زمینه: ارزشیابی برنامه ی درسی دانش آموزان کم توان ذهنی در جهت چگونگی نیل به اهداف از پیش تعیین شده و اثربخشی برنامه های درسی ضروری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارزشیابی برنامه درسی علوم تجربی پایه ششم دانش آموزان کم توان ذهنی در شهرستان ارومیه است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری را کلیه معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی مدارس استثنایی در پایه ششم ابتدایی شهرستان ارومیه تشکیل می دادند که تعداد کل آنها 30 نفر بودند که به دلیل حجم کم جامعه از روش سرشماری (انتخاب کل جامعه) به عنوان نمونه آماری استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته برخواسته از سوال های پژوهش بود که روایی آن توسط خبرگان حوزه برنامه درسی کودکان استثنایی تایید و پایایی نیز با محاسبه آلفای کرانباخ (86/0) به دست آمد. برای تحلیل داده ها از محاسبه فراوانی، درصد و روش وزن دهی و ارزش گذاری استفاده شد. یافته ها: تحلیل دیدگاه های معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی مدارس استثنایی نشان داد که کیفیت عناصر برنامه درسی ارزیابی شده در مقوله شفافیت اهداف، کفایت محتوا، محیط و زمان آموزشی تخصیص یافته در وضعیت مطلوبی قرار دارند. اما عنصر صلاحیت حرفه ای معلمان با میانگین 66/2 در وضعیت پایین تر و نامطلوبی نسبت به میانگین قرار داشت. نتیجه گیری: پژوهش حاضر می تواند گامی در توجه به مسائل آموزشی و برنامه های درسی فراگیران کم توان ذهنی در حیطه دبستانی باشد، و ضرورت توجه ویژه در جهت به کارگیری معلمان متخصص و علاقه مند و برگزاری کارگاه های آموزشی جهت بازآموزی معلمان را یادآوری می کند.
پژوهش حاضر در قالب یک طرح شبه آزمایشی به ارزشیابی اثربخشی ناشی از کاربست الگوی طراحی اصول اولیه ی آموزش از دیوید مریل در آموزش ضمن خدمت معلمان پرداخته است.جامعه یآماریپژوهششاملکلیهمعلمانشرکتکنندهدربرنامهآموزشیارزشیابیتوصیفیبودکهاز بین آن ها دوگروهازشرکت کنندگان به تعداد 75 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل دو پرسشنامه جهت سنجش نگرش و رضایت فراگیران و یک آزمون پیشرفت تحصیلی به منظور سنجش میزان یادگیری فراگیران بود. نتایج پژوهش نشان داد که به کارگیری الگوی طراحی اصول اولیه آموزش در آموزش ضمن خدمت معلمان موجب افزایش اثربخشی این دوره های آموزشی می شود. همچنین در خصوص مولفه های تشکیل دهنده اثربخشی، یعنی رضایت، نگرش و یادگیری، نتایج نشان دهنده ی این امر بود که فراگیران در گروه آموزش دیده بر اساس الگوی اصول اولیه آموزش رضایت بیشتر و نگرش مثبت تر نسبت به فراگیران گروه سنتی و موضوع محور داشتند ولی از لحاظ مولفه ی یادگیری تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی تئاتر درسی در افزایش مهارت های اجتماعی و یادگیری دروس پایه در دانش آموزان مقطع ابتدایی است. روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. نمونه پژوهش، 63 دانش آموز دختر پایه چهارم مقطع ابتدایی شهرستان قشم است که در دو کلاس منتخب به شکل تصادفی، انتخاب شده اند و به تصادف یکی از کلاس ها برای گروه آزمایش و کلاس بعدی برای گروه شاهد در نظر گرفته شد. گروه آزمایش به مدت 10جلسه 45دقیقه ای در تئاتر درسی مشارکت داشت. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مقیاس مهارت های اجتماعی و آزمون های املا، خواندن و ریاضیات بوده است. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) نشان می دهد تئاتر درسی در افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر اثر معنی دار دارد (001/0>P). همچنین تئاتر درسی در افزایش یادگیری خواندن و نوشتن دانش آموزان دختر اثر معنی دار دارد (001/0>P)؛ اما بر یادگیری درس ریاضی اثرمعنی داری نداشت. این تحقیق نشان می دهد تئاتر درسی هم بر افزایش مهارت های اجتماعی و هم بر بهبود عملکرد درسی دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی اثربخش است.
هدف پژوهش ، تعیین اثربخشی راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارساخوان ابتدایی بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون وپس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهرستان نکا بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 30 دانش آموز دارای مشکلات خواندن ، پس ازاجرای آزمون های تشخیصی انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش ویک گروه گواه جایگزین شدند. پس ازاجرای پیش آزمون ، گروه آزمایش به مدت 6 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی قرارگرفت اما گروه گواه آموزشی ندیدند. پس ازآن آزمون پیشرفت تحصیلی درگروه های مذکوراجرا شد، وپس ازگذشت دوماه ازآموزش، سپس آزمون پیشرفت تحصیلی (آزمون پی گیری) اجرا شد.داده ها با روش آماری تحلیل اندازه های مکرر و تحلیل کواریانس انجام شد.یافته ها نشان داد که پس ازآموزش بین پیشرفت تحصیلی گروه آزمایشی و گروه گواه تفاوت معناداری مشاهده شده است .نتیجه گیری: اولاً راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی درجهت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارسا خوان ابتدایی موثر بود، وثانیاً کاربرد این راهبردها موجب پایداری آموخته ها(پس از گذشت 2 ماه) در این گروه از دانش آموزان شد.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر به کارگیری کارپوشه الکترونیکی بر راهبردهای انگیزشی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که در سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دادند. نمونه پژوهش شامل دو کلاس از مقطع کارشناسی ارشد بود که به صورت در دسترس انتخاب گردیدند. تعداد دانشجویان هر کلاس، 18 نفر و کل تعداد نمونه 36 نفر بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در ابتدای ترم از هردو گروه در شرایطی یکسان پیش آزمون به عمل آمد. سپس، گروه آزمایش به مدت یک ترم در معرض سنجش به شیوه کارپوشه الکترونیکی قرار گرفت و در پایان ترم جهت بررسی تغییرات، پس آزمون بر هر دو گروه اجرا گردید. برای تحلیل داده های به دست آمده، از روش تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته ها نشان داد که باورهای انگیزشی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که کارپوشه الکترونیکی یکی از ابزارهای سنجش و آموزش می باشد که موجب بهبود باورهای انگیزشی دانشجویان می شود.
اشتیاق معلم: تحلیل خودگردان میانجی گری رابطه جو مدرسه و نگرشهای شغلی معلمان هاجر مساح* دکتر سیدحمیدرضا عریضی سامانی** دکتر مهرداد کلانتری*** چکیده اشتیاق معلمان موضوعی است که امروزه با توجه به اهمیت روانشناسی مثبت، جایگاهی ویژه یافته است. این متغیر به مثابه یک متغیر فردی مطرح است که می تواند میانجی رابطه میان متغیرهای گوناگون مانند جو مدرسه و نگرشهای شغلی معلمان باشد. پژوهش حاضر به بررسی میانجی گری اشتیاق معلم در رابطه جو مدرسه و نگرشهای شغلی معلمان زن شاغل در مدارس دولتی دوره متوسطه دوم شهر اصفهان پرداخته است. نگرشهای شغلی معلم در پژوهش حاضر شامل تعهد معلم، رضایت شغلی معلم و احساس تعلق معلم بوده است. روش نمونه گیری پژوهش خوشه ای و حجم نمونه، 130 نفر بوده است. ابزار پژوهش حاضر عبارت اند از: پرسشنامه اشتیاق معلم، پرسشنامه جو مدرسه ادراک شده از سوی معلم، پرسشنامه رضایت شغلی معلم، پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه و پرسشنامه تعهد معلم. پایایی ابزارها با روش انسجام درونی ابزار مورد تایید قرار گرفته و روایی ابزارها با روش اعتبار محتوا و تحلیل عاملی تاییدی، احراز شده است. داده های گرد آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS وAMOS تحلیل شدند. نتایج آماری حاکی از لزوم استفاده از آزمون ML در روش درست نمایی مقاوم ساتورا بنتلر بود. نتایج تحلیل میانجی، اشتیاق معلم را به صورت میانجی جزئی شناسایی کرده است. نتایج پژوهش، روابط مستقیم و غیرمستقیم جو مدرسه و نگرشهای شغلی را تایید کرده است. شاخصهای برازش، تناسب مناسب الگو را نمایش داده اند. نتایج پژوهش حاضر، اهمیت توجه به اشتیاق معلم را نشان می دهد و آن را به منزله عاملی روانشناختی برای ارتقای نگرشهای شغلی معلمان در مدرسه مطرح می کند. کلیدواژگان: اشتیاق معلمان، نگرشهای شغلی، جو مدرسه تاریخ دریافت: 95/3/17 تاریخ پذیرش: 95/9/13 * دانشجوی دکتری روان شناسی، دانشگاه اصفهان h_massah@yahoo.com ** استاد گروه روان شناسی دانشگاه اصفهان(نویسنده مسئول) dr.oreyzi@edu.ui.ac.ir *** استاد گروه روان شناسی دانشگاه اصفهان mehrdadk@edu.ui.ac.ir
بازخورد هر گونه اطلاعاتی است که در مورد صحت و تناسب یک پاسخ ارائه می شود. جهت تعیین تأثیر بازخورد به زبان مادری و فارسی بر پیشرفت خواندن و نوشتن دانش آموزان دوزبانه (کردی- فارسی)، از دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی یک مجتمع آموزشی در شهرستان اشنویه، 45 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. دانش آموزان در سه گروه مجزا قرار گرفتند: گروه آزمایشی اول که بازخورد به زبان مادری دریافت کردند، گروه آزمایشی دوم که بازخورد به زبان فارسی دریافت کردند و گروه کنترل که هیچگونه بازخوردی دریافت نکردند. به منظور جمع آوری داده ها، از یک آزمون پیشرفت تحصیلی که توسط محقق طراحی شده بود، استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس نشان دادکه ارائه بازخورد به زبان مادری تأثیر معنی داریی بر پیشبرد خواندن و نوشتن دانش آموزان دوزبانه دارد و بین گروه آزمایشی اول (که بازخورد به زبان مادری دریافت کردند) و گروه کنترل (که بازخورد دریافت نکردند)، تفاوت معنی داریی مشاهده شد. اما بین گروه آزمایشی دوم (که بازخورد به زبان فارسی دریافت کردند) و گروه کنترل تفاوت معنی داریی وجود نداشت. این یافته ها نشان داد که ارائه بازخورد به زبان فارسی تأثیر چندانی بر پیشرفت خواندن و نوشتن دانش آموزان دوزبانه نداشته است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که ارائه بازخورد به زبان بومی به دانش آموزان دوزبانه می تواند در بهبود عملکرد آنان مؤثر باشد
رشد مدارس هوشمند همگام با رشد فناوری بوده است، استفاده از فناوری، یادگیری و انگیزه دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد. تابلوهای تعاملی نمونه ای از فناوری های نوین است که در مدارس هوشمند مورداستفاده قرار می گیرند. با توجه به فراگیر شدن تابلوی تعاملی در ایران و نصب آن در مدارس، بررسی برداشت کاربر از این فناوری حائز اهمیت است. پژوهش پیش رو درصدد تهیه پرسشنامه ای برای بررسی برداشت دانش آموزان نسبت به تابلوی تعاملی است. برای این منظور، نمونه 305 نفری از دانش آموزان پایه هفتم و هشتم متوسطه اول استان خراسان جنوبی انتخاب شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی ابزار ساخته شده، 4 عامل را شناسایی کرد که برداشت دانش آموز از یادگیری، برداشت دانش آموز از انگیزش، برداشت دانش آموز از کارایی و برداشت دانش آموز از چالش ها و محدودیت ها را شامل می شود. این عوامل درمجموع 55 درصد از واریانس سازه برداشت دانش آموز از تابلوی تعاملی را تبیین می کنند. پایایی ابزار 0/90 =α به دست آمد و مدل رگرسیون 4 عاملی 22/3 درصد از تغییرات معدل دانش آموزان را تبیین می کند.
هدف این پژوهش بررسی وضعیت موجود و مطلوب بین المللی شدن دانشگاه تهران از دیدگاه صاحبنظران این حوزه در دانشگاه تهران است. این پژوهش با توجه به هدف از نوع کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته در اختیار 48 نفر از صاحبنظران دانشگاه تهران قرار داده شد. قابلیت اعتماد پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ 93/0 است.به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(فراوانی، درصد ، میانگین) و آمار استنباطی(تی تک نمونه ای، خی دو، فریدمن و آزمون ویلکاکسون) استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وضعیت موجود بین المللی شدن دانشگاه تهران از دیدگاه صاحبنظران پیرامون هدف های ششگانه ی بین المللی شدن در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. پیرامون وضعیت موجود فعالیت های بین المللی شدن دانشگاه تهران، نتایج پژوهش حاکی از آن است که مولفه های مربوط به آگاهی، تعهد، برنامه ریزی، عملیاتی نمودن برنامه ها، تقویت و بازبینی از دیدگاه صاحبنظران در سطح نسبتاً مطلوب ارزیابی شده است. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد وجود منابع مالی ناکافی، از جمله عمده ترین موانع بین المللی شدن دانشگاه تهران می باشند. بالاخره، نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین وضعیت موجود و مطلوب بین المللی شدن دانشگاه تهران فاصله معناداری وجود دارد.