فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی نیروی کار ایرانی در قفقاز تجربه های زیسته متفاوت از آنچه که در ایران داشت، پشت سر گذاشت که یکی از مهمترین این تجربه ها در زمینه نوع اشتغال، ساعات کار و دستمزد آنان اتفاق افتاد. براین اساس هدف مقاله حاضر واکاوی تجربه زیسته این افراد در زمینه های یاد شده است. لذا تلاش شده تا با رویکرد تاریخ از پایین و الهام گیری از روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این پرسش پاسخ داده شود که نیروی کار ایرانی در قفقاز در سپهرهای حیات اجتماعی؛ یعنی اشتغال، ساعات کار و دستمزد چه تجربه ای پشت سر گذاشت و این تجربه چه نسبتی با هستی طبقاتی آنان داشت؟ نتیجه مطالعات که مبتنی بر گردآوری داده ها از منابع آرشیوی است، نشان می دهد: هستی طبقاتی مهاجران ایرانی با تجربه زیسته آنان در یک رابطه علت و معلولی قرار داشت؛ یعنی نیروی کار ایرانی به علت نوع هستی طبقاتی (عدم برخورداری از سرمایه مادی، ابزار تولید و دانش و مهارت) که داشتند، بیشتر در صنعت نفت، معادن، کشاورزی، اسکله ها و غیره به عنوان کارگر بیش از 12 ساعت کار می کردند اما به لحاظ دریافتی مالی در پایین ترین سطح قرار داشتند. بدین صورت که با توجه به نوع کاری که انجام می دادند میانگین بین 12 تا 21 روبل دریافت می کردند که مقداری از آن بابت جریمه و رشوه کم می شد.
چالش های مدیریت صنعتی سازی در دورۀ حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش برای توسعه صنعتی ایران تا پیش از دوره پهلوی دوم، خارج از چارچوب و برنامه ای مدون و مشخص و به صورت دستوری انجام شده بود؛ اما در دوره حکومت محمدرضاشاه پهلوی با تدوین برنامه های توسعه عمرانی بلندمدت و به موازات آن تأسیس یک نهاد برنامه ریز به نام سازمان برنامه، برای اولین بار، صنعتی سازی کشور در مسیری از پیش طراحی شده قرار گرفت. با این وجود، بررسی روند توسعه صنعتی در طول این دوره حکایت از بروز چالش های متعدد مدیریتی در امر صنعتی سازی کشور دارد. مقاله حاضر با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که چالش های مدیریتی در مقاطع مختلف این دوره چه بوده اند؟ نتایج حاصل از بررسی اسناد و منابع در این پژوهش نشان از آن دارند که مدیریت صنعتی سازی کشور هیچ گاه به عنوان امری مستقل از مدیریت سیاسی کشور نبوده و توسعه صنعتی در تمام طول این دوره همچنان بر اساس سازوکارهای سنتی مدیریت در ایران پیش می رفت. در چنین سازوکاری نقش و اختیارات نهادها، مدیران و متولیان صنعتی متأثر از عوامل داخلی و خارجی مرتب دستخوش تغییر می شد و اصطکاک و مناقشه ای دائم میان آنها پدید می آمد. به علاوه از شکل گیری یک سازوکار علمی و تحقق اهداف پیش بینی شده در برنامه های صنعتی ممانعت می شد.
چگونگی انعکاس قیام زنگیان (255- 270ه. ق) در تاریخ طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیام زنگیان یکی از مهم ترین حرکت هایی است که در نیمه قرن سوم هجری در محدوده قلمرو خلافت عباسی به وقوع پیوست. این قیام به لحاظ سیاسی و اقتصادی اهمیت بیشتری یافت و در مدت زمان زیادی تلاش دستگاه خلافت بر مهار آن متمرکز شد. تاریخ طبری منبع اصلی و نخستین در بیان اخبار و رخدادهای مربوط به قیام زنگیان است. سلسله مباحث مربوط به تحولات قیام و نحوه بازتاب آن در تاریخ الرسل والملوک با توجه به روش تاریخ نگاری طبری، قابلیت تبدیل شدن به موضوع پژوهشی دارد. براساس این، سوال بررسی شده در این مقاله به چگونگی بازتاب قیام مزبور در تاریخ طبری اختصاص یافته که با روش توصیف و تحلیل تاریخی ارزیابی شده است. با بررسی صورت گرفته این نتیجه حاصل شد که اندیشه طبری بر محور «دفاع از خلافت، ضرورت حفظ جایگاه آن و رد هرگونه حرکت اعتراضی و جنبشی» شکل گرفته است. چگونگی بازتاب قیام و تحولات آن در تاریخ طبری نیز از همین موضوع متأثر است که در قالب سه نمونه متجلی شده است: نخست، در گزارش های طبری به ابعاد، زمینه ها و جوانب احتمالی دیگری از شکل گیری و یا ماهیت قیام پرداخته نشده است. دوم، به صراحت درباره قیام و رهبران آن قضاوت شده است. سوم، کلیه اقدامات و فعالیت های زنگیان، ذیل غارتگری شهرها، ویرانی آبادی ها و کشتار گسترده مردم بیان شده است.
بررسی تقسیمات کشوری و عوامل مؤثر بر آن در دوره ی قاجار تا پایان حکومت ناصری (1313ق.-1210)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
30 - 60
حوزههای تخصصی:
تقسیم بندی کشوری که در راستای اداره بهتر امور حکومت ها ایجاد می شد؛ در ایران از سابقه طولانی برخوردار است. در دوره قاجار نیز برای نظارت بهتر بر امور کشور این تقسیمات وجود داشت؛ ملاک تقسیمات در تمام دوران قاجار یکسان نبود. عواملی چند در این تقسیمات مؤثر بود. این مقاله برآن که با روش کتابخانه ای و نگارش توصیفی- تحلیلی به واکاوی چگونگی تغییرات در تقسیمات کشوری و عوامل مؤثر بر آن در دوره قاجار از ابتدا تا پایان دوره ناصری بپردازد. هدف این پژوهش ترسیم تقسیمات کشوری دوره قاجار و تغییر و تحولات آن در این دوره از ابتدا تا پایان دوره ناصرالدین شاه است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که در تقسیم بندی ایالات و ولایات در دوره قاجار گذشته از وامداری از حکومتهای پیشین، عوامل داخلی شامل عوامل طبیعی, انسانی همچنین نظر حکومت مرکزی و میزان وابستگی حکام به شاه و دربار و عوامل خارجی مانند حملات خارجی ، قراردادهای تحمیلی دول بیگانه موجب تغییرات مهمی در تقسیمات کشور ی شده است.
کودک همسری در جراید عصر مشروطه تحلیلی تاریخی از رویکرد روزنامه های عصر مشروطه به پدیده کودک همسری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات و دگرگونی های ناشی از انقلاب مشروطیت عمدتاً در زمینه های سیاسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است، در حالیکه مشروطیت گفتمان های انتقادیِ فرهنگی و اجتماعی در ربط با حیات و زندگی دختران و زنان ایرانی را هم موجب گردید و مسائل و الگوی زیست سنتی آنان را مورد توجه و نقد قرار داد. در این فضای دگرگون شده و در پیوند با مسائل دختران و زنان، تلاش های بزرگی صورت گرفت تا پدیده ها و مسائلی چون کودک همسری و ازدواج زودهنگام مجال طرح عمومی در روزنامه ها پیدا کند و از این رهگذر هنجارهای گذشته به چالش کشیده شود. تأسیس روزنامه های زنان مکان و محلی تأثیرگذار برای طرح مسائل دختران و زنان شناخته شد. برخی روزنامه های عصر مشروطه به ویژه روزنامه های زنان و نویسندگان زنِ جراید زن نگار، جریان و گفتمان انتقادی را با استفاده از متن نوشتاری و تصویر در ربط با زیست سنتی دختران و زنان شکل دادند و تغییر در آن را از زمینه های تحول اجتماعی در جامعه ایران دانستند. گفتمانی که در زمانه خود بسیار پیشروانه و جسورانه به شمار می رفت. این مقاله چرایی و چگونگی رویکرد جراید عصر مشروطه به ویژه روزنامه های زنان به مسئله کودک همسری و علل و پیامدهای مختلف آن را تحلیل و بررسی کرده است.
ماوراءالنهر در نقشه های کهن: رمزگشایی از میراث گمشده جغرافیای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی ماوراءالنهر، یکی از سرزمین های اسلامی، در نقشه های اسلامی از قرن سوم تا سیزده هجری (نهم تا نوزده میلادی) می پردازد. نقشه ها به عنوان یکی از اسناد معتبر و مهم برای درک نظام سیاسی و تقسیمات سرزمین ها در دوره های تاریخی شناخته می شوند. مقاله حاضر به تحلیل موقعیت ماوراءالنهر در این نقشه ها، گستره شهرها، عوارض طبیعی و مفاهیم مرتبط با هدف شناسایی مکان ها و تعیین موقعیت صحیح آنها، و معرفی محتوای این اسناد مهم و نشان دادن سهم نقشه نگاران مسلمان و ایرانی در میراث علمی و جغرافیایی تمرکز دارد. محقق تلاش کرده است با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی و تحلیل مضمون چهارده نقشه خطی از مکاتب بلخی، هفت کشور یونانی و مکتب نجیب بکران موجود در مراکز آرشیوی، تطابق هایی بین جایابی های نقشه نگاران و موقعیت های کنونی آنها ارائه دهد. این بررسی به ویژه در شناسایی موقعیت برخی شهرها که به دلایل مختلف از بین رفته یا در مکان های نادرستی جانمایی شده اند، اهمیت دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نقشه نگاران اسلامی پس از گذشت سده های نخستین، و به کمک بازدیدهای میدانی و اطلاعات روزآمد شده، جایابی های دقیق تری از ماوراءالنهر ارایه کرده اند. از سویی فراوانی آبادی ها و شهرها در ماوراءالنهر نشان از رونق بالای این منطقه در دوره مورد نظر دارد. از این نظراین مقاله نه تنها به غنای دانش جغرافیای تاریخی می افزاید بلکه به پژوهشگران امکان می دهد تا درک عمیق تری از تحولات تاریخی و جغرافیایی سرزمین ماوراءالنهر داشته باشند و نقش آن را در دوران اسلامی بهتر بشناسند.
بررسی فرآیند و عوامل تجدیدنظر در برنامۀ عمرانی پنجم(1356/ 1352ش) در دوران پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه عمرانی اول(1327/1334ش)و دوم (1341/1335ش)، به ترتیب دوران شروع و تثبیت برنامه ریزی توسعه درتاریخ ایران به شمار می روند، این برنامه های هفت ساله گرچه به نتایج موردانتظار نرسیدند اما از آن جهت که آغازگر تحول در نظام برنامه ریزی کشور بودند از جایگاه مهمی برخوردار هستند. برنامه عمرانی سوم (1346/1341ش) و چهارم(1351/1347ش) از برنامه های موفق دوران پهلوی بودند به طوری که برنامه عمرانی سوم بعنوان اولین برنامه جامع توسعه درایران ازنظر رشداقتصادی 6درصد نسبت به میزان رشد هدف گذاری شده، پیشی گرفت و برنامه عمرانی چهارم ازنظر میزان رشداقتصادی موفق ترین برنامه در ایران تاکنون بوده است. بعداز تدوین برنامه عمرانی پنجم(1356/1352ش)، وقوع تحولات داخلی و بین المللی، زمینه شکاف دربین مدیران-سازمان برنامه و مسئولان کشور را فراهم ساخت به ترتیبی که این برنامه یک سال بعد از تصویب و اجرا، مورد تجدید نظراساسی قرارگرفت، این برنامه نخستن و تنهاترین برنامه در تاریخ برنامه ریزی توسعه در ایران تاکنون بوده که مورد بازنگری قرارگرفته است. هدف پژوهش پاسخ به این سئوال است که اصلی ترین عوامل تجدیدنظر در برنامه عمرانی پنجم چه مواردی بوده است؟.این پژوهش، کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی انجا م شده-است.چهار عامل1.افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و رشد درآمدهای ارزی ایران،2. علاقه حاکمیت به توسعه صنعتی و زیربنایی به صورت همه جانبه و شتابان،3. اختلافات مقامات سیاسی و مدیران سازمان برنامه و بودجه و 4. تلفیق برنامه های عمرانی پنچ ساله با بودجه سنواتی را می توان به عنوان عوامل اصلی تجدیدنظر در برنامه عمرانی پنجم معرفی کرد.
نقش سازمان های بین المللی، در پیوند نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی (۱۳۲۸-۱۳۵۷.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی جدید، یکی از مهمترین نهادها در فرآیند ساخت اجتماعی ملی و بین المللی در جوامع جدید است. تحولات نظام آموزشی ایران از زمان استقرار در دوره پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، با مداخلات سیاسی و اقتصادی بیگانگان صورت گرفت. اما در زمینه تاثیر این مداخلات در شکل دهی به نظام آموزشی، و نقش این تحولات نهادی در ساخت اجتماعی ایران، مطالعات تحلیلی گسترده ای صورت نگرفته است. پرسش اصلی ما بررسی نقش برنامه سازمان های بین المللی تاسیس یافته پس از جنگ جهانی دوم، در ایجاد پیوند میان نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی است. فرضیه این پژوهش، وجود ارتباط میان تحولات نظام آموزشی در ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی در دوره پس از جنگ برای نظم جهانی دوم است و به لحاظ رویکرد، این مطالعه در حوزه رویکرد نهادی به مطالعات آموزشی قرار دارد. برای بررسی این فرضیه به روش کتابخانه ای و اسنادی، به ویژه با بررسی اسناد برجای مانده از طرح های توسعه ای که توسط سازمان ها و مشاوران خارجی در بازه سال های ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۷ تدوین شده است مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه اصلی این پژوهش یافتن خطوط برنامه ریزی آموزشی با محوریت «هدایت شغلی و تحصیلی» در زمینه ایجاد تقسیم کار مبتنی بر ضرورت های بین المللی، و همچنین تغییر در برنامه درسی مدارس در جهت گسترش سبک های زندگی مصرف گرای شهری، در جهت توسعه مصرف کالاهای صنعتی در بستر تجارت آزاد جهانی است.
گونه شناسی الگوهای بَرخال نقش برجسته های سنگی در تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
61 - 82
حوزههای تخصصی:
نقش برجسته های تخت جمشید که درسرزمین پارس و در دوره هخامنشیان پدید آمده اند، به عنوان آثاری ارزشمند در هنر سنگ نگاری، بازتاب دهنده تأثیرات ژرف و الهام بخش از فرهنگ ها و تمدن های متنوعی همچون اقوام کهن پارسی، آشوری، اورارتویی، مادی، ایلامی و حتی مصری هستند. این آثار هنری که بر گستره سنگی این مکان تاریخی نقش بسته اند، با ظرافت و دقت اجرایی بالا، ترکیبی از زیباشناسی بومی و عناصر فرهنگی و هنری دیگر تمدن ها را به تصویر می کشند. نکته قابل توجه دیگر در این نقش برجسته ها وجود شباهت هایی میان نقش آنها و هندسه بَرخال با الگوهایی برگرفته از طبیعت است که در بازنمایی نقش های نوین در هنرهای باستانی ایران مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، شناخت الگوهای برخال و شناسایی ویژگی های آنها در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید است و قصد دارد به دو پرسش الگوهای برخال در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید چیستند؟ و گونه های متنوع نقش های بَرخال در نقش برجسته های سنگی تخت جمشید از چه ویژگی هایی برخوردارند؟ پاسخ دهد. در این راستا، داده های پژوهش با مطالعات کتابخانه ای (مقاله و کتاب) گردآوری شده و 13 نمونه مطالعاتی، به روش توصیفی-تحلیلی با دانش گونه شناسی خوانش و طبقه بندی می شوند. نتیجه چنین است که در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید، سه الگوی «خودمتشابه»، «تکرارشونده» و «خردمقیاس» برخال قابل تشخیص است که از نوع «همسان، متشابه و منظم» بَرخال هستند. این نقش های به دلیل تکثیر، تکرار و تقلیل جزءنقش ها، سه گونه «نقش های بَرخال تقلیل درون گرا»، «نقش های بَرخال تکثیر برون گرا» و «نقش های برخال تکراریکسان» را با ماهیتی ساده و یا پیچ درپیچ، بر گستره نقش برجسته های سنگی هخامنشی با وجود محدودیت های اجرایی نمایش می دهند.
تحلیل ابعاد گفتمان تساهل و مدارا در دیوان حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
309 - 337
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: دیوان شمس الدین محمد حافظ شیرازی، سندی ارزشمند در اخلاق، رفتار اجتماعی و آموزه های تمدنی ایران است. یکی از مفاهیم کانونی دیوان حافظ گفتمان تساهل، و مدارا است. هدف این پژوهش تحلیل، تفسیر و تبیینِ ابعاد و تجلیات این گفتمان است.
روش/رویکرد: در این پژوهش از روش تحلیل گفتمان سه بُعدی نورمن فرکلاف و نظریات تئون وندایک درباره ایدئولوژی و شناخت استفاده شده است. در این روش داده های متنی در سه ساحت کاربردشناسی زبان، بازشناسی گزاره های مفهومی و ایدئولوژیک و کردارشناسی گفتمانی صورتبندی شده است.
یافته ها/نتایج: نتایج به دست آمده نشان می دهد که حافظ هماره از زبان محترمانه و پاکیزه و گاه طنز بهره گرفته است که تجلی گفتارشناختی تساهل و مدارا است. محوریت عشق در ایدئولوژی و جهان بینی، نسبیت فلسفی حقیقت، تکثرگرایی، تصریح به پنهان بودن حقیقت و شمول گرایی، باور به رحمت عام پروردگار، رواداری و امیدواری به لطف خدا و هستی، توصیه به مروت و مدارا از گزاره های مفهومی گفتمان تساهل و مدارا در دیوان حافظ هستند. همچنین تحلیل کردارشناختی نشان می دهد تأکید شاعر بر اخلاق خوب، همزیستی مسالمت آمیز، پوشاندن عیب و خطای دیگران، نکوهش عیب جویی و آزار، تصویر شخصیت آرمانی پیر مغان و خلق شخصیت رازناک رند نیز از جمله تجلیات تساهل و مدارا هستند.
ردپای آغازین ایرانیان در شکل گیری آرمان شهریاری چین باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
295 - 330
حوزههای تخصصی:
جایگاه فرمانروا در ساختار سیاسی چین از مهمترین ارکان اندیشه سیاسی در چین باستان به شمار میرود. چینیان باستان از دیرباز فرمانروا را «پسر آسمان» (به چینی tiānzǐ) می نامیدند و خاستگاهی نیمه الهی برای مقام وی قائل بودند. بر این اساس می توان نهاد امپراتوری در چین باستان را نوعی «پادشاهی مقدس» تلقی کرد. قدمت استفاده از لقب «پسر آسمان» به استقرار دومین دولت تاریخی چین باستان یعنی دوره دودمان جو (۱۰۴۶-۲۵۶ ق.م.) می رسد و تا سده بیستم میلادی و واژگونی نظام امپراتوری همچنان یکی از مهم ترین القاب امپراتور در حوزه سیاسی چین باقی ماند. با این حال، خاستگاه این نهاد به ندرت محل توجه پژوهشگران بوده است. از آنجا که این لقب در دوره نخستین دودمان تاریخی چین یعنی شانگ ( حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ ق.م.) مشاهده نمی شود، خاستگاه و نحوه شکل گیری آن به خوبی مشخص نیست و عموماً فرض شده است که برساخته دودمان جو برای مقاصد مشروعیت بخشانه بوده است. برخی پژوهشگران نیز پیشنهاد کرده اند این باور ریشه در میراث مشترک میان مردم چین باستان با بیابان گردان آلتایی یا اقوام تبتی-برمه ای دارد. مقاله حاضر با تحلیل روایات اساطیری اقوام سکایی در متون کلاسیک و نیز شواهد خط میخی بر آن است تا نشان دهد که پیش از دودمان جو، می توان ردپای لقبی مشابه آن را به صورت «پسر خدا/ آسمان» در میان بیابان گردان ایرانی استپ های جنوب روسیه و آسیای مرکزی (سکاها) و و آریایی های مهاجر به آسیای غربی در هزاره دوم ق.م. مشاهده کرد. بنابراین لقب چینی «پسر آسمان» در حقیقت وام گرفته شده از لقب «پسر خدا/آسمان» آغازین ایرانیان است که احتمالاً نیاکان دودمان جو به واسطه مجاورت با بیابان گردان غرب چین از طریق آسیای مرکزی اخذ کرده اند.
مواجهه روایت شناسی و باستان شناسی (تحلیل الگوهای روایی دست ساخته هایِ تمدن جیرفت بر پایه گونه شناسی روایت دیداریِ فرانس ویکهاوف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش آثار باستانی، نخستین گام پس از عمل کاوش است؛ از این رو، پرداختن به اشیائ باستانی به عنوان رکن اساسی علم باستان شناسی، به ویژه توجه به مسائل روش شناختی جهت تحلیل دست ساخته های تاریخی امری ضروری می نماید؛ به عبارت دیگر، لزوم به کارگیریِ ظرفیت های روش شناختی نو، با تأکید بر رابطه میان رسانه بصری و دست ساخته باستانی به عنوان منابع اطلاعاتی ارزشمند، کانون بحث حاضر را تشکیل می دهد. در همین راستا، در سه دهه اخیر روایت شناسی دیداری نیز به مثابه روشی نوپدید در تاریخ هنر معاصر، در کنار دیگر حوزه های بینارشته ای، جهت تحلیل معانی متون بصری و شناخت ژرف تر اسناد مکشوف باستانی موردتوجه قرار گرفته است. روایت شناسی دیداری از -مکتب نخست ویَن- سربرآورد؛ مبانی نظری آن، عمدتاً بر محور ایجاد تاریخ هنرِ علمی، صرف نظر از هرگونه داوری زیبایی شناختی، هم چنین تدوین یک روش دقیق تحلیلی که به وسیله آن بتوان کلیه دست آفریده های فرهنگی را مورد خوانش قرار داد استوار بود. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز شناسایی شیوه های مختلفی است که ازطریق آن آفرینندگان این آثار به خلق انواع روایت ها ی داستانی و انتقال معانی، به واسطه سه شاخص: «شخصیت»، «مکان صحنه» و «حرکت» پرداخته اند؛ بنابراین با استفاده از نظام گونه شناختی روایت تصویری «فرانس ویکهاوف» در مکتب وین، گونه های بنیادین روایت برروی شش نمونه مطالعاتیِ تمدن باستانی جیرفت مورد بررسی قرار گرفت. درنتیجه، پس از بررسی بسامد یا بیشینه گونه های پرتکرار درمیان نمونه های تصویری تمدن جیرفت، نشان داده شد که الگوهای روایت دیداری در این تمدن باستانی هم چنان از گستره نظام گونه شناختی ویکهاوف تبعیت می کنند. درنهایت به کمک تحلیل گونه شناختی، نمونه های موردمطالعه منطبق بر الگوهای روایی منفرد، تداومی و تکاملی ویکهاوف، در قالب یک جدول صورت بندی شد.
لزوم بازخوانی الحاقات معماری در بناهای تاریخی (نمونه موردی: بنای تاریخی پیر بکران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۳۸۵-۳۵۵
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، آثار معماری ممکن است مورد مرمت، تغییر کاربری، گسترش فضایی و الحاق نمودن عناصر معماری قرار گیرند. پرداختن به الحاقات، در راستای خواناسازی، مرمت تکمیلی یا دخل و تصرف در عناصر سازنده اثر، مسأله ای پیچیده خواهد بود. در فرآیند مرمت، انتخاب لایه ها جهت حفاظت، تثبیت و یا تخریب -جهت افزایش شناخت و حفاظت از لایه ها- در دستور کار قرار خواهد داشت که دلایل وجودی هر یک از لایه ها، زمینه اقدامات اصولی را رقم خواهد زد. این پژوهش هدفمندی ایجاد لایه های تاریخی در طول زمان را به عنوان فرضیه خود در نظر دارد؛ هم چنین با هدف تبیین اهمیت شناخت علت شکل گیری لایه های تاریخی در فرآیند حفاظت به دنبال پاسخ به پرسش هایی چون: جایگاه لایه های تاریخی در تصمیمات حفاظتی چیست؟ و فرآیند تکامل یک بنا چگونه اتفاق می افتد؟ است. این پژوهش، ازجمله پژوهش های کاربردی و توسعه ای، از لحاظ راهبرد در زمره راهبردهای ترکیبی و تلفیق روش های تحقیق چندگانه است که با استفاده از اسناد بایگانی شده، کار میدانی و با تکیه اساسی بر روش تحقیق بر پایه نمونه موردی و تحلیل داده ها به صورت کیفی خواهد بود. جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای، اسنادی و تکیه بر مشاهدات میدانی بوده است. جهت تبیین موضوع، محتوا و شناخت پدیده در متن زندگی واقعی به صورت یکپارچه و عمیق، نمونه موردی بنای پیربکران به دلیل ویژگی های معماری و لایه های تاریخی با اهمیت انتخاب شده است و مسیری که باید جهت شناخت ابنیه دارای لایه های تاریخی مختلف برداشته شود را نمایش می دهد. نهایتاً این پژوهش بر این موضوع صحّه می گذارد که حفاظت از بناهای تاریخی باید با دریافت و درک صحیح از اثر و تمامی جوانب آن آغاز شود و در طول فرآیند حفاظت ادامه یابد. شناخت دقیق اثر از حیث وجودی و ماهیتی، شناخت تمامی لایه های تاریخی و چرایی ایجاد آن ها در طی توسعه و تکامل اثر تا زمان رسیدن به عصر حاضر بخشی از مطالعه پیرامون اثر است که شالوده مرمتی درخور را رقم می زند.
استعاره ندیداری در نی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۱) ویژه نامه مطالعات آسیای صغیر
120 - 140
حوزههای تخصصی:
با افزودن اصطلاح استعاره ندیداری و نشان دادن سازوکار آن گستره شناختْ گسترش می یابد. این ابزار کمک می کند قلمرو تخیل را که سازنده ساختار اسطوره ای بخشی از ذهن بشر در ساختمان زبان اوست از قلمرو ادراک حسی و دریافت درون نگرانه ممتاز کنیم تا هستی ندیداری را از هستی پدیداری بازشناسیم. این پژوهش به چگونگی ساخت، کارگرفت و کارکرد استعاره ندیداری پرداخته و نی نامه مولانا را به عنوان نمونه ای مستطاب برگزیده و با این ابزار سنجیده است.
بررسی ساختار و پلان چهارتاقی های ساسانیان در ناحیه اصفهان و نحوه استقرار آنها با استناد به تصاویر ماهواره ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
53 - 70
حوزههای تخصصی:
اصفهان با داشتن شرایط زیست محیطی و آب وهوای مناسب از دیرباز زیستگاه مورد توجه جوامع بشری بوده است. از جمله آثار مهم باستان شناختی و در عین حال بحث انگیزی که در ناحیه اصفهان قرار گرفته اند، چهارتاقی ها و آتشکده های دوره ساسانی هستند. بررسی نحوه استقرار چهارتاقی های این منطقه می تواند کمک زیادی به سایر پژوهش های تاریخی و باستان شناسی و باستان شناختی مربوط به یک منطقه بنماید. پیشرفت چشمگیر علم باستان شناسی بی گمان به واسطه استفاده مناسب از دانش روز و به کارگیری سایر علوم بوده است. عکس های هوایی و ماهواره ای و سنجش از راه دور یکی از این دانش هاست که باستان شناسی توانسته از آن بهره های فراوانی ببرد. دراین پژوهش سعی بر آن است تا علاوه بر بررسی فاصله چهارتاقی ها تا آبادی، فاصله تا محل زراعت، فاصله تا منابع آب و دامنه کوه و موقعیت استقرار آنهاو ... به مطالعه عناصر و ویژگی های معماری و بررسی تزیینات و مصالح به کار رفته در چهارتاقی های شاخص این منطقه مانند چهارتاقی نیاسر، شیرکوه، نطنز، قلعه دار وخرمدشت و دلایل وفور آنها در این منطقه در مقایسه با سایر مناطق در دوره ساسانی پرداخته شود. همچنین، به مطالعه این ابنیه با استفاده از عکس های هوایی و ماهواره ای از نظر موقعیت استقرار یا در ارتباط با پدیده های طبیعی و غیر طبیعی مجاور نیز دقت شده است.
مطالعه تطبیقی وضعیت آموزشی گیلان در دوره های قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
71 - 94
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل بنیادی و حائز اهمیت در شناخت وضعیت اجتماعی و سیاسی هر جامعه، بررسی و مطالعه ساختار و وضعیت نهادهای آموزشی آن جامعه است. به عبارت دیگر وضعیت و ساختار آموزشی هر جامعه زیربنای تحولات اجتماعی و سیاسی آن به شمار می رود؛ از این رو مطالعه صحیح آن می تواند به شناخت بهتر ساختار اجتماعی و سیاسی آن جامعه در بازه های زمانی مختلف منتج شود. وضعیت آموزشی گیلان در دوره معاصر، به دلیل کمبود اسناد و مدارک مربوط، تاکنون کمتر مورد توجه پژوهشگران تاریخ معاصر قرار گرفته است. لذا با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با تکیه بر اسناد و مکتوبات دوره قاجار و پهلوی و با شیوه توصیفی_تحلیلی به مطالعه تطبیقی وضعیت آموزشی گیلان در دوره های قاجار و پهلوی بپردازد. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که ساختار آموزشی گیلان که تا دهه های ابتدایی دوره قاجار بیشتر به شیوه سنتی اداره می شده، از اواسط این دوره و هم راستا با سایر مناطق کشور به سمت نوین شدن خیز برداشته است. این روند در سال های پس از مشروطه و به ویژه در دوره پهلوی، متأثر از فضای سیاسی جامعه، شدت و سرعت بیشتری پیدا و فراز و فرود زیادی را تجربه کرده است.
منابع تاریخی مسیحیان سریانی از صدر اسلام تا پایان دوره اموی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
95 - 120
حوزههای تخصصی:
با آغاز فتوحات اسلامی سریانی زبانان عراق، شامات و غرب ایران به بازتاب این درگیری ها و سپس توصیفاتی از اسلام و مسلمانان در نگاشته های خویش پرداختند که هر روز بیشتر مورد توجه و استفاده پژوهشگران تاریخ صدر اسلام قرار می گیرند. با توجه به اهمیت تبیین بافتار تاریخی پیدایش این متون، نقاط قوت و ضعف، و سیر تطور این متون در بهره گیری از آن ها، نوشتار پیشِ رو به روش توصیفی-تحلیلی به این مهم پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد این نگاشته ها در مقایسه با منابع تاریخی اسلامی و نیز سایر منابع غیراسلامی از مزیت هایی چون نزدیکی زمانی نویسندگان به رخدادهای گزارش شده، نگاه بیرونی به اسلام و مسلمانان، زندگی در جامعه اسلامی و داشتن اطلاعات دست اول، برخورداری از اطلاعات بیشتر در مقایسه با سایر منابع غیراسلامی، برخوردارند. اما نقاط ضعف آن ها را در در دسترس نبودن همه این متون، داشتن ماهیت دینی و جدلی، جانبداری های فرقه-ای و تصویر نادرست و اغراق آمیز از اسلام و مسلمانان جستجو کرد. پیدایش و تطور این متون تا پایان دوره اموی را می توان در چهار مرحله زیر مورد بررسی قرار داد: یکم: اشاره پراکنده به فتوحات؛ دوم: نخستین اشارات به اسلام و نخستین تلاش ها برای تبیین فلسفه فتوحات؛ سوم: واکنش به سیاست های اسلامی-عربی سازی عبدالملک بن مروان؛ چهارم: واکنش به تثبیت حکومت و دین در دوره عبدالملک و پس از آن. از مرحله چهارم روابط اجتماعی، سیاسی و الاهیاتی گسترده تری میان مسلمانان با مسیحیان سریانی صورت می گیرد و در نتیجه جزئیات بیشتری از اسلام و جامعه اسلامی در این متون پدیدار است.
بررسی بازتاب اوصاف و سیمای جعفربن ابی طالب، جعفر طیّار(ع) در شعر کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
30 - 57
حوزههای تخصصی:
جعفر بن ابی طالب، که به ذوالجناحین و طیّار شهرت یافته است، جایگاه ویژه و اوصاف مهمی دارد که باعث شده از همان آغاز مورد توجه شاعران عرب و عجم قرار گیرد و شاعران او را به عنوان سمبل و نماد شجاعت و عبادت و پارسایی معرفی کنند و در شعر از او مثل زنند. از این روی در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و شیوه کتابخانه ای، سیما و اوصاف حضرت جعفر در شعر فارسی بررسی و تحلیل گردیده است. از بررسی موضوع این نتایج به دست آمد: علاوه بر آن که شاعران مهم عرب همچون حسّان ثابت انصاری، کعب بن مالک در باره او شعر سروده اند؛ در شعر فارسی نیز اوصاف او مورد توجه شاعران بزرگ فارسی زبان قرار گرفته است و شاعر نامداری چون مولوی در مثنوی و غزلیات شمس، ابیات فراوانی را در باره او سروده است؛ همچنین شاعرانی مانند سنایی، عطار، ناصرخسرو، خواجو و دیگر بزرگان در باره او اشعاری سروده و یا از او در اشعار یاد کرده اند. سخن پیامبر اکرم در باره او، که خداوند به جای آن دو دست، دو بال عطا فرمود که بدانها در بهشت پرواز کند، باعث شده که به طیّار و ذوالجناحین شهرت یابد و بیشترین مضامین و تصاویر شاعران پارسی نیز به همین موضوع اختصاص یافته است. همچنین تقابل جعفر طیّار و جعفر طرّار؛ همراه کردن و مقارنه ایشان با بزرگانی مانند حضرت عباس، امام علی، امام حسین و دیگر بزرگان و همچنین بهره گیری از اوصاف حضرت جعفر در مدح ممدوح، از دیگر مضامین شعری شاعران بوده است.کلیدواژها: جعفر بن ابی طالب، جعفرطیّار،جعفر طرّار، ذوالجناحین، شاعران فارسی زبان.
تأثیر قتل رابرت ایمبری بر سیاست های نفتی آمریکا و بریتانیا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
101 - 127
حوزههای تخصصی:
قتل ایمبری در سال 1303ش. اندکی پیش از تغییر سلطنت در ایرانِ عصر قاجار درهم تنیدگی زیادی با سیاست های داخلی و خارجی ایران داشت. موضوع نفت، تثبیت قدرت سیاسی و اقتصادی بریتانیا در ایران، به حاشیه راندن شرکت های نفتی آمریکایی توسط بریتانیا، بحث جمهوری خواهی در ایران، محدودیت فعالیت های مطبوعاتی و آزادی بیان توسط دولت و برخی دیگر از مسائل پیدا و پنهان مسائل سیاسی ایران با این حادثه به صورت مستقیم و غیرمستقیم پیوند یافت. قربانی شدن ایمبری توسط اوباش و متعصبان مذهبی، بهانه ای شد که بریتانیایی ها به رُقبای تازه به میدان آمده خود در عرصه اقتصاد نفتی خاورمیانه بفهمانند که دیپلماسی نفتی ایران در کَفِ قدرت آن هاست. در پژوهش حاضر، پرسش اصلی این است که ماجرای سقاخانه و قتل ایمبری چه تأثیری بر تحولات داخلی و قراردادهای نفتی ایران با بریتانیا داشته است؟ یافته های پژوهش با تکیه بر اسناد آرشیوی، خاطرات و گزارش های تاریخی نشان می دهد تکاپوهای ایمبری جهت نزدیکی کمپانی های نفتی آمریکایی با دولت ایران جهت همکاری و اخذ امتیازات نفتی، بهانه ای در اختیار انگلیسی ها قرار داد تا آن ها درصدد حذف ایمبری برآیند. از سوی دیگر، ازنظر داخلی نیز واقعه سقاخانه و مرگ ایمبری مورد بهره برداری رضاخان قرار گرفت و بهانه ای برای سرکوب کنشگران سیاسی از سوی وی شد. رضاخان با ایجاد حکومت نظامی ناشی از قتل ایمبری به اِعمال سیاست های خود جهت بسترسازی پایه های سلطنت خویش پرداخت. در پژوهش حاضر از روش توصیفی تبیینی استفاده شده و تلاش می شود با استفاده از اسناد و داده های کتابخانه ای و آرشیوی، تا حد امکان پاسخی مناسب برای پرسش پژوهش یافته شود.
کلیدنام ها ی جغرافیایی ما: واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
56 - 73
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، نام های جغرافیایی (توپونیم ها) یکی از اسناد کلیدی برای بررسی پیشینه تاریخی یک ملت در یک سرزمین هستند. مطالعه این نام ها و کشف حقایق نهفته در آنها به عنوان یک علم شناخته می شود و امروزه موضوع بسیاری از پایان نامه های دانشگاهی، توپونیم ها هستند.در تحلیل نام های جغرافیایی، مقایسه آنها با یکدیگر و بررسی ارتباطات زبانی، ابهامات را رفع کرده و معانی پنهان را آشکار می کند. عامل دوم، سابقه تاریخی این نام هاست. برخی نام ها ممکن است بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت داشته باشند، در حالی که دیگران به ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ سال پیش بازمی گردند. درک این نام ها مستلزم آشنایی با زبان های تاریخی و تحولات زبانی است.واژه «وان» در ترکی باستان به معنای آبادانی و رونق است. این مقاله فهرستی از نام های جغرافیایی مبتنی بر «وان» در جهان و مناطق ترک نشین را ارائه می دهد.