حضرت سلیمان× از خدای متعال درخواست حکومتی بی مانند نمود؛ چنانچه در آیه 35 سوره ص آمده است: «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لی وَ هَبْ لی مُلْکاً لا یَنْبَغی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی». خدای متعال حکومت بی نظیری را به ایشان عطا فرمود. سؤالی که در اینجا پیش می آید، ناظر به انگیزه حضرت سلیمان× یا بخل ورزیدن آن حضرت است که چرا از خدا خواسته که ملکی را به ایشان عطا کند که پس از وی کسی سزاوار آن نباشد. بیشتر مفسران قائلند که حضرت سلیمان× درخواست معجزه نموده است؛ زیرا هر یک از انبیا، باید برای اثبات نبوّت خویش دلیلی به عنوان معجزه، داشته باشند که در طول تاریخ تکرار نشود، از این رو به تناسب اوضاع جامعه آن روز، خدای متعال حکومت بی مانند را به عنوان معجزه حضرت سلیمان× انتخاب فرمود.
به موجب اصل (113) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور، «مسؤول اجرای قانون اساسی» شناخته شده است، با توجه به اینکه یکی از شؤون این مقام «ریاست قوة مجریه» است، محدودة این مسؤولیت را نمی توان ناظر بر «قوای سه گانه»، قلمداد نمود؛ چرا که این موضوع، عملاً زمینة نقض «اصل استقلال قوا» را فراهم می آورد. همچنین با توجه به زمینه های سلب صلاحیت «تنظیم روابط قوای سه گانه» از رئیس جمهور در جریان بازنگری قانون اساسی در سال 68 و ارتباط این صلاحیت با بحث «نظارت بر اجرای قانون اساسی» نیز نمی توان گفت که «بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری» صلاحیت این امر را دارد، بلکه این مهم، صرفاً در صلاحیت «بالاترین مقام رسمی کشور» بوده و با توجه به آنکه از «ابزارهای اصلی» اعمال صلاحیتِ «حل اختلاف و تنظیم روابط قوا» توسط مقام رهبری، (مصرح در بند (7) اصل (110) قانون اساسی)، امکان «نظارت بر اجرای قانون اساسی» است. لذا هرگونه برداشتی غیر از برداشت فوق، مغایر با این اصل نیز قلمداد خواهد شد. بنابراین، طبق اصل (113) و (121) قانون اساسی، رئیس جمهور، مسؤول پاسداری از جنبه های اجرایی قانون اساسی، صرفاً در آن قسمت از قوة مجریه که تحت ریاست مستقیم وی است، می باشد.