هنگکنگ یکی از چهار اژدهای کوچک آسیا و از جمله کشورهایی است که سریعترین رشد را در جهان دارد. این کشور از نظر اقتصاد تجاری دارای مقام یازدهم و در میان بندهای واسطهای، دارای مقام دوم جهان است. به نظر میرسد که فنآوری اطلاعات در موفقیت هنگکنگ نقش بسزایی داشته است. اما در مطالعات جدید، موردی وجود ندارد که به مستندسازی این نقش یا تحقیق دربارهء آن پرداخته باشد. مقاله حاضر به بررسی این وجوه میپردازد: 1) میزان استفاده از فنآوری اطلاعات در هنگکنگ؛ 2) مزایای مشهود در استفاده از فنآوری اطلاعات؛ 3) مشکلات موجود در استفاده از فنآوری اطلاعات. بررسی حاضر با ارسال پرسشنامه به 438 شرکت اجرا شد که از مجموع پرسشنامههای بازگشته، 116 عدد کامل و مفید بودند. یافتهها بیان میداریم که تمامی 116 شرکت در حسابداری و امور مالی خود از فنآوری اطلاعات بهره میگیرند. همچنین از فنآوری اطلاعات، گرچه در سطح بسیارمحدودتر، در دیگر حوزهها از قبیل منابع انسانی، تولید و فروش نیز استفاده میشود. اغلب نرمافزارها در داخل سازمانها تولید میشوند. بستهها استاندارد شدهء واژهپرداز و صفحهء گسترده، رایجترین نرمافزارهایی هستند که خریداری میگردادند. کلیه شرکتها به سودمندی فنآوری اطلاعات در بهبود کارآیی و قابلیت شرکت خود اذعان دارند. مشکلات عمده استفاده از فنآوری اطلاعات عبارتاند از: 1) کمبود منابع مالی، 2) قفدان حمایت مدیریت در سطح بالا، و 3) مقاومت کاربران نهایی.
انگیزه انجام این پژوهش فراهم آوردن اطلاعات مفید و جامع برای متخصصان و پزشکان است. پزشکان پس از اتمام تحصیلات عمومی, تخصصی و فوق تخصص همچنان نیازمند به مطالعه عمیق و پژوهش دائم می باشند و مسئله مورد تحقیق این است که پزشکان شهرستان برای اطلاع یابی چه نوع رفتارهایی را در پیش می گیرند.
مقایسه نظرات کارکنان و مدیران دانشگاه تربیت معلم تهران درباره انگیزه های کاری کارکنان این دانشگاه دکتر علی محمد امیرتاش اعتقاد بر این است که انگیزه کارکنان پایه های کارآیی و اثربخشی سازمان را تشکیل می دهد. در نتیجه ، مدیرانی که به موفقیت سازمان خود پایبند هستند باید برای شناخت عواملی که بیشترین انگیزه را در فرد ایجاد می کند تلاش کنند. تفاهم و توافق متقابل مدیران و کارکنان بر اهمیت و اولویت انواع مختلف انگیزه های کاری، زمینه لازم را برای اینکه هر دو طرف، با رسیدن به هدف های خود، در محیط کار احساس رضایت کنند فراهم می آورد. هدف اصلی این تحقیق نیز این است که درجه توافق فکری مدیران و کارکنان دانشگاه تربیت معلم تهران را بر بعضی از انگیزه های کاری مهم به دست آورد. بدین منظور، از پرسشنامه ای که شامل ده انگیزه کاری مخلف است و در سال 1949 توسط لیندهال تهیه، و بعداً توسط محققان دیگر نیز به کار گرفته شده، استفاده گردیده است. برای جمع آوری اطلاعات، کارکنان باید بر حسب اهمیتی که برای هر یک از ده انگیزه کاری قایل بودند به آنها در پرسشنامه نمره بدهند(10=بالاترین و 1= کمتریناهمیت). در مرحله بعدی،مدیران، بر حسب اهمیتی که فکر می کردند از انگیزه های کاری برای کارکنان آنها دارد، مواد همین پرسشنامه را به همان صورت بین 1 تا 10 ارزشگذاری کردند تا بدین ترتیب توافق فکری مدیران و کارکنان بر اهمیت هر یک از ده انگیزه کاری با یکدیگر قابل مقایسه شود. یافته های تحقیق نشان داد که توافق فکری بین مدیران با استادان، و همچنین مدیران با کارمندان، هردو 20 درصد و در مورد 80 درصد بقیه انگیزه ها،اختلافات بین 30 تا 60 درصد در نوسان است. آزمون فرضیه در مورد میانگین ها پیشنهاد می کند که مدیران با مجموعه کارمندان زن و مرد 50 درصد، با استادان مرد 10 درصد، با استادان زن 30 درصد، با مجموع کارمندان 90 درصد، با کارمندان مرد 50 درصد و با کارمندان زن 20 درصد، اکثراً در حد a=0/01 اختلاف نظر دارند. مطالعات همبستگی بین سن و انگیزه های کاری نشان داد که در گروه مدیران 90 درصد، در گروه استادان 100 درصد و در گروه کارمندان 60 درصد همبستگی های محاسبه شده منفی هستند، که البته در دسته مدیران صفر درصد، در دسته استادان 60 درصد و در دسته کارمندان 40 درصد، نیمی در حد a=0/05 و نیمی دیگر در حد a=0/01 معنی دار بوده اند. در مقایسه میانگین مردان و زنان، در هر یک از سه رده شغلی، انگیزه کاری، هیچگونه تفاوت معنی دار در حد a=0/05 مشاهده نگردید.