ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۶۱ تا ۲۰٬۲۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۰۲۶۱.

مدل یابی معادلات ساختاری بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۱
بهزیستی روانشناختی به عنوان یکی از ارکان سلامت روان معلمان، تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. که از جمله این عوامل خودکارآمدی خلاق و حس انسجام می باشد. بنابراین این پژوهش با هدف مدل یابی معادلات ساختاری بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل معلمان زن متوسطه اوّل آموزش وپرورش ناحیه دو شهر سنندج در سال تحصیلی1402-1401 بود؛ که 162 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف (1989)؛ خود کارآمدی خلاق لی (2008) و حس انسجام آنتونووسکی (1993) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آماره های توصیفی و استنباطی مدل یابی معادلات ساختاری با نرم فزارهای SPSS25 و AMOS24 انجام گرفت. نتایج نشان داد مدل بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام از برازش قابل قبولی برخوردار است (96/1=X2/Df، 873/0=GFI، 922/0=IFI، 92/0=CFI و 077/0RMSEA=). به طوری که که بین خودکارآمدی خلاق و حس انسجام رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p<87/0β=). بین خودکارآمدی خلاق و بهزیستی روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p<50/0β=). بین حس انسجام و بهزیستی روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p< = 23/0β=) و حس انسجام رابطه بین خودکارآمدی خلاق و بهزیستی روانشناختی نقش میانجی دارد (001/0>p). نتایج این پژوهش تقویت خودکارآمدی خلاق و حس انسجام را برای بهبود بهزیستی روان شناختی معلمان برجسته می کند و تقویت مهارت های روان شناختی نظیر خودکارآمدی خلاق و حس انسجام می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در بهبود ک بهزیستی روان شناختی معلمان مورد توجه قرار گیرد.
۲۰۲۶۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی به تدریس مفهومی (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
تدریس به روش مفهومی به عنوان یک الگوی مؤثر در فرایند آموزش و یادگیری مطرح شده است که تأکید بر درک اصول و مفاهیم و محتوای مورد تدریس دارد تا دانش آموزان به جای حفظ مطالب، قادر به استفاده و به کارگیری آنها در محیط زندگی واقعی باشند. این پژوهش که به شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی دوره اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه به تدریس مفهومی پرداخت، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کیفی با ماهیت اکتشافی بود. مشارکت کنندگان تمام معلمان زبان انگلیسی مقاطع اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 18 نفر از آنها به شیوه هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. از مصاحبه های عمیق انفرادی نیمه ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد که بر اساس آن 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده و 117 مضمون پایه به دست آمد. از مهمترین نتایج بدست آمده می توان به رضایت نسبی معلمان انگلیسی از روش های تدریس، لزوم افزایش ساعات اختصاص داده شده برای اجرایی شدن تدریس مفهومی و آثار مثبت فعالیت های توسعه حرفه ای معلمان جهت تدریس به روش مفهومی اشاره کرد. همچنین، بی انگیزگی معلمان، کمبود وقت، جمعیت زیاد کلاس ها، و عدم آشنایی بسیاری از معلمان با این شیوه تدریس از مهمترین چالش های ذکر شده بودند که رفع آنها راهکارهای تحقق اجرای تدریس مفهومی را ممکن می سازد. نتایج حاصل از این پژوهش برای کلیه دست اندرکاران تعلیم وتربیت، معلمان و دفتر تالیف کتب و منابع درسی مفید خواهد بود.
۲۰۲۶۳.

Developing and Validating a Cognitive Competency Model for School Principals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
The present exploratory mixed-methods research, grounded in metaphorical realism, aimed to develop and validate a Cognitive Competency Model for School Principals. In the qualitative phase, 25 cognitive education specialists were selected through purposive sampling for semi-structured interviews. Data were analyzed using Glaser’s grounded theory method, employing open, selective, and theoretical coding to extract key cognitive dimensions related to educational leadership. To ensure credibility, the researchers applied expert validation and iterative refinement of the categories and concepts. In the quantitative phase, a Delphi technique supported by a questionnaire was used to validate the identified categories and concepts. Out of 25 experts in the field of cognitive education, 23 participated in the survey. The collected data were analyzed using a one-sample t-test to determine the level of expert agreement. The analysis confirmed the significance of all dimensions (p < 0.01). The finalized Cognitive Competency Model for School Principals includes 13 components: Metacognition, Mental Representation, Self-awareness, Psychological Capital, Linguistic Abilities, Neuroscience of Emotions, Social Cognition, Comprehensive and Systematic Approach, Neuro Leadership, Neurocognitive Principles of Learning, Multiple Intelligences, Perceptual and Mental Ability, and Cognitive-Organizational Readiness. Developing these competencies can enhance school principals’ cognitive efficiency and leadership performance.
۲۰۲۶۴.

تأثیر تجربه غرقگی بر شایستگی اجتماعی -عاطفی ادارک شده و بهزیستی تحصیلی؛ تحلیل نقش واسطه ای ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۸
در سال های اخیر، مفاهیمی مانند تجربه غرقگی، ذهن آگاهی و بهزیستی تحصیلی به عنوان عوامل مهم در رشد روان شناختی و اجتماعی دانش آموزان مورد توجه پژوهشگران علوم تربیتی و روان شناسی قرار گرفته اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربه غرقگی بر شایستگی اجتماعی–عاطفی ادراک شده و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی ذهن آگاهی در میان دانش آموزان دوره متوسطه شهر زاهدان  است. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه اجرا، توصیفی-پیمایشی مبتنی بر رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه ۲ شهر زاهدان به تعداد ۱۵۰۰ نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ((Krejci & Morgan,1971، حجم نمونه ۳۰۶ نفر تعیین شد و نمونه گیری به شیوه طبقه بندی تصادفی انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های تجربه غرقگی (Jackson & Marsh, 1996)، بهزیستی تحصیلی(Touminen-Soini et al., 2012) ، شایستگی اجتماعی–عاطفی ادراک شده Boyatzis, 2005)) و ذهن آگاهی (Baer, 2003) استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها نیز مورد تایید قرار گرفت و  تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، شامل آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری، با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 23 و LISREL نسخه 8.8 صورت گرفت. نتایج نشان داد که تجربه غرقگی تأثیر مثبت و معناداری بر شایستگی اجتماعی–عاطفی (β = 0.22, P < 0.05)، ذهن آگاهی (β =0.88, P < 0.05)   وبهزیستی تحصیلی (β = 0.68, P < 0.05) دارد. همچنین، تجربه غرقگی از طریق نقش میانجی ذهن آگاهی تأثیر معناداری بر شایستگی اجتماعی–عاطفی (β = 0.44, P < 0.05) و بهزیستی تحصیلی (β = 0.17, P < 0.05) دارد. رابطه مثبت و معناداری نیز میان ذهن آگاهی و بهزیستی تحصیلی مشاهده شد(β = 0.20, P < 0.05) . یافته های این پژوهش بر اهمیت تجربه غرقگی و ذهن آگاهی در ارتقای شایستگی اجتماعی–عاطفی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان تأکید دارد. این نتایج می توانند در طراحی مداخلات آموزشی و روان شناختی مؤثر برای نوجوانان مورد استفاده قرار گیرند.
۲۰۲۶۵.

بازی های رایانه ای و تعاملات اجتماعی دانش آموزان (مطالعه موردی دانش آموزان ابتدایی ناحیه 4 استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر بازی های رایانه ای بر تعاملات اجتماعی دانش آموزان بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفته است و جامعه ی آماری آن را کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل دوره دوم ابتدایی ناحیه 4 استان قم در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل دادند که از بین آن ها 36 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) و کنترل (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) قرار گرفتند. دانش آموزان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه تعامل با همسالان (Akbari Balotabangan  et al. 2016) پاسخ دادند. در پژوهش حاضر پایایی این پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ 862/0 به دست آمد. روایی پرسش نامه نیز ازلحاظ محتوایی توسط چند تن از استادان رشته علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی قم مورد تأیید قرار گرفت. بازی ماینکرافت نیز به صورت گروهی، آنلاین و در ساعت مشخصی توسط دانش آموزان به مدت 20 روز انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و ابزار spss استفاده شده است. نتایج نشان داد استفاده از بازی های رایانه ای در تعاملات اجتماعی دانش آموزان تأثیر داشت. استفاده از بازی های رایانه ای در ابعاد تعاملات اجتماعی (قربانی و قلدری) دانش آموزان تأثیر داشت. باتوجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در مدارس به نقش بازی های رایانه ای در تعاملات اجتماعی دانش آموزان توجه شود.
۲۰۲۶۶.

بررسی کارایی هوش مصنوعی در اجرای روش های تدریس در آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر هوش مصنوعی در اجرای روش های تدریس است و پرسش اصلی آن بدین قرار است که آیا استفاده از هوش مصنوعی می تواند معلمان در دوره ابتدایی را چون دستیاری هوشمند در اجرای مراحل روش های تدریس به صورت مؤثر یاری دهد؟ این پژوهش با ترکیبی از روش های  کیفی و کمی و در سه مرحله طراحی و اجرا گردیده است. در مرحله اول: 10 روش نوین تدریس براساس معیارهایی مشخصی چون: یادگیری فعال، مشارکت دانش آموزان، فعالیت های گروهی و بازخورد مستمر، انتخاب و ویژگی های آنها استخراج گردید. در مرحله دوم: کارایی هوش مصنوعی در نقش دستیار معلم در اجرای روش های تدریس به صورت کیفی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. با توجه به اینکه این تحقیق بر نقش تسهیل گری هوش مصنوعی بر وظایف معلم در اجرای روش های تدریس تأکید می ورزد، سؤالاتی با مضمون ارائه راهکار و پیشنهاد در اجرای مراحل روش تدریس از چت بات های هوش مصنوعی طرح گردید و عملکردش از خلال این تعامل (میان معلم و هوش مصنوعی) تحلیل و بررسی شد. در مرحله سوم: یافته های کیفی و کمی تحلیل و تبیین شدند. یافته ها نشان داد که از مجموع ۵۵ مرحله روش های تدریس بررسی شده، هوش مصنوعی در ۳۲ مرحله (۵۸ درصد) قابلیت همکاری و ارائه راهبرد و پیشنهاد مؤثر به معلم را دارد. بررسی نمونه هایی از مطالب ارائه شده توسط چت بات های هوش مصنوعی در تدریس ریاضی پایه ششم و فارسی پایه اول نشان داد که این فناوری می تواند در مراحل مختلف اجرای روش های تدریس به صورت توانمند و مؤثر به معلم کمک کند.
۲۰۲۶۷.

مقایسه کارایی مدل شبکه عصبی مصنوعی و مدل رگرسیون خطی در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان و موفقیت آن ها در یادگیری شخصی سازی شده (مطالعه موردی: دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۵
مقاله حاضر با هدف بررسی کاربرد مدل های هوش مصنوعی در برنامه ریزی آموزشی و پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان و بهینه سازی یادگیری شخصی سازی شده انجام شده است. مقایسه میان شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون خطی به منظور شناسایی مدل بهینه در تحلیل داده های آموزشی صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کمی و با روش تحقیق تحلیلی-مقایسه ای انجام شده است. داده های آموزشی از سیستم مدیریت یادگیری  استخراج و برای تحلیل آن ها از رگرسیون خطی و شبکه عصبی مصنوعی استفاده شده است. شاخص های ضریب تعیین ، میانگین خطای مطلق و  ریشه میانگین مربعات خطا به منظور ارزیابی دقت و تعمیم پذیری مدل ها مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان داد که شبکه عصبی (با ضریب تعیین 88/0) در مرحله آزمون، دقت بالاتری نسبت به رگرسیون خطی (با ضریب تعیین 75/0) دارد و توانسته روابط پیچیده بین متغیرهای آموزشی را بهتر شناسایی کند و نشان دهنده دقت بیشتر این مدل در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان و بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. این پژوهش نشان می دهد که شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان ابزارهای تحلیلی قدرتمند، توانایی بالایی در بهینه سازی فرآیندهای برنامه ریزی آموزشی دارند. با این حال، استفاده مؤثر از این مدل ها نیازمند داده های کافی، تنظیمات بهینه و زیرساخت های محاسباتی مناسب است. پیشنهاد می شود که دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی از مدل های یادگیری ماشینی در تحلیل کلان داده های آموزشی بهره ببرند و سامانه های مدیریت یادگیری را با فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی تجهیز کنند. همچنین، افزایش آگاهی و آموزش اساتید درباره کاربردهای هوش مصنوعی در برنامه ریزی آموزشی و یادگیری شخصی سازی شده می تواند به بهبود کیفیت آموزش و کاهش نرخ افت تحصیلی کمک کند.
۲۰۲۶۸.

ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل (روش نظریه داده بنیاد چندگانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
پیشینه و اهداف : اداره و رهبری مدرسه در فض ای مجازی یکی از عمده ترین مس ائل مدیران مدارس بوده اس ت. چنانچه طبق یافته های مطالعات گذشته، عملکرد مدیران مدارس مجازی با مدیران مدارس سنتی تفاوت های اساسی دارد. باید گفت رهبری مجازی فرآیند نفوذ اجتماعی در عصر جدید است که می تواند باعث تغییرات خوبی در نگرش، رفتار و عملکرد کارکنان گردد. هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل بوده است. روش : پژوهش حاضر، با رویکرد پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد چندگانه انجام شده است. محیط پژوهش متشکل از مدیران مدارس و فرهیختگان حوزه مدیریت آموزشی در استان اردبیل  بود؛ در همین راستا با 20 نفر از فرهیختگان مدارس ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی بود. جهت تحلیل اطلاعات نیز از الگوی پارادایمی با رهیافت نظامند استراوس و کوربین (2007) استفاده شد. به منظور اعتبار بخشی به یافته ها نیز از معیارهای تناسب، منطق و عمق بخشی به یافته بر اساس مطالعات گذشته بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری مجازی در مدارس استان اردبیل  با شرایط علّی (تقویت تعاملات درون مدرسه ای و تقویت تعاملات برون مدرسه ای)،  شرایط محیطی (زیرساخت های فناوری و حمایت و پشتیبانی)، شرایط تسهیل گر (تسهیل مهارت های ارتباط مجازی و فرهنگ استفاده از فناوری) محقق می گردد و با راهبردهای توسعه رهبری مجازی( توانمندسازها و آموزش با فناوری) قوام پیدا می کند. بحث و نتیجه گیری : رهبری مجازی در مدارس ابتدایی می تواند به پیامدهایی همچون  افزایش همکاری و تعامل مجازی، ارتقای مهارت های فناورانه در مدرسه، بهبود روابط و پیوند مدرسه و خانواده، توسعه مهارت های ارتباطی دیجیتالی در مدرسه، افزایش بهره وری در کارکردهای مدرسه به لحاظ تسریع در امورات مدرسه بیانجامد.
۲۰۲۶۹.

شناسایی رویکردهای تدریس در آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۲
عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف است. از آنجایی که دروس معارف اسلامی در ارائه آموزه های دینی و ایجاد تحولی عمیق در بینش دانشجویان و تقویت یا تغییر سبک زندگی به سمت تعالی و معنویت نقش موثری دارند، هدف این پژوهش ارائه مدل رویکرد تدریس اثربخش در آموزش دروس معارف اسلامی می باشد. روش پژوهش پیمایش کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید هیأت علمی و مدرسان حق التدریس گروه معارف در دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی بوده که براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع داده حاصل شد و مصاحبه متوقف گردید. به منظور اطمینان از قابلیت اعتماد (پایایی) مصاحبه ها، از روش کدگذاری توسط کدگذار دیگر و بازکدگذاری پژوهشگر استفاده شد. مقدار پایایی بین کدگذاران در کدگذاری مجدد توسط کدگذار دیگر 95% به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب و دقیق می باشد. برای اعتبارپذیری (روایی) مصاحبه ها از روش هم سوسازی استفاده شد و بر این اساس روایی و پایایی تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب سه مقوله اصلی رویکرد منضبطانه، رویکرد تسهیل گر و رویکرد آزادمنشانه در تدریس ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود به منظور ارتقاء سطح تدریس اساتید و دستیابی به تدریس اثربخش، از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
۲۰۲۷۰.

نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
پیشینه و اهداف: دوران مدرسه، مقطعی حساس و سرنوشت ساز در زندگی است که اهمیت آن در سنین نوجوانی دوچندان می شود. کنار آمدن با تغییرات دوره نوجوانی همواره برای والدین، مدرسه و خود دانش آموزان با دشواری هایی همراه است و می تواند مشکلاتی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان بود. روش ها : روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1405 بود. تعداد 384 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های خودناتوان سازی تحصیلی Jones & Rodewalt (1982)، حل مسئله Heppner (1982) و الگوهای ارتباطی خانواده Fitzpatrick & Ritchie (1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که مهارت های حل مسئله شامل ابعاد اعتماد به حل مسئله، گرایش- اجتناب و کنترل شخصی، خودناتوان سازی تحصیلی را به صورت منفی پیش بینی می کنند (001/0P<). در میان مؤلفه های الگوهای ارتباطی خانواده، بعد همنوایی پیش بینی کننده مثبت خودناتوان سازی تحصیلی بود(001/0P<)، در حالی که بعد گفت وشنود فاقد قدرت پیش بینی کنندگی معنادار برای این متغیر بود(05/0p>). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی سازنده خانواده می تواند به کاهش خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان کمک کند.
۲۰۲۷۱.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر مدل علی انگیزش تحصیلی بر اساس حمایت ادراک شده معلم و خوش بینی تحصیلی با نقش واسطه ای خودکارامدی تحصیلی بر درگیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از انجام این تحقیق یافتن رابطه موجود بین خودکارآمدی و ایجاد انگیزش پیشرفت تحصیلی است، بدین معنا که خودکارآمدی باور به این است که من می توانم و به اعتقادات فرد مبنی بر توانایی انجام تکلیف اشاره دارد و کاربرد آن زمانی است که فرد در مورد توانایی های خود همراه با موفقیت قضاوت می کند.خودکارآمدی به عنوان یک عامل انگیزشی، منجر به افزایش عملکرد و رضایت تحصیلی می شود. بنابراین، تشخیص و کاربرد عوامل مؤثر بر خودکارآمدی می تواند تأثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی و تحقق اهداف آموزشی داشته باشد. روش این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی می باشد. داده و عناوین تخصصی مستخرج با استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای و میدانی، گردآوری شده است. پرسش اصلی این است که آیا بین خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟ خودکارآمدی طی درون سازی و برون سازی های بی شماری شکل می گیرد که خودکارآمدی به واسطه ی انگیزه درونی موجب می شود که فرد به طور خودانگیخته در محیط تلاش کند و به باورهای خودکارآمدی دست یابد با بررسی های به عمل آمده از نتایج پژوهش های انجام شده در این زمینه چنین برمی آید که خودکارامدی نقش مهمی در یادگیری داشته و باعث افزایش انگیزه و پیشرفت تحصیلی می شود.
۲۰۲۷۲.

اثربخشی روش تدریس زیست شناسی مبتنی بر یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷
زیستشناسی یکی از مهمترین علوم در جهان امروز است که نقش راهبردی و مهمی در آینده و حل مشکلات جهان ایفا کند. بررسی روشهای نوین تدریس زیستشناسی در سالهای اخیر نشان داده که لازم است با استفاده از روشهای نوین و با تأکیر بر یادگیری عمیق، به تدریس این درس پرداخت؛ برهمین اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش تدریس زیستشناسی با تأکید بر یادگیری عمیق بر یادگیری دانشآموزان انجام شد. روش این پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانشآموزان دختر پایه دهم دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در رشته علوم تجربی در شهر شیراز در سال 1403 تشکیل دادند. از دانشآموزان، 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب و بهتصادف در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و از آنان خواسته شد تا آزمون محققساخته یادگیری زیستشناسی را تکمیل نمایند. در ادامه، گروه آزمایش بر اساس طرح تدریس زیستشناسی طی 5 جلسه 60 دقیقهای مورد آموزش فصل پنجم کتاب زیستشناسی پایه دهم دوره دوم متوسطه (تنظیم اسمزی و دفع مواد زاید) قرار گرفتند در حالیکه گروه کنترل آموزش مرسوم را دریافت نمودند. پس از اتمام تدریس پسآزمون اجرا شد. تحلیلآماری دادهها، با نسخه 26 نرمافزار SPSS و روش تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد اثر روش تدریس زیستشناسی با تأکید بر یادگیری عمیق بر یادگیری دانشآموزان معنادار است (0/05>p). بنابراین روش تدریس زیستشناسی با تأکید بر یادگیری عمیق جهت بستر اجرایی میتواند مورد استفاده وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد.
۲۰۲۷۳.

برچسب گذاری زیست محیطی(Eco-labeling) برنامه درسی رشته ترویج و آموزش کشاورزی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
در سال های اخیر، اهمیت فعالیت دانشگاه ها در رفع نیازهای جامعه از یک سو و تشدید مخاطرات زیست محیطی و نیاز جوامع به مدیریت بحران های مربوط به این حوزه از سوی دیگر، منتج به مطرح شده مفهومی با عنوان دانشگاه سبز شده است. هدف اساسی دانشگاه سبز در نظر گرفتن اصول پایداری در عرصه های مختلف شامل پژوهش، آموزش و ارائه خدمات است. برای تحقق این هدف در بعد آموزشی، مفهوم برنامه درسی سبز ایجاد شده است. در این نوع برنامه درسی، برای ایجاد دانش، نگرش و رفتار منطبق با پایداری، مجموعه ای از مفاهیم اساسی مورد توجه قرار می گیرد. با توجه به شرایط بحرانی زیست محیطی در ایران و تأثیر قابل توجه بخش کشاورزی در پدید آمدن این شرایط، پژوهش حاضر با هدف برچسب گذاری زیست محیطی برنامه درسی رشته ترویج و آموزش کشاورزی پایدار انجام شده است. روش انجام پژوهش مبتنی بر رویکرد تحلیل اسنادی بوده و برچسب گذاری سرفصل ها بر مبنای کلیدواژه های بیانگر برنامه درسی سبز انجام شده است. نتایج نشان داد که علیرغم تأکید برنامه ریزان درسی بر کلیدواژه های پیش گفته در چارچوب کلی برنامه درسی رشته ترویج و آموزش کشاورزی پایدار، سرفصل های مصوب در این رشته چندان معطوف به این کلیدواژه ها نیست، به طوری که تعداد معدودی از دروس عمومی و دروس اختصاصی گرایشی دارای محتوای کاملاً سبز هستند. سایر دروس نیز دارای تعداد محدودی واحد با محتوای نسبتاً سبز هستند. از این رو، تغییرات اساسی در دروس عمومی و پایه که برای کلیه رشته های گروه کشاورزی مشترک است و همچنین بازنگری سرفصل های مصوب در دروس اختصاصی در رشته ترویج و آموزش کشاورزی پایدار پیشنهاد می گردد.
۲۰۲۷۴.

نگاهی نوین به آموزش مهارت نگارش در درس فارسی عمومی: معرفی آموزش های چند حسی محیطی و چند حسی موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از اهداف مهم گنجاندن درس فارسی عمومی در سرفصل آموزشی دانشگاه ها، آموزش نگارش صحیح است؛ زیرا نگارش صحیح، زمینه ساز ارائه تحقیقات منطقی در رشته های مختلف دانشگاهی است. پژوهش حاضر با هدف معرفی الگوهای چندحسی محیطی و چندحسی موضوعی در مهارت نگارشِ دانشگاهی انجام شده است. در الگوی آموزش چندحسی محیطی، مدرس تلاش می کند محیط تدریس را با استفاده از حواس گوناگون مانند استفاده از تصاویر یا رنگ های مختلف چندحسی کند؛ اما در آموزش چندحسی موضوعی، از حواس مختلف برای آموزش مفاهیم موردنظر استفاده می شود. هدف این پژوهش، تبیین مؤلفه های مؤثر بر آموزش مهارت نگارش در درس فارسی عمومی و ارائه الگویی مبتنی بر آموزش چندحسی برای بهبود کیفیت تدریس است. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی است. ابتدا طراحی مطالب آموزشی بر اساس الگوی چندحسی شرح داده شده و در مرحله بعد نمونه درسی با توجه به این الگو برای آموزش مهارت نگارش دانشگاهی ارائه شده است. در گام بعدی به منظور سنجش میزان رضایت مندی دانشجویان مقطع کارشناسی از روش تدریس در 3 گروه سنتی، آموزش چندحسی محیطی و موضوعی از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و پاسخ ها با نرم افزار MAXQDA کدگذاری و سازماندهی شدند. نتایج نشان داد روش های چندحسی توانسته اند میزان تمایل به نگارش دانشجویان را از 81/32 به 20/63 افزایش دهند، درحالی که تغییر چندانی در روش تدریس سنتی مشاهده نشد. درنتیجه می توان گفت آموزش مهارت نگارش دانشگاهی و به کارگیری الگوی چندحسی محیطی و موضوعی و پیوند تجربه های شخصی با تکالیف ارائه شده در تدریس نقش مهمی در آموزش نگارش دانشگاهی دارند.
۲۰۲۷۵.

کج فهمی های مفهومی در آموزش زمین شناسی دوره اول متوسطه و پیامدهای آن برای آموزش علوم مدرسه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل کج فهمی های مفهومی دانش آموزان در فرآیند آموزش مفاهیم زمین شناسی در دوره اول متوسطه و تبیین پیامد های آموزشی آن برای بهبود آموزش علوم مدرسه ای بود. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۰۰ نفر از دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر تهران بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، از پرسش نامه تشخیصی دوسطحی ۲۰ سؤالی استفاده شد که سؤالات آن بر اساس مفاهیم اصلی زمین شناسی در برنامه درسی تدوین گردید. روایی محتوایی ابزار پژوهش با نظر متخصصان آموزش علوم تأیید شد و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/881 به دست آمد که نشان دهنده قابلیت اعتماد مناسب ابزار بود. یافته های پژوهش نشان داد که دانش آموزان در درک مفاهیم زمین شناسی با کج فهمی های مفهومی قابل توجهی مواجه هستند. بیشترین میزان این کج فهمی ها در حوزه های ویژگی ها و انواع سنگ ها، چرخه سنگ ها، فرآیندهای رسوب گذاری و فرسایش، و همچنین تمایز میان تغییرات درونی و بیرونی زمین مشاهده شد. تحلیل واریانس پاسخ ها بیانگر آن بود که درک مفاهیم زمین شناسی در میان دانش آموزان از ناهمگونی بالایی برخوردار است و بخشی از آنان دارای برداشت های سطحی، ناقص یا نادرست از مفاهیم علمی هستند. این امر می تواند ناشی از شیوه های سنتی تدریس، انتزاعی بودن مفاهیم زمین شناسی و محدودیت در استفاده از ابزارهای کمک آموزشی باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد تداوم کج فهمی های مفهومی می تواند مانعی جدی در مسیر شکل گیری یادگیری مفهومی عمیق و پایدار در آموزش علوم باشد. بر این اساس، به کارگیری روش های فعال یاددهی–یادگیری، استفاده از مدل های سه بعدی، شبیه سازهای فرآیندهای زمین شناسی و بهره گیری مستمر از آزمون های تشخیصی به عنوان راهبردهایی مؤثر برای کاهش کج فهمی های مفهومی و ارتقای کیفیت آموزش علوم پیشنهاد می شود.
۲۰۲۷۶.

ارزیابی و رتبه بندی مؤلفه های روایت پردازی در کتاب شیمی دهم با استفاده از مدل آنتروپی شانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب شیمی پایه دهم از منظر توجه به مؤلفه های روایت پردازی و تعیین اولویت این مؤلفه ها بر اساس مدل آنتروپی شانون انجام شد. روش پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل محتوا است. داده های پژوهش از طریق سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته گردآوری شد. روایی ابزار با نظر متخصصان آموزش شیمی و تحلیل محتوا تأیید گردید. پایایی ابزار از طریق محاسبه ضریب توافق بین دو کدگذار مستقل به دست آمد که نشان دهنده دقت و ثبات کدگذاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنتروپی شانون انجام گرفت تا ضمن در نظر گرفتن فراوانی و پراکندگی مؤلفه ها، میزان اهمیت نسبی هر یک در فرآیند روایت پردازی کتاب شیمی دهم تعیین شود. یافته ها: یافته ها نشان داد که مؤلفه مثال های روزمره با فراوانی 40/9 درصد بیشترین سهم را در کتاب شیمی دهم به خود اختصاص داده است. پس از آن، مؤلفه های علمی (24/9 درصد)، تاریخی (11/6 درصد)، و دینی–فرهنگی (8/8 درصد) قرار داشتند. مؤلفه های شخصیت محوری (7/2 درصد) و شبیه سازی (6/6 درصد) کمترین فراوانی را نشان دادند. با این حال، نتایج حاصل از تحلیل آنتروپی شانون نشان داد که مؤلفه های تاریخی و شبیه سازی، علی رغم فراوانی کمتر، از ضریب اهمیت بالاتری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که فراوانی بیشتر یک مؤلفه لزوماً به معنای نقش بارزتر آن در تمایز بخشیدن به ساختار روایی کتاب نیست. به طور خاص، مؤلفه های تاریخی و شبیه سازی به دلیل پراکندگی مناسب تر و نقش مؤثر در تسهیل درک مفاهیم پیچیده شیمی، از اهمیت بالاتری برخوردار بودند. این پژوهش بر لزوم توجه هم زمان به تنوع، پراکندگی و کیفیت استفاده از مؤلفه های روایت پردازی در طراحی و تألیف کتاب های درسی تأکید دارد. بهره گیری متوازن و هدفمند از این مؤلفه ها می تواند به انتقال مؤثرتر مفاهیم علمی و افزایش جذابیت و اثربخشی کتاب های درسی منجر شود.
۲۰۲۷۷.

تأثیر نمایش فعال بر درک مدل ذره ای در آموزش حالت های ماده در کارورزی 3

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش در چارچوب کارورزی ۳ و به عنوان بخشی از فرایند آموزش عملی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان اجرا شد. کارورزی ۳ فرصتی ارزشمند فراهم می آورد تا دانشجو-معلمان پیش از ورود به حرفه تدریس، در محیطی واقعی و حمایت شده به کارآموزی بپردازند و شکاف بین نظریه های دانشگاهی و اقتضائات کلاس درس را کاهش دهند. هدف اصلی این پژوهش، ارتقاء درک مفهومی عمیق و افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی دبیرستان رضوان، پیرامون مفاهیم انتزاعی مدل ذره ای و حالت های ماده بود. این مفاهیم به دلیل ماهیت غیرملموس خود، اغلب برای دانش آموزان دشوار و دور از زندگی روزمره تلقی می شوند. کارورزی ۳ این امکان را به دانشجو-معلم داد تا با طراحی و اجرای یک طرح درس فعال در محیط واقعی کلاس، مهارت های تدریس خود را در تعامل مستقیم با دانش آموزان تقویت کرده و نظریه های آموزشی را به تجربه عملی تبدیل کند. روش کار بر پایه مدل یادگیری فعال (بازی ذرات) و با تأکید بر سه مرحله کلیدی طراحی و اجرا شد: مرحله اول «تجربه کردن» (شامل ایفای نقش ذرات توسط خود دانش آموزان و انجام آزمایش های ساده و دست ورزی)، مرحله دوم «توضیح دادن» (شامل تکمیل جدول های مقایسه ای گروهی و بحث در مورد مشاهدات) و مرحله سوم «به کار بستن» (شامل مقایسه نتایج گروه ها و انتقال یادگیری به موقعیت های جدید و مسئله محور). سنجش یادگیری به صورت مستمر و فرایند‑محور (از طریق مشاهده میزان مشارکت فعال دانش آموزان و کیفیت پاسخ های ارائه شده در گروه ها) انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که روش نمایش فعال و مدل سازی بدن محور نه تنها در ارتقاء درک مفهومی دانش آموزان از مدل ذره ای مؤثر بوده است، بلکه انگیزه و تمرکز آنان را در کلاس به طور چشمگیری افزایش داده است. در مجموع، این رویکرد می تواند به عنوان الگویی کارآمد و عملی برای آموزش مفاهیم انتزاعی فیزیک در پایه دهم و حتی سایر مقاطع تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰۲۷۸.

بررسی وضعیت موجود برنامه درس پژوهی به منظور ارایه مدل توانمندسازی معلمان دوره ابتدایی و متوسطه (مطالعه ای در استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توانمندسازی معلمان ابتدایی و متوسطه مبتنی بر رویکرد درس پژوهی (مورد مطالعه شهر کرمانشاه) انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری، کیفی است. مراحل انجام پژوهش به اینگونه بود که در مرحله نخست با روش مطالعه کتابخانه ای، مبانی نظری اسناد بالادستی مورد بررسی قرار گرفت و شاخص های توانمندسازی معلمان ابتدایی و متوسطه مبتنی بر رویکرد درس پژوهی و عوامل اثرگذار بر آن به دست آمد. روش گردآوری داده ها در بررسی اسناد، دستورالعمل ها و منابع علمی مرتبط با اسناد بالادستی، تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی بوده است. در بخش دوم پژوهش، برای کسب دیدگاه های صاحبنظران و به منظور شناخت بهتر موضوع در زمینه توانمندسازی معلمان ابتدایی و متوسطه رویکرد درس پژوهی و همچنین شناسایی ابعاد و مولفه های آن، مصاحبه های نیمه ساختار یافته به صورت انفرادی با خبرگان، متخصصین و افراد آگاه به امر انجام شد. این متخصصین و پژوهش گران در کل به صورت هدفمند انتخاب شدند. معیار تعداد انتخاب مشارکت کنندگان اصل اشباع نظری بود. در بخش کیفی، روش تحلیل داده ها کدگذاری نظری بود که با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد، دانش، مهارت و نگرش به عنوان سه مؤلفه مهم در توانمندسازی معلمان ابتدایی و متوسطه تاثیرگذار هستند. در نهایت در پژوهش حاضر مدلی ترسیم گردید که برگرفته از مؤلفه های شناسایی شده تشکیل دهنده و تأثیرگذار بر توانمندسازی معلمان با توجه به رویکرد درس پژوهی و همچنین ساز و کارهای اجرایی بود.
۲۰۲۷۹.

بررسی چالش های آموزش درس علوم از دیدگاه معلمان چهار پایه ابتدایی در استان دیاله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
هدف تحقیق حاضر، بررسی چالش های آموزش درس علوم مقطع چهار پایه ابتدایی از دیدگاه معلمان استان دیاله بود. نوع پژوهش، توصیفی پیمایشی و جامعه مورد مطالعه شامل معلمان مقطع ابتدایی استان دیاله در سال تحصیلی (2023-2024) بود که حجم نمونه از طریق فرمول کوکران، 270 نفر بدست آمد. در این پژوهش جهت بررسی چالش های آموزش درس علوم چهار پایه ابتدایی، از پرسشنامه ای با 30 گویه در پنج خرده مقیاس (اهداف، محتوای آموزشی، روشهای اجرا، تجارب و فرصتهای یادگیری و فضا و تجهیزات) در طیف پنج درجه ای لیکرت استفاده گردید. ضریب پایایی پرسشنامه چالش های آموزش علوم 83/0 برآورد گردید. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. نتایج نشان داد چالش های آموزش درس علوم از دیدگاه معلمان، در حد متوسط است. به تفکیک مولفه ها، چالش های آموزش درس علوم از دیدگاه معلمان در بعد اهداف، پایین تر از حد متوسط، در بعد محتوا در حد متوسط و در بعد روشهای اجرا، تجارب و فرصت های یادگیری و فضا و تجهیزات، بالاتر از حد متوسط بود. همچنین نتایج نشان داد بین دیدگاه معلمان مرد و زن در مورد چالش های آموزش درس علوم بر حسب جنسیت و سابقه خدمت، تفاوت معنادار وجود دارد.
۲۰۲۸۰.

تحلیل عوامل موثر بر مهارت های مربیگری مدیران مدارس شهر یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
پیشینه و اهداف: مربیگری به عنوان یکی از کلیدی ترین روش های توانمندسازی نیروی انسانی سازمان ها در نظر گرفته می شود، هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی عوامل موثر بر مهارت های مربیگری مدیران مدارس است. روش ها : این پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد بر پایه مدل استراویس و کوربین انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران موفق مدارس و اساتید دانشگاهی خبره در حوزه مربیگری و آموزش و پرورش بود که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند که مصاحبه شانزدهم اشباع نظری صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA24 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای سنجش روایی محتوایی شاخص های استخراج شده از تحلیل کیفی، از تاییدیه مصاحبه شوندگان و تعدادی از خبرگان حوزه مربیگری استفاده گردید. یافته ها:یافته ها نشان داد که مهارت های مربیگرای یک مدیر موفق تحت تاثیر پنج بعد اصلی شامل شرایط علّی ، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله ای، راهبردها و پیامدها قرار دارد، تمامی این شاخص ها مورد تایید خبرگان قرار گرفته است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که رهبری مربیگری فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که مستلزم توجه همزمان به عوامل فردی، سازمانی و... است. یافته های این مطالعه با شناسایی دقیق عوامل علّی، زمینه ای، محیطی، راهبردها و پیامدهای مهارت های رهبری مربیگرا می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران مدارس در جهت ارتقای توانمندی های مدیریتی خود، مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان