فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
برخی از شاعران معاصر عربی برای بیان تجربه ها و دغدغه های گوناگون خود و جامعه و جهت اصالت بخشی به اثر ادبی خویش، به فراخوانی چهره های برجسته سنتی روی آورده اند و بهره گیری از این شخصیت ها و بیان تجربه های متعدد از رهگذر آنان یکی از ترفندهای مهم ادبی این شاعران است. نزار قبانی (1923-1998 م) به عنوان یکی از مشهورترین و پرمخاطب ترین شاعران معاصر عربی در قرن بیستم پس از شکست عرب ها در ژوئن 67 به طورجدی به شعر سیاسی و پایداری روی آورده است. قصیده «قانا» از قصاید برجسته وی است که به دنبال بمباران قانا توسط اسرائیل در 1996 سروده شده و فراخوانی نمادین شخصیت های مختلف دینی، تاریخی، اسطوره ای و ادبی جلوه ویژه ای به این قصیده داده است. بی شک شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جهان عرب و آبشخورهای فکری و فرهنگی مختلفی که شاعر از آن ها بهره برده و ذهن وقاد و دید نقادانه وی در فراخوانی این شخصیت ها مؤثر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش دارد با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شناخت اطلاعاتی از شعر مقاومت معاصر عرب به ویژه سبک و مضمون شعر نزار قبانی به سؤالات زیر پاسخ دهد: نزار قبانی در قصیده مشهور خود از چه شخصیت هایی بهره برده است؟ این شخصیت ها در شعر او دارای چه کارکردی بوده و چه نقشی را ایفا می کنند؟ چه عواملی باعث گرایش شاعر به استفاده از نمادها در قصیده وی شده است؟ نتیجه پژوهش نشان می دهد: این حضور نمادین گاه شامل شخصیت های دینی چون مسیح، امام علی (ع) و امام حسین (ع) است و گاه شخصیت های اسطوره ای عرب و غیر عرب چون دنکیشوت و عنتره و... را شامل می شود و نزار با نظر به خفقان موجود از جانب حاکمان عربی وقت، با کاربست نمادین این شخصیت ها و دلالت های وجودی نهفته و آشکارشان به صورت مثبت و گاه تحول یافته و منفی، سعی کرده نگرش ها، پیام ها، دردها، تجارب و نقدهای خود را بر دشمنان و جامعه عرب، در قالبی ادبی به مخاطب انتقال دهد.
اعتباریابی سازوکارهای کالبدی شایستگی معلم در نقش یادگیرنده مادام العمر در نظام آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
129 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش اعتبار یابی سازوکارهای کالبدی شایستگی معلم در نقش یادگیرنده مادام العمر است. جامعه آماری پژوهش 269 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع بارز ۱۵۰ نفر از آنان انتخاب شدند. از روش سنتز پژوهی به منظور بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود که پژوهشگران بر اساس یافته های حاصل از روش سنتز پژوهی تنظیم کردند. برای تعیین اعتبار پرسش نامه از بازبینی با همکاری و مثلث سازی منابع داده ها استفاده شد. برای سنجش پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب 0/94 حاکی از پایایی بالای ابزار بود. برای تأیید یافته های حاصل از اجرای پرسش نامه از تحلیل عاملی یک مرحله ای و دومرحله ای استفاده شد. یافته ها بر اساس سازوکارهای کالبدی شایستگی معلم در نقش یادگیرنده مادام العمر شامل چهار مؤلفه اصلیِ شایستگی فردی، شایستگی انگیزشی، شایستگی اطلاعاتی فناوری و شایستگی کنشگری تبیین کننده معنی داری سازوکارهای کالبدی بوده و اعتبار آن ها تأیید می شود.
تأثیر سبک های رهبری و اخلاق حرفه ای بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی اثربخشی سازمانی در کارکنان آموزش و پرورش استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: علیرغم اینکه از یادگیری مشارکتی به عنوان یک رویکرد فعال استقبال شده، اطلاعات کاملی در مورد نقش آن در پرورش مهارت های رهبری دانش آموزان وجود ندارد.
روش شناسی پژوهش: این مطالعه که با رویکرد چندروشی انجام شد، این شکاف تحقیقاتی مورد واکاوی قرار گرفت. ابتدا از طریق مطالعه فراترکیب، داده های اولیه گرداوری و تحلیل شدند و سپس با استفاده از روش گروه کانونی داده ها تکمیل، اصلاح و رواسازی شدند. میدان پژوهش در بخش فراترکیب 5200 سند علمی بود که تعداد 32 سند با توجه به زبان، سال انتشار، چکیده و متن، نوع سند و روش پژوهش به عنوان نمونه انتخاب شدند و سپس با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) انتخاب و وارد مرحله تحلیل شدند. در مرحله تحلیل داده ها از نرم افزار Atlas/ti استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد وابستگی درونی مثبت به عنوان یکی از عناصر یادگیری مشارکتی مهارت هایی نظیر محبوبیت، همدلی و همکاری را پرورش می دهند. پاسخگویی، مهارت عزت نفس و احترام به حقوق دیگران را بهبود می بخشد و مهارت بین فردی به عنوان سومین عنصر یادگیری مشارکتی در توسعه مهارت های ارتباطی و اجتماعی مؤثر است و مهارت حل مسئله و حل تعارض را در دانش آموزان تقویت می کند. این سه عنصر که با عناصر پنجگانه نظریه وابستگی متقابل اجتماعی انطباق پیدا می کنند ابعاد تازه ای از پرورش مهارت های رهبری در دانش آموزان را آشکار می سازند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند مورد توجه سیاست گذاران اجتماعی قرار گیرد و رهبران آموزشی را ترغیب کند تا از طریق آشناکردن معلمان با یادگیری مشارکتی زمینه اجرا در کلاس درس را فراهم سازند. همچنین می تواند انگیزه معلمان را برای استفاده از یادگیری مشارکتی افزایش دهد و والدین را ترغیب کند تا در فرآیند اجرا از معلمان حمایت کنند.
مدل یابی رابطه تفکر خلاق و سازگاری اجتماعی با مسئولیت پذیری محیط زیستی با تأکید بر نقش میانجی استقلال شخصیتی در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۱۴۲-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مدل یابی رابطه تفکر خلاق و سازگاری اجتماعی با مسئولیت پذیری محیط زیستی با تأکید بر نقش میانجی استقلال شخصیتی در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم بود. روش اجرای پژوهش توصیفی-پیمایشی و طرح پژوهش همبستگی از نوع الگوی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پایه اول و دوم و سوم دوره متوسطه دوم منطقه 5 و 6 شهر تهران (5236 N=) در سال تحصیلی 1400-1399 بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد که براساس آن 358 نفر (213 دختر و 145 پسر) از دانش آموزان دوره متوسطه دوم انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه آماری پژوهش از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شده است. برای اندازه گیری تفکر خلاق از آزمون خلاقیت تصویری تورنس (1988)، برای سنجش سازگاری اجتماعی از پرسشنامه سینها و سینگ (1993)، برای سنجش استقلال شخصیتی از مقیاس استاینبرگ و سیلوربرگ (۱۹۸۶) و برای س نجش مسئولیت پذیری محیط زیستی از پرس شنام ه ه وی سائوس (2005) استفاده شده است که روایی ظاهری و محتوایی آن با نظرسنجی از متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSS 24 و SPLS 3 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفکر خلاق و سازگاری اجتماعی بر استقلال شخصیتی اثری مستقیم و معنادار دارند. همچنین تفکر خلاق بر سازگاری اجتماعی تأثیری مثبت و معنادار دارد. افزون بر این، اثر مستقیم تفکر خلاق، سازگاری اجتماعی و استقلال شخصیتی بر مسئولیت پذیری زیست محیطی در سطح0/01 معنادار است. به طورکلی، این متغیرها توانستند در حدود 44 درصد از واریانس مسئولیت پذیری محیط زیستی دانش آموزان را تبیین کنند.
بررسی روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی دوره متوسطه
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: زبان به عنوان توسعه یافته ترین ابزار ارتباطی در مرکز توجه قرار دارد. تدریس زبان انگلیسی به عنوان یک زبان میانجی و پرکاربرد در جهان همواره حائز اهمیت بوده است. در شرایط کنونی و با توجه به پیشرفت تکنولوژی آموزش، طراحی فضایی متناسب برای یادگیری و مطابق با روش های نوین آموزش، به عنوان عوامل و مولفه های محیطی، امری مهم در تعلیم و تربیت می باشد. روش های تدریس فعال تاثیر مهمی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارند و تعامل، مشارکت و انگیزه دانش آموزان در این گونه روش ها بیشتر خواهد بود. تعامل و مشارکت فرایندی اجتماعی است که بر روابط متقابل بین افراد و محیط اجتماعی آنها تمرکز دارد. روش ها : روش پژوهش کیفی از نوع سنتزپژوهی است که برای نگارش آن از 6 مرحله سنتزپژوهی کمک گرفته شده است. برای یافتن منابع مرتبط با موضوع پژوهش از کلیدواژه های انگلیسی، تدریس، تدریس فعال، دوره متوسطه، زبان استفاده شد. همچنین از پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه اطلاعات علمی(SID)، magiran،sciencedirect ، noormags، google scholar، civilica، ieeexplore 46 مقاله و 2 کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند. یافته ها: هدف از این پژوهش بررسی روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی دوره متوسطه می باشد. نتیجه حاصل از این پژوهش 4 مولفه اصلی و 8 مولفه فرعی بود.. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی در دوره متوسطه کارآمد بوده و باعث بهبود فرایند آموزش کلاسی می شود.
ارزشیابی سطح دانش دانشجویان رشته علوم تربیتی از مبانی تعلیم و تربیت: یک زمینه یابی عرضی-مقطعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
101 - 122
حوزههای تخصصی:
گرچه علوم تربیتی یک علم مستقل است، اما این قلمرو علمی همواره از مفاهیم، روشها، یافته ها و رویکردهای دیگر قلمروهای دانش مانند فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی و تاریخ بهره مند شده است، دیسیپلینهایی که آنها را به عنوان مبانی تعلیم و تربیت می شناسیم. مطالعه حاضر با هدف سنجش و مقایسه سطح دانش دانشجویان رشته علوم تربیتی درباره مبانی تعلیم و تربیت با استفاده از یک طرح زمینه یابی عرضی-مقطعی و با مشارکت 281 دانشجوی شاغل به تحصیل در سالهای اول تا چهارم دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی اجرا شده است. شرکت کنندگان در پژوهش از طریق یک آزمون چهارگزینه ای 96 سؤالی (12 پرسش برای هر یک از مبانی هشتگانه تربیت) با میانگین نمره روایی محتوایی 72/06 و پایایی 0/77 مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سطح عملکرد دانشجویان هم در کل آزمون و هم در هریک از مبانی هشتگانه تربیت از حد میانگین (نمره 10) پایین تر است. بالاترین نمرات کسب شده به ترتیب به مبانی اقتصادی، روان شناختی، جامعه شناختی و تاریخی و پایین ترین آنها به ترتیب به مبانی فناورانه، فلسفی، زیست شناختی و هنری تعلق داشت. همچنین، نتایج نشان داد که به تناسب افزایش سنوات تحصیل، میانگین نمرات دانشجویان از مبانی تعلیم و تربیت به طور معناداری افزایش پیدا می کند. در مجموع، بر اساس نتایج این پژوهش توصیه می شود که گسترش درک دانشجویان رشته علوم تربیتی از مفهوم تربیت به عنوان یک رشته علمی و مبانی هشتگانه تعلیم و تربیت در کانون توجه برنامه ریزان درسی رشته علوم تربیتی قرار گیرد.
کیفیت زندگی مادران کودکان ناشنوا: تجربه زیسته با رویکرد پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
213 - 250
حوزههای تخصصی:
داشتن فرزند دارای ناتوانی ممکن است بر سلامت روانی والدین، به ویژه مادران تأثیر منفی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کیفیت زندگی مادران نوجوانان با آسیب شنوایی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی بود. طرح پژوهش حاضر بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل مادران دارای نوجوانان با آسیب شنوایی شهر رشت در سال 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 10 نفر از مادران این گروه از نوجوانان می شد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن فرزند با آسیب شنوایی شدید، سن 35 تا 50 سال، سطح سواد والدین از راهنمایی تا کارشناسی و شرکت داوطلبانه در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و داده ها با روش کلایزی تحلیل شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در هشت مقوله اصلی تحت عنوان چرخه هیجان، عوامل مربوط به والدین، ماهیت آسیب شنوایی، مسائل حاد بیرون از خانواده، نگرانی مربوط به تصمیم های مهم دوران جوانی، تجربه موفقیت های کوچک، آموزش و آگاهی و داشتن هدف در زندگی طبقه بندی شدند. همچنین 25 مقوله فرعی استخراج شد. بر اساس یافته های این مطالعه، مادران دارای فرزند با آسیب شنوایی نگرانی های متعددی را تجربه می کنند و ممکن است به کیفیت زندگی آن ها آسیب بزند؛ بنابراین لازم است در برنامه های توان بخشی به ابعاد هیجانی، احساسی و وضعیت روان شناختی این مادران نیز توجه شود.
بررسی عوامل موثر بر موفقیت در اجرای درس پژوهی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
1 - 13
حوزههای تخصصی:
در راستای انجام درس پژوهی موفق عوامل متعددی تاثیرگذار هستند. هدف این پژوهش اول بررسی مهمترین عوامل موفقیت در اجرای درس پژوهی و جایگاه متغیرهای زمینه ای (شامل سن، محل تدریس، سطح تحصیلات، جنسیت و رشته تحصیلی) بود. این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی درس پژوهان موفق در استان خراسان رضوی (سال تحصیلی1396-1395) است که تعداد آنها برابر با 1568 نفر می باشد. براساس جدول مورگان و توسط روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 310 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، مانوا و مقایسه های زوجی استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که یک درس پژوهی موفق بیش از آنکه به "شناسایی و تدوین یک مساله آموزشی مناسب" یا "نحوه مشاهده و بازخورد ناظران" بستگی داشته باشد؛ تحت تاثیر "کیفیت تدریس معلم" قرار دارد. همچنین بین عوامل موثر بر موفقیت در اجرای درس پژوهی و دو متغیر "سن و محل تدریس"، تفاوت معناداری وجود دارد اما بین عوامل موثر بر موفقیت در اجرای درس پژوهی و متغیرهای "سطح تحصیلات، جنسیت و رشته تحصیلی"، تفاوت معناداری وجود ندارد.
آسیب شناسی و مدل سازی مشکلات تدریس معلمین زبان انگلیسی مدارس دوره ی متوسطه اول و دوم در شهرستان جهرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، آسیب شناسی و مدلسازی مشکلات تدریس معلمین زبان انگلیسی مدارس دوره متوسطه در شهرستان جهرم بود. به این منظور برای 35 نفر از معلمین، یک دوره تربیت معلم (TTC) برگزار شد تا ضمن ارتقای کیفیت آموزش، معلمین بتوانند تجربیات خود را به اشتراک گذاشته و در مورد معضلات و موانع موجود تبادل نظر کنند. همچنین، 10 کلاس درس زبان انگلیسی مورد مشاهده قرار گرفت و از معلمین این کلاس ها مصاحبه بعمل آمد. پس از جمع آوری و آنالیز داده ها، با استفاده از روش کیفی کدگذاری کوربین و استراوس (۲۰۰۸ )، مدلی از مشکلات تدریس زبان انگلیسی ارائه گردید. در این مدل، مشکلات آموزش و یادگیری به دو گروه اصلی مشکلات فردی و محیطی تقسیم گردید. همچنین نمودار میله ای بسامد هر یک از انواع مشکلات نشان داد که معضلات مربوط به سطح دانش زبان آموزان و سیستم آموزشی بالاترین بسامد را به خود اختصاص دادند.
میزان توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره متوسطه اول با روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره متوسطه اول است که به روش تحلیل محتوای کمی و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه کتابهای دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1400-1399 و روش نمونه گیری، سرشماری است. بنابراین، محتوای همه کتابهای دوره متوسطه اول به عنوان نمونه مورد تحلیل قرار گرفته اند. واحد تحلیل، مضمون و ابزار گرد آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتواست که روایی آن با توجه به قضاوت متخصصان تعیین شد و پایایی آن با روش محاسبه ضریب همبستگی میان آزمون- بازآزمون به میزان 0/90 مشخص شد. یافته ها نشان داد که تعداد مؤلفه های تربیت اقتصادی کتابهای دوره متوسطه اول در مجموع 1184 فراوانی است که از این تعداد پایه هفتم 418، پایه هشتم 375 و پایه نهم 391 فراوانی را به خود اختصاص داده اند. همچنین، مؤلفه ها از توزیع نرمال برخوردار نیستند و بعضی از مؤلفه ها مورد توجه قرار نگرفته اند. به طوری که مؤلفه تخصیص در پایه های هفتم، هشتم و نهم به ترتیب با مقادیر ضریب اهمیت (0/154)، (0/158) و (0/163) از بیشترین میزان توجه برخوردار است و ضریب اهمیت مؤلفه های تقسیم کار و ریسک در هر سه پایه (صفر) است. همچنین، در کل دوره متوسطه اول، مؤلفه پول از بیشترین ضریب اهمیت (0/132) برخوردار است و مؤلفه تقسیم کار دارای ضریب اهمیت (صفر) است. در نهایت، از میان کتابهای درسی دوره متوسطه اول، کتاب مطالعات اجتماعی در پرداختن به مؤلفه های تربیت اقتصادی بالاترین رتبه وکتابهای فرهنگ و هنر و آمادگی دفاعی پایین ترین رتبه را دارند. بر این اساس، بازنگری در محتوای کتابهای درسی در راستای افزایش سطح دانش، نگرش و مهارتهای اقتصادی دانش آموزان ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی درمان مبتنی بر فیلیال تراپی همراه با بازی های رایانه ای بر اختلال استرس پس از سانحه در کودکان 10-8 سال زلزله دیده استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۱)
49 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف اثر بخشی درمان فیلیال تراپی به همراه بازی های رایانه ای برکاهش میزان علائم اختلال استرس پس از در کودکان -١٠ ٨ سال زلزله ١ سانحه ٢ دیده استان کرمانشاه بود. فیلیالتراپی نوعی روش بازی درمانی خانواده محور است که از بازی به عنوان وسیله ای برای کمک به والدین و کودکان استفاده میکند تا بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، روی مشکلات شان کار و روابط شان را قوی تر کنند (اوکانور١٩٩٧،). روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان دارای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه ناشی از زلزله و ساکن مناطق مختلف زلزله زده استان کرمانشاه، درنیمه اول سال ١٣٩٧ بودند. از میان آنها ٢٤ نفر که دارای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه بودند، به روش نمونه گیری دردسترس وارد پژوهش شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل، اختصاص یافتند. گروه آزمایش، ٨ جلسه فیلیالتراپی همراه با بازی های رایانه ای دریافت کردند؛ در حالی که افراد گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه چک لیست اختلال استرس پس از سانحه بود (ودرز، هومن، هوسکا و کین ١٩٩٤؛ گودرزی، ١٣٨٢). یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، درمان فیلیالتراپی به همراه بازی های رایانه ای درکاهش شدت علائم اختلال استرس پس از سانحه در کودکان مذکور، در تمامی ابعاد به طور معنی داری مؤثر بوده است (٠/٠٥>P). نتیجه گیری: بر اساس پژوهش حاضر، میتوان نتیجه گرفت فیلیالتراپی به همراه بازیهای رایانهای به مثابه یک روش درمانی کمکی و اثربخش برای کاهش علائم اختلال استرس پس از سانحه در این کودکان میباشد. با وجود این، تعمیم این تاثیر به پژوهش های بیشتری نیاز دارد.
چرا نوکیش!
حوزههای تخصصی:
ترجمه و برگردان فارسی کتاب « رِنگیِد لیدر شیپ»، در ابتدا رهبری مرتد و از دین برگشته تداعی می نماید! که در ادبیات و فرهنگ ما نامانوس و نپذیرفتنی است. البته در بطن و محتوای کتاب، به مفهوم ساختار شکنی و کنار گذاشتن قالب های کهنه و از رده خارج و ترویج و اشاعه خلاقیت و نوآوری در رهبری مدارس متناسب با عصر جدید (عصردیجیتال و دگرگونی های معاصر ) است. بنابراین انتخاب نامی که بتواند هم جذاب و هم متناسب باشد و هم بتواند یک نوع آشنازدایی را با خود به همراه داشته باشد دشوار می نمود و ذهن ما را روزها به خود مشغول کرد تا سرانجام طی مشورت با متخصصان ذیربط، نام «رهبری نوکیش» برای آن انتخاب شد. هدف از «رهبری نوکیش»، بهره برداری رهبران مدارس از پتانسیل و قابلیت فناوری و فضای دیجیتال در تربیت و یادگیری است. رهبری نوکیش تابع «قوانین نوکیشانه» است. توجه به این قوانین به ما کمک می کند تا هر کاری را که به مثابه یک رهبر آموزشی انجام می دهیم، (از جمله برنامه ریزی، تصمیم گیری، ایجاد ارتباط، آمادگی در جلسات، تدریس، بودجه بندی و تسهیل تجربه های یادگیری حرفه ای و...) موثر و کارامد باشد. پیشرفت هایی که در فناوری های آموزشی در عصر دیجیتال حاصل شده است، اراده ما را برای خدمت مناسب تر و پاسخگوتر به دانش آموزان تقویت کرده و ما را تشویق به تعهد دوباره برای انجام کارهای مهم در داخل مدارس می کند. کامل این اثر مفید را می توانید با مطالعه کتاب رهبری نوکیش دنبال کنید. این نوشته روایتی از فرایند و چگونگی کشف و کسب یک کتاب تا خلق یک اثر ترجمه ای وفادار به همه حقوق معنوی مولف است، که امیدوارم برای همه ما در استفاده از آثار دیگران، درس آموز باشد.
پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه جامع علمی کاربردی استان قم براساس نگرش به رشته تحصیلی و آینده شغلی و نیازهای بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه جامع علمی کاربردی استان قم بر اساس نگرش به رشته تحصیلی، آینده شغلی و نیازهای بازار کار بر اساس پژوهش های انجام شده و از نظر نوع، توصیفی - پیمایشی و از نظر روش از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجویان مراکز آموزش علمی کاربردی قم می باشد (2500 نفر). حجم نمونه از طریق نرم افزار GPower ، 175 نفر تعیین و اعضای نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل دو پرسش نامه استاندارد است و معدل دانشجویان نیز، به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی منظور شد و تجزیه وتحلیل آماری داده ها از طریق آزمون هم بستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. ارزیابی پایایی پرسش نامه ها به روش آلفای کرونباخ انجام شد. مقدارهای آماره آلفا 0.82 و 0.96 به دست آمد که نشانگر پایایی مناسب ابزار است. یافته ها نشان داد با استفاده از روش تحلیل رگرسیون هم زمان، مدل معنی داری به دست آمد (0.055= مجذور R تنظیم شده و 0.05 P< و 6.078F=)؛ این مدل 5/5 درصد از واریانس را توجیه می کند (0.055= مجذور R تنظیم شده) و نیازهای بازار کار پیش بینی کننده معنی داری گزارش نشد. همچنین رابطه منفی و معنی داری بین نگرش به رشته تحصیلی و آینده شغلی و پیشرفت تحصیلی وجود داشت.
تبیین استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با عنایت به جهت گیری کشورها در راستای اقتصاد و توسعه دانشی، کشورها به طور اعم، و نظام های آموزش عالی و دانشگاه ها -به مثابه نهادهای پیشگام و پیشتاز در این مسیر- به طور اخص، ناگزیر از حرکت به سوی بین المللی شدن هستند. در این راستا، پژوهش حاضر، در پی شناسایی و تبیین بسته ای سیاستی مشتمل بر: استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، بوده است.
روش پژوهش: پژوهش پیش رو، در قالب پارادایم کیفی، از روش مثلث سازی شامل سه مرحله مجزا و در عین حال به هم پیوسته: 1) فراترکیب 69 کتاب و مقاله داخلی و بین المللی چاپ شده طی سال های 1396 تا 1400 با بهره گیری از الگوی هفت مرحله ای ساندوسکی و باروسو(2007)، 2) تحلیل اسنادی 5 سند و برنامه بالادستی در حوزه آموزش عالی و 3) مصاحبه نیمه ساختمند با 28 مدیر و عضو هیأت علمی دارای سوابق مدیریتی، مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه بین المللی شدن دانشگاه ها، بهره جسته است.
یافته ها: طی مراحل فوق، 71 راهبرد تخصصی(کد) و 29 استنتاج سیاستی(زیرمؤلفه)، براساس 3 مؤلفه اساسی آموزش، پژوهش و خدمات و در قالب 2 زیرسیستم مدیریتی- ستادی و علمی- حرفه ای، به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، شناسایی گردیده است.
نتیجه گیری: شایسته است نتایج حاصل از پژوهش حاضر، مشتمل بر استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی شناسایی و تبیین شده در قالب مؤلفه های اساسی آموزش، پژوهش و خدمات، در راستای تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، مورد توجه و تأکید مدیران و برنامه ریزان حوزه آموزش عالی به طور اعم، و بین المللی شدن دانشگاه های کشور به طور اخص، قرار گیرد.
تحول نظارت آموزشی به سوی مدرن سازی: مطالعه ای کیفی بر روی تلفیق روش های حضوری و مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شیوع همه گیری کرونا و اجباری شدن آموزش مجازی، روش های نظارت آموزشی نیز به ناچار به سمت فضای مجازی سوق یافت. ناظران آموزشی در این دوره، تجربه ای نوین از نظارت را کسب نمودند. پس از بازگشایی مدارس، ضرورت بهره گیری از تجارب این نوع نظارت و تلفیق مؤثر آن با نظارت چهره به چهره بیش از پیش احساس می شد. هدف این پژوهش طراحی فرآیند انجام نظارت آموزشی ترکیبی یعنی ترکیب نظارت حضوری و مجازی است. پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد سیستماتیک اشتراوس و کوربین می باشد. میدان تحقیق این پژوهش کیفی ناظران آموزشی استان کردستان اعم از سرگروه، راهبر، معاون آموزشی و مدیران مدارسی بودند که نقش های نظارتی را در سالهای 1398 تا 1402 به صورت حضوری و مجازی تجربه کردند. نمونه گیری هدفمند و از نوع نظری بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند. فرآیند نمونه گیری و انجام مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با شانزده ناظر آموزشی مصاحبه گردید. در جریان تحلیل داده ها و طی فرآیند کدگذاری، پدیده مرکزی "توسعه مبتنی بر مدرن سازی نظارت آموزشی" استخراج شد. این رویکرد نوین نظارتی، با بهره گیری از فناوری های نوین، علاوه بر توانمندسازی ناظران و معلمان، باعث انعطاف پذیری بیشتر فرآیندهای نظارتی، افزایش شناخت ناظران از فرآیندهای کلاس و تعمیق ارتباط بین معلمان و ناظران شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ترکیب روش های حضوری و مجازی، با کاهش تصنع کاری های آموزشب در حین نظارت، به ناظران کمک می کند تا درک عمیق تری از واقعیت های کلاس درس پیدا کرده و برنامه ریزی دقیق تری برای توسعه حرفه ای معلمان داشته باشند.
تبیین فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی در تربیت رسمی: بررسی نقش ها و ارائه پیشنهادات برای بهبود نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
101 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی و ارائه پیشنهاداتی برای بهبود نظام تربیت معلم رسمی و عمومی است. در این راستا، ابتدا به بررسی فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی پرداخته شد و نقش ها و مهارت های ضروری معلم به عنوان دراماتورژ تحلیل شد. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده گردید. همچنین، با به کارگیری الگوی قیاس فرانکنا و تحلیل تفسیری، به بررسی نقش های معلم و مهارت های لازم برای اجرای رویکرد دراماتورژیک در تربیت معلم پرداخته شد. نتایج این پژوهش به شناسایی و تحلیل اصول دراماتورژی مانند تحلیل ساختاری، شناخت و تحلیل کاراکترها، تحلیل موقعیت و زمینه های زمانی و مکانی و ... کمک می کند. همچنین مهم ترین مهارت های معلم به عنوان دراماتورژ از قبیل تحلیل متون و محتوای درسی، توانایی طراحی دراماتورژیک و ... را مطرح می کند. در نهایت، با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاداتی برای بهبود نظام تربیت معلم به عنوان دراماتورژ ارائه شد تا این رویکرد به طور مؤثر در نظام آموزشی رسمی و عمومی به کار گرفته شود..
بازنمایی تجارب زیسته کارورزان و مدرسان: چالش ها و راهکارهای شاگردپروری در دوره کارورزی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
16 - 35
حوزههای تخصصی:
تجربه عملی کارورزی، فرصتی برای توسعه مهارت های حرفه ای در محیط واقعی کار است. یکی از این مهارت ها، توانایی شاگردپروری است. هدف این پژوهش بررسی نقش کارورزی در ارتقای مهارت های شاگرد پروری با شناسایی چالش ها و موانع موجود در این زمینه و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود این مهارت ها میان اساتید و دانشجویان می باشد.رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است که بصورت مطالعه موردی انجام یافت. نمونه ها بصورت هدفمند انتخاب شدند و که بصورت گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت.حوزه پژوهش مدرسان(11 نفر) و دانشجومعلمان(15 نفر) بودند که ازطریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تجربیات زیسته و دیدگاه های آنها بررسی شد. تحلیل مصاحبه ها با کدگذاری و مقوله بندی اانجام شد و برای اطمینان از اشباع نظری با نمونه های دیگری نیز مصاحبه شد.بر اساس یافته ها، در دو بخش کدگذاری و مقوله بندی اجام یافت که در بخش نخست چهار مقوله اصلی( نقش کارورزی در ارتقاء مهارتهای شاگردپروری، چالشها، موانع و راهکارها) استخراج گردید که هر مقوله اصلی شامل سه زیرمقوله بود، در بخش دوم در زمینه مهارتهای شاگردپروری نیز سه مقوله اصلی( اهمیت مهارتهای شاگردپروری، چالش های موجود در توسعه مهارت های شاگردپروری، هر مقوله حاوی شش زیر مقوله و راهکارهای پیشنهادی برای رفع چالش های توسعه مهارت های شاگردپروری، حاوی پنج زیرمقوله) استخراج شد.نتایج این پژوهش به شناسایی چالش ها و موانع موجود در زمینه توسعه مهارت های شاگرد پروری در طی تجربه کارورزی مدرسان کارورزی و دانشجومعلمان پرداخت. راهکارهای مناسب برای بهبود و ارتقای مهارت های شاگردپروری توسط مدرسان کارورزی و دانشجومعلمان ارائه گردید.
نقش تشخیصی خودبازداری، معنا در زندگی و افسردگی در احتمال خودکشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
131 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف متمایز ساختن دانش آموزان با احتمال خودکشی بالا و پایین از یکدیگر، بر اساس مؤلفه های خودبازداری، معنا در زندگی و افسردگی انجام شد. روش پژوهش حاضر علی_ مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان اسکو در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 766 نفر از آنها با دو روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و روش هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس خودبازداری وینبرگر و شوارتز (1990)، مقیاس معنا در زندگی استگر و همکاران (2006)، پرسشنامه افسردگی بک (1966) و پرسشنامه احتمال خودکشی کال و گیل (2002) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 22spss و آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحلیل تشخیصی، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق این تابع متغیر افسردگی و مؤلفه های کنترل تکانه و مسئولیت پذیری دارای بالاترین توان تمایز بودند. مؤلفه های بعدی متمایزکننده گروه ها به ترتیب مؤلفه های کنترل خشم، وجود معنا، جست وجوی معنا و مراعات دیگران بودند (01/0< p). همچنین نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که بیشتر دانش آموزان با احتمال خودکشی پایین با بالاترین درصد تشخیص (8/89 درصد) به درستی از دیگر دانش آموزان متمایز شده بودند و 9/84 درصد از افراد دو گروه طبق تابع به دست آمده به طور صحیح مجدداً طبقه بندی شده بودند. نتایج این طبقه بندی مجدد نشانگر توان متغیرهای یادشده در تمایز میان دانش آموزان با احتمال خودکشی بالا و پایین بود؛ لذا به متولیان عرصه تعلیم و تربیت پیشنهاد می شود که برنامه هایی را در راستای ارتقای مهارت های خودبازداری و معنابخشی به زندگی دانش آموزان در نظر بگیرند.
بررسی و تحلیل اندیشه های تجربه مندِ عرفانی عطار با تکیه بر درس «سی مرغ و سیمرغ» در فارسی دوازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف پژوهش: یکی از باورهای بشر در همه ادیان آسمانی و آیینی و بویژه دین اسلام تأکید بر اعتقاد عرفانی است. باورهای عرفانی از قرون ابتدایی اسلام در میان گروهی از مسلمانان رواج پیدا کرده است. وادی هایی که تعدادشان از نگاه عطار به هفت عدد می رسد. دانستن، شناختن و پیمودن این مراحل برای هر سالک در مسیر عرفان بایسته است. از این رو، معرفیِ کامل تر وادی های عرفانی عطار که در کتاب درسی سال دوازدهم آمده است، برای آشنایی بیشتر نسل جوان با این مفاهیم، لازم و ضروری است. یافته ها: معرفی کامل مراحل عرفانی از دیدگاه مثنوی های (منطق الطیر، اسرارنامه، الهی نامه و مصیبت نامه) عطار با نمونه شواهدی از اشعار و تفسیرهای اجمالی در هر مرحله به ثبت رسیده است. در اثنای پژوهش، نقطه نظراتی از محققان این حوزه برای تکمیل تعریف وادی ها به نگارش درآمده است. با توجه به اهمّیّت عطار به عنوان الگو در سرزمین عرفان، در کتاب فارسی دوازدهم، درس چهاردهم، «سی مرغ و سیمرغ» به تشریح اندیشه های عرفانی و وادی های (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فنا) به صورت توصیفی- تحلیلی می پردازد. نتیجه گیری: در معرفی وادی ها و تشریح آشکارتر آنها به این باور دست یافته شد که ساختار همه مثنوی های عطار بر پایه همین هفت مرحله است که سالک برای رسیدن به معشوق ناچار است تا از این مراحل بگذرد. شناخت و آگاهی بیشتر مخاطبان به این منازل، مسیر پیمودن سالکان را هموارتر خواهد کرد.
تبیین خطاهای املایی مقطع دوم و سوم ابتدایی براساس الگوی گارمن (1996)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی خطاهای املایی دانش آموزان مقطع دوم و سوم ابتدایی بر اساس الگوی گارمن (۱۹۹۶) پرداخته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش این است که آموزگاران را با مشکلات و موانع تحقق اهداف آموزشی در درس املا آشنا کند و آن ها را در جهت برطرف نمودن مشکلات این درس یاری نماید. با طبقه بندی خطا می توان به این مسئله دست یافت که بیشترین مشکل دانش آموزان در کدام سطح است و با استفاده از راهکارهای مختلف به بهبود و رفع این مشکل پرداخت. روش: روش پژوهش مذکور به صورت توصیفی- تحلیلی است که با جمع آوری ۲۰۰ املا تصحیح شده از دو پایه ی دوم و سوم ابتدایی شهرستان جهرم به بررسی این موضوع پرداخته شده است. خطاها طبقه بندی شده (9طبقه) و از لحاظ کمی وکیفی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: از نتایج به دست آمده از داده های پژوهش چنین استنباط می شود که بیشترین بسامد خطا در دانش آموزان هر دو پایه دوم و سوم ابتدایی مربوط به واژه هایی است که چند صورت نوشتاری دارند وکمترین بسامد خطا در دانش آموزان پایه دوم مربوط به ادغام است و کمترین بسامد خطا در دانش آموزان پایه سوم مربوط به واجی است که نوشته می شود اما خوانده نمی شود.