ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۳۴۱.

مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۴۷
مقدمه: عشق، بخشی جدایی ناپذیر تجربه انسانی است. ظرافت ها و پیچیدگی های عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتاب های خودیاری و پژوهش های دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفته اند. حضور یا فقدان عشق می تواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا می کند، اطلاعات چندانی راجع به برداشت های فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربه رابطه رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های باز و نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از کدگداری داده ها، یافته ها در پنج مقوله اصلی (میل به تجربه های نو، جذابیت جسمی و روانی، دم غنیمت شماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقوله فرعی به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیده عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.  
۳۴۲.

پیامدهای روانشناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن (روش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا به تغییراتی در سراسر جهان و به خصوص در نظام تعلیم و تربیت منجر شد که این تغییرات در دوران پساکرونا، کشاکش ها و فرصت های متنوعی را برای نظام تعلیم و تربیت ایجاد کرد. بنابراین این پژوهش با هدف پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی_ کیفی) بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان، معلمان، و والدین پایه ششم دبستان های استان اردبیل در سال تحصیلی1403-1402 بودند که در دو مرحله نمونه گیری انجام شد؛ در مرحله یکم 45 نفر از جامعه آماری مذکور (هر گروه 15 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و داده های کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در مرحله دوم 90 دانش آموز از سه منطقه (نمین، خلخال، و پارس آباد) با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه کمّی انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و آزمون تشخیص مشکلات رفتاری کودکان ایرانی (معتمدین و همکاران، 1400) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه به روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MAXQDA- 20 و داده های کمّی با استفاده از تحلیل واریانس دوعاملی و آزمون خی دو با نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: در بخش کیفی نتایج نشان داد شش مضمون اصلی تحت عناوین آموزش و درمان، محیط اجتماعی و خانوادگی سالم، استفاده از آموزش الکترونیکی، پیشگیری از ویروس کرونا، توانمندسازی والدین و معلمان، و بالابردن کیفیت آموزشی به عنوان راهکارهای مؤثر در جهت کاهش پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا است و در بخش کمّی، یافته ها نشان داد که شدّت مشکلات رفتاری دانش آموزان بعد از همه گیری ویروس کرونا افزایش یافته است. همچنین بین جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا در مشکلات هیجانی_ رفتاری دانش آموزان تعامل وجود ندارد (485/2 χ²= ، 289/0=p) و بین وضعیت تحصیلی (301/6 χ²= ، 178/0=p) و روان شناختی (038/2 χ²= ، 729/0=p) دانش آموزان بعد از ایام کرونا در تعامل با جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس دوعاملی نشان داد اثرات متقابل جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا بر مشکلات هیجانی- رفتاری دانش آموزان پس از ایام کرونا معنادار نبود (688/0= (54, 1)F، 411/0= p، 013/0= η2). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده، ضرورت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و توانمندسازی معلمان را متناسب با نیازهای دانش آموزان در دوران پساکرونا نشان می دهد. همچنین نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک چارچوب نظری و عملی، راهنمای متخصصان تعلیم و تربیت، مشاوران، و درمانگران در ارائه خدمات بهینه به دانش آموزان قرار گیرد.
۳۴۳.

اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، فشار مراقبتی و ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۹۴
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، فشار مراقبتی و ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر بود. روش شناسی: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر، مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران در شهر اراک در ماه های بهمن ماه 1402تا مرداد ماه 1403 تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در گروه آزمایش (تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی) (15 = N) و گروه کنترل (15 = N) گمارده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه افسردگی، پرسشنامه فشار مراقبتی و پرسشنامه ناگویی هیجانی، در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در گروه تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، میانگین نمره فشار مراقبتی و افسردگی همچنین ناگویی هیجانی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طرز معناداری کاهش پیدا کرده است (001/0 < P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در بهبود فشار مراقبتی و افسردگی همچنین ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر موثر باشد.
۳۴۴.

پیش بینی و تبیین اضطراب جدایی و بیش فعالی کودکان ۲ تا ۷ سال بر اساس سبک های دلبستگی (ایمن، نا ایمن دوسوگرا و نا ایمن اجتنابی) والدین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف : تبیین معناداری اضطراب جدایی و بیش فعالی کودکان 2 تا 7 سال بر اساس سبک هایدلبستگی والدین در این مقاله بررسی شده است. روش : جامعه آماری این پژوهش، یک نمونه به حجم ۲۸۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و با فرمول کوکران، از بین کودکان ۲ تا ۷ سال مهد کودک های منطقه ۱ شهر تهران انتخاب شدند. به کمک پرسشنامه های سبک دلبستگی کولینز و رید (۱۹۹۰)، نسخه والدین مقیاس اضطراب جدایی هان و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس درجه بندی اختلال نقص توجه بیشفعالی کانرز (۱۹۹۸)؛ اطلاعات جمع آوری شد و با کمک نرم افزار SPSS و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان، تحلیل و روایی و پایایی آن تایید شده است. یافته ها :ارتباط بین اضطراب جدایی با سبک های دلبستگی به این شرح بود؛ اجتنابی ۴۳۸/۰ ، دوسوگرا ۵۴۲/۰ ، ایمن ۳۸۱/۰- . همچنین ارتباط بیش فعالی با سبک های دلبستگی در سطح خطای ۰۱/۰ به این شرح بود؛ اجتنابی ۲۲۹/۰ ، دوسوگرا ۳۸۳/۰ و ایمن ۳۷۷/۰- .نتیجه گیری : در این پژوهش مشخص شد که سبک دلبستگی ایمن والدین در کاهش هر دو متغیر اضطراب جدایی و بیش فعالی تاثیر چشم گیری دارد. و از آن طرف سبک های اجتنابی و دوسوگرا والدین، در افزایش اضطراب جدایی و بیش فعالی کودک موثر است.
۳۴۵.

بررسی نقش واسطه گری شناخت اجتماعی در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای فردی شناخت اجتماعی در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مدارس شاهد و ایثارگر شهر شیراز در سال تحصیلی 03-1402 تشکیل دادند که از این میان تعداد 278 نفر (124 دختر و 154 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شناخت اجتماعی نجاتی و همکاران، ذهن آگاهی براون و ریان و اشتیاق به مدرسه وانگ و همکاران استفاده شد. برای بررسی روایی مقیاس ها از تحلیل عامل تاییدی و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرانباخ استفاده گردید که نتایج حاکی از مطلوب بودن روایی و پایایی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد، ذهن آگاهی تاثیر معنادار بر شناخت اجتماعی دارد. شناخت اجتماعی نیز دارای تاثیر معنادار بر اشتیاق تحصیلی بود. شناخت اجتماعی همچنین توانست نقش واسطه گری در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی داشته باشد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که ذهن-آگاهی و اشتیاق تحصیلی دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی پیشایندها و پیامدهای اشتیاق تحصیلی می باشند. شناخت اجتماعی همچنین توانست نقش واسطه گری در بین ذهن آگاهی و اشتیاق تحصیلی داشته باشد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که ذهن-آگاهی و اشتیاق تحصیلی دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی پیشایندها و پیامدهای اشتیاق تحصیلی می باشند. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. شناخت اجتماعی، ذهن آگاهی، اشتیاق تحصیلی. ذهن آگاهی اشتیاق
۳۴۶.

کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان: نقش میانجی کنترل گری والدین و دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
زمینه: کودکان به عنوان یکی از گروه های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روانشناختی و اختلالات بالینی قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی و شناختی والدین مانند کمال گرایی با مشکلات سلامت روان در کودکان مرتبط است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کنترل گری و دشواری تنظیم هیجان در والدین در رابطه کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین کودکان مقطع دبستان 7 تا 11 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1402 در مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 شهر تهران ثبت نام کرده بودند و از میان آن ها تعداد 650 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه های کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004)، منبع کنترل والدینی (کمپیز و همکاران، 1986)، دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) و ویراست سوم سیستم سنجش رفتار کودک (رینولد و کمفیس، 2015) بود. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-29 استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل سازی با معادلات ساختاری نشان داد که ارتباط مستقیم بین کمال گرایی با اختلالات بالینی کودکان معنادار نیست. اما مسیر غیرمستقیم از طریق کنترل گری والدین (05/0 (p< و دشواری تنظیم هیجان (05/0 p<) معنادار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که کمال گرایی والدین هنگامی که با عوامل آسیب پذیری مانند دشواری تنظیم هیجان و رفتارهای کنترل گری همراه می شود، می تواند باعث ایجاد اختلالات بالینی در کودکان شود.
۳۴۷.

Modeling rational decision-making based on executive functions with the mediating role of moral judgment in adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۶
The aim of the present study was to examine the role of executive functions in predicting rational decision-making among adolescents, with the mediating role of moral judgment. Rational decision-making, as one of the key functions of cognitive development during adolescence, plays a fundamental role in individual, social, and academic adjustment. Given that adolescence is accompanied by extensive biological, cognitive, and emotional changes, understanding the underlying factors influencing rational decision-making is of particular importance. The present study employed a quantitative, correlational research design using structural equation modeling (SEM). The statistical population consisted of first-grade secondary school students in Yazd during the 2024–2025 academic year, from whom a cluster-random sample was selected. Research instruments included the General Decision-Making Styles Questionnaire (GDMS), the Cognitive Functions Questionnaire (Nejati), and Rest’s Moral Judgment Questionnaire. Data were analyzed using AMOS-24 software. The findings indicated that executive functions directly predicted rational decision-making (β = 0.17, p < 0.05). Moreover, moral judgment played a mediating role in this relationship (β = 0.308, p < 0.002). In other words, adolescents with higher executive functioning also demonstrated better moral judgment, which in turn enhanced the quality of their rational decision-making. The results highlight the importance of integrating cognitive and moral processes and can provide a foundation for designing educational and counseling interventions aimed at improving adolescents’ decision-making skills.
۳۴۸.

University Professors Feedback as an Emotional–Cognitive Catalyst for Learning and Memory: A Qualitative Study of Pre-Service Teachers’ Experiences(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۹
Objective: University Professors feedback is a central component of pre-service teacher education, influencing not only performance but also emotional, cognitive, and relational experiences of learners. Despite extensive research on feedback, little is known about how pre-service teachers experience feedback as an emotional–cognitive phenomenon that affects learning, memory, and professional identity. This research aimed to conceptualize University Professors feedback as an “emotional–cognitive catalyst” and explore its role in shaping learning, memory consolidation, and professional identity formation in pre-service teachers. Method: A qualitative approach grounded in Van Manen’s (2016) interpretive phenomenology was employed. Semi-structured interviews were conducted with pre-service teachers at Farhangian University. Data were analyzed to identify themes related to emotional, cognitive, relational, and memorization aspects of feedback experiences. Results: Analysis revealed that feedback functions as a multidimensional and existential event. Meaning-making and relational feedback facilitated deep learning, long-term memory consolidation, intrinsic motivation, and professional self-image development. Conversely, controlling or harmful feedback led to superficial processing, reduced motivation, and disruption of educational memory. The findings highlight the mediating role of feedback in linking emotion, cognition, and professionalization. Conclusions: Well-structured, emotionally supportive feedback is essential for enhancing learning outcomes and professional identity in teacher education. Attention to both content and relational quality is crucial for feedback to serve as an effective emotional–cognitive catalyst, suggesting practical strategies for teacher training and future research directions
۳۴۹.

بسته آموزشی- روان شناختی مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی، برای کاهش نشانگان اضطراب(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
اضطراب احساسی طبیعی در انسان هاست، که هرکسی در شرایطی از زندگی آن را تجربه می کند. درمانگران متوجه شده اند که نبودن معنا، هویت و هدف در زندگی، زمینه اضطراب ها و مشکلات روانی و رفتاری متعددی را برای انسان فراهم می کنند. به همین جهت، آنها ضمن پرداختن به علائم بالینی و اختلالات رفتاری، به هویت، معنا و هدف زندگی نیز توجه می کنند. این امور، روان درمانی را با دین و معنویت پیوند می زند و تأثیر مسائل دینی و معنوی را بر سلامت روانی، آشکار می سازد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یکی از درمان های رایج است که هدف اصلی آن تقویت انعطاف پذیری روان شناختی است. هدف ما در این پژوهش، کاهش نشانگان اضطراب بر اساس مبانی دینی با استفاده از درمان پذیرش و تعهد است. این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی به منظور جمع آوری، توصیف، دسته بندی و تجزیه وتحلیل مدل مفهومی درمان پذیرش و تعهد از منابع اسلامی و از روش پیمایشی به منظور بررسی روایی مفاهیم استخراج شده از منظر کارشناسان استفاده کرده است. تمامی مفاهیم استخراج شده در این پژوهش بر اساس شاخص روایی محتوا تأیید و دو مفهوم حلم برای مؤلفه پذیرش و توبه برای مؤلفه گسلش شناختی بر اساس ضریب نسبی روایی محتوا، رد شدند که در طرح نمای الگوی نظری اکت بر اساس مفاهیم اسلامی بیان شده اند. بسته آموزشی روان شناختی مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی تلاش دارد با غنی تر کردن درمان، تأثیرگذاری بیشتر و ملاحظات اجتماعی جامعه اسلامی، به کمک درمانگران متعهد مسلمان، قدمی در جهت کاهش نشانگان اضطراب درمان جویان بردارد.
۳۵۰.

ساخت و اعتباریابی پرسش نامه خودشفقتی بر اساس مدل اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش با هدف طراحی، ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه خودشفقتی بر اساس مدل اسلامی انجام شده است. در ابتدا با مراجعه به مدل اسلامی خودشفقتی که قبلاً مؤلفه های آن بر اساس منابع اسلامی استخراج شده بود، دسته بندی مؤلفه ها و زیرمؤلفه های این سازه با اندکی اصلاح، مبنای کار قرار داده شد و پرسش نامه 109گویه ای طراحی شد. برای تعیین روایی محتوایی، از نظرات 10 تن از خبره ها استفاده شد ضریب نسبت روایی محتوایی (CVR) و ضریب روایی محتوایی (CVI) محاسبه شد؛ پس از تأیید روایی محتوایی به منظور بررسی ویژگی های روان سنجی و تحلیل عاملی پرسش نامه، 243 نفر از طلاب و دانشجویان در حال تحصیل در سال تحصیلی 1401 1402 به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و جهت بررسی روایی هم گرا پرسش نامه های خودشفقتی نف و بهزیستی روان شناختی ریف توسط آزمودنی ها تکمیل شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسش نامه خودشفقتی اسلامی دارای 6 عامل بوده که به ترتیب شفقت معنوی، مهار هیجانی، شفقت جسمی، خودآگاهی هدفمندانه، مراقبت گری و خداآگاهی نام گذاری شدند. این 6 مؤلفه در مجموع 523/42 درصد واریانس کل پرسش نامه را برآورد می کنند. ضریب آلفای کرونباخ در دو مرحله آزمایشی و نهایی به ترتیب 938/0 و 904/0 و همبستگی بین دو نیمه پرسش نامه 602/0 به دست آمد.
۳۵۱.

Investigating the mediating role of self-determination in the relationship between parental perceptions and adolescent lifestyle change motivation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
Motivation to change lifestyle during adolescence plays an important role in promoting physical and mental health. The aim of the present study was to investigate the mediating role of self-determination in the relationship between parental perceptions and adolescents' motivation to change their lifestyle. This study is descriptive-correlational and is an applied research type. The statistical population included all students aged 12 to 18 in Ardakan city in the academic year 2022-23, from which 301 were selected using convenience sampling. Data collection tools included questionnaires on demographic information, parental perceptions (Robbins et al., 1994), self-determination (Dessey & Ryan, 1985), and adolescent lifestyle change motivation (Gard, Rivano, & Grahn, 2005). Data were analyzed using descriptive and inferential statistical methods. The results showed that the research conceptual model has a good fit. Mother and father perceptions had a significant effect on self-determination, and self-determination mediated the relationship between parental perceptions and motivation to change lifestyle. However, the direct relationship between father perception and motivation for lifestyle change was not significant. These findings emphasize the decisive role of self-determination as a psychological mechanism in the process of influencing parenting styles on adolescents' intrinsic motivation and indicate the importance of paying attention to the way parents interact in psychoeducational interventions. Conclusion: The findings of this study emphasize the importance of the role of self-determination as a mediating mechanism in the relationship between parental perceptions and the motivation to change lifestyle in adolescents.
۳۵۲.

The Role of Generative Artificial Intelligence in Transforming Learning and Instructional Processes from an Educational Psychology Perspective: A Scoping Review

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۸
Generative artificial intelligence, as one of the emerging technologies of the twenty-first century, holds substantial potential for redefining learning and instructional processes. From an educational psychology perspective, this technology can transform teaching learning practices by influencing cognitive, motivational, and affective dimensions. The purpose of this scoping review is to identify and conceptualize the roles, opportunities, and challenges of generative AI in education through the lens of educational psychology. This study was conducted based on the Arksey and O’Malley framework and in accordance with the PRISMA-ScR guidelines. A systematic search was performed in Web of Science, Scopus, PsycINFO, ERIC, and IEEE Xplore databases for studies published between 2019 and November 2025. Among 1,245 identified articles, after screening and assessing eligibility, 52 studies were selected for thematic analysis. The results indicated that generative AI can enhance learners’ intrinsic motivation and cognitive engagement through personalized learning, cognitive load management, and the fulfillment of basic psychological needs including autonomy, competence, and relatedness. However, challenges such as cognitive dependency, ethical concerns regarding academic integrity, privacy issues, and algorithmic bias were also identified. The successful integration of generative AI in education requires instructional design grounded in the principles of educational psychology, the formulation of transparent ethical frameworks, the enhancement of AI literacy, and the responsible-use training of teachers and learners. By identifying existing gaps, this scoping review proposes directions for future research on the psychological and educational impacts of generative AI.
۳۵۳.

اثربخشی درمان هیجان مدار بر جهت گیری منفی به مشکل و الگوهای پردازش هیجان در زنان سرپرست خانوار با نشانه های بدنی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف:  در نشانه های بدنی، علائم فیزیکی متمرکز مداوم، بسیار شایع و پرهزینه هستند و بار سنگینی را بر فرد و جامعه تحمیل می کنند و بیش از یک سوم بیماران مراقبت های اولیه چنین علائمی را دارند. ازآنجاکه مشاهدات بالینی این نشانه ها را با جهت گیری منفی به مشکل و الگوهای پردازش هیجان در ارتباط دانسته اند، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر جهت گیری منفی به مشکل، الگوهای پردازش هیجان در زنان سرپرست خانوار با نشانه های بدنی شهر اصفهان بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و روش نمونه گیری هدفمند بود. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه های نشانه های بدنی، جهت گیری منفی به مشکل و پردازش هیجانی بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از طریق SPSS23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار موجب کاهش جهت گیری منفی به مشکل (61/0) و کاهش الگوهای پردازش هیجان (77/0) و مؤلفه های آن (سرکوبی (30/0)، تجربه هیجانی ناخوشایند (62/0)، نشانه های هیجان پردازش نشده (35/0)، اجتناب (16/0) و کنترل هیجانی (12/0)) در گروه آزمایش شده و این تغییرات از نظر آماری معنادار هستند (۰5/۰> P )؛ لذا می توان از این روش به عنوان یک روش مداخله ای و درمانی برای کاهش جهت گیری منفی به مشکل، سطح پردازش منفی الگوهای پردازش هیجان و مؤلفه های آن در زنان با نشانه های بدنی استفاده کرد.
۳۵۴.

مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۷
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دچار ترومای هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دارای سابقه ترومای هیجانی، مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 6 شهر اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش تعداد 53 کودک با علائم ترومای هیجانی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند (18 کودک در گروه آزمایش اول، 18 کودک در گروه آزمایش دوم و 17 کودک در گروه کنترل). سپس والدین کودکان حاضر در گروه های آزمایش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد (باتلر، ۲۰۱۵) و فرزندپروری ذهن آگاهانه (بوگلز و رستیفو، 2014) را طی هشت هفته (8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یک جلسه) دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس ابرازگری هیجانی کودکان (EESC؛ پنزا- کلیو و زیمن، 2002) و پرسشنامه همدلی عاطفی (EEQ؛ جولیف و فارینگتون، 2006) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی (0/001>p) و همدلی عاطفی (0/001>p) کودکان دچار ترومای هیجانی تأثیر معنادار دارد. علاوه بر این نتایج آزمون تعقیبی بون فرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی تفاوت معناداری وجود ندارد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر تفاوت معناداری بین میزان اثربخشی دو روش وجود نداشت. بر این اساس هر دو روش به یک اندازه مؤثر بوده اند و درمانگران می توانند بر اساس ترجیح، مهارت، یا شرایط خاص هر خانواده، از یکی از آن ها یا هر دو استفاده کنند.
۳۵۵.

مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۵
با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره دانشجویان، نگرانی ها درباره پیامدهای احتمالی استفاده افراطی از این شبکه ها افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 11383 نفر در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. نمونه ای به تعداد 250 نفر از بین این جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به اینستاگرام کرکابرون و گریفیث (2018)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوبی باند (1995)، مقیاس چندبعدی حالت بی حوصلگی فالمن و همکاران (2013) و پرسشنامه ترس از دست دادن پرزیبلسکی و همکاران (2013) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها حاکی از برازش مطلوب داده ها با مدل بود (،x 2 /df=1/98 ،CFI=0/94 ،GFI=0/92 AGFI=0/91 ،TLI=0/95 ،IFI=0/95 ،NFI=0/96 ،RMSEA=0/06). نتایج نشان داد پریشانی روان شناختی (افسردگی، اضطراب، استرس)، بی حوصلگی و ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). همچنین، پریشانی روان شناختی بر بی حوصلگی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). و همچنین ترس از دست دادن و بی حوصلگی نقش میانجی در رابطه بین پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام داشتند (0/05>p). از منظر کاربردی، طراحی برنامه های کاهش بی حوصلگی و ترس از دست دادن همراه با مداخلات کاهش پریشانی روان شناختی می تواند به طور معناداری آسیب پذیری دانشجویان در برابر اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کاهش دهد..
۳۵۶.

مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی برازش مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج بود. این پژوهش جزو پژوهش های توصیفی، از نوع همبستگی و از لحاظ شیوه اجرا بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. برای این منظور، بر اساس پیش فرض های آماری در نرم افزار G- Power، 343 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های پایستگی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، انگیزه پیشرفت و سرزندگی تحصیلی به صورت حضوری و آنلاین توزیع شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss-26 و Amos-26 استفاده شد. نتایج نشان داد مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوب بود. اثر مستقیم انگیزه پیشرفت (001/0>p و 337/0=β)، اشتیاق تحصیلی (01/0>p و 331/0=β) و سرزندگی تحصیلی (05/0>p و 246/0=β) بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم اشتیاق تحصیلی (05/0>p و 159/0=β) بر پایستگی تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم انگیزه پیشرفت (05/0>p و 070/0=β) بر پایستگی تحصیلی با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت تقویت و بهبود اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت زمینه را برای افزایش سرزندگی تحصیلی ایجاد می کند و مجموعه اینها به بهبود پایستگی تحصیلی دانش آموزان کمک خواهد کرد.    
۳۵۷.

The Relationship Between Self-Compassion and Self-Efficacy with the Mediating Role of Metacognition in Middle-Aged Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
Middle-aged single women, as a growing demographic group, face unique psychological and social challenges. Identifying factors that influence psychological well-being and effectiveness in this population is therefore essential. The aim of the present study was to examine the relationship between self-compassion and self-efficacy, with metacognition as a mediating variable, in single women aged 40 to 65 years. This study employed a descriptive–correlational design within the framework of developmental research. Data were collected in 2025 from 225 middle-aged single women residing in Tehran using convenience sampling. The instruments included the Self-Compassion Scale, the General Self-Efficacy Scale, and the Metacognitions Questionnaire. Data analysis was conducted using structural equation modeling with SPSS version 26 and LISREL version 8. After confirming the measurement model, structural modeling was used to examine the direct and indirect relationships among the variables. The findings indicated that self-compassion was positively and significantly related to both metacognition and self-efficacy. In addition, metacognition significantly predicted self-efficacy, and its mediating role in the relationship between self-compassion and self-efficacy was confirmed ( p < 0.01). Self-compassion may contribute to enhanced resilience and a greater sense of competence—and, consequently, higher self-efficacy—by improving mindfulness as a component of metacognition. The results underscore the importance of cognitive and personality factors, particularly metacognition and self-compassion, in the design of psychological interventions to enhance self-efficacy among middle-aged single women.
۳۵۸.

پیشایندها و پسایندهای سرزندگی تحصیلی: مرور یک دهه پژوهش در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه: افزایش کمی و کیفی آموزش و رشد استعدادهای دانش آموزان، از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش کشورها؛ وکمک به رفع مشکلات تحصیلی آنها همواره مورد تاکید متولیان آموزش و پرورش بوده است. یکی از عواملی که به دانش آموزان در روبه رو شدن با مسائل و چالش ها کمک می کند، پایستگی تحصیلی است. هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور مطالعات داخلی انجام شده در مورد پایستگی تحصیلی است. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع مقالات مروری نظام مند می باشد. جست وجو با استفاده از کلید واژه های پایستگی تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، شادابی تحصیلی، ممارست تحصیلی و پایستگی آموزشی در پایگاه های اطلاعات علمی داخلی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(سید)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگ ایران) و پرتال جامع علوم انسانی) در طی سال های 1393 تا 1403 انجام شد. با توجه به جست وجوی انجام شده در پایگاه های اطلاعات علمی، 53 پژوهش یافت شد که پس از حذف موارد نامرتبط و تکراری، 26 مقاله انجام شده در پیرامون پایستگی تحصیلی بررسی شد. یافته ها: مرور پژوهش های انجام شده نشان داد، ارتباط 43 متغیر با پایستگی تحصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته بود که این متغیرها در چهار مقوله عوامل فردی (20 متغیر)، عوامل تحصیلی (19 متغیر)، عوامل خانوادگی (2 متغیر) و عوامل مربوط به مدرسه (3 متغیر) دسته بندی شدند. نتیجه گیری: مرور پژوهش های انجام شده حاکی از این است که پایستگی تحصیلی، یکی از تاثیرگذارترین متغیرها در جریان مواجهه و رویارویی دانش آموزان با چالش های تحصیلی است که می تواند پیش بینی کننده متغیرهای متعددی در زمینه آموزش و پرورش باشد همچنین خود، تحت تاثیر بسیاری از عوامل فردی و محیطی قرار دارد.
۳۵۹.

فرایند روانشناختی بروز بی وفایی عاطفی در زنان میانسال؛ یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
  مقدمه: بی وفایی عاطفی یکی از مسائل پیچیده در روابط زناشویی است که سلامت روان و رضایت زوجین را تحت تأثیر قرار می دهد. این پدیده در زنان میانسال به دلیل تغییرات روان شناختی و اجتماعی میان سالی اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرایندهای روان شناختی بی وفایی عاطفی و ارائه یک مدل نظری مبتنی بر داده های واقعی انجام شد. روش: داده ها در سال ۱۴۰۳ و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج زن میانسال (۳۵ تا ۵۵ ساله) که طی سه سال اخیر تجربه بی وفایی عاطفی افشا شده داشتند، جمع آوری شد. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و داده ها در دو کلینیک روان شناسی معتبر در تهران گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و در نهایت یک مدل پارادایمی متمرکز بر فرایند روان شناختی مرکزی بی وفایی عاطفی استخراج شد. یافته ها: نتایج نشان داد، کاهش صمیمیت عاطفی، احساس تنهایی، نارضایتی زناشویی و جستجوی حمایت عاطفی از مهم ترین عوامل زمینه ساز بی وفایی هستند. پس از ورود به این روابط، پنهان کاری، توجیه رفتار و اضطراب ناشی از افشای رابطه، به عنوان راهبردهای کلیدی برای مدیریت تعارضات به کار گرفته می شوند. افشای بی وفایی پیامدهایی همچون احساس گناه، کاهش عزت نفس، شرم اجتماعی و فروپاشی زندگی زناشویی دارد. نتیجه گیری: یافته ها می توانند به درک بهتر علل، فرایندها و پیامدهای بی وفایی عاطفی کمک کنند و برای مشاوران و روان شناسان کاربردی باشند. پیشنهاد می شود با آموزش مهارت های ارتباطی و هیجانی، گسترش مشاوره های تخصصی و تقویت حمایت های اجتماعی، زمینه کاهش بی وفایی عاطفی در دوران میانسالی فراهم شود.
۳۶۰.

واکاوی فرزند پروری چند فرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی: مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه: خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعى و یکى از واحدهاى مهم و تعیین کننده سرنوشت افراد هر جامعه است. والدین براى مراقبت مؤثّر از کودکان نیازمند دانش خاص، نگرش ها و مهارت های فردى هستند که از طریق آموزش فرزندپرورى حاصل می شود. فرهنگ به عنوان مجموعه منحصربه فرد باورها و رفتارهای متعلق به یک گروه قومی، نحوه مراقبت والدین از فرزندان را شکل می دهد. مقالات نظام مند در زمینه شناسایی مؤلفه های فرزندپروری با رویکرد کیفی از منظر والدین کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در اقوام ایرانی ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی بر اساس نظریه داده بنیاد بود. روش: پژهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی بود که بر اساس نظریه داده بنیاد و به روش (1990)Strauss & Corbin  انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های اقوام ایرانی بود. نمونه پژوهش، 28 والد از چهار قوم ایرانی (لر، کرد، ترک، گیلک؛ از هر قوم 7 نفر) را در بر می گرفت، که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران طراحی شده بود، استفاده شد. هر مصاحبه بین 60 تا90 دقیقه به طول انجامید. در مرحله تحلیل داده ها از نرم افزار Atlas.ti نسخه 9 بهره گرفته شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری به شناسایی چهار طبقه شامل علل والدمحور، علل فرزندمحور، زمینه های والدمحور و زمینه های فرزندمحور، در قالب 20 مقوله و 247 مفهوم منجر شد. برای اعتبارسنجی یافته ها و اطمینان از باورپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری سؤالات مصاحبه و پاسخ مشارکت کنندگان از تکنیک های مانند کنترل اعضاء، کسب اطلاعات موازی و خودبازبینی پژوهشگران استفاده شد. نتیجه گیری: فرزندپروری مؤثر در عصر حاضر مستلزم آگاهی از شرایط علّی و زمینه ای تسهیل کننده بر آن است. این یافته ها کاربردهای نظری، جهت تدوین و اعتباریابی بسته فرزندپروری متناسب با نتایج پژوهش حاضر و کاربردی عملی، جهت ارائه راهبردهای مشاوره ای به منظور ارتقاء مهارت های والدینی در دنیای امروز دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان