یکی از راههای شناسایی تفاوتها در مباحث انسانی، بررسی مختصات و جایگاه انسان در نگرش و بینش مدنظر می باشد. قدرت و غلبه تکنولوژی و فرهنگ غربی، از یک سو، و ابتکارات و خلاقیتهای کم نظیر و مستمر در انقلاب اسلامی، از سوی دیگر، این پرسش را مطرح می سازد که جایگاه انسان در انقلاب اسلامی و فرهنگ غربی چگونه تعریف و شناسایی شده اند؟ تامل در ادبیات تحلیلی این موضوعات و همچنین واقعیتهای محیط بر روندهای کنونی جوامع آشکار می سازد که انسان در انقلاب اسلامی، به طور مشخص انسانی اصول گراست و تحول ناشی از انقلاب اسلامی به گونه ای است که شاخصه ها و جهت گیری انسان را به سوی اصول گرایی و معناگرایی در تعیین و پیمودن مسیر زندگی فردی و جمعی سوق می دهد. این در حالی است که در نگرش مادی حاکم بر علوم جدید، امکان چنین تحولی در انسان به حداقل می رسد. تقابل ذکرشده در این مقاله تحلیل و توضیح داده شده است.
مسئله فتح ایران توسط مسلمانان، از مسائلی است که هنوز ابعاد آن به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است. پرسش های بسیاری درباره این فتوحات وجود دارد. یکی از پرسش ها چرایی سقوط زودهنگام دولت ساسانی و نوع واکنش جامعه ایرانی به این مسئله است. این نوشتار تلاش می کند تا از منظری جدید موضوع را بررسی کند. مفروض این نوشتار این است که در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، نوعی از ذهینت سازی و باور عمومی در دو سوی ماجرا در چگونگی و سرعت فتوحات اثر داشته است. در این نوشتار تلاش می شود با خوانش دوباره متون تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، فضای ذهنی کسانی که درگیر فتوح بوده اند بازسازی شود؛ به ویژه، سویه ایرانی، مورد توجه بیشتر قرار گرفته است و نشان داده می شود که چگونه باورهای ماوراءالطبیعی باعث انگیزه بیشتر یا کمتر در جنگ شده است.
سفر حج از راه روسیه و عثمانی، که اغلب صاحب منصبان، اعیان و اشراف و دیوان سالاری بلندپایه قاجار آن را برای ادای این فریضه برمی گزیدند، جنبه بسیار مهم در خود داشت: اول اینکه سبب می شد نوعی حلقه معنوی میان مردم و مقامات محلی در طی مسیر به وجود آید و به ویژه در قسمت هایی که طی جنگ های ایران و روس از ایران جدا شده و تحت حکومت روسیه غیرمسلمان قرار گرفته بودند، نوعی حس نوستالژیک دینی و ملی در این مسافران حج به وجود می آورد؛ دوم اینکه به نوعی سبب گسترش و تعمیق اندیشه اتحاد مسلمانان می گردید؛ سوم اینکه نخبگان ایرانی، در مسیر عبور خود از شهرهای روسیه، عثمانی و مصر، با مهم ترین تحولات منطقه آشنا می شدند و درجه پیشرفت و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشورها را از نزدیک می دیدند؛ چهارم اینکه امنیت بالای این مسیر برای شاهزادگان و اشراف ایرانی دلیل اصلی انتخاب آن بود و اگرچه سبب می شد هزینه ها و مدت مسافرت نسبت به دیگر راه ها افزایش یابد، آرامش خاطر بیشتری را به همراه داشت. در مقاله حاضر با مسیر کاروان حج از خاک روسیه از طریق پنج سفرنامه ایران آشنا خواهید شد.
سه وظیفه اساسى آرشیو، جمعآ ورى، نگهدارى و ایجاد دسترسى به اسناد است. اولین چالشى که آرشیو ها با آن رو به رو هستند، انتخاب اسناد است. ارزشیابى، در واقع نوعى انتخاب با نگاه به ارزش هاى مالى، ادارى و آرشیوى اسناد، به منظور نگهدارى دائمى آن هاست که با توجه به حجم روزافزون اسناد کاغذى و رقمی (دیجیتالى)، امرى اجتنابن اپذیر شده ا ست. براى ارزشیابى اسناد، نظریه هاى گوناگونى ارائه شده است که در این مقاله، به اختصار برخى از مهمت رین آن ها مورد بررسى قرار مى گیرد.
اهمیت نفت ایران برای آمریکا بیشتر از منظر کودتای 28 مرداد برای بسیاری شناخته شده است؛ اما با اتمام جنگ جهانی دوم، سیاست خارجی آمریکا بر حمایت از بازسازی کشورهای همسو و متحد و مبارزه با گسترش کمونیسم متمرکز شد. در این میان، به دلیل اهمیت نفت برای جهان آزاد و نیاز کشورهای جهان به انرژی برای بازسازی، آمریکا سیاست حفظ ایران در مدار کشورهای آزاد به هر قیمتی را در سیاست خارجی خود قرار داد؛ از این رو سیاستمداران آن کشور با اینکه به دنبال منافع مستقیم نفتی در ایران نبودند، در دسترس بودن نفت ایران برای کشورهای آزاد را امری لازم قلمداد می کردند و خود بیشتر بر اهمیت ژئوپولتیک جایگاه ایران تأکید می کردند. در پژوهش حاضر، با روش تحلیل تاریخی و استناد بر اسناد وزارت خارجه ی آمریکا در سال های 1320-1330، درصدد هستیم که تصویری شفاف از جایگاه نفت ایران ارائه دهیم که با مطالعه ی آن، کودتای 28 مرداد 1332 و دخالت مؤثر آمریکا را درک کنیم. سیاست آمریکا در این دوره، بر کسب منافع غیرمستقیم از صنعت نفت ایران استوار بود که با روی کار آمدن دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت، به کسب منافع مستقیم گرایش یافت.
تا کنون ، با وجود کتاب ها و مقاله های متعدد و در همان حال نا کافیی که از دیدگاه ها و سمت گیری های مختلف فکری در خصوص آیین و جنبش مزدکی توسط مورخان و نویسندگان ایرانی ، مسلمان و خارجی – قدیم و جدید – به تحریر در آمده است ، از جمله مسائل مربوط به این جنبش که چندان مورد بررسی قرار نگرفته ، مسئله پر اهمیت پایگاه اجتماعی – طبقاتی آن است . در این باره ، نه در منابع قدیم و نه در تحقیقات جدید ، توصیف و تحلیل درخوری صورت نگرفته است . این ضرورت ، نگارنده را بر آن داشت ، ضمن مباحثی چند ، مسئله مهم مذکور را مورد کاوش قرار دهد ، بدان امید که با این فتح باب ، پژوهندگان دیگر نیز در تعمیق بیشتر بحث مذکور بکوشند . باری ، به ایجاز، تحلیل حاضر ، برخلاف نظر پژوهنده ای ارجمند ، بر این فرضیه استوار است که در خیزش فراگیر مزدکی نه تنها برزگران ( یا دهقانان کم مایه ) ، بلکه تمامی طبقات و گروه های تهی دست جامعه ـ چه روستایی و چه شهری ـ شرکت داشته اند .
دیباچه نویسی سنتی دیرپا و با ثبات در سیر تاریخ نگاری ایران از قرن چهارم هجری به بعد است که تا زمان حال تداوم یافته است.این وجه از تاریخ نویسی، از بدو پیدایش تا شکل گیری تاریخ نویسی جدید در ایران (در دوره مشروطه) از نظر ساختار شکلی، عناصر و قالب های نسبتاً ثابتی داشته است، اما با توجه به تحولات تاریخی و ویژگی سیاسی هر دوره و نوع رابطه ی مورخ با قدرت سیاسی، هر دیباچه از نظر ساختار مفهومی و مضمونی ویژگی های نسبتاً منحصر به فردی دارد که آن را از دیباچه های متون دیگر متفاوت می سازند.هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ویژگی های ساختاری و محتوایی دیباچه های متون تاریخی دوره ی افشاریه و تجزیه و تحلیل میزان شباهت ها و شیوه های الگوبرداری این دیباچه ها از منابع پیشین است.بررسی موردی دیباچه های این دوره و تجزیه و تحلیل آن ها نشان می دهد که گرچه این دیباچه از نظر قالب و ساختار شکلی در مواردی از نظر محتوایی و مضمونی، در تداوم سنت دیباچه نویسی متون متقدم قرار می گیرند، اما مورخان این دوره ضمن استفاده از دستاوردهای این میراث و گرته برداری از آن ها، توانسته اند وجوه متفاوتی به شیوه ها و الگوهای رایج دیباچه نویسی، به ویژه از نظر محتوایی و مضمونی اضافه کنند.