فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
514 - 489
حوزههای تخصصی:
جایگاه زنان تقریباً از گذشته دور مورد مناقشه بوده است و حتی امروز هم با وجود پیشرفت های چشمگیر حقوق بشری و فرهنگی، در موارد متعددی مشکلات زنان، از مسائل اصلی به شمار می رود. کشور ترکیه هم در ادوار مختلف دستخوش تغییرات سیاسی- اجتماعی ای بوده که در آن مسئله زنان و جایگاه آنان در اجتماع نیز تحت تأثیر این تغییرات بوده و جایگاهشان در جامعه همواره فراز و فرودهایی داشته است. پژوهش حاضر به تحولاتی می پردازد که در سمت گیری شناختی، عاطفی و ارزشی زنان در تاریخ معاصر ترکیه رخ داده و موجب گذار تدریجی از یک فرهنگ سیاسی محدوداندیشانه و پیرومنشانه به یک فرهنگ سیاسی مشارکت جویانه در جامعه کنونی ترکیه شده است. نیل به این هدف به کمک چارچوب نظریه فرهنگ سیاسی آلموند و وربا و روش توصیفی- تحلیلی محقق شده است. به نظر می رسد با تغییر ترکیب نخبگان قدرت و آغاز فرایندهای نوسازانه در جامعه ترکیه از دهه 1930 و به ویژه سال های 1980 به بعد، به تدریج سمت گیری های شناختی، عاطفی و ارزشیابانه نسبت به جامعه زنان تغییر کرد و راه برای مشارکت بیشتر زنان در امور عمومی و تخصصی گشوده شد. با وجود این، ترکیه از نظر اجرای تعهدات ملی و بین المللی خود در زمینه برابری جنسیتی در سیاست، همچنان با چالش هایی مهم روبه روست و خشونت مبتنی بر جنسیت نیز یک نگرانی اساسی است.
مؤلفه های بنیادین مشارکت سیاسی واکارگزارانه (حداکثری مشروط) در قرآن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
119 - 151
حوزههای تخصصی:
تبیین مشارکت سیاسی در قرآن وابسته به تبیین اصول و مولفه های آن در نگرش اسلامی است. نیک روشن است که در این حوزه نیز همچون حوزه های دیگر سیاسی رهیافت ها و رویکردهای مختلفی وجود دارد. رهیافت مطلوب پژوهش رهیافتی است که آن را مشارکت سیاسی واکارگزارانه(حداکثری مشروط) می نامد و به مدخلیت موثر همزمان و همنواخت مولفه های دینی و مولفه های مردمی در ایجاد و قوام دولت دینی(در نگرش قرآنی) باور دارد. پرسش آن است که مفاهیم و عناصر قوام بخش نظریه مطلوب مشارکت سیاسی در قرآن که به صورت پیش فرض مشارکت سیاسی واکارگزارانه(حداکثری مشروط) است کدامند؟ فرضیه مقاله بر اساس روش تفسیر موضوعی درصدد پاسخ بدین پرسش و یافتن مفروضه های این رهیافت در موضوعاتی چون قلمرو دین، رابطه دین و سیاست و دین و دولت، کرامت انسان، خلافت انسان، تکثر سیاسی و آزادی سیاسی است. نتایج رویکرد برگزیده پژوهش به جامعیت دین و قرآن در بستر قلمرو اعتدالی انفکاکی و جامعیت منابع؛ در هم تنیدگی دین و سیاست، کرامت ذاتی انسان که به پذیرش خلافت نوعیه مشککه منتهی می شود؛ تکثر سیاسی به معنای کثرت در وحدت از نگاه اسلامی در چارچوب قانون مندی های نظام دینی؛ و آزادی سیاسی اسلامی که مجالی فراخ داشته و از حقوق شهروندان است، همراه با ضابطه های دینی و اخلاقی؛ از نتایج مقاله به عنوان ارکان نظریه مشارکت سیاسی واکارگزارانه(حداکثری مشروط) است.
مختار و رهبری کاریزماتیک: تأثیرات رهبری بر جنبش های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مختار در سال 67 هجری به خون خواهی امام حسین ( ع ) قیام کرد و بعد از اخراج والی زبیریان حکومت کوفه را بدست گرفت. مختار با ادعای نیابت از محمد حنفیه و نیز با توجه به برخورداری از خصوصیات فردی از جمله هوش سیاسی، شیعه بودن توانست شرایط و احساسات عمومی جامعه را به سمت خود سوق دهد. شیعیان با تاکید بر شخصیت مذهبی مختار هدف و دیدگاهش درباره قیام را ترویج و نفوذ کاریزمایی او را در جامعه تقویت کردند. این تحقیق با طرح این سوال که شخصیت مختار چگونه بر شکل گیری و پیروزی قیام تاثیر گذاشته است ؛ بر مبنای چارچوب جامعه شناختی اقتدار ( سیادت) کاریزماتیک ماکس وبر به بررسی و تحلیل موضوع خود پرداخته است. دستاورد تحقیق حاکی از آن است که علاوه بر ویژگی های شخصیتی مختار، مهدویت، بحران، شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی که زمینه ساز ظهور رهبری کاریزماتیک در جامعه شده بود به مختار کمک کرد تا برای حل بحران سیاسی و اجتماعی شیعیان وارد صحنه سیاست شود و به عنوان رهبر کاریزماتیک شیعیان در شکل گیری و پیروزی قیام شیعیان نقش مهم ایفا کند.
بنیان های چرخش زبانی و تأثیر آن در شکل گیری روش تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
199 - 229
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی و کاربست آن در علوم اجتماعی در قرن نوزدهم، متکی بر نگاهی ساختارگرایانه و در نتیجه تاحدود زیادی تقدیرگرایانه و متصلب بود. در ابتدای قرن بیستم با وقوع چرخش زبانی، فرصتی مهیا شد تا این رویکرد متصلب، منعطف تر شود و همچنین فرصت های روشی و معرفتی مورد نیاز برای تأویل و تبیین گفتمان ها و بازی های زبانی متکثر را فراهم آورد. خود این تقابل در شخص «ویتگنشتاین» تجمیع شده است. او که در فاز متقدم اندیشه خویش در مقام یک فیلسوف تحلیلی به شدت متکی بر منطق صوری، در عمل تنها برای یک گفتمان و بازی زبانی قائل به فرصتِ طرح بود، در فاز متأخر اندیشه خویش، بنیان های پذیرش تکثر در عرصه بازی های زبانی را فراهم آورد. میراث فکری او و تمام متفکرانی که در قرن بیستم در قالب رویکردهای پساساختارگرا دست به اندیشه در عرصه زبان و معرفت شناسی زدند، روش شناسی ای بود که در قالب «تحلیل گفتمان انتقادی» از یکسو فرصت تکثر و تنوع در عرصه گفتمان ها را به کارگزاران انسانی و اجتماعی می دهد و از سوی دیگر در تحلیل بازی های زبانی و گفتمانی این کارگزاران، هم به زمینه عینی و شخصی ایشان توجه دارد و هم متن و زبان ایشان را تأویل می کند. از رهگذر این مجاهدت نظری، روش شناسی ای خلق شده که به نظر برای تأویل و نیز تبیین هر عرصه تعامل اجتماعی که قائم به روابط قدرت باشد، می تواند واجد فایده و کاربرد باشد.
شیوه های اعتراض و نظام های معنائی معترضان: بررسی مقایسه ای اعتراضات 1388 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
233 - 282
حوزههای تخصصی:
از سال 1388 تاکنون چهار اعتراض فراگیر با محتوای سیاسی در سال های 1388، 1396، 1398 و 1401 رخ داده است. هدف از این پژوهش آن است که به بررسی تغییرات شیوه های اعتراضی و نسبت این تغییرات با جهان معنایی معترضان بپردازد. روش این پژوهش، پدیدارشناسانه و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با60 نفر از معترضانی است که در یک یا چند مورد از این اعتراض ها شرکت داشته اند. روش تحلیل داده ها نیز مبتنی بر تحلیل مضمون های موجود در این مصاحبه هاست. نتایج حاصله حاکی از آن است که: به موازات افزایش مداخله دولت در ابعاد مختلف زندگی، فرصت های اعتراضی نیز متنوع تر شده است. معترضان از سیاست رسمی، نظیر انتخابات مشروعیت زدائی کرده و به سمت نفی هرگونه نقطه مشترک با نظام معنائی حاکم حرکت کرده اند. مقاومت روزانه به عنوان یکی از شیوه های اعتراضی به مرور هزینه های روانی همراهی با نظم مستقر را بالا برده است. متناسب با بن بست در سیاست رسمی، معترضان به سمت قبح زدایی از خشونت حرکت کردند. با ناامیدی بخشی از معترضان پس از سال 1401 میل به خودکشی اجتماعی در میان آنها رو به ازدیاد گذاشته است. آگاهی در اعتراض و خلق معنای جدید از سال 1388 آغاز گردید و طی هر اعتراض، سطوح جدیدی از زیست اجتماعی را در برگرفت. به نظر میرسد ادامه این روند، در صورت عدم اصلاح بنیادین در سیاست های داخلی و خارجی ، به بی اعتباری بیشتر نظام معنایی حاکم میانجامد و بستر معنایی فراگیرتری برای وقوع اعتراضاتی وسیع تر و شدیدتر فراهم خواهد آورد.
پارادایم های امنیتی- سیاسی مشترک روسیه و جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تروریسم و بنیادگرایی در منطقه خاورمیانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۸
69 - 92
حوزههای تخصصی:
بازیگران غیردولتی بود که نقش نیابتی و اجرایی اهداف قدرت های جهانی و منطقه ای را بر عهده گرفتند؛ بر این اساس، پرسش مطرح می شود که، چگونه موضوع تروریسم و بنیادگرایی همکاری میان روسیه و ایران را تقویت نموده است؟ فرضیه ای که پژوهش بر اساس آن به نگارش درآمده، این است که، اهداف یکسان دو کشور در مقابله با بنیادگرایی سطح همکاری را ارتقاء داده و سبب تحوّل در روابط تهران_مسکو شده است؛ در همین راستا هدف مقاله؛ واکاوی رویکردهای سیاسی_امنیتی و سطح همکاری دو کشور در مقابله با بنیادگرایی و تروریسم است؛ نتایج مهم پژوهش نشان از آن دارد هرچند سطح همکاری ارتقاء یافته است؛ ولیکن پیچیدگی عوامل و رویکردهای واقع گرایانه ساختاری جهانی و منطقه ای دافع پیوند راهبردی ویژه دو کشور شده است. درهمین راستا پژوهش حاضر با باگردآوری داده های لازم از طریق داده های کتابخانه ای و اینترنتی و با روش توصیفی_تحلیلی به بررسی، تجزیه و تحلیل روابط داده های مزبور می پردازد.
تیرگی ناشی از تنش دیورند در روابط افغانستان و پاکستان و پی آمدهای منطقه ای آن
منبع:
غرب آسیا سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴)
147 - 176
حوزههای تخصصی:
پاکستان کشوری است که در اوت 1947استقلال خویش را به دست آورده است. اما ازبدو شکل گیری تا اکنون، روابط این کشور با افغانستان فوق العاده پر فراز و فرود بوده است. ممکن متغیرهای متعدد دراین رابطه ای پرتنش تاثیرگذاربوده باشد؛ اماپرواضح است که مسئله خط مرزی دیورند برتیرگی این مناسبات به شدت تاثیرمنفی گذاشته است. این مرز باعث گردیده، که هردوکشورهمسایه به رغم بسترهای فراوان همگرایی، مسیرواگرایی و تخاصم را تجربه نمایند. هدف پژوهش این است که به بررسی منازعه مرزی دیورند بر تیرگی روابط میان افغانستان و پاکستان پرداخته شود. دراین راستا این پرسش قابل طرح است، که ادعای مرزی افغانستان بر مبنای معاهده دیورند چی تاثیری بر روابط افغانستان وپاکستان گذاشته، وچی پیامدهای منطقه ای به همراه داشته است؟ داوم ادعاهای مرزی دولت افغانستان درارتباط به خط مرزی دیورند منجر به افزایش تیرگی روابط با پاکستان گردیده است. و دراین جهت رشد افراط گرایی، گسترش ناامنی و افزایش مهاجرت ازپیامدهای منطقه ای دانسته می شود. دراین پژوهش از روش کیفی از نوع توصیفی – تحلیلی استفاده صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان میدهد که تنش مرزی دیورند میان افغانستان و پاکستان بر روابط هردوکشور درابعاد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی بگونه ی جدی تاثیر منفی گذاشته ، وهزینه های سنگینی را نیز متوجه هردوکشور ساخته است. افزون برآن، رشد افراطیت، گسترش ناامنی و افزایش مهاجرت را به عنوان پیامدهای متعددی منطقه ای به همراه داشته است.
نقش شبکه های اجتماعی در ایجاد و گسترش شبهات دینی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 29
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عرصه هایی که شبکه های اجتماعی به عنوان پرکاربردترین شکل از رسانه های نوین توانسته اند در آن تغییرات اساسی ایجاد کنند، عرصه شبهات دینی بالاخص در حوزه مسائل زنان است که در سال های اخیر دامنه آن به شدت افزایش پیدا کرده است. لذا پژوهش پیش رو با هدف بررسی نقش بنیان گذاران و حامیان شبکه های اجتماعی در ایجاد و گسترش شبهات دینی در عرصه مسائل زنان، به کمک روش کتابخانه ای اسنادی، این مسئله را مورد مطالعه قرار داده است. بررسی رابطه بین عملکرد رسانه ها و صاحبان و بنیان گذاران آن ها نشان داد که منافع مشترک، تداخل و یکی شدن منافع، شبکه های اجتماعی و صاحبان و بانیان آن ها که عموماً کارتل ها، تراست ها و شرکت های تجاری وابسته به نظام سرمایه داری جهانی هستند، باعث می شود که شبکه های اجتماعی تنها در راستای اهداف و منافع صاحبان و بانیان خود عمل کنند. صاحبان این شبکه ها برای دستیابی به اهداف غیرمالی، چون جهت دهی به افکار عمومی، ایجاد تغییر در مفاهیم و باورهای دینی، تغییر نهاد خانواده، دگرگونی در عرصه زندگی زنان و اهداف مالی چون ترویج مصرف گرایی و مدگرایی، اقدام به ایجاد و گسترش شبهات دینی در حوزه زنان می کنند و زنان به دلیل آن که بدون هدف خاص (بیشتر برای سرگرمی و ارتباط با دوستان) بیش ترین زمان را، در این شبکه ها سپری می کنند، طبق نظریه کاشت، بیش ترین تأثیر را از این شبکه ها می پذیرند و به همین دلیل به عنوان یکی از اصلی ترین گروه های هدف از سوی صاحبان این شبکه ها، انتخاب می شوند.
مشروعیت اقدامات سازمان ملل متحد در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
7 - 34
حوزههای تخصصی:
از زمان گسترش ویروس کرونا، سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی مرکز توجه همه جهانیان شدند. سازمان بهداشت جهانی، مطابق با مقررات بهداشت بین المللی اعلام نمود که شیوع بیماری با معیارهای بهداشت عمومی مطابقت دارد و کرونا یک تهدید مشترک جهانی است. با شیوع گسترده ویروس کرونا و بحران های ناشی از آن، سوالات و مسائل مختلفی در رابطه با مشروعیت و عملکرد نظام ملل متحد و توانایی آن برای مقابله با این بحران جهانی مطرح گردید. پژوهش حاضر با اخذ روش توصیفی تحلیلی به بررسی مشروعیت اقدامات و تصمیمات سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی در مواجهه با بحران کرونا از زمان برقراری وضعیت اضطراری بهداشت عمومی تا خاتمه یافتن آن وضعیت پرداخته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا نظام ملل متحد از مشروعیت لازم برای مدیریت و غلبه بر همه گیری کووید-19 برخوردار بود؟ این مطالعه استدلال می کند که در طول همه گیری کووید-19 علی رغم همه انتقادات اولیه به صحت رویه و اقدامات سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی، حمایت گسترده ای از ضرورت و اهمیت وجود این نهادها صورت گرفته است که خود تا حد زیادی از باور عمیق به مشروعیت ابزاری این نهادها، یعنی هدف و غیرقابل جایگزینی بودن آن ها نشات می گیرد. در واقع هر چند در اوایل شیوع ویروس کرونا مشروعیت سازمان ملل متحد با چالش هایی رو به رو شد اما ادامه یافتن بحران و شکست رویکردهای یکجانبه گرایانه از یک سو، و عملکرد سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی از سوی دیگر، منجر به تقویت مشروعیت آن ها گردید.
تحولات انرژی جهانی: هند و رویکرد آن به خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
111 - 141
حوزههای تخصصی:
انرژی مهم ترین نیاز هر کشور در جهان توسعه یافته ی امروز است. قدرت های نوظهور همچون هند، جهت ادامه ی مسیر توسعه خود، نیاز فراوانی به انرژی دارند. منطقه خلیج فارس سرشار از نفت و گاز است که توجه ها را به سوی خود جلب کرده است. سوال پژوهش حاضر این است که هند چگونه میان شرکای متعدد انرژی خود در خلیج فارس توازنی مبتنی بر ثبات و حفظ وضع موجود برقرار می کند؟ با تکیه بر رویکرد نوواقعگرایی و مؤلفه های آن، در پاسخ این فرضیه مطرح می گردد که هند، به منظور تداوم و بقای خود به عنوان یک قدرت نوظهور اقتصادی، استمرار رابطه با کشورهای حوزه خلیج فارس را جزء اصول اصلی دیپلماسی خود قرار داده است. روش پژوهش کیفی-توصیفی بوده و هدف پژوهش، فهم چگونگی برقراری توازن مبتنی بر ثبات و حفظ وضع موجود از سوی هند میان شرکای متعدد انرژی خود در خلیج فارس می-باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هند، فعلا در پی دستیابی به قدرت هژمونیک در خلیج فارس نیست، بلکه به دنبال هموارتر و کم هزینه تر کردن مسیر توسعه ی خودش است.
عوامل تأثیرگذار بر روابط جمهوری خلق چین و رژیم اسرائیل (2020-2013)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۹)
145 - 170
حوزههای تخصصی:
با پایان جنگ سرد و افزایش اهمیت عامل اقتصادی در روابط بین الملل و اهمیت جایگاه قدرت ژئواکونومیک، کشورها به سوی همکاری با شرکای تازه ای گام برداشتند. یکی از نمودهای همکاری ها در فضای جدید، شکل گیری روابط دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی میان چین و رژیم اسرائیل بود. این روابط البته حساسیت هایی را در واشنگتن برانگیخت و با کارشکنی های آمریکا، همکاری های دوجانبه چین و رژیم اسرائیل با رکود نسبی چند ساله روبرو شد. با این حال، طرفین در سال های آغازین دهه 2010 تصمیم گرفتند با درک محدودیت های موجود و توجه به حساسیت های واشنگتن، روابط خود را بازسازی کنند. این پژوهش در پی پاسخ گویی به این پرسش است که عوامل تأثیرگذار بر روابط چین و رژیم اسرائیل در بازه زمانی 2020-2013 چه بوده است؟ فرضیه این پژوهش آن است که اولویت بخشی به عوامل و نیازهای اقتصادی، بازرگانی و فن آوری در هر دو سوی این روابط، موجب گسترش همکاری ها در بازه ی مورد اشاره با وجود چالش ها و محدودیت هایی موجود در این راه بوده است. در این راستا، یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی عوامل چون طرح «یک کمربند - یک راه»، افزایش نقش و ارتقای جایگاه چین در اقتصاد جهانی، مکمل بودن اقتصادی دو طرف و نیاز رژیم اسرائیل به تنوع بخشی شرکای بازرگانی موجب پیشبرد روابط دو جانبه در بازه مورد اشاره بوده است. این پژوهش از نوع مقالات توصیفی-تحلیلی است و از روش پژوهش کیفی مبتنی بر پردازش داده های اسنادی و کتابخانه ای بهره برداری شده است.
Investigation of the Rights, Authorities, and Responsibilities of the King in the Constitutional IRAN(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Constitutional Revolution is of great importance regarding its direct impact on the political system and legal developments in contemporary Iran, as well as the changing relations between the rulers and the people. One of the important issues is the transformation in the position of the king and his rights, powers, and responsibilities in the legal sources of the constitutional era; with the focus of the constitutional revolutionaries on curbing despotism and ultimately drafting and promulgating the constitutional law and its supplements, efforts were made to separate the three branches of the legislative, executive, and judicial powers and prevent the concentration of power in the person of the king by establishing new institutions. However, a reflection on the process of political and legal transformations in the subsequent stages of the constitutional era until the Islamic Revolution reveals the crystallization and continuation of old despotism within the framework of the constitutional system, from the period of minor despotism to the Pahlavi era, where absolute rule of the king was not based on law but enforced through the law. Hence, considering that the philosophy behind the drafting of the constitutional law and its supplements fundamentally aimed to limit the despotism of the monarchy, while witnessing the reappearance and reproduction of despotism in the subsequent stages of the constitutional era until the victory of the Islamic Revolution, the question arises: ‘What role did the constitutional law and its principles play in the reproduction of despotism during the Pahlavi period?’ The present study aims to examine the hypothesis that with the infiltration of the monarchist movement, both overt and covert, in the drafting of the constitutional law and its supplements, the previous powers and authorities of the king were preserved in various principles of the constitutional law and its supplements, and under favorable conditions and based on these principles, the despotism of the monarchy was reproduced.
انقلاب اسلامی و تحول در هویت ملی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات هویتی در سطوح نظری و تجربی به مثابه یک امر اجتماعی و سیاسی در قالب «همسان گرایی» و «تمایز گذاری» موردتوجه پژوهشگران و کارگزاران جامعه قرار گرفته است. در این مقاله از منظر آیت الله خامنه ای در تبیین تأثیر انقلاب اسلامی بر تحول پیشرو بر هویت ملی ایرانیان از طرح مفهومی هویت ملی مشتمل بر دو سطح پیوندی، انواع چهارگانه هویت ملی (شناختی، ارزشی، احساسی و رفتاری) و ابعاد هفت گانه هویت ملی (اجتماعی، تاریخی، سیاسی، دینی، فرهنگی، زبانی و ادبی) استفاده شده است. ایشان با رد تعارض ملیت و دین و با تأکید بر عمق تاریخی، مسلمانی و انقلابی مردم ایران معتقدند که هویت ملی هر ملت، مجموعه فرهنگ ها، باورها، خواست ها، آرزوها و رفتارهای اوست. این نوشتار با بهره مندی از روش داده بنیاد به اهم تأثیرات انقلاب اسلامی بر هویت ملی ایرانیان در قالب کسب استقلال حقیقی، عزتمندی هویتی، احیای ارزش های اسلامی و پیدایی منزلت بین المللی اشاره می کند.
مطالعه تطبیقی راهبردهای سیاست کیفری امنیّت مدار در برابر جرایم علیه امنیّت ملی (ایران، فرانسه و انگلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
256 - 233
حوزههای تخصصی:
افزایش جرایم امنیّتی با ابعاد بین المللی، تلقی ناکارآمدی و شکست سیاست کیفری سنتی را به همراه دارد. لذا سیاست کیفری امنیّت مدار با این گفتمان که فراگیری نا امنی در جامعه، زمینه ساز تضییع حقوق عامه و آحاد اجتماع شده؛ بر ضرورت قانون نگاری نوین تأکید می نماید. با نگاه تطبیقی، تصویب بیش از چهار قانون مرتبط با موضوع تروریسم در دو دهه اخیر در انگلستان و یا استفاده از عبارت موسع «جنایت ها و جنحه های علیه منافع اساسی ملّت» در فرانسه با دربرگیری تمامی عناوین جرایم علیه امنیّت داخلی یا خارجی و نیز تعریف مصادیق متکثر «افساد فی الارض» در ایران، ذیل ماده 286 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که شامل اقدامات ضد امنیّتی داخلی و خارجی، فعالیت های بیوتروریسم، مفاسد مخل نظام اقتصادی کشور و سایر جرایم گسترده می شود؛ گویای اعمال راهبردهای سیاست کیفری امنیّت مدار در چند دهه اخیر است. مقاله حاضر، با تبیین پیشینه مکاتب و سیر تطور نظامات با روش توصیفی تحلیلی، نتیجه گیری نموده که الگوهای مواجه با مصادیق ناامنی سازمان یافته تحت راهبردهای سیاست کیفری امنیّت مدار نیازمند باز تعریف است و از اهم آن می-توان به توسیع جرم انگاری، اطلاق گرایی، جامع نگری، کلی نویسی و تسری مسؤولیت کیفری به معاونین و مطلعین در موضوعات امنیّتی اشاره کرد. برای نهادینه سازی راهبردهای مزبور، پیشنهادهایی از جمله تصویب قانون جامع امنیت ملی، تفکیک دادرسی جرایم عمومی و امنیتی، گفتمان سازی از طریق تولید محتوای علمی، ایجاد رویه های تفنینی و قضایی در رسیدگی پرونده های امنیّتی، آموزش و آگاهی بخشی تخصصی نسبت به ضابطان خاص امنیّتی قابل احصاء می باشد.
ملاحظه ای بر مفهوم امپریالیسم در اندیشه و عمل رهبران انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
121 - 144
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها در روند مبارزه، پیروزی و تثبیت خود با دشمنانی در داخل و بیرون از مرزهای جامعه انقلابی روبرو هستند. مهمترین بخش از کنشهای انقلابیون در چگونگی و نحوه مواجهه با این دشمنان به کار گرفته شده است. در یک روند دو سویه این روند نه تنها بر کنش انقلابیون تاثیرگذار است بلکه به چالش های اندیشه ای در نحوه و کیفیت این مواجهه در بین انقلابیون را موجب می گردد. بر این اساس نحوه کنش انقلابیون در یک روند تاثیر و تاثر از شرایط بیرونی و بین المللی انقلاب و با محوریت دشمنان داخلی وبیرونی شکل بندی نهایی پیدا می کند. مواجهه با امپریالیسم و جایگاه آن در جهان بینی انقلاب اکتبر و ردیابی آن در اندیشه و عمل رهبران انقلاب اکتبرروسیه به عنوان مفهومی مشخص الزامات و ضرورت های مشخصی از کنش های سیاسی را به وجود آورده است. مساله اصلی در این پژوهش بررسی انقلاب اکتبر با تاثیرپذیری از جایگاه مفهوم امپریالیسم ردیابی آن در تحولات و چالش های ده ساله نخستین انقلاب اکتبر درقالب یک بررسی مقایسه ای و تطبیقی و در بستر تحولات مهمی چون جنگ و منازعات جانشینی می باشد. نگارنده بر این باور است انقلاب اکتبر روسیه در مواجهه با مفهوم امپریالیسم در یک تضاد رفتاری از تقابل ایدئولوژیک تا تعامل رفتاری مورد شناسایی قرار می گیرند. در انقلاب اکتبر کنش انقلابی ابتدا در یک رویکرد تقابل جویانه و با گذشت زمان چرخش به سمت رویکرد و انگاره تعاملی قابل ردیابی می باشند. مولفه های مهمی در این روند تاثیرگذار هستند، اما مهمترین عامل، مقتضیات و ضرورتهای فوری در بقای انقلاب و اتخاذ رویکردهای استراتژی محور و به حاشیه رفتن رویکرد تقابل جویانه در اندیشه و عمل رهبران انقلاب بعد از لنین می باشد. این روند در یک کنش تقابلی و تعاملی در انقلاب روسیه مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از روش گردآوری داده ها موسوم به کتابخانه ای استفاده شده است.
بازسازی مفهوم تهدید امنیتی بر اساس آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مکاتب مختلف امنیتی، تهدیدات بر اساس بنیان های معرفتی خاص هر مکتب، تعریف و صورت بندی شده اند. این ساختاردهی مفهومی، امکان تحلیل عمیق تر و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مقابله با تهدید امنیتی می دهد. هدف اصلی این پژوهش بازسازی مفهوم تهدید امنیتی بر اساس آموزه های اسلامی است. پرسش این است که چگونه می توان با استفاده از آموزه های اسلامی، ادبیات تهدیدات امنیتی را بازسازی کرده و یک ساختار نوین و جامع برای تحلیل و مدیریت تهدیدات امنیتی ارائه داد؟ یافته های پژوهش بر اساس روش تحلیل مضامین، بیانگر شناسایی ۱۳۰ شاخص در قالب ۱۰ مؤلفه: ماهیت تهدید، انواع تهدید، سطوح تهدید، عوامل و منابع تهدید، بازیگران تهدید، آماج تهدید، محیط تهدید، ابزارهای تهدید، شیوه های اعمال تهدید و کنترل و مهار تهدید است. درنهایت، این ده مؤلفه به سه بعد چیستی، چرایی و چگونگی دلالت دارند. نتایج پژوهش حاکی است که ادبیات تهدید در آموزه های اسلامی، با تکیه بر ابعاد چیستی، چرایی و چگونگی، چارچوبی جامع و متمایز از مکاتب امنیتی غرب ارائه می دهد. این تمایز ریشه در تفاوت های بنیادین در هستی شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی اسلامی دارد که درک عمیق تر و کاربردی تری از تهدیدات را ممکن می سازد.
روایت «حکومت» در اندیشه سیاسی محقق سبزواری و محقق کرکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
218 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم نگاه محقق سبزواری و محقق کرکی در باب «حکومت» با بهره گیری از الگوی نظری «غایت–مشروعیت» و با استفاده از «روش تفسیری» است. در بخش غایت حکومت؛ محقق سبزواری «خیرات عامه» با تأکید بر عدالت و محقق کرکی «اعتلا و گسترش شیعه» را به عنوان غایت حکومت طرح می کنند. در بخش کیستی حاکم؛ محقق سبزواری از باب «رعایت قوانین مَعدِلت» و محقق کرکی از باب «فواید عملی برای گسترش» شیعه حکم به مشروعیت عملکردی حکام صفوی می دهند. در حوزه محدودیت اعمال قدرت: محقق سبزواری بر «تدبیر و قانون، نهاد وزارت، تفکیک قوا، شایسته سالاری و داشتن مأموران مخفی» تأکید دارد و محقق کرکی با پذیرش مسئولیت و اذعان حکام صفوی به منصوب بودن از طرف ایشان، مانع مهمی برای جلوگیری از ظلم به رعیت و سوءاستفاده از دین برای سلطه بر مردم بوده است. در حوزه حق اعتراض بر ضد حاکمیت: محقق سبزواری و محقق کرکی با متوقف کردن امربه معروف و نهی ازمنکر به اجازه شاهان صفوی یا به دلیل احتمال ضرر و منع مردم از هرگونه اقدام عملی، از باب «کنشگری منفی» از مردم می خواستند در قتل و جور حکام با آنان همکاری نکنند.
تبیین ژئوپلیتیکی روابط روسیه در منطقه غرب آسیا با تاکید بر ایران و اسرائیل (1991- 2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
235-268
حوزههای تخصصی:
روسیه به عنوان یکی از بازیگران مهم جهانی در دوران حیات خود نقش های تهاجمی و تدافعی با توجه به تحولات در محیط منطقه ای همانند غرب آسیا و قدرت خود تجربه کرده است و پس از فروپاشی شوروی به طور جدی از سال ۲۰۰۰ شاهد سیاست منطقه گرایی روسیه بوده ایم. چراکه برقراری رابطه با غرب آسیا از طرفی به جهت بهبود ضعف های داخلی پس از فروپاشی شوروی و از جهتی دیگر به سبب افزایش و تقویت نفوذ روسیه در منطقه غرب آسیا بسیارحائز اهمیت بوده است. در منطقه غرب آسیا ایران و اسرائیل دو کشور مهم درجهت دستیابی روسیه به اهدافش هستند. از آنجایی که این دو کشور باهم درگیر تنازع می باشند، الگوی رفتاری روسیه با این دو بازیگر دارای اهمیت است. از این رو پرسش اصلی مقاله این است که روسیه چه نوع رویکرد ژئوپلیتیکی را در قبال ایران و اسرائیل باتوجه به فرصت ها و چالش هایی که برایش وجود دارد اتخاذ نموده است؟ برای پاسخ به این پرسش فرضیه ما این است که روسیه برای رسیدن به قدرت بزرگ بودن خود، در این منطقه و تحکیم آن با ادامه همکاری اش با هر دو کشور الگوی ژئوپلیتیکی موازنه سازی را اتخاذ نموده است. این پژوهش براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است. ین پژوهش براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در
تبیین مفهوم فراملی گرایی در روابط بین الملل از منظر نظریات همگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
357-394
حوزههای تخصصی:
با توسعه حاکمیت های ملی و ایدئولوژی های ملی گرایانه پس از عهدنامه های وستافالیا، شاهد میهن پرستی های افراطی، بیگانه ستیزی، برخوردها و منازعات بین ملت ها بودیم که اوج آن در وقوع دو جنگ جهانی اول و دوم بود. پس از آن نظریه پردازان مختلفی به دنبال کاهش اختلافات بین ملت ها و نزدیک ساختن آن ها به یکدیگر و دستیابی به راه حل هایی به منظور ایجاد همکاری ها و همگرایی بین واحدهای ملی پرداختند. در این بین نظریه پردازان همگرایی با طیف وسیعی از نظریه پردازی، نظریه های مختلفی را در زمینه وحدت و همگرایی سیاسی بین ملت ها ارائه کردند و به نوعی به سمت جامعه جدید و بزرگ تر فراملی حرکت کردند که نمونه بارز آن اتحادیه اروپاست. با این حال، عناصر اصلی این جامعه بزرگ تر و فرایند آن به وضوح در نظریات آنان بیان نشده است. از این رو محققان به دنبال پاسخ به این سؤال هستند که فراملی گرایی از منظر نظریات همگرایی دارای چه مفهوم، عناصر و روندی است. برای پاسخ به این سؤال، روش تحقیق تبیین گری انتخاب شده است. در این روش تحقیق، پس از تعیین پرسش دقیق، جمع آوری داده ها به روش اسنادی و کتابخانه ای از بین نظریات 28 نظریه پرداز همگرایی در طیف نظریات همگرایی، فدرالیسم، کنفدرالیسم، منطقه گرایی، نومنطقه گرایی، کارکردگرایی، نوکارکردگرایی و پساکارکردگرایی صورت پذیرفته است. در ادامه به روش تحلیل محتوا و تحلیل مضمون، استخراج مؤلفه ها صورت گرفته و سپس به نظام مند کردن و ترکیب آن ها پرداخته شده است. در نگارش نهایی پاسخ به سؤال اصلی تهیه شده است. در این تحقیق مشخص شده که فراملی گرایی از منظر نظریه پردازان همگرایی دارای نُه عنصر است: شناخت، نظام ارزشی، اهداف، اراده سیاسی، تعاملات، حاکمیت فراملی، جامعه فراملی، کارامدی و وفاداری. این ها در روندی چرخشی به صورت تدریجی، گام به گام، فزاینده و خودتقویت کننده ادامه خواهد داشت.
کالبد شکافی تاثیرات چالش های امنیتی کشور آذربایجان بر روابط اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
233 - 254
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن محیط تهدید را برای درک پویایی سیستم دولت ها متنوع تر و پیچیده تر کرده است. جهانی شدن اقتصادها تأثیر بسزایی بر امنیت اقتصادی کشورهای سراسر جهان داشته است. امنیت اقتصادی به توانایی یک کشور برای تامین نیازهای اساسی و رفاه شهروندانش اشاره دارد. .سوال و هدف محوری این پژوهش نگرش امنیتی آذربایجان بر امنیت اقتصادی ایران بخصوص در سال های 2018 تا 2023 چه تاثیراتی داشته است. روش استفاده شده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. با توجه به بحران های داخلی ایران، افزایش فشار بین المللی و انزوا، و تغییر چشم انداز ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، پیچیدگی بیشتری به روابط پر تنش بین جمهوری آذربایجان و ایران بخشیده است. اگرچه اخیرا تنش زدایی جزئی در روابط باکو-تهران رخ داده است، اما هنوز یک مشارکت آرام درون منطقه ای مبتنی بر اعتماد متقابل حاصل نشده است. به این ترتیب، عواملی مانند مشارکت های اقتصادی و تجاری می توانند عوامل تغییر دهنده بازی برای برقراری مجدد گفتگوهای منطقه ای و احیای مشارکت عمل گرایانه باشند. با توجه به عناصر تاثیرگذار بر سیاست امنیتی کشور آذربایجان می توان گفت که سیاست های امنیتی جمهوری آذربایجان در سطوح مختلف خرد و کلان بر امنیت اقتصادی ایران تاثیرگذار است. در این راستا می توان به موضوعاتی همچون کاهش روابط اقتصادی، امنیتی شدن منطقه و کاهش سرمایه گذاری، تاثیر بر روابط اقتصادی ایران با سایر کشورهای منطقه همچون ترکیه، فقدان توسعه مناطق مرزی اشاره کرد.