فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
213 - 230
حوزههای تخصصی:
ایران و هند دارای تاریخ و فرهنگی غنی در زمینه دوخت های سنتی هستند. این دو سرزمین در ادوار مختلف تاریخی با هم ارتباطاتی داشته و این موضوع باعث تأثیرپذیری آن ها از هم در هنرهای مختلف ازجمله گلدوزی شده است. شناسایی زری دوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچستان، دسته بندی نقوش، نحوه ترکیب بندی طرح ها، معرفی انواع تکنیک های دوخت و تأثیرپذیری فرهنگی این دو سرزمین در زمینه تزئینات پوشاک، از اهداف این پژوهش هستند. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تاریخی و تطبیقی درپی پاسخ به این پرسش هاست که برای تزئین لباس های تزئین شده هند و بنارسی دوزی های بلوچستان از چه تکنیک هایی استفاده شده است؟ ترکیب بندی نقوش در این رودوزی ها به چه صورت است؟ بین نقوش تزئینی کارشده روی این لباس ها چه اشتراکات و افتراقاتی موجود است؟ همچنین اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 8 نمونه از لباس های بانوان بلوچ و هند با رودوزی های لاکنو، دهلی، بنارس، گجرات هند، چابهار و کراچی بلوچستان است. نتایج نشانگر آن است که در این دو سرزمین، اشتراکات بسیاری در نقوش، تکنیک های دوخت، نحوه نقش پردازی و اجرای نقوش و همچنین مواد اولیه برای تزئین لباس بانوان وجود دارد. نقوش در هند در اکثر موارد دارای فلسفه و مفهوم اجتماعی، تاریخی، اعتقادی و اسطوره ای است؛ درحالی که در پوشاک بلوچستان، تزئینات فقط جنبه زیبایی داشته و مفهوم خاصی را حمل نمی کنند. نقوش هندسی و گیاهی، بالاترین کاربرد را در بلوچستان داشته؛ اما در هند علاوه بر آن، نقوش حیوانی و انسانی هم رایج است.
فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.
بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 41
حوزههای تخصصی:
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
169 - 202
حوزههای تخصصی:
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
بررسی رمزگان هرمنوتیک منظومه خسرو و شیرین نظامی و تحلیل روابط پیچیده شخصیت های داستان بر مبنای نظریه ی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
91 - 135
حوزههای تخصصی:
زبان به طور عام و ادبیّات به طور خاص، می تواند در قالب مجموعه ای وسیع از معانی و نشانه ها، به عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال آزادانه افکار و نیز خلق و کشف مفاهیم جدید، مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با بهره جستن از نشانه شناسی ساختارگرایانه و به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، تلاش کرده است تا لایه های زیرین معناشناسی منظومه خسرو و شیرین نظامی را با استفاده از تعریف ده مرحله ای رمزگان هرمنوتیکی رولان بارت، مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش آشکارسازی روابط و تعاملات نهان میان شخصیّت ها و ارائه خوانشی جدید، امّا مستند به ابیات این اثر است. تحلیل های این متن، نشان داد که نظامی با دقّت و زیرکی، داستانی عاشقانه را با ساختاری پیچیده از رمزگان ادبی در اثر خود پی ریزی کرده است. شخصیّت های داستان، به ویژه خسرو و شیرین، در این تحلیل از بر اساس دیدگاه بارت، مورد بررسی قرار گرفته است و یافته ها نشان می دهد برخلاف تصوّر که خسرو به عنوان عاشقی دل سوخته شناخته نمی شود، در حقیقت رمز اصلی داستان بوده است. شاپور در ابتدا به عشق شیرین مبتلا بوده، ولی به سرعت به نیّت نهان اولیه خود بازگشت و با تمام ذکاوت و فریبکاری، تلاش کرد تا از پس وصال خسرو و شیرین به نقشه خود که رسیدن از غلامی به پادشاهی بود، دست یابد. در نتیجه، نظامی با استفاده از رمزگان معنایی، نه فقط در پی روایت یک داستان عاشقانه، بلکه در تلاش برای برقراری لایه های معنایی پیچیده و پرمحتوا در متن خود بوده است.
بررسی جایگاه پند و نصیحت در تمثیل «گبر و مرغ »سنایی غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سنایی یکی از شاعران عارف است که با بهره گیری از تمثیل، مضامین سنگین عرفانی را با زبانی ساده و گویا به مخاطبانش ارائه می دهد، در واقع تمثیل یکی از گونه های مهم ادبی است که شاعران عارف بدان رغبت ویژه نشان داده اند. ارزش و قابلیت های تمثیل در بیان یک یا چند مفهوم عرفانی یا اخلافی است، سنایی گاه مباحث تمثیلی را از خلال حکایت ها و تمثیل های گوناگون بیان می کند و این اهمیت و قابلیت تمثیل است که برای بیان یک یا چند مفهوم عالی و عرفانی یا اخلافی گنجایش دارد و به همین علت شاعران آن را در قالب مثنوی درآورده اند، در این راستاتمثیل گبر و مرغ یکی از حکایت هایی است که سنایی در آن علاوه بر قصه و داستان پردازی مفاهیم اخلاقی و تربیتی را نیز مدنظر دارد، در واقع حدیقه سنایی به عنوان اولین منظومه تعلیمی عرفانی شناخته می شود که تمثیل های فراوانی پر از پند و نصیحت دارد و چه بهتر که در دل دوست به هر حیله رهی کنیم از این روست که شاعران عارف ما با بهره گیری هوشمندانه از تمثیل به نوعی خواسته اند در دل مخاطبان خود جای بازکرده و به اهداف تربیتی خود نزدیک شوند، اصولاً، طبع آدمی با تمثیل و قصه پردازی موافقت و سازگاریِ فطری و ذاتی دارد. اما این پژوهش آن است که با روش توصیفی – تحلیلی و گرد اوری کتابخانه ای به تبین تمثیل «گبر و مرغ» سنایی و بیان نقش هدایتگری و ارشادی آن در این حکایت از حدیقه می پردازد.
بررسی جلوه ها و مضامین تمثیلی زندگی خوب براساس دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
101 - 112
حوزههای تخصصی:
تمثیل ها، سخنان موجز و لطیف و با محتوای بسیار عمیق هستند که در بافت آن ها عصاره تجربیات بشری به صورت فشرده نهفته شده است. بنابراین تمثیل ها، نمونه های بارز «خَیْرُ الکلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ»، «لفظِ اندک و معنیِ بسیار» به شمار می آیند. شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی برای بیان اهداف خود بهره برده اند. سعدی شیرازی نیز با استفاده از تمثیل سعی در انتقال پیام به مخاطب دارد. هدف پژوهش این است که با دقت تمام به بررسی جلوه های تمثیلی زندگی خوب از دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی پرداخته شود. این مقاله به شیوه کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به شیوه توصیفی-تحلیلی در بوستان و گلستان سعدی صورت گرفته است و تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که جلوه های زندگی خوب از دیدگاه سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی چه نقش و جایگاه تمثیلی نمادینی دارد؟ نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به نظریه سلیگمن و فضایل او، رویکرد سعدی در اصلاح جامعه مبتنی بر همدلی و یاری رسانی به هم دیگر است که با استفاده از آرایه تمثیل آن ها را بیان کرده است. شخصیت های داستان های او جملگی مثبت نگر، امیدوار به آینده، با روحیه، شاد، مشتاق به زندگی، سعادتمند و خشنود هستند.
بازتاب تمثیلی «ماه» در اشعار فارسی سده ششم تا هشتم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع ادبی در حوزه ادبیات تمثیل است که از تخیل قوی یک نویسنده یا شاعر برای بیان افکار و عقاید وی نشأت می گیرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تمثیل در اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی است که به شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای انجام شده است. در این مقاله توصیفی با واکاوی اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی به جست و جوی انواع تمثیل روایی و توصیفی در این اثر پرداخته و چگونگی کاربرد و انواع هریک از تمثیل های به کار رفته در آن را بیان می کنیم. در این مقاله با استفاده از شیوه تحلیلی - توصیفی، تشبیه تمثیلی، استعاره تمثیلی، تمثیل طبیعی در دیوان شاعران در بوته نقد قرار می گیرد، بنابراین ابتدا تمثیل از دیدگاه صاحب نظران به صورت اجمال بیان می شود و سپس انواع آن در شعر شاعران بررسی می گردد. بررسی در این اثر نشان می دهد که این شاعران تمثیل را نه تنها جهت محسوس کردن موضوعاتی ذهنی استفاده کرده است تا این موضوع ها را به صورت ملموس تر بیان کند.
زیبایی شناسی اضطراب: اکفراسیس و جدال وجودی در بوف کور صادق هدایت از منظر فلسفه هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رمان بوف کور اثر صادق هدایت، به عنوان یکی از شاخص ترین آثار مدرنیسم ادبیات فارسی، به طور عمیق به بحران های وجودی انسان مدرن می پردازد. این مقاله با بهره گیری از دیدگاه فلسفی مارتین هایدگر، تکنیک اکفراسیس در این رمان را تحلیل کرده است و نشان می دهد که چگونه هدایت از این ابزار برای بازنمایی اضطراب وجودی، بیگانگی و مرگ بهره گرفته است. مفاهیمی چون دازاین، هستی برای مرگ و زمانمندی در این اثر به طور ضمنی از فلسفه هایدگر الهام گرفته و در قالب توصیفات بصری و حسی تجسم یافته اند. تحلیل صحنه های کلیدی اکفراسیس در رمان نشان می دهد که هدایت، با استفاده از توصیفات دقیق و تصاویر چندحسی، بحران های فلسفی و روان شناختی شخصیت اصلی را به نمایش می گذارد. از پرده گلدوزی شده و سایه های بی سر گرفته تا خانه مه آلود و نقاشی زن مرده، هدایت پیوندی میان زیبایی شناسی ادبی و مفاهیم فلسفه وجودی برقرار کرده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، جایگاه بوف کور را به عنوان اثری فلسفی در ادبیات مدرنیستی ایران برجسته ساخته و ارتباط آن را با جریان های جهانی وجودگرایی آشکار می سازد.
کارکردِ عشق در شعر ابن رومی و صائب تبریزی براساس نظریه روان درمانگریِ اگزیستانسیال اروین یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
25 - 46
حوزههای تخصصی:
نقد روان شناسی و روانکاوی در دوره معاصر، تحت تأثیر گسترش روز افزون نقد ادبی و مطالعات میان رشته ای، بخش وسیعی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده و با توجه به رابطه تنگاتنگ ادبیات با روانشناسی از نظر بازتاب هیجانات، احساسات و عوامل روحی و فردی این رویکرد، توجّه ویژه ای به آن شد. در میان موضوعات روانکاوی، مضمون عشق و تبیین ابعاد و هویّت این پدیده بنیادین بشری، از اهمیّت بسزایی برخوردار است و می توان جهان بینی های شاعران درباره این موضوع را با بررسی این اشعار سنجید. مفهوم عشق یکی از مسائل مورد بحث در روان درمانگری اگزیستانسال است. این مفهوم را به دلیل تعارضات و کشمکش هایی که ایجاد می کند و پویایی که از آن برخوردار است، می توان در اشعار و اندیشه شاعران از طرق نظریه «اروین یالوم» بررسی کرد. براین اساس پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی و مکتب آمریکایی درصدد بررسی عشق در شعر صائب تبریزی و ابن رومی بر اساس نظریه اروین یالوم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که صائب و ابن رومی، عشق را توأم با مسأله تنهایی مطرح کرده و آن را زمینه ای برای برون رفت از حالت تنهایی اگزیستانسیال مطرح کرده اند. با این حال، شعر صائب بیشتر جنبه عرفانی و تعارضات الهی عشق و شعر ابن رومی بیشتر جنبه دنیوی و تعارضات مادی عشق را بیان کرده است.
برهم کنش درون نوشتاریِ لوگوتایپِ عنوان در طرح جلد رمان های نوجوان، براساس نظریه ی اسکات-نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«لوگوتایپ» نشانه ای نوشتاری است که هم وجه خوانداری (مفهومی زبان شناختی) دارد و هم دیداری (مفهومی زیبایی شناختی). عناوین کتاب های کودک و نوجوان به خاطر تایپوگرافی های خاص و خلاقانه شان از مصادیق لوگوتایپ به شمار می آیند. لوگوتایپِ عنوان از طریق برهم کنش های برون نوشتاری و درون نوشتاری در مفهوم سازی طرح روی جلد مشارکت می کند. برهم کنش درون نوشتاری عبارت است از تعامل وجه خوانداری با وجه دیداری عنوان (وجه تایپوگرافیک آن) و برهم کنش برون نوشتاری عبارت است از تعامل عنوان اصلی با تصویر و سایر نوشته های روی جلد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تعامل درون نوشتاریِ صورتِ تایپوگرافیک با مفهوم زبان شناختی عنوان است. پژوهش پیش ِ رو به این پرسش پاسخ می دهد که برهم کنشِ وجوه خوانداری و دیداریِ عنوان، چگونه طرح روی جلد را مفهوم سازی می کند؟ داده ها به روش هدفمند انتخاب شده اند و نمونه ی آماری این پژوهش شامل 27 عنوان از رمان های نوجوان است که هم لوگوتایپِ عنوانشان فارسی است و هم اینکه در بازه ی سال های 1387 تا 1402 انتشار یا بازنشر یافته اند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفیِ جهت دار و رهیافت پژوهش مبتنی بر نظریه ی برهم کنش متن و تصویر اسکات و نیکولایوا است. نوآوری پژوهش حاضر در این است که نظریه پردازان مذکور به تعامل نوشتار با ابژه ی فرا نوشتاریِ تصویر توجه کرده اند، ولی پژوهش حاضر با تعمیم روش دسته بندی ایشان به تعامل درون نوشتاری توجه می کند. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل نقش آفرین در نحوه ی ارتباط خواننده ی نوجوان با عنوان کتاب، نوع تعاملی است که بین دو وجه تایپوگرافیک و زبان شناختی عنوان حاکم است.
تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
257 - 302
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.
آسیب شناسی نگارش دانشگاهی؛ مطالعه موردی بررسی شیوه نامه های نشریات علمی - پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
87 - 107
حوزههای تخصصی:
نگارش علمی یکی از انواع نگارش است که برای تولید محتوای علمی، ثبت اندیشه ها و آموزش دانش به مخاطبان خاص مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از انواع این شیوه از نگارش ، مقاله است که برای چاپ آنها در نشریات علمی پژوهشی، شیوه نامه های خاص وجود دارد. غالب شیوه نامه ها، کاستیهای نگارشی، ساختاری، محتوایی و روش شناختی دارد. هدف اصلی این پژوهش، که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، آسیب شناسی شیوه نامه های نشریات علمی پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی و ارائه یک شیوه نامه مطلوب است. با بررسی ده شیوه نامه منتخب و انطباقشان با شیوه نامه مطلوب، که بر آمده از منابع علمی است، این نتیجه به دست آمد که غالب شیوه نامه ها در بخشهای مختلف صوری، ساختاری ، محتوایی، نگارشی و روش شناختی ابهام و کاستی دارد. شیوه نامه معیار ارائه شده در این پژوهش، می تواند الگوی مناسبی برای اصلاح شیوه نامه های نشریات حوزه زبان و ادبیات فارسی باشد.
Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
45 - 56
حوزههای تخصصی:
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
Autobiographique, Maghrébin, D’expression(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
159 - 174
حوزههای تخصصی:
Parce qu’il est une œuvre qui « exclut l’unitextualité », Jacques le fataliste et son maître est un roman parodique, un roman qui, au cours de sa genèse, mentionne, explicitement ou implicitement, d’autres romans. Bien évidemment, le long de son fonctionnement, la parodie est une sorte de reformulation qui dévalorise, pour des raisons bien déterminées, un texte dont elle imite la structure ou la forme. Pour un lecteur avisé, le lien de ce roman de Diderot avec d’autres textes, tels que le roman picaresque, le roman sentimental, le roman pastoral, le roman exotique, Don Quichotte, Tristram Shandy, etc., est facile à repérer, mais demande à être étudié davantage, comme étant un aspect précis de la reformulation paridique, pour en préciser le fonctionnement et les enjeux. L’objectif de cet article consiste, en fait, à étudier le processus de la reformulation ironique dans ce roman de Diderot et d’en préciser les objectifs.
زبان تمثیل؛ زبان همدلی (تحلیل منطقی سیر زبان تمثیلی به زبان همدلی در عرفان با تکیه بر مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
227 - 254
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی سعی وافر دارد تا با ایجاد زبان همدلی لطایف عرفانی را برای همگان آسان نماید؛ از این رو زبان و قالب تمثیل را به عنوان زبان همدلی انتخاب می کند. اینکه زبان تمثیلی موجد همدلی است؛ ثبوتاً ممکن است؛ امّا اثباتاً نیازمند تشریح و تبیین منطقی است؛ بنابراین در این مقاله سعی وافر شده است؛ به روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای تعقّلی – منطقی این امر به خوبی اثبات شود. اثبات این امر طی ده توالی و فرایند منطقی به صورت دقیق صورت گرفته است. و چنین نتیجه گرفته شد که مولانا با توجه به این فرایند دقیق عقلی توانسته است؛ زبان تمثیلی را به زبان همدلی که زبان عرفانی است؛ تبدیل نماید. و در نتیجه در مخاطبان خود همزبانی و هم سرایی ایجاد نماید. این ده فرایند به ترتیب عبارت اند از: 1. تعقّل 2. تخیّل عقلانی 3. شکل بندی 4. معناگرایی 5. زیبایی آفرینی 6. اقناع 7. پاکسازی 8. همدلی 9. هم زبانی 10. هم سرایی.
بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
اوملکی یا ارملکی؟ بررسی تصحیف و تحریفی در «تاریخ گزیده» تصحیحِ عبدالحسین نوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
28-49
حوزههای تخصصی:
تصحیح عبدالحسین نوائی از تاریخ گزیده ، با وجود اعتبار و ارجاعات فراوان، هنوز شامل ضبط هایی است که به نظر می رسد تصحیف شده و درک صحیح متن را مختل کرده اند. تنوع نام های طوایف و قبایل در این اثر سبب شده است برخی از آن ها به اشتباه خوانده شوند و از نگاه مصححان پنهان بمانند. یکی از موارد مهم، تصحیف واژه «ارملکی» به جای «اوملکی» است که ابهاماتی در شناسایی طایفه «عبدالملکی» ایجاد کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چرا و چگونه نام طایفه عبدالملکی به صورت «ارملکی» در نسخه نوائی ثبت شده و چرا اصلاح آن به «اوملکی» منطقی تر به نظر می رسد. این مطالعه با هدف اثبات ضبط صحیح «اوملکی» و تحلیل تغییرات زبانی نام های طوایف در نسخه های مختلف، به بررسی دلایل احتمالی تصحیف و تأثیر آن بر درک تاریخ فرهنگی و قومی می پردازد. روش تحقیق شامل مطالعات تطبیقی، بررسی متون تاریخی و تحلیل محتوایی است که در آن نسخه های مختلف تاریخ گزیده گردآوری و با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که تغییر ضبط نام «اوملکی» به «ارملکی» ناشی از خطاهای نسخه برداری است و این اشتباه می تواند به تفاسیر نادرست از هویت های قومی منجر شود. بررسی ها نشان می دهند که ضبط «اوملکی» در نسخه های «ر» و «م» دقیق تر و معتبرتر بوده و این پژوهش بر اهمیت دقت در ضبط نام های طوایف تأکید کرده و پیشنهاداتی برای ثبت صحیح آن ها در متون تاریخی ارائه می دهد.
کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
51 - 74
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو، مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.