جریان وروند «نگارش مکتوب» در میان شیعیان، موضوعى است که در کتاب میراث مکتوب شیعه نوشته دکتر سیدحسین مدرسى مورد بررسى و کند و کاو قرار گرفته است و نوشتار حاضر در صدد معرفى و مرورى برمطالب کتابیادشده و بیان نکتههاى نو و تازهیاب آن مىباشد که در سهبخش سامان یافتهاست.
در بخش اول ، ضمن معرفى نویسنده کتاب و بیان توانایى و شایستگى وى در این عرصه، محتوا و شیوه تنظیم کتاب و ویژگىهاى آن بیان شده است. در بخش دوم، به آرا و دیدگاههاى نویسنده که بهگونهاى انتقادى روایات را همراه با زمینه تاریخى آنها بررسى کرده، توجه شده، سپس رشد و توسعه طبیعى روایات به مرور زمان ـ که مورد تأکید نویسنده است ـ و به صورت موردى نشان داده شده است. مباحث و اختلافات مذهبى و اثرات آن در ساخت روایات از جمله مسائلى است که در جاى جاى کتاب از نگاه تیزبین مؤلف دور نمانده و اهمیت فوقالعادهاى در تحلیلهاى نویسنده داشته است. در این بخش، ذیل سه عنوانِ گونههاى نگارش، اخبار ساختگى و ریشهیابى لغزشها مطالب پراکنده کتاب تنظیم شده و قابل دست یابى است. در پایان و بخش سوم، برخى نقدهاى وارد برکتاب مطرح شده است
.
در تاریخ ایران بعد از اسلام، هیچ گاه زن رسما در امور سیاسى ـ اقتصادى کشور مداخله نکرده، مگر در موارد استثنایى که براثر لیاقت و شهامت و هوشمندى و ذکاوت فوقالعاده، در عرصه سیاست و اقتصاد جامعه خودنمایى کرده باشد. به قدرت رسیدن حکومت صفوى و اهمیت سیاسى طبقه جدید شیعى و خاندانهاى قزلباش کمک کرد تا زن نقش مهمى را در این دوره به دست آورد، زیرا مذهب جدید و جامعه صفوى، براى زن اهمیت زیادى قائل شد. این مقاله، درصدد است تا نشان دهد زنان طبقات بالاى جامعه، سهم قابل توجهى در قدرت اجتماعى و اقتصادى اوایل دوره صفوى داشتهاند. هدف اصلى پژوهش این است که نقش زن صفوى را در مالکیت دارایى شهر و روستا، دارایى منقول، املاک، مستغلات و فعالیتهاى وقف براى مقبره شیخ صفى الدین اردبیلى در قرون 14-17م بررسى کند. نیز معلوم مىدارد که زنان صفوى در به دست آوردن زمین و املاک براى مقبره شیخ صفى، نقش مهمى داشته و بدین وسیله، قدرت اقتصادى و اجتماعى فراوانى به دست آورده بودند. نویسنده با استفاده از تواریخ محلى، گزارشهاى خارجى، آرشیوها، منابع دست اول و تحقیقات جدید به این مسئله پرداخته است.
در این مقاله ضمن اشاره به معناى لغوى و اصطلاحى واژه «خوارج»، به زمان و چگونگى پیدایش آن، فتنه انگیزىهاى آنان و نقش این گروه در شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداخته شده است که درضمن بحث به اختصار به برخى ازعقاید این گروه اشاره مى شود. همچنین تلاش شده است، با استفاده از منابع دست اول تاریخى، عاملان شهادت امام على علیهالسلام معرفى شده واین مسئله مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد.
این مطلب که امام حسین(علیه السلام) حج تمتّع خود را نیمه تمام گذاشته، به عمره تبدیل کرد و مکه را به هدف عراق ترک نمود، براى برخى از تاریخ نویسان، گویندگان و نیز مدّاحان، امرى است مسلّم و به عنوان نظریه اى مشهور جا افتاده است.
در مقابل این، نظریه دیگرى است که باور دارد اینگونه نبوده است که آن حضرت مُحرم به احرام حج تمتع شده و آن را از باب حکم مصدود، به عمره مفرده بدل ساخته است، بلکه امام(علیه السلام) با عمره مفرده وارد مکه شد و با طواف وداع یا با عمره ماه ذى حجه از مکه خارج گردید.
اگر برخى از مورخان و گویندگان در نقل هاى تاریخى خود، دقت بیشترى مى کردند و آن را با روایات صحیح تطبیق مى دادند، قول مشهور را برمى گزیدند.
نتیجه این دو نظریه این است که عمل امام(علیه السلام)به عنوان یک سنت عملى، قاعده فقهى است.
اگر نظریه نخست را بپذیریم، باید فقها در فتواى خود به آن استناد کرده باشند، که در ظاهر این گونه
نیست.در این پژوهش با استناد به روایات صحیح و دقت در نقل هاى تاریخى و به پشتوانه استنباط فقیهان، نظریه صحیح غیرمشهور را برگزیده ایم: