این تحقیق با هدف طراحی مدل استراتژی های سرمایه انسانی در بانک سپه ایران با تأکید بر تغییر ساختار سازمانی صورت پذیرفته است. روش تحقیق، از نوع تحقیق کیفی است و ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، مدیران استان ها، مدیریت امور نواحی، مدیریت امور سرمایه انسانی، مدیران بانک سپه و اعضای هیأت علمی رشته مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان به تعداد 543 نفر می باشند. مشارکت کنندگان تحقیق، با روش نمونه گیری هدفمند، 22 نفر شامل 15 مدیر در سطوح مختلف بانک سپه و 7 استاد دانشگاه می باشند. هنگامی که گردآوری داده ها به حالت اشباع رسید، فرایند مصاحبه و گردآوری داده ها متوقف گردید. شیوه جمع آوری داده ها، مصاحبه از نوع نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده گردید و کدگذاری باز، محوری و گزینشی مصاحبه ها با نرم افزار مکس کیودای 2020 صورت پذیرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن بود که برای طراحی کیفی مدل استراتژی های سرمایه انسانی در بانک سپه ایران با تأکید بر تغییر ساختار، در زیر سیستم آموزش و توسعه، به نیازهای آموزشی، اثر بخشی آموزشی و مسیر پیشرفت شغلی، در زیرسیستم پاداش و جبران خدمت به استراتژی و خط مشی طرح های پرداخت و رفاه، روش های نوآورانه پاداش وجبران خدمت و پاداش هدفمند سازمانی و در زیرسیستم روابط کارکنان به استراتژی روابط کارکنان، تعامل و مشارکت کارکنان و طراحی مطلوب تغییر ساختار باید توجه ویژه ای نمود.
هدف از انجام این پژوهش، بخش بندی و تعیین نیمرخ مشتریان با استفاده ازالگوریتم شبکه های عصبی خودسازمانده (مورد مطالعه: مشتریان شعب بانک کشاورزی شهرستان اهواز) است. تحقیق حاضر در گروه روش های کمّی قرار می گیرد. روش پژوهش براساس هدف از نوع کاربردی و براساس چگ ونگی جم ع آوری داده ه ا توص یفی (غیرآزمایشی) - پیمایشی و از نظر مکان نیز یک تحقیق میدانی است. جامعه آماری این تحقیق مشتریان بانک کشاورزی شهرستان اهواز می باشند. ازآنجایی که جامعه آماری این تحقیق نامحدود است، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران جامعه نامحدود، به تعداد 384 نفر تعیین شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه است. در این پژوهش روایی محتوا از طریق نظرخواهی از استاد راهنما و سایر اساتید صاحب نظر در قلمرو موضوعی این پژوهش صورت گرفت و پس از اعمال این نظرات در مورد محتوای پرسش نامه و رفع اشکالات موجود، پرسش نامه مور تأیید واقع شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل شبکه عصبی SOM در نرم افزار MATLAB انجام شده است. پس از اجرای تحلیل داده ها، یافته های پژوهش به شناسایی پنج دسته متفاوت از مشتریان با ویژگی های رفتاری و جمعیت شناختی متفاوت شد. این 5 بخش عبارتند از: مشتریان کلان سنتی و ارزشمند، مشتریان طلایی، مشتریان کم ارزش، مشتریان الماسی وفادار و مشتریان خاص.
مقدمه و هدف پژوهش: مشکل رفتارهای انحرافی در محیط کار همچنان باقی است و این رفتارها به ویژه از منظر اسلام مورد بررسی قرار نگرفته است. اسلام به عنوان یک دین جامع و یک قانون کامل زندگی می تواند راه حل مناسبی برای مدیریت آن ارائه دهد. کارکنانی که به مفاهیم اسلامی پایبند باشد می تواند بهترین رفتار خود را به نمایش بگذارد. از این رو هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر رهبری اسلامی بر رفتار های انحرافی در محیط کار از طریق معنویت در محیط کار و تقوای اسلامی بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) به تعداد 660 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 242 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند.ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بود که روایی پرسشنامه ها براساس روایی محتوایی،صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0، 92/0 ،90/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه و تحلیل داده ها مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که رهبری اسلامی از طریق معنویت در محیط کار بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تاثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 78/0- بود و از طریق تقوای اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تاثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 67/0- بود و همچنین تاثیر مستقیم رهبری اسلامی بر رفتار های انحرافی در محیط کار معنادار منفی ضریب این تاثیر 77/0- بود.نتیجه گیری: با بهبود رهبری اسلامی میزان رفتار های انحرافی در محیط کار کاهش می یابد و همچنین با بهبود رهبری اسلامی از طریق معنویت در محیط کار و تقوای اسلامی میزان رفتار های انحرافی در محیط کار کاهش می یابد.
هدف: در سال های اخیر موضوع حکمرانی به حوزه ملی وارد شده و بر اهمیت تصمیم گیری های استراتژیک تاکید داشته است. اما اتخاذ این تصمیمات، همواره با خطاها و سوگیری هایی شناختی همراه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سوگیری های شناختی سیاست گذاران در تصمیم گیری های استراتژیک حکمرانی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر نوع داده ها پژوهش کیفی است. با جست وجوی کلیدواژه های پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی خارجی مانند امرالد، وب آو ساینس، اسکوپوس، و غیره و داخلی مانند نورمگز، مگیران، سیویلیکا و غیره (پژوهش های سال های 1980 تا 2024 و 1390 تا 1402) منابع موردنظر پیدا شده و با روش روایی صوری توسط گروه کانون خبرگان و پایایی کاپا برابر 72/0، روایی و پایایی یافته ها تایید شد. منابع بدست آمده با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) کدگذاری انجام و مؤلفه های موردنظر پژوهش شناسایی شده است. یافته ها: با توجه به یافته های حاصل از بررسی 22 پژوهش نهایی انتخاب شده، 134 کد منجر به 40 سوگیری شناختی شده و در 5 گروه اصلی شامل سوگیری های مرتبط با تصمیم گیری و قضاوت، سوگیری های پردازش اطلاعات، سوگیری های آگاهی و ادراک، سوگیری های خودمحوری و سوگیری های اجتماعی و گروهی شناسایی شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که چگونه تصمیم گیری تحت تأثیر سوگیری های داخلی و خارجی قرار می گیرد و فعال می شود. این پژوهش تأکید می کند که سیاست گذاران باید سوگیری های شناختی خود را در هر دسته شناخته و مدیریت کنند و اطلاعات مناسب را از مجموعه گسترده ای از داده ها انتخاب کنند تا در تحولات محیطی، تصمیمات استراتژیک مناسبی اتخاذ نمایند.
هدف: این پژوهش به دنبال تعیین و بررسی تأثیر بازار محوری بر تناسب برند با مصرف کننده با نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و کیفیت رابطه است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ روش گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش مشتریان شرکت های تعاونی مصرف استان اصفهان هستند. نمونه پژوهش حاضر شامل 206 نفر از مشتریان شرکت های تعاونی مصرف استان اصفهان است که به طور غیر تصادفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده و آزمون فرضیات از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده گردید.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بازار محوری بر دوسوتوانی نوآوری و کیفیت رابطه تأثیر مثبت و معناداری دارد. هم چنین دوسوتوانی نوآوری و کیفیت رابطه بر روی تناسب برند با مصرف کننده تأثیر مثبتی دارند.نتایج: این پژوهش نشان می دهد که شرکت ها جهت دستیابی به مزیت رقابتی منحصربه فرد برای خود در بازار رقابتی امروز می توانند با بازار محوری و کسب اطلاعات در مورد مشتریان کیفیت ارتباط خود را با آنان افزایش دهند و با ایجاد نوآوری دوسوتوان در محصولات خود محصولاتی مطابق با انتظارات مشتری تولید کنند تا از این طریق عملکرد بازاریابی خود را نیز بهبود بخشند.
فرآیند سرمایه گذاری به توانایی تخصیص و نظارت بر استفاده بهینه از منابع اشاره دارد. اتخاذ تصمیم های استراتژیک شرکتی مانند سرمایه گذاری، نیازمند بررسی تمامی عوامل اثرگذار از جمله عوامل صنعت و تصمیم های سایر شرکت های همتا دارد. بنابراین هدف پژوهش، بررسی اثر تعدیلگری شرکت های رهبر و جوان در صنعت بر رابطه عملکرد شرکت های همتا با سرمایه گذاری شرکت بر مبنای تئوری های نقص اطلاعاتی و رقابت پذیری است. این پژوهش از نظر نوع مطالعه کاربردی و دارای رویکرد قیاسی استقرایی است. برای تحلیل فرضیه های پژوهش از رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های تابلویی استفاده شده است. برای نمونه آماری از اطلاعات 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های1389 تا 1401 استفاده گردید. نتیجه فرضیه اول مطابق با تئوری مبتنی بر رقابت پذیری و تئوری مبتنی بر اطلاعات نشان داد شرکت ها ترجیح می دهند برای برآورد راهبرد و میزان سرمایه گذاری های خود و پیشگیری از هزینه های تکرار عملیات از رفتار سرمایه گذاری شرکت های همتا در صنعت الگوبرداری و تقلید نمایند. نتیجه فرضیه دوم نشان داد در صورت وجود شرکت های رهبر در صنعت؛ تأثیر مثبت عملکرد شرکت های همتا بر سرمایه گذاری شرکت، تقویت می شود اما نتیجه فرضیه سوم نشان داد وجود شرکت های جوان در صنعت؛ تأثیر مثبت عملکرد شرکت های همتا بر سرمایه گذاری شرکت، را تقویت نمی کند.
هدف: هند و چین به عنوان دو قدرت با وزن ژئوپلیتیکی بالا شناخته می شوند که کنش ژئوپلیتیکی آن ها در سایر حوزه های جغرافیایی نیز به چشم می خورد. در این میان یکی از حوزه های جغرافیایی مهم که صحنه رقابت ژئوپلیتیکی این دو کشوراست، منطقه آسیای جنوب غربی است. هدف از این پژوهش تبیین بسترهای بسترهای رقابت ژئوپلیتیکی هند و چین در جنوب غرب آسیا و ارائه یک مدل پیشنهادی در این زمینه است.روش: این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و پرسش نامه به دنبال بررسی الگوی نظری حاکم بر رقابت ژئوپلیتیکی دو کشوردر جنوب غرب آسیا است. در راستای این پژوهش دوازده نظریه و رویکردی که توسط اندیشمندان شناخته شده در حوزه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک ارائه شده است مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه با مطالعه آن نظریه ها بیش از 50 شاخص تاثیرگذار بر رقابت ژئوپلیتیکی احصاء گردیده است. سپس با بهره گیری از تکنیک دلفی و با استفاده از پرسش نامه غربالگری شاخص های تاثیرگذار بر رقابت ژئوپلیتیکی دو کشور انجام گرفت.یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که 15 شاخص تاثیر گذار در رقابت ژئوپلیتیکی دو کشور در آسیای جنوب غرب عبارتند از: تنگه های استراتژیک موجود در منطقه، موقعیت های استراتژیک، موقعیت های ارتباطی، خطوط انتقال منابع معدنی، راه های مواصلاتی دریایی، تلاش برای سیادت منطقه ای، کسب موقعیت سیاسی، عمق استراتژیک، کدهای ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک انرژی، دسترسی به راه های تجاری، تامین و حفظ منافع اقتصادی پایدار، رقابت بر سر منابع معدنی، رقابت بر سر قدرت نظامی و معاهدات دفاعی - امنیتی با قدرت های بزرگ و منطقه ای. همچنین شاخص های احصاء شده در چهار بعد جغرافیای دسترسی، سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار گرفتند.نتیجه گیری: شناخت دقیق بسترهای رقابت ژئوپلیتیکی هند و چین در جنوب غرب آسیا، امکان سیاست گذاری صحیح جمهوری اسلامی ایران در قبال دو قدرت یاد شده را در منطقه را مشخص می کند.
مدیریت شهری با گسترش شهرنشینی و ابعاد کالبدی – فضایی پدیده ای بشدت پیچیده و پویا شده است. لذا برای مدیریت بهتر شهر نیاز به استفاده از روش های نوین مدیریت شهری است. یکی از بسترهای مهم برای مدیریت شهری به روش نوین، فناوری اطلاعات می باشد. علی رغم اینکه منابع متعددی به تبیین این موضوع پرداخته اند، اما مفهوم سازی جامعی از آن در مبانی نظری این حوزه انجام نشده است. بنابراین نیاز است با دیدگاهی پویا و جامع، پویایی های توسعه، اثرات و کاربردهای فناوری اطلاعات در مدیریت شهری بررسی شود. این مقاله با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای و فراترکیب بدنبال پاسخگویی به سوالاتی درباره تعریف فناوری اطلاعات مبتنی بر تعریف مدیریت شهری، عناصر فناوری اطلاعات در مدیریت شهری، مزایای آن در مدیریت شهری، روندهای توسعه فناوری اطلاعات با تاکید بر فرایند عملیاتی آن بوده تا از این طریق ساختار حاکم بر رشد شهرها و اثرات فناوری اطلاعات در مدیریت شهری با استفاده از رویکرد پویایی شناسی کیفی سیستم تبیین کند. نتایح نشان داد که عناصر فناوری اطلاعات در شهر علاوه بر عناصر عام شامل الگوریتم های پردازش، فضاهای پردازشی و هوشمندی، سیستم اطلاعات جغرافیایی و اپلیکیشن ها و شبکه های اجتماعی هستند. همچنین 12 مزیت خاص فناوری اطلاعات در شهر و 10 اثر و کاربرد فناوری اطلاعات در مدیریت شهری تبیین شد. همچنین مدل علت و معلولی شامل 6 حلقه تقویتی گسترش شهرها، اثر فناوری اطلاعات بر ارائه خدمات، حکمروایی و توسعه پایدار محیط زیست، نوآوری، شفافیت اداری و امنیت و یک حلقه تعادلی معایب گسترش شهرها بود.
هدف بررسی تأثیر عملکرد مسئولیت پذیری اجتماعی بر ارتباط بین برنامه ریزی مالیاتی و ارزش شرکت است. توانایی برنامه ریزی مالیاتی به عنوان یک عامل مهم تاثیر گذار در تعیین ارزش شرکت ها از نگاه مسئولیت پذیری اجتماعی می باشد. داده ها متعلق به ۸۸ شرکت از سال ۱۳۹۴ تا 1400 از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان متغیر تعدیل گر، متغیر مستقل و وابسته برنامه ریزی مالیاتی و ارزش شرکت می باشد که از مدل های رگرسیونی مجزا استفاده شده است. آزمون فرضیه اول و دوم نشان می دهدکه برنامه ریزی مالیاتی بر ارزش شرکت ارتباطی مثبت و معنادار دارد، و رابطه مسئولیت پذیری اجتماعی بر ارتباط بین برنامه ریزی مالیاتی و ارزش شرکت مثبت و معنادار است. نتایج نشان می دهد با بهبود یافتن برنامه ریزی مالیاتی، ارزش شرکت ها بهبود پیدا کند و برنامه ریزی مالیاتی موجب افزایش ارزش شرکت می گردد. افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت موجب تشدید تاثیر مثبت برنامه ریزی مالیاتی و ارزش شرکت می گردد. پژوهشی که همزمان ارتباط میان مسئولیت های اجتماعی، برنامه ریزی مالیاتی و ارزش شرکت را بررسی کند، انجام نشده است. با انجام این پژوهش اطلاعات تکمیلی سودمندی را برای حوزه ی سرمایه گذاری، قضاوت و تصمیم گیری و مالیاتی فراهم شده است.
هدف از مطالعه حاضر، بررسی و شناسایی ادراکات کارکنان شرکت توزیع نیروی برق استان فارس درباره توانمندسازی منابع انسانی برای رسیدن به شناختی عمیق تر از آن به منظور برنامه ریزی و سیاست گذاری در این حوزه بود. برهمین اساس با استفاده از فن استخراج استعاره ای زالتمن، به بررسی و تحلیل ساختارهای شناختی کارکنان پرداخته شد. مشارکت کنندگان پژوهش به تعداد 12 نفر و از بین مدیران و کارشناسان خبره شرکت مذکور با به کارگیری روش نمونه گیری مفهوم برگزیده شدند؛ بعد از آن از افراد مذکور درخواست شد برای جلسه مصاحبه، تصاویری را که از دید آن ها مبین معنای توانمندسازی منابع انسانی است، انتخاب کنند. در جلسه مصاحبه، پرسش هایی مربوط به تصاویر مطرح و بعد از آن، جواب ها با هدف کشف مفاهیم تحلیل شد. در کل چهارده ساختار استخراج شد که ساختارهای «تفویض قدرت و پرداخت حقوق بر اساس آن»، «پذیرش هوشمندانه ریسک»، «مدیریت مشارکتی»، «روابط مبتنی بر عملکرد»، «خلاقیت توأم با خردگرایی»، «خود اثربخشی و احساس شایستگی» و «تحول سازمانی» به عنوان ساختارهای اصلی در نقشه اجماعی شناسایی شدند. براساس نقشه اجماعی، «تفویض قدرت و پرداخت حقوق بر اساس آن» و«خلاقیت توأم با خردگرایی»، ساختارهای علّی و «مدیریت مشارکتی»، «خود اثربخشی و احساس شایستگی» و «تحول سازمانی»، ساختارهای معلول محسوب می شدند. نقشه اجماعی نشان می داد که باتوجه به روابط بین ساختارها، سازمان می تواند جهت توانمندسازی منابع انسانی، با استفاده از تفویض قدرت و ایجاد خلاقیت توأم با خردگرایی، به خلق مدیریت مشارکتی و خود اثربخشی و حس شایستگی در کارکنان اقدام نماید که در نهایت تحول سازمانی را به دنبال خواهد داشت.
هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی با نقش میانجی گری چابکی سازمانی در بین پرستاران بیمارستان که از مدل محقق ساخته استفاده شده است. در این مدل ابعاد مدیریت دانش پنج بعد ذخیره سازی، کاری، جذب، سازماندهی و کاربرد می باشد؛ که رابطه مدیریت دانش به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق چابکی سازمانی با سرمایه اجتماعی بررسی شد. برای بررسی تحقیق نمونه ای شامل 223 نفر به صورت تصادفی طبقه ای از پرستاران بیمارستان های امام خمینی و فیروزگر در شهر تهران انتخاب شد. ابزار گردآوری داده پرسش نامه استاندارد با 48 سوال که روایی و پایایی آن تایید و بین جامعه آماری توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی چون فراوانی و درصد فراوانی؛ در سطح آمار استنباطی از روشهای همبستگی، مدل معادلات ساختاری، تحلیل مسیر انجام شده است؛ که برای این منظور از نرم افزارهای spss و pls استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل از وجود رابطه مثبت و معنی دار بین مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق چابکی سازمانی داشت(05/0>p).
هدف این پژوهش درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از زنان شاغل در بانک مرکزی می باشد و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار2020 MAXQDA برای کدگذاری ها استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که 60 مضمون به عنوان مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده (محیط غیر حمایتی، جو سازمانی مثبت، نشانگان زنبور عسل، شکاف حقوقی، توانمندسازی، نقص قوانین حمایتی، ساختار تبعیض آمیز استخدام و ارتقاء، تعصب جنسیتی، رابطه مداری، اضافه کاری، ناسازگاری ساختار شغلی و تعهدات خانوادگی، سنجش بهره وری، هویت شغلی، ویژگی های فردی، نیازمندی های زنان) و در نهایت پس از مقایسه و تحلیل مضامین سازمان دهنده، 3 طبقه اصلی تحت عنوان مضامین فراگیر (جو حاکم از دید زنان، امکان اشتغال در رده میانی به بالا، باور زنان درباره پیشرفت شغل) شناسایی شد و در آخر مدل درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء مشخص شد.
فساد اداری یکی از مهم ترین مشکلات سازمان های دولتی در کشورهای جهان سوم می باشد که بسیاری از دستاوردهای سازمانی را تضعیف کرده یا از بین می برد. تحقیق حاضر به دنبال شناخت، سنجش و ارزیابی عوامل مؤثر بر فساد اداری در بخش دولتی استان خوزستان می باشد. این پژوهش با روش آمیخته (کیفی و کمی) انجام گرفت. جامعه آماری شامل سازمان های بزرگ دولتی بوده و چهار سازمان آب و فاضلاب استان خوزستان، اداره کل گمرک استان خوزستان، اداره کل راه و شهرسازی خوزستان و سازمان صنعت، معدن و تجارت استان خوزستان می باشد که با استفاده از روش گلوله برفی 12 نفر از خبرگان این سازمان ها مورد مصاحبه قرار گرفتند و نتایج آن به کمک روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شد. سپس پرسشنامه ای تدوین گردید و پس از تأیید روایی (صوری و محتوا) و پایایی (آلفای کرونباخ، 80/0) آن در اختیار 215 نفر از کارشناسان سازمان های منتخب دولتی قرار گرفت که در شرایط بیماری همه گیرکوید 19 به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها به کمک نرم افزارSPSS و AMOSEبه روش تحلیل عاملی تاییدی، آزمون تی تک نمونه ای و آزمون فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سنجه ها دارای میانگین بالای عدد 3 هستند و بنابراین از نظر کارشناسان در بروز فساد اداری با اهمیت می باشند. همچنین از بین عوامل محیطی، متغیر نظام سیاسی و حکومتی، از بین عوامل سازمانی، ساختار مدیریتی و از بین عوامل فردی، خصوصیات فردی بیشترین امتیاز را آوردند. از بین مدل سه شاخگی عوامل مؤثر بر بروز فساد اداری، عوامل سازمانی مهم ترین عامل در بروز فساد اداری بود.
بررسی ها نشان می دهد که در کشور ما افشای اطلاعات مربوط به کربن صورت نمی پذیرد و پیش بینی می شود که این موضوع به علت چالش ها و موانعی است که از تحقق این هدف جلوگیری می کند. این موضوع به عنوان یک شکاف عمیق در بین پژوهش های مرتبط بوده است و پژوهش حاضر به خاطر توجه به این شکاف پژوهشی، حائز اهمیت و ضروری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع افشای داوطلبانه کربن در گزارشگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1402 است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع انجام توص یفی- پیمایشی و مبتنی بر داده های کمی ب وده است. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بر اساس یافته های بدست آمده نهایتاً 16 متغیر از عوامل قانونی، زیرساختی، فردی و سازمانی شناسایی گردید. متغیر "جریمه برای شرکت ها جهت عدم افشای داوطلبانه کربن" از معیار عوامل قانونی با میانگین 3/8 دارای بیشترین نمره از نظر میزان اهمیت بوده است. همچنین متغیر "مشارکت در برنامه های افشای انتشارات کربن" با میانگین 3/42 از گویه های معیار عوامل زیرساختی، متغیر "تأکید سرمایه گذاران نهادی به افشای داوطلبانه کربن" از گویه های معیار عوامل فردی با میانگین 3/62 و متغیر "درک تبعات اقتصادی افشای داوطلبانه کربن" از گویه های معیار عوامل سازمانی با میانگین 3/6 دارای بیشترین نمره از نظر میزان اهمیت می باشند.
مطالعات نشان می دهد اجرای تغییر در سازمان ها همیشه آن طور که رهبران تغییر فرض می کنند، فرایند ساده ای نیست و فقط تعداد محدودی از سازمان ها در مدیریت و اجرای آن موفق هستند. درواقع بیشتر سازمان ها در دستیابی به تغییری پایدار به معنی آنکه بتواند به هنجارها و باورهای کارکنان تبدیل شده باشد، ناکام مانده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و پیامدهای پایداری تغییرات سازمانی در بانک های خصوصی ایران انجام شده است. این پژوهش کیفی و بر پایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام مند است. جامعه موردمطالعه شامل مدیران و کارشناسان با سابقه شاغل در بانک های خصوصی ایران و نیز خبرگانی است که سابقه و تجربه مطلوبی در زمینه تغییرات سازمانی در این بانک ها داشته اند. مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق با مشارکت کننده های در پژوهش تا حصول اشباع نظری انجام شد. داده های حاصله از طریق فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA20 تحلیل شدند و اعتباربخشی نتایج با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا (باورپذیری، اطمینان پذیری، تأییدپذیری و انتقال پذیری) صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد راهبردها شامل آموزش اثربخش و به کارگیری گروه های کاری، استقرار سیستم مدیریت دانش، سازوکارهای انگیزشی، تأمین منابع مالی، تدقیق و تبیین برنامه راهبردی سازمان، سبک رهبری، فرایندهای اثربخش و ساختار چابک و پیامدها شامل افزایش بلوغ روان شناختی و بلوغ رفتاری کارکنان، افزایش منابع مالی و کاهش هزینه های سازمان، تأمین رضایت ذی نفعان استراتژیک و کسب مزیت رقابتی است.
سبک رهبری استثمارآمیز از سبک های غیرکارکردی و مخرب رهبری است که اثرات و تبعات منفی برای سازمان دارد. مدیران و رهبرانی که با این سبک به مدیریت و رهبری سازمان خود می پردازند، موجب بروز آسیب های فردی، گروهی و سازمانی می گردند. براین اساس پژوهش حاضر باهدف شناسایی شاخص ها و پیامدهای رهبری استثمار آمیز در سازمان های دولتی انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. هم چنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که جاه طلبی افراط گونه، شخصیت هوبریستیک و خودمحور و منفعت طلبی مهم ترین شاخص های رهبری استثمارآمیز در میان مدیران و رهبران سازمان های دولتی هستند. هم چنین کاهش انگیزش و عملکرد نوآورانه کارکنان، فرسودگی شغلی و عاطفی کارکنان و پدیدآیی جو پارانوئید و اشاعه بدبینی سازمانی به عنوان مهم ترین پیامدهای رهبری استثمارآمیز در سازمان های دولتی شناسایی شدند.
صنعت نفت و گاز در اقتصاد ایران گرفتار چالش ها و مسائل مزمنی است. به نظر می رسد راهکار ریشه ای در مواجهه با این چالش ها، تحول بنیادین و نوآوری های سیستمی است و نه راهکارهای سطحی و مقطعی. با وجود این، طبق بررسی ها، بیشتر تحقیقات انجام شده درباره این صنعت فاقد رویکرد تحول آفرین هستند ونتیجه ای جز تثبیت و تقویت وضع موجود را در بر نخواهند داشت. در این پژوهش از حوزه نوظهور گذارپژوهی و به طور خاص از رویکرد چندسطحی جهت بررسی تحولات بنیادین در صنعت نفت و گاز استفاده شده است. در این مقاله، از موردکاوی به عنوان استراتژی تحقیق و داده هایی از مقالات و اسناد مرتبط همچنین یافته های نوزده مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه صنعت نفت و گاز ایران به عنوان منابع داده ای پژوهش استفاده شده است. بر همین اساس، این تحقیق با بررسی چالش ها و فرصت های پیش روی صنعت نفت و گاز در سطوح مختلف به دنبال فهم مسیرهای گذار این صنعت در افق 1450 با توجه به سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است. با تحلیل مسیرهای گذار مبتنی بر رویکرد چندسطحی، مشخص شد که دو مسیر تحول و بازپیکربندی از احتمال وقوع بیشتری نسبت به سایر مسیرهای گذار در صنعت نفت و گاز ایران برخوردارند. در همین راستا، برخی راهکارها و اقدامات متناسب نیز ذیل این دو مسیر در این تحقیق ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل عوامل مدیریتی موثر در بستر فناوری اطلاعات بر موفقیت اجرای سیستم های هوشمند در بیمارستان می باشد. این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و معاونان دانشگاه های علوم پزشکی و بیمارستان های شهر تهران در نظر گرفته شده است که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 90 نفر نمونه انتخاب و پرسشنامه تدوین شده است. روایی محتوایی این پرسشنامه به تأیید چند تن از اساتید این حوزه رسیده و میزان پایایی آن نیز به کمک آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. نتایج پژوهش تمامی فرضیه ها را تایید نموده و نشان می دهد که مولفه های مدیریتی در بستر مدیریت فناوری (شامل برنامه ریزی و سازماندهی، پیاده سازی و پشتیبانی و نیز نظارت و ارزیابی) بر موفقیت اجرای سیستم های هوشمند در بیمارستان تاثیر مثبت و مستقیم دارد.