ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۰۰۱.

سرچشمه های برخی از کلمات قِصار در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
شمس تبریزی از درویشان درس خوانده سده ششم و هفتم است. تنها اثر باقی مانده او که آن را دیگران گِردآوری کرده اند، مجموعه گفتارهایی مشهور به مقالات است. بخشی از سخنان منسوب به وی، چهل و یک گفتار کوتاه است که در شماری از دست نویس های مقالات و برخی آثار دیگر برجا مانده و مصحّحِ مقالات، آن را به عنوان «کلمات قصار»، در بخشی جداگانه آورده است. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این سخنان از خود شمس و حاصل تأملات اوست یا سخن دیگران است که به نام شمس نقل شده است. ازآنجاکه شمس به منابع سخنان خود یا گویندگان آن گفته ها اشاره ای نکرده است، بنابر بررسی های انجام شده و با تتبّع در منابع متقدّم صوفیانه و...، معلوم گردید که آن سخنان، برخلاف دیگر بخش های کتاب، برگرفته از منابع متقدّمین است و مصحِّح کتابِ مقالات تنها به دو مورد از این اقتباس ها اشاره کرده است. در این مقاله به بررسی بیست و یک مورد از گفته های شمس در بخش «کلمات قصار» پرداخته و مشخص شده که آن جملات برگرفته از احادیث قُدسی و نبوی، سخنان صوفیه و... است.
۱۰۰۲.

ترجمه آثار فارسی به ترکی در دوره امپراتوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
پیروزی سلجوقیان در نبرد ملازگرد (463ق)، مقاومت بیزانس را درهم شکست و دوره ای از مهاجرت و اسکان ترکمنان در آسیای صغیر (دیار روم) آغاز شد. استقرار تدریجی سپاهیان و گروه های مختلف مردمی، راه نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی را به آسیای صغیر هموار کرد. گسترش مهاجرت از ماوراءالنهر، خراسان و نقاط دیگر به آسیای صغیر نیز به تنوع فرهنگی و زبانی در این سرزمین دامن زد. در دوران حکمرانی سلاجقه روم و امیرنشین ها نیز آثار متعددی به زبان فارسی تألیف شد و با تشکیل دولت عثمانی زبان فارسی همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، چنان که آثار متعددی به این زبان نوشته شد. تقویت زبان ترکی به تدریج سبب تألیف آثار به زبان ترکی شد و ترجمه آثار فارسی به ترکی رواج و گسترش یافت. البته تقویت و تثبیت زبان ترکی در دوره عثمانی از اهمیت زبان فارسی نکاست، بلکه به ترجمه آثار فارسی به ترکی توجه بیشتری شد تا آنجا که مترجمان مختلف برخی از آثار ماندگار فارسی در ادوار گوناگون را چندین بار به زبان ترکی ترجمه کردند. در جستار حاضر ضمن اشاره به جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، سیر ترجمه آثار در سه دوره مختلفِ متقدم، دوره لاله و دوره معاصر بررسی شده همچنین، چرایی رواج ترجمه آثار فارسی به زبان ترکی تبیین شده است. یافته های این پژوهش افزون بر اهمیت جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، کثرت و تنوع آثار ترجمه شده به زبان ترکی را نشان می دهد و مبیّن اقبال نخبگان عثمانی به ترجمه آثار فارسی به ترکی است.
۱۰۰۳.

ضرورت تصحیح دوباره التحبیر فی علم التعبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
التحبیر فی علم التعبیر یکی از قدیمی ترین خوابنامه های مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) نسبت یافته و برای نخستین بار ایرج افشار در سال 1354 آن را تصحیح و چاپ کرده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی تصحیح ایرج افشار و مقایسه آن با تعبیرالرؤیاهای عربی و خوابنامه های فارسی به یکی از سرچشمه های این اثر و جویباران حاصل از آن توجّه شود. همچنین با تطبیق تصحیح افشار با نسخه استفاده شده او و نیز با مقایسه آنها با دست نویس المعتبر فی علم التعبیر نشان داده شده است که از یک سو چاپ افشار اشکالات و کاستی های نسبتاً زیادی دارد و از سوی دیگر استفاده از دست نویس المعتبر فی علم التعبیر در تصحیح مجدّد این اثر و رفع کاستی های آن ضرورت دارد. این اشکالات و کاستی ها به طور عمده دو علّت داشته است: یکی خطای مصحّح و دیگر آسیب دیدگی نسخه. اشکالات و کاستی های نشئت گرفته از خطای مصحّح را می توان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمه های غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمه های نادرست، حذف بی دلیل کلمه یا کلمه هایی که در نسخه وجود دارد، غلط خوانی برخی از ضبط های نسخه، ثبت ضبط های نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستی های ناشی از آسیب دیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم می شود: ثبت نکردن ضبط های نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبط های مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبط های پاک شده و تشخیص ندادن محلّ فصل بندی هشت برگ پایانی.
۱۰۰۴.

اهمیت برخی از جُنگ ها، سفینه ها و مجموعه های کهن در تصحیح دیوان عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
افسانه پردازی درباره عطّار نیشابوری و انتساب آثار و اشعار سست و ناهمگون به این شاعر و عارف برجسته، از حدود قرن نهم هجری شتاب و وسعت بیشتری گرفته است. از همین رو در مطالعات مربوط به عطّار منابع پیش از این تاریخ از اهمیتی دوچندان برخوردار هستند. جُنگ ها و سفینه های کهن یکی از این منابع هستند که می توانند در تصحیح آثار عطّار نیشابوری و بررسی انتساب اشعار به او بسیار راهگشا باشند. در پژوهش حاضر اشعار عطّار در سفینه های کهن در چهار بخش بررسی شده است: در بخش نخست به اشعاری پرداخته شده که در چاپ های موجود دیوان با بهره گیری از منابعی محدود تصحیح شده، و نشان داده شده است که ضبط این اشعار در سفینه های کهن تا چه حد می تواند برای مصحّحان کمک کننده باشد. در بخش دوم ضبط های درخور توجه برخی ابیات در سفینه های کهن بررسی شده و نشان داده شده است که برخی از این ضبط ها گرچه منحصربه فرد هستند، می توانند مصحّح را به صورت اصیل سخن عطّار رهنمون باشند. برخی دیگر از این ضبط ها نیز مؤیّد و پشتیبان ضبط نسخه هایی از دیوان هستند. در بخش سوم به حرکت گذاری کلمات در برخی سفینه ها پرداخته شده و با ارائه شواهدی نشان داده شده است که این حرکت گذاری ها چگونه می تواند مصحّح را در خوانش و تصحیح متن یاری کند. در بخش چهارم نیز درباره اشعار نویافته منسوب به عطّار در سفینه های کهن و چگونگی برخورد صحیح با این اشعار، بحث شده است.
۱۰۰۵.

پایان بی پایان: بازخوانی وقت تقصیر از محمدرضا کاتب براساس نظریه داستان فرانک کرمود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۷
این مقاله با بهره گیری از نظریه داستان فرانک کرمود، به ویژه تمایز بنیادین او میان کرونوس (زمان خطی، بی معنا و تکراری) و کایروس (لحظه بحران و معنا)، به تحلیل رمان وقت تقصیر نوشته محمدرضا کاتب می پردازد. کرمود بر این باور است که انسان ها برای غلبه بر بی معنایی زمان، روایت هایی منسجم خلق می کنند تا به زندگی ساختار، معنا و هویت ببخشند. اما در جهان معاصر، به ویژه در بافت هایی سرشار از خشونت و بحران ساختاری دائمی، این امکان روایت سازی به شدت تضعیف می شود. وقت تقصیر نمونه ای برجسته از چنین جهانی است: شخصیت ها و روایت ها در حالت تعلیق و تکه تکه زیست می کنند و فاقد آغاز و پایان قطعی اند. شکنجه و رنج نه به عنوان لحظات بحرانی، بلکه به مثابه بخشی از چرخه ای بی پایان و بی معنا عمل می کنند. حکومت در رمان، با تحمیل بحران و خشونت مداوم، هر امکان کایروسی را از شخصیت ها می گیرد و آنها را در کرونوس بی انتها محبوس می سازد. این تحلیل نشان می دهد که سلطه بحران دائمی و فروپاشی روایت و هویت، ساختار رمان و تجربه وجودی شخصیت ها را شکل می دهد؛ به گونه ای که آنها قادر به خلق داستانی یکپارچه و معنادار از خویشتن نیستند و در چرخه ای از رنج و بی معنایی گرفتار مانده اند. تصویر نسناس ها و هویت های درحال فروپاشی، بازنمایی پارادایم آخرالزمانی و پست مدرن است که در آن نه امید به آغاز وجود دارد و نه چشم اندازی به پایان. درنتیجه، وقت تقصیر با فروپاشی روایت و تعلیق دائمی معنا، نقدی رادیکال بر وضعیت انسان معاصر ارائه می دهد و ادبیات را به ابزاری برای فهم و نقد شرایط بحران زده و بی ثبات عصر حاضر بدل می سازد.
۱۰۰۶.

L’enfant perdu: la blessure originelle dans le mythe personnel de Houellebecq(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
Cet article examine le mythe personnel dans l'œuvre de Michel Houellebecq à travers l'approche psychocritique de Charles Mauron, en mettant en évidence les structures inconscientes qui façonnent son univers littéraire. L'analyse révèle que son écriture est profondément marquée par le traumatisme de l’abandon maternel, une blessure originelle qui structure sa vision du monde. Ce mythe se manifeste dans ses romans sous plusieurs formes récurrentes: l’isolement existentiel, l’échec des relations amoureuses, une vision désenchantée de la sexualité, la peur du vieillissement et une quête intellectuelle désillusionnée. Ses personnages, souvent enfermés dans une solitude implacable, cherchent un amour salvateur, mais se heurtent inévitablement à l’échec. L’article montre que la répétition de ces motifs n’est pas un simple effet stylistique, mais une tentative inconsciente de réparation d’un manque affectif profond. Cependant, cette quête de réconciliation reste inachevée, enfermant l'œuvre de Houellebecq dans une dynamique cyclique et pessimiste. Ainsi, au-delà de ses dimensions sociologiques et idéologiques, son écriture se révèle avant tout comme une exploration introspective et existentielle, où l’auteur apparaît simultanément comme créateur et prisonnier de son propre mythe.
۱۰۰۷.

شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.  
۱۰۰۸.

واکاوی رمان کریستین و کید از دریچه ی انگاره ی عشقِ سیال زیگمونت باومن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
با فروپاشی روایت های واحد و مطلق در دوران پسامدرن، مفهوم عشق نیز به مجموعه ای از تجربه های فردی و متنوع تبدیل شده است. مفهومی چندوجهی و سیال که با دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی درهم تنیده است. عشق در این عصر از زوایه ی دید هر فرد به یک شکل مشاهده می شود و به طور مداوم در حال بازتعریف و بازسازی است. از جمله این تعاریف، مفهومی است که زیگمونت باومن تحت عنوان انگاره ی عشق سیال برای توصیف ماهیت پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن به کار برده است. او استدلال می کند که پیوندهای عاطفی در این عصر دگردیسی عمیقی از تعاریف سنّتی داشته اند. تصویری که از انگاره ی عشق سیال در رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری ارائه شده است، تصویری روشن از تحولات پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیوندها در این رمان به شدت تحت تأثیر مفاهیم عشق سیال قرار دارند. عشق دیگر یک احساس ثابت نیست، بلکه بر اساس ارجاعت درونی و خواسته های فردی شخصیت ها تغییر می کند. وفاداری و پایبندی به پیمان در هیچ پیوندی مشاهده نمی شود. آنچه از سمت شخصیت ها یک رابطه را شکل می دهد یا آن را به پایان می رساند، حضور یا عدم حضور مؤلفه ی لذت است. روابط جنسی به شکل گسترده ای میان شخصیت ها وجود دارد که بدون ترس از آشکار شدن در پی انجام آن هستند. ناهمخوانی احساسات ناموافق در آن پربسامد است. پیوندها بدون هیچ اضطراب فردی یا اجتماعی، به راحتی به پایان می رسند و افراد آزادانه به دنبال تجربه های جدید می روند.
۱۰۰۹.

مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۴
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
۱۰۱۰.

معرفی و بررسی ویژگی های زبانی نسخه خطی مثنوی زینت الانجمن اثر میرزا حسن کفّاش اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
مثنوی زینت الانجمن در بحر متقارب با دوهزار بیت و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است که شامل مرثیه امام حسین(ع) نیز می شود. این اثر متعلق به میرزا حسن کفّاش اصفهانی از شاعران دوره بازگشت در قرن سیزدهم است که متأسفانه درباره زندگی وی هیچ منبع مُتقَن و موثقی وجود ندارد. در هیچ یک از فهرست های نسخ و دست نوشته های فارسی، نامی از مثنوی زینت الانجمن نیست و تنها یکی از دو نسخه موجود دیوان کفّاش (نسخه کتابخانه آیت الله گلپایگانی) با این مثنوی آغاز شده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای ابتدا به ویژگی های نسخه شناسی این اثر پرداخته و آنگاه مختصات زبانی آن را تحلیل کرده است. کفّاش اصفهانی در سرودن این مثنوی به شاهنامه فردوسی نظر داشته است. شعر کفّاش ساده، روان و به دور از واژه های نامأنوس و دشوار است. لغات مهجور و ترکیبات عربی در دیوان او اندک است و تعبیرات و عبارات عامیانه، زبان شعر او را به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک کرده است.
۱۰۱۱.

کانون های ادبی هند در قرن دهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
مورخان تاریخ ادبیات سنّتی وقتی درباره زبان و ادبیات فارسی در هند سخن می گویند، با دقت و جزئیات به کانون های ادبی و تفاوت و شباهت آن ها در شبه قاره توجه نکرده اند و اغلب به صورت کلی به موضوع کانون های ادبی پرداخته اند. بر همین اساس، این مقاله با تمرکز بر متغیر «کانون ادبی» بنا دارد به تعیین و تعریف کانون های ادبی شبه قاره در قرن دهم هجری که شاعران و نویسندگان ایرانی در تأسیس و گسترش آن ها نقش اساسی و تأثیرگذار داشته اند، بپردازد. با بررسی تذکره های فارسی و نیز منابع دست اول تاریخی، به این نتیجه رسیدیم که در بازه زمانی مذکور، دست کم چهار کانون ادبی، قابل تشخیص است: کانون ادبی احمدنِگَر، کانون ادبی بیجاپور، کانون ادبی گُلکَنده و کانون ادبی آگره. ما همچنین مشخص کردیم که ادیبان مهاجر از کدام شهرهای ایران به این کانون ها مهاجرت کرده اند و در هر کانون ادبی به چه جایگاه و منزلتی دست یافته اند و نیز تصویری عمومی از اوضاع هر کانون ارائه داده ایم. در بررسی مقایسه ای پایان مقاله، کانون های یادشده با یکدیگر مقایسه شده اند. 
۱۰۱۲.

تجلی فرهنگ و ادب فارسی در شعر معاصر عربی (مورد مطالعه: اشعار نزار بنی المرجه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دوره های مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشته اند. اثر پذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایان ترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ادب فارسی را در اشعار خود نمایان کرده است. وی در سروده های خویش، از شاعران ناموری چون سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی به نیکی یاد کرده و به توصیف برخی از شهرها و مکان های تاریخی و باستانی ایران پرداخته است. نگارندگان در این پژوهش، به روشی توصیفی-تحلیلی، به بررسی شخصیت ها و مکان های ایرانی در شعر نزار بنی المرجه پرداخته و از تأثیرپذیری این شاعر سوری از فرهنگ و ادب فارسی سخن به میان آورده اند. همچنین پربسامدترین نمادهای ادب فارسی را در اشعار او شناسایی و تحلیل کرده اند. فرهنگ و ادب فارسی، به دلیل غنا و بار معنایی فراوان خود، از مرزهای جغرافیایی کشور ایران گذشته، با احساسات لطیف شاعر معاصر عرب درآمیخته و در قالب سروده های زیبا تجلّی یافته که اشعار نزار بنی المرجه، مصداق بارز این تأثیرپذیری و تعامل فرهنگی است.
۱۰۱۳.

عرفان و جهان پسامدرنیستی؛ تحلیلی ازبازنمایی امر معنوی در رمان تاریخ سری بهادران فرس قدیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
باوربه جهان معنا ازدل مشغولی های دیرین انسان بوده است. با وجود تحولات اجتماعی و معرفتی عمیق در عصر مدرن و پسامدرن، انسان همچنان به جهان رازناک، فراسوی امر واقع، نظر دارد. هنر ادبیات پسامدرنیستی با توجه به تفاوت های بنیادین، به بازنمایی امرمعنوی نیزگوشه چشمی دارد. رمان های پسامدرن، عرصه مناسبی برای طرح این پرسش اساسی هستند که درجهان پسامدرن داستانی، امرمعنوی به چه کیفیتی بازنمود داده می شود و چه سویه ها و ابعادی به خود می گیرد؟ هدف از پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، تحلیل محتوای کیفی متن با روشی مبتنی بر استقرا و ناظر بر متن است. رمان «تاریخ سری بهادران فرس قدیم» علی رغم وجود مؤلفه های عرفانی و غایت مندی دینی، با پایان باز، سلوک خیالی بهادر(ان) و سپردن راه معنوی او و دیگرسالکان در هدفی نامعلوم، به یکدیگر گره زده شده است. رجوع به انسان برای رهایی ازرنج ها و سرگشتگی ها ی وجودی به عنوان تنها تکیه گاه او، درقالب بازگشت به سوی استاد درمسیربی انتهای سلوک، ذهن خواننده رابه سوی نگرش انسان مدارانه و عرفان سکولار رهنمون می سازد.
۱۰۱۴.

Approches poétiques de la mort chez Charles Baudelaire et Jalâl ad-Dîn Rûmî: contraste entre angoisse existentielle et exaltation mystique(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۷
Cet article propose une analyse approfondie des représentations contrastées de la mort chez deux grandes figures de la poésie: Baudelaire et Mowlânâ. Bien qu’ils partagent une réflexion intense sur ce thème, leurs visions s’opposent radicalement. Baudelaire oscille entre angoisse et fascination, en revanche Rûmî conçoit la mort comme un passage spirituel vers l’union divine. En adoptant une approche comparative, cette étude explore ces perspectives divergentes en les recontextualisant dans leurs cadres culturels et philosophiques distincts. La problématique centrale interroge la manière dont leurs conceptions opposées de la mort reflètent les influences spirituelles et philosophiques propres à chacun, tout en nourrissant une réflexion universelle sur la condition humaine. Pour répondre à cette question, l’analyse porte sur des motifs spécifiques et la thématique de la mort dans un corpus de poèmes sélectionnés. Les résultats indiquent que, malgré la distance temporelle et culturelle qui les sépare, Baudelaire et Mowlânâ partagent une fascination presque identique sur la mort, tout en adoptant des approches résolument différentes.
۱۰۱۵.

تحلیل چند صدایی غزلی از حافظ با توجه به نظریه میخائیل باختین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.
۱۰۱۶.

بررسی و تحلیل مولفه های رمان کلاسیک و مدرن در بوف کور صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۱
رمان نو شکل نوینی از نوشتار است که همواره در پی یافتن احساسات، تاثرات روحی مبهم و فرار انسان ها و سپس انتقال آن ها از زاویه دید عینی و بی طرفانه ای که به روایت گر و خواننده تعلق ندارد. نوشتاری که شفافیت، تبیین ارزش ها اصول دستور سنتی، توصیف های انسان مدرانه، سیاست و... از ساحت آن رخت بربسته است. در رمان کلاسیک ماجرا با درک دنیایی نظم یافته مطابقت دارد، ولی در رمان نو داستان درهم می ریزد و جذابیت موضوع و تسلسل منطقی حوادث و شخصیت های داستان برای نویسنده اهمیتی ندارد. بنابراین رمان بوف کور صادق هدایت رمانی مدرن به شمار می آید که مولفه هایی مانند عدم قطعیت، پیرنگ گسسته، ابهام، زمان و مکان ناهمگون، فرم گرایی، شخصیت های تحقق یافته، سیلان ذهن، حضور جدی خواننده، فرجامی گشوده از مولفه های آن است. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مولفه های رمان مدرن در بوف کور صادق هدایت است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد از میان این شاخصه ها، عدم قطعیت، ابهام، پیرنگ گسسته از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
۱۰۱۷.

هوش مصنوعی و سرآیندگی؛ تأملی فلسفی - اخلاقی در بازتولید شعر مفاخر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
این مقاله به بررسی پرسش هایی پیرامون امکان و جواز اخلاقی تولید محتوا توسط مدل های زبانی می پردازد. یکی از پرسش های اساسی این است که آیا یک مدل زبانی می تواند به صورت اخلاقی مجاز باشد که اشعاری را به شاعری بزرگ، مثلاً خیام، بسراید؟ این اقدام چه تأثیری بر میراث تاریخی و منحصربه فرد خیام دارد که می تواند به مثابه یک وجود تکین، تکرارناپذیر و تمام شده تلقی شود؟ در این راستا، این پژوهش به بررسی این مسئله می پردازد که آیا چنین فعالیتی به نوعی نقض مالکیت فکری خیام محسوب می شود یا خیر. باتوجه به این مسائل، این مقاله به ارزیابی جواز انتشار مجموعه ای از اشعار می پردازد که توسط یک مدل زبانی و به سبک شاعری دیگر تولید شده است. همچنین، این پژوهش به این پرسش می پردازد که آیا جامعه به دوره ای وارد می شود که لازم است رویکرد خود را نسبت به تاریخ مندی چهره های بزرگ ادبی تغییر دهد. این مقاله، که پژوهشی فلسفی است، از برخی روش های رایج در حوزه مطالعات فلسفی، ازجمله تحلیل مفهومی، استدلال ورزی و آزمایش های فکری بهره می برد. افزون بر این، برای تکمیل این بررسی، از یک آزمایش تجربی در تعامل با مدل زبانی نیز استفاده شده است. در بحث های فلسفی، از نظریه هایی که بر عاملیت غیرانسان ها، به ویژه در فناوری ها، متمرکز هستند، مانند نظریه کنشگر - شبکه در مطالعات علم و فناوری، استفاده می شود. مباحث اخلاقی مطرح شده در این مقاله در حوزه اخلاق کاربردی قرار می گیرند؛ بااین حال برای تدوین استدلال ها از نظریه های اخلاقی هنجاری نیز استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است نگاه ما را به تاریخ مندی آثار و مفاخر ادبی تغییر دهد و از منظر اخلاقی- فلسفی می توان فضا را برای بازتولید موجه و مشروط آثار و مفاخر ادبی فراهم کرد. این نتیجه گیری، ضرورت تدوین سیاست هایی برای تنظیم گری هوش مصنوعی در حوزه بازتولید آثار ادبی را برجسته می سازد. در پایان این مقاله، به برخی از این سیاست ها اشاره خواهد شد.
۱۰۱۸.

ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT  و  RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
۱۰۱۹.

بررسی اجمالی «شاهنامه منثور» شوشتری یکی از شاهنامه های مقلد شاهنامه فردوسی در قرن یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
نسخه‌های خطی زوایای مختلف ادبیات، تاریخ و تحول گفتار و سیر تمدن هر جامعه را آشکار می‌کنند. ازآنجاکه زبان فارسی بیش از چهارصد سال زبان رسمی شبه‌قارّه بوده است، شبه‌قارّه به یکی از مراکز اصلی نگهداری نسخه‌های خطی تبدیل شده است. یکی از این نسخه‎های ارزشمند شاهنامه منثور محمد بن محمد ارجانی شوشتری است. محمد بن محمد شوشتری (زنده در 1004ق)، ادیب، مترجم و شاعر ایرانی دربار اکبر شاه، در زمان اوج رواج زبان فارسی در شبه‌قارّه، به درخواست جلال‌الدین اکبر پادشاه گورکانی، شاهنامه فردوسی را به نثر برگردانده است. شاهنامه مذکور شرح داستان کیخسرو است. شوشتری با در دست داشتن چند نسخه متفاوت از شاهنامه فردوسی، به تدوین این اثر پرداخته است. خلاصه و بازگردانی ابیات با دقت صورت گرفته و برخی وقایع داستان شرح و تفسیر شده است. ابیاتی که در این شاهنامه آمده است، یا از خود فردوسی نقل شده یا سروده مؤلف است یا شواهدی از شعر شعرای بزرگ، مانند نظامی،‌ سنایی،‌ حافظ، سعدی و کمال اسمعیل و شاعران دیگر که با ذکر نام نقل شده‌اند. برخی بیت‌ها نیز بدون نام شاعر است. ما در این مقاله کوشیده‎ایم به معرفی و بررسی برخی ویژگی‌های سبکی، زبانی و نیز رویکرد شوشتری به بازگردانِ این اثر بپردازیم.
۱۰۲۰.

بررسی و تحلیل نشانه های اساطیری در رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۲
اسطوره پیش و بیش از آن که روایتی درباره آفرینش و آغاز تمام اجزای هستی باشد، یک باور است. باور به این که اسطوره می تواند وضع جهان را دست کم برای اسطوره باوران، تبیین کندو برای هر چه در آن روی می دهد، دلیلی قانع کننده ارائه نماید. این توجیهات ازآن سوی قانع کننده اند که، اسطوره در همه جا با آیین در پیوند و به همین دلیل مقدس است. اسطوره در زبان شکل می گیرد و روایت می شود. بنابراین بهترین جلوه گاه آن ادبیات به ویژه شعر است. زیرا عنصر بنیادین اسطوره و شعر تخیل است. خیام در آثار فلسفی و علمی خود، از هیچ اسطوره یا طرز نگاه اسطوره ای استفاده نکرده است، اما در رباعیات خود، به دلایل مختلف، از جمله برای تعمیق اندیشه هایش، به سراغ اسطوره می رود، مثلاً چهره ی اساطیری کیخسرو را مشبهٌ بهی گویا و قدرتمند برای بازنمود راستین ناپایداری جهان و ناتوانی انسان در برابر مرگ می یابد. گذشته از شخصیت ها، حیوانات و اشیاء و زمان اساطیری، بینش اسطوره ای خیام هم در غالب رباعیات او مشهود است. او با چنین بینش و بصیرتی است که، در کوزه و گل و سبزه، کون و فساد عالم را می بیند و به وسیله آن ها سیر پایان ناپذیر آمدن، بودن و رفتن انسان و اجزای هستی را نمادین می کند. اطلاعات مربوط به موضوع مقاله حاضر از طریق مطالعه کتابخانه یی گردآوری و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی، تحلیل و توصیف شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که خیام از هر دو ساحت عقلی و عاطفی وجود خود در رباعیات، به خوبی استفاده کرده و به رغم دانش باوری اش، تأثیر عمیق اسطوره را بر ذهن و زندگی بشر، انکار نکرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان