فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
91 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های ساختاری، محتوایی و نیروی انسانی در نظام آموزش شهرسازی در ایران و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هاست که این چالش ها چگونه بر کیفیت آموزش و توانایی فارغ التحصیلان در حل مسائل واقعی شهری تأثیر می گذارند و چه راهبردهایی می توانند فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای حرفه ای و اجتماعی را کاهش دهند. یافته ها: نتایج حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها به روش گراند تئوری نشان می دهد که چالش های نظام آموزش شهرسازی در ایران در سه بعد اصلی قابل دسته بندی هستند: 1- چالش های ساختاری: نبود سیاست گذاری منسجم، کمبود زیرساخت های آموزشی و ضعف ارتباط میان دانشگاه ها و نهادهای اجرایی. 2- چالش های محتوایی: برنامه های درسی قدیمی، تمرکز بیش ازحد بر نظریه و نادیده گرفتن موضوعات نوظهور مانند شهرهای هوشمند و عدالت فضایی. 3- چالش های نیروی انسانی: کمبود اساتید دارای تجربه عملی، انگیزه پایین دانشجویان و نبود مشوق های مناسب برای جذب و نگهداری استعدادها. نتیجه گیری: چالش های شناسایی شده منجر به شکاف عمیقی میان آموزش دانشگاهی و نیازهای حرفه ای و اجتماعی در حوزه شهرسازی شده اند و کارآمدی فارغ التحصیلان در مواجهه با مسائل واقعی شهری را کاهش داده اند. برای کاهش این شکاف، راهکارهایی چون اصلاح ساختار نظام آموزشی، به روزرسانی محتوای درسی، تقویت همکاری دانشگاه ها با نهادهای اجرایی و توجه به ویژگی های بومی و اجتماعی پیشنهاد می شود. اجرای این راهبردها می تواند زمینه ساز شکل گیری نظام آموزشی مؤثرتر و منطبق با نیازهای جامعه ایرانی باشد.
خطاطات الإستعارة البنيويّة وآلياتها في الصحيفة السجّادية في ضوء نظرية لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
109 - 133
حوزههای تخصصی:
الاستعاره شغلت حیزاً واسعاً من اهتمام البلاغیین والمفکّرین، وبذلک تکون قد أضحت محطّ أنظار، لدى مختلف التخصصات والتوجهات، فکانت مجالاً کبیراً، نظراً لدورها الذی تؤدیه فی نقل معانی النصّ لکونها رکیزه رئیسه من رکائز البیان؛ وأشهر من توسّع فی عرض النظریه هما جورج لایکوف ومارک جونسون، وخاصهً أنّها تأتی بفکر جدیده حول البناء التفاعلی للمعنى حیث نعتمد على أفکار علم النفس المعرفی من حیث احتفاظ المعلومه فی الذاکره، وعرضها عند الحاجه إلیها. لایکوف وجونسون یعتقدان بأنّ الإستعاره لیست للزخرفه أو للتزیین أو ظاهره لغویه متعلقه بلغه الشعر وإنّما ظاهره فکریه هی متعلقه بنسقنا التصوری، ملازمه لحیاتنا الاعتیادیه التی نعیشها، لانکاد ندرکها فی معظم الأحیان وأنّ جزءاً هاماً من انفعالاتنا وسلوکاتنا وتجاربنا من حیث طبیعته استعاری؛ وتعدّ الاستعاره البنیویه أهمّ نوع من الاستعاره المضمونیه من حیث إنّها ینقل أساساً بنیه کلّ مفهوم عینی وموضوعی إلى مفهوم مجرّد.کانت الصحیفه السجادیه تلعب دوراً مهماً فی توظیف الاستعاره ویعود ذلک لانفتاحها على سیروره لا نهائیه، وعنها ینتج سلسله تفسیریه متنوّعه، ومن ثمّ یختلف تفسیر الاستعاره بحسب المضامین المعرفیه التی ینطلق القارئ منها، بحیث تلعب الأدعیه دوراً مرکزیاً عن طریق التفاعل الکامن.
مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
100 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
بررسی اثر ماده واحده الحاقی 1396 قانون مبارزه با مواد مخدر بر سیاست کیفری ایران در قبال مرتکبان تکرار جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین «نظریه پایداری در بزهکاری» و آثار ناشی از اجرای «ماده واحده الحاقی مصوب ۳/۸/۱۳۹۶» در حوزه جرایم مواد مخدر در ایران انجام شده است. هدف اصلی، تبیین تأثیر این اصلاحیه کیفری بر تداوم یا تعدیل چرخه رفتار مجرمانه و بررسی نقش آن در تقویت یا تضعیف نظریه پایداری است. روش پژوهش: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای شامل متون جرم شناسی، قوانین کیفری و اسناد مرتبط با سیاست گذاری جنایی در ایران انجام شده است. داده ها و مفاهیم مرتبط با نظریه پایداری و اصلاحیه مذکور، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که اگرچه ماده واحده ۱۳۹۶ با کاهش مجازات های سنگین (مانند محدودکردن دامنه مجازات اعدام) گامی در جهت کاهش هزینه های انسانی و اجتماعی برداشته است، اما کم توجهی به سازوکارهای بازپروری و بازاجتماعی کردن مجرمان موجب شده است که چرخه جرم در بین مرتکبان جرایم مواد مخدر تداوم یابد. این امر به نوبه خود، فرضیه های «نظریه پایداری در بزهکاری» را تقویت می کند. کاهش صرف مجازات ها بدون برنامه ریزی جامع برای بازپروری مجرمان، نمی تواند به صورت پایدار از تکرار جرم جلوگیری کند. بنابراین، به منظور خروج از چرخه معیوب تثبیت بزهکاری، ارتقای سیاست جنایی ایران از طریق تلفیق منطقی کیفر با راهکارهای اصلاحی و بازاجتماعی کننده ضروری است. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی در این زمینه ارائه شده است.
نرجسية حكام الأهواز الشعراء (دراسة شعر الأمير الشاعر علي بن خلف المشعشعي علي ضوء نظرية هاينز كوهت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
85 - 108
حوزههای تخصصی:
کانت الأهواز مرکزاً حضاریاً وثقافیاً مهماً فی العصور المختلفه، حیث تُعدّ محلاً حیویاً للتجمعات الأدبیه والثقافیه والعلمیه. وبعد ما أوشک الأقلیم علی الانحطاط من حیث التطور والثقافه والأدب فی العصر العثمانی، ظهر المشعشعیون مؤسّسین إمارتهم فی مدینه الحویزه، ومساهمین بإحیاء الإقلیم وتطویر الأدب. کان الأمیر علی بن خلف المشعشعی أحد المتضلّعین بالأدب فی تلک الفتره، حیث کان من أبرز أدباء عصره. إنه شاعر مفلق نظَمَ الشعر فی أغراض شتّی کالفخر، والقومیه، والوطنیه والسیاسه وغیرها من الأغراض، کما کان کثیراً ما یتباهی بنفسه وقومه ونسبه، وهذا ما دفع الباحث إلی محاوله کشف نرجسیه الشاعر وتبیین مواضع تجلی خصائص الشخص النرجسی فی دیوانه. ومن هذا المنطلق، قام الباحثون بتحلیل کل دیوان الشاعر المسمی "خیر أنیس لخیر جلیس"، ودراسه النرجسیه فی شعره علی ضوء نظریه هایز کوهت اعتماداً علی المنهج النفسی. وقد أظهرت النتائج أنَّ کلَّ الخصائص الخمس للشخص النرجسی المتمثّله بالمبالغه فی مدح الذات بصفات العظمه، وإعطاء قیمه عالیه للأفعال والبحث عن المثالیه للذات، ورسم الطموح العالیه للنفس والأهداف النبیله، واحترام الذات وإعطاء قیمه عالیه للأفضال الشخصیه، والبحث عن المثالیه فی الآباء من حیث المرکز والعطاء، التی استُخلصت من آراء کوهت فی النرجسیه، قد تجلت فی شعر علی بن خلف. وکذلک شوهِدت هذه الخصائص فی کل الأغراض الشعریه السبع التی نظم بها الشاعر، کما تبیّن أنّ الدیوان المحتوی علی 347 بیتاً شعریاً یحمل الخصائص النرجسیه فی 100 بیت منه، أی ظهرت النرجسیه بنسبه 28.82 % فی کل دیوان علی بن خلف المشعشعی.
مطالعه تطبیقی آموزش عالی ایران و ترکیه؛ تأثیرگذاری بر توسعه سیاسی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
66 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف: در این مقاله، تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی- اجتماعی ایران و ترکیه مطالعه شده است. هدف پژوهش، شناسایی عوامل تأثیرگذاری آموزش عالی بر توسعه سیاسی- اجتماعی و مشارکت شهروندان می باشد. روش شناسی: در این پژوهش با استفاده از روش مقایسه ای کیفی، نقش آموزش عالی در شکل دهی به فرایندهای سیاسی و مردم سالاری در دو کشور تحلیل شده است. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران آموزش عالی و توسعه سیاسی با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی گردآوری شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی و کُدگذاری های باز اولیه و ثانویه انجام شده است. یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که دانشگاه های ترکیه به عنوان نهادهایی مستقل تر و تأثیرگذارتر در فرایندهای مردم سالاری و اجتماعی عمل کرده و توانسته اند نقش مهم تری در گسترش آگاهی های سیاسی و تقویت نهادهای مردم سالاری ایفا کنند. دانشگاه های ایران به رغم پیشرفت های علمی- آموزشی قابل توجه، تحت تأثیر محدودیت های نسبی سیاسی نتوانسته اند تأثیرگذاری کامل و جامع بر توسعه سیاسی و مشارکت عمومی داشته و نقش مورد انتظار خود را در ارتقای مردم سالاری ایفا کنند. بحث و نتیجه گیری: برای تقویت نقش آموزش عالی در فرایندهای مردم سالاری و توسعه سیاسی- اجتماعی لازم است که استقلال دانشگاه ها بیش ازپیش افزایش و برنامه های آموزشی در زمینه علوم انسانی و اجتماعی- سیاسی گسترش یابد. همچنین، فضاهای آزادتری برای نقد و گفتگو در محیط های علمی ایجاد و تقویت شود.
بررسی فرایند ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در ایران بر اساس هدف و روش: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت آموزش عالی شناخته می شود. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعه جامع در زمینه اهداف، روش ها، و چالش های ارزشیابی هیئت علمی است. پژوهش با هدف مرور نقادانه فرایند ارزشیابی هیئت علمی در ایران انجام شد تا شکاف های موجود در اهداف، روش ها، گروه های هدف، و چالش های این فرآیند شناسایی شده و راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد شود. این مطالعه به دنبال پاسخ پنج پرسش پژوهشی بود: اهداف ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی؟ روش های مورد استفاده؟ گروه های هدف؟ چالش های اصلی ارزشیابی؟ موضوعات پژوهشی مرتبط؟ روش: پژوهش با روش مرور نظام مند مقالات داخلی در بازه زمانی 1381 تا ابتدای بهمن 1402 انجام شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Irandoc، Civilica، Noormags، Magiran، SID، و Google Scholar صورت گرفت. در مجموع، 684 مقاله شناسایی شد. فرآیند غربالگری در چند مرحله انجام شد: مقالات تکراری، مروری، و غیراصیل حذف شدند. مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود یا در ایران نوشته نشده بودند، کنار گذاشته شدند. کیفیت 34 مقاله اصیل پژوهشی توسط چهار پژوهشگر متخصص در آموزش عالی و سنجش آموزشی ارزیابی شد. اعتبار فرآیند انتخاب مقالات با ضریب توافق بین رتبه دهندگان (0.98، p<0.05) تأیید شد. تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مضامین مرتبط با اهداف، روش ها، گروه های هدف، چالش ها، و موضوعات پژوهشی از متن کامل مقالات به کار رفت. یافته ها: از میان اهداف ارزشیابی، 14 مقاله بر اهداف تکوینی و تنها 3 مقاله بر اهداف پایانی متمرکز بودند. این عدم توازن نشان دهنده فقدان چارچوب های سیاستی یکپارچه و شفافیت در انتظارات نقش اعضای هیئت علمی است. روش های ارزشیابی عمدتاً به پرسشنامه های محقق ساخته وابسته بودند.گروه های هدف عمدتاً اعضای هیئت علمی علوم پزشکی بودند، که نشان دهنده کم توجهی به سایر رشته ها، به ویژه علوم انسانی و مدیریت آموزشی است. عناوین مقالات غالباً بر شناسایی ملاک های ارزشیابی متمرکز بودند و موضوعاتی مانند تدوین الگو، مطالعه طولی، یا ارزیابی رسمی دانشگاه ها کمترین توجه را دریافت کردند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از نوپا بودن ارزشیابی هیئت علمی در ایران است. تمرکز بیش ازحد بر اهداف تکوینی و پرسشنامه های دانشجویی، همراه با غفلت از روش های چندمنبعی و تفاوت های فردی اساتید، نشان دهنده شکاف های عمیق در این حوزه است. برای دستیابی به ارزشیابی مؤثر، تشکیل نهادهای تخصصی ارزشیابی آموزشی ضروری است. دستاوردهای پژوهش، شناسایی الگوها و چالش های ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی و ارائه چارچوبی برای بهبود کیفیت آموزش عالی از طریق اصلاح نظام های ارزشیابی است.
مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
21 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یکی از بزرگ ترین نظام های مدیریتی کشور، با چالش های متعددی در حوزه آموزش مواجه هستند که می تواند به عنوان سیاهچاله آموزشی شناخته شود. آسیب های ناشی از سیاهچاله ها چندبعدی و جدی بوده که می تواند، دانشگاه ها را از رسیدن به اهداف بلندمدت باز دارد؛ بنابراین توانمند نمودن دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یک راهکار کلیدی، در جهت مقابله با سیاهچاله ها می تواند بسیار کمک کننده باشد. هدف این مطالعه، تعیین مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی است. روش: جهت تبیین ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی، از رویکرد کیفی استفاده شد. نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و ابزار گردآوری داده ها راهنمای مصاحبه و ضبط صدای مشارکت کنندگان بود. تعداد 20 مصاحبه نیمه ساختارمند با اعضای هیئت علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه های علوم پزشکی انجام شد. مدت زمان مصاحبه ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. یافته ها: بعد از انجام مصاحبه ها و پیاده سازی و تحلیل داده ها، 293 کد اولیه به دست آمد که با ادغام این کدها 48 زیر طبقه شکل گرفت. پس از کنار هم گذاشتن و ادغام موارد با معنای نزدیک 17 طبقه و درنهایت 6 مضمون استخراج شد. مؤلفه های به دست آمده از فرآیند مصاحبه شامل "مهندسی فرهنگ"، "برنامه ریزی و تقویت زیرساخت ها"، "اقدامات توسعه آموزش و مدیریت دانش"، "سازمان دهی ساختار سازمانی"، "مدیریت اثربخش"، "حکمرانی در فرایند سیاست گذاری و امور قانونی" می باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های علوم پزشکی متشکل از واحدهای آموزشی، درمانی و بهداشتی می باشد که هر سه ساختار به نوعی تأثیرگذار بر امر آموزش می باشند و مجزا نمودن واحدها از یکدیگر ایجادکننده چالش ها و مشکلات فراوانی در حوزه آموزش می باشد. یافته های مطالعه حاضر بیانگر این است که در فرایند توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی عوامل متعددی تأثیرگذار است؛ بنابراین، رویکرد کل نگر و اتخاذ سیاست های جامع و مدون سیاست گذاران و مدیران حوزه آموزش در جهت شناخت و مقابله با این سیاهچاله ها، گامی مهم در جهت توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی می باشد.
رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
110 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری انجام گرفت.
روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مبتنی بر مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 02-1401 بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسشنامه های تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، 2008)، تناسب فرد-شغل (مولکی، 2006)، تعلق خاطر کاری (کانونگو، 1982) و سلامت روحی-روانی (بارتلز و همکاران، 2019) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شد.
یافته ها: بین تناسب فرد-سازمان، سلامت روحی-روانی، تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. تناسب فرد-سازمان هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم با میانجی گری های تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری بر سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی اثر مثبت و معناداری داشت.
نتیجه گیری: برگزاری آزمون های شخصیت شناسی در بدو استخدام افراد و تطبیق آن با ویژگی های سازمان و شغل می تواند گامی مهم در ایجاد تعلق خاطر کاری و ارتقای سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی باشد.
تبیین فرآیند نظریه پردازی حکمی در تولید علم معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بنیادین علوم انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
115 - 137
حوزههای تخصصی:
چگونگی تولید نظریه حکمی در علم معماری از موضوعات پر اهمیت تحقق مکتب معماری اسلامی است؛ به عبارتی تحقق معماری حکیمانه و اسلامی در ساختارهای جامعه منوط بر تولید نظریه های حکمی و مدیریت آن ها می باشد. اما مشاهده می شود پژوهش های پراکنده با روش شناسی های گوناگون و گاهی بدون توصیف روش شناسی، امکان تولید مکتب معماری حکمی را تضعیف نموده است. به عبارتی جایگاه مدیریت دانش در علم معماری مورد غفلت برخی صاحب نظران واقع شده است؛ درحالی که می توان با تولید الگوی نظریه پردازی در معماری، اراده فردی جریان های حکمی را به اراده جمعی تبدیل کرد و در نهایت تولید علم را مدیریت نمود. براین اساس پژوهش حاضر در تلاش است با بررسی چالش های موجود در فرآیند نظریه پردازی و نقد آن ها، به یک الگوی مشخص دست یابد، لذا روش تحلیلی – تفسیری و کشفی در این پژوهش مورد توجه بوده است که ابتدا به توصیف فرآیند نظریه پردازی پرداخته و سپس با نقد و تفسیر به معرفی مدلِ تولید نظریه در دانش معماری دست می یابد که به نظر می رسد مدل معرفی شده تا حدود زیادی قادر است به پراکندگی روش شناسی ها و فرآیندهای نظریه پردازی در دانش معماری سامان دهد. در این راستا تولید نظریه در معماری را در پنج گام موضوع شناسی، فعالیت و ساحت شناسی، فلسفه مضاف، نقد و تولید معرفی می نماید.
تحليل سرديّ لقصة موسی والخضر في القرآن الكريم علي ضوء منهج تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
135 - 166
حوزههای تخصصی:
یستخدم القرآن الکریم اللغه العربیه والهیاکل السردیه لنقل رسائله الإلهیه بطریقه مؤثره. تتناول هذه الدراسه تحلیل المظهر اللفظی لقصه موسى والخضر فی سوره الکهف (الآیات 60-82) وفق منهج تزفیتان تودوروف السردی. ترکز الدراسه على أربعه مستویات: الوجه، الزمن، زاویه الرؤیه، والنبره، مع تحلیل عناصر النظام، الاستمراریه، والتکرار، لإظهار کیفیه التزام النص بالمبادئ البنیویه. تُظهر النتائج أن النقل المباشر یعزز الحضور الدرامی، والانزیاحات الزمنیه تزید التشویق، بینما یکشف مزج الرؤیتین الخارجیه والداخلیه عن التباین بین العلم الظاهری والباطنی. کما توجّه النبره التعلیمیه والتحذیریه المتلقی نحو التأمل فی الحکمه الإلهیه. یبرز هذا التحلیل الإعجاز السردی للقرآن من خلال الربط بین السردیات الحدیثه والنص الدینی، مع الإشاره إلى أن منهج تودوروف، رغم فعالیته، یواجه تحدیات فی تحلیل النصوص الدینیه بسبب طبیعتها الإلهیه، مما یتطلب دمج أدوات لغویه إضافیه. تقدّم الدراسه رؤیه جدیده للدراسات القرآنیه، وتؤکد إمکانیه تطبیق المنهج على قصص قرآنیه أخرى لاستکشاف أبعادها السردیه والدلالیه.
حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
82 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.
دراسة سوسيولوجية للمدائح النبوية في الشعر العربي المعاصر علي ضوء نظرية "زالامانسكي"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
53 - 84
حوزههای تخصصی:
یمکن للدراسات السوسیولوجیه للأعمال الأدبیه، أن تظهر جزءًا کبیرًا من الشعور والوعی الاجتماعی خلال الحقبه الزمنیه التی نشأت فیها تلک الآثار الأدبیه. فی المجال ذاته، باتت المدائح النبویه للشعراء العرب المعاصرین، ممزوجه بالقضایا الاجتماعیه والسیاسیه والنضالیه السائده التی أصبحت مفعمه بالتوظیفات الرمزیه فی أعقاب الاضطرابات التی وقعت فی العالم العربی، من أجل لعب دورهم الاجتماعی والسیاسی الخطیر فی المجتمع العربی بشکل واسع النطاق على المستوى العالمی. تزاید هذا التأثیر للبیئه الاجتماعیه علی الأعمال الأدبیه، فتشابکت قصائد الشعراء العرب المعاصرین فی المدیح النبویّ بشکل کبیر مع الأحداث الاجتماعیه والسیاسیه فی مجتمعهم، من منظور سوسیولوجی. وظّف هذا المقال المنهج الوصفی التحلیلی المعتمد على المنهج الاجتماعی لیفحص المقاربات السیاسیه والاجتماعیه فی المدائح النبویه المعاصره بناءً على نظریه المحتویات السائده ل لباحث الفرنسی "هانری زالامانسکی". أظهرت نتائج الدراسه أن التغیرات الاجتماعیه المعاصره فی العالم العربی ترکت أثرًا واضحًا علی المدائح النبویه؛ وخلقت موضوعات ملتزمه فی الشعر العربی المعاصر؛ حیث إنّ الجواب الوحید والحلّ الشامل للشعراء العرب المعاصرین فی مدائحهم النبویه، لحل مشاکل مجتمعهم - التی تبلورت هذه الإجابه من وجهه نظر زالامانسکی فی أنواع أدبیه مختلفه - هی "النضال من أجل الحریه" والکشف عن خطاب جدید لإصلاح مجتمعهم وازدهاره وتنمیته. اذن فخرجت المدائح النبویه فی هذا العصر من الفردیه السالفه واتخذت طابعًا نضالیًا واجتماعیًا قویًا، کما نوقشت الشخصیه الأرضیه لتلک الحضره الشریفه أکثر من شخصیته القدسیه والملکوتیه.
بررسی عملکرد طرح دستیار فناوری با رویکرد پدیدار شناسی از نگاه دانشجویان و مدیران واحدهای فناور دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
92 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی عملکرد طرح دستیار فناوری از نگاه دانشجویان و مدیران واحدهای فناور دانشگاه شهید بهشتی بود. روش: این پژوهش به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش، مدیران واحدهای فناور و دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی که طرح را در سال 1402 با موفقیت به پایان رساندند، بودند که بدین منظور از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات و روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: در بخش چالش ها و کاستی های طرح دستیار فناوری، 3 مقوله اصلی شامل مسائل مربوط به دانشجویان؛ مسائل مالی و ضعف کنترل و نظارت و 9 مقوله فرعی؛ در بخش فرصت های طرح دستیار فناوری نیز 3 مقوله اصلی شامل بعد نگرشی، دانشی و مهارتی با 13 مقوله فرعی و در بخش راهکارهای بهبود اجرای طرح دستیار فناوری 3 مقوله اصلی شامل سازمانی، قوانین و مقررات، حقوقی و مالی با 15 مقوله فرعی و نهایتا در بخش دستاوردهای اجرای طرح دستیار فناور 3 مقوله اصلی دستاوردهای دانشگاه، دستاوردهای شرکت و دستاوردهای دانشجو با 13 مقوله فرعی استخراج گردید. نتیجه گیری: به طورکلی می توان بیان کرد که اجرای طرح دستیار فناور در دانشگاه ها، نقش مهمی را در بخش جذب، انتخاب، آموزش، کنترل و حفظ سرمایه انسانی ایفا می کند. از آنجایی که این منبع مهم ترین دارایی برای هر سازمان است، باید سیاست هایی ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که با یکپارچگی و رفع چالش ها و کاستی های طرح دستیار فناور می توان به این مهم دست یافت.
سناریوهای محتمل برای آینده دانشگاه فرهنگیان در چارچوب آموزش عالی جامعه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
18 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل سناریوهای محتمل برای آینده دانشگاه فرهنگیان در پرتو تحولات آموزش عالی جامعه محور انجام شد. تمرکز اصلی بر تبیین پیشران ها، عدم قطعیت های کلیدی و پیامدهای راهبردی این سناریوها در سه حوزه ساختار، مأموریت و نقش اجتماعی دانشگاه است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و آینده پژوهانه انجام شد. از الگوی سناریونویسی GBN (شبکه جهانی کسب وکار) برای طراحی آینده های ممکن بهره گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان آموزش عالی و دانشگاه فرهنگیان بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل مضمون و با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل و مضامین کلیدی استخراج شد. سپس از طریق ماتریس اثرگذاری/اثرپذیری و نرم افزار MicMac، عوامل کلیدی مؤثر بر آینده دانشگاه تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۹ پیشران اصلی در دو دسته کلان (برون دانشگاهی) و سازمانی (درون دانشگاهی) شد. دو عدم قطعیت بحرانی- «سطح حمایت و اولویت دهی دولت» و «رویکرد تربیت معلم»- مبنای ترسیم چهار سناریوی بدیل قرار گرفت: ۱) تحول و تعالی، ۲) توسعه کمّی بدون بهبود کیفی، ۳) حمایت حداقلی و تلاش مستقل برای نوآوری و ۴) رکود و کناره گیری. پیامدهای هر سناریو در سه بعد ساختار، مأموریت و نقش اجتماعی دانشگاه تحلیل شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تداوم وضعیت فعلی بدون افزایش تاب آوری نهادی و تقویت ظرفیت آینده نگری، دانشگاه فرهنگیان را در معرض عقب ماندگی راهبردی قرار می دهد. برای تحقق سناریوی مطلوب، راهبردهایی نظیر نهادینه سازی آینده نگری، انعطاف پذیری ساختاری، به روزرسانی برنامه های تربیت معلم، توانمندسازی هیئت علمی و سیاست گذاری مبتنی بر سناریو پیشنهاد می شود.
بررسی مقایسه ای بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و سایر استان ها مبتنی بر مدل های CCR وBCC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
123 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: بهره وری، یکی از مؤلفه های بنیادین عملکرد سازمانی در محیط رقابتی امروز است و نقش حیاتی در تداوم و بقای سازمان ها ایفا می کند. دانشگاه ها به عنوان نهادهای پیشروی علمی، جایگاهی کلیدی در توسعه کشور داشته و ارتقای بهره وری در آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و دیگر استان های کشور است. روش: برای دستیابی به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) در دو مدل CCR و BCC با استفاده از ۱۹ شاخص ورودی و ۶۳ شاخص خروجی، بهره وری دانشگاه ها ارزیابی شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند میانگین کارایی فنی دانشگاه های شهر تهران، هم در مدل (0.73) CCR و هم در مدل (0.71) BCC، به مراتب بالاتر از دانشگاه های سایر استان ها است (به ترتیب 0.44 و 0.52). همچنین نتایج آمار توصیفی نیز این تفاوت معنادار میان دو گروه را مورد تأیید قرار می دهد. این تفاوت نشان می دهد که دانشگاه های تهران، به دلیل بهره گیری مؤثرتر از منابع و دسترسی به زیرساخت های پژوهشی، در تولید خروجی های آموزشی، پژوهشی و فناورانه عملکرد بهتری دارند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دانشگاه های بزرگ تر (با بیش از ۱۵ هزار دانشجو) از بهره وری بالاتری برخوردارند، اما اندازه به تنهایی تضمین کننده کارایی نیست و مدیریت بهینه منابع نیز نقش تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین، در تحلیل بهره وری دانشگاه ها، باید به شکاف منطقه ای و راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر توجه جدی شود. واژه های کلیدی: بهره وری، آموزش عالی، مدل BCC و CCR، تحلیل پوششی داده ها (DEA)
تحليل مكونات ما بعد الأنثروبولوجية الفلسفية في شعر معروف الرصافي (اعتمادا علي نظرية ماكس شيلر في الظواةر ما بعد الأنثروبولوجية)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
25 - 52
حوزههای تخصصی:
الأنثروبولوجیا الفلسفیه هی نظریه معرفیه تعتمد على معرفه الإنسان بناء على مفاهیم ومقولات عامه، ورغم أنها تسمو وتتجاوز الحقائق بسبب متطلباتها الفلسفیه، إلا أنها تنظر أیضًا إلى الحاله الملموسه للإنسان کما فیها یعتبر الإنسان موضوعًا للمعرفه. بالنسبه لشیلر، تتجلی هذه الجوانب من الوجود الإنسانی على أساس المنهج الظاهری. کما أنه من بین العواطف والمشاعر الإنسانیه فی الأنثروبولجیا الفلسفیه، هناک قطبان مختلفان مهمان للغایه، وهما؛ الحب والکراهیه، ولهما، بالإضافه إلى الوظائف الحسیه، دور خاص. لذا فإن القطبین الأساسیین فی هذه النظریه، والذی یولیهما أهمیه، یندرجان ضمن مجموعه ما وراء الأنثروبولوجیا أو المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه التی تفرعت منها مکونات هامه لها أثر واضح فی التصرفات الإنسانیه. ینتقد الرصافی کشاعر إنسانی، الوضع الحالی لمجتمعه والاضطرابات التی یعانی منها، مثل القمع والفساد والجهل والأمیه والتخلف داعیاً إلی نشر المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه الفلسفیه فی شعره وهو فی الواقع یسعى إلى إعاده أنواع حقوق الإنسان والأنثروبولوجیا، کما یطلب العدل والمساواه والنقاء والعلم والتقدم لأمّته. من ثمّ بعد تحلیل نظریه ماکس شیلر فی الظواهر ما بعد الأنثروبولوجیه مع المنهج الوصفی التحلیلی یمکننا أن نحدد مصادیق هذه النطریه فی شعر معروف الرصافی حتی یتبین لنا من خلال هذه الدرااسه أن االرصافی الذی قد شاهد أنواع الألم والمعاناه فی المجتمع، مع الحقد من المجتمع الاستبدادی وحبّ الانسجام، الحقد من الجهل والاهتمام بمکافحه الأمیه وتعلیم المرأه والحقد من الفقر والنقص والرغبه فی تحسین الوضع الاقتصادی، سعی إلی تحقیق الأهداف الإنسانیه السامیه، والکمال الحقیقی والسعاده للإنسان؛ کما نستطیع أن نقول إن لهذه الداعیات الإنسانیه الفلسفیه فی شعره، أثر واضح فی معرفه الأنثروبولوجیا الفلسفیه التی یطلبها فی یوتوبیاه الشعری ویتأثر بها کثیراً.
شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی واحدهای آموزشی مهارتی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: مروری نظام مند با فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
107 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش هزینه های آموزش عالی طی سالیان اخیر و در عین حال نوسانات بودجه ای دولت ها و هزینه های رقیب آموزش عالی، نقصان در زیرساخت های کارگاهی به روز و مباحث مالی مرتبط با خدمات دانشجویی، وضعیت مالی آشفته و نابسامان واحدهای آموزشی مهارتی را متاثرخود نموده است. بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعات جامع در زمینه توسعه منابع مالی در سطح واحدهای آموزشی مهارتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی و به منظور طراحی الگویی آینده نگر برای واحدهای آموزشی مهارتی، اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای می باشد. بدین منظور با استفاده از مرور نظام مند مطالعات پیشین و روش فراترکیب، در قدم اول و برای بازشناسی پیشران های الگو، کلیدواژه های مختلف در مهم ترین پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو و تعداد 107 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شدند. در قدم بعد و بر اساس شاخص های معین، تعداد 56 اثر علمی که به مطالعه پیشران های توسعه منابع مالی پرداخته اند، انتخاب و یافته های کلیدی آن ها با روش کدگذاری و تحلیل کیفی، تحلیل و فراترکیب شدند. یافته ها: دستاورد مرور نظام مند یافته های کیفی منابع کلیدی منتخب، استخراج و طبقه بندی314 مضمون کلیدی و پایه،34 مضمون سازمان دهنده فرعی در قالب 12 مضمون سازما ن دهنده اصلی می باشد؛ که مضامین سازمان دهنده اصلی شامل: توسعه راهبری و سکانداری آموزشی، توسعه مالیه و کارآمدسازی دانشگاهی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه، تجاری سازی دستاوردهای علمی و نوآوری دانشگاهی، توسعه تعاملات و همکاری های بین المللی، برنامه ریزی توسعه دانشگاهی، تعالی و توسعه فردی - سازمانی، توسعه کمک های خیرخواهانه و داوطلبانه، توسعه سازوکارهای قانونی و پیشران، توسعه سازوکارهای مالی، حمایتی و ترویجی، توسعه نهاد بازار و عوامل محیطی و بیرونی می شوند، که با استفاده از شاخص ضریب توافق کاپا، مورد تایید قرارگرفته است. نتیجه گیری: تمرکز زدایی و استقلال بخشی به تصمیمات واحدهای دانشگاهی مهارتی و محدود نمودن مداخلات دولتی در این زمینه باید از الویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. همچنین توجه به تعامل دوسویه و انطباق آموزش ها با نیازهای بازارکار و توجه به اصل رقابت پذیری و شبکه سازی منطقه ای در بخش های مختلف آموزش های مهارتی ضروری است. در این زمینه هم افزایی مستمر و سازنده با صنعت و گسترش شبکه حامیان دانشگاهی و هدایت آ ن به سمت و سوی توسعه منابع مالی در سطح واحدهای دانشگاهی مهارتی پیشنهاد می شود.
تحلیل نقش توحید و مراتب آن در شکل گیری علوم انسانی اسلامی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اسلامی سازی علوم، به ویژه علوم انسانی در چارچوب علم دینی، از دغدغه های اصلی متفکران اسلامی در دهه های اخیر بوده است. اگرچه دیدگاه های متفاوتی در این زمینه وجود دارد، اما نظرات درباره نقش مبانی الهیاتی تقریباً همسو هستند. آیت الله مصباح یزدی به طورکلی با علم دینی و با اسلامی سازی همه علوم موافق نیست، بلکه آن را فقط در حوزه علوم انسانی، به ویژه در زمینه های توصیه ای و هنجاری قابل پذیرش می داند. ایشان همچنین بر این باور است که ابعاد هنجاری علوم طبیعی نیز می تواند ماهیتی دینی داشته باشد. این پژوهش به بررسی نقش توحید در شکل گیری علوم انسانی اسلامی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی می پردازد. مسئله اصلی این تحقیق، تحلیل تأثیر مراتب مختلف توحید (اعتقادی، عملی، نفسانی و شهودی) بر مبانی، اهداف و مسائل علوم انسانی است. این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی و بر پایه بررسی آثار آیت الله مصباح یزدی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که توحید، به ویژه ربوبیت تشریعی، نقشی بنیادین در تعیین مبانی و اهداف علوم انسانی اسلامی ایفا می کند و به شکل گیری نظریات در حوزه های سیاسی، حقوقی و اخلاقی یاری می رساند. این تأثیر موجب توسعه روش های معرفتی متنوع در علوم انسانی، به ویژه در تحلیل مسائل دینی و اجتماعی می شود. در نهایت، هدف اصلی علوم انسانی اسلامی، همراستا با اصول توحیدی، تحقق کمال حقیقی و قرب الهی است.
المؤسسات الرقابية القضائية ومسؤوليتها المدنية في الحوادث الوطنية (دراسة حادثة بلاسكو أنموذجا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۲ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۲
167 - 190
حوزههای تخصصی:
المسؤولیه المدنیه هی الالتزام بتعویض ضرر یُلحقه شخص بآخر، سواءً نشأ الضرر فی إطار علاقه تعاقدیه أو غیر تعاقدیه. وتضطلع المؤسسات الرقابیه القضائیه، مثل النیابه العامه، ومنظمه التفتیش العامه، ومدیریه الوقایه فی السلطه القضائیه، وفی إطار مهامها الموکله إلیها وصون الحقوق العامه؛ بواجب التفتیش المستمر لضمان حسن تنفیذ القوانین. حتى وعند ملاحظه أی مخالفه، تتخذ الإجراءات القانونیه مباشره ودون الحاجه إلى تقدیم شکوى، من أجل وقف مسار المخالفات الضاره فی مراحلها المبکره، وقبل وقوع الحوادث قدر الإمکان. ومن ثم فإن تحقق الرقابه الفاعله یقلل إلى أدنى حد ممکن من احتمالات وقوع الحوادث الضاره. وانطلاقا من القواعد الفقهیه والقانونیه، مثل قاعده «لا ضَرَرَ وَلا ضِرارَ فی الإسلام»، التی تنفی وقوع أی الضرر- حتى فی بعض الحالات التی ینشأ فیها الضرر عن ممارسه شخص لحق مشروع - إذا وقع ضرر ناجم عن الإخلال بتنفیذ واجبات الرقابه أو التقاعس عن مواجهه المخالفین، فإنه یندرج تحت إطار المسؤولیه المدنیه ویجب التعویض عنه. فی هذه المقاله، ومن خلال دراسه حاله حادثه بلاسکو، وبعد استعراض مهام المؤسسات الرقابیه القضائیه وإیضاحها، قمنا بتحدید المسؤولیه التی نجمت عن غیاب الرقابه الوقائیه من جانب المؤسسات الرقابیه القضائیه، وتوصلنا فی النهایه إلى أن مسؤولیتها، بصفتها عاملا من العوامل المؤدیه إلى وقوع الأضرار، هی مسؤولیه لا یمکن إنکارها وعلیه فقد اقترحنا فی الختام مسوده ماده قانونیه تُعرض للمراجعه والإقرار، بهدف وضع آلیه للوقایه من تکرار مثل هذه الأحداث.