفسیری و استنتاج نظری با تطبیق دلالت های قرآنی با مفاهیم CBT. برای تضمین اعتبار نتایج از مثلث سازی نظری (تطبیق داده ها با مدل گراس و تفاسیر) و شفافیت روش شناختی استفاده شد تا اطمینان از انسجام درون تحلیلی و اعتبار تفسیری حاصل شود. نتایج: تحلیل داده ها براساس چارچوب نظری مستخرج از CBT و مدل گراس به شناسایی هم راستایی های ساختارمندی بین آموزه های قرآنی و راهبردهای تنظیم هیجان انجامید. یافته های کلیدی نشان داد که به نظر نگارنده احتمالاً قرآن کریم به گونه ای نظام مند هر پنج مرحله تنظیم هیجان را پوشش دهد. در مرحله ارزیابی مجدد شناختی آیاتی مانند «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ…» (زمر، 53) با تکنیک بازسازی شناختی در CBT انطباق دارند. این آیه با جایگزینی شناخت ناکارآمد «من غیرقابل بخشش هستم» با باور قوی «من همچنان مورد رحمت هستم»، احساس شکست و ناامیدی را تعدیل می کند و تقویت امید و اصلاح تصویر از خود را در پی دارد. در حوزه توجه انتخابی، آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) کارکردی معادل ذهن آگاهی درمانی را نشان می دهد؛ ذکر الهی به عنوان یک تمرکز آگاهانه بر لحظه حال با محتوای معطوف به خداوند به تثبیت هیجانی و کاهش اضطراب ناشی از نشخوار فکری می انجامد؛ همچنین در مرحله تعدیل پاسخ رفتاری، فرمان قرآنی «الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» (آل عمران، 134)، الگویی فعال از کنترل تکانه رفتاری و انتخاب پاسخ جایگزین (عفو) به جای واکنش هیجانی زودگذر (انتقام یا پرخاشگری) را ارائه می دهد. درنهایت آیاتی مانند «وَلَاتَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران، 139)، بر اهمیت تاب آوری شناختی و حفظ عزت نفس در مواجهه با سختی ها تأکید دارند که بازتابی از تقویت باورهای برگرفته از توحید است. جدول تطبیقی ارائه شده در پژوهش، این موارد را به صورت نظام مند دسته بندی می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، فراتر از یک نظام اخلاقی، یک الگوی شناختی-رفتاری منسجم برای تنظیم هیجان ارائه می دهد که به نظر می آید با مراحل مدل فرایندی گراس  (1998) و اصول بنیادی CBT همخوانی دارد. این هم راستایی نشان می دهد که راهبردهای معنوی مانند توکل، صبر و ذکر، مکانیسم های روان شناختی مشخصی را در چارچوب درمان شناختی-رفتاری فعال می سازند؛ برای مثال صبر صرفاً تحمل منفعلانه نیست، بلکه یک راهبرد فعال شناختی برای ارزیابی مجدد موقعیت های تنش زا و حفظ کنترل پاسخ های رفتاری درونی و بیرونی است. این کشف، اهمیت بالایی در بومی سازی دانش روان شناسی دارد؛ زیرا یک مدل روان درمانی مبتنی بر حکمت اسلامی را پایه ریزی می کند که برای جوامع مسلمان دارای اعتبار درونی و فرهنگی بیشتری است. نکته قابل تأمل آن است که رویکرد قرآن، برخلاف برخی رویکردهای مدرن که ممکن است بر سرکوب هیجان تأکید کنند، بر هدایت هیجان به سوی هدفی متعالی تر استوار است؛ یعنی تبدیل هیجانات بالقوه مخرب به انرژی سازنده و معنادار. اگرچه ماهیت کیفی پژوهش مستلزم احتیاط در تعمیم های بالینی است، نتایج به طور قوی بر لزوم تلفیق این آموزه ها در مداخلات بالینی مبتنی بر CBT تأکید دارند. مطالعات آتی باید این یافته های نظری را از راه طراحی و اجرای پروتکل های مداخله ای کمّی و کارآزمایی بالینی مورد تأیید قرار دهند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مراتب قدردانی عمیق خود را نسبت به کلیه اساتید و متخصصانی ابراز می دارند که در مرحله اعتبارسنجی چارچوب نظری و تحلیل تفسیری این پژوهش همکاری کردند. دانش و وقت ارزشمند ایشان در ارتقای اعتبار علمی این مطالعه نقشی محوری داشته است. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی یا شخصی در انجام، نگارش و ارائه این پژوهش نداشته اند و تمام فرایند تحقیق براساس اصول علمی و حرفه ای انجام پذیرفته است.
۱۴۷۹.

تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و اهداف: زوج درمانی یک طرفه به عنوان رویکردی نوین تلاش می کند با تمرکز بر یک نفر از زوجین، تغییرات مثبتی در رابطه ایجاد کند. این شیوه درمانی بر این اصل استوار است که اگر یکی از زوجین رفتارها و باورهای خود را اصلاح کند، ممکن است تأثیر مثبتی بر کل سیستم خانواده داشته باشد. افزایش کیفیت روابط زناشویی با تلاشِ یکی از همسران، همراه با تقویت مهارت های زناشویی و توسعه فردی، حتی در شرایطی که همسر دیگر تمایلی به درمان ندارد، می تواند در بهبود روابط زناشویی نقش مؤثری داشته باشد. نظریه های خانواده درمانی خدامحور با ارائه نگاهی متفاوت به مراجعانی که با ناامیدی از همکاری زوج دیگر یک طرفه به مشاوره می آیند، بر نگاه معنوی و پذیرش مقدّرات الهی تأکید دارد و این رویکرد توانسته است آرامشی برای فرد ایجاد کند که او را در مواجهه با ناسازگاری همسر یاری دهد؛ همچنین به طور خاص، منابع اسلامی می توانند پایه ای برای استخراج و تبیین دقیق ریشه یابی و ارائه راهکار درمانی در جهت زوج درمانی یک طرفه باشند. با وجود تحلیل های فراوان در این باره، پژوهش حاضر درصدد است که با تحلیل کیفی دیدگاه های زوج درمانگران مسلمان به جمع بندی و ارائه تکنیک هایی مبتنی بر آموزه های اسلامی دست یابد. بر این اساس سؤال پژوهش عبارت است از: تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی چیست؟ روش: در این پژوهش برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها که به صورت متنی درآمدند، روش تحلیل محتوای کیفی به کار رفت که مناسب ترین تکنیک برای تجزیه و تحلیل این نوع داده هاست. نخست در چندین مرحله کدگذاری باز انجام شد. در ابتدا سطوری مشخص شدند که پاسخ پرسش های باز در گفتگوها بودند؛ پس از آن با ورود به کدگذاری محوری، کدهای باز معانی و مفاهیم مرتبط و مشترک استخراج شد. سرانجام نیز کدگذاری انتخابی انجام گرفت. با توجه به هدف تحقیق و براساس منطق قیاسی مصاحبه ها نخست برپایه معانی ظاهری داده ها در مرحله اول تعداد ۱۹۰ کد باز اولیه کدگذاری شدند. مفاهیم مرتبط با مقوله ها به صورت گویه های معنا دار مشخص شد. در گام بعدی منطبق بر شیوه استقرائی براساس معانی و مفاهیم مشترک و متفاوت کدهای محوری مشخص شدند و خرده طبقات را تعیین کردند. در مرحله نهایی با کدگذاری انتخابی طبقات اصلی به دست آمدند؛ بنابراین طبقات اصلی کدگذاری شده به طور مستقیم از فایل های مصاحبه های پیاده شده مستخرج شدند. سپس دو کدگذار همه متون مصاحبه های پیاده شده را خوانده، مفاهیم متمایز را شناسایی می کنند تا به توافق دست یابند. جهت تضمین اطمینان پذیری کوشش شد پژوهشگر پیش فرض های خود را هنگام جمع آوری اطلاعات کنار بگذارد؛ همچنین محقق با صرف وقت مناسب، تنوع لازم در سوابق حرفه ای و رویکردها، تحصیلات و رشته های آموزش یافته را فراهم آورد. به این ترتیب سطح اطمینان یافته ها را به حد مناسبی افزایش داد. نتایج: در مضمون علّی به موضوع نگرش منفی و ترس از قضاوت شدن در جلسات مشاوره پرداخته شد که در این باره پژوهش های فراوانی انجام شده است. در پژوهشی نشان داده اند افزایش نگرش و تغییر باورهای افراد به موضوع مشاوره و کمک خواهی موجب پیشگیری از آسیب های متعدد روحی روانی و خانوادگی می شود. از این لحاظ مطابقت دارد که فرهنگ عمومی نسبت به روان شناس و مشاور مثبت نباشد و از این رو بسیاری از افراد به دلایل فراوانی به روان شناس یا زوج درمانگر مراجعه نمی کنند. بیشتر مصاحبه گران اتفاق نظر داشتند که ارتباط با زوج غایب از راه دعوت به بهانه های مختلف راهگشاست؛ در این راستا نوشتن نامه ای غیرتهدیدکننده می تواند راهی برای ارتباط غیرمستقیم باشد. در مجموع ایجاد پل ارتباطی با روش های مختلف مورد توصیه اکثر پژوهشگران و مصاحبه شوندگان است. در بخش مضمون راهبردی بیان شد که مهم ترین اصل در زوج درمانی انفرادی آموزش راهبردهای کاهش استرس و اضطراب و آموزش تکنیک های آرامش بخش دینی به زوج حاضر است. یافته ها در این زمینه نشان می دهند که اعتقادات و ارزش های دینی می توانند به عنوان منبعی برای تقویت رابطه زناشویی، کاهش تعارضات و افزایش رضایت زوجین و تاب آوری در سازگاری زناشویی باشند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهند که تلفیق دین و معنویت در زوج درمانی می تواند به ویژه برای زوج های مذهبی مؤثر باشد. البته این روش باید با توجه به اعتقادات خاص هر زوج و با رعایت حساسیت های فرهنگی اجرا شود. ازجمله محدودیت های این پژوهش می توان این موارد را برشمرد: کمبود پژوهش های کمّی و کیفیِ داخلی و خارجی در این زمینه، دشواری در دریافت فرصت از مصاحبه شوندگان و استفاده از مصاحبه به عنوان تنها ابزار گردآوری اطلاعات که ممکن است سوگیری هایی را در پاسخگویی ایجاد کند؛ به همین علت باید در تعمیم دهی یافته ها احتیاط کرد. با توجه به نتایج این پژوهش در راستای تقویت مشاوره انفرادی با یکی از زوجین، چنین مواردی پیشنهاد می شود: نگرش ملّی از سوی رسانه ها به موضوع مشاوره و ارجاع به روان شناس و زوج درمانگر تغییر یابد؛ به طوری که مردم بدون ملاحظات بی مورد به مشاور مراجعه و مشکلات خود را برطرف کنند؛ همچنین این پژوهش در بین زوج درمانگران غیرمسلمان انجام شود و نتایج آن در دسترس قرار گیرد. مقایسه نتایج این پژوهش و تحقیق مستقلی در مصاحبه با مشاوران غیرمسلمان قابل بررسی و تأمل است؛ همچنین پیشنهاد می شود پروتکلی در راستای زوج درمانی انفرادی با رویکرد اسلامی تهیه و پس از سنجش روایی و پایایی در اختیار روان شناسان و زوج درمانگران در مراکز مشاوره قرار گیرد تا ضمن بهره وری از آموزه های دینی روند مشاوره انفرادی با سرعت مطلوب انجام شود. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند از افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند، کمال قدردانی و تشکر را دارند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۱۴۸۰.

اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه در زوجین مرحله گذار به والدینی شهر یاسوج بود. روش پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین در مرحله گذار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی و شهید مدنی شهر یاسوج به تعداد 88 نفر (44 زوج) بودند که 60 نفر از آن ها به صورت داوطلبانه و با رعایت ملاک های ورود و خروج به پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. شرکت کننده ها به شاخص راهبردهای حفظ رابطه (کاناری و استافورد، 992) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، 1399) در روابط همسران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند و شرکت کنندگان گروه آزمایش در هشت جلسه نوددقیقه ای در برنامه غنی سازی ازدواج مبتنی بر گذار والدینی شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی، باعث بهبود راهبردهای حفظ رابطه (08/36 = F، 001/0 p) و مدارا (27/28 = F، 001/0P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پس آزمون تا مرحله پیگیری شده است. با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی یک روش مناسب برای بهبود راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین در مرحله گذار به والدینی است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان