فاطمه رحمتی توسه کله

فاطمه رحمتی توسه کله

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۱
با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره دانشجویان، نگرانی ها درباره پیامدهای احتمالی استفاده افراطی از این شبکه ها افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 11383 نفر در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. نمونه ای به تعداد 250 نفر از بین این جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به اینستاگرام کرکابرون و گریفیث (2018)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوبی باند (1995)، مقیاس چندبعدی حالت بی حوصلگی فالمن و همکاران (2013) و پرسشنامه ترس از دست دادن پرزیبلسکی و همکاران (2013) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها حاکی از برازش مطلوب داده ها با مدل بود (،x 2 /df=1/98 ،CFI=0/94 ،GFI=0/92 AGFI=0/91 ،TLI=0/95 ،IFI=0/95 ،NFI=0/96 ،RMSEA=0/06). نتایج نشان داد پریشانی روان شناختی (افسردگی، اضطراب، استرس)، بی حوصلگی و ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). همچنین، پریشانی روان شناختی بر بی حوصلگی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). و همچنین ترس از دست دادن و بی حوصلگی نقش میانجی در رابطه بین پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام داشتند (0/05>p). از منظر کاربردی، طراحی برنامه های کاهش بی حوصلگی و ترس از دست دادن همراه با مداخلات کاهش پریشانی روان شناختی می تواند به طور معناداری آسیب پذیری دانشجویان در برابر اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کاهش دهد..
۲.

اثربخشی گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر احساس خودکارآمدی و سبک های حل مسئله نوجوانان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه: قربانیان قلدری ضعف در خودکارآمدی و سبک های حل مسئله را نشان می هند. این درحالی است که گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور می تواند در بهبود این متغیرها اثربخش باشد؛ بنابراین هدف این پژوهش ارزیابی اثربخشی گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر خودکارآمدی و سبک های حل مسئله نوجوانان قربانی قلدری بود. روش: روش مطالعه حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه اول  پسر ناحیه یک شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1404 بودند که از میان آنها پس از طی دو مرحله به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش 7 جلسه 90 دقیقه ای گروه درمانی راه حل محور کوتاه مدت را دریافت کرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس قلدری ایلی نویز اسپالگه و هولت (2001)، پرسشنامه قلدری/ قربانی الویس (1996)، پرسشنامه خودکارآمدی موریس (2001) و پرسشنامه سبک های حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد، گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر همه مؤلفه های خودکارآمدی (به استثنا خودکارآمدی اجتماعی) و بر همه مؤلفه های حل مسئله (به استثنا سبک خلاق) تأثیر معنی داری داشت (01/0 > p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها،گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور با ایجاد یک فضای گروهی مثبت، زمینه را برای افزایش مهارت های حل مسئله و بهبود احساس خودکارآمدی فراهم نمود که درنتیجه افزایش توانایی مقابله با پدیده قلدری را در نوجوانان قربانی قلدری به همراه داشت.
۳.

اثربخشی درمان ذهنی سازی بر دشواری در تنظیم هیجان و خودمهارگری در نوجوانان با پرخاشگری بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۲۳۲
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان ذهنی سازی بر دشواری در تنظیم هیجان و خودمهارگری در نوجوانان با پرخاشگری بالا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر سنین 12 تا 18 سال مراجعه کننده به مرکز مشاوره تکامل شهر رشت در نیمه اول سال 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر براساس معیارهای ورود انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15) و کنترل (15) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان ذهنی سازی را طی 20 جلسه آموزشی 75 دقیقه ای به صورت هفته ای یک جلسه دریافت کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ،1992)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر (DERS، 2004) و مقیاس خودمهارگری تانجنی و همکاران (SCQ، 2004) بود. تحلیل نتایج با استفاده از روش واریانس اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد اثربخشی درمان ذهنی سازی بر متغیرهای دشواری در تنظیم هیجان و خودمهارگری معنادار است (05/0>p). و این تأثیر در مرحله پیگیری ماندگار بود (05/0>p). بنابراین نتیجه گیری می شود مداخله درمان ذهنی سازی می تواند بر کاهش دشواری در تنظیم هیجان و افزایش خودمهارگری نوجوانان دارای پرخاشگری بالا مؤثر باشد.
۴.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و قلدری سایبری با نقش میانجی صفات سه گانه تاریک در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۲
زمینه و هدف: قلدری سایبری از آسیب پذیرترین نوع قلدری در نوجوانان است که ممکن است ناشی از تجارب آسیب زای کودکی و صفات سه گانه تاریک شخصیت آنان باشد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و قلدری سایبری با نقش میانجی صفات سه گانه تاریک در نوجوانان انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع مطالعات همبستگی با الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه یکم و دوم ناحیه یک شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه اولیه 480 نفر و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند که بعد از حذف نمونه های مخدوش، تعداد 380 نمونه به عنوان نمونه نهایی در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تجربه قلدری – قربانی سایبری (آنتیادو و همکاران، 2016)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 1994) و مقیاس شخصیت تاریک (جانسون و وبستر ، 2010) بودند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS22 و Amos24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دهنده برازش مطلوب مدل پیشنهادی بوده است. یافته ها نشان داد تجارب آسیب زای دوران کودکی بر قلدری سایبری (583/0= β) و صفات سه گانه تاریک (714/0= β) و صفات سه گانه تاریک بر قلدری سایبری (318/0= β) اثر مستقیم دارد (05/0>P). همچنین نقش میانجی صفات سه گانه تاریک بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و قلدری سایبری (227/0=β) معنادار شد (05/0>P). نتیجه گیری: به طورکلی می توان نتیجه گرفت افراد آسیب دیده در دوران کودکی مستعد قلدری سایبری در فضای مجازی هستند که صفات سه گانه تاریک شخصیت نیز نقش معناداری در پیش بینی قلدری سایبری در نوجوانان دارد.
۵.

پیش بینی رفتارهای پرخطر بر اساس روابط والد- فرزند با میانجی گری ذهن آگاهی در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۴۵۱
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین کیفیت روابط والد-فرزند و رفتارهای پرخطر در نوجوانان پسر انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نوجوانان پسر دوره اول و دوم متوسطه مدارس دولتی رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که تعداد 215 نفر، به شیوه نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایران (IARS) علی زاده محمدی و احمدآبادی (1387)، مقیاس ارزیابی رابطه والد– فرزند (PCRS) مارک و همکاران (1983)، و فرم کوتاه پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF) والش و همکاران (2006) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم کیفیت ارتباط با پدر و مادر بر رفتارهای پرخطر و ذهن آگاهی معنادار بود؛ نتایج دیگری نشان داد که اثر مستقیم ذهن آگاهی بر رفتارهای پرخطر معنادار بود (05/0>P). همچنین مشخص شد نقش میانجی ذهن آگاهی بین کیفیت روابط پدر و مادر بر رفتارهای پرخطر معنادار بود (05/0>P)؛ در واقع متغیر ذهن آگاهی بین کیفیت روابط والد-فرزند و رفتارهای پرخطر نقش میانجی جزئی دارد. مدل پیشنهادی پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که کیفیت تعامل والد- فرزند می تواند منجر به افزایش ذهن اگاهی در نوجوانان شده و در نتیجه به عنوان یک عامل محافظتی در برابر رفتارهای پرخطر در نظر گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان