"در مقاله حاضر نیاز به تدوین ضوابط اخلاقی گردشگری در کشورمان مورد تأکید قرار گرفته است.
به همین منظور نویسنده، نخست به اهمیت روزافزون گردشگری در عرصه بین الملل و همچنین بخشها، سازمانها و گروههای متعدد ذینفع و مشارکت کننده در گردشگری اشاره نموده است. در این رهگذر ضمن توجه به برخی نکات در خصوص توسعه پایدار و مفاهیم مربوط به آن، تأکید شده است که مفهوم توسعه تنها از دیدگاه اقتصادی مورد لحاظ قرار نمی گیرد بلکه توجه اصلی در آن ایجاد تغییر در رفتار، آرمانها و روشی است که فرد دنیای اطراف را بازمی شناسد و نسبت به آن واکنش نشان می دهد. با استعانت از این دیدگاه، نویسنده ضمن تأکید بر اینکه بروز رفتارهای صحیح بالاخص در مقوله گردشگری در تعامل جامعه میزبان و میهمان متکی بر تنظیم و تدوین ضوابط اخلاقی است، نبود چنین حلقه مهمی را در گردشگری کشورمان گوشزد و خاطرنشان می سازد.
در خاتمه نویسنده به عنوان بدعتی در این زمینه، ضمن اشاره به تجربیات برخی از کشورها، اقدام به ارائه ضوابط اخلاقی جهان در گردشگری و نکات مورد توجه در آن می نماید. "
رابطه بین متغیرهای حسابداری و ریسک نظام مند یکی از پرجاذبه ترین موضوعاتی است که مباحث تفسیری زیادی را در حوزه تحقیقات حسابداری و امور مالی طرح کرده است. بدیهی است که کشف رابطه بین این متغیرها می تواند برای سیاست گذاران حسابداری دو فایده مهم داشته باشد. یکی پاسخ گویی به این سوال که متغیرهای حسابداری به چه میزان با ریسک نظام مند حقوق سهامداران عادی مرتبط هستند و دیگر این که بین شاخص های ریسک تجاری و ریسک حقوق سهامداران عادی چه ارتباطی وجود دارد. هم چنین با کشف این روابط می توانیم خط مشی افشا در صورت های مالی را به گونه ای تکامل بخشیم که اطلاعات بیشتری در مورد ریسک نظام مند برای سهامداران ارایه شود. در این تحقیق رابطه بین متغیرهای رشد سود خالص و رشد سود عملیاتی شرکت ها با ریسک نظام مند بررسی شده و هم چنین دو متغیر اندازه شرکت و نوع صنعت به عنوان متغیرهای کنترلی مورد بررسی قرار گرفتند. تحقیق یاد شده از نوع مطالعه توصیفی- همبستگی مبتنی بر تحلیل سری زمانی- مقطعی است. در این راستاَ، تعداد 87 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 82-1378 به طور نمونه ای انتخاب گردیدند. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از تحلیل رگرسیون و همبستگی بهره گرفته شد و معنی دار بودن الگوها نیز با استفاده از آزمون آماری F، آزمون T، ضریب تعیین، ضریب همبستگی و آزمون دوربین- واتسن، مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصله بیانگر وجود رابطه ای مثبت، بین ریسک نظام مند با رشد سود خالص و رشد سود عملیاتی در سطح اطمینان 95 درصد است. یافته های این تحقیق تاکید مجددی بر فایده مندی متغیرهای حسابداری برای ارزیابی ریسک نظام مند می باشد
بازده سهام توجه قابل ملاحظه ای را در نشریات مالی، دانشگاهی و ادبیات حسابداری را به خود جلب کرده است. تمرکز پژوهش های اخیر در بازار سرمایه به عواملی که بر کاهش ریسک سرمایه گذاری اثرگذار هستند، چشمگیر بوده است و اثر آنها بر بازده سهام مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله این عوامل، کیفیت افشا و کیفیت اقلام تعهدی بوده است. با توجه به این موارد در این پژوهش ارتباط بین کیفیت افشا و کیفیت اقلام تعهدی در توضیح تغییرات بازده اضافی پورتفوی بررسی شده است. بدین منظور با بررسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1391- 1382 و با استفاده از روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط، شواهدی مهیا گردید که نشان می دهد میان کیفیت افشا و کیفیت اقلام تعهدی، ارتباط معناداری وجود ندارد و در توضیح تغییرات بازده اضافی پورتفوی مکمل یکدیگر هستند.
این تحقیق در پی پاسخ به این سوال است که چه عواملی بر رفتار خریداران دستگاه های سونوگرافی موثراند؟ و اولویت بندی این عوامل چگونه است؟ در این تحقیق با اقتباس از مدل کوادآ که در مورد رفتار خریداران کالاهای صنعتی است، عوامل موثر بر رفتار خریداران دستگاه های سونوگرافی در شهر تهران شناسایی شدند.نتایج تحقیق نشان دادند که چهار عامل کیفیت، قیمت، خدمات پس از فروش و نام و نشان تجاری بر رفتار خریداران دستگاه های سونوگرافی موثر هستند. همچنین نتایج دیگر این تحقیق بیانگر آن بودند که عوامل کیفیت، خدمات پس از فروش، قیمت و نام و نشان تجاری به ترتیب از بیشترین اهمیت در نزد پزشکان برخوردارند.نمونه تحقیق در این پژوهش شامل 64 نفر از پزشکان متخصص سونوگرافی در شهر تهران است. برای جمع آوری داده ها در این تحقیق از روش پرسشنامه و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای Excel، Expert Choice، Minittab15 و SPSS16 استفاده شده است.
امروزه در اقتصاد مبتنی بر دانش، ارزش پایدار از راه توسعه دارائیهای نامشهودی، نظیر: مهارتها، دانش نیروی کار، ارتباط شرکت با مشتریان و تامین کنندگان و ایجاد فضای سازمان نوآوری پذیر، ایجاد می شود. مدیریت دانش، یک فعالیت استراتژیک است برای ارزشمند شدن دانش و خلق دانش جدید از راه هم افزایی. کنترل و ارزیابی مدیریت دانش در سازمان، به عنوان عامل حیاتی در موفقیـت و دستیابی به اهداف چشم انداز بسیار مهم می باشد. روش ارزیابی متوازن رویکردی نوین برای مدیریت بر استراتژی است. توانمندی این روش در تحریک یادگیری و هدایت پرسشها برای رسیدن به چشم انداز است. در این مقاله به ارزیابی مدیریت دانش سازمان با روشکارت امتیازی متوازن می پردازیم تا از دانش سازمان در جهت اهداف عالیه و کسب مزیت رقابتی بهره گرفته شود.
فنون سازماندهی اطلاعات که در حوزه علوم کتابداری رشد و توسعه یافته است، امروزه در حوزه معماری اطلاعات کاربرد فراوانی پیدا کرده و بخشی از بستر این حوزه را تشکیل میدهد. از اینرو بین فنون سازماندهی در علوم کتابداری و معماری اطلاعات، ارتباط نزدیکی وجود دارد. استاندارد «تاپیکمَپ» از جمله این فنون، و الگوی جدیدی است که در حوزه معماری اطلاعات طرح شده و به خوبی این ارتباط را نشان میدهد. در این مقاله ابتدا به مفاهیم و ساختار نمایه، اصطلاحنامه و شبکه معنایی پرداخته میشود و در پایان استاندارد «تاپیکمَپ» و ساختار آن مورد بررسی قرار میگیرد
در چند سال اخیر، محققان و مدیران به صدای کارمند به دلیل نقشی که در کسب مزیت رقابتی ایفا می کند، توجه فراوان کرده اند. این پژوهش با هدف طراحی شاخصی بومی برای صدای کارمند و بررسی تأثیر صدای کارمند بر خلاقیت و عملکرد فردی کارکنان از طریق نقش میانجی درگیری شغلی انجام گرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. کارکنان شرکت کاله جامعة آماری این تحقیق را تشکیل داده اند. نمونه گیری به روش سرشماری انجام گرفت و 234 پرسشنامه برای جمع آوری داده ها توزیع شد. برای تحلیل داده ها تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و مدل ساختاری به کار گرفته شد. طبق نتایج این پژوهش، صدای کارمند بر درگیری شغلی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج، نشان داد درگیری شغلی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم، از طریق خلاقیت بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنادار دارد.
توسعه فناوری اطلاعات و عمومیت بخشیدن به استفاده از آن توسط مردم از طریق سیستمهای یکپارچه در قالب شهرهای الکترونیک یک فرصت انکارناپذیر است . برای اجرای پروژه شهر الکترونیکی باید حوزههای کلیدی و حیاتی بهدرستی مشخص گردند، حوزههایی که قصور در تعیین آنها میتواند مانعی برای دستیابی به استقرار شهر الکترونیکی باشد. حوزههای کلیدی میتواند بهعنوان مجموعهای از عوامل حیاتی موفقیت توصیف شود که نتایج رضایتبخشی را بهدنبال دارد. هدف تحقیق حاضر، شناسایی و رتبهبندی عوامل حیاتی موفقیت در استقرار شهر الکترونیکی است. بدین منظور، فرضیههای متنج از چارچوب نظری تحقیق براساس دادههای حاصل از نظر خبرگان فناوری اطلاعات در سراسر کشور با آزمونهای تی- استیودنت، آنالیز واریانس درون موردی تک فاکتوری، و تکنیک رتبهبندی چندمعیاره TOPSIS مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها نشان داد که ابعاد پنجگانه؛ سازمان الکترونیک، دولت الکترونیک، زندگی الکترونیک، زیرساخت فناوری اطلاعات، و عوامل زمینهای (محتوایی)، در استقرار موفق شهرهای الکترونیکی عواملی حیاتی هستند، و بین میزان نقش آنها، تفاوت معناداری وجود ندارد. اما مؤلفههای ابعاد مزبور از ترتیب اهمیت برخوردارند. در بعد سازمان الکترونیک؛ منابع انسانی، نقش مدیر ارشد، عوامل مالی، عوامل ساختاری، و شبکههای سازمانی.، در بعد زندگی الکترونیک؛ شهروند الکترونیکی، اتصال به اینترنت، توسعه تجارت الکترونیکی، و در بعد دولت الکترونیکی؛ راهبری الکترونیکی، و خدمات الکترونیکی به ترتیب اهمیت، در استقرار موفق شهر الکترونیکی مؤثر هستند.
انتخاب موقعیت مناسب سرمایه گذاری همواره یکی از دغدغه های سرمایه گذاران بوده است. در این پژوهش سعی شده تا براساس نظر خبرگان، شاخص هایی که سرمایه گذاران به هنگام انتخاب یک شرکت برای سرمایه گذاری باید مورد توجه قرار دهند، استخراج شود. به منظور مدل سازی مناسبِ شرایط عدم اطمینان، از تکنیک دلفی فازی برای این منظور استفاده شده است. در این رابطه به منظور اجرای تکنیک دلفی فازی، با مرور ادبیات 19 شاخص که در 5 بُعد (نقدینگی، فعالیت، اهرم مالی، سودآوری و رشد) قرار دارند، استخراج شده است. خبرگان تکنیک دلفی فازی 12 نفر (4 نفر از استادان دانشگاهی و 8 نفر از کارشناسان کارگزاری های رسمی بورس اوراق بهادار) بودندکه به صورت هدف مند (قضاوتی) انتخاب گردیدند. پس از انجام تکنیک دلفی فازی طی 5 دوره و انجام محاسبات لازم، شاخص های مناسب برای تحلیل وضعیت شرکت ها و انتخاب شرکت مناسب برای سرمایه گذاری استخراج شد. تعداد این شاخص ها 16 مورد است که در 4 بعد (نقدینگی، سودآوری، ارزش بازار و رشد) قرار دارند.
جریان اطلاعات سازمانی را میتوان یکی از مهمترین مباحث مدیریت اطلاعات در سازمانها دانست. در این پژوهش جریان اطلاعات در قالب نحوه گردآوری، تولید و ذخیره، و اشاعه و انتشار اطلاعات، در پژوهشکدههای دانشگاه تربیت مدرس مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، پیمایشی بوده و دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه گردآوری شده. یافتههای پژوهش نشان داد که به لحاظ میزان تأکید بر انواع منابع، شیوه و نحوه گردآوری اطلاعات در بین پژوهشکدههای دانشگاه تربیتمدرس تفاوت معناداری وجود دارد و میزان تأکید بر نوع و قالب تولید و ذخیره اطلاعات در پژوهشکدههای دانشگاه تربیتمدرس بهصورت معناداری متفاوت است. اما به لحاظ میزان تأکید بر مخاطبان و قالبهای اشاعه اطلاعات، در بین پژوهشکدههای دانشگاه تربیت مدرس تفاوت معناداری وجود ندارد.