فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: انگیزه نقشی حیاتی در توسعه تحصیلی و حرفه ای دانشجو معلمانی که در برنامه های تربیت معلم شرکت می کنند، ایفا می کند. درک پویایی انگیزه و تغییراتش طی سال های تحصیلی دانشجو معلمان برای برنامه ریزی و پشتیبانی تحصیلی به صورت تأثیرگذار، ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی تغییراتی که در انگیزه تحصیلی و شغلی دانشجومعلمان رشته آموزش زبان انگلیسی در طول مدت تحصیلشان در برنامه تربیت معلم رخ می دهد، انجام شده است. فرضیه اصلی آن تغییرات قابل توجهی را در انگیزه تحصیلی و شغلی دانشجویان طی مدت تحصیل شان عنوان می کند. روش ها : در این پژوهش ۲۵ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده اند. برای جمع آوری داده های کیفی، از مصاحبه نیمه ساختاری و برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شده است. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهد که کاهش قابل توجهی در میزان انگیزه شغلی و تحصیلی به مرور زمان در دانشجومعلمان رخ می دهد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش برای برنامه ریزان درسی دانشگاه، دانشجومعلمان و استادان تربیت معلم کاربردی است. این پژوهش بر نیاز به بازطراحی برنامه های درسی برای مقابله با کاهش سطح انگیزه دانشجو معلمان و اهمیت حمایت و راهنمایی جامع از سوی استادان تربیت معلم برای حفظ و ارتقاء انگیزه دانشجومعلمان در طول سفر تحصیلی آن ها تأکید می کند.
طراحی الگوی شایستگی های معلم پاسخگوی فرهنگی – رویکرد مرور تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
143 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های معلم پاسخگوی فرهنگی بود. از روش پژوهش مرور تلفیقی استفاده شد و با کلمات کلیدی ویژه جستجو فارسی و لاتین شامل آموزش فرهنگی معلمان، معلمان پاسخگوی فرهنگی، آموزش فرهنگی و تعلیم و تربیت در پایگاههای داده فارسی و لاتین، نهایتاً 56 مطالعه مرتبط شناسایی و با روش تحلیل مضمون، به جستجوی مضامین مرتبط پرداخته شد. الگوی نهایی با 3 مضمون سازمان دهنده تحت عنوان دانش معلم پاسخگوی فرهنگی (مانند مضامین پایه ای مانند آگاهی نسبت به فرهنگ های دیگر و دیدگاه فرهنگی هر دانش آموز، درک نقش مدیریت کلاس در توزیع عدالت و ...)؛ مهارت های معلم پاسخگوی فرهنگی(مانند مضامین پایه ای مانند توانایی برقراری ارتباطات مؤثر بین خانه و مدرسه، استفاده از فرهنگ، دانش و مهارت دانش آموزان برای طراحی برنامه درسی و...) و نگرش معلم پاسخگوی فرهنگی (شامل مضامین پایه ای مانند مبارزه با نابرابری های آموزشی و تبعیض، انتظارات بالای عملکردی از همه دانش آموزان با فرهنگ های مختلف برای رسیدن به موفقیت تحصیلی و ...) طراحی شد.
ارزشیابی برنامۀ درسی ریاضی رشتۀ کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان از منظر نومعلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت دروس ریاضی دوره ابتدایی در آموزش یک جامعه و تأثیرگذار بودن آن در رشد و بالندگی چندین نسل از جامعه و اهمیت تدریس و یادگیری آن ها، این پژوهش به ارزشیابی برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان از دید نومعلمان از منظر الگوی ارزشیابی CIPP پرداخته است. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته و با ابزار پرسشنامه های بسته پاسخ بر اساس مقیاس لیکرت، پرسشنامه باز پاسخ با شرکت 417 نفر از نومعلمان که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، انجام گرفته است. روش کیفی اکتشافی برای مشخص کردن محتوای پرسشنامه بسته پاسخ و تحلیل کمی پیمایشی و آزمون T تک متغییره برای تحلیل پرسشنامه های بسته پاسخ برای 417 نفر، و روش دلفی برای تحلیل پرسشنامه باز پاسخ که به صورت هدفمند از 126 نفر نومعلم به عمل آمد مورد استفاده واقع شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بعد کمی و کیفی نشان از نامطلوب بودن برنامه درسی مورد نظر از دید شرکت کنندگان در پژوهش است. میانگین پایین و وجود اختلاف معنادار آن با معیار مطلوبیت در تمام مراحل زمینه، برونداد، فرایند و برونداد حاکی از نامناسب بودن نتیجه ارزشیابی این برنامه دارد. عدم شفافیت در اهداف، نبود تناسب بین امکانات آموزش ریاضی و تعداد دانشجو، کمبود منابع درسی ریاضی، عدم تسلط بر تدریس تمام مفاهیم ریاضی در پایان تحصیل از اهم مواردی بود که توسط شرکت کنندگان بیان شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی نیازمند بازنگری جدی در زمینه، درونداد، فرایند و برونداد است. همچنین، تفکیک رشته کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی به گرایش های علوم انسانی و علوم پایه و تقویت دروس عملی و حذف دروس موازی از پیشنهادات این پژوهش است.
هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس کیفیت خدمات در آموزش عالی (براساس مدل HEdPERF)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه ارزیابی کیفیت خدمات در آموزش عالی بود. روش ها : جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 (به تعداد 17000) دانشجو بود که تعداد 380 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه کیفیت خدمات آموزشی مؤسسات عالی آموزشی براساس مدل AQIP و کیفیت خدمات آموزشی Parmason et al (1985) استفاده شد. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی به کمک روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و لیزرل نسخه 8/8 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی همانند فرم اصلی، 6 عامل جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی را مورد تأیید قرار داد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب ضریب آلفای کرونباخ برابر با 82/0، 80/0، 81/0، 86/0، 83/0 و 89/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب بازآزمایی با فاصله چهار هفته برای کل پرسشنامه 79/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب 74/0، 73/0، 72/0، 80/0، 77/0 و 84/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی نشان دهنده روایی همگرا و تشخیصی مطلوب پرسشنامه بود (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پرسش نامه ارزیابی کیفیت خدمات در آموزش عالی ابزاری قابل اعتماد و روا برای اندازه گیری کیفیت خدمات در آموزش عالی است.
واکاوی منابع توسعه دانش فناورانه معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی منابع فرایند توسعه و شکل گیری دانش فناورانه معلمان دوره ابتدایی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی و با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور صورت گرفت. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در پژوهش حاضر سعی شد به منظور ارزیابی قابلیت اعتماد پژوهش از شاخص های نظیر باورپذیری، قابلیت اطمینان، تأییدپذیری و انتقال پذیری استفاده شود. یافته های پژوهش شامل 5 مقوله اصلی و 18 مقوله فرعی است. مقوله های اصلی پژوهش شامل « دانش از خود»، « دانش از فراگیران»، « دانش از جامعه علمی»، « دانش از خانواده و اقوام» و « دانش از سازمان» است. ناظر بر یافته های پژوهش می توان اذعان داشت که معلمان دوره ابتدایی از علاوه بر فرصت های سازمانی که توسط نهاد متولی در اختیار آنان قرار می گیرد، به منظور توسعه دانش فناورانه خود از ظرفیت های مختلفی چون خانواده و اقوام، یادگیری، تجارب و منابع تحصیل دوره دانشگاه نیز مورد استفاده می کنند.
شایستگی طراحی هیجانی آموزش دانش پداگوژیکی مغفول معلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نه تنها یادگیری بلکه رشد یادگیرنده وابسته به رشد هیجانی است. معلمان به دلایل مختلف به جنبه های هیجانی در آموزش خود توجه نمی کنند. پژوهش حاضر در صدد شناسایی شایستگی طراحی هیجانی آموزش معلمان و معرفی جایگاه و اهمیت آن است. روش ها : برای رسیدن به هدف پژوهش از میان روش های کیفی، مرور روایی پژوهش ها و چارچوب پریسما (PRISMA ) استفاده شد. یافته ها: مرور منابع منتشر شده نشان داد؛ توجه به هیجانات برای رشد، یادگیری و آموزش مهم است؛ لذا ضروری است، معلمان تدریس خود را با هیجانات دانش آموزان پیوند دهند. طراحی هیجانی آموزش ریشه در پژوهش های حوزه تولیدات صنعتی داشته و در الگوهای طراحی مبتنی بر علوم اعصاب شناختی نیز توجه به هیجان یک اصل بنیادی است. الگوها و چارچوب هایی برای طراحی هیجانی آموزش شناسایی شد که مهم ترین آن ها: 1) مهندسی کانسِی؛ 2) راهبرد FEASP ؛ و 3) راهبرد ECOLE بود. برای طراحی و تولید محتوای آموزشی مبتنی بر هیجان استفاده از فنون و راهبردهایی چون: 1) استفاده از داستان سرایی؛ 2) توجه به طراحی دیداری؛ 3) بازی وار سازی و 4) فراهم سازی بازخورد به معلمان پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد در برنامه درسی تربیت معلم ایران چه در بخش دانش پداگوژیک و چه در بخش محتوایی و چه در بخش فنّاورانه، به طراحی هیجانی آموزش توجه نشده است؛ بنابراین توجه به این مهم در بازنگری برنامه های درسی تربیت معلم ایران ضروری است.
سطوح ادراک دانش آموزان از مثال نقض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
257 - 284
حوزههای تخصصی:
از لحاظ منطقی یافتن یک مثال نقض می تواند نادرستی یک گزاره ریاضی را نشان دهد، اما از دید دانش آموزان لزوماً این گونه نیست. تشخیص و درک یک مثال نقض نیازمند مهارت و تسلط است. هدف این مطالعه بررسی سطوح درک دانش آموزان از مثال نقض است. پژوهش به روش پدیدارنگاری و با تحلیل مصاحبه های مسئله محور از 26 دانش آموز پایه هشتم انجام شد. گزارش حاضر نتایج مواجهه دانش آموزان با یک مثال نقض را با جزئیات بیان می کند و یک طبقه بندی از عملکردها و واکنش های دانش آموزان پیشنهاد می دهد که سطوح آن لزوماً سلسله مراتبی نیستند. این طبقه بندی روند دقیق تری از امکان پیشرفت دانش آموزان را از درک ماهیت و نقش مثال نقض روشن می کند. ضمناً نمونه هایی را از کار دانش آموزان درمورد قدرت اقناع کنندگی مثال نقض برای آنها تا درجه توضیح دهندگی مثال ها ارائه می دهد. در انتها در مورد مقایسه طبقه بندی حاضر با طبقه های پیشین و هم چنین دلالت هایی برای تحقیقات آتی بحث می شود.
تحلیل برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی: مطالعه مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
161 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی، از طریق مرور دامنه ای مبتنی بر راهنمای پریزما انجام شد. تحلیل ۴۵ مطالعه انتخاب شده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ نشان داد حجم پژوهش ها در سال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳ بیش از دو برابر افزایش یافته است. یافته ها نشان داد که آموزش هوش مصنوعی عمدتاً با هدف کلی ارتقاء سواد هوش مصنوعی دانش آموزان و در برخی موارد با تمرکز بر تقویت درک از کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اخلاق هوش مصنوعی یا رفع بدفهمی ها نسبت آن طراحی شده اند و چهار حوزه دانش پایه هوش مصنوعی، کاربردهای عملی، تعامل انسان و هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی چهار حوزه محتوایی برنامه های آموزش را شکل داده اند. یادگیری مشارکتی و یادگیری تجربی به عنوان رویکردهای آموزشی غالب بوده و ابزارهای کمی و کیفی متنوعی برای جمع آوری داده استفاده شده اند. همچنین سازگاری محتوا با زمینه های فرهنگی-زبانی و تفاوت جنسیتی به عنوان چالش های مطرح در آموزش هوش مصنوعی شناسایی شدند.
شناسایی روش های رایج آموزش انشانویسی و تحلیل وضعیت توانایی انشانویسی دانش آموزان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نوشتن یکی از مهارت های اصلی است که دانش آموزان را در یادگیری بهتر دروس و برقراری ارتباط با دیگران یاری می کند. این مهارت باعث می گردد تا دانش آموزان افکار، اندیشه ها و احساسات خود را به نحو موثری بیان نمایند. لذا در دوره ابتدایی بحث انشانویسی، بندنویسی و تقویت مهارت های نوشتن مورد توجه است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش های رایج آموزش انشانویسی و تحلیل وضعیت توانایی انشانویسی دانش آموزان ابتدایی انجام شد. روش ها : پژوهش حاضر کاربردی از نوع ترکیبی (کیفی و کمی) بود. جامعه آماری در بخش کیفی منابع و مقالات معتبر و مصاحبه با معلمان ابتدایی و در بخش کمی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران بودند. نمونه مورد مطالعه نیز با استفاده از روش تصادفی 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه ششم منطقه یک تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی یادداشت برداری و مصاحبه بود و در بخش کمی چک لیست ارزیابی انشانویسی بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که روش های آموزش انشانویسی در دوره ابتدایی شامل روش تقلیدی، بازسازی، تولیدی، زبان ساز، سنتی، الگویی، فرایندی، ترکیبی، ارتباطی و تلفیقی و خلاقانه معمول است. همچنین یافته های بخش کمی نشان داد که وضعیت مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی کمتر از حد میانگین (14/64) است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند برای معلمان دوره ابتدایی راهگشا باشد. نتیجه گیری: این پژوهش بیانگر این است که برای بهبود وضعیت مهارت های انشانویسی، نیاز است که نظام آموزشی و تدریس در این زمینه متحول شود و رویکردهای فعال و دانش آموز محور در کلاس های درس تجلیل و اجرا شوند.
واکاوی تجارب زیستۀ معلمان از اجرایی سازی سند تحول بنیادین در مدارس ابتدایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف : این پژوهش با هدف واکاوی تجارب زیسته معلمان از اجرایی سازی سند تحوّل بنیادین در مدارس ابتدایی سطح شهر بیرجند انجام شد. تجربه معلمان به کلیه ادراکات، احساسات، برداشت ها و تفاسیر آنها از نحوه اجرایی شدن سند تحوّل بنیادین (131 راهکار اجرایی ) اطلاق می شود. این پژوهش با درک اهمیت تجربه زیسته انسان در ارزیابی وضعیت موجود و شناسایی کمبودها و خلأهایی که منتج به عدم اجرا یا نقص در اجرای سند تحوّل بنیادین به مثابه یک سند قانون اساسی می شود. روش ها : در این پژوهش از روش پدیدارشناسی برای شناخت تجارب زیسته آنها استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش برحسب جامعه با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 16 نفر از معلمان با سابقه کاری بالای ده سال تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی و با نرم افزار MaxQDA صورت گرفت. یافته ها : در نهایت نتایج نشان داد که معلمان نسبت به کم و کیف سند تحوّل بنیادین آشنایی محدودی دارند و صرفاً در قالب 6 ساحت کلی آن را تعریف می کنند؛ ولی در اجرای آنها دچار ابهام و اشکال هستند. نتیجه گیری : اجرایی سازی سند تحوّل بنیادین نیازمند انجام اقدامات دانشی، نگرشی و مهارتی لازم جهت افزایش دانش و باور و اقدام عملی در تحقّق اثربخش آن است .
بازتولید نقش های جنسیتی در برنامه های درسی، مطالعۀ موردی: مطالعات اجتماعی پایۀ ششم دورۀ ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتولید نقش های جنسیتی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم دوره ابتدایی انجام یافته است. روش ها : برای تحقق این هدف، محتوای این کتاب در چهار مؤلّفه جنسیتی شامل مذکر و مؤنث، والدین، خویشاوندان و نقش های شغلی با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کمّی مورد بحث و مداقّه قرار گرفته است. در این مطالعه بنا به ماهیت آن، نمونه برابر با جامعه در نظر گرفته شده است و کل محتوای این کتاب تحلیل شده است. پایایی کدگذاری ها به وسیله سه پژوهشگر و با اتفاق نظر بین آنها کسب شده است. از آمار توصیفی برای توصیف داده ها و از آزمون آماری خی دو برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که در هر چهار مؤلّفه جنسیتی مورد بررسی، اکثریت و برتری از آن جنسیت مذکر بوده و تنها در انعکاس جنسیت والدین در تصاویر و متن پرسش ها، فعالیت ها و تمرین های کتاب درسی که به پدر و مادر اشاره داشتند برتری از آن والد مادر بوده و در کل بیشتر مفهومِ مذکرِ پدر، مورد تأکید مؤلّفان بوده است. نتیجه گیری: نتیجه کلی این که با در نظر گرفتن اصل هفتم برنامه درسی ملّی با عنوان «توجه به تفاوت ها»، توجه به تفاوت های جنسیتی به شکل یکسان و مناسب در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته است و نیازمند توجه بیشتر برنامه ریزان درسی و مؤلّفان در بازبینی های آتی محتوای این کتاب است.
امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی است. ده نفر از اساتید علوم تربیتی، خبرگان و کارشناسان حوزه آموزش و متخصص در زمینه هوش مصنوعی به روش هدفمند (نمونه گیری فرد ماهر) و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده پنج مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. مقوله فراهم سازی ظرفیت ها و زیرساخت ها شامل شش مقوله فرعی توسعه فلسفه، فرهنگ و اهداف زیربنایی، ایجاد قوانین و مقررات، فراهم ساختن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، آموزش معلمان و دانش آموزان، رفع کمبود معلم و ارزیابی بهتر عملکرد نظام آموزشی بود. مقوله فرصت های آموزشی شامل هشت مقوله فرعی افزایش توان معلمان، تقویت یادگیری دانش آموزان، هماهنگ شدن با تغییرات فرهنگی مدرن، افزایش دقت در ارزشیابی، کمک به دانش آموزان با نیازهای ویژه، گرفتن بازخورد و اصلاح به موقع، یادگیری شخصی سازی شده و کمک به والدین در راستای آموزش فرزندانشان بود. مقوله موانع شامل سه مؤلفه فرعی مقاومت، هزینه ها و پشتیبانی خانواده ها بود. مقوله چالش ها شامل سه مؤلفه فرعی تهدیدات سایبری، نادیده گرفتن توان نیروی انسانی و بی عدالتی آموزشی بود. مقوله چشم اندازهای روشن نیز شامل چهار مؤلفه فرعی علم کاربردی، افزایش اشتغال، رشد اقتصادی و پیشرفت صنعت بود. نتایج نشان داد که کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران نیازمند اجرایی کردن برخی زیرساخت ها و ظرفیت ها بوده و علی رغم مزایایی که دارد می تواند با موانع و چالش هایی همراه باشد که توجه به آن ها در رشد چشم اندازهای آتی کشور ضروری است.
واکاوی یادگیری در کلاس معکوس: مسیری برای ارتقای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
259 - 280
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف تعیین اثربخشی واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر خودتنظیمی دانش آموزان پسر انجام شد. در این پژوهش، بر اساس نوع گردآوری داده ها، از طرح های نیمه آزمایشی استفاده شد که شامل روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از جامعه دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان های غیر دولتی شهر کرمان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر انتخاب و با استفاده از روش جایگزینی تصادفی، به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1998) بود. یافته های پژوهش در گروه آزمایشی نشان داد که نمرات گروه آزمایش در پس آزمون خودتنظیمی نسبت به پیش آزمون تفاوت محسوسی داشته است اما این تفاوت در گروه کنترل ملاحظه نشد. نتایج کواریانس نشان داد که واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر افزایش خودتنظیمی دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان هوشمند تاثیر معنی دار دارد(001>p). بنابراین پیشنهاد می شود که در محیط کلاس معکوس برای ارتقای خودتنظیمی دانش آموزان از واکاوی یادگیری استفاده شود.
شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی توسعه حرفه ای معلمان: فراترکیب مدل های توسعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های توسعه حرفه ای معلمان با توجه به الگوها و مدل های توسعه حرفه ای معلمان انجام گرفته است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فرا ترکیب براساس مدل اروین و همکاران(2011) است. جامعه پژوهش، متشکل از 276 مقاله علمی – پژوهشی منتشر شده در مجلات معتبر علمی است که در بازه سال های 1392 شمسی و 2008 میلادی تاکنون در زمینه توسعه حرفه ای معلمان و ارائه الگو در این زمینه بودند. نمونه پژوهش شامل29 پژوهش است که به صورت هدفمند جمع آوری و بر اساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. بر اساس تجزیه وتحلیل داده ها، ابعاد و مؤلفه های توسعه حرفه ای در 5 بُعد و 22 محور طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی- اجتماعی، راهبردی – زمینه ای و موانع و چالش ها است. سیاست گذاران آموزشی با در نظر گرفتن این محورهای می توانند زمینه بهبود و طراحی الگوی بومی توسعه حرفه ای برای معلمان را فراهم کنند.
تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
187 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دانش آموزان دوره متوسطه اول بود. بدین منظور از روش های تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای مضمونی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. منابع لازم برای گردآوری داده ها، 90 منبع داخلی و خارجی شامل کتاب ها و مقالات و متخصصانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. توصیف و تحلیل محتوا و اعتباربخشی آنها، با روش سه سویه س ازی صورت پذیرفت. یافته ها مشتمل بر شش مؤلفه اصلی کسب درآمد، خرید کالا و خدمات، پس انداز، استفاده از اعتبار، سرمایه گذاری مالی و حفاظت و بیمه بود. همچنین 38 زیرمؤلفه شناسایی شد و بر اساس آن،ها الگوی اولیه برنامه سواد مالی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی برنامه درسی سواد مالی، یک گروه کانونی شامل هفت متخصص امورمالی، شش متخصص برنامه درسی و دو معلم باتجربه دوره متوسطه اول تشکیل شد و نظرات آنان از جمله ویژگی های جامعیت، فراگیرمحوری و انعطاف پذیری، در برازش الگوی نهایی لحاظ شد. واژگان کلیدی: برنامه درسی سواد مالی، دوره اول متوسطه، مؤلفه های الگوی سوادمالی، رویکرد کیفی، تحلیل اسنادی
شناسایی ابعاد و مؤلفه های برنامه های درسی انگیزشی نسل آلفا در مدارس کارآفرین و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
129 - 160
حوزههای تخصصی:
از آنجا که تجارب یادگیری دانش آموزان در چارچوب برنامه درسی شکل می گیرد ، تاسیس مدارس کارآفرین با جذابیت های لازم از ویژگی های برنامه درسی نوین خواهد بود. فعالیت های یادگیری دانش آموزان نوجوان(نسل آلفا)در مدارس کارآفرینی وابسته به برنامه های درسی انگیزشی است .هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه های برنامه های درسی انگیزشی نسل آلفا در مدارس کارآفرین و ارائه الگو بود. روش کیفی- فراترکیب از نوع مرور متون بود. میدان پژوهش مشتمل بر کلیه مقالات منتشر شده طی سالهای 2023-2010 و شیوه نمونه گیری بصورت هدفمند تا حد اشباع نظری استوار بود. لذا از بین 78 مقالات انتخاب شده اولیه 34 مقاله براساس داشتن شرایط ورود به پژوهش انتخاب شدند.تحلیل داده ها به شیوه استخراج مفاهیم، زیر مقوله و مقوله های اصلی صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، الگوی برنامه درسی انگیزشی نسل آلفا مشتمل بر ابعاد ششگانه(بازیوارسازی، عینی سازی رفتار خلاقانه، ایده سازی، گسترش فرصت های یادگیری، درگیری یادگیری، فراشناختی-یادگیری) استوار شد.
رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی بود.جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهر تبریز بود که از میان آنها200 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری (1390)، خودکارآمدی موریس (2001)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی صادق زاده و همکاران (1397) و خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) بودند. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار 24 AMOSو 25SPSS تحلیل شدند.نتایج نشان داد بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و بین اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد. بین اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد.یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا دانش آموزان کمتر در معرض آسیب های حاصل از اهمال کاری قرارگیرند.
الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی: رویکرد نظریه برپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده در نظام آموزش عالی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان درزمینهبرنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و مهندسی کامپیوتر که تجربه تألیف و پژوهش علمی در زمینه هوش مصنوعی داشتند، بود، که با شیوه نمونه گیری هدفمند و از نوع ملاک محور، 19 نفر برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. به منظور اعتبارسنجی و تأمین روایی و پایایی یافته های پژوهشی از معیارهای چهارگانه لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست مفهوم محوری بود، که با توجه به مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین (2008) در قالب، پدیده محوری پژوهش (تحلیل داده محور مبتنی بر هوش مصنوعی در طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی)، شرایط علی (ضعف استاندارد، ارزشیابی سنتی، پیچیدگی و حجم داده ارزشیابی و لزوم بین المللی سازی طراحی و تدوین برنامه های درسی)، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها سازمان دهی شد. در انتها بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، با استفاده از فراهم سازی بسترسازی در ابعاد مذکور، جهت کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای برنامه ریزی درسی در آموزش عالی توجه شود.
آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی دانش آموزان ابتدایی شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی سرشار از مفاهیم و مباحث اخلاقی است که بازنگری و تامل در آنها می تواند در رشد دانش و عمل اخلاقی کودکان نقش مهمی را ایفا کند. پژوهش حاضر به منظور اثر بخشی آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی کودکان شهر تبریز صورت پذیرفته است. روش ها : پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. 60 نفر از کودکان مدارس شهر تبریز به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. از ابزار پرسشنامه آزمون قضاوت اخلاقی (MJT) به عنوان پیش آزمون- پس آزمون در این پژوهش استفاده شد. برنامه آموزشی طراحی شده مبتنی بر داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی به عنوان متغیر مستقل در 8 جلسه یک ساعته، هفته ای دو جلسه بر روی آنها اجرا گردید و در نهایت، داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس و در نرم افزار SPSS نسخه ی 13 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که آموزش داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی و تک تک مولفه های آن در کودکان شهر تبریز تاثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که متون کلاسیک ادب فارسی یکی از منابع غنی برای تدوین و طراحی محتوی برنامه های درسی دوره ابتدائی برای آموزش مفاهیم اخلاقی است.
ویژگی ها و عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر ایده های کلان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
187 - 210
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش های مطرح شده در آموزش علوم تجربی ایران و بازتاب های منفی در نتایج آزمون های بین المللی مانند تیمز پژوهش حاضردرصدد است تا بر پایه مرور مطالعات منتخب، ویژگی های برجسته طراحی برنامه درسی علوم مبتنی بر ایده های کلان را شناسایی کند. مطالعه حاضر با روش کیفی و با رویکرد مرور نظام مند و تحلیل محتوای اسنادی انجام شد. ابتدا ۱۲۲۱ سند علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ با استفاده از پایگاه هایی چون اریک ، اسکوپوس و وب آو ساینس شناسایی شدند. سپس، با به کارگیری معیارهای مشخصی همچون اعتبار موضوع، بهره گیری از مفهوم ایده های کلان و اعتبار علمی، تعداد ۳۰ سند برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده ها از طریق تحلیل محتوای اسنادی و با استفاده از نرم افزارمکس کیودی ای کدگذاری شدند. یافته های حاصل از تحلیل مضمون مطالعات منتخب به روش استقرایی، چهار ویژگی کلیدی در برنامه درسی مبتنی بر ایده های کلان را نمایان ساخت: سازماندهی و انسجام دانش درون رشته ای، سازماندهی و انسجام دانش برون رشته ای، کاربرد و تأثیر اجتماعی، و پویایی و نوآوری در یادگیری. در پایان، با توجه به شواهد مرورشده، ضرورت بازنگری در محتوای کتب درسی و بررسی اثرگذاری آزمایشی رویکرد مبتنی بر ایده های کلان در مدارس، به عنوان پیشنهاد مطرح شده است.