فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
181 - 200
حوزههای تخصصی:
دست یابی به توسعه اقتصادی از مهم ترین دلایلی است که برنامه درسی ساحت تربیتی اقتصادی-حرفه ای را کانون توجه قرار داده است. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز ارائه صورت بندی جدیدی از رویکرد برنامه درسی در ساحت تربیتی اقتصادی-حرفه ای جهت دست یابی به توسعه اقتصادی است و لذا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که برنامه درسی توسعه محور از منظر تربیت در ساحت اقتصادی-حرفه ای چیست؟ بی شک برای تبیین مسائل توسعه باید تبیین خود را بر بنیان نظری مشخص استوار کرد. در غیر این صورت موجب هدر رفت سرمایه های انسانی و مادی فراوانی خواهد شد. بدون آنکه لزوماٌ نتیجه ای حاصل شود. ازاین رو، بنیان نظری پژوهش بر پایه دستگاه نظری نهادگرایی استوار گردید و با استفاده از روش «جستار نظرورزانه» شوبرت به نظرورزی در مورد برنامه درسی توسعه محور پرداخته شد. این روش نوعی فراتحلیل است که یک پژوهشگر بابصیرت به جای مجموعه ای از قواعد آماری از آن، به عنوان ابزاری برای روشنگری استفاده می کند. بر اساس یافته های این پژوهش برنامه درسی توسعه محور در ساحت تربیتی اقتصادی-حرفه ای، برنامه درسی است که رویکرد تربیت فن-نوآورانه یا همان پرورش خردفن-نوآورانه را دنبال می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که نظام رسمی آموزشی و برنامه های درسی آن برای تحقق اهداف تربیت در ساحت حرفه ای-اقتصادی، باید به جای تأکید بر تربیت فنی-حرفه ای، تربیت فن-نوآورانه را در دستور کار خود قرار دهد. بنابراین با استقرار الگوی برنامه درسی تربیت فن-نوآورانه، به موازات خروج آموزش های فنی-حرفه ای از دستور کار، می توان به فراهم شدن زمینه های توسعه اقتصادی در کشور امیدوار بود. به سخن دیگر می توان گفت تربیت فن-نوآورانه حکایت از مأموریت بدیع نظام رسمی آموزشی و برنامه های درسی آن جهت تسهیل توسعه و گذار از وضعیت توسعه نیافتگی کشور است.
واکاوی نظریه های پیش برنده بومی سازی برنامه های درسی و تعیین جهت گیری منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
33 - 71
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رویکردها و نظریه های حمایت کننده از فرهنگ بومی انجام شد. در این راستا ابتدا کلیه پژوهش ها و اسناد با استفاده از روش مرور سیستماتیک شناسایی شده و سپس مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند. نتایج نشان داده که سه دسته رویکرد در مبانی نظری به عنوان عوامل پیش برنده و حمایت کننده از بومی سازی برنامه های درسی وجود دارند که یک دسته جنبه تجویزی و توصیفی دارند و بیشتر برای توصیف عناصر برنامه درسی مانند محیط یادگیری، نوع آموزش، نقش دانش آموز و ...دستوالعمل هایی را در این زمینه ارائه می دهند . دسته دیگر بیشتر نگاه عدالت بخشی داشته که دفاع از حقوق انسانی، عدالت آموزشی و برنامه درسی چند فرهنگی را سرلوحه رسالت خود قرار می دهند و در قالب نگرشهای نو در برنامه درسی ظاهر شده اند . دسته دیگر نیز نگاه ایدئولوژی داشته و برای طراحی برنامه درسی بومی حدود ثغور ها را مشخص نموده است. اما در بحث انتخاب و تطبیق پذیری تئوری منتخب مشخص شده که تئوری درخت از نظریه چنگ بالاترین مطابقت پذیری را با برنامه درسی بومی در کشور چند قومیتی ایران دارد. لذا این تئوری می تواند به عنوان مبانی نظری پیش برنده و حمایت کننده و همسو با بومی سازی به عنوان تکیه گاه در طراحی الگوهای بومی سازی برنامه های درسی در ایران کثیرالقوم قرار گیرد
شناسایی شاخص های مطلوب عنصر زمان آموزش در برنامه درسی رشته های علوم انسانی دانشگاهی و سنجش میزان بکارگیری این شاخص ها در نظام آموزش عالی ایران (یک مطالعه ترکیبی)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های زمان آموزشی مطلوب برای دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها و میزان توجه به آن ها انجام شد. در پژوهش حاضر، از طرح ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی و در بخش کمی، از روش توصیفی–پیمایشی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 20 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور، که در حوزه زمان آموزشی اهل نظر هستند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان کارشناسی دانشگاه ها بودند که به روش خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش در بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد و برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آزمون های تی تک نمونه ای و مانوا بهره گرفته شد. یافته های کیفی پژوهش حاکی است که هشت شاخص ازجمله متناسب بودن زمان کلاس با حجم فعالیت های آموزش، تناسب زمان واحد نظری و عملی، معقول بودن زمان درنظرگرفته شده برای انجام تکالیف، تناسب زمان ارائه درس با طول ترم تحصیلی، امکان برقراری ارتباط با استاد در زمان های اعلام شده، دادن زمان کافی به دانشجویان برای تأمل درباره مباحث درس و مناسب بودن زمان تعیین شده برای رفع اشکال درس از منظر مصاحبه شوندگان مهم ترین شاخص های زمان آموزشی بودند. یافته های کمی نشان داد میانگین عمل به شاخص های زمان آموزشی برای دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها نامطلوب بوده و نیاز به توجه بیش تری دارد.
EFL Teachers’ Professional Competencies in Online Environment: Their Creativity, and Readiness for Online Teaching(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۴ , ۲۰۲۵
81 - 113
حوزههای تخصصی:
This study explored the association between Iranian EFL teachers’ professional competencies in digital teaching contexts, their level of creativity, and their preparedness for online instruction. A correlational research design was adopted to address the study’s objectives. A total of 306 English language teachers from Iranian high schools were selected through convenience sampling to participate in the investigation. The research utilized standardized and validated instruments to measure teachers' online professional competencies, creativity, and online teaching readiness. Findings from the Pearson correlation analysis indicated statistically significant relationships among the study’s core variables. Moreover, the dimensions of online professional competencies were found to be important predictors of teachers’ readiness to engage in virtual instruction. The findings underscore the importance of adopting a holistic and cohesive approach to professional training, curriculum planning, and instructional design tailored to the needs of Iranian EFL educators operating in online learning environments such as the need to enhance the technological proficiency of EFL teachers.
بدفهمی های حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیت های احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمی های دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمی های شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقه بندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایج تر انتخاب و بر اساس آن ها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمونی محقق ساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرف بودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.
نقد دیدگاه پست مدرنیسم در برنامه درسی با شاخص های مبانی فلسفی تربیت اسلامی
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر بحث های متعددی پیرامون جایگزین شدن دیدگاه پست مدرن به عنوان نوعی تفکر و نگاهی فرهنگی –اجتماعی به مسائل و باور های انسان ها با دیدگاه مدرنیسم در موضوعات مختلف در جریان است. عرصه ی تعلیم وتربیت به شکل عام و برنامه درسی به شکل خاص نیز درگیر این جریان شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های مبانی فلسفه پست مدرنیسم در برنامه درسی و نقد این مبانی با شاخص های مبانی فلسفی تربیت اسلامی صورت گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش اسنادی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های حاکی از این است که مبانی فلسفه برنامه درسی پست مدرن در اصول هستی شناختی بر عدم اعتقاد به ماوراءطبیعت؛ در اصول انسان شناختی بر شکل گیری جوهر انسان از طریق روابط اجتماعی، تاریخی و فرهنگی ؛ در اصول معرفت- شناختی بر رد عقلانیت، فطرت، وحی و حاکمیت زبان به عنوان محور آگاهی؛ در اصول ارزش شناختی بر محوریت فرد و نسبی بودن اصول جهانشمول و در اصول زیبایی شناختی بر معیار ذهنی زیبایی و دوری از فهم ظاهری و غور در باطن تجارب هنری استوار است. در مقابل مبانی فلسفی تربیت اسلامی در اصول هستی شناختی معتقد به حقیقت ماوراء طبیعی؛ در اصول انسان شناختی بر اعتقاد به متکی بودن وجود حقیقی انسان بر روح؛ در اصول معرفت شناختی بر قابل وصول بودن معرفت؛ در اصول ارزش شناختی بر تکیه بر قرآن و مبانی دین اسلام و ارزش های ثابت و متغیر؛ و در اصول زیبایی شناختی بر گرایش ذاتی انسان به زیبایی و عینی و ذهنی بودن زیبایی ها استوار است
بررسی تجارب دانشجویان دختر از انعکاس مفهوم جنسیت در کتب درسی دوران تحصیلی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
70 - 90
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش کتاب های درسی در مفهوم جنسیت، این پژوهش با هدف درک تجربه دانشجویان دختر از انعکاس مفهوم جنسیت در کتاب های درسی انجام گرفت. پژوهش حاضر، از نوع کیفی بوده و بر پارادایم تفسیری استوار است که با پژوهش پدیدارشناسی به اجرا درآمده است. شیوه گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که با نوزده نفر از دانشجویان دختر سال اول و دوم مقطع کارشناسی تا رسیدن اطلاعات به حالت اشباع انجام یافته است. در این مطالعه برای اعتبار و اعتمادبخشی به داده ها از قابلیت اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید استفاده شد. به منظور تحلیل داده های مصاحبه از روش ون منن (تجزیه و تحلیل درونمایه ای) استفاده شده است. یافته های حاصل از پژوهش، مشتمل بر سه درون مایه است که عبارتند از: «احساس نابرابری جنسیتی»، «نقش و ویژگی های زن» و «پیامدهای نابرابری جنسیتی». یافته های پژوهش نشان می دهد احساس نابرابری جنسیتی دارای دو درون مایه فرعی «شغلی» و «سیاسی» است. «نقش فردی»، «نقش اجتماعی»، «ویژگی جسمانی» و «ویژگی عاطفی» درون مایه های ویژگی های زن می باشند و پیامدهایی نظیر « افزایش انگیزه پیشرفت و تحرک اجتماعی»، « کاهش منزلت اجتماعی زنان» و «بحران هویت جنسیتی» را به همراه دارد.
شناسایی و رتبه بندی مولفه های اساسی برنامه درسیِ دانشجو از نگاه متخصصان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تهران
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر معرفی برنامه درسی جدیدی به نام برنامه درسی دانشجو می باشد. این مطالعه از حیث نوع بنیادی از حیث رویکرد توصیفی_تحلیلی و از نوع طرح های آمیخته اکتشافی است. ابزار در بخش کیفی مصاحبه بازپاسخ و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه در بخش کیفی هشت نفر از صاحبنظران تعلیم و تربیت و در بخش کمی 100 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش سیستماتیک در تئوری داده بنیاد و در بخش کمی از آزمون فریدمن استفاده شد. در مجموع چهار مولفه محوری از مصاحبه های انجام گرفته بدست آمدند: ویژگی های برنامه درسی دانشجو؛ عناصر اصلی آن شامل دانشجو، استاد و سازمان؛ گام های موثر در شکل گیری؛ و موانع و چالش های شکل گیری این برنامه درسی. کد گزینشی بدست آمده عبارتست از: عناصر اصلی این برنامه درسی. همچنین رتبه بندی مولفه های مربوط به دانشجو به ترتیب نزولی عبارتند از: مولفه های روان شناختی و انگیزشی، فراشناختی، اجتماعی و مهارتی. نتایج نهاییِ بدست آمده وجه متمایز کننده این برنامه درسی را نقش آفرینیِ فعال دانشجو در جهت گیری و هدفگذاری مستمر برای خود دانسته که در این مسیر از دو عنصر اصلی دیگر یعنی استاد و دانشگاه استفاده لازم را می برد. در تعریفی مقدماتی برنامه درسی دانشجو فرآیند منظم و هدفمندِ تصمیم گیری، هدفگذاری و آینده نگریِ دغدغه مند دانشجوست که در آن از ویژگی های اساتید برتر و دانشگاه ها استفاده می کند و عنصر کیفیت در همه عناصر اصلی و جزئی آن شرطی اساسی می باشد. این برنامه درسی با فارغ التحصیل شدن دانشجو و خروج او از دانشگاه پایان نمی پذیرد بلکه ادامه داشته و با تثبیت آن در فرد، به نوعی یادگیری خود-راهبر و هدفدار تبدیل می شود.
ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی براساس رویکرد نظریه سازنده گرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
62 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبار یابی الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه اول با توجه به رویکرد سازنده گرایی بود. روش مورد نظر تحلیل محتوای کیفی است. ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎیی الگوی ﻣﻄﻠﻮب از ﻃﺮیﻖ ﺑﺮرﺳی و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺒﺎﻧی ﻧﻈﺮی مطالعات اجتماعی ﻫﻢﭼﻨیﻦ به دست آوردن ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻮﺟﻮد، ﺗﻼش ﺷﺪ ﺑﺎ بهره گیری از ﻧﻈﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن و ﻫﻢﭼﻨیﻦ ﻣﺮوری ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺨﺼﺼی، ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻄﻠﻮب ﺗﺮﺳیﻢ ﺷﻮد. ﻟﺬا در ایﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎ بهره گیری از نمونه گیری هدفمند با استفاده از اﺳﻨﺎد و ﻣﺪارک و ﻫﻢﭼﻨیﻦ از طریق مصاحبه ﺑﺎ 12 نفر از کﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن برنامه ریزی درسی و آموزش مطالعات اجتماعی؛ زمینه شناسایی ﻋﻨﺎﺻﺮ آﻣﻮزش مطالعات اجتماعی اﻟﮕﻮی ﻣﻄﻠﻮب ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪ. نتایج بدست آمده بدین صورت مطرح شده که عناصر نه گانه برنامه درسی تربیت اجتماعی که شامل: اهداف کلی تربیت اجتماعی سازنده گرا، معلم تسهیل گر، ارزشیابی اصیل، محیط یادگیری سازنده دانش، دانش آموز فعال در ساخت دانش، تجربه های یادگیری، محتوا، جامعه و خانواده، روش های یاددهی_ یادگیری است که باید از سه حوزه مبانی برنامه ریزی درسی منطبق با برنامه درسی تربیت علوم اجتماعی سازنده گرا برگرفته شده باشد و در انتها با عناصر و رویکرد سازنده گرایی؛ چرخه فرایند تجربه یادگیری سازنده گرا با چهار مرحله (مفاهیم معلم (مفاهیم اولیه ذهن معلم. رویکرد و دیدگاه معلم و محتوا)، ایجاد فرصت یادگیری توسط معلم، ساخت ذهنی دانش آموز (ادراک و مفاهیم کسب شده توسط دانش آموز)، ظهور یادگیری (در خانه، جامعه و مدرسه)) را در پی دارد.
برنامه درسی و تفکر انتقادی: مطالعه تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
127 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد در ارتباط با مفهوم تفکر انتقادی در برنامه درسی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و روش پژوهش پدیدارنگاری است. جهت جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 15 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و فرایند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده های بدست آمده از این مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و منتخب تجزیه و تحلیل شدند و ضمن ترسیم افق های درونی و بیرونی، در نهایت فضای نتیجه تحقیق حاصل گردید. نتایج بیانگر پنج طبقه توصیفی است که عبارتند از: ماهیت تفکر انتقادی، فرایند یاددهی- یادگیری تفکر انتقادی، خصوصیات آموزش دهنده و آموزش گیرنده تفکر انتقادی، نتایج استفاده از آموزش تفکر انتقادی و عناصر لازم در برنامه درسی، آموزش تفکر انتقادی. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که با فراهم آوردن زمینه های لازم مانند غیر متمرکز کردن ساختار آموزشی و توجه به رشد شناختی فراگیران؛ فراهم نمودن زمینه برای رشد گونه های آموزش یادگیرنده محور و مساله محور می توان تفکر انتقادی را آموزش داد. در این فرایند لازمه ی یک استاد (مدرس) ویژگی های مانند، انتقاد پذیر بودن، احترام گذاشتن به نظر دانشجو و سعه صدر، و ویژگی های یک دانشجو(یادگیرنده)، کنجکاوی و پرسشگری است که با ایجاد یک جوی توأم با همکاری و همدلی می توان تفکر انتقادی را در فراگیران بوجود آورد.
نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی و شناسایی چالش ها و نیازهای آموزشی آنان در ناحیه ۲ استان البرز انجام شد. هدف اصلی، ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری دانش آموزان از طریق شناسایی نیازهای معلمان و ارائه راهکارهای مؤثر برای توسعه حرفه ای آن هاست. روش پژوهش کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی این ناحیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر (۹ مرد و ۲۱ زن) به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ساختارمند با ۲۱ پرسش بازپاسخ بود. برای اعتباربخشی، متن مصاحبه ها به تأیید مشارکت کنندگان رسید و کدگذاری داده ها با همکاری دو کدگذار مستقل انجام شد. میزان توافق بین کدگذاران ۸۵ درصد و شاخص کاپا ۰.۷۵ به دست آمد. نتایج نشان داد معلمان با چالش هایی مانند کمبود منابع آموزشی، محدودیت در دسترسی به فناوری های نوین و نیاز به آموزش های تخصصی مواجه اند. همچنین، نیازهایی مانند ارتقای مهارت های تدریس، توانمندسازی در استفاده از فناوری و دریافت حمایت مدیریتی شناسایی شد. یافته ها می تواند در برنامه ریزی سیاست گذاران برای ارتقای آموزش مؤثر باشد.
بررسی تأثیرآموزش به شیوه همیاری بر رشد اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمانشاه
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
169 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش به شیوه همیاری بر رشد اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمانشاه بوده است، روش پژوهش شبه آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر پ متوسطه اول شهر کرمانشاه می باشد. حجم نمونه متشکل از 60 نفر دانش آموز دختر متوسطه است که 30 نفرآن ها گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه بوده است و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری به کار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه استاندارد رشد اجتماعی وایتزمن و پرسشنامه استاندارد مهارت های ارتباطی بارتون جی ای بود. در ابتدا از هر دو گروه آزمایشی و گواه پیش آزمون رشد اجتماعی و مهارت ارتباطی به عمل آمد، سپس متغیر آزمایشی (آموزش مبتنی بر همیاری) در 10 جلسه مداخله صورت گرفت. در گروه گواه نیز همان مباحث به شیوه معمول آموزش داده شد. سپس پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) ودر بخش استنباطی از تحلیل کوواریانس(ANCOVA) استفاده گردید. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر همیاری بر رشد اجتماعی (05/0>P ،000/0=P،70/19=F) و افزایش مهارت های ارتباطی (05/0>P ،000/0=P،66/22=F) موثر است.
ارزیابی محتوای کتاب درسی ریاضیات چهارم دوره ابتدایی با توجه به شاخص های آزمون تیمز
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
33 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر ارزیابی محتوای کتاب درسی ریاضی پایه چهارم دوره ابتدایی با توجه به شاخص های آزمون تیمز و با رویکرد کمی و شیوه تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری شامل محتوای کتاب درسی ریاضی پایه چهارم دوره ابتدایی و حجم نمونه شامل همه محتوای و صفحه های کتاب درس ریاضی پایه چهارم است. از چک لیست محقق ساخته برای ثبت مقایسه محتوای کتاب درس ریاضی پایه چهارم ابتدایی با اسناد آزمون تیمز در چارچوب حوزه محتوایی و شناختی استفاده شد. روایی صوری میزان انطباق محتوایی کتاب درس ریاضی درپایه چهارم با میزان رشد محتوایی و شناختی و توانمندی های ذهنی فراگیران آن پایه با شاخص های آزمون تیمز تایید شد. ضریب همبستگی ۹۴/. پایایی میزان انطباق را نشان داد. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از شاخص های درصد و فراوانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج نشان داد که: میزان همخوانی محتوای کتاب درس ریاضی پایه چهارم ابتدایی ایران با بعد محتوایی آزمون تیمز کامل نیست و همه زیربخش های آزمون تیمز درکتاب ریاضی ارائه نشده است. اعداد و زیرشاخه های آن یعنی اعداد حسابی و محاسبه کردن به طور کامل در کتاب درسی ارائه شده است. اما مطالب دربخش اشکال هندسی و اندازه گیری بویژه مبحث داده نمایی درکتاب درسی بسیار ضعیف ارائه شده است. همچنین یافته های دیگر این تحقیق در بعد شناختی نشان داد که محتوای کتاب درسی ریاضی در حوزه شناختی بیشتر به مباحث دانش سپس به کار بستن و در نهایت قسمت ناچیزی از آن به استدلال اختصاص یافته است و انطباق کامل با مطالب آزمون تیمز ندارد.
بررسی و تحلیل موضوعات "اجتماعی" در مقالات علمی حوزه برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی و تحلیل موضوعات "اجتماعی" در مقالات منتشر شده در مجلات علمی حوزه برنامه درسی است. برای تحلیل مقالات از روش سنتز پژوهی استفاده شده و ملاک انتخاب مقالات برای بررسی درج دو مفهوم "اجتماعی" و "برنامه درسی" در عنوان بوده است که بر این اساس 29 مقاله مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها نشان داد استفاده از موضوعات اجتماعی و ترکیب آن با سایر مفاهیم (عمدتاً به صورت پیشوند) در مقالات با تنوع زیاد و در مواردی بدون توجه به معنی آنها در بافت صورت گرفته است. همچنین در اکثر مقالات مفهوم " اجتماعی" در ترکیب با سایر مفاهیم نیز بدون توجه دقیق به معنی و ابعاد آن مورد استفاده قرار گرفته است. یکی دیگر از موارد خیلی مهم، تخصص نویسندگان مقالات است که عمدتاً در حوزه علوم تربیتی و برنامه درسی قرار دارد. موضوع قابل توجه دیگر به کار بردن مفاهیم ترکیبی با مفهوم "اجتماعی" در دامنه ای وسیع و بعضاً بدون ارتباط با هم است.
تعیین ویژگی های محتوای آموزشی ( برنامه درسی ) الکترونیکی از منظر نظریه-ی بار شناختی به روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷
122 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی های محتوای آموزشی الکترونیکی از منظر نظریه ی بار شناختی می باشد. برای این منظور، از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی استفاده شد. اهداف این پژوهش به این شرح هستند: 1) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی درونی، 2) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی بیرونی و 3) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی مطلوب. در این پژوهش، جامعه ی آماری کلیه ی مقاله هایی هستند که از طریق موتور جستجوی google و بانک های اطلاعاتی ebsco، wiley و sciencedirect قابل دانلود هستند. تعداد مقاله های انتخابی نهایی برای انجام تحلیل محتوای کیفی به روش قیاسی، 15 مقاله بودند. برای انجام ین پژوهش مراحل زیر دنبال شد: مرحل اول، طرح ریزی کار و تهیه ی مقدمات، مرحله ی دوم، تحلیل محتوای کیفی به روش قیاسی، مرحله ی سوم، کنفرانس و بحث. در انتها، در تحلیل قیاسی از مقالات انتخاب شده، توانستیم ویژگی های محتوای یادگیری الکترونیکی را از منظر سه طبقه ی بار شناختی درونی، بار شناختی بیرونی و بار شناختی مطلوب مشخص کنیم.
بررسی عناصرالگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی بر مبنای قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عناصرالگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی بر مبنای قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان است. بدین منظور از آیات قرآن کریم و تفاسیر مرتبط با تربیت اخلاقی تفسیر المیزان بهره گرفته شد. این نوشتار با رویکردکیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی عناصر تربیت اخلاقی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از تحلیل مضمون آیات قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان ، مضامین ذیل دو حیطه باورها و رفتارها استخراج ومقوله های مشابه و مقارن ذیل شش تم اصلی دسته بندی می شود به مقوله های اصلی عنوان "معیار" و به مقوله های فرعی مرتبط با آن ها عنوان "زیر معیارداده و آنگاه بین معیارها و زیرمعیارهای تولیدشده ارتباط مناسب برقرار شد. براین اساس عناصر الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی همسو با آموزه های اخلاقی قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان انتخاب که یک انسجام ، تناسب و هماهنگی درونی مناسب بین مبانی، اصول و عناصر انتخاب شده برنامه درسی پیشنهادی وجود دارد. سپس با مصاحبه نیمه ساختار یافته نظر متخصصان برنامه ریزی درسی در خصوص ویژگی عناصر تربیت اخلاقی در آموزش عالی اتخاذ والگوی تربیت اخلاقی متشکل از سه بخش مبانی، اصول و عناصر طراحی شد. هرکدام از بخش های الگو منطبق با مبانی قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان ارائه شد، بکارگیری الگوی ارائه شده در سطوح مختلف برنامه ریزی درسی اعم از طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی و .. بستر مناسب را برای تربیت اخلاقی هرچه بهتردر محیط دانشگاه را فراهم می سازد.
تحلیل محتوای کتابهای درسی شیمی براساس میزان توجه به اهداف اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
34 - 60
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تحلیل محتوای کتابهای درسی شیمی دوره متوسطه دوم بر اساس میزان تأکید بر اهداف اقتصاد مقاومتی انجام شده است. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. در این پژوهش پس از گردآوری داده های کمی از تکنیک آنتروپی شانون جهت تحلیل آنها بهره گرفته شد.جامعه آماری این پژوهش را محتوای کلیه کتابهای شیمی متوسطه دوم (شیمی دهم ، شیمی یازدهم و شیمی دوازدهم و آزمایشگاه علوم دهم و علوم یازدهم)تشکیل داد . روش نمونه گیری در این پژوهش تمام شماری بود ؛ لذا تمام متن کتابهای شیمی دوره متوسطه دوم مورد تحلیل قرار گرفتند. واحد ثبت در این تحقیق مضمون بود . یافته های حاصل از تحلیل محتوا نشان داد که در متن کتابهای مورد بررسی به اهداف اقتصاد مقاومتی در بعد مصرف و حیطه های مهارتی و دانشی بیشترین توجه و در بعد اشتغال و تولید در حیطه نگرشی کمترین توجه صورت گرفته است. در بین کتابها نیز بیشترین توجه به اهداف اقتصاد مقاومتی در کتاب آزمایشگاه علوم یازدهم و کمترین توجه در کتاب درسی شیمی دوازدهم لحاظ شده است. یافته های حاصل از فراوانی مؤلفه ها نشان داده است که میزان توجه به اهداف اقتصاد مقاومتی از توزیع نرمال برخوردار نیستند و به میزان خیلی کمی به اهداف اقتصاد مقاومتی در کتابهای شیمی پرداخته شده است.
مطالعه تطبیقی تجارب و طرح های عملی دانشگاه های پیشرو در تکوین بین المللی سازی آموزش و برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
143 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی تجارب و طرح های عملی دانشگاه های پیشرو در تکوین بین المللی سازی آموزش و برنامه درسی است. این پژوهش یک پیمایش تطبیقی است، که با استفاده از روش پژوهش تحلیلی اسنادی با رویکرد تطبیقی و نیز الگو توافق و تفاوت استورت میل انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش دانشگاه های پیشرو و موفق در عرصه بین المللی سازی آموزش و برنامه درسی با توجه مدارک و اسناد موجود در خصوص جدیدترین رتبه بندی موسسه های معتبر جهانی است، که در سال های اخیر توانسته اند، موفقیت هایی در زمینه بین المللی سازی کسب کنند. نمونه مورد بررسی دانشگاه های گریفیث، مناش، آدلاید، آلبرتا، مینه سوتا و دانشگاه کیوتو است، که بصورت هدفمند با توجه به دسترسی به مدارک و اسناد موجود انتخاب شدند. تجارب و فعالیت های دانشگاه های منتخب با توجه به اسناد و مدارک موجود در ابعاد آموزش، پژوهش و خدمات مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که این دانشگاه ها با انجام یک سری فعالیت های دقیق و معقولانه در مسیر بین المللی سازی آموزش و برنامه درسی در ابعاد آموزش، پژوهش و خدمات حرکت می کنند.
طراحی و ارائه مدل شایستگی برای برنامه ریزان درسی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش طراحی یک مدل شایستگی برای برنامه ریزان درسی است. روش پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، تحلیلی- استنتاجی توام با بهره گیری از دیدگاه های متخصصین برنامه ریزی درسی است. جهت تعیین مدل شایستگی برنامه ریزان درسی، از متدولوژی 5 مرحله ای بی هام و مایر استفاده شد. بر این اساس در مرحله اول ادبیات موضوع و منابع علمی بررسی گردید. در مرحله دوم طی فرایند مصاحبه که جامعه پژوهشی آن تمام متخصصین و نظریه پردازان برنامه-درسی در ایران بودند، از طریق روش نمونه گیری نظری با 18 نفر از متخصصین برنامه درسی، فهرستی از شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی استخراج شد و در مرحله سوم فهرستی از شایستگی ها براساس مرحله اول و دوم که شامل 30 مؤلفه بود تهیه و تکمیل گردید. در مرحله چهار، جهت اعتباریابی شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که اعتبار آن از دید متخصصان مورد تأیید قرار گرفته و پایای آزمون با ضریب آلفای کرونباخ 88% تعیین گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از ثبت آنها در نرم افزار spss از آزمون T تک نمونه ای برای اعتباریابی شایستگی ها استفاده شد. در مرحله آخر مدل مفروض از شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی، مشتمل بر22 گویه ارائه گردید .
بررسی چالش های تعامل معلّم و دانش آموز در فضای آموزش مجازی و نقش آن بر کیفیت آموزشی از دیدگاه معلّمان مدارس ابتدایی شهرستان خداآفرین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳
22 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق بررسی چالش های تعامل معلّم و دانش آموز در فضای آموزش مجازی و نقش آن بر کیفیت آموزشی از دیدگاه معلّمان مدارس ابتدایی شهرستان خداآفرین می باشد. روش تحقیق، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل 170 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خداآفرین است که به عنوان نمونه انتخاب شدند که تعداد 150 پرسشنامه بازگشت. برای اندازه گیری چالش های تعامل معلّم و دانش آموز در فضای آموزش مجازی و همچنین برای اندازه گیری نقش چالش های تعامل معلّم و دانش آموز بر کیفیت از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. داده ها با نرم افزار SPSS و Lisrel تحلیل شد و از تحلیل عاملی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان تاثیر چالش های تعاملی معلم و دانش آموز در فضای آموزش مجازی به ترتیب عوامل مربوط به خانواده، عوامل مربوط به فناوری، عوامل مربوط به دانش آموز، عوامل مربوط به معلم و عامل های مربوط به ارتباط معلم و دانش آموز، محاسبه شده است. همچنین عوامل مربوط به فناوری بیشترین تاثیر را بر کیفیت آموزشی از دیدگاه معلمان دارند. عوامل مربوط به خانواده در رتبه دوم قرار دارند، عوامل مربوط به ارتباط معلم و دانش آموز در رتبه سوم، عوامل مربوط به معلم در رتبه چهارم و عوامل مربوط به دانش آموز در رتبه پنجم تاثیر بر کیفیت آموزشی از دیدگاه معلمان قرار دارند