فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جاسپر یک مداخله هدفمند از طریق بازی است که از آن برای افزایش تعامل، بازی و مهارت های ارتباطی اجتماعی استفاده می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی ماهیت و کاربرد مداخله جاسپر برای کودکان با اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: بررسی داد هها در پژوهش حاضر ب هصورت مروری نظا ممند انجام گرفت. روش شناسی این پژوهش مبتنی بر گردآوری، طبق هبندی و خلاصه کردن یافت ههای مقالات علمی پژوهشی مرتبط با مداخله جاسپر بین سال های 2006 تا 2020 بود که از طریق جستجو در پایگا ههای اطلاعاتی خارجی شامل اریک، ابسکو، گوگل اسکولار، اسکوپوس، ساینس دایرکت و پاب مد با واژه های کلیدی مداخله، جاسپر، کودکان با اختلال طیف اُتیسم و واژ ههای مرتبط صورت گرفت. در جستجوی اولیه، 70 مقاله انتخاب شد که از بین آنها 5 مقاله ب هعلت مروری بودن، 3 مقاله به علت تکراری بودن در چند پایگاه اطلاعاتی و 51 مقاله به علت عدم تناسب با مداخله جاسپر و عدم تناسب با موضوع پژوهش حذف شد. در پایان 11 مقاله جهت بررسی انتخاب شد. یافته ها: نتایج پژوهش ها نشان داد مداخله جاسپر منجر به تنوع بیشتری در بازی، شروع توجه مشترک، تعامل مشترک و تنظیم هیجان کودکان با اختلال طیف اُتیسم می شود. نتیجه گیری: با بررسی مطالعات انجام گرفته، می توان نتیجه گرفت که مداخله جاسپر انعطاف پذیری خوبی با سایر مداخله ها دارد و این انعطاف پذیری به جاسپر اجازه می دهد تا به آسانی در محیط های مختلف مانند کلاس های آموزش فرا گیر، ویژه و فعالیت های روزمره درخانه، گنجانده شود. همچنین، نتایج نشان داد که مداخله جاسپر مشکلات توجه مشترک، بازی، شناخت، زبان و تعامل بهتر با والدین را بهبود می بخشد.
The Role of Neurofeedback in Managing Behavioral Issues in Children with Exceptional Needs
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore the role of neurofeedback in managing behavioral issues in children with exceptional needs. This qualitative research employed a phenomenological approach to gain deep insights into participants' experiences. A purposive sampling strategy was used to select 20 participants, including 8 parents, 5 neurofeedback practitioners, 4 educators, and 3 pediatric psychologists/psychiatrists. Data were collected through semi-structured interviews, which were audio-recorded and transcribed for analysis. Thematic analysis was conducted to identify and develop key themes from the data, ensuring credibility and reliability through member checking and peer debriefing. The study identified significant improvements in children's attention, emotional regulation, social interactions, academic performance, and overall well-being following neurofeedback therapy. Participants reported enhanced focus, reduced tantrums, better peer relationships, improved grades, and increased energy levels. Challenges included accessibility issues, therapy duration, individual differences in response, and technical difficulties. These findings align with previous studies demonstrating the efficacy of neurofeedback in managing behavioral issues in children with ADHD, ASD, and other developmental disorders. Neurofeedback shows promise as an effective intervention for managing behavioral issues in children with exceptional needs. However, challenges such as accessibility, therapy duration, and technical difficulties need to be addressed. Future research should focus on larger, more diverse samples, control groups, and long-term effects. Practical recommendations include increasing accessibility, tailoring treatment plans, and integrating neurofeedback with other therapeutic approaches for holistic child development.
اثر بازی های تعاملی بر رفتارهای انطباقی دانش آموزان با اختلال یادگیری غیر کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۸۹)
۱۳۴-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی های تعاملی بر رفتارهای انطباقی دانش آموزان با اختلال یادگیری غیرکلامی انجام شد. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان با اختلال یادگیری غیرکلامی شهر اصفهان در سال 1399-1400 بود که از میان آنها تعداد 30 نفر با توجه به ملاک های ورود به پژوهش با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت مداخله ده جلسه ای آموزش بازی های تعاملی به صورت جلسه های هفتگی 90 دقیقه ای قرار گرفت و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند و مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کننده های دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با مقیاس رفتار انطباقی واینلند- ویرایش دوم ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد بین عملکرد گروه آزمایش و کنترل در دو خرده مقیاس مهارت های ارتباطی و مهارت های زندگی تفاوت معناداری (05/0P<) وجود دارد. اما در خرده مقیاس مهارت های اجتماعی، تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P<). نتیجه گیری. با توجه به نتایج بازی های تعاملی بر رفتارهای انطباقی دانش آموزان با اختلال یادگیری غیرکلامی تأثیر دارد و از این روش می توان برای بهبود مهارت های انطباقی در کنار سایر رویکردهای درمانی استفاده کرد.
ویژگی های روانسنجی مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی – ویراست دوم (BRIEF-2) در دانش آموزان با مشکلات رفتاری برون نمود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
133 - 156
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی - ویراست دوم در دانش آموزان با مشکلات رفتاری برون نمود انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی- هنجاریابی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پسر با مشکلات رفتاری برون نمود 7 تا 12 ساله استان تهران و استان آذربایجان شرقی تشکیل می دادند که در سال تحصیلی 1401-1400 مشغول به تحصیل بودند. برای انتخاب نمونه ابتدا دانش آموزان با مشکلات رفتاری برون نمود شناسایی شدند. سپس والدین آن ها فرم والد مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی - ویراست دوم و پرسشنامه عصب- روان شناختی کولیج (2002) را تکمیل کردند که درنهایت تحلیل با 599 نفر انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها ضریب آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی تأییدی و روایی ملاکی به کارگرفته شد. نتایج نشان داد که مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی - ویراست دوم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین، می توان از این مقیاس جهت ارزیابی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با مشکلات رفتاری برون نمود استفاده کرد.
ارزیابی دیدگاه والدین برای واکسینه کردن کودکان استثنایی در برابر ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به احساس نیاز به مهار و مدیریت چالش بزرگ همه گیری کووید- 19 در بهداشت عمومی اغلب کشورها و اثرات روان شناختی نامطلوب شیوع این بیماری در کودکان با نیازهای ویژه و مراقبان آنها، توجه بیشتر صاحب نظران برای وا کسیناسیون این کودکان ضرورت پیدا می کند؛ اما چون وا کسینه شدن کودکان، مشروط به رضایت والدین است، بدین ترتیب برنامه ریزی برای آماده سازی اذهان مراقبان، کمک زیادی به رفع این چالش می کند. هدف مطالعه بررسی ویژگی های جمعیت شناختی و نگرش والدین به وا کسینه شدن در برابر کووید- 19 بود. روش: با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، 187 نفر از والدین کودکان با نیازهای ویژه زیر 12 سال، به صورت آنلاین یک نظرسنجی مقطعی را در بازه زمانی سه ماهه تکمیل کردند و درنهایت ارزیابی جمعیت شناختی و ارتباط آن با دیدگاه والدین کودکان با نیازهای ویژه در مورد تزریق وا کسن با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل های توصیفی و مدل تحلیل واریانس و آزمون خی دو صورت گرفت. نتایج: نتایج نشان داد تقریباً 67 درصد از والدین قصد داشتند کودک خود را در برابر کووید- 19 وا کسینه کنند. در این مدل تحلیلی، اعتقاد مثبت به وا کسن، عدم اعتقاد به آسیب وا کسن، اعتماد به ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی و وضعیت وا کسیناسیون والدین با قصد وا کسیناسیون ارتباط عکس داشت. نتیجه گیری: علیرغم اعتماد والدین به توصیه های ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی کودکان، یافته ها نشان داد که تکیه بر روابط قابل اعتماد به تنهایی ممکن است کافی نبوده و به آموزش اضافی برای تقویت اعتماد به وا کسن نیاز باشد.
مطالعه مروری: تکانشگری در کودکان؛ تعاریف، علل و نظریه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تکانشگری، یک عامل تعیین کننده مهم در تفاوت های شخصیتی، ویژگی تشخیصی در اختلال های روانشناختی و عامل اساسی و تأثیرگذار در بروز رفتارهای خطرناک است. دوران کودکی مهم ترین دوره ای است که در آن بیشتر ریشه های اساسی رفتار شکل می گیرد و تا بزرگسالی ادامه پیدا می کند. دستیابی به یک تعریف دقیق و یکپارچه از تکانشگری بر اساس علت های بالقوه از جنبه های مختلف، اولین قدم در یافتن راه حل محسوب می شود. این مطالعه بررسی مهم ترین مباحث مربوط به تکانشگری در کودکان است. این مباحث شامل علت ها، تعاریف مختلف و تئوری های مطرح در تکانشگری است. روش: تمام مقاله های در دسترس مربوط به تکانشگری در کودکان به زبان انگلیسی یا فارسی که تا مارس 2020 در پایگاه های الکترونیکی مانند Web of Science،Scopus ، PubMed و OT seeker منتشر شده بودند، بررسی شده است. یافته ها: از 65 مقاله استخراج شده، 21 مقاله با معیارهای ورود و معیارهای خروج منطبق شدند. براساس CEBM (مرکز پزشکی مبتنی بر شواهد)، کیفیت مقاله های مطالعه شده، متوسط روبه خوب بود. بعلاوه، مقاله ها براساس با معیارهای PEDro متوسط بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به نظر می رسد نقص در برنامه ریزی، نقص در توجه به عواقب آینده و سرعت عمل بالا در پاسخ به محرک های بیرونی و داخلی از دلایل مهم تکانشگری است.
شناسایی چالش های آموزشی کودکان دارای آسیب شنوایی از منظر معلمان: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
189 - 218
حوزههای تخصصی:
ناآگاهی معلمان از چالش ها و نیازهای متفاوت آموزشی دانش آموزان با آسیب شنوایی، مانعی برای دستیابی به اهداف آموزشی این گروه از دانش آموزان است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تجارب زیسته آموزشی معلمان مقاطع ابتدایی و متوسطه ی اول دانش آموزان با آسیب شنوایی از چالش های پیش روی معلمان این دانش آموزان و راهکارها بود. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل معلمان مدرسه آموزش کودکان با نیازهای ویژه شهرستان سنندج در سال 1401-1402 با روش نمونه گیری هدفمند بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود که تا درجه ی اشباع یافتگی به تعداد 8 معلم در مقطع ابتدایی و 3 معلم در مقطع متوسطه ادامه یافت. یافته های پژوهش در دو بخش چالش های آموزشی معلمان و راهکارهای پیشنهادشده، ارائه شد. بخش چالش ها، در سه قسمت: 1. چالش های مربوط به کتاب، امکانات، روش ها و وسایل آموزشی، 2. چالش های مرتبط با شرایط معلمان و 3. چالش های ناشی از ویژگی ها و شرایط کودکان با آسیب شنوایی و خانواده های آن ها، ارائه شد. بخش راهکارها نیز در دو قسمت: 1. راهکارهای عملیاتی شده توسط معلمان و 2. پیشنهادها بود. نتایج نشان داد که معلمان در هنگام آموزش با چالش هایی متنوع، پیچیده، چندبعدی و فراتر از چالش های آموزشی دانش آموزان عادی روبه رو هستند. از همین رو، پیشنهاد می شود در هنگام آموزش به دانش آموزان با آسیب شنوایی، از روش ها و راهکارهایی متفاوت با دانش آموزان عادی و متناسب با شرایط ویژه ی این دانش آموزان، استفاده شود.
Therapists' Experiences with Nonverbal Communication Techniques in Psychotherapy for Children with Autism
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۱ No. ۳ (۲۰۲۳) : Serial Number ۳
19-26
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore therapists' experiences with nonverbal communication techniques in psychotherapy for children with autism. This qualitative study employed a phenomenological approach to gain in-depth insights into therapists' experiences. Sixteen licensed therapists with at least two years of experience working with children with autism were selected through purposive sampling. Data were collected through semi-structured interviews, each lasting 60-90 minutes, and were transcribed verbatim for analysis. Thematic analysis was conducted to identify key themes and patterns in the data. NVivo software was used to facilitate the organization and analysis of qualitative data, ensuring rigor through triangulation, member checking, and maintaining an audit trail. The analysis revealed four main themes: implementation of nonverbal techniques, perceived effectiveness, challenges and barriers, and strategies for overcoming barriers. Therapists reported using a variety of nonverbal techniques such as gestures, facial expressions, eye contact, body language, and physical proximity. These techniques were perceived as highly effective in enhancing understanding, emotional connection, behavioral improvements, and self-expression in children with autism. However, challenges such as therapist-child compatibility, resource limitations, environmental factors, and inconsistent parental involvement were noted. Strategies to overcome these challenges included continuous training, collaborative approaches, adaptive techniques, creating supportive environments, and leveraging technology. Nonverbal communication techniques are essential in psychotherapy for children with autism, significantly enhancing therapeutic outcomes. Despite challenges, these techniques, when tailored to individual needs and supported by continuous training and collaboration, can greatly benefit children with autism. Future research should focus on larger and more diverse samples, quantitative measures of effectiveness, and the role of cultural sensitivity in nonverbal communication strategies.
اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی آموزش شهروندی برای دانش آموزان با نیازهای ویژه (کم توان ذهنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی آموزش شهروندی برای دانش آموزان با نیازهای ویژه (کم توان ذهنی) بوده است. آموزش شهروندی، دانش، مهارت و ادراک دانش آموزان را تجهیز نموده و نقش مؤثر ی در زندگی عمومی آن ها دارد. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف یک مطالعه کاربردی-توسعه ای است و از منظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه طیف لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی ویژه و کارشناسان سازمان استثنایی است. نمونه گیری بخش کیفی با روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و 24 نفر از خبرگان در این بخش شرکت کردند. از آنجایی که جامعه آماری 182 نفر (کارشناسان و مربیان دانش آموزان کم توان ذهنی) و نمونه براساس جدول کوکران با خطای 0.1 تعداد 79 نفر محاسبه شده است. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل داده بنیاد به شناسایی شاخص های پژوهش مبادرت ورزیده و جهت اعتبارسنجی و ارائه الگوی نهایی از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار SMARTPLS استفاده شد. یافته ها: بر اساس آن ارتباط خطی میان مقوله های پژوهش شامل شرایط علی، مقوله های محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها مشخص شد. نتیجه گیری: نتایج ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد مهم ترین نتایج به دست آمده از مصاحبه ها بر محتوای آموزش شهروندی و روش های آموزش تأکید داشتند. در خصوص روش های تدریس و آموزش نیز، بر تشکیل گروه های غیررسمی و نظارت بر فعالیت گروه ها، یادگیری در عمل و روش های تدریس شاگرد محور و مشارکتی تأکید شده است.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری و قصه درمانی بر سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری و قصه درمانی بر سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام گرفت. روش: این پژوهش، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر در سال تحصیلی 1399-1400 است که در مدارس ابتدایی استثنایی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. با توجه به ساخت پژوهش و شرایط کنونی، از روش نمونه گیری دردسترس برای انتخاب نمونه استفاده شد. از این رو، نمونه آماری شامل 45 دانش آموز پسر ابتدایی بود که به صورت تصادفی (15 نفر گروه آزمایش بازی درمانی، 15 نفرگروه آزمایش قصه درمانی و 15 نفرگروه کنترل) با رعایت ملاک های ورود به پژوهش و با جایگزینی تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان سینها و سینگ استفاده شد. یکی از گروه های آزمایش برنامه آموزشی بازی درمانی (8 جلسه 45 دقیقه ای بازی درمانی شناختی-رفتاری)، گروه بعدی برنامه آموزشی قصه درمانی (8 جلسه 45 دقیقه ای قصه درمانی) و گروه کنترل برنامه آموزشی دریافت نکردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین بازی درمانی شناختی- رفتاری و قصه درمانی با گروه کنترل در تمام مؤلفه های سازگاری (اجتماعی، هیجانی و تحصیلی) تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بازی درمانی شناختی- رفتاری نسبت به قصه درمانی در افزایش مؤلفه های سازگاری مؤثرتر بود. بحث و نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت که قصه درمانی و بازی درمانی شناختی- رفتاری می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در جهت آموزش سازگاری و بهبود مشکلات روانشناختی دانش آموزان کم توان ذهنی به کار گرفته شوند
ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه نگرش به آموزش فراگیر کودکان با نیازهای ویژه TAIS-IR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
۱۴۲-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف هنجاریابی و اعتباریابی فرم کوتاه نگرش به آموزش فراگیر کودکان با نیازهای ویژه انجام شد. روش: در یک طرح توصیفی-پیمایشی، 354 دانشجوی کارشناسی تربیت معلم دانشگاه فرهنگیان یزد و خراسان رضوی از 4 پردیس در این مطالعه شرکت کردند. یافته ها: شاخص های برازندگی بیانگر این بود که الگوی تأییدی از برازش خوبی برخوردار است x2/df = 2.87; GFI =0.98; RFI =0.96; SRMR =0.04; CFI =0.98; RMSEA =0.05).). نتایج بارهای عاملی تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که توزیع سؤالات در یک عامل با آزمون اصلی مطابقت دارد. جهت احراز روایی همگرا و واگرای مقیاس TAIS-IR از پرسشنامه سبک تدریس ترجیحی استفاده و ضرایب همبستگی بین نمره مقیاس نگرش به فراگیر سازی کودکان با نیازهای ویژه با سبک تدریس دانش آموز محور مثبت و معنادار بود (001/0,p<49/0r=) که بیانگر روایی همگرای این مقیاس است. همچنین نمره مقیاس نگرش به فراگیر سازی کودکان با نیازهای ویژه با سبک تدریس معلم محور رابطه منفی و معنادار داشت (001/0,p<55/0-r=) که بیانگر روایی واگرای این مقیاس است. ضرایب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که مقیاس TAIS-IR از همسانی درونی رضایت بخشی برخوردار است. در انتها به منظور مقایسه نتایج پژوهش های آتی با گروه هنجار در فرهنگ ایرانی، میانگین و انحراف معیار نمرات مقیاس برای کل نمونه و به تفکیک جنسیت ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بود که نسخه اقتباسی نهایی مقیاس (TAIS- IR) خصوصیات روان سنجی مناسبی داشته و قابل کاربرد در جامعه ایرانی است.
تحلیل محتوای کتاب فارسی مقطع ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی از نظر سازه نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۰)
43 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور تحلیل محتوای کتاب درسی فارسی پایه های اول تا ششم ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی صورت گرفت. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی از نوع تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری کلیه کتاب های فارسی اول تا پایه ششم ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی در سال 1397-1398با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند است. در این پژوهش، کلمه ها و جملات و تصاویر 8 کتاب فارسی این دانش آموزان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش بیان می کند که از بین مولفه های نظریه ذهن در فارسی اول دبستان تنها به مولفه های پیش بینی رفتار دیگران و توانایی درک و تفسیر حالات هیجانی دیگران پرداخته شده است. در کتاب فارسی دوم دبستان نیز به مولفه های توانایی درک و تفسیر حالات هیجانی دیگران و پیش بینی رفتار دیگران و در نظر گرفتن حالات ذهنی دیگران پرداخته شده است و در کتاب فارسی سوم دبستان به مولفه های توانایی درک و تفسیر هیجانات و تجارب هیجانی دیگران، پیش بینی رفتار دیگران، پیش بینی رفتار خود و در نظر گرفتن حالات ذهنی خود پرداخته شده است. در کتاب فارسی چهارم دبستان پیش بینی رفتار دیگران، در نظر گرفتن حالت های ذهنی دیگران و در نظر گرفتن حالت های ذهنی خود و توانایی درک و تفسیر هیجانات و تجارب دیگران در محتوای کتاب به عنوان مولفه های نظریه ذهن ذکر شده اند و در محتوای کتاب فارسی پنجم ابتدایی به مولفه های پیش بینی رفتار خود، پیش بینی رفتار دیگران، توانایی درک و تفسیر هیجانات دیگران و در نظر گرفتن حالت های ذهنی دیگران اشاره شده است و در نهایت در کتاب فارسی ششم ابتدایی، به همه مولفه های نظریه ذهن – هر چند اندک – به غیر از توانایی درک و تفسیر حالات هیجانی خود پرداخته شده است. نتیجه گیری: با نتایجی که از تحلیل محتوای کتاب های فارسی مقطع ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی بر اساس سازه نظریه ذهن به دست آمد مشخص شد که در این کتب به همه سازه های نظریه ذهن به طور کامل در اکثر پایه ها یا پرداخته نشده است و یا به صورت محدود پرداخته شده است.
بررسی و مقایس گفتمان روایتی کودکان تک زبانه فارسی زبان دارای اختلالِ طیفِ اُتیسم و کودکان با رشد زبانی طبیعی براساس رویکرد دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۰)
55 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر تحلیل زبان شناختی داستان های روایت شده کودکان تک زبانه فارسی زبان دچار اختلالِ اُتیسم از منظر فرانقش تجربی براساس دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2004) است. روش:نمونه پژوهش شامل30 کودک دچار اختلالِ طیفِ اُتیسم 7-12 ساله بود که از سه مرکز توانبخشی دولتی و خصوصی و به روش تصادفی ساده انتخاب و با 30 کودک طبیعی 6-12 ساله در همان منطقه که آنها نیز به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.. با استفاده از داستان مصور «پسربچه، سگش و قورباغه» به صورت فردی ترغیب به تولید داستان شدند. سپس، داستان های روایت شده آنها براساس فرانقش تجربی، در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند بررسی و تحلیل شدند و بسامد و درصد وقوع انواع مشارکان، فرایندها و موقعیت های مربوط به فرایندها محاسبه شد. یافته ها:یافته های پژوهش نشان داد که تعداد بندهای مرکب و ساده تولید شده توسط کودکان دچارختلالِ اُتیسم در مقایسه با کودکان طبیعی به طور معنی داری (p<0/05 کمتر است. یافته ها همچنین نشان داد که تعداد گروه اسمی مرکب به عنوان شرکت کننده، تعداد و تنوع فرایندهای مورد استفاده کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم و همچنین تنوع عناصر موقعیتی مورد استفاده آنها در پایه های دوم و سوم ابتدایی در مقایسه با کودکان طبیعی همسال خود به طور معنی داری (p<0/05) کمتر بود. نتیجه گیری:نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با افزایش سنِ کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم برخلاف کودکان طبیعی توانایی استفاده از زبان برای توصیف تجارب خود از دنیای درون و بیرون تغییر معنی داری پیدا نمی کند.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی و تعیین اثربخشی آن بر مهارت های ارتباطی-کلامی در دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۰)
93 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی و تعیین اثربخشی آن بر مهارت های ارتباطی-کلامی در دانش آموزان با آسیب شنوایی بود. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان با آسیب شنوایی پایه نهم دوره اول متوسطه شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر از آنان انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از مقیاس مهارت های ارتباطی کویین دام (۲۰۰۴)، استفاده شد. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل بود. گروه آزمایش تحت آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی (8 جلسه) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای به جز آموزش های رسمی مدرسه دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی اعتبار لازم را داشت و بر مهارت های ارتباطی-کلامی دانش آموزان با آسیب شنوایی اثربخش بود (P<0.01). نتیجه گیری: با توجه به ماهیت ارتباط در ناشنوایان و اهمیت استفاده از فناوری های نوین، آموزش استعاره های زبان فارسی از طریق بسته آموزش الکترونیک منجر به بهبود مهارت های ارتباطی-کلامی در دانش آموزان با آسیب شنوایی شده است و چنین روش هایی به عنوان آموزش مکمل در مدارس قابل استفاده است.
طراحی و سنجش روایی محتوایی برنامه آموزش توجه مشترک برای کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از آنجایی که توجه مشترک، پایه ای برای یادگیری مهارت های محوری ازجمله زبان، ارتباطات اجتماعی و شناخت اجتماعی فراهم می کند، به یک هدف برای مداخله درمانی برای کودکان با اختلال طیف اتیسم تبدیل شده است. ازاین رو، هدف این پژوهش شناسایی و تدوین مؤلفه های برنامه آموزش توجه مشترک با رویکرد سنتز پژوهی و براساس اصول مداخله به هنگام برای کودکان با اختلال طیف اتیسم بود. روش: روش به کار گرفت هشده در این پژوهش کیفی و از نوع سنتز پژوهی بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمام مقالات، پایان نامه ها و پژوه شهای آموزش توجه مشترک به کودکان با اختلال طیف اتیسم بود که با واژه های کلیدی آموزش توجه مشترک؛ برنامه توجه مشترک و اختلال طیف اتیسم از طریق موتورهای جستجوگر و پایگاه های منابع علمی انگلیسی زبان شامل پا بمد، ام بیس، ای پی ای سای اینفو، پروکوئست، گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اسپیرینگر، و علاو هبر واژه های کلیدی بالا آموزش توجه مشترک و برنامه توجه مشترک از طریق پایگا ههای فارس یزبان مگ ایران و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی مورد جستجو قرار گرفتند. از بین 60 مقاله منتشرشده در گستره زمانی سال های 2010 تا 2021 ، تعداد 34 مقاله پژوهشی به زبان های فارسی و انگلیسی انتخاب شدند. در این پژوهش از روش سندلوسکی و باروسو برای طبقه بندی داده های سنتز پژوهی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش ها پس از تحلیل، کدگذاری و طبقه بندی شاخص هایی نشان داد، مؤلفه های آموزش توجه مشترک به کودکان با اختلال طیف اتیسم 3 تا 5 ساله مبتنی بر 7 مقوله اصلی اساسی و بنیادی شامل یافت توجه، آغازگری توجه مشترک؛ پاسخ به توجه مشترک؛ شروع درخواست های رفتاری؛ پاسخ به تعامل اجتماعی؛ آغاز تعامل اجتماعی و پاسخ به درخواست های رفتاری استوار است و تمرین ها و فعالیت های آموزشی توجه مشترک است که می توانند مبتنی بر این مؤلفه ها طراحی، اجرا و ارزیابی شوند. روایی محتوایی برنامه در روش والتز و باسل به طورکلی برابر با 84 / 0 می باشد که بیانگر روایی محتوایی مناسب و قابل قبول برای این برنامه است.
The Impact of Sandplay Therapy on Perceptual Reasoning and Neuropsychological Functioning in Children with Autism: A Randomized Controlled Trial
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۱ No. ۴ (۲۰۲۳) : Serial Number ۴
30-38
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the effectiveness of Sandplay Therapy on enhancing perceptual reasoning and neuropsychological functioning in children with Autism Spectrum Disorder (ASD). A randomized controlled trial design was used, involving 30 children aged 6-12 years diagnosed with ASD. Participants were randomly assigned to either the intervention group (n=15) or the control group (n=15). The intervention group received eight 90-minute sessions of Sandplay Therapy over two months, while the control group received standard care. The Wechsler Intelligence Scale for Children (WISC-V) and NEPSY-II were used to measure perceptual reasoning and neuropsychological functioning, respectively, at baseline, post-intervention, and five-month follow-up. Data were analyzed using mixed-design ANOVA with repeated measurements and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27. Descriptive statistics showed significant improvements in the intervention group for both perceptual reasoning (M=95.53, SD=7.48 at baseline to M=107.45, SD=8.21 post-intervention) and neuropsychological functioning (M=89.74, SD=6.95 at baseline to M=101.29, SD=7.56 post-intervention). Mixed-design ANOVA revealed significant main effects of time (F(2, 56)=30.15, p<.001, η²=0.52 for perceptual reasoning; F(2, 56)=32.75, p<.001, η²=0.54 for neuropsychological functioning) and group-by-time interactions (F(2, 56)=24.12, p<.001, η²=0.47 for perceptual reasoning; F(2, 56)=28.75, p<.001, η²=0.50 for neuropsychological functioning). Bonferroni post-hoc tests confirmed significant differences between baseline and post-intervention (p<.001) and baseline and follow-up (p<.001) for the intervention group. Sandplay Therapy significantly enhances perceptual reasoning and neuropsychological functioning in children with ASD. These improvements were sustained at follow-up, suggesting that Sandplay Therapy is an effective and sustainable intervention for this population.
Counselors' Strategies for Supporting Emotional Well-Being in Gifted Adolescents
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore the strategies employed by counselors to support the emotional well-being of gifted adolescents. Recognizing the unique emotional and social challenges faced by this population, the research seeks to identify effective counseling practices that can be implemented to foster a supportive environment and address their specific needs. A qualitative research design was employed, utilizing semi-structured interviews with 21 counselors who have extensive experience working with gifted adolescents. The participants were purposefully selected to ensure diverse perspectives. Data collection continued until theoretical saturation was achieved. Thematic analysis was used to analyze the transcribed interview data, with NVivo software assisting in the organization and coding of themes and subthemes. The analysis revealed three primary themes in the counseling strategies for supporting the emotional well-being of gifted adolescents: Building Trusting Relationships, Developing Emotional Regulation Skills, and Promoting Social Connections. Key strategies within these themes included establishing rapport, maintaining confidentiality, personalizing approaches, teaching coping strategies, stress management techniques, encouraging self-expression, facilitating peer interaction, and involving families. These strategies align with existing literature, highlighting the importance of empathetic, individualized, and holistic approaches in counseling gifted adolescents. The study underscores the critical role of counselors in addressing the emotional and social challenges faced by gifted adolescents. Effective strategies involve building strong, trusting relationships, developing emotional regulation skills, and promoting social connections. These findings suggest that a comprehensive approach, which includes personalized support and proactive engagement, is essential for fostering the emotional well-being of gifted adolescents. Future research should further explore the perspectives of gifted adolescents and the long-term impacts of these counseling strategies.
تأثیر دو پروتکل حرکت درمانی با و بدون ماساژ بر دامنه ی حرکتی اندام تحتانی کودکان مبتلا به فلج مغزی انقباضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فلج مغزی گروهی از اختلالات حرکتی دائم غیر پیشرونده هستند که در مراحل اولیه تکامل ایجاد می شوند. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر دو پروتکل حرکت درمانی با و بدون ماساژ بر دامنه ی حرکتی اندام تحتانی کودکان مبتلا به فلج مغزی انقباضی انجام شد. روش: بیست و دو کودک مبتلا به فلج مغزی انقباضی با میانگین سنی 56 / 1± 25 / 5، قد 6± 44 / 102 و وزن 67 / 7± 4/ 44 از بین کودکان فلج مغزی به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه 11 نفری حرکت درمانی و ترکیبی )حرکت درمانی و ماساژ ( تقسیم شدند. گروه حرکت درمانی، به مدت 6 هفته ) 3جلسه در هفته و 40 دقیقه( برنامه ی حرکت درمانی بدون ماساژ داشتند و گروه ترکیبی به طور همزمان تحت برنامه حرکت درمانی و ماساژ ) 20 دقیقه حرکت درمانی و بعد از آن 20 دقیقه ماساژ ( قرار گرفتند. در این مطالعه دامنه ی حرکتی مفاصل قبل و بعد از مداخله با استفاده از گونیامتر یا گامی ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون های تی وابسته و تحلیل واریانس مرکب در سطح معنا داری ) 05 / P>0 ( استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج، پروتکل حرکت درمانی به تنهایی فقط باعث افزایش معنا دار دامنه ی حرکتی خم شدن مچ پا شده است ) 001 / P=0 ( اما روش ترکیبی باعث افزایش معنادار خم شدن مچ پا ) 003 / P=0 (، باز شدن مچ پا ) 001 / P=0 (، خم شدن زانو ) 008 / P=0 ( و باز شدن زانو ) 002 / P=0 ( شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، به درمانگر ها پیشنهاد می شود، جهت نتیجه درمانی بهتر از ماساژ همراه با تمرین درمانی به منظور افزایش دامنه ی حرکتی مفاصل استفاده کنند.
اثربخشی ذهن آگاهی بر کارکردهای اجرایی و نظم جویی شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی یک اختلال عصبی تحولی مزمن است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی در بهبود کارکردهای اجرایی و نظم جویی شناختی هیجان دانش آموزان با این اختلال بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود که تخصیص آزمودنی ها به 2 گروه به صورت تصادفی انجام گرفت. جامعه آماری شامل دانش آموزان ابتدایی پسر ) 10 تا 12 ساله( شهرستان بندرانزلی با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بودند؛ که به روش نمونه گیری در دسترس و از طریق مقیاس درجه بندی اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، 32 دانش آموز با این اختلال که واجد ملاک های ورود بودند، انتخاب شدند که به صورت تصادفی، 16 نفر در گروه آزمایشی و 16 نفر در گروه گواه جا گماری شدند و از نظر سن و مرتبه تحصیلی نیز همتاسازی شدند. ابزار پژوهش برای سنجش کارکردهای اجرایی، پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف بود؛ و برای سنجش نظم جویی شناختی هیجان، از پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی و کریج استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره )مانکووا( و نرم افزار spss27 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حا کی از تأیید اثربخشی مداخله ذهن آ گاهی بر مؤلفه های کارکردهای اجرایی بود ) 05 / .)p>0 همچنین اثربخشی مداخله بر 4 مؤلفه از نظم جویی شناختی هیجان تأیید شد ) 05 / p>0 (. مداخله ذهن آ گاهی موجب افزایش معنادار در میزان تمرکز مثبت، ارزیابی مثبت و دیدگاه گیری شد و همچنین موجب کاهش معنا داری در میزان فاجعه سازی گردید. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مداخلات ذهن آ گاهی بر مؤلفه های کارکردهای اجرایی و نظم جویی شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تأثیرگذار است.
اثربخشی تمرینات حرکتی ریتمیک بر هماهنگی ادرا کی-دیداری و کارکرد اجرایی کودکان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تمرینات حرکتی ریتمیک بر هماهنگی ادرا کی-دیداری و کارکرد اجرایی کودکان با اختلال یادگیری در سال 1398 بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان با اختلال یادگیری شهر دزفول بود که از میان آنان 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب و در 2 گروه 15 نفری آزمایشی و گواه قرار داده شدند. ابزار پژوهش مقیاس ادرا کی-دیداری بندرگشتالت و پرسشنامه کولیچ بود. ابتدا پیش آزمون در 2 گروه اجرا شد، سپس گروه آزمایشی به مدت 8 هفته تحت تمرینات حرکتی ریتمیک قرار گرفت. این جلسات به صورت گروهی و هفتگی برگزار شد. در پایان، هر 2 گروه مورد سنجش پس آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که تمرینات حرکتی ریتمیک موجب کاهش اختلالات کارکرد اجرایی و افزایش هماهنگی ادرا کی-دیداری کودکان با اختلال یادگیری شده است ) 001 / .)P>0 نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که تمرینات حرکتی ریتمیک یک درمان مؤثر برای کاهش اختلالات کارکرد اجرایی و هماهنگی ادرا کی-دیداری باشد.