فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متأثر از عوامل مختلفی همچون عوامل شناختی و نیز عوامل اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی است. لذا هدف از این مطالعه، بررسی مدلهایی از رویکرد فرهنگی -اجتماعی بر اساس نظریه ویگوتسکی در حوزه آموزش موضوعات زیستی است. رویکردهای فرهنگی - اجتماعی بر وابستگی متقابل فرآیندهای اجتماعی و فردی در ساخت مشترک دانش تأکید دارد. در این مطالعه مروری پایگاه های اطلاعاتی بین المللی پاب مد، اسکوپوس و همچنین موتور جستجوی گوگل اسکولار با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با رویکرد فرهنگی -اجتماعی، نظریه ویگوتسکی، آموزش، یادگیری، زیست شناسی تا سال 2024 مورد جستجو قرار گرفتند. معیار ورود به مطالعه مقاالات پژوهشی از نوع مروری و اصیل بودند. بررسی مطالعات صورت گرفته نشان داد که کابرد مدلهایی از رویکرد فرهنگی - اجتماعی همچون نقش علم و فناوری، نقش یادگیری همیارانه، نقش یادگیری مشارکتی به کمک رایانه و نقش رویکرد تاریخ و فلسفه علم نسبت به روش سخنرانی در آموزش موضوعات زیستی، موجب ارتقاء اموزش و افزایش پروسه یاددهی- یادگیری میَ شود. موضوعات مورد مطالعه در زیست شناسی نسبت به مباحث سایر علوم و از جمله علوم فیزیکی متمایز بوده و استفاده از ساحت های مختلف و از جمله ساحت فرهنگی- اجتماعی در آموزش آن یک ضرورت محسوب می شود.
شناسایی بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان در رشد مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مدارس شهرستان زرین دشت در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 1000نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، یک مدرسه ابتدایی انتخاب شد و ۶۰ نفر از دانش آموزان آن به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، دو پرسش نامه استاندارد مدیریت استرس (کوبین و همکاران، 1990) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (روش تحلیل کوواریانس) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش فلسفه به دانش آموزان تأثیر مثبتی بر مدیریت استرس و مدیریت احساس دانش آموزان داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش فلسفه به کودکان باعث افزایش مهارت زندگی در بعد مدیریت استرس و مدیریت احساس در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شده است. با توجه به تأثیر مثبت آموزش فلسفه به دانش آموزان ابتدایی در جهت مدیریت استرس و احساس به عنوان دو مهارت اساسی زندگی، پیشنهاد می گردد در حیطه برنامه ریزی درسی در ارتباط با محتوای درسی مدارس ابتدایی، داستان هایی با مضمون و روش آموزش فلسفه در برنامه های آموزشی طراحی و استفاده شود. با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد آموزش فلسفه به کودکان در مدیریت احساس تأثیر مثبت دارد، پیشنهاد می شود با برگزاری دوره های ضمن خدمت برای معلمان، جایگاه آموزش فلسفه به کودکان و روش های آموزش فلسفه برای کودکان آموزش داده شود.
تجارب معلمان ابتدایی از درس پژوهشی: دلالت هایی برای رهبری برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
157 - 183
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تجارب زیسته معلمان از انجام درس پژوهی و پیامدهای آن برای مدیریت برنامه درسی مورد واکاوی قرار گرفت. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کرمانشاه در سال تحصیلی 403-402 بود که تجربه عملی درس پژوهی داشتند. شرکت کنندگان بر اساس نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند و جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت که پس از انجام مصاحبه پانزدهم محقق شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود و تحلیل داده ها بر اساس روش پیشنهادی اسمیت انجام گرفت که شامل سه مرحله: تولید داده ها، تحلیل داده ها و تلفیق موردها بود. یافته ها نشان داد که تجربه معلمان از درس پژوهی در چهار مقوله اصلی قابل تفکیک است: 1) درس پژوهی به مثابه فرایند تولید دانش حرفه ای در آموزش و تدریس، 2) درس پژوهی به مثابه رویکرد مشارکتی برای تولید دانش عملی، 3) درس پژوهی به مثابه خلق رویکرد نوین برای بهبود آموزش و تدریس و 4) درس پژوهی به مثابه توسعه مهارت های حرفه ای معلمان. علاوه بر این، درس پژوهی بر ابعاد و عناصر برنامه درسی نیز اثرگذار بود و مضامینی چون: تأثیر بر مبانی برنامه درسی، تعیین مواد و منابع یادگیری، ارتقاء کیفیت برنامه درسی و توسعه راهبردهای یادگیری و آموزش استخراج شد. همچنین، تحلیل داده ها نشان داد که تجارب متفاوت معلمان از درس پژوهی شامل تقویت همکاری مسالمت آمیز و فعالیت های شبکه ای، پژوهنده بار آوردن معلمان، توسعه دانش و مهارت های نرم حرفه ای، ایجاد حس تعلق به جامعه حرفه ای و تقویت تفکر نقادانه و خودبازتابی می باشد.
عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان مقطع ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز بوده است. روش کار: جامعه آماری پژوهش، دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع فوق لیسانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال تحصیلی 1400-1399 بود. تعداد این دانشجویان، 110 نفر بود که تمام جامعه آماری به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. نتایج: نتایج تحقیق با استفاده از نرم افزار لیزرل نشان داده است که شرایط تسهیل کننده بر متغیرهای سهولت استفاده درک شده و سودمندی درک شده تأثیر داشته است. همچنین، سودمندی درک شده بر نگرش تأثیر داشته؛ اما بر سهولت استفاده درک شده تأثیر معناداری نداشته است. سهولت استفاده درک شده بر متغیرهای نگرش و قصد رفتاری نیز تأثیر داشته است. نتایج نشان داد که نگرش بر قصد رفتاری و همچنین، قصد رفتاری بر استفاده دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا تأثیر دارد. نتیجه گیری: دانشجویان به عنوان یکی از ارکان اساسی پذیرش یادگیری الکترونیکی، مطرح می باشند و هر اقدامی که آگاهی و رضایت بیشتر دانشجویان را در پی داشته باشد به اجرای کارامدتر یادگیری الکترونیکی کمک خواهد کرد.
سنتزپژوهی مؤلفه های شایستگی مدرسان آموزش پزشکی در زمینه آموزش مبتنی بر شبیه سازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش مبتنی بر شبیه سازی روشی برای ایجاد تجربه آموزشی بدون قرارگیری در یک محیط واقعی است. در ساله های اخیر این نوع آموزش باتوجه به مبحث ایمنی بیمار جزو اولویت های آموزش پزشکی قرار گرفته است. دراین بین در کنار مزایا و نواقصات آموزش مبتنی بر شبیه سازی، پرداختن به موضوع شایستگی مدرسان آموزش مبتنی بر شبیه سازی نیز حائز اهمیت می باشد؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های شایستگی مدرسان آموزش پزشکی در زمینه آموزش مبتنی بر شبیه سازی است. روش ها: روش پژوهش به صورت کیفی از نوع سنتزپژوهی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی است. لذا از 153 منبع یافت شده، طی روش تحقیق سنتزپژوهی با استفاده از کلیدواژه هایی به زبان فارسی و لاتین در پایگاه های نظیر الزویر، اشپرینگر، پاپ مِد و غیره و همچنین پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند SID، مگ ایران و ایرانداک در بین سال های 2010-2022 انتخاب گردید.32 پژوهش که از لحاظ محتوا مرتبط با موضوع تحقیق بودند انتخاب شدند. سپس مفاهیم شناسایی شده با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. یافته ها: بر اساس تحلیل های انجام گرفته،352 کد اولیه،32 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شامل دانش تخصصی تدریس، مهارت تخصصی تدریس، طراحی آموزشی، توسعه انگیزه فراگیران، مهارت پژوهشگری و ارزشیابی آموزش مبتنی بر شبیه سازی استخراج گردید. نتیجه گیری: در هنگام جذب، انتخاب، استخدام مدرسان و یا حتی بعد از استخدام و به کارگیری آنان در زمینه آموزش های مبتنی بر شبیه سازی، می توان با استفاده از شاخص های شناسایی شده در این پژوهش، اقدام به ارزیابی مدرسان کرد
بررسی درک دانشجویان از فرایندکار گروهی و عملکرد گروه در آموزش مجازی دانشجویان پرستاری در دوران کووید 19(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دوران کووید و با کاربرد آموزش مجازی لازم است توسعه کار تیمی بیشتر مورد توجه قرار گیرد و فارغ التحصیلان علوم پزشکی برای زندگی حرفه ای آماده شوند. لذا این مطالعه با هدف بررسی درک دانشجویان از فرایندکار گروهی و عملکرد گروه در آموزش مجازی دانشجویان پرستاری در دوران کووید 19 انجام گرفت. روش : این پژوهش مقطعی و توصیفی پس از اخذ مجوز اخلاق (IR.IUMS.REC.1400.837) در دانشکده پرستاری مامائی دانشگاه علوم پزشکی ایران اجرا شد. 204 نفر دانشجوی پرستاری به روش در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه ارزیابی کار گروهی که شامل سه بخش ارزیابی کار گروهی، درک فرایند کار گروهی، و عملکرد گروه در آموزش مجازی بود را تکمیل نمودند که اعتبار و پایایی (α=0.939) آن در مطالعات قبلی و فعلی تایید شده بود. داده ها با استفاده از آزمونهای توصیفی میانگین و انحراف معیار و درصد در نرم افزار 16 SPSS تحلیل گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد دانشجویان اکثرا (55.4%) زن و بیش از نیمی(51%) از آنها بالای 20 سال سن داشتند. دانشجویان در مقطع کارشناسی بوده و 76% آنها دارای بیش از 5 درس با کارگروهی را گذرانده بودند. 75.7% در گروههای 5 نفر یا کمتر فعالیت داشتند. در بخش ارزیابی کارگروهی در آموزش مجازی، میانگین کل (0.97)±3.83 بود. در بخش درک فرایند کار گروهی در آموزش مجازی میانگین کل (0.94)±3.57 بود و در بخش عملکرد گروه در آموزش مجازی میانگین کل (0.91)±3.13 بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان به طور کلی کار گروهی را بالاتر از حد متوسط دانسته اند اما فشار بار کاری را در گروه زیاد و تقسیم کار را غیرعادلانه می دانند. لذا لازم است در راستای تقسیم کار و ایفای نقش اساتید برنامه ریزی دقیق تری برای حل این مشکل داشته باشند
طراحی و روان سنجی (اعتبار یابی) ابزارسنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیشران های کارآفرینی در ها می توانند به عنوان فضا و بستری برای توسعه ی سازمان های آموزشی عمل نمایند. این پژوهش با هدف طراحی و روان سنجی ابزار سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی(کمی وکیفی) اکتشافی متوالی بوده، جامعه آماری دربخش کیفی اعضای هیات علمی خبره و محققان صاحب نظر در زمینه نظام آموزش عالی و کارآفرینی و در بخش کمی اعضای هیات علمی دانشگاه های استان گلستان شامل دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی، منابع طبیعی و پیام نور بوده است. نمونه ها در بخش کیفی شامل19 نفر به روش هدفمند و در بخش کمی 279نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پس از انجام مصاحبه و اشباع داده ها، مقوله ها شناسایی و کدگذاری شدند و براساس آن پرسشنامه ای با 5 بعد و 89گویه طراحی گردید. روایی صوری، محتوایی و سازه ای و پایایی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: ابتدا روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بررسی و 16سوال حذف شد و 73سوال باقی ماند. سپس روایی سازه ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بار عاملی تمامی سوالات بالای 5/0و میانگین واریانس استخراج شده بالای 5/0، پایایی هر دو ملاک (آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی) تمام ابعاد بالای7/0 بوده است و در نهایت پرسشنامه با 5 بعد و 73سوال تایید شد. نتیجه گیری: ابزار طراحی شده جهت سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و می تواند به عنوان ابزار مناسب برای ارزیابی توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی مورد استفاده قرار گیرد.
واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با تاکید بر نقش های جنسیتی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
EFL Students’ Rating Accuracy in Assessing Reading Comprehension Subskills across Genres: A Diagnostic Perspective
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine EFL learners’ rating accuracy in assessing reading comprehension subskills in various genres. To this end, 60 English translation students participated in this study. The instructional treatment was based on the learners’ challenging reading subskills in four genres. Taking the instructor’s ratings as the yardstick, during a 12- week course, the accuracy of the learners’ self- and peer- assessments was investigated. Data analysis, using MANOVA, confirmed that there was a statistically significant difference between the accuracy of self-, peer- and instructor-ratings. More specifically, the two groups were inaccurate in assessing the main idea/ supporting details and cause/effect subskills in all genres. However, for assessing fact /opinion subskills only the self-assessment group was inaccurate in descriptive genre. Obtaining such detailed diagnostic information about learners’ performance can help instructors in elevating weaknesses in language skills.
Investigating Teachers’ Self-efficacy, Instructional Practice and Self-reflective Practice: The Case of Tertiary Level Teachers
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
103 - 121
حوزههای تخصصی:
Teachers are expected to learn new things about their abilities by thinking about their actions in educational contexts. The dynamic reflection on self-teaching would enable teachers to improve their instructional practice. The present study was an attempt to shed light on university level teachers’ self-efficacy perceptions in relation to their reflective practice and instructional practice. For this purpose, 70 teachers from both public and private universities in Iran took part in this survey research. Participants were asked to fill out three Likert-type questionnaires: Teacher Efficacy Scale, The Instructional Practices Survey, and Teacher Reflection Questionnaire. The collected data were quantitatively analyzed using SPSS version 21. Results of Pearson correlation coefficients revealed that although teachers’ self-efficacy perceptions were significantly correlated with both their instructional practice and reflective practice, the former established a relationship with a higher effect size than the latter. Implications of the results with respect to teacher development are presented and directions for further research are offered.
روش تدریس خلاقانه و مؤثر در علوم انسانی و اجتماعی در عصر دیجیتال
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
116 - 101
حوزههای تخصصی:
با توجه به الکترونیکی شدن جامعه و تغییرات سریع در عرصه های مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، بهره گیری از روش تدریس پویا، فعال و خلاقانه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه و فراگیران ضروری است. براین اساس، پژوهش حاضر به دنبال واکاوی روش تدریس خلاقانه و مفید به ویژه در حوزه علوم اجتماعی و انسانی با توجه به ویژگی های نسل جدید فراگیران و مهارت های مورد نیاز در قرن بیست ویکم است تا بتواند زمینه مناسبی برای آموزش اثربخش و یادگیری باکیفیت فراهم سازد. به منظور دستیابی به این هدف، علاوه بر مرور منابع موجود در این حیطه، از روش مطالعه موردی با استفاده از مآخذ اطلاعاتی مختلف، نظیر مصاحبه با دانشجویان، ثبت تجربیات شخصی و اسناد ارزشیابی ثبت شده از برنامه تدریس یک استاد جامعه شناسی به عنوان نمونه مورد مطالعه استفاده شده است. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد در این شیوه تدریس، معلم از انواع روش ها، فناوری ها، فنون تدریس و فعالیت های مختلف نظری و تجربی درجهت پرورش مهارت ها و استعدادهای گوناگون فراگیران استفاده می کند. معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.
مقایسه نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره متوسطه دوم
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
18 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره ی متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه دوم شهر اصفهان بود که از میان آنان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۰ دانش آموز تیزهوش و ۳۰ دانش آموز عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار گزینش دانش آموزان تیزهوش، تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خلاقیت تحول آفرین (معتمدی، ۱۴۰۴) و پرسشنامه ی خلاقیت تورنس عابدی (۱۳۷۲) بود. برای تحلیل داده ها و مقایسه ی میزان خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس بین دو گروه، از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه در نمرات کلی خلاقیت تحول آفرین و مؤلفه های (خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین) آن تفاوت معناداری وجود نداشت؛ درحالی که در خلاقیت تورنس تفاوت معناداری مشاهده شد، به گونه ای که دانش آموزان تیزهوش در بعد سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار نمرات بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند، ولی در بعد بسط هیچ تفاوت معناداری بین گروه دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت تحول آفرین، برخلاف خلاقیت تورنس، الزاماً با توانایی های شناختی بالا همبسته نیست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی، آموزشی و تجربی شکل می گیرد. از این رو، می توان نتیجه گرفت درحالی که خلاقیت تورنس بیشتر به ابعاد شناختی و تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات و حل مسئله وابسته است، خلاقیت تحول آفرین نوعی ظرفیت پویا و قابل پرورش است که از تعامل فرد با محیط، نظام آموزشی و تجربه های یادگیری معنادار حاصل می شود.
شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی با استفاده از روش های مدل یابی علّّی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مددجویان با ناتوانی های جسمی که در سال 1402 در اداره بهزیستی شهرستان های رشت و دامغان دارای پرونده بودند، تشکیل دادند. تعداد 225 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مقیاس عملکرد اجتماعی و انطباقی کودک و نوجوان پرایس و همکاران ) 2003 (، مقیاس انگ درونی بیماری روانی ریشر و همکاران ) 2003 (، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون ) 2003 ( و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر ) 1982 ( بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاب آوری در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش میانجیگری دارد p>0/001( (. همچنین خودکارآمدی رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش را میانجی می کند ) 001 / .)p>0 نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نوجوانان با ناتوانی های جسمی نقش میانجی گرانه ایفا می کنند؛ به طوری که استفاده از راهبردهای تاب آوری و خودکارآمدی منجر به کا هش راب طه ا نگ درونی شده و عمل کرد اجتما عی در نوجوا نان با ناتوانی های ج سمی می شود.
واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی استان قزوین است. پژوهش به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006) انجام شد. به منظور گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 آموزگار شاغل در مدارس ابتدایی استان قزوین استفاده شده است. تحلیل داده ها در فرایند کدگذاری با کمک نرم افزار MAXQDA در سه گام انجام شد. در گام اول کدهای اولیه(مضامین پایه) بر پایه ی شواهد، استخراج شد و در گام بعدی با دسته بندی آنها به مضامین سازمان دهنده دست یافتیم و در گام آخر آنها را حول محور اصلی تجمیع کرده و مضامین فراگیر را استخراج کردیم. مضامین فراگیر در پژوهش حاضر نشان دادند که نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران در سه محور کلی فردی(روانشناختی)، سازمانی و آموزشی تعبیه می شود. چالش های انگیزشی و مشارکت، کمبود مهارت ها و آشنایی با روش های نوین،کمبود دانش و شناخت آموزشی، محدودیت های محیطی و ساختاری، فشار محتوا و برنامه، عدم حمایت و هماهنگی سیستم آموزشی و تفاوت های فرهنگی و ویژگی های رشدی به عنوان نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس شناخته شدند. تحلیل داده ها نشان می دهد که بهبود شرایط آموزشی، تقویت حمایت های مدیریتی و مالی و بازطراحی دوره های آموزشی متناسب با نیازهای معلمان می تواند زمینه ساز به کارگیری اثربخش طرح درس و ارتقای کیفیت تدریس در دوره ابتدایی شود.
صدای هنر در دبستان: نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
63 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر بود. از روش پیمایش کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل تمامی معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر قدس در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. از این میان، 10 معلم و 10 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها با تحلیل مضمون در نرم افزار MaxQDA استخراج و حول چهار عنصر برنامه درسی سازماندهی شدند. نتایج نشان داد هدف های شناختی، نگرشی و مهارتی متنوعی در هر دو گروه محقق شده؛ اهداف نگرشی بیشترین فراوانی را داشتند. در محتوا، هر دو گروه به محتوای مناسبتی، تنوع فعالیت ها و رویکرد تلفیقی هنر توجه نشان دادند. معلمان نیز به منابع سلیقه ای و بهره گیری از هنرهای پیشین دانش آموزان اشاره کردند. دانش آموزان نیز علاقه مندی به محتواهای ارائه شده و نادیده گرفتن برخی موارد هنری را ابراز داشتند. در روش تدریس، هر دو گروه بر سادگی و کم هزینه بودن ابزار و مواد آموزشی و استفاده از شیوه های سنتی و نوین تأکید داشتند؛ شیوه های سنتی رواج بیشتری داشت. معلمان به آمادگی و مشارکت دانش آموزان و دانش آموزان به تمایلات متنوع خود برای زنگ هنر اشاره کردند. در ارزشیابی، هر دو گروه بر تنوع بازخورد و ملاک های کیفی و کمی تأکید داشتند؛ ملاک های کیفی ارجحیت داشت. به طور کلی، یافته ها حاکی از تغییراتی در برنامه درسی هنر از تدوین تا اجرا است که به تضعیف جایگاه آن منجر می شود. لذا، پیگیری آموزش معلمان و بازنگری در محتوای برنامه درسی هنر برای دست اندرکاران نظام آموزشی توصیه می شود.
مدل ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی در دانش آموزان: نقش میانجی خوش بینی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان بود. طرح پژوهش، توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان خرمشهر در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 696 نفر بودند. به این منظور 252 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شایستگی ادراک شده هارتر (1982)، سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) و خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (۲۰۱۳) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل مسیر و با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-25 انجام شد. براساس یافته های این پژوهش، مدل روابط علّی بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار بود و سرمایه روان شناختی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی با شایستگی ادراک شده رابطه معنادار داشت (576/0=β p<0.01). همچنین مسیر بین سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی (306/0 =β p<0.01) و مسیر بین خوش بینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده (524/0 =β p<0.01) معنادار بود؛ ولی مسیر بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده (052/0 =β p>0.05 ) معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل روابط ساختاری بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی از برازش مطلوبی برخوردار است و جهت بهبود شایستگی ادراک شده دانش آموزان ضروری است به سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی آنها توجه شود و تدابیر لازم در برنامه ریزی های آموزشی در نظر گرفته شود.
تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده در آموزش حسابداری با میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری: مطالعه موردی دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی ها نقشی حیاتی در آموزش حسابداری ایفا می کنند و می توانند به طرزی جالب توجه انگیزش دانش آموزان را ارتقا دهند. ترکیب انگیزش و بازی در فرایند آموزش باعث افزایش مشارکت فعال دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق و ماندگار و در نهایت ارتقای عملکرد تحصیلی آنها می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده با تأثیر میانجی خودکارآمدی و انگیزه یادگیری در دانش آموزان انجام شد. در این پژوهش، 100 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران که با اصول اولیه ثبت حسابداری آشنا بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی لوپز-هرناندز و همکاران (2022) استفاده شد و با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS، مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. چهار متغیر یادگیری تجربی، خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و عملکرد تحصیلی خودادراک شده در نظر گرفته شدند. نتایج فرضیه های مستقیم نشان داد یادگیری تجربی بر خودکارآمدی و انگیزه یادگیری تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودکارآمدی و انگیزه یادگیری به صورت مستقیم بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیر دارد و یادگیری تجربی به تنهایی تأثیری جالب توجه بر عملکرد تحصیلی ندارد. نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد یادگیری تجربی از طریق میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیرگذار است. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که در معرض یادگیری تجربی قرار گرفته اند، احساس توانایی بیشتری در انجام وظایف تحصیلی (خودکارآمدی) داشته و انگیزه بیشتری برای یادگیری از خود نشان داده اند که در نهایت به بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر شده است.
واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از راه حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از طریق حل مسئله بود. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه، معلمان دوره ابتدایی شهر بیضا در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که 12 تن از آنها به شیوه هدفمند از نوع معیار و با رعایت قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مضمون یابی به شیوه Braun & Clarke (2006) استفاده شد. یافته های پژوهش در قالب 3 مضمون فراگیر: 1. نقاط قوت (تحقق اهداف آموزشی؛ تحقق اهداف تربیتی، عاطفی و روانشناختی؛ توجه به مراحل آموزش ریاضی از طریق حل مسئله؛ توجه به ایفای نقش معلم و شایستگی های حرفه ای؛ استفاده از شیوه های مختلف نظارت و ارزیابی؛ توجه به سبک ها، راهبردها و رویکردهای نوین آموزشی) 2. چالش های اجرایی و نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله (چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ چالش ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ چالش در مدیریت کلاس و کمبود وقت؛ چالش کمبود منابع آموزشی و ضعف دانش معلم؛ نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله) 3. راهکارها (راهکارهای موثر در رفع چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ راهکارهای موثر در رفع چالش های ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ راهکارهای موثر در مدیریت کلاس و رفع چالش کمبود وقت؛ راهکارهای رفع کمبود منابع آموزش و چالش افزایش دانش معلم؛ راهکارهای مؤثر در جهت رفع نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل) شکل گرفت.
تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
217 - 249
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.