پژوهش های مدیریت عمومی (پژوهش های مدیریت سابق)

پژوهش های مدیریت عمومی (پژوهش های مدیریت سابق)

پژوهش های مدیریت عمومی سال 18 زمستان 1404 شماره 70 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

الگوی ارزشیابی خط مشی حقوق و دستمزد در بخش دولتی (مورد مطالعه: قانون مدیریت خدمات کشوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۱
الگوی ارزشیابی خط مشی نقش مهمی در بهبود و اصلاح خط مشی ایفا می کند. حقوق و دستمزد در بخش دولتی نیز از اثرگذارترین زیرنظام ها در انگیزش کارکنان و بهره وری نظام اداری است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی جامع برای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی انجام شده است.  این پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی است که با روش تحلیل مضمون با رویکرد براون و کلارک انجام شده است. جامعه این پژوهش شامل مدیران ارشد، پژوهشگران و اساتید دانشگاهی است. به منظور جمع آوری داده های پژوهش با  نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع، 13 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و 6 جلسه گروه کانونی برگزار شده است. افراد مورد نظر، واجد تخصص های مرتبط با حقوق اداری و جبران خدمت در بخش دولتی و یا تجربه اجرایی عمیق و مستمر در بالاترین سطوح نهاد خط مشی گذار در حوزه حقوق و دستمزد در بخش دولتی (سازمان اداری و استخدامی کشور) بوده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که معیارهای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی، مستلزم توجه به هشت بعد اصلی است. این معیارها عبارت است از: معیارهای زمینه ای، نهادی، زیرساختی، تنظیم گری، اجرایی، نتیجه، پیامد و اثر. هر یک از این ابعاد شامل معیارهای متعددی همچون «ابتنا بر ارزش شغل، شاغل، عملکرد، محیط، و رقابت»، «پرداخت برابر برای کار برابر» و «قابلیت اجرا» می باشد. یافته های پژوهش در چارچوب مدلی نظام مند سازماندهی شده است.  الگوی نظام مند پیشنهادی در این پژوهش، با درنظرگرفتن ابعاد مختلف یک چارچوب جامع برای ارزشیابی خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی ارائه می دهد که می تواند به بهبود و اصلاح خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی کمک کند.
۲.

گونه شناسی ذهنیت بازیگران خط مشی فضای مجازی ایران در خصوص تنظیم گری فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۹
شناخت ذهنیت ها و باورهای بازیگران هر خرده نظام برای تحلیل خط مشی مؤثر، تنظیم و پیشبرد آن خرده نظام ضروری است. پژوهش حاضر با به کارگیری روش آمیخته کیو و با استفاده از نمونه ای متشکل از 20 مشارکت کننده از میان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، اندیشکده ها، بخش خصوصی، فعالان اجتماعی و نهادهای حکومتی مرتبط، به استخراج پنج گونه ذهنی متمایز در خصوص تنظیم گری فضای مجازی پرداخته است. برای شناخت این ذهنیت ها ابتدا با تکیه بر مطالعه منابع کتابخانه ای همچون مقالات، اخبار، و یادداشت ها و مصاحبه با خبرگان فهرستی از نقاط بحث انگیز، مسائل تنظیم گری فضای مجازی و نیز ذهنیت های مختلف حول این نقاط در قالب گزاره های گوناگون تهیه گردیده و سپس از طریق مصاحبه با گروهی از این بازیگران و فهم میزان اهمیت هر گزاره برای هر فرد و تحلیل عاملی داده های حاصل از آن ها با نرم افزار تحلیل داده SPSS ، 5 ذهنیت در خصوص تنظیم گری فضای مجازی احصا گردید. این ذهنیت های پنج گانه را به ترتیب آزادی گرایان جهانی اندیش، عقلانیت گرایان جهانی اندیش، بازارگرایان بازیگر اندیش، ملی گرایان جامع اندیش و نهایتاً دولت گرایان بازاندیش نامیدیم. آزادی گرایان جهانی اندیش بر بازار آزاد، خودتنظیمی و حداقل مداخله دولت، عقلانیت گرایان جهانی اندیش بر تنظیم گری مشارکتی و حمایت دولتی از بازیگران داخلی، بازارگرایان بازیگر اندیش بر بازار، خودتنظیمی و کاهش تصدی گری دولت، ملی گرایان جامع اندیش بر توسعه شبکه ملی اطلاعات و تنظیم گری مبتنی رویکردهای کل نگر و دولت گرایان بازاندیش بر تنظیم گری متمرکز و یکپارچه توسط نهادهای دولتی تاکید دارند.
۳.

تدوین مدل مفهومی پیشران های همکاری بین سازمانی به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
  همکاری بین سازمانی، به ویژه در حل مسائل عمومی، در دنیای امروز یک ضرورت است اما به دلیل آمیخته بودن با پیچیدگی ها و مشکلات، برخی از سازمان ها تمایلی به آن نشان نمی دهند؛ بنابراین شناخت پیشران هایی که سازمان ها را برای همکاری ترغیت کرده و دستیابی به آن را تسهیل نماید، جهت طراحی و ایجاد مشارکت های موفق حایز اهمیت است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی پیشران های همکاری بین سازمانی در ادبیات موضوع و تدوین یک مدل مفهومی از این پیشران هاست. پیشران های همکاری بین سازمانی عموماً به شکل پراکنده و نامنسجم در ادبیات وجود دارند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب سعی در تجمیع این عوامل و دسته بندی آن ها و تدوین یک مدل مفهومی از پیشران ها نموده است. با توجه به مراحل روش فراترکیب، در مرحله اول جستجو، 268 مقاله در حوزه همکاری بین سازمانی از منابع به دست آمد که بر اساس معیارهای ورودی در دو مرحله 83 مقاله و سپس 32 مقاله وارد مطالعه فراترکیب گردید. پس از کدگذاری اولیه و مقوله بندی ثانویه مقالات توسط نرم افزار MAXQDA ، 44 پیشران در 3 مقوله اصلی محیط، مساله و مشارکت کنندگان شناسایی، و در یک سلسله مراتب سه سطحی، چارچوب بندی گردید. همچنین پیشران های مشترک میان دسته ها، جهت تبیین بهتر موضوع شناسایی شد. احصای پیشران های همکاری بین سازمانی از مقالات متعدد و ادبیات نامنسجم و پراکنده و دسته بندی آن ها در سه سطح و توصیف همپوشانی دسته های اصلی، نوآوری این پژوهش محسوب می شود و یک مقدمه ضروری برای انجام مطالعات بعدی در این حوزه است.
۴.

روش های کمی برای سنجش شاخص های کیفیِ بهره وری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۸
در سال های اخیر، سنجش بهره وری سازمانی به یکی از دغدغه های اصلی محققان و مدیران تبدیل شده است؛ با این حال، تمرکز عمده بر جنبه های فنی و اقتصادی، موجب نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و انسانی  بهره وری به عنوان یک مفهوم چندبعدی شده است. این پژوهش با تمرکز بر جنبه های اجتماعی و انسانی بهره وری، با هدف شناسایی و معرفی مناسب ترین روش های کمی، برای سنجش این ابعاد کیفی انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و منطق استقرایی-قیاسی بهره گرفته شده است. در گام نخست از طریق مرور سیستماتیک، مقالات مرتبط با سنجش بهره وری سازمانی تحلیل شده و با مدل چندسطحی تطبیق داده شدند و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون، وزن شاخص های کمی و کیفی استخراج گردید. در گام های بعدی با استفاده از روش مرور دامنه ای و با بهره گیری از نظر خبرگان در گروه کانونی، مناسب ترین روش های سنجش، برای هر یک از شاخص های کیفی تعیین شد. جامعه آماری در این مرحله از پژوهش خبرگان اجرایی و دانشگاهی با حداقل سه سال سابقه اجرایی و پژوهشی در زمینه مدیریت بهره وری هستند. نتایج نشان می دهد که سهم شاخص های کمی در سنجش بهره وری ۷۰ درصد و سهم شاخص های کیفی ۳۰ درصد است؛ ضمن آن که بسیاری از شاخص های کیفی به دلیل پیچیدگی در اندازه گیری، مورد غفلت قرار گرفته اند. یافته های این تحقیق، ضمن ارائه چارچوب عملیاتی برای سنجش کیفی بهره وری، امکان انتخاب روش سنجش را متناسب با ماهیت شاخص و داده های مورد نیاز فراهم می سازد. از منظر کاربردی، نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری مدیران و پژوهشگران در راستای ارزیابی جامع بهره وری باشد.
۵.

واکاوی سه دهه ارتباط پیچیده نهادها و کارآفرینی منطقه ای(یک مرور نظام مند مبتنی بر چارچوب ترکیبی ADO-TCM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند رابطه بین کارآفرینی منطقه ای و نهادها، با استفاده از چارچوب  « پیشینیان، تصمیمات، نتایج -تئوری ها، زمینه و روش شناسی» و روش تحقیق نظام مند مبتنی بر دامنه، به تحلیل ساختاری مقالات حوزه کارآفرینی منطقه ای و نهادها در پایگاه علمی اسکوپوس پرداخته است. نتایج نشان داد که پیشینیان در سه سطح ارتباط نهادها، سطح نهادی و نوع نهادهای مؤثر قابل دسته بندی بودند. چارچوب نظری مطالعات عمدتاً بر نظریه نهادگرایی و ۹ نظریه تکمیلی دیگر استوار بود. تحلیل جغرافیایی مطالعات، تمرکز پژوهش ها را در کشورهای توسعه یافته، به ویژه بریتانیا، ایالات متحده و چین نشان داد. از منظر روش شناختی، غلبه رویکرد ترکیبی و مطالعات طولی در پژوهش های این حوزه مشهود بود. یافته های کلیدی پژوهش، چهار روند اصلی را در مطالعات حوزه کارآفرینی منطقه ای و نهادها شناسایی کرد: ۱- توجه فزاینده به نقش اکوسیستم های کارآفرینی در توسعه منطقه ای؛ ۲- اهمیت روزافزون همکاری های بین نهادی؛ ۳- تمرکز بر نقش آموزش و پرورش کارآفرینی؛ ۴- اهمیت نقش نهادهای دانشگاهی در توسعه نوآوری منطقه ای. این یافته ها با ارائه تصویری جامع از رابطه بین کارآفرینی منطقه ای و نهادها، می توانستند به سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در جهت توسعه و تقویت کارآفرینی منطقه ای کمک کنند.
۶.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های کلیدی در پیشگامی و تعالی در خدمات عمومی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
با رشد چشمگیر فناوری اطلاعات و ارتباطات خدمات عمومی نیز به خود شکل نو و دیجیتالی گرفته است. ولی با وجود تلاش های زیاد در این زمینه، هنوز نیاز به مطالعه و بررسی است؛ بنابراین شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های کلیدی گامی در جهت تعالی خدمات عمومی دیجیتال است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و نحوه اجرا میدانی بوده و روش تحقیق ترکیبی و رویکرد متوالی توضیحی که فاز کمی نسبت به فاز کیفی اولویت دارد می باشد که در فاز کمی با استفاده از تحلیل محتوای کمی رساله ها و پایان نامه ها و مقالات مرتبط و طرح های پژوهشی بررسی شدند که بر اساس موضوع، "خدمات دیجیتال" به تعداد 15 عدد و 71/10%  و تعداد فراوانی در سال، بیشترین تعداد در سال 1402 به تعداد 36 عدد و 82/21% به دست آمد و در فاز کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و مصاحبه با 17 نفر از خبرگان و متخصصان این حوزه، 988  کد اولیه، 174 شاخص،84 مؤلفه و 38 بعد به دست آمد که با استفاده از الگوی پارادایمی، ابعاد در طبقات مربوط به شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها جایگذاری شدند که بیشترین تعداد مربوط به شرایط علی به تعداد 11 بعد بدست آمد که عبارتنداز: آمایش دیجیتالی، نیازمحوری دیجیتالی، کاهش شکاف طبقاتی دیجیتالی، خدمات گستری دیجیتالی، نظارت گری دیجیتالی، شهروندمداری دیجیتالی، رفاه مشترک دیجیتالی، عدالت گستری دیجیتالی، بوروکراسی زدایی دیجیتالی، رضایت بخشی دیجیتالی، خودکامیابی دیجیتالی.
۷.

چالش ها و راهکارهای برندسازی شخصی رهبران مربیگرا در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
 در دنیای امروز هر چه رقابت بین سازمان ها بیشتر شده است، توجه ذی نفعان به رهبران آن ها افزایش یافته و برند افراد به روشی برای متمایز کردن سازمان ها از یکدیگر تبدیل شده است. به عبارتی دیگر سازمان بر اساس مدیران ارشدش شناخته می شود و گاهی بیشتر از اینکه عملکرد سازمان ها مطرح باشد، عملکرد مدیران ارشد آن ها به عنوان چهره سازمان مطرح است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای برندسازی شخصی رهبران مربیگرا در آموزش عالی با استفاده از رویکرد کیفی و  استراتژی تحلیل محتوا انجام شد. جامعه هدف شامل اساتید دانشگاه ها، رهبران در حوزه آموزش عالی و کوچ های حرفه ای با تخصص رهبری و برندسازی بودند، که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی با 13 نفر از آن ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته به عمل آمد. تحلیل داده ها، با استفاده از کدگذاری های اولیه و شناسایی مقولات فرعی و اصلی، توسط نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و جدیدترین منابع مرتبط نیز مورد تحلیل قرار گرفت. پس از تحلیل داده ها 79 کد اولیه و سپس 8 مقوله فرعی مرتبط با 2 مقوله اصلی ایجاد شد. نتایج پژوهش نشان داد که چالش های رهبران مربیگرا در برندسازی شخصی در آموزش عالی شامل چالش های فردی، سازمانی و اجتماعی است. هم چنین راهکارهای برندسازی شخصی رهبران با سبک مربیگری شناسایی گردید. بر اساس راهکارهای استخراج شده، مدیران در آموزش عالی می توانند برند شخصی خود را ایجاد یا تقویت نمایند.
۸.

برنامه ریزی مطلوب مسیر شغلی نیروهای انسانی(مورد مطالعه: شرکت خودروسازی سایپا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۲
رهبران سازمان ها دریافته اند نیروی انسانی علت عمده موفقیت و مزیت رقابتی سازمان ها به شمار می آیند. از این رو متخصصان منابع انسانی به چگونگی پیشرفت کارکنان توجه خاص داشته و بابت اعمال مدیریت بر برنامه ریزی مسیر شغلی به منظور دستیابی به اهداف فرد و سازمان نظارت می نمایند. در این تحقیق برای طراحی مدل برنامه ریزی مسیر شغلی حرفه ای منابع انسانی حیاتی برای مدیران و کارکنان شرکت های گروه خودرو سازی سایپا سؤالهایی تدوین شده و سپس بر اساس پیشینه نظری و ادبیات مربوط، الگوی مفهومی طراحی گردید. روش شناسی تحقیق از نوع آمیخته می باشد که در بخش کیفی از طریق مصاحبه و روش تحلیل مضمون استفاده شده است و در بخش کمی از پرسشنامه و معادلات ساختاری به روش تحلیل عاملی تأییدی و آزمون  تی تک نمونه ای و در نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بخش کیفی که از طریق تحلیل مضمون انجام شد نشان دادکه نقش کارکنان در برنامه ریزی مسیر شغلی شامل مؤلفه های خودارزیابی و شناخت توانمندی ها و نقاط ضعف، تعیین اهداف شغلی کوتاه مدت و بلندمدت، مسئولیت پذیری در یادگیری و توسعه مهارت ها، ارتباط فعال با مدیران و درخواست بازخورد، انعطاف پذیری و سازگاری با تغییرات، شبکه سازی و ارتباطات حرفه ای، نمایش تعهد و عملکرد برجسته، پایش مستمر پیشرفت و تعدیل برنامه ها می باشد. همچنین نقش مدیران در برنامه ریزی مسیر شغلی منابع انسانی کلیدی سازمان شامل مؤلفه های : شناسایی و توسعه استعدادهای کلیدی، تعیین مسیر شغلی شفاف و انعطاف پذیر، ارتباط مؤثر و بازخورد مستمر، همسویی اهداف فردی با اهداف سازمانی، الگوسازی رفتاری و رهبری الهام بخش ، ایجاد انگیزه و حفظ کارکنان کلیدی، حمایت از یادگیری و توسعه مهارت ها، پایش و ارزیابی مستمر می باشد. همچنین نقش سازمان در برنامه ریزی مسیر شغلی منابع انسانی کلیدی سازمان شامل: طراحی چارچوب نظام مند توسعه شغلی ، توسعه زیرساخت های یادگیری ، ارزیابی و بازنگری مستمر، برنامه ریزی جانشین پروری، ایجاد سیستم پشتیبان،  نظام انگیزشی و نگه داشت، پایش و ارزیابی و استعدادیابی و شناسایی نیروهای کلیدی می باشد. همچنین در بخش کمی تحقیق نتایج تحلیل عامل تأییدی تمامی شاخص های استخراجی از مصاحبه را مورد تأیید قرار داد و نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که برنامه ریزی مسیر شغلی در شرکتهای گروه خودروسازی سایپا از حد مطلوب پایین تر است.
۹.

تدوین الگوی نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
پژوهش حاضر به دنبال ارائه الگوی نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران می باشد. این پژوهش از نوع کیفی، توسعه ای، تفسیری و استقرایی است که با روش داده بنیاد و رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش را ده نفر از خبرگان دانشگاهی، و مشارکت کنندگانی که خود مجری و پژوهشگر حوزه نوآوری باز بودند و به روش هدفمند انتخاب شدند، تشکیل می دهد. بعد از انتخاب مشارکت کنندگان از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته به سوالات پژوهش پاسخ داده شد. پس از بررسی و تحلیل مصاحبه های بدست آمده، 458 کد اولیه بدست آمد که از این تعداد 185مفهوم انتزاعی، 41 مقوله فرعی و 16 مقوله اصلی بدست آمد. بدین ترتیب؛ تغییر رویکرد راهبردی سازمان ها و الزامات اجرای نوآوری باز به عنوان شرایط علی؛ چالش ها و موانع اجرای نوآوری باز به عنوان پدیده محوری؛ پیش شرط های اجرای نوآوری باز، فرهنگ سازی و واسطه سازهای دانشی – انسانی نوآوری باز به عنوان عوامل زمینه ای؛ زمینه سازی راهبردی ایده پردازی و سرمایه گذاری و همکاری با دانشگاه ها و مراکز آموزشی به عنوان عوامل مداخله گر؛ بهره مندی و توسعه پلتفرم های مرتبط، سودگیری تعامل با ذینفعان و منابع خارجی، حمایت های اجرای نوآوری باز و راهبردهای اجرای نوآوری باز در سازمان ها به عنوان راهبرد، پیامدهای عملکردی، اعتباری و انسانی به عنوان پیامدهای اجرای نوآوری باز در سازمان های دولتی ایران شناسایی شدند. سازمان ها می توانند شیوه های نوآوری باز را به روش های مختلف مانند اتحاد بین سازمان ها، تأسیس مراکز تحقیقاتی در دانشگاه ها و اکوسیستم های نوآوری اجرا کنند. همچنین سازمان ها می توانند به طور فزاینده ای در راه های اساسی که از طریق آن ایده ها را تولید و آن ها را به بازار عرضه می کنند و از ایده های خارجی استفاده کرده و درعین حال از تحقیق و توسعه داخلی خود بهره می برند بازنگری کنند .
۱۰.

شناسایی عوامل فرهنگی موثر بر انتخاب مقصد با رویکرد گردشگری ورزشی در مناطق آزاد کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
  هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه موضوع جذابیت و انتخاب مقصد به منظور شناسایی و تبیین عوامل موثر بر جذابیت و انتخاب مقصد با رویکرد گردشگری ورزشی متناسب با بافت و زمینه مناطق آزاد کشور در سال 1402 بوده، جهت تحقق این هدف پس از مرور پیشینه و تهیه چارچوب نظری پژوهش، جهت گردآوری داده ها از از روش کمی به منظور آزمون مفهوم نظری جذابیت و انتخاب مقصد و اعتباریابی آن استفاده شده است و داده های مورد نیاز طی دو مرحله از صاحبنظران و خبرگان جمع آوری گردید. با توجه به حجم هر جامعه نمونه آماری مناسب(تعداد 287 نفر) از طریق نمونه گیری طبقه ای و به روش انتساب متناسب با حجم انتخاب و پرسشنامه ها توسط ایشان تکمیل می گردد.  نتایج کمی از دیدگاه نخبگان، وضعیت رضایت گردشگر و شخصیت مقصد، به طور معنی داری بالاتر از میانگین می باشد ولی وضعیت دو مؤلفه دیگر یعنی تصویر مقصد و بازاریابی مقصد به طور معنی داری پایین تر از میانگین است. نتایج مستقل؛  بین دیدگاه نخبگان زن و مرد و نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان می دهد که بین جذابیت و انتخاب مقصد در بین نخبگان مختلف ورزشی و گردشگری تفاوت معنی داری وجود ندارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۰