فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آبان ۱۴۰۳ شماره ۸ (پیاپی ۱۰۱)
۱۷۰-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه توانایی های شناختی و سازگاری اجتماعی دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان واحد گرگان دانشگاه آزاد در سال تحصیلی 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی (SAQ) سهرابی و سامانی (1390)، پرسشنامه توانایی شناختی (CAQ) نجاتی (1392) و مقیاس خود کارآمدی عمومی (GSE-10) شواتزر و جروسلم (1991) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم توانایی های شناختی بر خودکارآمدی (004/0=P) و خودکارآمدی بر سازگاری اجتماعی (01/0=P) بود ولی اثر مستقیم توانایی های شناختی بر ساگاری اجتماعی معنادار نبود(05/0<P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم توانایی های شناختی بر سازگاری اجتماعی با میانجی گری خودکارآمدی بود (007/0=P). این نتایج نشان می دهد که خودکارآمدی با توجه به نقش توانایی های شناختی می تواند تبیین کننده سازگاری اجتماعی دانشجویان باشد.
Computer based Stroop Animal Size Test in Children: Construction, Validation and Psychometric Properties(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
33 - 44
حوزههای تخصصی:
Objective: An important cognitive control process is the ability to inhibit, that mature at different rates during childhood to adolescence. The aim of our research was to construct and validate computer-based Stroop animal size test in children for measuring selective attention and response inhibition.
Research Methodology: In this survey study, we prepared the test, after the approval of experts and software development, at first test-retest reliability with a two week was evaluated in a separate sample (N=50, 5-12 years old children), then data was collected from 92 children 5-12 years old (46 girls and 46 boys) included 22 children with attention deficit/hyperactivity disorder (ADHD) studied in the academic year 2022-2023 in Alborz province. Participants decided the real size of animals by pressing response keys on computer. ANOVA, Multivariate analysis, Pearson correlation coefficients and Cronbach α were used to assess reliability and validity (p<0.05).
Findings: The findings showed test-retest reliability in significant range (p<0.01). The correlation was high for Stroopnum, (r=0.83), Inconsistent answers, (r=0.72), Wrong answers, (r=0.89) but lower for Consistent answers, (r=0.28) and Reaction time, (r=0.41). To assess the internal consistency, Cronbach Alpha 0.91 computed. ANOVA analysis for comparing children's function in different age groups was (p<0.000).
Conclusion: Multivariate analysis was used in comparing children with ADHD to the control group, results showed significant difference between groups in Stroop components, (p<0.007). This computerized Stroop animal size test had satisfactory reliability and validity, that can measure cognitive functions such as selective attention and inhibition in children.
بررسی نقش میانجی احساس خود در ارتباط بین ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و رگه های شخصیت مرزی: یک مدل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی احساس خود شکننده و منسجم در رابطه بین ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و رگه های شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها 510 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل فرم کوتاه سیاهه شخصیت بزرگسال DSM-5 (PID-5-BF، کروگر و همکاران، 2013)، مقیاس احساس خود (SOSS، فلری و ایکس،2007) و پرسشنامه شخصیت مرزی (BPI، لیچزرنینگ، 1999) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و احساس خود شکننده به شکل مستقیم و معناداری رگه های شخصیت مرزی را پیش بینی می کنند (01/0p<) و ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت به شکل غیرمستقیم و با میانجی گری احساس خود شکننده، رگه های شخصیت مرزی را پیش بینی می کند (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت که می تواند بیانگر سطح سازگاری/ناسازگاری عملکرد و صفات شخصیت باشد، در تعامل با میزان یکپارچگی و انسجام احساس خود می تواند تبیین کننده آسیب شناسی رگه های شخصیت مرزی باشد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
38 - 71
حوزههای تخصصی:
احساس تعلق به دانشگاه با جنبه های متعددی از سلامت روانی-اجتماعی دانشجویان ارتباط دارد. بااین حال در مفهوم سازی و سنجش این سازه، ابهامات زیادی وجود دارد. اندک ابزارهای طراحی شده در حیطه آموزش عالی نیز بیشتر میزان احساس تعلق را می سنجند و اندازه گیری مؤلفه های تعلق به دانشگاه در مطالعات قبلی کمتر موردتوجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی مقیاس احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه بود. در یک طرح همبستگی و از نوع ساخت ابزار، 345 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در مرحله اول و 477 نفر از دانشجویان دانشگاه بیرجند در مرحله دوم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی در مرحله اول، چهار عامل با 72/49 درصد تبیین واریانس را نشان داد که شامل مؤلفه های تعامل با استادان، تعامل با همسالان، جو دانشگاه و عزت نفس بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل چهار عاملی دارای برازش است و ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها در دامنه 90/0-75/0 گزارش شد. به علاوه، تحلیل های دیگر شواهدی را برای حمایت از همسانی درونی، روایی همگرا و روایی واگرای مقیاس احساس تعلق فراهم کردند و مشخص شد که هرکدام از ابعاد این مقیاس با مقیاس های تعهد به دانشگاه، تنهایی اجتماعی-هیجانی، رضایت از زندگی، افسردگی و درگیری عاملی روابط معنادار داشت. بعلاوه، نتایج ضریب بازآزمایی خرده مقیاس ها در دامنه 74/0–64/0 قرار داشت. مطابق با یافته های پژوهش حاضر، مقیاس احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر استفاده نمود.
رابطه بین ترومای دوران کودکی و اختلال اضطراب اجتماعی با نقش میانجی تفکر ارجاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
39 - 48
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ترومای دوران کودکی و اختلال اضطراب اجتماعی با نقش میانجی تفکر ارجاعی انجام گرفت.روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود که از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. در همین راستا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای، نمونه ای برابر 300 نفر از میان دانش آموزان دختر پایه دهم تا دوازدهم سال تحصیلی 1402-1401 شهر تبریز انتخاب شد. مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (پاکلک، 1997)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003) و پرسشنامه تفکر ارجاعی (اهرینگ و همکاران، 2010) توسط شرکت کنندگان در پژوهش، تکمیل شد. به منظور تحلیل مدل پژوهش، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که بین ترومای دوران کودکی و تفکر ارجاعی و همچنین بین تفکر ارجاعی و اختلال اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بعلاوه اثر غیرمستقیم ترومای دوران کودکی بر اضطراب اجتماعی به واسطه تفکر ارجاعی مثبت و معنادار است(05/0 >p) . با توجه به یافته ها، مدل اندازه گیری شده با مدل نظری برازش مطلوب دارد.نتیجه گیری: ترومای دوران کودکی و تفکر ارجاعی در بروز اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان نقش مؤثری ایفا می کند. افکار منفی، نشأت گرفته از بسیاری از تجارب منفی هستند که همایندی زیادی با اختلالات روانی منفی ایجاد می کنند در همین راستا عدم پیشگیری وقوع ترومای دوران کودکی زمینه ساز بروز تفکر ارجاعی می شود. در نهایت، مجموعه این الگو به ابتلا و تجربه شدیدتر علائم اختلال اضطراب اجتماعی در دوره نوجوانی ختم خواهد شد.
پتانسیل های وابسته به رویداد (ERPs) اولیه در انواع پردازش اطلاعات حسی بینایی و شنوایی حین تصمیم گیری فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
257 - 271
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از سؤالات اساسی تحقیقات پردازش اطلاعات حسی این است که آیا تجربه می تواند بر پردازش اطلاعات تاثیر بگذارد؟ هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه P1 پتانسیل وابسته به رویداد پردازش اطلاعات بینایی، شنوایی و بینایی-شنوایی حین تصمیم گیری فضایی بازیکنان نخبه بدمینتون است.روش : مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی، با هدف کاربردی و براساس نمونه گیری تصادفی ساده روی 13 بازیکن نخبه بدمینتون انجام شد. سیگنال های مغزی با دستگاه الکترونسفالوگرافی با سه بلوک 72 کوششی محرک های بینایی، شنوایی و بینای-شنوایی براساس چهار موقعیت تصمیم گیری فضایی سنجیده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار متلب و اس.پی.اس.اس در سطح معناداری 0/05 استفاده شد.یافته ها: مؤلفه اولیه P1 در بازه زمانی 40 تا 120 میلی ثانیه مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که در کانال Cz و F7، بین سه حالت پردازش اطلاعلت حسی، در تأخیر موج P1 تفاوت معناداری مشاهده شد؛ به طوری که در حالت بینایی-شنوایی تأخیر کمتری بدست آمد. همچنین در اوج دامنه P1 در کانال های Cz، Fz، FC3 و F7 بین سه حالت، تفاوت معناداری مشاهده شد.نتیجه گیری: با توجه به مدل یکپارچگی متقاطع، افراد نخبه براساس سطح تخصص خود، از مناطق شناختی مغز و مناطق ویژه توجه برای پردازش اطلاعات چندحسی و تک حسی استفاده می کنند. بنابراین تقویت بلندمدت (تجربه ورزشی) به احتمال زیاد می تواند سرعت پردازش اطلاعات حسی در مغز را حین تصمیم گیری افزایش دهد.
Risk Factors of Complicated Grief in Iran: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim and Background: The factors of complicated grief are unclear, and many studies have referred to it as a socio-cultural phenomenon. Therefore, the present research aims to study the risk factors of complicated grief qualitatively.Method: This investigation's theoretical framework and research methodology were based on quality and phenomenology type. The study included grieving participants (n=15) and psychologists (n=4) specialised in grief and loss counseling. Data was collected through in-depth interviews from December 10, 2022, to April 30, 2023, using purposive sampling (n = 19), and data saturation determined the sample size. Interviews were conducted either online or face-to-face by one well-trained researcher, depending on the participants' convenience. The interviews were conducted in 4 sessions, each lasting about 60–90 min, and simultaneously collected and analyzed the data. The analysis approach of this study was grounded theory.Results: After transcribing and documenting the interview content, revisited the coding process, yielding 230 distinct codes, and carried out the selective and axial coding processes after extracting the codes. Researchers categorized the codes whittled down to 52 primary codes. These were then divided into three theme clusters (psychological, social, family, and cultural factors). psychological factors such as loss, social factors such as lack of social support, and cultural factors such as wrong comforting behaviors can be effective in complicated grief.Conclusion: This study suggests that various psychological, cultural, and social determinants contribute to the evolution of grief into a pathological condition, making it a cultural and social phenomenon.
تبیین الگوی ساختاری رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با رفتارهای خود آسیب رسان در دانش آموزان: نقش میانجی تحمل پریشانی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی ساختاری رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با رفتارهای خود آسیب رسان در دانش آموزان: نقش میانجی تحمل پریشانی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه ای به حجم 370 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (2003)، آسیب به خود سانسون و همکاران (1998) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و Amos (نسخه 25) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که طرح واره بریدگی، خودگردانی، جهت مندی، محدودیت و گوش به زنگی بر رفتارهای خود آسیبی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم با نقش میانجی تحمل پریشانی قابلیت پیش بینی رفتارهای خود آسیبی را دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که این مدل می تواند به عنوان یک الگوی کارآمد در مراکز مشاوره و روان درمانی جهت کاهش رفتارهای خود آسیبی مورداستفاده قرار گیرد.
رویکرد پدیدارشناختی به ذهن با تاکید بر حیث التفاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیدارشناسی جریانی مشهور در فلسفه قاره ای است که با Husserl پایه گذاری شده است. در دوران اخیر برخی فیلسوفان مانند Dan Zahavi و Shaun Gallagher این رویکرد را به مباحث فلسفه ذهن و علوم شناختی تعمیم داده اند. دانشمندان علوم شناختی و فیلسوفان تحلیلی غالبا با منظر سوم شخص ذهن انسان را بررسی می کنند و حالات ذهنی را به رفتار، فعل و انفعالات مغزی و کارکرد تحویل می برند؛ ولی وجهی از ذهن باقی می ماند که به وسیله روش تجربی و منظر سوم قابل دسترسی نیست. پدیدارشناسی حرفهای زیادی برای گفتن درباره تجربه آگاهانه از حیث سوبژکتیو دارد و آن را با منظر اول شخص یعنی معنایی که شیء برای سوژه دارد، بررسی می کند. پدیدارشناسان به حیث التفاتی به مثابه ویژگی اصلی آگاهی اهمیت بسیاری می دهند که از طریق آن حالات ذهنی با جهان بیرونی مرتبط می شوند. آنها با تبیین های تحویلگرایان از حیث التفاتی مانند تبیین علی مخالفت می کنند. از نظر پدیدارشناسان این که ما می توانم درباره اشیائی فکر کنیم که در جهان خارج وجود ندارند، استدلالی قاطع علیه کسانی است که حیث التفاتی را به علیت فروکاسته اند. پدیدارشناسان با رویکرد بازنمودی نسبت به حیث التفاتی نیز مخالف اند. مشخص نیست که چرا اطلاع از یک عین درونی اطلاع از عین بیرونی را به دنبال دارد در حالی که این دو عین کاملا با هم متفاوتند. ما نمی توانیم از قلمروی آگاهی و ذهن مان بیرون بیاییم و عین درونی مان را با عین بیرونی مقایسه کنیم.
تبیین مکانیزم ارتباطی مفاهیم والدگری معنوی خداسو با نظام روان شناختی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مفاهیم والدگری معنوی خداسو و مکانیزم ارتباطی آن با نظام روان شناختی انسان صورت پذیرفت؛ چراکه والدین، به عنوان عامل تأثیرگذار بر رشد روان شناختی فرزندان، در فرآیند تربیت با نظام روان شناختی آنها تعامل مستقیم دارند. در این پژوهش به منظور تبیین مفاهیم تربیتی در والدگری معنوی خداسو از روش معناشناسی زبانی مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور، به وسیله واژگان و مفاهیم جمع آوری شده در حوزه تربیتی، جملات توصیفی - تبیینی مرتبط با موضوع در متون اسلامی جست وجو و انتخاب گردید، و به منظور تحلیل مکانیزم ارتباطی مفاهیم با نظام روان شناختی انسان از جملات توصیفی - تبیینی متون اسلامی از روش های تحلیل محتوا استفاده شد. در روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از قرآن کریم و منابع حدیثی بعد از شناسایی و انتخاب واحدهای لفظی و معنایی مفاهیم تربیتی متناسب با نظام روان شناختی انسان و جست وجوی آنها در منابع مذکور انجام و سپس استخراج شد. در مرحله بعد شاخص روایی محتوایی CVI و نسبت روایی محتوایی CVR مورد تأیید 8 نفر از روان شناسان دارای تحصیلات حوزوی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد هریک از نظام روان شناختی از جمله نظام پردازش گری عقل با مفاهیم «کرامت» و «حکمت»؛ نظام پردازش گری قلب با مفاهیم «دوراندیشی»، «بصیرت افزایی»، «عفو»، «موعظه گری»، «تذکر»، «مهرورزی»، «رفق و مدارا»، «احسان»، «ترغیب» و «ترهیب»؛ نظام پردازش گری صدر با مفاهیم «اسوه»، «عبرت دهی» و «گفت وگو»؛ و نظام تدارک عمل با مفاهیم «اعتدال»، «نظارت و مراقبت»، «امر» و «نهی» عملیاتی می شود و فضای ادراکات فرزند (مبدأ، خود، هستی عینی و معاد) را تنظیم و برای عمل معنوی رهنمون می سازد و در نهایت، این فعال سازی فرزند را به توحیدیافتگی می رساند.
رابطه معنا در زندگی با پرخاشگری و تاب آوری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام (ره)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: معنای زندگی از نیازهای انسان تلقی می شود و فقدان معنا در زندگی علت بسیاری از مشکلات روانشناختی است. لذا پژوهش حاضر با هدف رابطه معنا در زندگی با پرخاشگری و تاب آوری در دانشجویان انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام در سال تحصیلی 1403 بود، که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 110 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و پرخاشگری (باس و پری، 1992) و پرسشنامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. داده ها با روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد بین نمره کل تاب آوری با معنای زندگی در دانشجویان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (559/0=r و 006/0>P). همچنین بین نمره کل پرخاشگری با معنای زندگی در دانشجویان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد (627/0-=r و 009/0>P).نتیجه گیری: با توجه به نقش مؤثر و مفید معنای زندگی، ضرورت دارد در راستای افزایش معنای زندگی برنامه ریزی های مدون در دستور کار قرار گیرد.
بررسی کفایت روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه غنای زندگی روان شناختی در جمعیت عمومی و دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
337 - 366
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه غنای زندگی روان شناختی در دو گروه جمعیت عمومی و دانشجویی بود. بدین منظور دو مطالعه انجام شد. جهت بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه غنای زندگی روان شناختی در مطالعه اوّل 450 نفر از جمعیت عمومی شهر شیراز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه های غنای زندگی روان شناختی (Oishi et al.)، افسردگی – فرم کوتاه (Beck et al.) و معنای زندگی (Steger) پاسخ دادند. در مطالعه دوّم، 220 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند؛ با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه های غنای زندگی روان شناختی (Oishi et al.)، مقیاس شکوفایی (Diener et al.)، مقیاس احساس مثبت و منفی (Diener et al.) و پرسشنامه رضایت از زندگی (Diener et al.) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-16 و AMOS-21 تحلیل شدند. روایی محتوایی، سازه، همگرا و واگرای پرسشنامه مذکور به ترتیب با استفاده از نظر متخصصان روان شناسی تربیتی و بالینی، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همبستگی مؤلفه های غنای روان شناختی با متغیرهای مرتبط مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی اعتبار پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. متخصصان معرف بودن ماده های پرسشنامه را برای سنجش غنای روان شناختی تأیید کردند. در مطالعه اوّل به منظور روایی سازه از هر دو نوع تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیلی عاملی تأییدی استفاده شد. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه غنای روان شناختی متشکل از سه عامل تحت عناوین تجربیات جدید و متنوع، تجربیات غیرمعمول و عدم یکنواختی است. تحلیل عاملی تأییدی نیز انطباق مدل سه عاملی با داده ها را تأیید کرد. همچنین در این مطالعه ارتباط منطقی مؤلفه های غنای روان شناختی با متغیرهای مرتبط از روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه حکایت دارد. در مطالعه دوّم نیز تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل سه عاملی غنای روان شناختی با داده ها منطبق است. در این مطالعه نیز ارتباط منطقی مؤلفه های غنای روان شناختی با متغیرهای مرتبط از روایی همگرا و واگرای پرسشنامه حکایت دارد. در هر دو مطالعه ضریب آلفای کرونباخ تأییدکننده اعتبار پرسشنامه است. در مجموع یافته های پژوهش نشان می دهد که پرسشنامه مذکور از شاخص های روان سنجی مناسب برای اندازه گیری غنای روان شناختی جمعیت عمومی و دانشجویی برخوردار است؛ و می تواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
اثر عدم تعادل تلاش- پاداش بر درگیری شغلی معلمان با نقش میانجی سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۹)
145 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین میزان برازش مدل مفهومی درگیری شغلی معلمان بر اساس عدم تعادل تلاش- پاداش با میانجیگری سلامت معنوی با مدل تجربی است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن و مرد مدارس دخترانه متوسطه دوم ناحیهی یک شهرستان کرمانشاه به تعداد 313 نفر که از این تعداد 265 نفر زن و 48 نفر مرد بود. به روش نمونهگیری تصادفی از نوع طبقهای تعداد 142 نفر زن و 27 نفر مرد بهعنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه عدم تعادل تلاش- پاداش (ERIQ) سیگریست (2013)، سلامت معنوی سایه میری و همکاران (1395) و درگیری شغلی کانونگو (1982) استفاده شد. بهمنظور تحلیل دادهها، از مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که عدم تعادل تلاش-پاداش بر سلامت معنوی و درگیری شغلی اثر معناداری دارد. سلامت معنوی بر درگیری شغلی اثر معناداری دارد. همچنین متغیر سلامت معنوی نقش میانجی بر اثر عدم تعادل تلاش-پاداش بر درگیری شغلی را دارد. همچنین شاخصهای برازندگی مدل حاکی از آن بود که مدل ارائهشده از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجهگیری: با توجه به وجود اثر عدم تعادل تلاش-پاداش و سلامت معنوی معلمان بر درگیری شغلی، میتوان نتیجه گرفت که با تعادل تلاش-پاداش و ارتقای سطح سلامت معنوی معلمان، درگیری شغلی بهبود مییابد.
نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین خودمهارگری و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان دانشگاه پیام نور-واحد بین المللی عسلویه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این مطالعه 208 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ اون و فرامن، 1988)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی دانشجویان (APQ؛ سولومون و راثبلوم، 1984) و مقیاس خود مهارگری (SCS؛ تاجنی و همکاران، 2004) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد خود مهارگری و خودکارآمدی به طور مستقیم بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و معنادار داشتند؛ همچنین خودمهارگری به طور مثبت بر خودکارآمدی اثر معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خود مهارگری یک عامل مهم در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان است، همچنین این رابطه به وسیله خودکارآمدی میانجی گری شد؛ در واقع خود مهارگری به واسطه بهبود خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان داشته باشد.
Impact of Time Management and Workplace Bullying on Organizational Commitment among Employees at Zahedan University of Medical Sciences
حوزههای تخصصی:
This study examined the influence of time management practices and workplace bullying on organizational commitment amongst employees at Zahedan University of Medical Sciences. This study employed a descriptive-correlational research design. A convenience sample of 195 participants (93 women and 102 men) was recruited. Data collection utilized questionnaires that measured time management, workplace bullying, and organizational commitment. Pearson correlation coefficients and stepwise multiple regression analyses were conducted using SPSS software version 26. Analysis revealed significant positive correlations between organizational commitment and short-range planning skills and total time management scores. Conversely, negative correlations emerged between organizational commitment and victimization experiences, instances of fighting, and overall workplace bullying. Stepwise multiple regressions indicated that workplace bullying scores entered the model first, explaining 12.4% of the variance in organizational commitment. Short-range planning scores entered the second step, explaining an additional 2.3% of the variance. Interestingly, however, both bullying and short-range planning emerged as negative predictors of organizational commitment. These findings suggest that fostering short-range planning skills and addressing workplace bullying could be beneficial in enhancing employee organizational commitment. Future research could investigate potential interventions to improve time management and mitigate bullying behaviors within similar organizational contexts.
دیدگاه کارورزان و دستیاران پزشکی در مورد برگزاری گزارش صبحگاهی به دو روش حضوری و مجازی در دوران پاندمی کووید 19 در دانشگاه علوم پزشکی بابل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بحران ناشی از بیماری همه گیر کووید-19، آموزش در دانشگاه ها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. بنابراین ایجاد نگاهی نو و کاربردی در فرآیند آموزش ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین روش های آموزش در علوم پزشکی گزارش صبحگاهی می باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه برگزاری گزارش صبحگاهی به دو روش حضوری و مجازی از دیدگاه کارورزان و دستیاران پزشکی در دوران پاندمی کووید 19 می باشد.
مواد و روش ها: مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی روی 124 نفر از دانشجویان پزشکی مرکز آموزشی درمانی آیت اله روحانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال1400-1401 انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و استخراج شده بر اساس کتابچه استانداردهای آموزش بالینی وزارت متبوع در سه بعد ساختار آموزشی، محتوای آموزشی و ارتقای توانمندی جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون های t-test، ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون من- ویتنی و ویلکاکسون استفاده شد.
یافته ها: از دید دانشجویان دوره حضوری در هر سه بعد به صورت معناداری مطلوب تر از دوره مجازی بود. آموزش حضوری نسبت به مجازی، در بعد ساختار آموزشی بیشترین تفاوت را داشته است. کیفیت دوره مجازی از حیث چهار شاخص مورد ارزیابی قرار گرفت و بنابر نتایج، گروه های موردمطالعه در مورد عدم کیفیت مطلوب دوره مجازی اتفاق نظر داشتند.
نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان داد که برگزاری گزارش صبحگاهی به روش حضوری نسبت به روش مجازی در هر سه بعد مورد بررسی، مطلوبیت بیشتری داشت. لذا برای مقابله با چالش های آموزشی در مواقع بحران، با تبیین یک برنامه مدون و برنامه ریزی شده من جمله دوره های مجازی، می توان از هرگونه خلاء آموزشی پیش آمده جلوگیری نمود.
روابط ساختاری کارکردهای اجرایی با رفتارهای پرخطر با نقش میانجی گر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ تابستان (تیر) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۶
747 - 766
حوزههای تخصصی:
زمینه: هرگونه رفتار پرخطر می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی برای فرد و خانواده به همراه داشته باشد. رفتار پرخطر اغلب در یک زمینه هیجانی رخ می دهد، کارکردهایی و تنظیم هیجان نقش مهمی در تصمیم گیری مرتبط با رفتار پرخطر ایفا می کند. بنابراین شناسایی عوامل بادارنده و تسهیل کننده رفتارهای پرخطر در گروه های مختلف یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
هدف: این پژوهش با هدف روابط ساختاری کارکردهای اجرایی با رفتارهای پرخطر در زندانیان با توجه به نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجانی انجام شد.
روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی که به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زندانیان شهر شیراز تشکیل دادند. نمونه پژوهش 409 نفر از زندانیان شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، راهبردهای تنظیم هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، مقیاس رفتارهای پرخطر جوانان (اسنو و همکاران، 2019) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از AMOS ویراست 24 و SPSS 27 استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین کارکردهای اجرایی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (0/05≥P). همچنین بین راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (0/05≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 19 درصد از واریانس راهبردهای سازگارانه و 25 درصد از واریانس راهبردهای ناسازگارانه توسط کارکردهای اجرایی و 45 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر توسط کارکردهای اجرایی و راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم هیجانی تبیین می شود.
نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که رفتارهای پرخطر متأثر از کارکردهای شناختی و هیجانی می باشد و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی نقش واسطه ای در این رابطه دارد که نیاز به مداخلات روانشناختی دارد. نتایج ما نشان می دهد که درمان رفتارهای پرخطر ممکن است با رویکردی ظریف که تکانشگری بالا را لزوماً با تمایلات رفتاری پرخطر ترکیب نمی کند مؤثرتر باشد
تجربه زیسته نوجوانان تک فرزند در تعاملات بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
225 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضرشناسایی تجربه ی زیسته ی نوجوانان تک فرزند بود. این پژوهش کیفی به شیوه ی پدیدارشناسی با نمونه گیری هدفمند از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش حاضر نوجوانان تک فرزند ساکن تهران بودند. فرایند مصاحبه ها تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و در نهایت با ۱۴ شرکت کننده به اشباع رسید. روش انتخاب شده برای تحلیل داده های به دست آمده، روش هفت مرحله ای کلایزی بود. یافته های حاصل از پژوهش حاضر چهار طبقه ی اصلی ادراک نسبت به خود، تعاملات بین فردی در خانواده، تعاملات بین فردی با دوستان و تعاملات بین فردی در مدرسه را ارائه داد. همچنین 8 زیر طبقه در این پژوهش وجود دارد که 55 سازه ی مفهومی از دیگر یافته های حاصل از این پژوهش را نشان می دهد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اگرچه تک فرزندی دوره ای است که می تواند برای افراد و به طور خاص نوجوانان مزایایی را به همراه داشته باشد اما درعمل نوجوانان تک فرزند با چالش ها و مسائل متعددی روبرو بوده اند. به نظر می رسد متخصصین سلامت روان با بهره گیری از نتایج این پژوهش می توانند به درک عمیق تر و بهتری از نوجوانان تک فرزند دست پیدا کنند.
The Role of Job Crafting and Work-Life Balance in Employee Engagement
حوزههای تخصصی:
Employee engagement is a crucial factor in ensuring organizational success. It involves employees being able to be themselves at work and putting in extra effort to help their company thrive. To achieve this, it is essential to identify the factors that can predict employee engagement. Therefore, this research aims to examine the role of job crafting and work-life balance in employee engagement. The study's statistical population consisted of employees from the University of Sistan and Baluchestan. A sample of 119 individuals was selected using convenience sampling. The research tools were the Job Crafting Questionnaire, the Work-Life Balance Questionnaire, and the Employee Engagement Questionnaire. The results showed that there is a significant and direct correlation between job crafting and work-life balance with employee engagement (P<.001). Based on the results of Structural Equation Modeling the task job crafting, flexibility on work schedule and workplace support had positive and significant effects on employee engagement
Comparing the Effectiveness of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy (ISTDP) and Acceptance and Commitment Therapy Enriched with Compassion on the Components of Dysfunctional Communication Beliefs in Women Seeking Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
93-104
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aims to compare the effectiveness of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy (ISTDP) and Acceptance and Commitment Therapy (ACT) enriched with compassion in altering dysfunctional communication beliefs among women seeking divorce. Methods: Statistical population of this study consisted of all women seeking divorce in District 4 of Tehran city in the year 2021, who were selected from counseling centers supervised by the Organization of Psychology and Welfare through convenience sampling. Next, Eidelson and Epstein’s (1982) Communication Beliefs Questionnaires were distributed for completion, and 45 individuals who scored high on these scales were selected as the sample and randomly placed into two experimental groups and one control group (each group consisting of 15 individuals). For data analysis, descriptive statistical methods (frequency indices, mean, and standard deviation) and inferential statistics (multivariate repeated measures analysis of variance) using SPSS-24 were employed. Findings: Results indicated no significant difference between the ISTDP and ACT enriched with compassion in altering dysfunctional communication beliefs. Both groups showed improvement compared to the control group, but no significant difference was noted between the two in terms of effectiveness. Conclusion: Both ISTDP and ACT enriched with compassion are effective in reducing dysfunctional communication beliefs among women seeking divorce, with no significant difference in effectiveness between the two. This suggests that both therapeutic approaches can be beneficial in this context. Future research should consider broader and more diverse samples, longer follow-up periods, and comparisons to active control groups to further understand the sustained impact and efficacy of these therapies.