ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۶۴۱ تا ۱۹٬۶۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۹۶۴۱.

اثربخشی آموزش انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر جهت گیری هدف و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر شهر یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۴
باورهای ذهنی که دانش آموزان راجع به خود دارند، می تواند در جهت گیری هدف و همچنین مهارت های ارتباطی آن ها تأثیرگذار باشد. لذا پژوهش حاضر، با هدف اثربخشی آموزش انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر جهت گیری هدف و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر شهر یزد انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است. نمونه آماری شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه دوم ناحیه یک یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه 15 نفری کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه جهت گیری هدف میدگلی و همکاران (۱۹۹۸) و مهارت های ارتباطی بارتون (۱۹۹۰) و مداخله آموزش مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک طی 8 ﺟﻠﺴﻪ 45 ﺩﻗیﻘﻪ ای ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردیده است که نتایج نشان داد که دانش آموزانی که تحت آموزش انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک قرار گرفته اند، نسبت به گروهی که آموزش ندیده اند، دارای مهارت ارتباطی و جهت گیری هدف بالاتری هستند. براساس یافته های حاصل شده پیشنهاد می گردد برای افزایش سطح مهارت ارتباطی و جهت گیری هدف دانش آموزان از نظریه تغییر ذهنیت دوئیک استفاده شود.
۱۹۶۴۲.

تاثیر یادگیری معکوس بر اهمال کاری و کارآمدی تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 4 شهر مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش به روش یادگیری معکوس بر اهمال کاری و کارآمدی تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 4 شهر مشهد انجام گرفت. این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و با گروه کنترل(گواه) نابرابر بود. بدین منظور تعداد 30 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 4 شهر مشهد در سال 1402 با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. از این تعداد، با روش تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سواری (1390) و کارآمدی تحصیلی ژانگ و همکاران (2018) را تکمیل کردند. افراد گروه آزمایش در 14 جلسه 60 دقیقه ای، بسته آموزش به روش یادگیری معکوس ارائه شده توسط برگمن و سمز (2012) را دریافت کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری Spss نسخه 23 استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که دو گروه پژوهش از نظر میانگین مؤلفه های اهمال کاری و کارآمدی تحصیلی تفاوت معناداری داشتند (001/0P<) و حجم اثر مداخله برای اهمال کاری (0.98) و برای کارآمدی تحصیلی (0.93) بود. همچنین بین دو گروه پژوهش از نظر میانگین مؤلفه های اهمال کاری تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0P<). حجم اثر مداخله برای اهمال کاری تحصیلی (0.93)، برای اهمال کاری ناشی از خستگی (0.94) و برای اهمال کاری ناشی از بی برنامه گی (0.90) بود. بین دو گروه پژوهش از نظر میانگین کارآمدی تحصیلی نیز تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P)، و حجم اثر مداخله به میزان 0.75 بود. این بدان معناست که آموزش به روش یادگیری معکوس بر اهمال کاری و کارآمدی تحصیلی دانش آموزان مؤثر بوده، و با تأکید بر تکالیف خارج کلاس و ضبط ویدئویی راه حل مؤثر و مناسبی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان بوده است.
۱۹۶۴۳.

تداوم ها و دگرگونی های تعلیم وتربیت و فناوری آموزشی در مواجهه با هوش مصنوعی در ایران: مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۹۹
پیشرفت شتابان فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، به عنوان یکی از پیشران های اصلی تحولات معاصر، پیامدهای بنیادینی برای تعلیم و تربیت، محیط های یادگیری و نقش کنشگران آموزشی به همراه داشته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تداوم ها و دگرگونی های تعلیم و تربیت در مواجهه با توسعه هوش مصنوعی در ایران، بر تجربه زیسته معلمان به عنوان کنشگران کلیدی نظام آموزشی تمرکز دارد. این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند و عمیق با 12 نفر از معلمان آگاه به حوزه هوش مصنوعی در شهر کرمانشاه، بر اساس نمونه گیری هدفمند و معیارمحور تا دستیابی به اشباع نظری گردآوری گردید. تحلیل داده ها با بهره گیری از الگوی تحلیل پدیدارشناختی کلایزی (1978) و روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافته ها به استخراج 75 مفهوم اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شامل «الزامات انسانی»، «شرایط فرهنگی و اجتماعی» و «منابع زیرساختی و فناورانه» منجر شد. نتایج نشان داد در فرآیند به کارگیری هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت، از یک سو تداوم ارزش هایی نظیر کرامت انسانی، عدالت آموزشی، روابط انسانی و تنوع فرهنگی ضروری است و از سوی دیگر، دگرگونی هایی معنادار در الگوهای تدریس، آینده حرفه ای معلمان، شیوه های تعامل آموزشی، مدیریت داده های آموزشی و نقش فناوری های هوشمند در محیط های یادگیری در حال شکل گیری است. بر این اساس، توسعه هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت ایران مستلزم اتخاذ رویکردی آینده نگر، مدیریتی و مبتنی بر تعالی آموزشی است که بتواند ضمن حفظ ارزش های بنیادین، زمینه بهره گیری اثربخش و مسئولانه از فناوری های نوین را در نظام آموزشی فراهم آورد.
۱۹۶۴۴.

برساخت میدان آموزش: از واچینی آموزشی تا بسترهای تسهیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: بحران و ناکارآمدی در میدان آموزش موضوعی است که طی سال های اخیر از سوی نخبگان فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل هدف اصلی مطالعه حاضر، فهم انتظارات آموزشی دانشجویان درخلال زیست دانشگاهی شان است. داده ها و روش ها: به منظور اجرای این پژوهش و دستیابی به تفسیرهای مشارکت کنندگان و تحلیل نظری آن، از نظریه داده بنیاد (رویکرد برساخت گرایی چارمز) به عنوان یکی از روش های کیفی و تفسیری بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 20 نفر از دانشجویان شهر یزد بودند که با آنها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته 75 تا 130 دقیقه ای انجام گرفت و سپس داده ها به منظور ساخت مفاهیم، کدگذاری و ارائه شد. برای قابلیت اعتماد یافته های پژوهش نیز از استراتژی مشارکت بلند مدت، بازخورد همتایان و روش کنترل اعضا استفاده شده است. یافته ها: هویت آکادمیک استاد، واچینی آموزشی و محرک های آن، بسترهای انگیزه بخش و موانع انگیزشی از مقولاتی است که در این ارتباط استخراج شد و کدهای متمرکز پژوهش عبارت بودند از: مدل تنش زا، مدل تدریس به مثابه هنر و تخصص، مدل همدلانه، فضای فیزیکی مطلوب، فضای آموزشی مطلوب، توجه به شناحت تجربی، آموزش مهارت زندگی، حوزه عاملیت، حوزه آموزشی، حوزه شغلی، ترجیح ثروت به علم، فرسایش آموزشی، چالش های اقتصادی و ناامیدی شغلی. نتیجه گیری: در میدان آموزش بخشی از انتظارات آموزشی معطوف به نقش استادی است و ماهیت تعامل بین استاد-دانشجو به سوژه اصلی رضایت یا نارضایتی دانشجویان تبدیل شده است. موانع انگیزشی نظیر مشکلات اقتصادی، ناامیدی نسبت به کسب شغل خوب و حتی سرخوردگی های آموزشی نیز انگیزه آن ها را کاهش داده است.
۱۹۶۴۵.

ارائه الگوی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در حوزه گردشگری در برنامه درسی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در حوزه گردشگری در برنامه درسی دانش آموزان می باشد. این پژوهش از نظر چگونگی گردآوری داده های مورد نیاز، در گروه تحقیق کیفی و از نوع تحلیل مضمون طبقه بندی شد. جامعه آماری شامل 20 نفر از خبرگان و صاحبنظران در حوزه گردشگری و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها می باشند که با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب و سپس از آنان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. به منظور غنای تحقیق، تلاش شد تا با افرادی که از دانش و تجربه بالایی در این زمینه برخوردار بودند، مصاحبه صورت گیرد. جمع آوری اطلاعات تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و به تدریج کدگذاری متن مصاحبه ها و تجزیه و تحلیل داده ها منجر به جمع بندی و طبقه بندی داده ها شدند. در این راستا از نرم افزار با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بهره گرفته شد. روایی و پایایی بر اساس معیارهای قابلیت اعتبار یا باورپذیری، بررسی توسط اعضاء، سه سویه سازی منابع داده ها، تحلیل موارد منفی و قابلیت انتقال پذیری صورت گرفت. در این پژوهش تعداد 333 ویژگی و مفهوم استخراج شد که با بررسی های مجدد و بازنگری های انجام شده و بر اساس مشابهت ها و اشتراکات مفهومی، این مفاهیم و ویژگی ها تقلیل یافته و دسته بندی شدند. سپس 96 شاخص بر اساس اشتراکات مفهومی که با هم داشتند، استخراج شدند. نهایتاً در 20 مفهوم اصلی شامل: استراتژی آموزش گردشگری، عوامل مدیریتی، درک و بینش، مهارت تجزیه و تحلیل، زیرساخت ها، عوامل پیشران، اهداف شناختی (مهارت های آکادمیک)، اهداف نگرشی (مهارت های توسعه فردی)، اهداف مهارتی (مهارت کسب و کار)، اهداف و برنامه های فرهنگی و پرورشی، چالش، دانش (محتوا)، شناخت صنعت گردشگری، جاذبه های فرهنگی، فرایندهای یاددهی، فرایندهای یادگیری، امکانات و فناوری، عدالت اجتماعی، ارزیابی و ارزشیابی دسته بندی نموده است که در 8 گروه 1- عوامل زمینه ساز، 2- عوامل مداخله گر، 3- اهداف آموزشی، 4- اهداف پرورشی، 5- سواد گردشگری، 6- آموزش رسمی، 7- توسعه پایدار، 8- کیفیت زندگی دسته بندی شدند.
۱۹۶۴۶.

شاخصه های روان سنجی پرسشنامه «سنجش اصیل» در فرایند یاددهی -یادگیری مطالعه موردی اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، بررسی میزان بهره گیری اعضای هیئت علمی از شاخصه های سنجش اصیل در فرایند یاددهی یادگیری بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کمی و راهبرد پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۱۹۴ نفر به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق ساخته بر پایه چارچوب هشت گانه ویگینز بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی گردید. یافته ها: نتایج مدل نشان داد که پرسشنامه سنجش اصیل با هشت عامل اصلی از اعتبار بالایی برخوردار است. ارزیابی مدل اندازه گیری با شاخص هایی مانند آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی همگرا و واگرا، بیانگر مطلوبیت و تناسب چارچوب بود. تحلیل مدل ساختاری بر اساس شاخص های Z نیز نشان داد که این چارچوب از ساختاری قوی و پایدار برخوردار است. افزون بر این، بین میزان بهره گیری از سنجش اصیل و متغیرهایی مانند دانشکده و مرتبه علمی تفاوت معنی داری مشاهده شد؛ به گونه ای که استادان باتجربه بیشتر بر خودارزیابی و تکالیف فکورانه و استادیاران بر الگودهی تمرکز داشتند. همچنین اعضای هیئت علمی دانشکده های مهندسی و علوم پایه بیشترین و اعضای هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات کمترین بهره گیری از سنجش اصیل را داشتند. نتیجه گیری: این پژوهش با اعتبارسنجی ابزار سنجش و شناسایی الگوهای ارزیابی، به غنای ادبیات علمی در حوزه ارزشیابی آموزشی کمک کرده و می تواند در بهبود برنامه های توانمندسازی و سیاست گذاری های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۶۴۷.

به کارگیری استعاره برای واکاوی باورهای دانش آموزان پایه های چهارم و هشتم درباره امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۱
پژوهش پیش رو با روش توصیفی پیمایشی و با هدف واکاوی باورهای دانش آموزان پایه های چهارم و هشتم درباره «امتحان ریاضی» و «حل سؤالات سخت ریاضی» با استفاده از استعاره انجام شده است. جامعه آماری دربردارنده دانش آموزان پایه های چهارم و هشتم شهرکرد بوده و 361 دانش آموز پایه چهارم و 360 دانش آموز پایه هشتم با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای واکاوی باورها از دانش آموزان خواسته شد، با ذکر دلیل، درباره امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی استعاره ای بیان کنند. با بررسی استعاره های دانش آموزان و دلایل آن ها، مقوله هایی مانند «لذت بخش»،«نیازمند تلاش و هوش زیاد» و «آزاردهنده» به دست آمد. با بررسی دقیق تر، برخی از باورهایی که در استعاره ها پنهان بود استخراج شد. اغلب دانش آموزان درباره امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی به مقوله های «آزاردهنده» و «دشوار» اشاره کردند و درباره آن ها باورهایی منفی داشتند. برخی از دانش آموزان باور داشتند امتحان ریاضی برای آن ها اضطراب ایجاد می کند و عده ای نیز حل سؤالات سخت ریاضی را غیرممکن می دانستند. برخی باور داشتند که هرچند امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی چالش برانگیز است، اگر نتیجه مطلوبی به دست آید لذت بخش خواهد بود. برخی دیگر موفقیت در امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی را نیازمند استعداد ذاتی و تلاش زیاد توصیف کردند. همچنین، دانش آموزان پایه چهارم، درباره امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی، باورهای منفی تری از دانش آموزان پایه هشتم داشتند. دانش آموزان پایه هشتم هوش فراوان و تلاش زیاد را برای موفقیت در امتحان ریاضی و حل سؤالات سخت ریاضی ضروری تر می دانستند و آن ها را لذت بخش تر توصیف کردند. نتایج آزمون مجذور خی نشان می دهد که تفاوت بین استعاره های دختران و پسران هر دو پایه معنادار نیست.
۱۹۶۴۸.

پیش بینی دلزدگی تحصیلی از درس مطالعات اجتماعی بر اساس جو یادگیری ادراک شده، کیفیت تدریس و خودکار آمدی معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
پیشینه و اهداف: یادگیری مطالعات اجتماعی در مدارس ابتدایی در شکل گیری پایه و اساس دانش دانش آموزان در مورد جامعه و محیط خود اهمیت دارد و شناسایی عواملی که مانع دلزدگی تحصیلی در این درس می شود ضرورت دارد. این پژوهش با هدف پیش بینی دلزدگی تحصیلی از درس مطالعات اجتماعی بر اساس جو یادگیری ادراک شده، کیفیت تدریس و خودکار آمدی معلم انجام گرفته است. روش ها : این پژوهش کاربردی از لحاظ روش پیمایشی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان آبادان (1500 نفر) بود و 380 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های دلزدگی تحصیلی پکران و همکاران (2005)، کیفیت تدریس زابلی و همکاران(1393)، خودکارآمدی معلم اسچانن و همکاران (2001) و مقیاس جو یادگیری ادراک شده بلک و دسی (2000) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان داد بین دلزدگی تحصیلی از درس مطالعات اجتماعی با جو یادگیری ادراک شده و کیفیت تدریس در بین دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان آبادان رابطه معنی داری و معکوسی وجود دارد و 17 درصد از تغییرات دلزدگی تحصیلی از درس مطالعات اجتماعی بر اساس جو یادگیری ادراک شده و 40 درصد بر اساس کیفیت تدریس قابل پیش بینی است و خودکارآمدی معلم نقش پیش بینی کننده معناداری نداشت (0/03). نتیجه گیری: بنابراین بر اساس یافته های پژوهش توصیه می شود جهت کیفیت بخشی تدریس درس مطالعات اجتماعی و ایجاد جو یادگیری مطلوب و خودکارآمدی معلمان در تدریس این درس اقدامات لازم صورت پذیرد.
۱۹۶۴۹.

طراحی، اعتبار سنجی و اثر بخشی تلفیق آموزش ریاضی و مهارت های کارآفرینی فناورانه در آموزش مهندسی با رویکرد تولید دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۱
تولید مبتنی بر دانش و کارآفرینی فناورانه راهبردهای اصلی توسعه صنعتی هستند. بنابراین، بازنگری بنیادین در آموزش ریاضی برای دانشجویان مهندسی ضرورتی انکارناپذیر است. آموزش سنتی ریاضیات مهندسی، به رغم غنای نظری، مهارت های تحلیلی، اقتصادی و فناورانه را برای تصمیم گیری در فرایندهای تولید و توسعه محصولات نوآورانه دانشجویان تقویت نکرده است. هدف پژوهش حاضر طراحی، اعتبارسنجی و اثربخشی چهارچوب تلفیق آموزش ریاضی و مهارت های کارآفرینی فناورانه در برنامه درسی رشته های مهندسی است. روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، ازطریقِ مصاحبه های نیمه ساختاریافته، هشت مؤلفه را شناسایی کردیم. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای 60 گویه ای، مبتنی بر یافته های کیفی طراحی و توزیع کردیم. در تحلیل کمّی داده ها، یافته ها نشان داد که چهارچوب پیشنهادی از پنج مؤلفه اصلی تشکیل شده است: 1. آموزش مبتنی بر مسائل واقعی صنعت، 2. استفاده از داده های واقعی تولیدی، 3. تحلیل مالی - ریاضی پروژه ها، 4. ادغام فناوری های نوین در یادگیری و 5. ارتباط مستقیم با محیط های تولیدی. نتایج حاکی از اثربخشی این چهارچوب بر ارتقای توانمندی تصمیم گیری برای تولید، سرمایه گذاری هوشمندانه در تولید و تقویت بینش کارآفرینی فناورانه دانشجویان است.
۱۹۶۵۰.

نگرشها در چالش میان علم و دین؛ تحلیل و مطالعه موردی دیدگاه مهندس مهدی بازرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: اندیشه های مهدی بازرگان در باب رابطه علم و دین، در دو برهه قابل بررسی است. بازرگان در دوره نخست اندیشه خویش، درک حداکثری از دین را می پذیرد و قائل به توافق و هماهنگی میان علم و دین است؛ اما در مرحله دوم تفکر خویش، تفکر دین برای دنیا را زیانبار خوانده و قائل به تمایز شده است. این تحقیق با هدف تحلیل و بررسی و مطالعه موردی دیدگاه مرحوم مهدی بازرگان در زمینه نسبت میان علم و دین که امروزه در جهان افکار دانشمندان زیادی را به خود مشغول ساخته، انجام شد. روش: روش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی و ابزار گرد آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. یافته ها: تحلیل داده های تحقیق در مجموع نشان داد که بازرگان با بهره گیری از داده های دانش تجربی و در جهت توجیه علمی آنها، آنها را به نوعی بر آموزه های دینی تحمیل کرده، می کوشد آنها را مطابق دستاوردهای تجربی نشان دهد. نتیجه گیری: به باور بازرگان، علم و دین دارای نتایج یکسان اند. وی با شاخص قرار دادن شیوه های حسی برای تفسیر دین، بسیاری از مفاهیم عمیق ماورایی دینی را به کنار می نهد؛ در حالی که حقیقت و جوهره دین، امری ماورایی و فراتر از درک حس و تجربه است که در رویکرد تحصّلی همه آنها محو و مخفی خواهد شد. در آرای بازرگان متأخر، تغییرات عمده و گرایش به رویکرد تمایز مشهود است.
۱۹۶۵۱.

نقش انگیزش تحصیلی به واسطه مؤلفه های صبر در تصمیمات مالی با رویکرد مالی عصبی (مطالعه موردی: دانش آموزان متوسطه ی دوم دختران مشهد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۰
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انگیزش تحصیلی به واسطه مؤلفه های صبر در تصمیمات مالی با رویکرد مالی عصبی است، که ازنظر تقسیم بندی بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و ازنظر روش انجام پژوهش توصیفی- هم-بستگی، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان متوسطه دوم دختران ناحیه 4 آموزش وپرورش مشهد بوده است. در گزینش نمونه ها، میزان هر مدرسه تسهیم شده و مشمولین در دسترس، گزینش شدند. درنهایت، 365 نسخه مقبول واقع شده و در تجزیه وتحلیل، استفاده شدند. روایی ابزار پژوهش به شیوه ی روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ موردمحاسبه قرار گرفت. ابزار پژوهش، پرسشنامه انگیزش تحصیلی صالحی (1393)، برگرفته از مطالعات هارتر (1981) و لار و همکاران (2005)، با دو قطب انگیزش درونی (ذهنی) و انگیزش بیرونی (عینی)؛ پرسشنامه صبر خرمایی، فرمانی و سلطانی (1393)، برگرفته از مؤلفه های قرآنی و روایتی و پرسشنامه تصمیمات مالی با رویکرد مالی عصبی؛ برگرفته از مطالعه روان-شناختی تصمیم گیری های مالی خواجوی و ناقچی (1392)، با روش مقیاس پنج گزینه ای لیکرت بوده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج حکایت از آن داشت که انگیزش تحصیلی بر تصمیمات مالی با رویکرد مالی عصبی مؤثر بوده و مؤلفه های صبر در رابطه بین انگیزش تحصیلی و تصمیمات مالی با رویکرد مالی عصبی، نقش میانجی دارند.
۱۹۶۵۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء زنان در سمت های مدیریتی (در سطوح میانی و عالی) آموزش و پرورش شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء زنان در سِمَت های مدیریتی در آموزش و پرورش شهر تهران انجام گرفت. در این تحقیق از روش پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شد. در مرحله ی نخست به روش پدیدارشناسی عوامل موثر در ارتقاء زنان به سِمَت های مدیریتی شناسایی شد و سپس به روش تحلیل سلسله مراتبی، شاخص های شناسایی شده، اولویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران زن در سطوح مدیریتی میانی و عالی مناطق آموزش و پرورش شهر تهران تشکیل می دهدکه درپژوهش حاضر نمونه شامل 16 نفر از این مدیران است که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که دو عامل فردی و سازمانی دراین ارتقاء نقش دارند. نتایج تحلیل سلسه مراتبی نشان داد که از بین عوامل فردی، عامل مسئولیت پذیری و از بین عوامل سازمانی، عامل توسعه حرفه ای زنان بالاترین اولویت را دارند. با توجه به این نتایج می توان انتظار داشت در صورتی که زنان از توانایی-های لازم فردی و حرفه ای برخوردارباشند و سازمان نیز تمهیدات لازم را برای رشد آنان مهیا نماید، رشد و ارتقاء آنان در سِمت های مدیریتی بیش از پیش نمایان شود.
۱۹۶۵۳.

واکاوی موانع و تبیین راهکارهای آموزش خط بریل به دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: بریل به عنوان مهمترین نظام ارتباط نوشتاری کارآمد برای افراد با آسیب بینایی با موانعی در آموزش و یادگیری همراه است که شناسایی و وا کاوی آن ها برنامه ریزان، معلمان و والدین را در رفع این مشکلات کمک می کند. پژوهش حاضر با هدف وا کاوی موانع و تبیین راهکارهایی برای آموزش خط بریل به دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: روش پژوهش تفسیری با رویکرد کیفی و جامعه آماری مشتمل بر تمامی معلمان مشغول به کار مقطع ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. نمونه پژوهش با روش هدفمند زنجیره ای انتخاب و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته حضوری با 19 نفر از معلمان تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. به منظور تأیید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و مورد بازنگری و تکمیل قرار گر فت. به م نظور تحل یل داده ها از راه برد داده بن یاد و روش کد گذاری محتوای آشکار و پن هان ا ستفاده شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج 5 مانع علّّی مشتمل بر: ویژگی های جسمی دانش آموزان، ویژگی های روانی و ذهنی دانش آموزان، برنامه ریزی آموزشی و درسی، دسترسی به امکانات و نگرش خانواده؛ 4 عامل زمینه ای شامل نقص در حمایت های اقتصادی سازمان های دولتی و مردم نهاد، نقص در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های درون و برون سازمانی، خلاءهای موجود در تهیه و ارائه ابزارهای فناوری و دشواری آموزش و توانمندسازی فناوری برای افراد باآسیب بینایی، وجود خلاءهای فرهنگی و نگرشی در سطح جامعه؛ و 7 عامل مداخله گر اقتصادی، زیرساختی و سازمانی، تجربه و بینش معلم، امکانات و تجهیزات، وضعیت فرهنگی-اجتما عی خا نواده و مدر سه؛ تعی ین اقدا مات، پیامد ها و مدل پارادایمی بود. نتایج: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع موانع فرا گیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روش ها و برنامه های آموزشی به کمک ابزارهای فناوری نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
۱۹۶۵۴.

اثربخشی رویکرد آموزش ریاضی واقعیت مدار بر دانش مفهومی و رویه ای دانشجو معلمان در بستر فضای مجازی شاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این پژوهش اثربخشی رویکرد آموزش ریاضی واقعیت مدار بر دانش مفهومی و رویه ای دانشجو معلمان در بستر فضای مجازی شادبود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان- پردیس شهید بهشتی هرمزگان در سال تحصیلی 1401-1400 که 58 نفر به طور هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (30 نفر در گروه آزمایش و 28 نفر در گروه کنترل) جایگزین شدند. ابتدا آزمون استاندارد مبتنی بر دانش مفهومی و رویه ای به عنوان پیش آزمون از دانشجو معلمان هر دو گروه کنترل و آزمایش به عمل آمد که پیش آزمون و پس آزمون با محتوای بحث تابع از پایه دهم با اقتباس از سؤالات دانش مفهومی و رویه ای که توسط خولی و همکاران (2017) طراحی شده بود استفاده شد . به منظور بررسی سوال پژوهش در سطح آمار توصیفی از محاسبه میانگین و میانه و انحراف معیار ودرسطح آمار استنباطی از روش تجزیه وتحلیل کوواریانس یک متغیره و به منظور مقایسه میانگین متغیرها از روش حداقل اختلاف معنی دار (LSD) از نرم افزار SPSS استفاده شد.یافته های پژوهش نشان داد که عملکرد گروه آزمایش در استفاده از آموزش ریاضی واقعیت مدار در بستر فضای مجازی شاد و تأثیر آن بر دانش مفهومی و دانش رویه ای در ریاضی مؤثر گزارش شده است بنابراین با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش ؛ پیشنهاد می گردد؛ معلمان در فرآیند تدریس و مؤلفان کتب درسی ریاضی در طراحی مفاهیم و تمرینات کتاب های درسی به این رویکرد توجه بیشتری نمایند.
۱۹۶۵۵.

یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین از منظر تجربه زیسته دانشجو معلمان: دلالت هایی برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
پیشینه و اهداف: با گسترش آموزش دیجیتال، شیوه های یادگیری معارف اسلامی دگرگون شده است. این تحول، هم زمان هم فرصت هایی برای تعمیق باورهای دینی و هم چالش هایی مانند کاهش تعامل و سطحی شدن یادگیری به ارمغان آورده است. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته دانشجو معلمان از یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین و استخراج دلالت های آن برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم بود. روش ها : این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان تشکیل می دادند که با روش نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع، ۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق بود و داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با تداوم جمع آوری تا رسیدن به اشباع نظری، تجزیه و تحلیل شدند.. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد:«چالش های یادگیری در بستر رسانه ای (شامل احساس فاصله عاطفی و کاهش تعامل)»، «بازتعریف منابع دینی در فضای دیجیتال (با محوریت رجوع به منابع غیررسمی و شخصی سازی شده)» و «تجربه یادگیری معنادار دینی (ناشی از تأمل شخصی و درونی سازی معنا)». نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد برنامه درسی کنونی معارف اسلامی نتوانسته است با زیست جهان رسانه ای نسل جدید همراه شود. بر این اساس، بازنگری در برنامه درسی با هدف تلفیق ظرفیت های آموزش مجازی، تقویت سواد رسانه ای و طراحی تجربیات یادگیری معنادار و تعاملی ضروری به نظر می رسد. از محدودیت های این پژوهش می توان به تمرکز بر یک دانشگاه خاص اشاره کرد.
۱۹۶۵۶.

تأثیر دشواری تکلیف با تمرینات کم خطا و پرخطا در یادگیری حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: یکی از نگرانی های اصلی متخصصان یادگیری حرکتی، نحوه برنامه ریزی جلسات تمرین برای بهینه سازی یادگیری است؛ که کیفیت این جلسات بویژه برای کودکان با نیازهای ویژه، بر این نگرانی ها افزوده است. بنابر این، هدف، بررسی تأثیر دشواری تکلیف بر یادگیری حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و کودکان با رشد طبیعی است. روش: دشواری تکلیف با دستکاری دشواری های اسمی و کارکردی ایجاد شده است. دشواری اسمی با مجموعه فواصل استفاده شده در تکلیف پرتاب دارت تغییر یافته است. دشواری کارکردی نیز با انتخاب برنامه تمرین نزدیک به دور )تمرین کم خطا( و دور به نزدیک )تمرین پر خطا( تنظیم شده است. 96 کودک 9 و 10 ساله که 48 نفر از آنها با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بودند، به صورت تصادفی به یکی از 4 گروه تمرین تقسیم شدند. داده ها در مراحل ا کتساب، یادداری و انتقال جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند، کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در مقایسه با کودکان با رشد طبیعی، خطای بیشتری در تمام مراحل داشتند. دشواری اسمی تکلیف تأثیر معناداری بر خطای مطلق داشت. برنامه تمرین کم خطا نسبت به پرخطا، موجب کاهش خطای مطلق در تمامی مراحل شد. هرچند این کاهش ناچیز بود. نتیجه گیری: کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با چالش های بیشتری در یادگیری حرکتی مواجه اند و دشواری اسمی تکلیف می تواند بر بهبود عملکرد آنها تأثیر بگذارد. به طور کلی، پیشنهاد می شود که مربیان و معلمان ابتدا از تکالیف با دشواری اسمی پایین و از برنامه تمرین کم خطا برای بهبود یادگیری حرکتی کودکان مبتدی استفاده کنند.
۱۹۶۵۷.

امکان سنجی سوادآموزی در قالب یادگیری الکترونیکی با تأکید بر آموزش چندرسانه ای؛ با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۵
هدف کلی از انجام این پژوهش، امکان سنجی سوادآموزی در قالب یادگیری الکترونیکی با تأکید بر آموزش چندرسانه ای؛ رویکرد آمیخته (کیفی – کمی) می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها اسنادی- میدانی از نوع توصیفی محسوب می شود. در بخش کیفی از نظریه بنیانی و در بخش کمی از روش توصیفی- همبستگی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل کلیه خبرگان و در بخش کمی شامل مدرسان نهضت سوادآموزی استان کرمانشاه در سال 1404 بود. نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند بود و تا حصول اشباع نظری ادامه یافت (22 نفر). نمونه گیری در بخش کمی به صورت در دسترس (384 نفر) انجام شد. داده های کیفی با تکنیک کدگذاری سه مرحله ای و داده های کمی در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارهای SPSS 21 و Amos 23 تحلیل شدند. نتایج نشان داد ابعاد مدل پژوهش شامل شرایط علی (عوامل توسعه زیرساخت فناوری های اطلاعات، عوامل انگیزشی و برنامه ریزی آموزشی)، شرایط زمینه ای (عوامل فرهنگی، سازگاری محتوای آموزشی در بستر آموزش چندرسانه ای و کاربرپسند بودن پلتفرم ها و سایت ها) و شرایط مداخله گر (عوامل سیاست گذاری – حمایتی، پشتیبانی – آموزشی و عوامل اقتصادی)، استراتژی ها (از قبیل اقدام به آموزش مجازی در پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی، توسعه پلتفرم ها و نرم ابزارها در آموزش الکترونیکی، بهبود روش ها و رویکردهای آموزشی، توانمندسازی منابع انسانی و مهارت آموزی دیجیتال و توسعه زیرساخت های ارتباطی و فنی) و پیامدها (از قبیل بهبود عملکرد آموزشی، افزایش راندمان در آموزش، توسعه و بهبود ارتباطات آموزشی، توسعه اجتماعی و محرومیت زدایی، مبارزه قوی تر با بی سوادی، توسعه مشارکت و ارتقای زیرساخت ها و تکنولوژی های آموزشی) بود. در بخش کمی مدل پارادایمیک پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تأیید قرار گرفت. براساس نتایج  تقویت سرعت اینترنت، پشتیبانی فنی قوی، بهبود امنیت سایت، ارائه آموزش و بهبود مهارت های مدرسان و سوادآموزان برای استفاده از تجهیزات الکترونیکی پیشنهاد می گردد.
۱۹۶۵۸.

آزمون روابط ساختاری بین ساختارهای هدف در کلاس مجازی با خودکارآمدی اجتماعی و کمال گرایی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون روابط ساختاری بین ساختارهای هدف در کلاس مجازی با خودکارآمدی اجتماعی و کمال گرایی دردانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر رفسنجان انجام گرفت. روش شناسی: روش تحقیق از نوع همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر رفسنجان به تعداد (4500) نفر بود که از میان آنها تعداد (350) نفر به عنوان نمونه با استفاده از فرمول کوکران به شیوه تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده های به دست آمده از آمار توصیفی و برای تجزیه و تحلیل و بررسی فرضیه ها از روش تحلیل مسیر و نرم افزار Amos استفاده شد. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد ساختارهای هدف در کلاس مجازی میگلی و همکاران (1988) با 14 سؤال و روایی 69/0، خودکارآمدی کلنی (1989) با 25 سؤال و روایی 87/0 و کمال گرایی تریشورت و همکاران (1995) با 40 سؤال و روایی 80/0 استفاده شد. یافته ها: حاکی از آن است که بین ساختارهای هدف در کلاس مجازی و خودکارآمدی در دانش آموزان رابطه وجود دارد. همچنین بین ساختارهای هدف در کلاس مجازی و کمال گرایی در دانش آموزان رابطه وجود دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات: خودکارآمدی اجتماعی می تواند بر نحوه تعامل دانش آموزان با همکلاسی ها و معلمان در محیط مجازی تأثیر بگذارد. کمال گرایی به تمایل فرد برای دستیابی به استانداردهای بالا و بی نقص بودن اشاره دارد. این ویژگی می تواند هم مثبت (به عنوان یک محرک برای پیشرفت) و هم منفی (منجر به اضطراب و ناکامی) باشد. کلیدواژه: ساختارهای هدف در کلاس مجازی، خودکارآمدی، کمالگرایی
۱۹۶۵۹.

کارآمدی برنامه توان بخشی شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی: یک کارآزمایی بالینی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی است که با نارسایی در کارکردهای اجرایی هسته ای مانند توجه، بازداری پاسخ و حافظه فعال همراه است. با توجه به اهمیت بهبود این کارکردها، استفاده از برنامه های توان بخشی شناختی به عنوان روشی نوین در مداخلات درمانی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی برنامه شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکی بی ا ختلال نار سایی توجه/بیش فعا لی انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی کنترل شده یک سوکور بود که در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون با دوره پیگیری استفاده گردید. جامعه آماری شامل کودکان مراجعه کننده به مرکز آتیه از سال 1401 تا 1403 بود. 34 کودک با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به شیوه دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی ) 17 نفر ( و گواه ) 17 نفر ( قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه با برنامه کاپتان لا گ تمرین کردند و گروه گواه برنامه بازی ویدوئی تتریس را تمرین کردند. شرکت کنندگان در 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با آزمون های بررسی یکپارچه عملکرد دیداری-شنیداری ) IVA-2 (، عملکرد پیوسته ) CPT ( و N-back ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحل یل کوواریا نس چندمتغ یره تحل یل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون عملکرد گروه آزمایشی در توجه ) 001 / F)1،23(=70/39 ،P>0 (، بازداری پاسخ ) 001 / F)1،23(=48/62 ،P>0 ( و حافظه فعال ) 001 / F)1،23(=57/89 ،P>0 ( نسبت به گروه گواه به طور معناداری بهبود یافته است، درحالی که در مرحله پیگیری بین 2 گروه در هیچ کدام از متغیرها تفاوت معناداری وجود نداشت ) 05 / .)p<0 بحث و نتیجه گیری: برنامه توان بخشی کاپتان لا گ می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، برای دستیابی به اثرات پا یدار ن یاز به مداخلات تکمی لی و تمری نات مداوم و جود دارد.
۱۹۶۶۰.

مطالعه پدیدارشناسانه چالش ها و راهکارهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان در دوران کرونایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی چالش ها و راهکارهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان در دوران کرونایی از دیدگاه معلمان در سال تحصیلی 1400-99 می باشد. پژوهش حاضر از از نوع روش کیفی و از نظر ماهیت پژوهش از نوع پدیدارشناسی اکتشافی است و داده ها به شکل مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مرد و زن آموزش و پرورش شاغل در سه تاحیه شهرستان کرمانشاه بوده و انتخاب نمونه نیز به شکل هدف مند به تعداد 70 نفر و جمع آوری داده ها تا مرحله اشباع نظری انجام گرفته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که، مهمترین شیوه ارزشیابی آموزش غیر حضوری دانش آموزان در دوران شیوع ویروس کرونا را می توان به امتحان حضوری (در صورت مجوز ستاد کرونا) با رعایت فاصله گذاری اجتماعی، امتحان کتبی مجازی از طریق گوگل فرم، آداب کانکت، امتحان شفاهی مجازی و پرسش و پاسخ شفاهی در حین تدریس از طریق آداب کانکت و نرم افزارهای مرتبط، ارائه های کلاسی در بستر سامانه های مجازی، پوشه الکترونیکی(مجموعه تکالیف ترم شامل کار عملی، حل تمرین، مقاله، و غیره) و ارزشیابی چندگانه (تلفیقی) دسته بندی کرد و مهم ترین جالش مرتبط به آن نیز امکان تقلب و ارسال پاسخ ها از طریق شبکه مجازی برای یک یا چند نفر از دوستان و یا حتی کل کلاس بوده است. از دیدگاه مصاحبه کنندگان به طور کامل مشخص و مورد بررسی قرار گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان