ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۲۱ تا ۹٬۲۴۰ مورد از کل ۲۰٬۳۳۷ مورد.
۹۲۲۱.

آسیب شناسی شیوه اجرای برنامه درسی رشته «آموزش جغرافیا» در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۱ تعداد دانلود : ۵۳۵
هدف مقاله حاضر، شناسایی و رتبه بندی آسیب های موجود در اجرای برنامه درسی رشته «آموزش جغرافیا» در دانشگاه فرهنگیان است. این دانشگاه از سال 1390 در راستای سند تحول بنیادین، برنامه درسی ملی، سند چشم انداز و اساسنامه خود، با مأموریت تربیت نیروی انسانی آموزش و پرورش، بر بنیاد تربیت معلم استوار گردید و تلاش نمود با تشکیل 16 رشته با عنوان «آموزش»، تغییرات گسترده ای در سرفصل ها و منابع آموزشی دانشگاه ایجاد شود. یکی از این 16 رشته، «آموزش جغرافیا» است که برای آن 150 واحد درسی شامل 27 واحد دروس عمومی، 19 واحد دروس تربیت اسلامی، 18 واحد دروس تربیتی و 86 واحد دروس تخصصی برای ارایه در چهار سال در نظر گرفته شد. از این رو، پژوهش حاضر که از نظر هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری اطلاعات، روش آمیخته (ترکیبی) است، با توجه به ماهیت تحقیق، در روش کیفی از مطالعه موردی و ابزار مصاحبه باز و برای تجزیه و تحلیل آن از تحلیل محتوای کیفی تلخیصی استفاده شد. در روش کمّی نیز ابزار پرسشنامه در جامعه آماری متشکل از دانشجو معلمان، استادان و برنامه ریزان درسی دانشگاه فرهنگیان  استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل آماری از SPSS و آزمون فریدمن برای اولویت بندی استفاده شد. حجم جامعه آماری در گروه استادان و برنامه ریزان درسی به صورت کل شمار و در گروه دانشجویان با توجه به روش اشباع نظری در مصاحبه، تعداد 15 نفر به شکل گلوله برفی تعیین گردید. برای تعیین روایی از روش روایی صوری ( استفاده از نظر استادان و برنامه ریزان درسی) و برای تعیین پایایی آنها از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی سوالات در بین استادان 832/0 ، برنامه ریزان درسی 852/0 و در بین دانشجویان 763/0 به دست آمد؛ نتیجه حاصل نشان داد که پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار است.  علیرغم اینکه برنامه ریزان درسی دانشگاه معتقدند همه عناصر برنامه درسی در آموزش جغرافیا به نحو شایسته ای دیده شده است؛ یافته های تحقیق حاکی آن است که از نظر سه گروه جامعه هدف، راهبردهای تدریس، اهداف، محتوا، فعالیت های یادگیری مهمترین عناصر برنامه درسی هستند که با مقادیر مختلفی در زمره مهمترین آسیب های اجرای برنامه درسی آموزش جغرافیا محسوب می شوند. در نتیجه، با توجه به رویکرد دانشگاه فرهنگیان درباره آموزش رشته های دانشگاهی و از جمله آموزش جغرافیا، یافته های پژوهش نشان داد که اهداف دانشگاه همچون؛ پیشرو در آموزش، پژوهش، تولید و ترویج علم نافع مورد نیاز آموزش و پرورش، سرآمد در آموزش و شایستگی های حرفه ای و تخصصی تربیت محور، توانمند در بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و تربیتی در انجام مأموریت ها، مبتنی بر معیارهای نظام اسلامی و ... هر چند برگرفته از اسناد بالادستی همچون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش می باشد، هنوز برای رسیدن به سرمنزل مقصود و دستیابی به اهداف و اساسنامه دانشگاه، نیازمند تلاش بیشتر برنامه ریزان، استادان و دانشجو معلمان می باشد.
۹۲۲۲.

تحلیل نقش اعتماد سازمانی، همکاری میان معلمان و تصمیم گیری مشارکتی بر فعالیت تدریس معلمان با میانجیگری خودکارآمدی معلمان (مدل یابی معادلات ساختاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۲ تعداد دانلود : ۸۰۲
با توجه به اینکه فعالیت تدریس امروزه چیزی بیش از انتقال دانش می باشد و تدریس کانون هر برنامه ی درسی بوده و در تمام مقاطع آموزشی مد نظر قرار گرفته می شود. بنابراین تدریس مؤثر همواره به مثابه عنصر حیاتی امور یادگیری بوده و نیازمند بازنگری هایی در امر تدریس می باشد. هرچند انتظار می رود که آموزش و پرورش سطح فعالیت های آموزشی در سطح مدرسه و شیوه های تدریس را بهبود بخشد، مدارک کمی برای حمایت از این ادعا وجود دارد و با توجه به اینکه معلمان از جمله ایفاگران نقش اصلی در امر فعالیت تدریس می باشند، توجه به شرایط معلمان و حس خودکارآمدی و شرکت در تصمیم گیری ها  و فعالیت های مدارس نیز می تواند نقش مهمی در فعالیت های معلمان و امر تدریس داشته باشد. معلمان با داشتن حس قدرت و اعتماد به توانمندی های خود بیشتر به سمت ایده های جدید سوق پیدا کرده و می توانند در امر فعالیت تدریس و یادگیری دانش آموزان اثرگذار باشند،  لذا بررسی عوامل دخیل در فعالیت تدریس معلمان امری مهم و ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تحلیل نقش اعتماد سازمانی، همکاری معلمان و تصمیم گیری مشارکتی بر فعالیت تدریس با میانجیگری خودکارآمدی( مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد. مقاله از نوع هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق شامل تمام معلمان ابتدایی استان آذربایجان غربی به تعداد 11522 نفر می باشد که با بهره گیری از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 376 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه اعتماد، همکاری و تصمیم گیری مشارکتی، تدریس، خودکارآمدی می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS و  LISREL انجام گردید. یافته ها نشان داد به غیر از اعتماد، اثر مستقیم همکاری، تصمیم گیری مشارکتی، خودکارآمدی بر تدریس معنی دار می باشد، به غیر از همکاری، رابطه اعتماد، تصمیم گیری مشارکتی با خودکارآمدی معنی دار می باشد و به غیر از همکاری، اثر غیرمستقیم اعتماد و تصمیم گیری مشارکتی بر تدریس، با میانجی گری خودکارآمدی تایید می شود. بر اساس یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت برای بهبود تدریس معلمان، لازم است شرایط مناسب برای ایجاد و تقویت خودکارآمدی، همکاری، اعتماد و مشارکت در تصمیم گیری برای معلمان در مدارس فراهم گردد. بنابراین پیشنهاد می گردد مدیران و دست اندرکاران آموزشی طوری رفتار نمایندکه معلمان در خود نوعی احساس خودکارآمدی نموده و با فراهم نمودن زمینه ها و دادن آزادی عمل جهت مشارکت معلمان در تصمیم گیری ها و همکاری در فعالیت های مدرسه، این حس خودکارآمدی را درآنان تقویت نمایند تا همه این موارد خود زمینه ساز برداشتن گام هایی اساسی در امر بهبود فعالیت تدریس در مدارس باشد.
۹۲۲۳.

شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی معلمان ابتدایی مجری برنامه شهاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۵ تعداد دانلود : ۵۹۱
: برنامه ملی شهاب با هدف شناسایی، هدایت و حمایت از استعدادهای برتر با همکاری بنیاد ملی نخبگان و وزارت آموزش و پرورش در کلیه مدارس ابتدایی سطح کشور از پایه چهارم تا ششم، انجام می گیرد. در این برنامه معلمان دانش آموزان را در هشت نوع استعداد از جمله کلامی ، ریاضی ، هنری ، فضایی ، حرکات ورزشی ، اجتماعی ، فرهنگ دینی و علوم تجربی با درجه بندی لیست های رفتار دانش آموزان شناسایی می کنند. بنابراین با توجه به نقش اصلی معلمان در شناسایی استعدادهای دانش آموزان ، بررسی نیازهای آموزشی آنها مهم است.  پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی معلمان دوره ابتدایی مجری برنامه شهاب در شهر نجف آباد انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی مجری برنامه شهاب در پایه چهارم، پنجم و ششم شاغل در مدارس شهر نجف آباد در سال تحصیلی97-1396 به تعداد 550 نفر بود. برای نمونه گیری از روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 225 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ی 45 سوالی محقق ساخته بود که نیازهای آموزشی معلمان مجری برنامه شهاب را در هشت استعداد کلامی، ریاضی، هنری، فضایی، حرکتی – ورزشی، اجتماعی، فرهنگ دینی و علوم تجربی در طیف پنج درجه ای لیکرت مورد بررسی قرار می داد.  روایی پرسشنامه توسط 5 نفر از متخصصان تأیید تأیید شد. پایایی پرسشنامه از طریق تعیین ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و  93/0 برآورد شد. یافته های این پژوهش با استفاده از آزمون آماری فریدمن نشان داد که نیازهای آموزشی معلمان مجری به ترتیب بیشترین اولویت عبارتند از: استعداد حرکتی- ورزشی، فضایی، اجتماعی، هنری، علوم تجربی، ریاضی، فرهنگ دینی و کلامی. با توجه به میانگین بالای نیازهای آموزشی در حوزه شناسایی هر یک از استعدادها، به جز علوم تجربی بین نظرات معلمان تفاوتی وجود نداشت.
۹۲۲۴.

ضرورت تدوین معیارهای روبریک کیفی برای اجرای موفقیت آمیز ارزشیابی توصیفیِ درس ریاضی دوره ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۰ تعداد دانلود : ۷۲۰
با گذشت بیش از 15 سال که از اجرای طرح ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی در ایران می گذرد، ارزیابی های ملی حاکی از این است که اجرای این طرح، به موفقیت مورد انتظار نرسیده است. برای بررسی عمیق تر مشکلات اجرای ارزشیابی توصیفی از نگاه معلمان دوره ابتدایی، پژوهشی در پارادایم پژوهش های کیفی طراحی شد و 27 دانش آموز یک کلاس درس پایه پنجم و معلم آن کلاس، به طور داوطلبانه در آن شرکت کردند. داده های این مطالعه از طریق دو مسئله که دانش آموزان حل کردند، ارزیابی های معلم آن کلاس و هفت معلم داوطلب دوره ابتدایی از هفت مدرسه دیگر، جمع آوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق کاهش نظام وار داده ها در سه مرحله صورت گرفت. نتیجه اصلی این مطالعه، یک روبریک توصیفی است که ماهیتی کیفی دارد و ویژگی های آن، «نسبی» بودن، «منعطف» بودن، «موضوع-محور» بودن و «مبتنی بر قضاوت» معلم است که متکی بر مستندات و شواهدِ جمع آوری شده در پوشه های کار دانش آموزان است. 
۹۲۲۵.

دیدگاه معلمان نسبت به تأثیر ریاضی دانشگاهی بر تدریس ریاضی مدرسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۵۵۹
در دهه اخیر، یکی از انواع دانش هایی که برای آماده سازی معلمان دبیرستان مورد توجه قرار گرفته، «دانش محتواییِ تخصصی شده ریاضی مدرسه ای» است که تمرکز آن، بر چگونگی ایجاد ارتباط بین ریاضیِ دانشگاهی و ریاضی مدرسه ای است. برای شناسایی این دانش، پژوهشی طراحی شد که هدف اصلی آن، توصیف چگونگیِ استفاده معلمان از ریاضی دانشگاهی در تدریس ریاضی مدرسه ای بود و در آن، 19 معلم ریاضی دبیرستان که همگی تجربه تدریس حسابان را داشتند، به طور داوطلب شرکت کردند. رویکرد این پژوهش کیفی بود و داده های آن، با استفاده از اطلاعات جمعیت شناختی، مصاحبه های نیمه ساختاری، مصاحبه های مکتوب و مشاهده های کلاس درس و یادداشت های میدانی نویسنده اول، جمع آوری شد. در فرایند کاهش نظام وار داده ها و تجزیه و تحلیل نهایی، دو مقوله اصلی شکل گرفت که هرکدام، شامل چندزیرمقوله شدند. مقوله اول «چگونگی استفاده از ریاضی پیشرفته دانشگاهی توسط معلمان در تدریس مدرسه ای» و مقوله دوم «شکاف بین ریاضی مدرسه ای و ریاضی دانشگاهی» بود. توصیه این پژوهش این است که دانشجو- معلمان ریاضی، به درس های محتوایی ویژه ای نیاز دارند که بین ریاضی مدرسه ای ریاضی دانشگاهی، ارتباط برقرار کند؛ همان ریاضیاتی که هدف این پژوهش، شناسایی ماهیت و توصیف آن بود.
۹۲۲۶.

آسیب شناسی مدیریت آموزش سازمانی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۸ تعداد دانلود : ۶۸۶
سازمانهای امروزی باید به سمت یادگیری حرکت کنند و یادگیری تنها از راه فرآیندهای تجزیه و تحلیل منابع انسانی و آموزش مدوام و برنامهریزی شده ایجاد میشود. این تحقیق با هدف آسیبشناسی مدیریت آموزش سازمانی انجام شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی _ پدیدارشناسی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 70نفر از کارکنان سازمان نوسازی مدارس استان آذربایجان شرقی هستند برای جمع آوری دادهها از مصاحبه نیمه سازمانیافته استفاده شد و تا زمان اشباع دادهها ادامه یافت. نقطه اشباع در این پژوهش 15 نفر از کارکنان بودند. پس از ضبط مصاحبه، متن آنها تهیه شد. سپس با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA10 ) مضامین اصلی و مضامین فرعی استخراج گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش پیشنهادی اسمیت استفاده گردید. از یافتههای پژوهش 4 مضمون اصلی و 17 مضمون فرعی شامل: فقدان بسترهای مناسب (مقاومت در برابر تغییر، فقدان برنامهریزی مشخص، عدم انگیزه کارکنان، عدم هماهنگی در برگزاری دورهها و تمرکز گرایی)، کمبودها و ناهماهنگیها در عرصهی اجرا (مشارکت کم کارکنان، مشکلات فنی و فناوری، ناکافی بودن بودجه ، تخصص پایین مدرسان و عدم جذابیت محتوای دورهها)، مشکلات بعد از اجرای دوره (فقدان نظام ارزشیابی جامع، عدم ارتباط تئوری با عمل و عدم رفع نواقص دورهها بعد از انجام ارزشیابی) و پیشنهاداتی برای بهبود (فرهنگسازی، هماهنگی بین عوامل درگیر، تامین بودجه و شروع تغییر از خود مجریان) استخراج گردید. طبق یافتههای پژوهش مشکلات و آسیبهایی در فرآیند قبل از اجرا، اجرا و بعد از اجرای دورههای آموزشی در این سازمان وجود دارد.
۹۲۲۷.

رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش (مورد مطالعه:استادان دانشکده فنی پسران مرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۴۵۹
هدف از این پژوهش تبیین رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 130 نفر از استادان  دانشکده فنی پسران مرودشت بود که از این بین  تعداد 97 نفر بر اساس جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید.. نمونه مورد بررسی از طریق پرسشنامه کارآفرینی سازمانی پارسونز، مدیریت دانش شرون لاوسون، چابکی سازمانی توسط ژانک مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان و سلسله مراتبی بارون –کنی استفاده شد. نتایج نشان داد مدیریت دانش در رابطه بین متغیرهای کارآفرینی و چابکی سازمانی نقش میانجی گری معنی دار ایفا می کند.
۹۲۲۸.

شناسایی و رتبه بندی شاخص های ارزشیابی اعضای هیئت علمی در بعد آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۳ تعداد دانلود : ۴۱۵
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزشیابی اعضای هیئت علمی در بعد آموزش بود؛ جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 1395-96 بودند که تعداد 242 دانشجو بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند و ابزار محقق ساخته روی ایشان به اجرا در آمد. ابزار مذکور در 91 گویه و در طیف لیکرت پنج درجه ای (زیاد، نسبتاً زیاد، متوسط، نسبتاً کم و بسیار کم) میزان اهمیت هر یک از شاخص ها را در ارزیابی اساتید مورد اندازه گیری قرار می داد. داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی، آزمون فریدمن و کروسکال والیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که بین میانگین رتبه شاخص ها تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین به بررسی میانگین رتبه های شاخص ها از دیدگاه پاسخ گویان پرداخته شد و مهم ترین و کم اهمیت ترین شاخص ها شناسایی شدند. از نظر پاسخ گویان مهم ترین شاخص آموزشی در ارتقاء اعضای هیئت علمی عبارت از "میزان استفاده از مباحث جدید مرتبط با درس" است. پس ازآن شاخص "میزان تسلط علمی استاد بر موضوع درس" در مرتبه سوم شاخص "رعایت احترام متقابل" بودند. نتایج این مطالعه می تواند پاسخگوی برخی از چالش های مدنظر مدرسین در زمینه ارزشیابی با استفاده از نظرات دانشجویان بوده و می توان با استفاده مناسب از این نظرات برنامه ریزان را با نقاط ضعف و قوت فرآیند ارزشیابی آشنا و امکان اصلاح را فراهم ساخت.
۹۲۲۹.

مقایسه اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور و آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا اختلالات یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۵۰۵
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور و آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا اختلالات یادگیری خاص بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1397 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 45 از آنان در سه گروه آموزش یادگیری مغزمحور (15 نفر)، گروه کارکردهای اجرایی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت آموزش یادگیری مغز محور(8 جلسه 60 دقیقه ای) آموزش کارکردهای اجرایی (20 جلسه 60 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای از آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی دریافت نکردند. از پرسشنامه اختلالات یادگیری کلورادو توسط ویلکات، بوادا، ریدل، چابیلداس، دفریس و پنینگتون (2011) و فراحافظه اثنی عشری، حسینچاری، جوکار، فولادچنگ و خرمایی (1397) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که هر دو مداخله آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی به کار رفته در این پژوهش می توانند عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص را بهبود بخشند، اما آموزش یادگیری مغزمحور دارای تأثیر بیشتری بر بهبود عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص بود. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی مداخلات مؤثری در بهبود عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا اختلالات یادگیری خاص دارند اما تأثیر یادگیری مغزمحور ببیشتر بود.
۹۲۳۰.

اثربخشی داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۰ تعداد دانلود : ۵۲۷
زمینه و هدف: اختلال طیف اُتیسم، اختلال عصبی تحولی است که با نقص در تعاملات اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای کلیشه ای شناخته می شود. افزایش نرخ شیوع این اختلال، لزوم پژوهش در مورد ویژگی ها و روش های درمانی را بیشتر کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: ای ن پژوه ش از ن وع شبه آزمایش ی ب ا ط رح پیش آزم ون - پس آزم ون و گ روه گواه ب ود. جامعه آماری مطالعه حاضر، شامل تمام دانش آموزان پسر با اختلال طیف اُتیسم 7 تا 14 ساله شهر رشت در سال 1398 بود و 20 نفر از افراد داوطلب واجد شرایط که به تصادف به دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 10 نفر) اختصاص یافتند درحکم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه نیم رخ مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم (2007) استفاده شد. در این پژوهش، برنامه اجرایی، ترکیبی از داستان های اجتماعی و الگودهی ویدئویی بود که توسط پژوهشگر تألیف و به مدت 12 جلسه به صورت مجازی برای کودکان با اختلال طیف اُتیسم گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون t استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش نشان داد داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر بهبود مهارت های ارتباطی (مؤلفه مشارکت اجتماعی) تأثیرگذار است (05/0> p). نتیجه گیری: بنا به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی روشی مناسب برای آموزش مهارت های ارتباطی به صورت مجازی و توسط والد است.
۹۲۳۱.

بررسی موانع کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان نظامی به منظور ایجاد فرصت های یادگیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۴۷۹
پزوهش حاضر به منظور بررسی موانع کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان نظامی به منظور ایجاد فرصت های یادگیری، صورت پذیرفته است، این پژوهش از نظر هدف کاربردی، روش گردآوری اطلاعات میدانی، ماهیت توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش خبرگان و کارکنان سازمان های نظامی هوشمند شهر تهران (تعداد 14 سازمان نظامی در 6 منطقه شهر تهران) به تعداد در سال 96-95 می باشد. باتوجه به تعداد جامعه آماری (30 نفر) از خبرگان این سازمان ها به شیوه گلوله برفی تعیین گردیدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه های محقق ساخته برگرفته از ادبیات پژوهش و نظر خبرگان می باشد. پرسش نامه یک شامل 35 سؤال به منظور غربالگری موانع کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان های نظامی هوشمند به منظور ایجاد فرصت های یادگیری براساس تکنیک دلفی فازی (براساس نظر 30 نفر از خبرگان) می باشد. محقق پس از استفاده از ابزار پرسشنامه برآمده از مصاحبه خبره سنجی و پیشینه پژوهش به این نتیجه رسید که از بین موانع ساختاری، مدیریتی، تکنولوژیکی و فنی، مطابق دیدگاه خبرگان، موانع مدیریتی دارای بیشترین اهمیت (وزن 219/0) و موانع فنی دارای کمترین اهمیت (وزن 112/0) می باشدکه در همین راستا پیشنهادهایی به مدیران مجموعه های نظامی ارائه شد.
۹۲۳۲.

تأثیر آموزش مبتنی برشفقت بر کنترل عواطف دانش آموزان دختر دوره اول دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷ تعداد دانلود : ۶۱۳
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر شفقت بر کنترل عواطف ( اضطراب، خلق افسرده، خشم،عاطفه مثبت) دانش آموان دختر شهر اصفهان بود. روش مورد استفاده در این پژوهش، نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش 16522 دانش آموز دختر 13تا16 ساله در سال 1394- 1395 بودند. به همین منظور 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند و گروه آزمایش در 8 جلسه، آموزش مبتنی بر شفقت(گیلبرت،2009) را دریافت کردند. شرکت کنندگان مقیاس کنترل عواطف (ویلیامز و همکاران ،1997) را پیش از مداخله، پس از آن و یک ماه بعد از آن (مطالعه پیگیری) پاسخ دادند. نتایج حاصل ازتحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری نشان داد آموزش مبتنی بر شفقت بر کنترل عواطف ( اضطراب، خلق افسرده، خشم،عاطفه مثبت) دانش آموزان دختر اثر معنی داری دارد( 05/0p < ). این نتیجه در دوره پیگیری نیز تداوم یافته بود( 05/0p < ). با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت آموزش مبتنی بر شفقت باعث افزایش کنترل عواطف( اضطراب، خلق افسرده، خشم،عاطفه مثبت) دانش آموان دختر است.بنابراین از این مداخله می توان برای بهبود وضعیت روانشناختی و کنترل عواطف دانش آموزان استفاده نمود.
۹۲۳۳.

ساختار عاملی پرسشنامه فساد آکادمیک در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۵۳
  مقدمه : امروزه، مسله فساد به یک مسئله  کاملا جدی در سیستم آموزش عالی تبدیل شده است و بنابراین، تحقیقات مختلف این موضوع را بررسی کرده اند. اما آنچه در این مطالعات مشاهده می شود این است که تعریف مشخص و قابل قبولی از شاخص ها و مولفه های فساد آکادمیک در بین محققان وجود ندارد. این مسئله تا آنجا پیش رفته است که حتی تعریف فساد به بستر اجتماعی و فرهنگی خاصی بستگی دارد. بنابراین ، تهیه پرسشنامه برای اندازه گیری فساد دانشگاهی در ایران با توجه به زمینه آن ضروری به نظر می رسید . هدف: هدف از انجام این پژوهش، تعیین عامل های پرسشنامه فساد اکادمیک در آموزش عالی در میان صاحب نظران و اساتید بود. این پژوهش در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران (تهران دانشکده علوم  تربیتی و علوم پایه)، دانشگاه علامه (دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی- علوم اجتماعی)، دانشگاه صنعتی امیر کبیر( مهندسی برق و مهندسی پزشکی )، دانشگاه سمنان (دانشکده علوم انسانی و روانشناسی تربیتی)، دانشگاه کردستان (دانشکده علوم انسانی و علوم پایه)، انجام گرفت.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر حاضر، همبستگی از نوع تحلیل عاملی بود، جامعه تحقیق 420 عضو هیئت علمی بودند که  برای انجام پژوهش تعداد 200 نفر استاد، از میان اساتید هیات علمی دانشکده ها با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه فساد آکادمیک را تکمیل نمودند روش جمع آوری اطلاعات در تحقیق ، مطالعه میدانی بود. یعنی ، پرسشنامه های مورد استفاده بین اعضای هیئت علمی توزیع شده و پس از تکمیل و برگرداندن پرسشنامه ها ، اطلاعات لازم از آن استخراج شده است. ابزار اندازه گیری در مطالعه حاضر پرسشنامه محقق ساخته فساد آکادمیک  بود. سوالات پرسشنامه در پنج دامنه 1 (کاملاً مخالف) تا 5 (کاملاً موافق) طراحی شده اند. پرسشنامه به 5 استاد و کارشناس آموزش عالی داده شد و آنها روایی محتوای پرسشنامه و مناسب بودن موارد پرسشنامه را تأیید کردند. سپس پرسشنامه روی 30 نفر نمونه آزمایش شد و مشکلات مربوط به  پرسشنامه حل شد.یافته ها:  تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی و چرخش متعامد( واریماکس) 4 عامل  آموزشی، پژوهشی، ارتباطی، اداری – مدیریتی را نشان داد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 90/0. و برای عامل های 4 گانه به ترتیب 82/0 و 79/0، 89/0، 72/0 محاسبه شد. به علاه، تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از شاخص های برازش در 4 عامل مورد تائید قرار داده است.نتیجه گیری : یافته های حاصل از  تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مولفه های  فساد آکادمیک را در چهار  عامل، فساد آموزشی، فساد پژوهشی، فساد ارتباطی و فساد اداری - مدیریتی می توان نشان داد در نهایت این مقیاس فساد آکادمیک را می توان به عنوان یک ابزار روا و پایا در اندازه گیری فساد آگادمیک جامعه آموزش عالی استفاده کرد.
۹۲۳۴.

طراحی و تبیین مدل اثربخشی مدیریت دانش بر اثربخشی سازمان های خدماتی: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
مقدمه: موفقیت های مختلف سازمان ها بر حسب توانایی آنها در ارائه خدمات با مدیریت دانش ارتباط دارد. به همین دلیل  بررسی رابطه مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. نتایج پژوهش ها نشان داده است که در کل مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی رابطه مثبت معناداری دارد، ولی میزان این رابطه براساس پژوهش های مختلف متفاوت است. هدف این پژوهش تعیین مؤلفه های مدیریت دانش و بررسی میزان تأثیر آنها بر اثربخشی سازمانی است.روش شناسی: برای این منظور از روش شناسی آمیخته استفاده شد. در مرحله کیفی ابتدا براساس پیشینه نظری و تجربی، مولفه های مدیریت دانش مشخص و سپس به کمک 11 ارزیاب خبره با اجرای سه مرحله پانل دلفی، میزان توافق آنها در خصوص مولفه ها با ضریب کندال (W) مشخص شد. در مرحله کمی، براساس نتایج بخش کیفی یک پرسشنامه مدیریت دانش تهیه و همراه با پرسشنامه اثربخشی سازمانی بین 293 نفر که به روش در دسترس انتخاب شده بودند توزیع و داده ها جمع آوری گردید. روایی سازه هر دو پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. در هر دو پرسشنامه برازش مدل با داده ها  قابل قبول بود.یافته ها: آلفای کرانباخ هر یک از پرسشنامه های مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در حالت کلی به ترتیب 96/0 و 93/0 به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر استفاده شد. نشانگرهای سازه مدیریت دانش به ترتیب میزان تأثیر این سازه برآنها عبارتند از: بکارگیری دانش، درونی سازی دانش، بیرونی سازی دانش، تسهیم دانش، ایجاد دانش و حفظ دانش. نشانگرهای سازه اثربخشی سازمانی به ترتیب میزان تأثیر این سازه بر آنها عبارتند از: عملکرد کارکنان، کارآیی عملیاتی، تصویر ذهنی ارباب رجوع، نوآوری، سودآوری و توسعه خدمات. . نتایج نشان داد که مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارد، به طوری که 6/7 درصد از واریانس اثربخشی سازمانی توسط مدیریت دانش تبیین می شود که جزو اندازه اثرهای متوسط محسوب می شود. در بین مؤلفه های مدیریت دانش، فقط مؤلفه های ایجاد، حفظ و بکارگیری دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارند. براساس نتایج تحلیل مسیر در بین مؤلفه های مدیریت دانش فقط ایجاد دانش و حفظ دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی (یعنی نمره کل اثربخشی سازمانی) تأثیر مثبت دارند (05/0>P)، در حضور این دو متغیر سایر مؤلفه ها تأثیر معناداری بر نمره کل اثربخشی ندارد (05/0>P). این دو متغیر با هم در حدود 20 درصد از واریانس اثربخش را تبیین کرده اند (جدول 10). نتایج تحلیل مسیر در خصوص تأثیر مؤلفه های مختلف مدیریت دانش بر مؤلفه های مختلف اثربخشی سازمانی نشان داد که فقط سه مؤلفه توسعه خدمات، سودآوری و نوآوری اثربخشی سازمانی با مؤلفه های مختلف مدیریت دانش رابطه دارند. در مؤلفه توسعه خدمات فقط ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش تأثیر مثبت و معنادار بر آن دارند، به طوری که در حدود 41 درصد از واریانس مؤلفه توسعه خدمات (متغیر وابسته) توسط مؤلفه های ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش (متغیرهای مستقل) تبیین شده است. در مؤلفه سوآوری فقط تأثیر مؤلفه های ایجاد دانش و بکارگیری دانش معنادار است به طوری که در حدود 32 درصد از واریانس مؤلفه سودآوری تبیین شده است. در مؤلفه نوآوری فقط تأثیر مؤلفه های ایجاد دانش و حفظ دانش معنادار است به طوری که در حدود 18 درصد از واریانس مؤلفه نوآوری تبیین شده است. وجود رابطه معنادار بین اثربخشی مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در پژوهش های مختلف مشخص شده استبحث و نتیجه گیری: براین اساس لزوم توجه به مؤلفه های ایجاد، حفظ و بکارگیری به منظور دستیابی به اثربخشی سازمانی مورد تأکید قرار می گیرد. برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای خلق دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه های اثربخشی کارکردهای ذخیره دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه های اثربخشی کارکردهای تسهیم دانش؛ برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بکارگیری دانش؛ برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای درونی سازی دانش و برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بیرونی سازی دانش مواردی هستند که باید بر آنها تاکید شود.
۹۲۳۵.

ارزیابی آثار اجتماعی- فرهنگی و سیاسی تداوم اجرای بومی گزینی دانشجویان در آموزش عالی از منظر صاحب نظران آموزش عالی (کارشناسان و معاونان دانشگاه های تابعه وزارت علوم و وزارت بهداشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۶۳
   پژوهش حاضر با هدف ارزیابی آثار اجتماعی- فرهنگی و سیاسی تداوم اجرای بومی گزینی از منظر مدیران و صاحب نظران آموزش عالی شامل کارشناسان حوزه های ستادی آموزش عالی، معاونان آموزشی و دانشجویی- فرهنگی دانشگاه ها اعم از دانشگاه های تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اجرا شده است . این پژوهش از نوع تحقیقات پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل خبرگان صاحب نظر در امور آموزشی بود که 79 تن از آنها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفته اند. روایی پرسشنامه به روش محتوایی (CVR) و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ ارزیابی شد. داده ها به وسیله نرم افزار تحلیل داده های کمی (spss) و آزمون های تحلیل واریانس و تفاوت میانگین دوگروهه تحلیل شده است. بدین لحاظ، یافته های این پژوهش در بعد توصیفی نشان دادند که از میان کل پاسخگویان (79 نفر)، حدود 34 درصد با سیاست بومی گزینی، موافق و 66 درصد با این سیاست یا روش مخالف هستند. پاسخگویانی که در سازمان های وزارت علوم، سمت مسئول یا کارشناس داشتند، هیچ یک موافق با سیاست بومی گزینی نبودند. همچنین 43 درصد از پاسخگویان در دانشگاه های وزارت علوم، مخالف طرح بومی گزینی دانشجو و 59 درصد از اعضای هیئت علمی دانشگاه های علوم پزشکی موافق شیوه بومی گزینی بودند. برای اطمینان از واقعی بودن نسبت های مذکور، آزمون خی دو میان دو متغیر نگرش به بومی گزینی وابستگی سازمانی انجام گرفت که مقدار این آزمون (43/13) در سطح 95 درصد اطمینان نتایج به دست آمده را تأیید کرد. از مهم ترین پیشنهادهای این پژوهش، تأسیس قطب های دانشگاهی در شهرهای بزرگ و تمرکزبخشی به رشته های دانشگاهی به منظور ایجاد برخی شهرهای دانشگاهی است.
۹۲۳۶.

بررسی نقش و جایگاه کارفرمایان در فرایند ارزشیابی برنامه های درسی دانشگاهی رشته های علوم انسانی دانشگاه های برتر کشور و جهان به منظور طراحی مقیاس مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی نقش کارفرمایان در ارزشیابی برنامه های درسی دانشگاه های برتر کشور و جهان به منظور طراحی یک مقیاس ارزشیابی برنامه درسی ویژه کارفرمایان بود. روش پژوهش، ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی و جامعه آماری شامل شش گروه بوده است. گروه اول، اعضای هیئت علمی و صاحب نظران برنامه ریزی درسی دانشگاه های برتر، گروه دوم، مسئولان مراکز برنامه ریزی آموزشی دانشگاه های برتر، گروه سوم، مسئولان ذی ربط وزارت علوم، گروه چهارم، دانشگاه های برترجهان، گروه پنجم، مدرسان دوره کارشناسی ارشد رشته های علوم تربیتی، علوم اجتماعی، علوم اداری دانشگاه های دولتی و گروه ششم کارفرمایان بودند. ابزار گرد آوری داده ها، مصاحبه نیمه سازمان یافته، تحلیل مستندات و مقیاس محقق ساخته بوده است. یافته ها نشان داد که در دانشگاه های معتبر جهان ارتباط تنگاتنگی بین دانشگاه و کارفرما وجود دارد و کارفرمایان در تدوین برنامه های درسی، تعیین استانداردهای حرفه ای مشاغل، ارزیابی دانش و مهارت دانشجویان، اعتبارسنجی برنامه های درسی، تبیین انتظارات از دانش آموختگان، مشاوره شغلی و حتی تدریس، نقش دارند. در مقایسه با آن، در دانشگاه های برتر کشور، کارفرمایان به جز در موارد معدود، در فرایند ارزشیابی برنامه های درسی مشارکت ندارند. با استفاده از داده ها، یک مقیاس ارزشیابی برنامه درسی از دیدگاه کارفرمایان شامل 21 عبارت و 6 پرسش باز تدوین شده است.
۹۲۳۷.

الزامات ارزشیابی از عملکرد معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۵۵
هدف از اجرای این پژوهش، شناسایی الزام های ارزشیابی مطلوب از عملکرد معلمان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش؛ پژوهش نظریه ای و منابع گردآوری داده ها شامل اسناد فرادست، نظرات متخصصان موضوعی، تجارب جهانی و نظرات معلمان ذی نفع بود. برای پاسخ به پرسش های پژوهش، از تحلیل مضمون و تحلیل اسناد استفاده شد. در این مطالعه، الزام های نه گانه ارزشیابی معلمان، استخراج شد. سپس مؤلفه ها و محورهای اصلی ارزشیابی مطلوب از عملکرد معلمان دوره ابتدایی در چهار محور ارتباط با دانش آموز، توسعه حرفه ای، ویژگی های شخصیتی و تعامل اجتماعی شناسایی شد. بر اساس همسویی داده های گردآوری شده از طریق منابع مختلف و اجماع کلی صاحب نظران، اعتبار کلی فرایند پژوهش و چارچوب الزام های ارزشیابی، مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس یافته های این مطالعه می توان استنتاج کرد که افزایش کیفیت ارزشیابی از معلمان، مستلزم تغییر نگاه سیاست گذاران آموزشی به ارزشیابی معلمان و مؤلفه های ارزشیابی است و باید از منابع و ذی نفعان متنوعی مشتمل بر همکاران، اولیا و دانش آموزان بهره گیری کرد. همچنین نیاز است که در زمینه شکل دهی انتظارات واقعی از معلمان توسط جامعه عمومی و ذی نفعان، فرهنگ سازی شده و از ابزارها و کاربرگ های ارزشیابی متنوعی بهره گیری شود. چنانچه رویه موجود در ارزشیابی معلمان تداوم یابد و به الزامات آن کم توجهی شود؛ بالندگی نظام آموزشی با مانع مواجه خواهد شد.
۹۲۳۸.

تدوین و اعتبارسنجی چهارچوب ارزیابی کیفیت دوره های آنلاین آزاد گسترده (موک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۵۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتبارسنجی چهارچوب ارزیابی کیفیت موک اجرا شده است. بدین منظور، عوامل مؤثر بر کیفیت موک ها از منابع علمی، استخراج و طبقه بندی و به صورت یک چهارچوب تدوین شدند. جامعه پژوهش، متخصصان تکنولوژی از سراسر کشور بودند. به علت پراکندگی جامعه، نمونه پژوهش (200 نفر) به روش غیرتصادفی و در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته بوده است که روایی صوری آن را استادان تکنولوژی آموزشی دانشگاه اصفهان تأیید کردند. داده های مطالعه با روش تحلیل عاملی تأییدی و با استفاده از نرم افزار SmartPLS  تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد چهارچوب ارزیابی کیفیت موک (چکموک) از نظر ارزیابی مدل اندازه گیری، که با شاخص های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی همگرا و روایی واگرا اندازه گیری شد، مطلوب، مناسب و قوی است؛ همچنین از نظر مدل ساختاری که از طریق شاخص های R2 و Q2 اندازه گیری شد نیز این چهارچوب قوی است.
۹۲۳۹.

تبیین روابط ساختاری بین کیفیت روابط والد - فرزند و جو عاطفی مدرسه با قلدری در مدرسه: ارزیابی نقش میانجیگر خودپنداره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۷ تعداد دانلود : ۶۹۲
هدف این پژوهش تبیین روابط ساختاری بین کیفیت روابط والد-فرزند و جو عاطفی مدرسه با قلدری در مدرسه با ارزیابی نقش میانجیگر خودپنداره بود. جامعه آماری دانشآموزان متوسطه سال تحصیلی 97-96 تهران بودند که با روش نمونهبرداری خوشهای چندمرحلهای 205 دانشآموز دختر و 205 دانشآموز پسر انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه قلدری ایلی نویز (2001)، پرسشنامه ارزیابی رابطه والد-فرزند فاین و همکاران (1983)، پرسشنامه خودپنداره ساراسوت (1957) و جو اجتماعی- عاطفی مدرسه پاشا امیری (1388) استفاده شد. برایتحلیل از مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که کیفیت رابطه پدر-فرزند با مؤلفههای قلدری و زدوخورد قلدری بهصورت منفی و با مؤلفه قربانی آن بهصورت منفی همبسته است. کیفیت رابطه مادر-فرزند و مؤلفه استقلال جو عاطفی مدرسه با هر سه مؤلفه قلدری بهصورت منفی همبسته بود. مؤلفه ساختار جو عاطفی مدرسه تنها با مؤلفه قربانی قلدری بهصورت منفی همبسته بود. مؤلفه حمایت جو عاطفی مدرسه تنها با مؤلفه زدوخورد قلدری بهصورت منفی همبسته بود. درنهایت همه مؤلفههای خودپنداره با همه مؤلفههای قلدری بهصورت منفی همبسته بود. ضریب مسیر غیرمستقیم بین آن دو منفی و معنادار است. خودپنداره رابطه بین جو عاطفی مدرسه و قلدری را میانجیگری میکند. ضرایب مسیر کل، مستقیم و غیرمستقیم بین کیفیت رابطه والد–فرزند و قلدری منفی معنادار بود. خودپنداره بهصورت منفی و معنادار رابطه بین کیفیت رابطه والد-فرزند و قلدری را میانجیگری میکند. ضریب مسیر بین خودپنداره و قلدری نیز منفی و معنادار بود.
۹۲۴۰.

اثر توانمندی منش بر اشتیاق و بهزیستی تحصیلی با میانجیگری استفاده از توانمندی های منش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۶۵۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر توانمندی منش (شامل خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت، میانهروی و تعالی) بر اشتیاق و بهزیستی تحصیلی دانشآموزان با میانجیگری استفاده از توانمندیهای منش انجام گردید. بدین منظور 354 دانشآموز پایه دوازدهم از مدارس شهرستان قلعه گنج بهصورت تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامههای ارزشها در عمل (پترسون و سلیگمن، 2004)، بهزیستی مدرسه (تیان و همکاران، 2014)، اشتیاق تحصیلی (منگ و جین، 2016) و پرسشنامه استفاده از توانمندیهای منش (گاوینجی و لاینلی، 2007) را تکمیل کردند. برای آزمودن برازش الگوی پیشنهادی و بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم مسیرها، از الگویابی معادلات ساختاری و بوت استراپ استفاده شد. نتایج نشان داد که برخی مسیرهای مستقیم توانمندیهای منش به بهزیستی و اشتیاق تحصیلی معنادار بودند اما همه مسیرهای توانمندهای منش بر بهزیستی و اشتیاق تحصیلی از طریق استفاده از توانمندیهای منش معنادار شدند. بر این اساس مدارس باید فرصت استفاده از توانمندیهای منش را برای دانشآموزان فراهم کنند. تلویحات کاربردی یافتهها موردبحث قرار گرفت.`

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان