دردنیای امروزی همگام با فرآیندهای جهانی سازی، رشد سازمان های مجازی، توسعه ی روابط سازمانی منعطف وکاهش نیاز به نظارت مستقیم، نیاز به تحقیق درخصوص اعتماد توسعه یافته است. در پژوهش حاضرکه بر اساس هدف، کاربردی و برحسب روش اجرا توصیفی- همبستگی است به مطالعه اعتماد بین فردی (با دو عنصر باورهای اعتمادی و رفتارهای اعتمادی) درمیان کارکنان سازمان تامین اجتماعی پرداخته شده است. در قدم اول مولفه های رفتاراعتمادی شامل تعهد به مافوق، حل تعارض، سازگاری، تشریک مساعی و عملکرد شغلی طی سه دور نظرسنجی دلفی شناسایی و تبیین شدند. مدل یابی معادلات ساختاری روی داده های حاصل از 175پرسش نامه گردآوری شده ازکارکنان شاغل در ادارات کل تامین اجتماعی کشور نشان داد: وجود باورهای اعتمادی مثبت درکارکنان (نسبت به مورد اعتماد بودن دیگران) اثرمثبت مستقیم بر رفتاراعتمادی آنان دارد. همچنین، سطح اعتماد بین فردی کارکنان بالاتر از متوسط برآوردگردید. ازسوی دیگر، متغیرهای سطح تحصیلات و فاصله محل خدمت دور از مرکز بررفتارهای اعتمادی کارکنان ازلحاظ آماری اثرگذار شناخته شدند.
در سال های اخیر مفهوم رضایت و وفاداری مشتری توجه زیادی جلب کرده است. در شرایط بازار رقابتی، بانک ها همواره می کوشند تا از سوی مشتریان ترجیح داده شوند و مورد وفاداری آنها واقع شوند. ایجاد فضای رقابتی میان بانک ها، لزوم مطالعات عمیق در خصوص برند بانک ها را نشان می دهد. هدف از این مقاله ارزیابی کارایی برند بانک ها بر مبنای رضایت و وفاداری مشتریان با استفاده ازDEA است. در این پژوهش در دو حالت کارایی 10 بانک خصوصی اصفهان با استفاده از مدل BCC خروجی محور اندازه گیری شده است. در حالت اول متغیرهای ورودی وجهه بانک و کیفیت درک شده و متغیر خروجی رضایت مشتری در نظر گرفته شده است و در حالت دوم رضایت مشتری به عنوان ورودی و وفاداری مشتری به عنوان خروجی در نظر گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که در حالت اول، 3 بانک ملت، صادرات و سرمایه کارای نسبی و 7 بانک اقتصاد نوین، پاسارگارد، سامان، پارسیان، سینا، تجارت و رفاه، ناکارای نسبی شده اند. و در حالت دوم، 3 بانک ملت، صادرات و رفاه کارای نسبی و 7 بانک سامان، پارسیان، پاسارگارد، سینا، اقتصاد نوین، سرمایه و تجارت ناکارای نسبی شده اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اغلب بانک ها بصورت کارا عمل نمی کنند، بانک های ناکارا می توانند با الگوگیری از بانک هایی که به عنوان واحد مرجع شناخته شده اند، به مرز کارایی نزدیک شوند.
درمقاله حاضر هدف ارائه مدلی از بازارگرایی در صنعت خدمات بانکی بوده است. در این راستا مطالعات انجام شده در زمینه بازارگرایی در ایران و جهان بررسی شده و پیشایندهای، پیامدها و متغیرهای مرتبط با آن ارائه شده در مقالات مختلف استخراج گردیده است. در این مطالعه علاوه بر بازارگرایی در سطح سازمان بازارگرایی فردی نیز مورد مطالعه قرار گرفته است و پیشایندهای آن شناسایی شده است. پژوهشگران ضمن مطالعه گسترده در زمینه پیشایندها و پیامدهای بازارگرایی و عوامل مرتبط با آن در سازمان، با استفاده از روش دلفی اقدام به شناسایی مواردی از پیشایندهای داخلی و خارجی بازارگرایی نموده اند که در مقالات و مطالعات گذشته مورد آزمون و بررسی قرار نگرفته اند. تعداد 24 نفر از پژوهشگران و صاحبنظران دانشگاهی و صنعت بانکداری کشور در انجام این تحقیق همکاری تام داشته اند. در مجموع روش دلفی پس از 4 مرحله منجر به اتفاق نظر شرکت کنندگان و ارائه مدل گردیده است. انجام این پژوهش منجر به ارائه یک مدل کیفی از بازارگرایی شامل پیشایندها و عوامل محیطی موثر بر رابطه بین بازارگرایی و عملکرد شده است.
صنعت بانکداری ایران به عنوان پل ارتباطی میان عرضه و تقاضای منابع پولی، به سبب وجود نیروهای رقابتی با تحولات گسترده ای رو به رو شده است. جهت بقا در این شرایط ناپایدار و متلاطم، آگاهی از وضعیت نیروهای رقابتی در هر زمان راه گشاست. هدف تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل وضعیت نیروهای رقابتی موثر بر صنعت بانکداری قشم که منطقه آزاد است و رقابت در مبادلات بازرگانی سطح بالایی است، در بازه زمانی (1390- 1380) می باشد. بدین منظور از مدل ترکیبی پنج نیروی پورتر و فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP) استفاده شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده ها به صورت پیمایشی گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و کارشناسان شعب بانک های فعال در جزیره قشم هستند. تعداد 32 پرسشنامه بر اساس فرآیند تحلیل شبکه ای طراحی و بین همه آنان توزیع شد. یافته های تحقیق نشان می دهند شاخص کلی رقابت (SICI) در صنعت بانکداری جزیره قشم افزایش یافته است. همچنین با حرکت از سال80 تا سال 90 شاخص رقابت چانه زنی مشتریان (SICIPBC) و تأمین کنندگان (SICIPBS) بیش ترین مقدار و تهدید تازه واردین (SICITNE)کم ترین مقدار است. بدین معنی که به طور کلی شاخص رقابت در صنعت بانکداری جزیره قشم افزایش یافته است و بیشترین تهدیدی که بانک ها و موسسات مالی با آن مواجه هستند مربوط به قدرت چانه زنی مشتریان و تأمین کنندگان است.
تحقق اهداف متمایز و متعالی انقلاب اسلامی در راستای رشد و کمال آحاد جامعه و بسط عدالت، منوط به استفاده از الگوی مدیریتی متناسب با آن است. چنین الگویی برخاسته از مبانی منحصر به فردی است که با مبادی ماده بنیاد فکری و تمدنی غرب در تعارض است. الگوی مدیریتی و سازمانی مطلوب برای مدل تمدنی در افق انقلاب اسلامی، مبتنی بر ارزش های الهی است. یکی از غنی ترین مفاهیم و الگوهای مدیریتی مطرح در چارچوب کمال محور تمدن اسلامی، سبک "مدیریت جهادی" است. این پژوهش کیفی به دنبال شناسایی و تبیین ابعاد مدیریت جهادی در قالب الگویی نظام مند و با بهره گیری از نظریه داده بنیاد می باشد. یافته های کیفی تحقیق به وسیله نرم افزار MAXQDA تحلیل شده و نهایتا مدل پارادایمی مدیریت جهادی تبیین می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیریت جهادی دارای ابعاد اصلی ارزش، نگرش و رفتار در سطح فرد و فرهنگ، ساختار و فرآیند در سطح سازمان می باشد که خود به مقوله های فرعی تقسیم می شوند. سپس با توجه به نتایج به دست آمده شرایط علّی، مقوله محوری، زمینه، راهبرد، شرایط مداخله گر و پیامد مدیریت جهادی به روش نظریه داده بنیاد استخراج گردیده اند
چکیده پژوهش حاضر، با هدف بررسی وضعیت موجود شاخص های مدیریت دانش در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه دوازده انجام شد.جامعه آماری را کلیه اعضای هیات علمی و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 تشکیل می دادند که بالغ بر 2500 نفر بودند. نمونه آماری از طریق نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انجام شد، حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 350 نفر تعیین شد. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه ای استاندارد شامل مولفه های بُعد اجتماعی مدیریت دانش، بُعد فنی مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی دانش آفرین، عوامل فرهنگی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل سیاسی، درگاه های دانش، شهروندان دانشی، فرآیندهای سازمانی دانش محور، ساختار دانش محور، رهبری دانش و منابع دانش، استفاده گردید. برای تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه، روایی محتوایی آن با نظر خواهی از متخصصان مورد تایید قرار گرفت. علاوه بر آن به منظور برآورد همسانی درونی بین سوال ها و مولفه ها از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد. که اعتبار مولفه بُعد اجتماعی مدیریت دانش(0.79)، بُعد فنی مدیریت دانش(0.87)، فرهنگ سازمانی دانش آفرین(0.78)، عوامل فرهنگی(0.82)، عوامل تکنولوژیکی(0.82)، عوامل سیاسی(0.83)، درگاه های دانش(0.76)، شهروندان دانش(0.80)، فرآیندهای سازمانی دانش محور(0.72)، ساختار دانش محور (0.79)، منابع دانش(0.82)، رهبری دانش(0.77) و شاخص کلی مدیریت دانش (0.97) بدست آمد. نتایج استفاده از آزمون آماری t تک گروه نشان داد که شاخص های مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 در سطح معنی داری (0.01P<) در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
هدف پژوهش، مفهوم یابی تعارض و بررسی سطوح و شیوه های مدیریت تعارض در آثار مدیریتی مبتنی بر دیدگاه اسلام می باشد. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را 19 کتاب و مقاله تشکیل دادند که پژوهشگران مسلمان پس از انقلاب اسلامی ایران درباره ی مدیریت، روابط انسانی و رفتار سازمانی، طبق دیدگاه اسلام، در داخل و خارج از کشور نوشته اند، و در دسترس پژوهشگر قرار داشتند. طبق یافته های حاصل از این پژوهش، در آثار مدیریتی مبتنی بر دیدگاه اسلام، دامنه تعارض، در برگیرنده طیف وسیعی از مفاهیم شامل سه مقوله تعارض در پندار، تعارض در گفتار و تعارض در کردار می باشد. همچنین، سطوح تعارض را با توجه به افراد درگیر می توان در چهار سطح میان فردی، درون گروهی، میان گروهی و میان فرهنگی تقسیم کرد. مدیریت تعارض نیز در این آثار شامل سه شیوه کلی پیش گیری از تعارض، حل و درمان تعارض و استقبال از تعارض سازنده می باشد.
فروشندگان بزرگ چگونه عمل می کنند"" کتابی است درخشان در حوزه ی فروش از دو متخصص برجسته و نامی مایکل تی. بازورث و بن زولدان. این کتاب به تازگی با ترجمه ی امیرمصطفی اعرابی پور از سوی انتشارات بازاریابی در 224 صفحه با قیمت 16 هزار تومان چاپ و منتشر شد.
گفت وگوی کوتاه ما با مترجم این کتاب امیرمصطفی اعرابی پور بر محور دو نگرش متضاد و گاه مکمل تأکید دارد؛
1) فروش بر پایه ی نیمکره ی چپ
2) فروش بر پایه ی نیمکره ی راست
کتاب مزبور ""فروشندگان بزرگ چگونه عمل می کنند"" متکی بر روش دوم است و بخوبی نشان می دهد چگونه می توان نیمکره ی راست مغز را فعال کرد تا فروش به سهولت و مؤثر صورت گیرد.
"مذاکره فرآیندی است که از طریق آن حداقل دو طرف می کوشند به توافقی در خصوص موضوعات مورد علاقه شان دست یابند. وقتی مذاکره با افرادی از کشوری دیگر و با زمینه های فرهنگی متفاوت صورت می گیرد، این فرآیند می تواند تبدیل به مانعی برای دستیابی به موفقیت در مذاکرات شود.
با توجه به روند رو به رشد تجارت جهانی ، شرکتهای فعال در تجارت بین المللی با توجه به مرزهای فرهنگی و ملی گوناگونی که با آن روبرو هستند باید با شیوه های مختلف معاملات فروش و مذاکرات تجاری آشنا باشند. مطالعه حاضر به درک موانع بالقوه مرتبط با فرهنگ که پیش روی مذاکره کنندگان تجاری بین المللی است کمک کرده و بازاریابان بین المللی را در برطرف کردن موثر این موانع که می توانند عاملی در شکست مذاکرات میان فرهنگی باشند، یاری می کند."