ازجمله مهم ترین کارکردهای یک نظام مالی اسلامی کارآمد، حمایت از بخش واقعی اقتصاد است. چنین نظامی باید در راستای تقویت بخش واقعی اقتصاد عمل نماید و پیوسته به دنبال پاسخگویی جهت رفع نیازهای اساسی آن باشد. یکی از مهم ترین راه های دستیابی به این هدف، طراحی و استفاده از ابزارهای مالی صحیح و کارآمد جهت تأمین مالی شرکت ها و پروژه های مربوط است. ابزارهایی مانند اوراق مشارکت، اوراق اجاره، اوراق مرابحه و... ازجمله ابزارهایی هستند که با این هدف طراحی و منتشرشده اند. برای طراحی یک ابزار مالی اسلامی کارآمد که در آن به همه ابعاد از قبیل طراحی مالی، ملاحظات فقهی و حقوقی، مدیریت ریسک، ملاحظات مالیاتی و گزارشگری مالی توجه شده باشد، استفاده از یک روش تحقیق مناسب به طراحی صحیح ابزار مالی کمک می کند. روش تحقیق منطقی مبتنی بر قیاس (آگزیوماتیک) ازجمله این روش ها است که محقق را جهت استخراج اصول اساسی طراحی ابزار مالی یاری رسانده و کمک می کند تا ابزار مالی مناسبی طراحی شود.
در مسائل پوشش تدریجی افزایش فاصله از تسهیل ارائه دهنده سرویس در ناحیه پوشش، موجب کم شدن سطح پوشش دهی می گردد و اغلب محققین در مسایل مکان یابی تنها به عامل فاصله توجه می کنند، حال آنکه در دنیای واقعی معیارهای زیادی مثل جمعیت، دسترسی سریع و... وجود دارند که باید علاوه بر عامل فاصله در ارزیابی مکان یابی و تخصیص مورد توجه قرار گیرند، به عنوان مثال در مکان یابی تسهیلات اورژانسی نباید تنها به عامل فاصله توجه کرد. از طرفی با ازدیاد نقاط تقاضا و معیارها، ضمن افزایش زمان محاسبات، نرخ ناسازگاری در ارزیابی و امتیازدهی بین نقاط نیز افزایش می یابد. در این مقاله رویکرد ترکیبی شبکه عصبی و شبیه سازی تبرید برای حل مسئله پوشش تدریجی چند معیاره پیشنهاد شده است. زمانیکه تعداد نقاط کم هستند، امتیاز نقاط (اهمیت نقاط در اولویت تخصیص) در مسئله با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی و با افزایش تعداد نقاط، پس از یافتن الگوی ذهنی تصمیم گیرندگان این امتیازها با روش شبکه عصبی محاسبه می-شود، البته کارایی الگوریتم شبکه عصبی در یافتن الگوی ذهنی با استفاده از آزمون رتبه علامت دار در این مقاله تایید شده است. در ادامه مسئله با استفاده از الگوریتم شبیه سازی تبرید حل می گردد که نتایج بررسی، حاکی از کارایی بالای الگوریتم پیشنهادی (کیفیت جواب وزمان حل) در مقایسه با روش دقیق است.
دانش مدیریت ریسک در حال تکامل است و بدنه این دانش در حال صورت بندی است، لذا در حال حاضر ضرورت وجود چارچوب مفهومی نمایان می باشد. چارچوب مفهومی ابزاری سودمند در تدوین، اجرا و ایجاد زمینه جهت توسعه در دانش است. انتخاب چارچوب مناسب برای اجرای فرایند مدیریت ریسک در سازمان ها، اولین و مهم ترین قدم است. چارچوب مناسب برای سازما ن هایی که به تازگی برنامه اجرای فرایند مدیریت ریسک را دارند، نشان دهنده مسیر حرکت در تدوین برنامه ها است و برای سازمان هایی که فرایند مدیریت ریسک را از قبل شروع نموده اند، معیاری جهت ارزیابی وضعیت موجود و شناسایی نقاط قوت و ضعف است. دو چارچوب مدیریت ریسک که امروزه به شکل گسترده مورد استفاده قرار می گیرند عبارت از: 1- چارچوب مدیریت ریسک ایزو 31000 و 2- چارچوب یکپارچه مدیریت ریسک بنگاه کوزو 2004 است. در جریان تدوین این دو چارچوب، تعداد زیادی از متخصصان و کارشناسان مدیریت ریسک مشارکت داشته و به طور گسترده ای هر دو چارچوب به رسمیت شناخته شده است. هر چارچوب نقاط قوتی برای خود دارد و علاوه بر کاربردی بودن، قابل توسعه بوده و لزومی به مقایسه جهت شناسایی برترین چارچوب نیست. در واقع نوع سازمانی که به دنبال پیاده سازی فرایند مدیریت ریسک است، مشخص کننده چارچوب مناسب می باشد. در این مقاله شرح مختصری از دو چارچوب مدیریت ریسک ارائه شده و با تاکید بر نقش کنترل های داخلی در سازمان به اهمیت استقرار چارچوب مدیریت ریسک بر بستر کنترل های داخلی پرداخته شده است.
تحقیق در حوزه قابلیت های پویا به عنوان یک حوزه تحقیقی در مرحله اولیه قرار دارد و سؤالات تحقیقی زیادی در این حوزه مطرح است. یک گام ضروری برای تبدیل چارچوب قابلیت های پویا به یک نظریه، مشخص کردن مجموعه ای از قوانین حاکم بر روابط بین متغیرهای سازنده است. یکی از مهم ترین ارتباطات در این حوزه، ارتباط بین قابلیت های پویا و عملکرد است. از طرفی سازوکارهایی که توسط آن قابلیت های پویا بر عملکرد شرکت اثر می گذارد به خوبی درک نشده است. در این مقاله با استفاده از داده های حاصل از شرکت های بورس اوراق بهادار تهران قابلیت های پویا را به صورت یک سازه سلسله مراتبی با سه قابلیت درک، استفاده از فرصت ها و شکل دهی مجدد منابع طراحی کردیم. آنگاه مدل سازی مسیری ساختاری برای بررسی روابط بین قابلیت های پویا و عملکرد شرکت مورد استفاده قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که قابلیت های پویا به طور غیرمستقیم و از طریق قابلیت های عملیاتی بر عملکرد شرکت اثرگذار است. به علاوه رابطه مستقیم قابلیت های پویا و عملکرد معنادار نمی باشد.
تحلیل پوششی داده ها یکی از کاربردی ترین روشهای ناپارمتریک محاسبه کارایی و رتبه بندی واحدهای تصمیم ساز می باشد. اساس این روش مبتنی بر یک سری بهینه سازی و استفاده از تکنیک برنامه ریزی خطی می باشد. در این مقاله با استفاده از این روش به ارزیابی کارائی شعب بیمه ای سازمان تامین اجتماعی در استان تهران پرداخته شده است.
بدین منظور با استفاده از این روش، رتبه هر یک از شعب سازمان تامین اجتماعی دراستان تهران بر حسب انواع کارایی (کارایی فنی، کارایی مدیریتی و کارایی مقیاس ) محاسبه شده و نوع بازدهی نسبت به مقیاس در هر یک از شعب (بازده صعودی، نزولی یا ثابت) برآورد شده است. در ادامه واحدهای کارا و ناکارای شعب سازمان تامین اجتماعی در استان تهران شناسائی و مقادیر بهینه نهاده ها در واحدهای ناکارای شعب سازمان تامین اجتماعی برآورد و نهایتاً بر اساس میانگین کارائی، شعب مختلف رتبه بندی شده است.
با توجه به پیچیدگی و پویایی روزافزون عوامل محیطی و تغییرات بسیار سریع محیطی، سازمان های سنتی دیگر قادر به هماهنگی با این تغییرات نیستند و درحال نابود شدن می باشند. از این رو مبحث سازمان های یادگیرنده به عنوان ابزاری برای بقا و هماهنگی با این تغییرات مورد توجه بسیاری از سازمان ها قرار گرفته است.
هدف از انجام این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر کاهش ترک خدمت کارکنان در بخش دولتی است. در این تحقیق عواملی چون : ویژگی های شغلی، ویژگی های سرپرست، هویت سازمانی، احساسات و عواطف در شغل، شرایط کاری و نگرش شغلی به عنوان عوامل مؤثر برکاهش ترک خدمت انتخاب شدند. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شاغل در ستاد مرکزی وزارت راه و شهرسازی است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 180 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برای سنجش عوامل از پرسشنامه استاندارد لاکی فرس استفاده شد. به منظور بررسی نرمال بودن داده های پژوهش از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از روشهای آمار استنباطی ازجمله ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. نتایج حاصل ازتجزیه و تحلیل داده ها حاکی از تأیید فرضیه های تحقیق است به عبارت دیگر، نتایج تحقیق نشان می دهد، بین ویژگی های شغلی، ویژگی های سرپرست، هویت سازمانی، احساسات و عواطف در شغل، شرایط کاری و نگرش شغلی با کاهش ترک خدمت کارکنان رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد و عامل احساسات و عواطف در شغل دارای بیشترین تأثیر و هویت سازمانی و نگرش شغلی کمترین تأثیر را بر کاهش ترک خدمت کارکنان دارند.
زندگی قوی و استوار بر گِرد استعداد منحصربه فرد و برتر خویش قوام و دوام می یابد و رمز موفقیت سازمان ها، در کشف و به کارگیری استعداد برتر هر کدام از کارکنان نهفته است؛ اما در این میان آنچه مهم است، کشف استعداد برتر خویش است. بر این اساس، پژوهش حاضر به منظور کمک به افراد برای کشف استعداد برترشان، چیستی استعداد را مورد بررسی قرار داده است.
نتایج تحقیق، نشان می دهد که انسان دارای داشته های ذاتی و تکوینی طبع، غریزه و فطرت بوده و هر انسانی در این سه عرصه منحصربه فرد است. معمولاً طبع و غریزه به طور خودکار از قوه به فعلیت درمی آیند؛ اما انسان در شکوفا کردن یا نکردن فطرت آزاد است. کشف شد که در عرصه ی فطرت (که آگاهانه و اختیاری است)، هر فردی دارای مجموعه ای از استعدادهای منحصربه فرد است که نظم آنها از ساختار یک هرم پیروی می کند. قاعده ی هرم، بیانگر استعدادهای ضعیف تر فرد و رأس آن بیانگر استعداد برتر او است. هر فرد برای رسیدن به موفقیت، باید به کاری بپردازد که در آن دارای استعداد برتر است؛ یعنی، در رأس هرم استعدادهایش که همان استعداد برترش است- سرمایه گذاری کند؛ اما شناسایی این استعداد برتر که مهم ترین کشف انسان است، کاری مشکل می باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به کشف معیارهایی رسیده است که می توانند همانند قطب نما ما را در امر هدایت به سمت هرم استعدادهای مان و خصوصاً استعداد برترمان کمک کنند
بسیاری از افراد در سازمان ها، باورهای مثبتی در مورد نقش رایانه در سیستم منابع انسانی مانند رعایت انصاف در گزینش و مصاحبه ها، دارند. چنین باورهایی به زمینه هایی مانند ارزیابی در کانون ارزیابی نیز گسترش یافته است. با این وجود ارزیابی در کانون ارزیابی از رویه ای چندمرحله ای ایجاد می شود که با محو شدن این رویه در ارزیابی با رایانه، ممکن است ضعیف تر گردد. هدف پژوهش حاضر مقایسه ارزیابی رایانه ای با الگوی سنتی شامل شش مرحله ارزیابی گروهی است. دو مطالعه مجزا از دو نمونه از مدیران (200 N1= و 147 N2=) سازمان های(خصوصی و دولتی) اصفهان گزارش شده است که به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده بودند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامة ارزیابی عملکرد 360 درجه، ابزار رایانه ای و ابزار انتخاب اجباری و ارزیابان به دو دسته خبره و تازه کار تقسیم شده بودند. نتایج نشان داد که الگوی کامل ارزیاب انسانی، بر الگوی رایانه ای برتری دارد و شاخص های پایایی و اعتبار آن نیز بهتر است. با توجه به نتایج و نیز اهمیت و کاربرد بالای کانون های ارزیابی، استفاده از ارزیاب های انسانی به جای ارزیابی رایانه ای توصیه می شود. ممکن است بهتر باشد نقش رایانه را، به جای ارزیابی، به استفاده در تمرین ها عوض کنیم. واژگان کلیدی: کانون ارزیابی ، الگوی کامل، الگوی رایانه ای.
در این مقاله با استفاده از تجزیه و تحلیل مبتنی بر سیگنالهای بنیادی به بررسی برتری نسبی سهام برنده-بازنده بر اساس عملکرد فعلی و آتی از منظر ترجیحات رفتاری سرمایه گذاران پرداخته شده است. بنابراین بر اساس عوامل مربوط به سودآوری، تغییرپذیری عایدات و رشد، سیگنالهای بنیادی (F-Score) مربوط به محتوای اطلاعاتی 7 شاخص مالی شناسایی و بر مبنای آن سهام برنده-بازنده، تعیین و رفتار آتی بازده آنها بر مبنای ترجیحات ریسک گریزانه سرمایه-گذاران مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق از اطلاعات مالی تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی1380 الی 1390 استفاده شده است. نتایج اولیه این تحقیق نشان دهنده وجود بازده بالاتر همزمان و آتی پرتفوی سهام برنده نسبت به سهام بازنده تا یک دوره زمانی پس از تشکیل پرتفوی و وجود رفتار مومنتومی و سپس رفتار معکوس بلندمدت آنهاست. همچنین نتایج تحقیق نشان دهنده وجود غلبه تصادفی بازده همزمان مرتبه های دوم و سوم سهام برنده نسبت به سهام بازنده و همچنین غلبه تصادفی مرتبه های دوم و سوم بازده دو دوره بعد سهام بازنده نسبت به سهام برنده در بازه های منفی بازار است.
پژوهش حاضر باهدف مطالعه نقش مدیریت ریسک شرکت (ERM) در رابطه بین توانایی مدیریت و افزایش کارایی سرمایه گذاری انجام گرفته است. طبق مبانی نظری مدیریت ریسک واحد تجاری می تواند بر رابطه توانایی مدیریت در افزایش کارایی سرمایه گذاری و کاهش ناکارایی سرمایه گذاری تأثیرگذار باشد. اندازه گیری متغیر مستقل توان مدیریت از طریق مدل دمرجیان و مک وی (2012) و متغیر تعدیل تر مدیریت ریسک شرکت از طریق مدل گوردون و همکاران (2009) انجام گردیده است. همچنین متغیر وابسته یعنی کارایی سرمایه گذاری از روش بیدل و همکاران (2009) و گن (2015) اندازه گیری گردیده است. نمونه پژوهش شامل انتخاب 106 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه سال های 1380 تا 1395 داده های آن ها جمع آوری گردیده است. در کل نتایج حاصل از تخمین داده های تلفیقی به روش رگرسیون با اثرات ثابت نشان می دهد که مدیریت ریسک شرکت به تنهایی تأثیری بر رابطه توان مدیریت در افزایش کارایی سرمایه گذاری و یا کاهش ناکارایی سرمایه گذاری شرکت ها ندارد