ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۷۲۱.

بررسی تاثیر مشاوره مبتنی بر طراحی زندگی بر اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان کارشناسی: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتغال پذیری ادراک شده مشاوره طراحی زندگی دانشجویان کارشناسی مطالعه ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره طراحی زندگی بر اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان کارشناسی انجام شد. روش: جامعه این پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان بودند که از بین آن ها 3 نفر با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. طرح این پژوهش، ترکیبیِ گنجانده از نوع مدل آزمایشی بود. در این مدل اولویت با روش آزمایشی است و مجموعه داده های کیفی در درون این روش قرار می گیرند. طرح مورد استفاده در بخش کمی، طرح تجربی تک موردی از نوع A-B با پیگیری و ابزار مورد استفاده در این بخش، مقیاس اشتغال پذیری ادراک شده بود. جلسات مشاوره پس از ترسیم خط پایه برگزار شد.   یافته ها: نتایج این پژوهش، که با بررسی شاخص های تحلیل دیداری درون موقعیتی و بین موقعیتی و همچنین از طریق مقایسه پاسخ های هر شرکت کننده به سوالات کیفی قبل و بعد از مداخله انجام شد، نشان داد اگرچه اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان تغییر قابل توجهی نداشت اما تحلیل های حاصل از داده های کیفی نشان داد که این روش بر برداشت دانشجویان از خودشان تاثیر داشته است.   نتیجه گیری: بنابر نتایج، مشاوره طراحی زندگی، به جای تاثیرگذاری بر اشتغال پذیری  دانشجویان توانسته است زمینه های لازم را برای اشتغال پذیری آنان فراهم سازد. با فراهم آمدن این زمینه انتظار می رود که افراد در طول زمان به اشتغال پذیری برسند. بنابراین دانشجویان، مشاورین و متولیان اشتغال پذیری در دانشگاه ها می توانند از این روش زمینه ساز استفاده بنمایند.
۱۷۲۲.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر سوت زنی سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

کلیدواژه‌ها: سوت زنی سازمانی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منافع سازمانی رازداری سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه: یکی از چالش های مهم سازمان ها در جوامع مدرن، تعییین حد و مرز رازداری است. رازداری، یکی از عوامل موفقیت سازمان ها به شمار می رود. عمل سوت زنی، افشای فعالیت های غیرقانونی و غیراخلاقی درون سازمانی به افراد مسئول بیرون یا درون سازمان و هدایت سازمان به سمت آرمان ها و مأموریت های خود است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر سوت زنی کارکنان از دیدگاه مدیران ارشد صدا و سیما بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش کیفی بود. جهت جمع آوری اطلاعات از ابزار مصاحبه و روش تحلیل مضمون استفاده شد. مشارکت کنندگان، کلیه مدیران ارشد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حداقل مدرک کارشناسی ارشد و سابقه بالای 10 سال بودند. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. فرآیند تحلیل، شامل سه مرحله کدگذاری اولیه، کدگذاری تفسیری و استخراج مضامین سازمان دهنده بود. اعتبار و روایی نتایج با استفاده از روش های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری بررسی شد. یافته ها: در مجموع، 21 مضمون پایه به شرح ذیل شناسایی شد؛ ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، اهداف متعارض سازمانی، سبک رهبری و ویژگی های رهبری، یادگیری سازمانی، انتقال یادگیری و مدیریت دانش، ارتباطات سازمانی، مشارکت کارکنان، اعتمادسازی، نظام تشویق و انتصابات، ظرفیت انطباق پذیری، اخلاقیات سازمانی، سطح شفافیت و دسترسی به اطلاعات، جو سازمانی، آموزش و توانمندسازی کارکنان، مدیریت منابع سازمانی، بهبود و هم افزایی فرآیندهای سازمانی و سیاست زدگی سازمانی، نفوذ سیاسی دولتمردان، انتصابات سیاسی مدیران و رئیس سازمان و ساختار سیاسی کشور. نتایج نشان داد، عوامل مؤثر بر سوت زنی سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به ترتیب شامل سیاست زدگی سازمانی در اولویت اول؛ نظام تشویق و انتصابات در اولویت دوم، سطح شفافیت و دسترسی به اطلاعات در اولویت سوم و اخلاقیات سازمانی و مشارکت کارکنان در اولویت های بعدی قرار دارند. نتیجه گیری: مطالعه عوامل مؤثر بر سوت زنی کارکنان، نه تنها برای سازمان ها بلکه برای جامعه به طور کلی دارای اهمیت بالایی است. با درک این عوامل می توان به ایجاد فضایی در سازمان ها در جهت کاهش تخلفات و افزایش شفافیت، پاسخگویی، عدالت و برابری کمک کرد. این مطالعه همچنین به پژوهشگران و سیاست گذاران کمک می کند تا نظریه ها و سیاست های مؤثرتری در این زمینه طراحی کنند.
۱۷۲۳.

The Role of Coping Strategies as a Mediator Factor in the Relationship Between Stressful Events and Resilience(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Coping Strategies Stressful events Resilience

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
Objective: When individuals encounter stressful and potentially life-threatening situations, they often experience significant tension that can be challenging to manage without adequate emotional regulation and effective coping mechanisms. This study seeks to explore the function of coping strategies as a mediating factor in the connection between stressful experiences and resilience in university students. Method: The research population consists of all university students enrolled in the academic year 2017-2018, characterized by a basic correlation approach. A total of 373 students were chosen using Morgan’s table and a multi-stage cluster sampling method. Data collection was done utilizing the resilience questionnaire (CD-RSC), the coping strategies questionnaire (CISS), and the stressful events questionnaire (LEQ-12). Research hypotheses were tested using correlation analysis, path analysis, and simultaneous multiple regression techniques. Results: The findings indicate a significant negative correlation between stressful events and resilience (p < 0.01), while a positive correlation exists between problem-oriented strategies and resilience (p < 0.01). Additionally, there is a negative association between emotion-oriented strategies and resilience (p < 0.01), as well as between avoidance strategies and resilience (p < 0.01). Furthermore, a negative relationship is observed between problem-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), alongside a positive correlation between emotion-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), and a positive relationship between avoidance strategies and stressful events (p < 0.01). Conclusions: According to the results, teaching coping strategies can lead to increased resilience.
۱۷۲۴.

اثربخشی مهارت آموزی پردازش های چهارگانه مغز بر کارکردهای شناختی دانش آموزان دارای اختلال ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهارت آموزی پردازش های چهارگانه مغز PASS کارکردهای شناختی اختلال یادگیری در ریاضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
زمینه: اختلال ریاضی یک ناتوانی یادگیری است که درک، یادگیری و انجام محاسبات ریاضی را برای کودکان دشوار می کند. پسران و دختران به طور مساوی به اختلال ریاضی مبتلا هستند و معمولاً به محض شروع کلاس های ریاضی در مدرسه، شروع به نمایش رفتارهای مشکل دار می کنند. بررسی ها نشان داده تقویت مهارت های چهارگانه مغز بر کارکردهای شناختی موثر است ولی تاکنون مطالعه ای به پردازش مهارت های چهارگانه مغز در کودکان دارای اختلال ریاضی نپرداخته است. هدف: پژوهش حاضر به منظور اثربخشی مهارت آموزی پردازش های چهارگانه مغز بر کارکردهای شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: این پژوهش، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش در زمره پژوهش های نیمه آزمایش با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری شش ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای اختلال های یادگیری ریاضی پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی ارجاع داده شده از سوی مدارس به مرکز اختلال های یادگیری آموزش وپرورش در شهر تهران بود؛ که از بین آن ها به روش نمونه گیری در هدفمند، ۵۰ نفر که ویژگی های لازم ازنظر ملاک های ورود را داشتند فهرست شد و سپس ۳۰ دانش آموز پس از تشخیص اختلال یادگیری با اسپیسفایر ریاضی، انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در هر گروه ۱۵ نفر گمارش شدند. پکیج آموزشی مبتنی بر پردازش های چهارگانه PASS برای آزمودنی های گروه آزمایش ۱۰ جلسه ۷۵ دقیقه ای دو بار در هفته به آزمودنی های گروه آزمایش ارائه شد و در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد؛ سپس بعد از 6 ماه از گروه آزمایش آزمون پیگیری به عمل آمد. برای جمع آوری داده ها از ۱۰ زیر آزمون اصلی تست وکسلر کودکان-۵ (WISC-V) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد بسته آموزشی مهارت آموزی پردازش های چهارگانه مغز بر کارکردهای شناختی و خرده مقیاس های توانایی بصری فضایی، استدلال سیال، حافظه فعال، سرعت پردازش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در ریاضی اثر معنادار داشت ولی بر درک کلامی اثر معنادار نداشت، تأثیر بر حافظه فعال و سرعت پردازش از ۵ عامل دیگر بیشتر بود (05/0 >P). نتیجه گیری: در مجموع می توان بیان کرد که از بسته مهارت آموزی پردازش چهارگانه مغز می توان به عنوان مداخله ای کاربردی و مؤثر برای بهبود میزان کارکردهای شناختی دانش آموزان دارای اختلال های یادگیری با اسپیسفایر ریاضی استفاده کرد. بر همین اساس می توان پیشنهاد کرد در مسئولان و دست اندرکاران حوزه تعلیم و تربیت از این رویکرد در فرآیند آموزش استفاده نمایند.
۱۷۲۵.

مقایسه اثربخشی آموزش صلح و یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی بر حل مسأله اجتماعی و خودآگاهی نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش صلح یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی مهارت های حل مسأله اجتماعی خودآگاهی نوجوانان دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۷۵
زمینه: خودآگاهی و حل مسأله اجتماعی دو عاملی است که در دوره نوجوانی بیش از هردوره دیگری اهمیت دارد. در مطالعات مختلف اثربخشی آموزش های گوناگون بر این دو عامل بررسی شده است ولی تاکنون به بررسی مقایسه ای میان آموزش آموزش صلح و یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی بر حل مسأله اجتماعی و خودآگاهی نوجوانان دختر پرداخته نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش صلح و یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی بر مهارت های حل مسأله اجتماعی و خودآگاهی نوجوانان دختر بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان آمل در سال تحصیلی 1399-1398 بود. نمونه شامل 60 نفر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از مدارس مقطع متوسطه اول شهرستان آمل انتخاب شده و به گونه تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده حل مسئله اجتماعی (دزوریلا و همکاران، 2002) و مقیاس خودآگاهی ریلو و الیک (1998) بود. دو گروه آزمایش تحت آموزش پروتکل ها (پروتکل آموزش صلح برای نوجوانان در 11 جلسه 60 دقیقه ای و پروتکل آموزش مهارت های هیجانی-اجتماعی برای نوجوانان در 12 جلسه 60 دقیقه ای) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. سپس ابزارهای تحقیق به عنوان پس آزمون اجرا گردید و پس از یک ماه ابزارهای تحقیق به عنوان مرحله پیگیری اجرا گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش صلح و یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی بر افزایش حل مسأله اجتماعی در مرحله پس آزمون تأثیر معنادار نداشته اما در مرحله پیگیری منجر به بهبود معنادار آن شده است (0/05 p<). آموزش صلح و یادگیری اجتماعی-هیجانی مشارکتی بر افزایش خودآگاهی در پس آزمون و پیگیری تأثیر معنادار داشته است (0/05 p<). نتیجه گیری: مقایسه آموزش ها نشان داد که آموزش صلح و یادگیری اجتماعی مشارکتی بر خودآگاهی اثربخشی بیشتری دارد و می توان اینگونه استنباط کرد که آموزش های صلح و یادگیری اجتماعی هیجانی پتانسیل ارتقای سطح کلی خودآگاهی و حل مسأله اجتماعی در نوجوانان دختر را دارد و متخصصان آموزشی و درمانی می توانند برای ارتقای سطح عملکرد نوجوانان از این آموزش ها استفاده نمایند.
۱۷۲۶.

رابطه بین بد رفتاری دوره کودکی و رفتارهای بد تنظیم شده افراد مبتلا به اختلال دوقطبی: نقش واسطه ای فرایندهای شناختی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اختلال دوقطبی بدرفتاری دوره کودکی رفتار بد تنظیمشده فرایندهای شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه و هدف: درحالیکه شواهد رو به رشدی از رابطه بین بدرفتاری دوره کودکی و رفتارهای بد تنظیمشده حمایت میکنند، اما توجه اندکی به عوامل واسطهای آن شده است. ازاینرو، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای فرایندهای شناختی در رابطه بین بدرفتاری دوره کودکی و رفتارهای بد تنظیمشده افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بود. مواد و روشها: این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بستری در بیمارستان روانپزشکی رازی در سال 1402-1403 بود که از این میان 200 نفر به شیوه در دسترس بهعنوان نمونه پژوهش گزینش شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس شدت پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982)، سیاهه خود آسیبی تعمدی و آگاهانه (گراتز، 2001)، آزمون غربالگری اختلال مصرف الکل (ساندرز و همکاران، 1989)، پرسشنامه آسیب دوره کودکی (برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، پرسشنامه تواناییهای شناختی (نجاتی، 1392)، فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (کافمن و همکاران، 2016)، پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011) و مقیاس سطوح خود انتقادی (تامپسون و زاروف، 2004) بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای اس.پی. اس.اس و لیزرل و همچنین روشهای همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد فرایندهای شناختی (توانایی شناختی، خود انتقادی، اجتناب تجربهای و دشواری در تنظیم هیجان) در رابطه بین بدرفتاری دوره کودکی و رفتارهای بد تنظیمشده (نوشیدن الکل، پرخوری و خودزنی غیرخودکشی) افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نقش واسطهای دارند (96/0 =CFI، 95/0 =NNFI، 96/0 =IFI، 92/0 =GFI، 072/0 =RMSEA). نتیجهگیری: افراد مبتلا به اختلال دوقطبی با تجربه بدرفتارهای دوره کودکی بهواسطه فرایندهای شناختی، رفتارهای بد تنظیمشده را تجربه میکنند؛ ازاینرو مداخلههای بالینی مرتبط با فرایندهای شناختی میتواند نقش مهمی در پیشگیری از رفتارهای بد تنظیمشده در این گروه داشته باشد.
۱۷۲۷.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی، تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال بر حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ذهن آگاهی تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال حافظه کاری فراحافظه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی، تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال بر حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان بود. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل پایه نهم شهرستان بوانات در سال 1403-1402 بودند. نمونه این پژوهش متشکل از 80 دانش آموز بوده که به روش نمونه گیری در دسترس از چهار مدرسه انتخاب و دانش آموزان هر مدرسه به عنوان یکی از چهار گروه آزمایش (آموزش ذهن آگاهی، tDCS، تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS) و گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون حافظه کاری n-Back، مقیاس فرا حافظه نوجوانان، بسته آموزش ذهن آگاهی و دستگاه estim2 بود. یافته ها: هر سه روش آموزش ذهن آگاهی، tDCS و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS بر حافظه کاری و فرا حافظه اثربخش بودند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد بیشترین اثربخشی مربوط به تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS، در رتبه دوم آموزش ذهن آگاهی و در رتبه سوم tDCS بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی و tDCS هر یک در جایگاه خودشان می توانند حافظه کاری و فرا حافظه را بهبود بخشند درحالی که تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS می تواند بر تقویت حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان مؤثرتر باشد
۱۷۲۸.

استعاره های درمانی مثنوی: تأملی تطبیقی بر استعاره های مثنوی مولانا جلال الدین بر مبنای مفاهیم درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

کلیدواژه‌ها: درمان پذیرش و تعهد استعاره مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴
استعاره ها نقشی بنیادی در درمان های روان شناختی و تسهیل فرایندهای تغییر در درمان دارند و در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد استعاره ها، قدر بلندی می یابند. همچنین استعاره روش خلاقی است که با استفاده از قدرت تصویرسازی اش سبب می شود تا مراجع آسان تر به بینش و بصیرت برسد. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی استعاره های مثنوی معنوی مولانا بر مبنای مفاهیم درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بود. روش به کاررفته در این پژوهش به صورت کتابخانه ای بوده و روش تحلیل داده ها جنبه تطبیقی دارد. در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شش مؤلفه بنیادین وجود دارد که عبارت اند از: ارتباط با لحظه اکنون، پذیرش، ناهمجوشی، خود به عنوان زمینه، رفتار متعهدانه و ارزش ها؛ در این تحقیق سعی شد که تمثیل های مثنوی در قالب این شش مؤلفه استنباط و استخراج، صورت بندی شوند و به شکلی کاربردی در اختیار روانشناسان و مشاوران قرار گیرد. بدین منظور کتاب مثنوی معنوی موردمطالعه و بازبینی قرار گرفت و از طریق چارچوب ارجاع بستری فراهم شد تا ابیات و مؤلفه های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به گونه ای منسجم و منطقی کنار هم قرارگرفته و با تفسیر ابیات یک ساختار کاربردی ارائه شد. نتایج بررسی، استخراج 21 استعاره بود که به ترتیب و برحسب هر مؤلفه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد عبارت اند از: ارتباط با لحظه اکنون، 3 استعاره، پذیرش، 5 استعاره، ناهمجوشی، 5 استعاره، خود به عنوان زمینه، 3 استعاره، رفتار متعهدانه، 4 استعاره، و ارزش ها، 3 استعاره. درمانگران می توانند با توجه به سابقه ذهنی مخاطب خود در ایران، نسبت به مسائل دینی و عرفانی، از میراث ادبی مانند مثنوی بهره برند.
۱۷۲۹.

اثربخشی جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان

کلیدواژه‌ها: ساحت های سند تحول بنیادین عملکرد شغلی اشتیاق به کار کیفیت زندگی شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه معلمان شهر خرم آباد در سال 1402 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین قرار گرفت؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون (1970)، پرسشنامه اشتیاق به کار اترخت اسچافلی و همکاران (2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی شغلی استون و ون لار (2018) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار اس پی اسس نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین می تواند به عنوان یک شیوه آموزشی مناسب برای بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان به کاربرده شود.
۱۷۳۰.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی بر اجتناب تجربه ای دانش آموزان با ترومای کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصاحبه انگیزشی ذهنی سازی اجتناب تجربه ای ترومای کودکی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه و هدف: تجربه هرگونه حادثه آسیب زا در دوران کودکی می تواند بهزیستی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی بر اجتناب تجربه ای دانش آموزان با ترومای کودکی انجام شد. روش: پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۲ ماهه با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان با ترومای کودکی در مقطع سنی ۱۲ تا ۱۵ سال بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهرستان رشت مراجعه کرده اند. نمونه مورد نظر۳۰ دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که با روش نمونه گیری دردسترس و براساس معیارهای ورود و خروج و داوطلبانه انتخاب و به صورت ﺗﺼﺎدﻓﯽ در دو گروه آزﻣﺎیﺶ و گواه (در هر گروه ۱۵ دانش آموز) جایدهی شدند. برنامه آموزشی مبتنی بر روی آوردهای مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی در قالب ۱۱ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش به صورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در طی فرایند مطالعه هیچ نوع مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه های چندبعدی اجتناب تجربه ای گامز و همکاران (2011) و پرسشنامه ترومای کودکی برنشتاین و فینک (1998) در ایران بود. تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس آمیخته و نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان دادکه تفاوت معناداری بین کاهش میانگین اجتناب تجربه ای (۱۱۵/ ۳F=، ۰۴/0P=) و مؤلفه های اجتناب رفتاری (۶۷۰/ ۶F=، ۰۱/0P=)، انزجار از آشفتگی (۴۶۴/ ۳F=، ۰۴/0P=) و حواس پرتی- توقف (۹۷۵/ ۵F=، ۰۲/0P=) در مرحله پس آزمون گروه آزمایش و گواه وجود دارد و این نتایج (کاهش اجتناب تجربه ای) در گروه آزمایش و در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت (05/0P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، می توان استنباط کرد که آموزش مبتنی بر مصاحبه انگیزشی و ذهنی سازی با ایجاد راهبردهای شناختی لازم برای مواجهه با تنیدگی ها به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده خلق و تفکر منفی و گرایش به پاسخ های نگران کننده و اجتنابی دانش آموزان با ترومای کودکی کمک کرده است.
۱۷۳۱.

آزمون و مدل یابی عود اعتیاد زنان در رابطه با صفات تاریک شخصیت: نقش میانجی ادراک بار بودن و احساس تعلق خنثی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شخصیت تاریک ادراک بار بودن احساس تعلق خنثی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: عود اعتیاد موضوع چالش برانگیزی است که می تواند هزینه های متعدد فردی، اجتماعی و خانوادگی را به دنبال داشته باشد و ضرورت پرداختن به آنان بر هیچ کس پوشیده نیست. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف آزمون و مدل یابی عود اعتیاد در رابطه با صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی ادراک بار بودن و احساس تعلق خنثی در زنان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- پیمایشی از نوع کاربردی بود. جامعه آماری شامل 200 نفر از زنان دچار عود اعتیاد بود، که با روش نمونه گیری در دسترس و با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار گردآوری پرسشنامه عود اعتیاد (2000)، پرسشنامه نیازهای بین فردی جهت بررسی تعلق خنثی و ادراک بار بودنet al(2012) Kimberly و پرسشنامه سه گانه تاریک شخصیت (Jonason& Webster,2010) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار spss v.22 و pls استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که اثر شخصیت خود شیفته بر عود اعتیاد 29/0، اثر شخصیت ماکیاویلی بر عود اعتیاد 19/0، اثر شخصیت سایکوتیک بر عود اعتیاد 68/0، اثر ادراک بار بودن بر عود اعتیاد 49/0، اثر احساس تعلق خنثی بر عود اعتیاد 53/0 گزارش شد. همچنین نقش میانجی ادراک بار بودن و احساس تعلق خنثی در رابطه بین شخصیت تاریک و عود اعتیاد تأیید شد. با توجه به پیچیدگی عود اعتیاد در زنان لازم است بر بهبود روابط بین فردی افراد دچار شخصیت تاریک تمرکز نمو.د بهبود روابط بین فردی جهت جلوگیری از احساس طرد شدگی و محرومیت عاطفی واجتماعی موثر است که منجر به کاهش احساس بار بودن و احساس تعلق خنثی می گردد. همچنین افزایش آگاهی اطرافیان در خصوص اهمیت حمایت آنان از افراد دچار عود اعتیاد می تواند در کاهش بازگشت آنان به اعتیاد موثر باشد.
۱۷۳۲.

هم سنجی آموزش روش تدریس سکو سازی و روش تدریس مبتنی بر خردورزی بر سازگاری کودکان دارای مشکلات یادگیری ویژه

کلیدواژه‌ها: روش تدریس سکو سازی روش تدریس مبتنی بر خردورزی سازگاری مشکلات یادگیری ویژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی هم سنجی آموزش روش تدریس سکو سازی و روش تدریس مبتنی بر خردورزی بر سازگاری کودکان دارای مشکلات یادگیری ویژه بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان شهرستان ملارد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در سه گروه (هر گروه 10 نفر) جایگزین شدند. گروه های آزمایش تحت روش تدریس سکو سازی و روش تدریس مبتنی بر خردورزی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه مشکلات یادگیری ویژه کلورادو (CLDQ) ویلکات و همکاران (2011) و سیاهه سازش یافتگی کودک (CAI) دخانچی (1377) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد آموزش های مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر بهبود سازگاری داشته اند (0/05>P). افزون بر این نتایج نشان دهنده آن بود که روش تدریس سکو سازی مؤثرتر از روش تدریس مبتنی بر خردورزی بر بهبود سازگاری بود (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روش تدریس سکو سازی و روش تدریس مبتنی بر خردورزی می توانند به عنوان شیوه های آموزشی مناسب برای بهبود سازگاری در دانش آموزان مبتلا به مشکلات یادگیری ویژه به کاربرده شود.
۱۷۳۳.

مدل یابی سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سلامت سازمانی تعهد سازمانی رفتارهای انحرافی سازمانی استرس شغلی مدیران مضطرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل یابی سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب انجام شد. مواد و روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مدیران مضطرب منطقه 20 شهر تهران در سال تحصیلی 03-1402 بودند که 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سلامت سازمانی (هوی و فلدمن، 1987)، تعهد سازمانی (مایر و آلن، 1991)، رفتارهای انحرافی سازمانی (بنت و رابینسون، 2000)، استرس شغلی (هریس و همکاران، 1994) و اضطراب (اسپیتزر و همکاران، 2006) استفاده و با روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS-25 و Amos-25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که مدل سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب برازش مناسبی داشت. همچنین، متغیرهای تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی بر استرس شغلی و سلامت سازمانی و متغیر استرس شغلی بر سلامت سازمانی اثر مستقیم و معنادار داشت (001/0P<). علاوه بر آن، هر یک از متغیرهای تعهد سازمانی و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی بر سلامت سازمانی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0P<). نتیجه گیری: طبق یافته های این مطالعه، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان نظام آموزش وپرورش بر اساس نتایج این مطالعه و مطالعه های مشابه از طریق طراحی و اجرای برنامه های مناسب گام موثری در جهت بهبود سلامت سازمانی بردارند. آنان برای بهبود سلامت سازمانی می توانند میزان تعهد سازمانی را افزایش و میزان رفتارهای انحرافی سازمانی و استرس شغلی را کاهش دهند.
۱۷۳۴.

Defense Mechanisms of Medical Interns and Correlation with Spiritual Health(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Defense mechanisms Spiritual Health medical interns mature defense immature defense

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰
Objective: Psychological defense mechanisms reflect how individuals cope with conflicts and stress. This study aimed to describe defense mechanisms in medical interns and their correlation with spiritual health. Method: This cross-sectional study, characterized by its descriptive nature, was carried out among medical students during the 2019-2020 academic year. The participants were 168 medical interns who met the established study criteria and completed two questionnaires: The Defense Mechanisms Questionnaire (DSQ-40), devised by Andrews et al. (1993), and the Spiritual Health Questionnaire by Paloutzian and Ellison (1982). Data analysis was conducted utilizing SPSS version 25, employing Pearson correlation, t-tests, and ANOVA for statistical evaluation. Results: The mean score of mature defense mechanisms (43.31±16.83) among medical interns was higher than immature (98.52±52.8) and neurotic (36.75±18.3) defense mechanisms. The immature defense mechanism was significantly higher in males than in females (99.43±23.41 vs 108.47±23.21, p=0.014). Also, the mean score of immature defense mechanisms in single individuals was considerably higher than in married ones (106.66±24.02 vs 93.12±19.56, p=0.001). The spiritual health of interns had a significant and direct correlation (r=0.249) with mature defense mechanisms and a significant negative correlation (r=-0.336) with immature defense mechanisms. Conclusion: Higher spiritual health in medical interns is associated with greater use of mature defense mechanisms and lesser use of immature defense mechanisms.
۱۷۳۵.

شناسایی مولفه های تشکیل دهنده فرزند پروری ذهن آگاهانه:مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری ذهن آگاهانه والدین خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
فرزند پروری ذهن آگاهانه، کاربرد جدیدی از ذهن آگاهی است که هدف آن بهبود والدگری از طریق ارتقای توجه والدینی، افزایش آگاهی در مورد استرس فرزندپروری، کاهش واکنش پذیری والدین می باشد. هدف این پژوهش، شناسایی مولفه های تشکیل دهنده فرزند پروری ذهن آگاهانه بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد آن تحلیل تماتیک بود. محیط پژوهش شامل تمام والدین مراجعه کننده به کلینیک های روانشناسی و مشاوره شهر شیراز و همچنین روانشناسان و متخصصان در حوزه ی کار با کودک بود. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و مصاحبه نیمه ساختاریافته، در نهایت تعداد 12نفر انتخاب شدند. بعد از جمع آوری داده ها، تحلیل و کدگذاری انجام شد. نتایج نشان داد مولفه های فرزند پروری ذهن آگاهانه شامل: برخورد مناسب با رفتار فرزند، تناسب سن و ظرفیت کودک، تلاش برای حل مسئله، الگوی فرزند بودن، همسطح شدن با فرزند، توجه عمیق به تعامل با کودک، خودتنظیمی، ممانعت از قضاوت فرزند، ارتقاء هوش هیجانی، همدلی با فرزند و بخشش بود.
۱۷۳۶.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین و آموزش خودتعیین گری بر بهبود بهزیستی شغلی معلمان

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین آموزش خود تعیین گری بهزیستی شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین و آموزش خودتعیین گری بر بهبود بهزیستی شغلی معلمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه معلمان شهر خرم آباد در سال 1402 بودند. در مرحله اول تعداد 45 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس معلمان گروه های آزمایش تحت آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین و آموزش خودتعیین گری قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس بهزیستی کارکنان (EWBS) ژونگ و همکاران (2015) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تأثیر معناداری بر بهبود بهزیستی شغلی دانش آموزان داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین تأثیر بیشتری دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین و آموزش خودتعیین گری می توانند به عنوان شیوه های آموزشی مناسب برای بهبود مشکلات شغلی معلمان در مدارس به کاربرده شوند.
۱۷۳۷.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر بهبود تنظیم هیجان نوجوانان دختر

کلیدواژه‌ها: درمان شناختی رفتاری تنظیم هیجان نوجوانان دختر بوکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر بهبود تنظیم هیجان نوجوانان دخترانجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر شهر بوکان در سال ۱۴۰۲ بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد داوطلب واجد شرایط تعداد ۳۰ نفر وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی در ۲ گروه ۱۵ نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجان گرتز و روئمر (2004) بود. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره صورت گرفت. یافته ها نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر بهبود دشواری تنظیم هیجان نوجوان دختر معنادار بود. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری روش مداخله ای مناسبی برای بهبود دشواری تنظیم هیجان نوجوانان دختر است.
۱۷۳۸.

اثربخشی آموزش مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی بر مؤلفه های عزت نفس دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسئولیت پذیری اجتماعی عزت نفس عزت نفس تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
زمینه: بر اساس پژوهش های انجام شده عزت نفس در دانش آموزان یکی از مؤلفه های مهم در عملکرد تحصیلی آن هاست. از طرفی اثربخشی آموزش مسئولیت پذیری اجتماعی نیز بر عملکرد دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفته است ولی تاکنون مطالعه ای به بررسی اثربخشی آموزش مسئولیت پذیری اجتماعی بر عزت نفس دانش آموزان نپرداخته است. هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی بر عزت نفس دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. شرکت کنندگان دانش آموزان پسر پایه نهم شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه ای به حجم 34 نفر (17 گروه آزمایش، 17 گروه گواه) با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. آن ها به دو گروه آزمایش و گواه به طور تصادفی گمارش شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی قرار گرفت و گروه گواه آموزش دریافت نکرد. 30 روز پس از مداخله پرسشنامه عزت نفس (کوپراسمیت، 1967) توسط دانش آموزان تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار 24SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی موجب افزایش عزت نفس خانوادگی 0/18، تحصیلی 0/37، اجتماعی 0/36 و عمومی 0/16 شد. اثر آموزش مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی تا مرحله پیگیری پایدار بود (0/05p<). نتیجه گیری: عزت نفس و اثر های جانبی آن تابع مسئولیت پذیر شدن دانش آموزان در بعد اجتماعی است. براساس یافته های این مطالعه برای بهبود عزت نفس استفاده از مداخله آموزشی مسئولیت پذیری مناسب است و به روانشناسان، میدران مدارس و دست اندرکاران حوزه آموزش پیشنهاد می گردد از چنین یافته های برای ارتقای سطح کیفی آموزش استفاده نمایند.
۱۷۳۹.

مدل یابی معادلات ساختاری نوموفوبیا بر اساس سبک های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه با نقش میانجی احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوموفوبیا دلبستگی ناایمن تنظیم هیجان تنهایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری نوموفوبیا بر اساس سبک های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه با نقش میانجی احساس تنهایی بود. روش این مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در مدارس دولتی شهر خرم آباد به تعداد 10089 نفر در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q) یلدریم و کوریا (2015)، پرسشنامه سبک های دلبستگی (AAI) هازن و شاور (1987)، فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CERQ) گرانفسکی و کرایج (2006) و مقیاس احساس تنهایی-نسخه سوم (UCLA LS3) راسل (1996) بود. داده ها به روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم سبک های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه بر نوموفوبیا معنادار بود (p<0/001). همچنین نتایج نشان داد که احساس تنهایی در رابطه بین دلبستگی ناایمن دوسوگرا (0/361=β و 0/001=sig)، دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/322=β و 0/001=sig)، و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه (0/355=β و 0001=sig) با نوموفوبیا نقش میانجی دارد. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود که رابطه بین این متغیرها در مداخله های مرتبط با نوموفوبیا دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. لذا بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان برنامه هایی برای پیشگیری، اعمال مداخلات و کنترل نوموفوبیا طرح ریزی نمود.
۱۷۴۰.

تبیین نقش نیرومندی من و جایگاه وضعیت اشتغال در گرایش به خودکشی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنان مطلقه گرایش به خودکشی نیرومندی من وضعیت اشتغال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۴۲۹
هدف: خودکشی، یکی از بزرگ ترین معضلات در زمینه سلامت روان است. لذا هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری گرایش به خودکشی بر اساس نیرومندی من با نقش تعدیل گری وضعیت اشتغال در زنان مطلقه است. روش: پژوهش حاضر در رده پژوهش های کاربردی و از نوع همبستگی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) اصفهان در سال 1402 بود که ابتدا به روش نمونه گیری چندمرحله ای از میان مناطق پنجگانه، دو منطقه (2 و 3) انتخاب و تعداد 270 نفر بر اساس جدول مورگان و جریسی و حداقل کفایت افراد گروه نمونه (SMART PLS3) انتخاب گردید. لذا پس از خارج نمودن تعداد پرسشنامه های مخدوش در نهایت تعداد 250 پرسشنامه بررسی شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سنجش افکار خودکشی (بک، 1961) و پرسشنامه سنجش نیرومندی من (استروم و همکاران،1997) بودند. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی معنی دار است (001/0≥p، 455/0- β=). همچنین تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی در زنان مطلقه خانه دار (001/0≥p، 637/0- β=) و زنان مطلقه شاغل (001/0≥p، 311/0- β=) معنادار به دست آمد. در راستای بررسی نقش تعدیل گر وضعیت اشتغال، ضرایب تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی در گروه زنان خانه دار و شاغل بررسی شد و بر اساس میزان تفاوت این ضرایب (326/0) وضعیت اشتغال تقشی تعدیل گر دارد (001/0≥p). نتیجه گیری: با توجه به نقش تعدیل گر معنادار وضعیت اشتغال، می توان با اشتغال زایی مناسب برای زنان گرایش به خودکشی را در این قشر کاهش داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان