واژه تاریخ را در زبان فارسی به دو معنا به کار می برند: 1- مجموعه فعالیت های مکتوب علمی، نظری و فکری مورخان که همان "علم تاریخ" نامیده می شود؛ 2- مجموعه حوادث و رویدادهای انجام شده توسط انسان که از آن تاریخ در معنای متعارف مستفاد می شود و بدون افزون کلمه "علم" به کار می رود. اگر بتوانیم نحوه کسب شناخت یا علم به تاریخ از نوع دوم، یعنی علم به تاریخ در معنای مجموعه رویدادها را مشخص کنیم، وجود چیزی به نام "علم تاریخ" نیز به اثبات خواهد رسید و آن گاه می توانیم بگوییم که علم تاریخ واقعا یک "علم" است. این مقاله با نظر به آرای اندیشمندان و مورخان از قدیم ترین روزگاران تا اوایل قرن بیستم، ضمن متمایز کردن دو مفهوم متفاوت از تاریخ، سیر تحول دیدگاههای موجود درباره تاریخ، قانونمندی و غایتمندی آن را پی می گیرد.
در مقام تحلیل انقلاب اسلامى ایران، یک رویکرد، آن را ملهم از نهضتحسینى و مکتب عاشورایى مىداند و در همین بستر با بررسى عوامل اصلى محدثه انقلاب، آنها را عوامل مبقیه انقلاب نیز دانسته، بر حفظ و استمرار آنها پاى مىفشارد .
نویسنده در این مقاله با مفروض گرفتن تاثیر پذیرى انقلاب اسلامى ایران از نهضت امام حسین (ع) به دنبال نشان دادن نوع تاثیرگذارى عاشورا بر انقلاب اسلامى و تداوم آن است و در این راستا عناصر رهبرى، مکتب و ملت را در هر دو حرکتبا معرفى شخصیت رهبران جبهههاى حق و باطل به بحث مىگذارد .
مقاله حاضر مىکوشد، به این سؤالات پاسخ دهد:
1 . آیا عاشورا بر انقلاب اسلامى تاثیر گذاشته است؟
2 . اگر عاشورا بر انقلاب اسلامى تاثیر داشته در چه زمینهها و به چه صورتى بوده است؟
3 . آیا عاشورا، همانگونه که در پیدایش و پیروزى انقلاب اسلامى تاثیر گذاشت، قادر استبر تداوم آن نیز تاثیر بگذارد؟ نیل به این مقصود و هدف، چگونه و از طریق پیمودن چه راههایى امکان مىیابد؟