ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۹۸۱.

غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۳
در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان، به ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به مثابه چالش های نظری و عملی پیش روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش های جمعی، بستر بحران های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم از غایت مدار یا وظیفه محور، پیامدهای اجتماعی و روان شناختی خاص خودرا به دنبال دارد. این پژوهش می کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت روان را در پرتو دگرگونی های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب های اخلاقی چگونه می توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای مبتنی است. افزون براین، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد غایت محوری در اخلاق، به دلیل تمرکز بر هدف مندی کُنش و توجه به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش های متغیر، این رویکرد با خطراتی به مانند نسبی گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می شود که می تواند بر سلامت روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت مداری اخلاق درمواجهه با چالش های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می کند. به منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.
۱۹۸۲.

بررسی تاثیر احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی بر ریسک حسابرسی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۷
پژوهش حاضر بدنبال بررسی تاثیر احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی بر ریسک حسابرسی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور جهت آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونه ای متشکل از 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 لغایت 1402 انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه و نرم افزار Eviews10 استفاده گردید. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که بین احساسات سرمایه گذاران و ریسک حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین بی توجهی سرمایه گذاران نهادی و ریسک حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ازطرفی کیفیت حسابرسی رابطه بین احساسات سرمایه گذاران و بی توجهی سرمایه گذاران نهادی و ریسک حسابرسی را تضعیف می کند. بررسی تعامل بین متغیرهای رفتاری سرمایه گذاران و عملکرد حسابرسی، به ویژه در بستر بازارهای نوظهور مانند ایران، ضرورتی انکارناپذیر دارد. چنین تحقیقاتی می تواند به نهادهای نظارتی، حسابرسان، مدیران مالی و سیاست گذاران کمک کند تا درک دقیق تری از ریشه های رفتاری نوسانات ریسک حسابرسی داشته باشند و راهکارهای مناسبی برای بهبود کیفیت گزارشگری مالی و ارتقاء اعتماد سرمایه گذاران ارائه دهند.
۱۹۸۳.

محاسبه پیچیدگی مالی در اقتصاد ایران با رویکرد کولموگروف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
افزایش دانش بشری و پیشرفت تکنولوژی منجر به افزایش پیچیدگی و درهم تنیدگی در همه جوانب زندگی بشر شده است. پیچیدگی مالی به دلایل مختلفی در همه جوامع اقتصادی، افزایش یافته است. بالا بودن پیچیدگی مالی در اقتصاد می تواند ناشی از جهانی شدن، گستردگی بازارهای مالی، افزایش تعداد مؤسسات مالی، پیشرفت علم و تکنولوژی و حتی افزایش جمعیت باشد. این موضوع علاوه بر افزایش سرعت و کارایی در این بخش، چالش ها و مشکلاتی را ایجاد نموده است. به همین جهت لازم است شبکه مالی ایران از دیدگاه پیچیدگی مورد بررسی قرار گیرد. برای بررسی پیچیدگی مالی در اقتصاد ایران، رویکرد پیچیدگی کولموگروف مورد استفاده قرار گرفته است. داده های بخش مالی اقتصاد ایران از بانک جهانی در دوره زمانی 2005 تا 2021 جمع آوری شده است. در رویکرد پیچیدگی کولموگروف، میزان تصادفی و غیرقابل پیش بینی بودن سیستم مالی مورد بررسی قرار می گیرد. برای تعیین مقدار عددی پیچیدگی ابتدا ماتریس مجاورت شبکه مالی محاسبه و سپس پیچیدگی موجود در سیستم مالی کشور از لحاظ ارتباط متغیرهای بکار گرفته شده به تصویر کشیده می شود. سپس مقدار عددی پیچیدگی با روش کولموگروف محاسبه می شود. نتایج دلالت بر این دارد که بخش مالی در اقتصاد ایران کاملاً تصادفی و غیر قابل پیش بینی عمل می کند و دارای پیچیدگی بالا (۴۳/۸) می باشد. این به معنای بالا بودن ریسک سیستمی در سیستم مالی کشور است. همچنین، بازار سرمایه در اقتصاد ایران دارای اثربخشی کمتری نسبت به بازار پول و بیمه است. به عبارت دیگر، سیستم مالی ایران بانک محور است، یعنی بانک ها و مؤسسات سپرده پذیر نقش تعیین کننده ای در سیستم مالی کشور ایفا می کنند.
۱۹۸۴.

بررسی مؤلفه های تفکر مراقبتی در منتخبی از داستان های ایرانی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
مقدمه و اهداف: در دنیای معاصر، پیشرفت های شتابان در رسانه های جمعی، صنعت و فناوری، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع را به طور عمیق و گسترده ای دگرگون ساخته است. این تحولات، ارزش های اخلاقی را دستخوش تغییر نموده و چالش های جدیدی در حوزه های فکری، اخلاقی و اجتماعی پدید آورده است. این شرایط، ضرورت بازنگری در روش های آموزشی را برای آماده سازی کودکان در مواجهه با مسائل پیچیده فکری، اخلاقی و اجتماعی بیش از پیش آشکار ساخته است. تفکر مراقبتی، به عنوان یکی از ارکان کلیدی تفکر فلسفی که توسط لیپمن مفهوم سازی شده، استدلال عقلانی را با ملاحظات عاطفی و ارزش محور درهم آمیخته و تصمیم گیری هایی را ترویج می دهد که منطق و همدلی را تلفیق می سازد. پژوهش ها نقش این تفکر را در تقویت رشد شناختی، اجتماعی و اخلاقی کودکان تأیید کرده اند، به ویژه از طریق روایت هایی که با درگیر کردن احساسات و تخیل، گفت وگوی فلسفی را تسهیل می کنند. ادبیات کودک ایران، که ریشه در میراث فرهنگی و فلسفی این سرزمین دارد، فرصتی بی نظیر برای پرورش تفکر مراقبتی در بستری فرهنگی و بومی فراهم می آورد. با این حال، اتکای برنامه فلسفه برای کودکان (P4C) به داستان های ترجمه شده، اغلب ارزش های بومی را نادیده گرفته و گسستی فرهنگی ایجاد می کند. این پژوهش به بررسی کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی؛ شامل تفکر ارزش محور، عاطفی، هنجاری، فعال و همدلانه در داستان های ایرانی برای گروه سنی «ج» (9 تا 12 سال) می پردازد و هدف آن ارزیابی ظرفیت این داستان ها برای تقویت تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان است. این پژوهش دو مسئله اصلی را بررسی می کند: میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی در این داستان ها و ظرفیت آنها برای پرورش تفکر مراقبتی در برنامه فبک. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی مبتنی بر چارچوب مایرینگ (2000) انجام شده است تا داستان های منتخب به صورت نظام مند ارزیابی شوند. تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-تفسیری بهره گرفته که توصیف دقیق داده ها را با تفسیری نظام مند ترکیب می کند تا کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را آشکار سازد. قلمرو پژوهش شامل داستان های کودکان ایرانی برای گروه سنی «ج» است که به صورت هدفمند و براساس معیارهایی نظیر تعداد دفعات چاپ بالا، درون مایه فلسفی (مانند عدالت، آزادی، مسئولیت)، کندوکاومحوری، تنوع نویسندگان و ناشران، و دریافت جوایز ادبی انتخاب شده اند. داستان های منتخب شامل «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، «چتری با پروانه های سفید»، «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره»، «زیباترین آواز»، «شب به خیر فرمانده»، «سارا، مربای سیب و رودخانه»، «کبوتر و ساعت»، «معدن زغال سنگ کجاست؟» و «ماهی سیاه کوچولو» هستند. واحدهای تحلیل شامل جمله ها، بند ها و کل داستان بوده و هر بند از داستان به عنوان واحد معنایی و کل داستان به عنوان واحد زمینه در نظر گرفته شد. مؤلفه های تفکر مراقبتی لیپمن شامل؛ تفکر ارزش گذار (احترام، ارزش ذاتی)، عاطفی (کنترل عاطفی رفتار خوب)، هنجاری (مقایسه واقعیت با ایده آل ها)، فعال (انجام اقدامات برای خیر) و همدلانه (درک دیدگاه دیگران) است که تحلیل با استفاده از چک لیستی که جزئیات این مؤلفه ها را مشخص می کرد، انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. به منظور اعتباریابی پژوهش از روش مسیر ممیزی و تأیید توسط کارشناسان حوزه آموزش استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه های تفکر مراقبتی به طور عمیقی در داستان های منتخب ایرانی حضور داشته و می توانند بر رشد شخصیت ها و انتقال پیام های اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار باشند. تفکر فعال با 52 مصداق، برجسته ترین مؤلفه است که اقدامات هدفمند شخصیت ها را برای دستیابی به اهداف فردی و جمعی نشان می دهد. برای مثال، در داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، تلاش های جمعی کودکان برای ساخت آدم برفی، کار تیمی و مسئولیت پذیری را نشان می دهد، در حالی که در داستان «شب به خیر فرمانده»، تحول شخصیت اصلی از انتقام به شفقت و همدلی، تصمیم گیری تحول آفرین را نمایان می سازد. تفکر عاطفی با 49 مصداق، نقش مهمی در تقویت خودآگاهی و ارتباطات بین فردی ایفا می کند. در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟»، پیوند عاطفی دختر با پدر، محور جست وجوی او قرار دارد. تفکر هنجاری در داستان هایی مانند «کبوتر و ساعت» که شخصیت ها از میان انتظارات اجتماعی عبور می کنند، و در «اگر آدم برفی ها آب نشوند» که اهداف جمعی با هنجارهای اجتماعی هم راستا هستند، آشکار است. تفکر همدلانه با 33 مصداق، درک دیدگاه های دیگران را ترویج می دهد، همان طور که در «سارا، مربای سیب و رودخانه» که آرزوی قهرمان برای خشنود کردن مادرش نشان دهنده همدلی است، و در «ماهی سیاه کوچولو» که قهرمان برای خیر عمومی تلاش می کند، دیده می شود. تفکر ارزش گذار، اگرچه از حضور کمرنگی برخوردار است، در داستان هایی مانند «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «سارا، مربای سیب و رودخانه» که احترام به خانواده و سنت های فرهنگی انتخاب های اخلاقی را هدایت می کند، اهمیت دارد. از نظر کمی، داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند» با 25 مصداق، بالاترین سطح تفکر مراقبتی را نشان می دهد، پس از آن داستان های «شب به خیر فرمانده» (23 مصداق) و «معدن زغال سنگ کجاست؟» (22 مصداق) قرار دارند، در حالی که داستان های «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره» و «کبوتر و ساعت» کمترین میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را دارند (هر کدام 17 مصداق). این داستان ها در مجموع بر کار جمعی، روابط عاطفی و تأمل اخلاقی تأکید دارند که با اهداف فبک هم راستا است. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که داستان های ایرانی با روایت های غنی فرهنگی، بستری برای پرورش تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان فراهم می آورند. تفکر فعال، اقدامات هدفمند شخصیت ها را هدایت کرده و همکاری و مسئولیت پذیری را ترویج می دهد، این مهم در داستان های «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «شب به خیر فرمانده» قابل مشاهده است که با پژوهش اسکندری شرفی و همکاران (1400) همسو است. تفکر عاطفی، به ویژه در داستان «چتر با پروانه های سفید»، خودآگاهی و تصمیم گیری اخلاقی را تقویت می کند که با یافته های عظمت مدارفرد و قائدی (1396) هم خوانی دارد. تفکر هنجاری، همان طور که در داستان «کبوتر و ساعت» دیده می شود، تأمل بر مسئولیت اجتماعی را تشویق می کند که با پژوهش حیدری نسب و همکاران (1401) همسو است. تفکر همدلانه، که در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟» برجسته است، درک متقابل را ترویج می دهد و با دیدگاه حسام پور و مصلح (1393) هم راستا است. تفکر ارزش گذار، هرچند کمرنگ است اما اصول فرهنگی و اخلاقی را تقویت می کند. اهمیت فرهنگی این داستان ها، محدودیت داستان های ترجمه شده را برطرف ساخته و از آنها می توان به عنوان محرک حلقه کندوکاو در برنامه فلسفه برای کودکان استفاده نمود. برای به حداکثر رساندن تأثیر این داستان ها، طراحی فعالیت ها و تمرین های مرتبط با فبک می تواند ظرفیت آموزشی آنها را افزایش دهد. محدودیت های پژوهش حاضر تمرکز بر چارچوب لیپمن و نبود ارزیابی مقایسه ای از داستان های گروه سنی متفاوت است. تحقیقات آینده می تواند تأثیر عملی این داستان ها را در محیط های آموزشی بررسی کرده و پاسخ های کودکان به پرسش های مطرح شده در حلقه کندوکاو را نیز در نظر بگیرد. درمجموع، داستان های ایرانی ظرفیت قابل توجهی برای پرورش تفکر مراقبتی، پر کردن شکاف رشد شناختی، عاطفی و اخلاقی و ترویج شهروندی مسئولانه در بستری فرهنگی و بومی ارائه می دهند.
۱۹۸۵.

پیوستگی معنایی و بینا آیه ای «آیه خلافت و آیه امانت» در قرآن با محوریت «آیه فطرت» و استنتاج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۹
قرآن کریم در بردارنده معارف و مضامینی است که یکدیگر را پوشش می دهند. از طریق ارتباط آیات با یکدیگر می توان به کشف مراد گوینده نزدیک تر شد. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی ارتباط و پیوستگی مضامین آیه فطرت و آیه خلافت و آیه امانت پرداخته شده است. آن چه در این بررسی به دست آمد نشان می دهد که با توجه به سطوح پیوستگی معنایی آیات قرآن و با توجه به منطوق، مفهوم، سیاق و فرا سیاق می توان گفت که آیه 30 روم (آیه فطرت)، حلقه پیوست و معنایاب آیه 30 سوره بقره (آیه خلافت) و آیه 72 سوره احزاب (آیه امانت) است. از رهگذر تبیین محتوای آیه فطرت روشن شد که عرضه خلافت و پذیرش امانت هر دو از یک حقیقت نشأت می گیرند. عرضه خلافت در قوس صعود و پذیرش امانت در قوس نزول تکوین است و هر دو آنها متناسب با ساختار هویتی فطرت بنیان انسان هستند. همچنین روشن گردید که میان آیات سه گانه خلافت، امانت و فطرت، انسجام معنایی وجود دارد و این آیات مفاداً با هم تطابق دارند. و نیز ، با کشف محوریت فطرت در انسجام معنایی خلافت و امانت تربیت فطرت محور قرآنی استنتاج می شود که از ویژگی های تربیت فطرت محور قرآنی به فعال بون و موثر بودن متربی در فرآیند تربیت و درمانگر بودن مربی است. رسالت مربی در این رویکرد برداشتن موانع از سر راه متربی است. در واقع، مربی اصلی در این رویکرد تربیتی، «فطرت انسان» است.
۱۹۸۶.

نقش و شرایط تأثیر عدم وصول چک در انحلال قرارداد با تأکید بر رویه قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
چک به رغم آن که وسیله ای برای پرداخت است، اما به صرف صدور موجب برائت ذمه متعهد پرداخت نخواهد شد. توجه به این خلأ و لزوم رفع زیانی احتمالی، طرفین را وادار به اتخاذ تدابیری در قالب اشتراط شرط حق فسخ یا شرط فاسخ در قرارداد نموده است که امکان انحلال ارادی یا قهری عقد را به نحو معلق با معلق علیه عدم وصول چک در تاریخ مقرر فراهم می سازد. در ورای ظاهر ساده این شروط، ابهاماتی چند نهفته است که روشن ساختن آن تأثیر بسزایی بر حیات یا زوال عقد خواهد داشت. در پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی، ابهامات مرتبط با وضعیت جایگزینی و انتقال چک، تاریخ و زمان مراجعه به بانک و تأثیر مصادیق برگشت چک بر تحقق معلق علیه و به تبع آن تکامل شرط معلق و امکان انحلال عقد، ضمن تحلیل رویه قضایی روشن گردید. در فرض جایگزینی یا انتقال چک باید قائل به بقا و تسری شرط مذکور بود. همچنین احراز وقوع عدم وصول چک منوط به تحقق آن در تاریخ مندرج در برگ چک و اتمام آن روز است، مشروط بر آن که  مانع پرداخت به واسطه غفلت و کوتاهی ناشی از اراده صادرکننده از جمله عدم تکمیل موجودی یا ثبت چک در سامانه صیاد ایجاد شده باشد .
۱۹۸۷.

الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
با وجود جامعیت سوره نور، تاکنون الگوی تربیتی تمام ساحتی برای سبک زندگی اسلامی که پاسخ گوی چالش های عصر جدید باشد، استخراج نشده است. هدف از پژوهش حاضر الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون، به گردآوری مضامین و پیاده سازی آن ها با نرم افزار MAXQDA پرداخته است. نتایج این پژوهش با رویکرد تمام ساحتی جواب گوی بحران معنویت عصر جدید در ساحت اعتقادی و عبادی و اخلاقی (ارتباط با خدا و بهره گیری از هدایت گری او، تلفیق ایمان و عمل در زندگی، آراستگی به ارزش های اخلاقی)، بحران ارتباطات رودررو و فتنه ساز ی های پیچیده در ساحت سیاسی و اجتماعی (سازندگی تعاملات اجتماعی، بهینه سازی عملکرد نظام قضایی و حقوقی)، بحران مادی گرایی در ساحت اقتصادی و حرفه ای (توجه به جنبه الهی در امور اقتصادی، پرهیز از افراط و تفریط و اکتفا به حد تعادل)، بحران کاهش زیبایی گرایی واقعی در ساحت زیبایی شناسی و هنر (زیبایی رفتار جمعی، زیبایی معنوی، زیبایی طبیعت)، بحران انفجار اطلاعات در ساحت علمی و فناورانه (همراهی تفکر علمی و منطقی با بصیرت و حقیقت جویی عالمانه) و بحران ظاهرگرایی افراطی در ساحت زیستی و بدنی (حجاب و پوشش ایمن ساز و اصلاح نگاه) بوده است.
۱۹۸۸.

خوانش پیرامتنی آرایه های قرآنی با تکیه بر نظریه پیرامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
پیرامتنیت، به عنوان شاخه ای از نظریه جامع تر ترامتنیت متفکر فرانسوی ژرار ژنت، رویکردی معاصر در بررسی تأثیر یک متن بر پیرامون خود و به ویژه مخاطبان خود است که از ابتدا برای بررسی متن در معنای کتاب طرح شد. این نظریه امکانی ایجاد می کند تا به فضای پیرامون یک اثر و تأثیر دوجانبه متن و پیرامونش بپردازیم. وجود آیات مقدس قرآن کریم در آثار گوناگون تولیدشده در سراسر عالم اسلام، از اولین عوامل متمایزکننده «هنر اسلامی» از هنرهای پیش از خود است. نسخه های خطی قرآن منعکس کننده سطح وسیعی از اطلاعات درباره هنر و فرهنگ و تمدن دوران خود است. آرایه های قرآنی که پیرامون این مهم ترین متن تاریخی و معجزه پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته، در گذر زمان، تغییر و تحولات وسیعی یافته است. این پژوهش با پرسش از تحول آرایه ها و گونه های آن و تأثیر متقابل متن و آرایه ها بر یکدیگر از منظر پیرامتنی و با روش توصیفی تحلیلی، آن ها را با رویکردی تاریخی در چهارچوب ایران فرهنگی بررسی کرده است. نتایج حاصله نشان دهنده این است که آرایه ها به مثابه پیرامتن، یک شبکه ارتباطی جهت دعوت به خوانده شدن میان کلام خدا و خوانندگانش برقرار می سازد. همچنین دستور زبان آن ها را به مثابه یک رسانه بررسی می کند؛ قراردادهای کاربردی، نمادین و تزیینی حاضر در این شبکه ارتباطی را دسته بندی می نماید و تحول آن ها را نشان می دهد.
۱۹۸۹.

ارزیابی مستندات کلامی قاعده عدم خلو واقعه از حکم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
یکی از قواعد مشهور و پذیرفته شده نزد اصولیان، قاعده «عدم خلوّ واقعه از حکم» است. براساس این قاعده، هیچ واقعه ای از حکم شرعی خالی نیست. حکم شرعی دارای سه مرتبه است: شأنیت، فعلیت و تنجّز. قاعده عدم خلوّ در هر سه مرتبه قابل تصور است، با این حال، محل اصلی نزاع میان اصولیان، مرتبه نخستِ حکم، یعنی شأنیت آن است.در علم اصول فقه، اصولیان با استناد به این قاعده، در موضوعات گوناگون به استدلال و استنباط می پردازند؛ با این وجود، اغلب بدون بررسی تفصیلی ادلّه، این قاعده را به عنوان اصلی مشهور و پذیرفته شده فرض کرده اند و کمتر به تحلیل مبانی و ادلّه کلامی آن پرداخته اند.قاعده «عدم خلوّ واقعه از حکم» دارای پشتوانه هایی عقلی، قرآنی و روایی است. در این پژوهش، این قاعده از منظر مبانی کلامی و با روش توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد.ازجمله مهم ترین مبانی کلامی این قاعده، علم و حکمت الهی است؛ بدین معنا که خداوند به همه وقایع عالم علم دارد و حکمت او اقتضا می کند که برای هدایت بشر، کامل ترین و جامع ترین نظام تشریعی را وضع کند.مبنای دوم، جامعیت و خاتمیت دین اسلام است؛ بر این اساس، دینی که برای همیشه و همه انسان ها نازل شده، باید نسبت به تمام وقایع و امور زندگی، حکمی داشته باشد.سومین مبنا، ابتنای احکام شرعی بر مصالح و مفاسد و بر حسن و قبح عقلی است. به این معنا که عقل توانایی کشف حسن و قبح و نیز مصالح و مفاسد را دارد و چون حکم عقل با حکم شرع ملازم است، هر جا که عقل حکمی داشته باشد، شریعت نیز باید حکمی مقرر کرده باشد.با این حال، همان گونه که در این پژوهش نشان داده خواهد شد، هر یک از این مبانی کلامی با اشکالات و نقدهایی مواجه اند و دلالت آن ها بر مدعای مورد نظر - یعنی جریان قاعده عدم خلوّ در مرتبه شأنیت حکم شرعی - کامل و اقناع کننده نیست. با این وجود، در صورتی که این قاعده با دلایل قرآنی و روایی پشتیبانی شود، می توان از تمامیت آن دفاع کرد و آن را پذیرفت.
۱۹۹۰.

بررسی قاعده ابداعی محقق نائینی در تمسک به عام در شبهات مصداقیه با تطبیق بر اصل احتیاط در فروج(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۲
با پیشرفت روش های نوین تلقیح مصنوعی و گسترش آن در دوران معاصر، حکم شرعی این پدیده مورد بحث و بررسی فقها قرار گرفته است. از مهم ترین مستندات دیدگاهِ منع، اصلی احتیاطی است که از دیرباز در باب نکاح مورد استناد بوده است. در تبیین «اصل احتیاط در فروج»، افزون بر آیات و روایات، یکی از دلایلی که می تواند به عنوان پشتوانه این اصل مورد توجه قرار گیرد، قاعده ای است که محقق نائینی در برخی از صور تمسک به عام در شبهات مصداقیه ابداع کرده و آن را در پاره ای از فروع فقهی تطبیق داده است.در این پژوهش که به شیوه تحقیق کتابخانه ای انجام گرفته است، پس از توضیح و تبیین این قاعده و بررسی مستندات و فروع فقهی قابل انطباق با آن، نقدها و اشکالات مربوط نیز مطرح و ارزیابی شده است. درنهایت، نتیجه گرفته شده که قاعده مزبور نه دلیل و مستند قابل اعتمادی دارد و نه ادعای ملازمه عرفیه در مورد آن قابل اثبات است. هرچند نتیجه این قاعده از نظر ثمره، با نتیجه تمسک به عام در شبهه مصداقیه و قاعده مقتضی و مانع مشابه است؛ اما از نظر ماهیت و مبنا با آن دو تفاوت دارد؛ ازاین رو، این قاعده نمی تواند مستندی برای اصل احتیاط در فروج به شمار آید.
۱۹۹۱.

تدوین الگوی نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر به دنبال ارائه الگوی نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران می باشد. این پژوهش از نوع کیفی، توسعه ای، تفسیری و استقرایی است که با روش داده بنیاد و رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش را ده نفر از خبرگان دانشگاهی، و مشارکت کنندگانی که خود مجری و پژوهشگر حوزه نوآوری باز بودند و به روش هدفمند انتخاب شدند، تشکیل می دهد. بعد از انتخاب مشارکت کنندگان از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته به سوالات پژوهش پاسخ داده شد. پس از بررسی و تحلیل مصاحبه های بدست آمده، 458 کد اولیه بدست آمد که از این تعداد 185مفهوم انتزاعی، 41 مقوله فرعی و 16 مقوله اصلی بدست آمد. بدین ترتیب؛ تغییر رویکرد راهبردی سازمان ها و الزامات اجرای نوآوری باز به عنوان شرایط علی؛ چالش ها و موانع اجرای نوآوری باز به عنوان پدیده محوری؛ پیش شرط های اجرای نوآوری باز، فرهنگ سازی و واسطه سازهای دانشی – انسانی نوآوری باز به عنوان عوامل زمینه ای؛ زمینه سازی راهبردی ایده پردازی و سرمایه گذاری و همکاری با دانشگاه ها و مراکز آموزشی به عنوان عوامل مداخله گر؛ بهره مندی و توسعه پلتفرم های مرتبط، سودگیری تعامل با ذینفعان و منابع خارجی، حمایت های اجرای نوآوری باز و راهبردهای اجرای نوآوری باز در سازمان ها به عنوان راهبرد، پیامدهای عملکردی، اعتباری و انسانی به عنوان پیامدهای اجرای نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران شناسایی شدند. سازمان ها می توانند شیوه های نوآوری باز را به روش های مختلف مانند اتحاد بین سازمان ها، تأسیس مراکز تحقیقاتی در دانشگاه ها و اکوسیستم های نوآوری اجرا کنند. همچنین سازمان ها می توانند به طور فزاینده ای در راه های اساسی که از طریق آن ایده ها را تولید و آن ها را به بازار عرضه می کنند و از ایده های خارجی استفاده کرده و درعین حال از تحقیق و توسعه داخلی خود بهره می برند بازنگری کنند .
۱۹۹۲.

مقایسه متغیرهای منتخب کینماتیکی چهار شیوه اجرای تکنیک مای ماواشی گری جودان مردان کاراته کار نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
مقدمه و هدف: ازآنجایی که شناسایی بهترین شیوه اجرای تکنیک مای ماواشی گری جودان از دغدغه های مربیان و کاراته کارها است، هدف از پژوهش حاضر، مقایسه متغیرهای منتخب کینماتیکی چهار شیوه اجرای تکنیک مای ماواشی گری جودان کاراته کار مردان نخبه بود. روش شناسی: 18 کومیته رو به صورت هدفمند و داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. نه مارکر به نقاط آناتومیکی پای ضربه زننده متصل و از چهار شیوه اجرای تکنیک مای ماواشی گری جودان با سه دستگاه دوربین مدل هیروسه با سرعت تصویر برداری 240 هرتز فیلم برداری شد. با استفاده از نرم افزار اسکیل اسپکتور نسخه1.3.2 برآیند سرعت اوج مفصل های اندام تحتانی، مسافت کل، سرعت کل، شتاب کل به صورت مستقیم به دست آمد. با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها، از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بن نفرونی در سطح معناداری (05/0p≤)، با استفاده از نرم افزار اس پی اساس نسخه 22 انجام شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری در سرعت اوج مفصل های لگن، زانو، مچ پا، مسافت کل، سرعت کل و شتاب کل بین چهار شیوه اجرای تکنیک مای ماواشی گری جودان را نشان داد. نتیجه گیری نهایی: باتوجه به نتایج پژوهش، شیوه اول اجرا که در فاز اول با فلکشن ران 90 درجه (بالا کشیدن زانو)، شروع می شود به دلیل بالا بودن سرعت و امکان امتیازگیری در کوتاه ترین فاصله ی زمانی مناسب، در مقابل تاکتیک های دی آی و دی آشی به دلیل بسته شدن مسیر حمله ی حریف، می تواند به عنوان تکنیک کارآمد تر به کومیته روها توصیه شود.
۱۹۹۳.

ترا بشریت و چالش های نوین در نظریه های سیاسی: چالش ها و طرح واره های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
مقدمه و اهداف: ترابشریت به عنوان جنبشی فکری و فلسفی که از دهه 1950 با ایده های جولیان هاکسلی آغاز شد، با بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و نانوفناوری به دنبال ارتقای توانایی های جسمی، ذهنی و اخلاقی انسان است. این جنبش نه تنها به بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول عمر می پردازد، بلکه با تغییر ماهیت انسانی، پرسش های بنیادین درباره هویت، اخلاق و سیاست مطرح می کند. ترابشریت مفاهیم سنتی سیاسی مانند حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را به چالش می کشد و نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را نیازمند بازنگری می داند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ترابشریت بر نظریه های سیاسی و شناسایی چالش های ناشی از آن برای مفاهیم بنیادین سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش این استکه ترابشریت چگونه نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را تحت تأثیر قرار داده و چه چالش هایی برای مفاهیم بنیادین سیاسی ایجاد می کند؟ سؤالات فرعی شامل تأثیر فناوری های ترابشری بر حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و هویت ملی است. روش ها: این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی با تأکید بر تحلیل محتوای متون فلسفی و سیاسی بهره می برد. داده ها از منابع علمی معتبر، شامل آثار بوستروم، فوکویاما، هاکسلی، و متون کلاسیک (افلاطون، ارسطو، هابز) گردآوری شده اند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر تلفیق نظریه های سیاسی کلاسیک (مانند قرارداد اجتماعی و عدالت طبقاتی) و معاصر (لیبرالیسم و پست مدرنیسم) است. با تحلیل تطبیقی این نظریه ها و طرح واره سازی آینده نگرانه (دموکراسی ترابشری، نئوفئودالیسم فناورانه، اقتدارگرایی زیستی)، چالش ها و فرصت های سیاسی ترابشریت ارزیابی شده و راهکارهای سیاستی پیشنهاد شده است. این رویکرد امکان بررسی جامع تأثیرات ترابشریت بر سیاست و ارائه چارچوبی برای مدیریت تحولات آینده را فراهم می کند. یافته ها: ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی از طریق فناوری های نوین، چالش های متعددی برای نظریه های سیاسی ایجاد کرده است. نظریه های کلاسیک مانند دیدگاه های افلاطون و ارسطو که بر طبیعت ثابت انسانی تأکید دارند، با سیالیت ترابشریت ناسازگارند. برای مثال، طبقه بندی افلاطون بر اساس استعدادهای ذاتی با مهندسی ژنتیک که این استعدادها را تغییر می دهد، به چالش کشیده می شود. نظریه های معاصر مانند لیبرالیسم و پست مدرنیسم با تأکید بر برابری و تنوع هویتی انعطاف پذیرترند، اما در تنظیم نابرابری های فناورانه و حفظ حریم خصوصی با مشکل مواجه اند. ترابشریت حاکمیت دولت ها را با ظهور بازیگران غیر دولتی مانند شرکت های فناوری تضعیف کرده و چالش هایی مانند امنیت سایبری و حریم خصوصی ایجاد می کند. در حوزه دموکراسی، نابرابری های ناشی از دسترسی محدود به فناوری ها مشارکت سیاسی را تهدید کرده و خطر دستکاری افکار عمومی از طریق هوش مصنوعی را افزایش می دهد. در زمینه حقوق بشر، ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی، بازتعریف حقوق بشر را ضروری ساخته و چالش هایی مانند تبعیض مبتنی بر فناوری و نقض حریم خصوصی را مطرح می کند. همچنین، فناوری های ترابشری با ایجاد هویت های ترکیبی، پیوندهای فرهنگی و هویت ملی را به چالش می کشند. طرح واره های آینده شامل دموکراسی ترابشری (توزیع عادلانه فناوری)، نئوفئودالیسم فناورانه (سلطه نخبگان)، و اقتدارگرایی زیستی (مهار دولتی) است که هر یک پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: ترابشریت نه تنها یک تحول علمی، بلکه یک انقلاب فلسفی و سیاسی است که نیازمند بازنگری در نظریه های سیاسی و تدوین چارچوب های حقوقی و اخلاقی جدید است. پیشنهادات سیاستی شامل ایجاد قوانین بین المللی برای تنظیم فناوری ها، تضمین دسترسی عادلانه، و تشکیل نهادهای نظارتی برای جلوگیری از سوءاستفاده است. در ایران، توسعه زیرساخت های حقوقی متناسب با ارزش های فرهنگی، برنامه های یارانه ای برای کاهش نابرابری، و تقویت پژوهش در این حوزه ضروری است.
۱۹۹۴.

خاک افشانی بر نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۰
نامه نگاری، در روزگار کهن، آیین هایی ویژه داشته که امروزه به فراموشی سپرده شده است. برخی از آیین ها میان فرهنگ های گوناگون مشترک است و برخی دیگر تنها در یک زمینه فرهنگی به چشم می آید. نویسندگان، در پژوهش پیش روی، به گونه ویژه، به آیین «خاک افشانی بر نامه» پرداخته اند. از ویژگی های این آیین آن است که در عرصه شاهدهای ادبی در پهنه رواج فرهنگ ایران بی همتاست امّا در دیگر فرهنگ ها، که سنّت نامه نگاری بسیار درازدامنی هم دارند، هیچ شاهدی از آن نه تنها در عرصه ادبیّات بلکه در کاوش ها و پژوهش های فرهنگی نیز به دست نمی آید. رسم خاک افشانی بر نامه، آن چنان که در این مقاله نشان داده می شود، در میان اقوام سامی و ایرانی رواج داشته و نه تنها درباب نامه ها به معنای ویژه واژه که گاه حتّی در نگارش «عریضه» نیز رعایت شده و به کار می رفته است. نویسندگان این پژوهش کوشیده اند، به شیوه ای فشرده و بر بنیان شاهدهای گوناگون، رسم خاک افشاندن بر نامه را در زبان و ادب فارسی بررسی کنند. تلاش این جستار بر آن است که بر بنیان شاهدهای پرشمار، که از خوانش های هدفمند و همچنین یادداشت ها و پژوهش های تصادفی برآمده، رسم خاک افشانی و بر خاک انداختن نامه را در آثار ادبی و در روزگاران گوناگون بنمایاند.
۱۹۹۵.

تحلیلی بر ظرفیت ایجاد هتل های سبز در مناطق بیابانی مورد مطالعه: استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه و هدف : احداث اقامتگاه های سبز در مناطق بیابانی با توجه به شرایط آب وهوایی حاکم با استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و طراحی سازه هایی با مصرف انرژی کم می تواند گام مهمی در توسعه پایدار گردشگری باشد که اگرچه در بلندمدت مزایای آن از لحاظ اقتصادی و محیط زیستی می تواند بسیار ارزشمند باشد، اما در ابتدا همواره با چالش های زیادی روبه رو است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ظرفیت ایجاد هتل های سبز در مناطق بیابانی اصفهان است. روش شناسی : این مطالعه به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع روش شناسی، توصیفی - تحلیلی است. اطلاعات و شاخص های مرتبط با موضوع از نظریه های رفتارهای زیست محیطی استخراج و در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته از جامعه مورد مطالعه جمع آوری شده و سپس تحلیل داده ها به روش کیفی، کدگذاری باز مبتنی بر تحلیل محتوا انجام گرفت و درنهایت داده هایی که از طریق مصاحبه جمع آوری شده بود، از طریق تحلیل تفسیری و نرم افزار Maxqda طبقه بندی و تجزیه وتحلیل شد. یافته ها : یافته ها حاکی از آن است، در عین حالی که موانع موجود در مسیر احداث هتل سبز بسیار زیاد است، اما در نظام فعلی برنامه ریزی محیطی مناطق بیابانی مشکلات جهت احداث هتل سبز مرتفع شده است. نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس نتایج به دست آمده، مدیرانی که در این مسیر گام برداشته اند، همواره با مشکلات زیادی ازجمله ضعف حمایت مسؤولان، ناتوانی در اخذ مجوز از سازمان های مربوطه و غیره مواجه بوده اند و حمایت دولت و فرهنگ سازی گسترده در رسانه ها و برگزاری جلسات در مسیر آموزش مدیران، کارکنان و گردشگران به شدت احساس می شود. ازاین رو باید ظرفیت های موجود در مناطق تعیین شود تا هم سویی اهداف جامعه محلی با اهداف توسعه پایدار موجب حمایت و توجه مسؤولان شود و اقدامات مقتضی جهت احداث هتل های سبز انجام گیرد. نوآوری و اصالت : در حوزه هتل های سبز مطالعات محدودی انجام شده و این پژوهش می تواند جزء گام های اولیه در این حوزه قلمداد شود.
۱۹۹۶.

الگوی حکمرانی هیئت محور: نقش هیئت های مذهبی در تحقق حکمرانی اسلامی مبتنی بر مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۵۵
این پژوهش با هدف تحلیل نقش هیئت های مذهبی در تحقق حکمرانی اسلامی مبتنی بر مشارکت مردمی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. یافته ها نشان می دهد هیئت های مذهبی، به مانند سرمایه اجتماعی نهادینه شده، با تکیه بر آموزه های شیعی و شبکه های غیر متمرکز مردمی، در پُر کردن خلأهای حکمرانی رسمی نقشی کلیدی ایفا می کنند. این نهادها از طریق سه سازوکار اصلی تأثیرگذار هستند: تولید گفتمان (تبیین مفاهیمی مانند مقاومت و عدالت در مراسم مذهبی)، شبکه سازی مردمی (ایجاد گروه های جهادی برای حل مسائل محلی) و مدیریت بحران (همکاری در شرایط اضطراری مانند سیل و همه گیری). الگوی ارائه شده تحت عنوان «حکمرانی هیئت محور»، نشان می دهد هیئت ها با ترکیب سنت، فناوری و مشارکت داوطلبانه، نه تنها هزینه های حکمرانی را کاهش، بلکه مشروعیت نظام را از طریق تقویت پیوند دولت ملت افزایش می دهند. این الگو با مدل های غربی حکمرانی تفاوت بنیادین دارد؛ چرا که مشروعیت آن نه از ساختارهای سلسله مراتبی، بلکه از اعتماد عمومی به نهادهای مردمی نشئت می گیرد. این پژوهش پیشنهاد می کند با تدوین سند راهبردی، حمایت مالی هدفمند و ایجاد چارچوب های قانونی، از ظرفیت هیئت ها در گام دوم انقلاب به صورت نظام مند بهره گیری شود. این مطالعه بر ضرورت تبدیل هیئت ها به «قطب های فرهنگی اجتماعی» و ادغام آن ها در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی تأکید دارد.
۱۹۹۷.

ارائه مدل بهینه سازی برون سپاری مدیریت دانش با استفاده از الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف: مدیریت دانش همچنان به عنوان یک منبع اصلی برای کسب مزیت رقابتی در سازمان ها اهمیت دارد. این پژوهش با هدف ارائه مدل بهینه سازی برون سپاری مدیریت دانش با استفاده از الگوریتم ژنتیک انجام شده است. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل هشت نفر از خبرگان و اساتید دانشگاهی و صنعتی در حوزه مدیریت دانش و شش شرکت پیمانکاری بود. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد و ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود. یافته ها: در گام نخست، با بررسی مطالعات پیشین و نظرات خبرگان، 28 معیار برای ارزیابی ارائه دهندگان برون سپاری شناسایی شد. سپس، این معیارها با روش فازی تأیید و چارچوب نهایی طراحی شد. در مرحله بعد، پیمانکاران با استفاده از الگوریتم ژنتیک و بر اساس معیارهای تأییدشده ارزیابی شدند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یکی از پیمانکاران بالاترین امتیاز را کسب کرده است. مدل پیشنهادی می تواند به سازمان ها در انتخاب بهینه ارائه دهندگان خدمات مدیریت دانش و بهبود تصمیم گیری در این زمینه کمک کند. این پژوهش با استفاده از الگوریتم ژنتیک و رویکرد فازی به تحلیل و ارزیابی ارائه دهندگان خدمات برون سپاری مدیریت دانش پرداخته است که در ادبیات موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
۱۹۹۸.

بررسی مفاهیم دارالاسلام و دارالکفر در گفتمان سلفیه جهادی و تأثیر آن بر جغرافیای انسانی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۲۷۹
گفتمان سلفیه جهادی در دهه های اخیر با بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون دارالاسلام، دارالکفر، هجرت و جهاد، به یکی از جریان های اثرگذاردر فضای سیاسی و جغرافیایی کشورهای اسلامی بدل شده است. این گفتمان، بر خلاف قرائت های سنتی فقهی، دارالاسلام را منحصراً به سرزمینی اطلاق می کند که در آن حاکمیت مطلق شریعت برقرار باشد و هرگونه حکومت یا قانون گذاری بشری را مصداق کفر تلقی می کند. این نوع نگاه، علاوه بر آن که بسیاری از دولت ها، حاکمان و حتی مسلمانان را به ارتداد متهم می کند، پیامدهای گسترده ای نیز در عرصه جغرافیای انسانی به همراه داشته است. مقاله حاضر با روش توصیفی ، تحلیلی و با رویکرد میان رشته ای فقهی ، جغرافیایی، به بررسی ابعاد نظری و میدانی این گفتمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که تفسیر سلفی از مفاهیم فقهی، به بروز خشونت فضامحور، آوارگی جمعیتی، مهاجرت های ایدئولوژیک، تخریب نظم سکونتی و فروپاشی انسجام فرهنگی در جهان اسلام منجر شده است. در مقابل، فقه امامیه با ارائه معیارهایی انسانی در تعریف دارالاسلام، از جمله اکثریت مسلمانان، آزادی شعائر و اصل استصحاب، امکان هم زیستی مسالمت آمیز در جوامع متکثر را فراهم می آورد. در نهایت، مقاله با ارائه الگوهای بدیل همچون مفاهیم دارالهدنه، دارالاستئمان و فقه تعامل، راهکارهایی برای مقابله با افراط گرایی و بازسازی نظم فضایی مبتنی بر عدالت، عقلانیت و امنیت انسانی پیشنهاد می دهد.
۱۹۹۹.

تحلیل پیامدهای اقتصادی افزایش عوارض نوسازی شهری بر هزینه های اساسی خانوارهای شهری در ایران: رهیافت گشتاور تعمیم یافته (GMM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه یکی از چالش های ساختاری حکمرانی مالی شهری در ایران، اتکای گسترده شهرداری ها به منابع ناپایدار و غیرقابل پیش بینی نظیر فروش تراکم است؛ امری که نه تنها پایداری مالی شهرداری ها را تهدید می کند، بلکه به گسترش شهرسازی بی قاعده، افزایش نابرابری فضایی و تشدید آثار منفی زیست محیطی نیز منجر شده است. در چنین بستری، توجه به منابع درآمدی پایدار و کارآمد، از جمله مالیات های محلی نظیر عوارض نوسازی شهری، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق توسعه شهری پایدار و منطبق با اصول عدالت مالیاتی به شمار می آید. عوارض نوسازی شهری، به عنوان یکی از شکل های مالیات بر دارایی، در بسیاری از کشورها نقش مهمی در تأمین مالی شهرداری ها ایفا می کند. با این حال، در ایران، سهم این منبع از کل درآمدهای شهرداری ها ناچیز بوده و روندی کاهنده داشته است؛ به ویژه در کلان شهر تهران که در سال ۱۳۹۹، سهم این عوارض تنها حدود 2/1 درصد از کل درآمد شهرداری برآورد شده است. این در حالی است که میانگین سهم مالیات بر دارایی در کشورهای عضو OECD بیش از ۴۰ درصد گزارش شده است. در پاسخ به این وضعیت، قانون «درآمد پایدار شهرداری ها و دهیاری ها» در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید که از جمله اهداف آن، افزایش نرخ عوارض نوسازی از 1/5 به 2/5 درصد ارزش ملک بوده است. با این حال، هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی ممکن است از مسیر افزایش اجاره بهای مسکن، آثار رفاهی و توزیعی بر خانوارهای شهری، به ویژه مستأجران، به همراه داشته باشد. ادبیات نظری نشان می دهد در بازارهای اجاره تنظیم نشده با کشش عرضه پایین، مالیات بر دارایی می تواند به صورت کامل یا جزئی به مستأجران منتقل شود. از این منظر، افزایش عوارض نوسازی می تواند از طریق افزایش هزینه اجاره، فشار مضاعفی بر اقلام مصرفی خانوار وارد کند. با وجود اهمیت این موضوع، در ادبیات داخلی ایران کمتر به تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عوارض نوسازی بر بودجه خانوار پرداخته شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ دانشی، به تحلیل اثر افزایش عوارض نوسازی شهری بر سبد هزینه ای خانوارهای شهری ایران می پردازد. مواد و روش ها برای تحلیل اثر اقتصادی عوارض نوسازی، از داده های پانل متوازن شامل ۳۴۱ مشاهده استانی طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ استفاده شده است. به دلیل نبود داده های تفکیکی درباره میزان واقعی پرداخت عوارض نوسازی در سطح خانوار، متغیر «هزینه اجاره و سکونت خانوار» به عنوان نماینده تجربی برای عوارض نوسازی در مدل لحاظ شده است. این انتخاب، مبتنی بر منطق اقتصادی انتقال مالیات ها از مالک به مستأجر در بازارهای اجاره ای است و با شواهد نظری و تجربی موجود در مطالعات جهانی نیز هم خوانی دارد. چهار متغیر وابسته اصلی در این تحقیق شامل هزینه های خوراک، پوشاک، حمل ونقل، و بهداشت و درمان خانوار است که هر یک در قالب یک مدل مجزا برآورد شده اند. متغیرهای کنترلی شامل درآمد سرانه خانوار، قیمت مسکن و سرمایه انسانی (میانگین سال های تحصیل جمعیت شاغل) هستند. برای تحلیل تجربی، از مدل اقتصادسنجی پانل پویا با استفاده از رهیافت گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System GMM) بهره گرفته شده است. این روش، امکان کنترل برای درون زایی متغیرها، اثرات وقفه ای، ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی سریالی را فراهم می سازد. کلیه برآوردها با استفاده از نرم افزار Stata و همراه با آزمون های اعتبارسنجی شامل آزمون آرلانو باند، هانسن، اختلاف هانسن و والد انجام شده است. در بخش تحلیل سیاستی، دو شاخص تطبیقی بین المللی برای سنجش بار مالی عوارض نوسازی مورد استفاده قرار گرفت: (۱) نسبت سرانه مالیات بر دارایی به درآمد سرانه خانوار و (۲) سهم عوارض نوسازی از بودجه شهرداری. بر اساس این شاخص ها، دو سناریو برای افزایش عوارض طراحی شد و آثار آن ها با استفاده از ضرایب به دست آمده از مدل های گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی بر هزینه های خانوار شبیه سازی شد. یافته ها یافته های این پژوهش حاصل برآورد چهار مدل جداگانه برای هر یک از اقلام اصلی سبد هزینه ای خانوار شهری شامل خوراک، پوشاک، حمل ونقل و بهداشت و درمان است. نتایج نشان می دهد واکنش این اقلام به افزایش «هزینه اجاره» که در این پژوهش به عنوان نماینده تجربی افزایش عوارض نوسازی تلقی شده ، یکسان نبوده است. در مدل مربوط به هزینه خوراک، مشخص شد که افزایش اجاره بها رابطه ای منفی و معنادار با این نوع هزینه دارد. به بیان دقیق تر، ضریب منفی 0/166 برای متغیر اجاره که در سطح اطمینان 5 درصد معنادار است، نشان می دهد با بالا رفتن هزینه اجاره، خانوارها به طور محسوس از هزینه های خوراک خود می کاهند؛ هرچند این کاهش از نظر عددی، بالا نیست. به جز اجاره، متغیرهای کنترلی مانند درآمد سرانه و قیمت مسکن نیز تأثیر مثبت و معناداری بر هزینه خوراک داشتند، اما شاخص سرمایه انسانی بر هزینه خوراک اثر معناداری در این مدل نداشت. در مدل مربوط به هزینه پوشاک، اثر اجاره بها منفی و معنادار بوده و ضریب آن برابر با0/357- و در سطح معناداری ۱ درصد به دست آمده است. این یافته بیانگر آن است که پوشاک نیز مانند خوراک، از جمله اقلامی است که در واکنش به فشار مالی، انعطاف پذیر هستند و در مواجهه با افزایش هزینه های مسکن، مصرف آن ها کاهش می یابد. درآمد سرانه و قیمت مسکن همچنان اثر مثبت بر هزینه پوشاک دارند، اما شاخص سرمایه انسانی در این مدل نیز معنادار نبوده است. در مدل مربوط به هزینه حمل ونقل، اثر هزینه اجاره معنادار نبود و در نتیجه، نمی توان از وجود رابطه ای مشخص میان این دو متغیر سخن گفت. این یافته را می توان به ماهیت نسبتاً اجتناب ناپذیر هزینه های حمل ونقل در زندگی شهری نسبت داد؛ چراکه هزینه های رفت وآمد شغلی، تحصیلی یا دسترسی به خدمات، کمتر تحت تأثیر تغییرات قیمتی قرار می گیرند. درآمد سرانه در این مدل نقشی کلیدی دارد و با ضریبی بالا و معنادار، نشان می دهد افزایش درآمد به طور مستقیم بر افزایش هزینه حمل ونقل اثر می گذارد. در مدل مربوط به هزینه بهداشت و درمان، هزینه اجاره اثر معناداری نداشت و تنها متغیر درآمد سرانه بود که با ضریب مثبت 1/04 و در سطح اطمینان ۱ درصد، تأثیرگذاری بالایی بر افزایش هزینه های سلامت خانوار داشت. این یافته تأیید می کند که هزینه های درمانی بیش از آنکه از فشار مالی ناشی از هزینه اجاره تأثیر بپذیرند، تابعی از سطح درآمد خانوار هستند. سایر متغیرها در این مدل، از جمله سرمایه انسانی و قیمت مسکن، از نظر آماری اثر معناداری نداشتند. بر اساس نتایج آزمون های اعتبارسنجی مدل ها، چارچوب اقتصادسنجی مورد استفاده در این مطالعه از دقت و اعتبار لازم برخوردار است. در هیچ یک از مدل ها، خودهمبستگی مرتبه دوم مشاهده نشد؛ آزمون هانسن و اختلاف هانسن اعتبار ابزارهای استفاده شده را تأیید کرد؛ آزمون والد نیز معناداری کلی مدل ها را نشان داد. این شواهد، اعتبار روش برآورد GMM سیستمی در این مطالعه را تقویت می کند. در ادامه، برای تحلیل آثار سیاستی، دو سناریو برای افزایش عوارض نوسازی شهری تدوین و بررسی شد. سناریوی اول معادل افزایش ۶۶ درصدی عوارض نوسازی بود که با تغییر نرخ از 1/5 به 2/5 درصد مطابقت دارد و با اصلاحات مصوب سال ۱۴۰۱ در قانون درآمد پایدار شهرداری ها همخوانی دارد. سناریوی دوم، افزایش ۵۶۶ درصدی را برای عوارض نوسازی شهری در نظر گرفت که هدف آن، رساندن سطح فعلی عوارض نوسازی به میانگین جهانی در کشورهای توسعه یافته بود. با اعمال ضرایب به دست آمده از مدل های برآوردی بر این دو سناریو، مشخص شد که در حالت اول، هزینه خوراک خانوار حدود 0/16 درصد و هزینه پوشاک حدود 0/12 درصد کاهش می یابد. در سناریوی دوم نیز این کاهش به ترتیب به 0/47 درصد برای خوراک و 1/01 درصد برای پوشاک می رسد. این نتایج نشان می دهد حتی با افزایش های شدید در نرخ عوارض نوسازی، آثار رفاهی بر خانوارهای شهری بسیار محدود است و نمی توان از آن به عنوان عاملی تهدیدکننده برای بودجه خانوار یاد کرد. نتیجه گیری پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های تجربی و روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی نشان داد افزایش عوارض نوسازی شهری در ایران، تأثیری معنادار اما بسیار محدود بر دو قلم از هزینه های اساسی خانوار، یعنی هزینه خوراک و پوشاک دارد؛ در حالی که بر سایر اقلام نظیر هزینه حمل ونقل و هزینه بهداشت و درمان، اثر معناداری مشاهده نمی شود. این یافته ها دلالت بر آن دارند که نگرانی ها درباره فشار شدید اقتصادی ناشی از افزایش این نوع مالیات بر خانوارهای شهری تا حد زیادی اغراق آمیز است. از منظر سیاست گذاری، نتایج به دست آمده نشان دهنده ظرفیت اصلاح ساختار درآمدی شهرداری ها از طریق افزایش سهم عوارض نوسازی، بدون ایجاد اختلال محسوس در بودجه خانوار است. اجرای چنین اصلاحاتی، چنانچه به صورت تدریجی، همراه با اطلاع رسانی شفاف و با رعایت اصول عدالت اجتماعی صورت پذیرد، می تواند گامی مؤثر در راستای تأمین مالی پایدار شهری باشد. افزون بر این، یافته ها بر ضرورت توجه به کیفیت خدمات عمومی و سطح پاسخ گویی شهرداری ها در قبال شهروندان تأکید دارد، به طوری که هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی، زمانی مشروعیت اجتماعی خواهد داشت که با بهبود ملموس در ارائه خدمات شهری همراه باشد. در نهایت، این پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران شهری با پرهیز از اتکا به منابع ناپایدار، نظیر فروش تراکم، به سوی نهادینه سازی پایه های مالیاتی شفاف، عادلانه و پایدار حرکت کنند. در پژوهش های آتی، بررسی آثار توزیعی این سیاست ها بر دهک های مختلف درآمدی و سنجش نابرابری فضایی در پرداخت عوارض نوسازی، می تواند چشم اندازهای تکمیلی ارزشمندی فراهم آورد.
۲۰۰۰.

مدل سازی اثرات راهبردهای بازاریابی بر رضایتمندی گردشگران در صنعت گردشگری (مورد مطالعه: جاذبه های گردشگری شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: در دنیای امروز، بسیاری از جاذبه های گردشگری در سراسر جهان سعی دارند با تطبیق راهبردهای بازاریابی، از مزایای آن بهره مند شوند. از این رو، بازاریابی گردشگری به عنوان بخشی از صنعت عظیم گردشگری می تواند نقش مهمی در توانمندسازی مردم محلی، تنوع بخشیدن به رشد اقتصادی و ایجاد فرصت های شغلی جدید در ارتباط با سایر بخش های اقتصادی ایفا کند. از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است.  جامعه آماری شامل کلیه گردشگران شهر تهران (جامعه نامحدود) است که با استفاده جدول مورگان نمونه متشکل از ۳۸۶نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها  در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری (SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار (SMART PLS 4 ) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که راهبردهای بازاریابی گردشگری با مقدار T (۳۶/۲۷۹) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۷۱) بر رضایتمندی گردشگران تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر جاذبه های گردشگری با (۰/۴۷۰) بیشترین تأثیر و تبلیغات و اطلاع رسانی با (۰/۰۸۵) کمترین تأثیر را بر رضایتمندی گردشگران داشته است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این امر است که راهبردهای بازاریابی گردشگری تأثیر قابل توجهی بر رضایتمندی گردشگران دارند، به ویژه جاذبه های گردشگری که بیشترین تأثیر را بر رضایت افراد دارند. بر این اساس، پیشنهاد می شود مدیران و مسئولین گردشگری شهر تهران بر بهبود و ارتقاء جاذبه های گردشگری تمرکز کرده و با استفاده از روش های نوین تبلیغات و اطلاع رسانی، آگاهی عمومی را افزایش دهند تا سطح رضایتمندی گردشگران به حداکثر برسد. نوآوری، کاربرد نتایج: این پژوهش از آن جهت نوآورانه است که تأثیر راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران در شهر تهران را مورد بررسی قرار داده و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و رگرسیون چندمتغیره گام به گام، به تحلیل جامع و دقیق این رابطه پرداخته است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان