فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷٬۰۸۱ تا ۴۷٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
بررسی ارتباط آموزه های دینی با ساختار و مفهوم در قصه ضامن آهو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
«ضامن آهو» ازجمله مضامین ارزشمند دارای پیام صریح اخلاقی-تربیتی در باور عامه است. قالب این مضمون، «قصه عامیانه و شفاهی ضامن آهو» است. بررسی های اولیه حاکی از پیوند این«قصه» با متون دینی و روایات مرتبط با رفتار پیامبر(ص) و برخی امامان معصوم (ع) در قبال حیوانات است. این در حالی است که؛ عدم وجود منابع و مطالعات کافی در این زمینه و درنتیجه نبود علم دقیقی نسبت به اشکال و کیفیت های این پیوند، موجبات کم توجهی به این مهم را فراهم ساخته است. ازاین رو هدف از انجام تحقیق حاضر، دستیابی به کیفیت های ارتباط مفاهیم، متون و روایات دینی با اجزاء ساختار در قصه حاضر است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و همچنین مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به انجام رسیده است و به سؤالاتی ازجمله: چیستی و چگونگی رابطه متون و آموزه های دینی-اسلامی و شیعی با شکل گیری «قصه ضامن آهو» به تفکیک ساختار و مفهوم آن، پاسخ داده است. بررسی ها نشان داده است که: به تفکیک، ساختار بیرونی قصه، دارای روابط مستقیم و تنگاتنگی با احادیث و روایات مرتبط با پیامبر(ص) و معصومین (ع) بوده و اشارات موردی را در برمی گیرد. همچنین مفاهیم و مضامین(اجزاء درونی) قصه، برگرفته و در پیوند با متون اولیه واصلی اسلامی (قران) و برخی روایات و احادیث است؛ که اشارات کلی (اخلاقی) را شامل می شود. ازاین رو قصه بستر و قالبی برای بیان محتوا و مضامین دینی- شیعی را فراهم آورده است، که با خیال پردازی و به یاری برخی از باورهای ملی و قومی شکل کنونی خود را یافته است.
بررسی چگونگی روابط گفتمان های مهری-زردشتی در دوران پادشاهی گشتاسپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی به سبب وجود هم زمان نشانه ها و عناصری از ایدئولوژی، آیین ها و اساطیر گوناگون در آن، محل تداخل و تلاقی گفتمان های متعدّد و نظام های نشانه شناختی است. از بین این گفتمان ها، حضور دو گفتمان مهری و زردشتی در شاهنامه چشمگیر و قابل توجّه است؛ درواقع اهمیّت این دو ایدئولوژی در ایران باستان و اشتمال شاهنامه بر ویژگی ها و عناصر نظام فکری، اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایران از یک سو و شکل گیری بسیاری از زمینه ها و وقایع ایرانِ پسازردشتی در بستر روابط این دو آیین از دیگر سو، موجب شده است که بسیاری از داستان های شاهنامه در ژرف ساخت یا روساخت خود منعکس کننده روابط گسترده و متنوّع دو گفتمان مهری و زردشتی باشند. بنا به نظری، گشتاسپ و تیره او پیش از روی آوردنِ زردشت به آن ها و درآمدن به دین زردشتی، مهری بوده و خدایان و سازمان های انجمن های مهری را داشته اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از طیفی از رویکردهای انتقادی و به شیوه تحلیلی-انتقادی و روش کتابخانه ای، ضمن اثبات تعلّق گشتاسپ به آیین مهری، در پی آن است که روابط گفتمان های مهری-زردشتی را در داستان گشتاسپ در شاهنامه تحلیل کند و به این پرسش پاسخ دهد که روابط گفتمان های مهری و زردشتی در متن داستان گشتاسپ از کدام نوع تعامل، تقابل یا ترکیب است؟
جایگاه و نقش «خواطر» در سیر و سلوک در سنّت اول عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوعات و بحث های مربوط به سلوک عرفانی به دو دسته کلی تقسیم می شود: امور اکتسابی و امور غیرمکتسب. هر سالکی با کوشش به موضوعات اکتسابی دست می یابد؛ اما امور غیرمکتسب بدون اختیار سالکان بر آنان وارد می شود و همه نمی توانند به آن دستیابی داشته باشند؛ بر همین اساس از این امور با عنوان «واردات» یاد می کنند. یکی از مهم ترین واردات عرفانی «خواطر» است که به سبب اهمیت بسیار، همواره در کانون توجه عارفان و مشایخ سنّت اول عرفانی بوده است. با وجود اهمیت بسیار خواطر، در هیچ یک از طرح های سلوکی که عارفان و مشایخِ عرفان و تصوف تدوین و تبیین کرده اند، جایگاه خواطر به درستی مشخص نیست. در بسیاری از متون عرفانی و سخنان مشایخ، عبارات و اشاراتی درباره خواطر آمده است؛ ولی همه این مباحث غیرمنسجم و پراکنده است و نقش و جایگاه خواطر در نظام سلوکی به صراحت تبیین نشده است. این پژوهش با تحلیل مضمون سخنان مشایخ سنّت اول عرفان اسلامی درباب «خاطر»، نقش و جایگاه خواطر را در سیر و سلوک در سنّت اول عرفانی تبیین کرده است. یافته ها نشان می دهد خواطر در همه مراحل سیر و سلوک ممکن است بر سالک وارد شود و او را از طی کردن مسیر بازدارد و یا بر توان و سرعت او بیفزاید. درواقع خواطر پس زمینه همه منزل ها و اعمال سلوکی به شمار می رود و از ابتدا ضروری است سالک با انواع و اقسام و روش های نفی آن آشنا شود تا خواطر در مسیر سلوک مانع حرکت وی نشود و حتی شتاب و توان او را تقویت کند.
برجستگی عنصر صدا در فضاسازی رمان «همنوایی شبانۀ ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مؤلفه های رئالیسم جادویی، بسامد بالای عناصری همچون صدا، بو، نور و عناصری ازاین دست است که درنهایت فضای اثر را مملو از وهم و خیال می کند و مرزهای میان واقعیت و خیال را به هم می ریزد. مطالعه رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی نشان می دهد که عنصر صدا بسامد زیادی در این رمان دارد. در همین راستا، در مقاله پیش رو، برجستگی عنصر صدا در فضاسازی رمان بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نویسنده از عنصر صدا برای فضاسازی رمان بهره فراوانی برده و با توجه به تجربه ای که وی در هنرهای نمایشی ازجمله تئاتر و موسیقی داشته است، عنصر صدا در این رمان نقش محوری دارد و گاه کارکرد یک صدای معمولی در فضاسازی رمان، با چندین جمله و حتی صفحه برابری می کند. این صداها درمجموع، همنوایی ارکستری را مجسّم کرده اند که در کنار هم نهایت ترس و وحشت را در ساختمان چوبی محل وقوع داستان القا می کنند. بیشترین صداهایی که در این رمان دست مایه فضاسازی قرارگرفته اند، عبارت اند از صدای شخصیت های انسانی و حیوانی، صدای منبعث از اشیاء و صدای آلات موسیقی. درمجموع، نویسنده از طریق این صداها که اغلب وهمناک و وحشت آفرین و مرموز هستند موضوعاتی همچون بحران هویت و مشکلات مهاجرت را به نحوی هنرمندانه و با نهایت اثرگذاری، به ذهن خواننده منتقل می کند.
بررسی نقش روابط سببی با تکیه بر روایت پردازی بوستان سعدی
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در مورد روایت، توالی روایی و نقش عوامل سببی در طرح ریزی های داستانی است. روابط سببی آفریننده روایت به خصوص در ادبیات تعلیمی ما در ارتباط با مضامین مختلف جامعه شکل می گیرند. در این مقاله کوشیده شده تا با بررسی روایی حکایات بوستان، روابط سببی و مضامین غالب در روایت پردازی سعدی و نیز شیوه وی در حل معمای حکایات این اثر بررسی شود. روابط سببی غالب در حکایات بوستان به عنوان یک متن تعلیمی- اخلاقی عواملی همچون فرهنگ و ایدئولوژی های جامعه، خصلت های اخلاقی، گفتمان عرفانی شناخته شد. همچنین حضور شخصیت های تایپیک در طرح آفرینی روایت بررسی شد. شگرد سعدی در شرح و توضیح روابط سببی حکایتش در اغلب موارد، شکل دادن یک گفت وگو است که معمای طرح شده روایت را حل می کند. بنیان گذاشتن حکایت براساس این مضامین نشان از توجه سعدی به عنوان یک معلم اخلاق به مسائل مختلف جامعه دارد که ارتباط ساختار و محتوا را برای بوستان رقم زده است.
مقایسه ساختاری و محتوایی منظومه «شمس و قمر» و «قمر شاه»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
79 - 92
حوزههای تخصصی:
منظومه های داستانی یکی از انواع ادبی در گستره ادبیات فارسی و نظامی بزرگ ترین الگوی شاعرانِ پس از خود در سرایش مثنوی و مناظره است که شاعران زیادی به تبعیت از او و با شدت و ضعف، راه او را دنبال کردند. از مقلّدانِ کمتر شناخته شده او خواجه مسعود قمی، صاحب مثنوی شمس و قمر و شاعر گمنام دیگری است که منظومه قمر شاه را به تقلیداز او سروده است. هدف این پژوهش آن است که این دو منظومه را از دیدگاه عناصر داستانی، به صورت تطبیقی، بررسی نماید. بدیهی است پژوهش مذکور از جهت بیان میزان قوّت و ضعف و بازشناسی این دو منظومه دارای اهمیت است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، 3114 بیت نسخه خطی قمرشاه و 2076 بیت مثنوی شمس و قمر از خواجه مسعود قمی را در برمی گیرد. در کل می توان از پژوهش حاضر چنین نتیجه گرفت: طرح و پیرنگ هر دو منظومه ساده، کلی و ابتدایی و زاویه دید، سوم شخص است. رویکرد مثنوی خواجه قمی، بزمی، رزمی و تعلیمی و قمرشاه، بزمی، رزمی و دینی است. رویکرد حماسی در هر دو منظومه، قوی تر و موفق تر از بخش غنایی است. منظومه قمرشاه از نظر شخصیت پردازی و صحنه پردازی در چارچوب زمان، مکان و محیط داستان قوی تر، اما منظومه شمس و قمر از نظر سرایش و سبک شاعری استوارتر است.
فنون بازنمایی باروک در هزارتوهای قلعه هاوارد بارکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی اشعار تعلیمیِ منسوب به امام رضا (ع) با اشعار تعلیمی سعدی شیرازی با رویکرد نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۱
50 - 84
حوزههای تخصصی:
امام رضا (ع) تجسّم زیباترین و والاترین نمودهای اخلاقی است. با بررسی اشعار ایشان پی می بریم شعر آن حضرت با حِکَم و مفاهیم تعلیمی و اخلاقی گره خورده است. در این میان، سعدی شیرازی که بوستان و گلستان او، آینه تمام نمای ادبیات تعلیمی در گستره شعر کهن پارسی است، مضامین اخلاقی تعلیمی بسیاری را در اشعار خود جای داده است. نکته تأمل برانگیز در مقایسه اشعار تعلیمی امام رضا (ع) با مضامین تعلیمی در سروده های سعدی، شباهت های بسیار میان این اشعار است؛ به گونه ای که گویی سعدی پس از چند قرن، پیام های اخلاقی آن حضرت را دوباره با الفاظی دیگر تکرار کرده است. نگارنده در این پژوهش می کوشد تا با استفاده از نظریه بینامتنیّت، ضمن برجسته کردن مضامین تربیتی و اخلاقی در اشعار امام رضا (ع)، به شباهت ها و اشتراکات اشعار تعلیمی سعدی با سروده های رضوی بپردازد و آن را در گذرگاه ادبیات تعلیمی بررسی و تحلیل کند. پژوهش برپایه روش تحلیلی توصیفی و براساسِ مکتب امریکایی در ادبیات تطبیقی است. همچنین در میان آثار سعدی، تمرکز بیشتر بر دو اثر گلستان و وستاناست که بارِ تعلیمی دارد. فرایند بینامتنی در این پژوهش بیانگر آن است که بیشترین شکلِ بینامتنیِ اشعار سروده های تعلیمی سعدی با اشعار تعلیمی رضوی، بینامتنیتِ امتصاص یا همان نفی متوازی است که سعدی در آن، معانی و مفاهیمِ اشعار آن امام (ع) را در موضوعاتِ مختلفِ تعلیمی و اخلاقی، به شیوه های مختلف بیان کرده است.
بررسی اسامی غیربومی («دیگری») قهرمانان در ادبیات روسی و فارسی (بر اساس آثار چخوف، ن.گومیلیوف، علوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱شماره ۲۶
327 - 352
حوزههای تخصصی:
نام بخشی از هویت انسان است که تحت تأثیر عوامل گوناگون برای نوزاد انتخاب می شود و معمولاً انتخاب نام در بدو تولد و یا قبل از آن توسط دیگران انجام می گیرد. ولی در آثار ادبی، نویسنده به اختیار خود و بر اساس موضوعی که در اثر به آن می پردازد، برای قهرمان داستانش نامی را برمی گزیند. بررسی اسامی قهرمانان به ما کمک می کند تا درک بهتر و عمیق تری از اثر داشته باشیم. گاهی در آثار ادبی شاهد انتخاب اسامی غیربومی برای تعدادی از قهرمانان توسط نویسنده هستیم که دلایل آن می تواند متعدد باشد. بعد از تحولات سال 1320 در ایران، جامعه روشنفکر شدیداً در پی جریانات سیاسی و اجتماعی زیر هجوم ترجمه های غربی و از جلمه روسی قرار داشت، نویسندگان گاهی به تأسی از الگوهای مورد علاقه، برای قهرمانان خود نام غیربومی انتخاب می کردند، به ویژه نویسندگانی که در خارج از کشور نیز مدتی سکونت داشته اند. برای نمونه می توان به اسامی غیربومی قهرمانان (کاتوشکا، مارفینکا، مارگریتا) در آثار بزرگ علوی اشاره کرد. این اتفاق در ادبیات روسی هم می افتد. نیکالای گومیلیوف نویسنده و شاعر سده بیستم نیز به دلیل سفرهایش به ممالک شرقی و آشنایی با عرفان و شاعران ایران زمین، آثاری خلق کرد که در آنها به قهرمانان خود نام غیربومی (حافظ، درویش، پری) داده است. با بررسی اسامی در برخی آثار روسی و فارسی به این نتیجه می رسیم که نویسندگان روسی و ایرانی تحت تأثیر عواملی برای قهرمانان خود نام غیربومی انتخاب کرده اند که تأثیرگذارترین آن جریانات سیاسی و اجتماعی، آشنایی نویسنده با آثار ادبی سایر ملل، حضورش در ممالک دیگر، ....
تطبیق منابع معرفت از دیدگاه مولوی و دیوید هیوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی و شخصیت شاطر عبّاس صبوحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۰
71 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران، گاه نسبت به غیاب شاطر عباس صبوحی از تاریخ های ادبیات دوره قاجاریه، ایراد روا داشته اند و حتی این غیاب را یک نوع سانسور انگاشته اند. بااین حال، بی گمان فقدان اسناد معتبر در باره زندگی او و ورود پرشمار شعرهای غیرصحیح الانتساب به مجموعه شعرهای وی، باعث این غیاب بوده است. تذکره شعرای معاصرین دارالایمان قم که طی دوره جوانی شاطر عباس تألیف شده است، با آوردن چکیده احوال و نمونه اشعار صبوحی تا حدی این ایراد را رفع می کند. در مقاله حاضر بر اساس این تذکره به واکاوی زندگی و شخصیت صبوحی پرداخته ایم. این مقاله با روش تحلیلی و تاریخی پیش رفته است و نتیجه آن نشان می دهد که صبوحی(1257-1315ق)، متولد در قم و متوطن و متوفی در تهران عصر ناصری، یک شاعر مردمی خوش قریحه با تعارض های درونی میان «کم سوادی و اطلاع»، «تجرّد و عشق» و در برهه ای حتی «پریشان حالی و فراآگاهی» بوده است و همه این تعارض ها به تعارض درونی اصلی وی، یعنی «عام بودن اجتماعی و خاص بودن فردی» بازمی گردند. همین تعارض، موجبات شهرت و محبوبیت او را میان عام و خاص فراهم آورده است و این دو طبقه، از زندگی وی روایات متناقضی هماهنگ با روحیاتشان به دست داده اند، تا جایی که مطابق موارد مشابه، گاه در این باره داستان پردازی ها و افسانه سازی ها صورت گرفته است.
آوای خوش و بازتاب آن در ادب فارسی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
113 - 139
حوزههای تخصصی:
با توجّه به شواهد فراوان در متون منظوم و منثورادب فارسی، می توان گفت که تمامی پدید آوردندگان آثارادبی، جلوه هایی زیبا وماندگاری از قرآن کریم ومعارف بلند آن را انعکاس داده اند، و برخی ازآنان، عمرخود را وقف خدمت به مکتب قرآن کرده و در این راه ازهیچ کوششی دریغ نورزیده اند. تأکید رسول اکرم (ص) در باره فضیلت آوای خوش (صورت حَسَن) و احادیثی که از آن حضرت نقل شده، سبب گردید، تا توجّه برخی از شاع ران و نویسندگان ایران زمین ، به ویژه عرفا و صوفیه به این بخش معطوف گردد. در مجموع دو دیدگاه کلّی درباره تلاوت قرآن کریم درادب فارسی شایع است: یکی آنکه تلاوت حَسَن در متون منظوم و منثور مورد ستایش قرار گرفت، و داستان ها و روایات فراوانی در تأیید آن نقل گردید. دیگرآنکه برخی از شعرا و نویسندگان، نظیرسنایی، سعدی و جامی علاوه بر تأیید و تأکید دیدگاه نخستین، بیشتربا نظر انتقادی و اصلاحی، قاریان بی کردار و ناخوش آواز را مورد سرزنش و ملامت قرار داده اند، و گاهی با چاشنی طنز و مطایبه، نکات ارزشمندی را جهت تعلیم و اندرز یادآور شده اند. در این مقاله سعی شده تا هر دو دیدگاه مورد نقد و تجزیه وتحلیل قرار گیرد.
تیپ دختر پوستین پوش در فهرست آرنه- تامپسون و بررسی روایت های ایرانی و عربی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال دهم خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۴۴
142-103
حوزههای تخصصی:
«دختر پوستین پوش» نام تیپی است که در آن دختری از آزار پدر می گریزد . او برای گریز راهِ چاره ای می جوید و چاره را در پوستینی می یابد که از سر تا به پایش را بپوشاند. این تیپ که در فهرست آرنه تامپسون با شماره 510B کلاسه شده و «پوست الاغ» نام دارد در طبقه بندی قصه های ایرانی «خاکسترنشین» و در طبقه بندی قصه های عربی «پیراهنی مانند آفتاب، پیراهنی مانند ماه و پیراهنی مانند ستارگان» نام دارد. از آنجا که تیپ یادشده چندان میان پژوهشگران ادبیات مردمی ایران زمین شناخته شده نیست جستار پیش رو می کوشد آن را شناسانده و افزون براین با بهره گیری از مجموعه آثاری که در آن قصه های مردمیِ ایران و نیز سرزمین های مصر، عربستان، مراکش، سودان، فلسطین، عراق و اردن گرد آمده، روایت های ایرانی و عربی اش را بررسد تا دریابد این روایت ها را به چند دسته می توان تقسیم کرد. بررسی های انجام گرفته نشان می دهد که برمبنای راه چاره دختر برای گریز از خان ومان پدری می توان روایت های این تیپ را به سه دسته تقسیم کرد: 1. 510B . دختر پنهان شده در شیء؛ 2. 510B . دختر پوستین پوش/آدمک چوبی؛ 3. 510B . دختر و برادرش. علاوه براین پژوهش حاضر با تکیه بر الگوی فرامتنی پراپ درپی یافتن باورها و آیین های سازنده «دختر پوستین پوش» است . اسطوره و آیین های یافت شده در کیش زروان و مزداپرستی را می توان خاستگاهی برای این تیپ در قصه های ایرانی دانست، چراکه از آمیزش اهورامزدا با مادر، خواهر و دختر خود یاد کرده و «خویدوده» را کنشی آیینی و سپند می داند.
بایسته های شعر و شاعری در نگاه شاعران داستان سرا
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال اول زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳
87 - 105
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی به عنوان دست مایه ای برای ورود به دنیای شعر و شاعری و شناخت شعر و درک غثّ و ثمین آن از دیرباز در فرهنگ اسلامی ایرانی مطرح بوده است. این مبحث که از یک سو در فرهنگ غنی ایرانی و از سوی دیگر در معارف اسلامی ریشه دارد، در پی آن است که شاعران را از ابتدای ورود به عالم شعر دستگیری کند، پا به پای آنان پیش رود و شعر آنان را به درجات عالی رسانده، جاودانه سازد. شاعران داستان سرا به عنوان پدیدآورندگان یکی از انواع فاخر ادبی، خود دارای نظریه ای هماهنگ و همسان در نقد شعر هستند که این نظریه از لابه لای اشعار آنان به خوبی قابل استخراج است. در این پژوهش کوشیده ایم نگاه این شاعران را به شعر و شاعری و بایدها و نبایدهای آن بررسی کنیم. معیارهای شعر خوب، لزوم راستگویی، نقش تجربه ی عاشقانه در داستان سرایی، کمال صورت و معنا، رعایت اعتدال و توصیه به کم گفتن از جمله مباحثی است که در این جستار مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتیجه ی این پژوهش، ما را به این نکته واقف می سازد که این دسته از شاعران، از موهبت نظریه و نقد ادبی بهره مند بوده اند و سنّت داستان سرایی فارسی در رهگذر این آرا، کمابیش توانسته است در مسیری که درستی آن مورد اجماع و اتّفاق منتقدان ادبی است، حرکت کند.
پیشینه، سیر دگرگونی و کاربرد یک ضرب المثل: «مثل چنبر دف حلقه به گوش»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۱ خرداد و تیر ۱۴۰۲ شماره ۵۰
۱۷۳-۱۳۹
حوزههای تخصصی:
یکی از نمودهای هر فرهنگی ادبیات عامیانه آن است و یکی از کهن ترین نمونه های ادبیات عامیانه، مَثل است. مَثل ها دربردارنده تفکرات، جهان بینی و آداب ورسوم هرقوم و ملتی هستند. ریشه پیدایش آنان به طور قطع معلوم نیست، اما مردمان در طول زمان مَثَلی را که محصول یک واقعه، افسانه، اسطوره، شعر و... است برمی گزینند و مطابق با ذوق و پسند خود آن را دگرگون می سازند. «مثل چنبر دف حلقه به گوش» از ضرب المَثل هایی است که در کتاب های مربوط به امثال ضبط شده و در این پژوهش به دنبال پیشینه، سیر دگرگونی و کاربرد آن هستیم. با روش توصیفی تحلیلی و کاربست مطالعات کتابخانه ای ابتدا زمینه های پیدایش مَثل را بررسی کردیم و سپس پیشینه آن را کاویدیم و پس از آن سیر کاربردش را در متون گوناگون تا عصر حاضر جست وجوکردیم و درنهایت دریافتیم که پیشینه این مَثل حداقل به سده ششم هجری بازمی گردد و در متون شعر بروز یافته است. گمان است که تا سده ششم مَثَلی رایج بوده که به شعر شاعران این سده وارد شده و یا از شعر شاعران این دوره خصوصاً خاقانی شروانی به ادبیات عامیانه آمده و غالباً بر مضمون بنده و خدوم بودن دف، در جایگاه لفظ مستعار تکیه داشته و رفته رفته با دگردیسی شرایط اجتماعی در عصر حاضر و تغییر نگاه عمومی نسبت به موسیقی و ساز دف به سوی ورافتادگی پیش رفته است.
تشبیه و استعاره بر پایه ابزار آلات جنگی در غزلیات سعدی
حوزههای تخصصی:
حوزه های گفتمانی در حکایت «عاشق منافق» در حدیقهالحقیقه سنایی با تکیه بر نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۸
248 - 265
حوزههای تخصصی:
با بسط و گسترش زبان شناسی در حوزه ادبیات در جهان، مبحث گفتمان نیز به همان اندازه رشد کرد. تا آنجا که در این عرصه، نظریه پردازانی نظیر فرکلاف، پنی کوک، فاولر، وندایک و لاکلا و موف رویکردهای خود را در این حوزه مطرح کردند. از میان اینان ارنستو لاکلا و شانتال موف کسانی بودند که نظریه گفتمانی خود را با رویکردی پساساختارگرایانه و در حوزه سیاست در کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی با بسط معنایی متشکل از مجموعه از مفاهیم و ایجاد ساختاری نظام مند مطرح کردند. این مقاله باهدف بررسی میدان های گفتمانی و تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد لاکلا و موف، حکایت عاشق منافق از باب پنجم کتاب حدیقهالحقیقه سنایی، قصد دارد تا با شناسایی دال های مرکزی و مفصل بندی عناصر در متن به عملکرد گفتمانی سنایی در چگونگی کاربرد کنش های کلامی وی در حکایت دست یابد. روش تحلیل در این مقاله به صورت تحلیلی و توصیفی است و در پایان به این نتیجه رسیده است که سنایی با برجسته سازی وقته ها و معنا بخشیدن تازه به آن ها، دال مرکزی عاشق منافق را به دلیل رابطه نزدیک با جریان حاکم زمان خود به حاشیه رانده است تا استیلا و هژمونی قدرت مقابل تضعیف شود.
مقایسه هوش هیجانی و یادگیری زبان فارسی (خواندن و نوشتن) بین فارسی آموزان دانشگاه مجازی جامعه المصطفی قم و دانشگاه حضوری علوم پزشکی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزش زبان فارسی سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۶شماره ۴
117 - 139
حوزههای تخصصی:
اخیرا تحقیقات متعددی بر روی هوش صورت گرفته است. یکی از حوزه های جدید که توجه محققان را به خود جلب کرده، هوش هیجانی است. هوش هیجانی تأثیرات بسیاری بر روی کار، تحصیل، آموزش، یادگیری و زندگی افراد دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، در این مقاله، رابطه هوش هیجانی افراد فارسی آموز دانشگاه مجازی جامعه المصطفی قم و دانشگاه علوم پزشکی تهران که به صورت حضوری فارسی را آموخته اند، بررسی و مقایسه شده است. بدین منظور، از 52 دانشجوی فارسی آموز سطح پیشرفته از ملیت های مختلف و از دانشگاه های مجازی و حضوری خواسته شد به پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ پاسخ دهند. همچنین، از آنها آزمون مهارت نوشتن و خواندن گرفته شد. سپس، t مستقل نمرات هوش هیجانی آنها با هر دو مهارت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که هیچ تفاوتی در یادگیری زبان فارسی در بین دانشگاه های مجازی و حضوری وجود ندارد و هر دو به یک میزان یاد می گیرند. در پایان نتایج مورد بحث و بررسی قرارگرفته است.
پیشنهاد تصحیح قیاسی چند واژه در عتبه الکتبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۱
133 - 155
حوزههای تخصصی:
«روش قیاسی» از دشوارترین شیوه های تصحیح متون است که بیشتر برای آثاری که یک نسخه خطی از آن ها یافت شده است به کار می رود. یکی از آثار منشیانه ادبیات فارسی که تاکنون دو بار به این شیوه تصحیح شده، کتاب «عتبهالکتبه» اثر منتجب الدین بدیع جوینی است. بررسی عتبهالکتبه نشان می دهد که برخی واژه ها با ضبط های نادرست در متن این کتاب وجود دارد که از چشم مصححان محترم پنهان مانده است. در این مقاله، پانزده مورد از این ضبط های نادرست استخراج و صورت صحیح آن ها پیشنهاد شده است. روش کار در این پژوهش بر تصحیح این واژه ها و پیشنهاد ضبط اصیل و مناسب آن ها به شیوه قیاسی و با استناد به قرائن و شواهد موضوعی و زبانی از متن کتاب عتبه الکتبه و متون دیگر استوار است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که اغلب این ضبط های نادرست از نوع تحریف و تصحیف است که در اثر تصرف کاتبان و بدخوانی مصححان به کتاب عتبه الکتبه راه یافته است.