ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۶۱.

تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۶۶
مطالعه حاضر با روش ترکیبی با ترکیب رویکرد تجربی (در گردآوری داده ها) و توصیفی تحلیلی (در تحلیل داده ها)، به تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی می پردازد. بدین منظور، در بخش تجربی، غزلی منتخب از سعدی به چهار ربات هوشمند «گروک 3»، «چت جی پی تی»، «جمینای» و «دیپ سیک» داده شده است. در بخش تحلیلی، پاسخ های این مدل ها بررسی، مقایسه و ارزیابی شده است تا همراه با تبیین راهکارهای «سهل ممتنع»سرایی سعدی از دیدگاه هوش مصنوعی، ظرفیت های تحلیلی این ابزارهای هوشمند در مطالعات ادبی نیز سنجیده شود. نتایج این جستار نشان می دهد که هر چهار هوش مصنوعی، در تعریف و تبیین مفهوم سهل ممتنع موفق عمل کرده است. مؤلفه های اصلی سهل ممتنع در غزل سعدی را عبارت دانسته اند از: سادگی زبان، عمق معنا، تصویرسازی، موسیقی، ایجاز، ایهام و جهان شمولی. همچنین هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان، تحلیل دقیق نقش حروف اضافه، ارزیابی تأثیر وزن و قافیه، درک تضادهای معنایی و... نشان می دهد که «سهل ممتنع» در شعر سعدی نه تنها به دلیل استفاده از زبانی ساده و روان که به سبب وجود شبکه ای پیچیده از روابط معنایی، آرایه های ادبی ظریف و تجربه ای عمیق از عشق و حالات انسانی شکل گرفته است.
۶۲.

Unearthing Colonial Wounds: Tracing the Impacts of Trauma on Indian Identity in Kiran Desai’s The Inheritance of Loss(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۴
The impact of colonization on identity construction has emerged as a critical area of inquiry, particularly among postcolonial writers, novelists, and theorists. This paper investigates the psychological and cultural ramifications of colonial domination on the identity formation of colonized individuals, with particular emphasis on experiences of alienation and identity loss. Kiran Desai’s novel The Inheritance of Loss (2006) is analyzed through the theoretical frameworks of Stuart Hall’s concept of cultural identity and Frantz Fanon’s exploration of colonial trauma and its effects on subjectivity. This study contends that colonization fundamentally disrupts the continuity of cultural identity and induces a condition of psychological fragmentation, resulting in enduring displacement, alienation, and a decentered sense of self among the colonized. The findings demonstrate that in The Inheritance of Loss, colonial trauma manifests through internalized cultural inferiority, linguistic alienation, and intergenerational identity rupture, particularly visible in the judge’s self-erasure and Biju’s diasporic disillusionment. These experiences reveal a uniquely postcolonial condition of fractured identity, marked by alienation, double displacement, and a decentered sense of self rooted in the enduring psychological legacies of colonial domination.
۶۳.

روابط فرهنگی و برهم کنش های تمدن های هیرمند و سند در هزاره سوم ق.م. با تأکید بر سفال و مُهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۲۸
مطالعات باستان شناسی ای که درطی قرن بیستم در دو حوزه تمدن هیرمند و سند انجام شده، مواد همگون و همسانی را آشکار ساخته که حکایت از روابط فرهنگی میان شرق فلات ایران و شبه قاره هند در عصر مفرغ دارد. جستار حاضر به بررسی برهم کنش های میان این دو حوزه فرهنگی، از دیدگاه باستان شناسی می پردازد و تلاش دارد با نشان دادن این مشابهت ها، برخی از زوایای تاریک مناسبات فرهنگی و اقتصادی میان سیستان و دشت سند در روزگار باستان را واکاوی کند. برای دستیابی به این هدف، موادی همچون سفال و مُهر- که از کاوش محوطه هایی نظیر شهرِسوخته در دشت سیستان و محوطه های هاراپایی در حوزه سند کشف شده- با همدیگر مقایسه شده و در اثنای انجام این کار نیز کوشش شده تا دیدگاه های جدیدی که برخی از آن ها حاصل کنکاش های ذهنی نگارنده در این باب است، به آن ها اضافه شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیستان به دلیل قرارگرفتن در موقعیت جغرافیایی ویژه و در امتداد راه های مبادلاتیِ سنگ های نیمه قیمتی همچون لاجورد، به عنوان یک لولای فرهنگی، نقش فعالی را در پیونددادن سرزمین های هم جوار همچون شبه قاره هند، آسیای مرکزی، بخش های جنوب شرق و غربی فلات ایران، سواحل جنوبی دریای مکران و خلیج فارس و میان رودان ایفا می کرده است. 
۶۴.

Applying Classical Test Theory to Test Critical Period Hypothesis: The Case of Iranian EFL Learners' Grammatical Performance in a Subject-Verb Test on Agreement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۲
The current paper pursues two aims: to employ Classical Test Theory (CTT) to develop and refine a test, and to determine the impact of the age factor on L2 grammar among Iranian EFL learners, providing evidence for the claim that CTT best evaluates the consistency of measurements in age-related studies. The study examines the performance of adults or teenagers as pre- and post-puberty learners, in the grammar test devised through CTT, to conclude whether younger learners or older ones perform better on subject-verb agreement. Based on random sampling, twenty-three male participants, including 12 adults and 11 adolescents, upper-intermediate native speakers of Persian, took part in the study. They were tested on a 60-item test of grammar (on subject-verb agreement), which has been developed using the CTT model, as it fits small sample sizes and can be used for understanding complex issues (e.g., age-related issues). Other than devising a test on agreement using CTT as a model, the results revealed that post-puberty learners scored better than their younger counterparts, partly because they are cognitively more mature. However, age is not the one and only factor in second language learning, and other factors like individual differences, contextual factors, and methodological rigor should be taken into account. 
۶۵.

توظیف الصور الفنیه للقرآن الکریم فی شعر ابن الرومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
الهدف من هذه الدراسه هو معرفه مدى اهتمام ابن الرومی بالقرآن الکریم وأثره فیه، فبالرغم من أنه لم یکن عربیاً فی الأصل إلا أنه کان یفهم القرآن الکریم جیداً ویتقن اللغه العربیه.تم إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی.أجری هذا البحث فی مجالین: الأول فی مجال القرآن الکریم، والثانی فی مجال شعر ابن الرومی؛ القرآن الکریم کتاباً مقدساً بأسلوبه الرائع ومحتواه المتمیز، وشعر ابن الرومی بالاتجاهات المتعدده التی تناولها الشاعر.تحتوی هذه الدراسه على نتائج، ویمکن أن نذکر هنا بعض النتائج المهمه منها:سعه الثقافه لدى الشاعر، بما فی ذلک إلمامه بالتراث الإسلامی الأصیل وفی مقدمته القرآن الکریم.عبقریه الشاعر وأثره فی الألفاظ والمفاهیم القرآنیه وتوظیفها لأغراض شعریه مختلفه.استخدام الشاعر للقصص القرآنیه فی شعره، وکذلک استخدام النص السردی من حیث الأحداث والبناء الزمانی والمکانی، مما أدى إلى توسیع أفق الشاعر وربطه بالنصوص القرآنیه، وهذا دلیل من قدرته اللغویه وفهمه العمیق لنصوص القرآن الکریم.وفی شرح الصور الشعریه یستخدم الشاعر المعجم القرآنی فی أشکال مختلفه من الاستعاره والتشبیه المستوحاه من القرآن الکریم.إن استخدام الصور الحسیه (السمعیه والبصریه) فی النصوص الشعریه دلیل على أن الشاعر کان متمکناً من اللغه العربیه ومهتماً بها واستطاع الجمع بینها وبین القرآن الکریم.
۶۶.

Palimpsestes et contagiosité dans La Peste d’Albert Camus et l’Aveuglement de José Saramago, intertextualité comme métamorphose et/ou métaphore?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
L’intertextualité littéraire est la mémoire du passé et offre un terrain fertile pour explorer la richesse des dialogues entre auteurs éloignés dans l’espace-temps. Dans cet article, nous nous plongerons dans l’univers de deux figures marquantes de la littérature pandémie, Albert Camus et José Saramago, pour retracer les emprunts, inspirations, et transformations opérés à partir de leur héritage littéraire, en particulier autour de la thématique de la contagiosité, et à travers deux œuvres emblématiques: La Peste et L’Aveuglement . Cette recherche se propose donc d’analyser la manière dont Saramago s’inspire de l’héritage camusien tout en développant une approche distinctive de la contagiosité. Cela nous amène à nous demander comment et dans quelle mesure Saramago met la littérature au seconde degré en réinvestissant le concept de la contagion, dans les niveaux textuel et contextuel, comme à la fois concept issu de l’intertextualité défini par Durkheim, et transfiguration de l’épidémie. A cet égard, à travers l’examen des procédés et techniques relevant de l’intertextualité, qui permettent le réinvestissement du motif de la contagiosité dans l’œuvre de Saramago, nous aborderons également les convergences et divergences entre les styles narratifs et les visées symboliques de deux auteurs. L’objectif principal de cette recherche consiste à l’examen de l’approche intertextuelle dont José Saramago dialogue avec l’héritage camusien à travers la représentation de la thématique de la contagiosité en tant qu’allégorie sociale, et métaphore obsédante de l’absurde. Pour ce faire, la théorie de l’intertextualité de Genette dans Palimpseste, littérature au seconde degré , et la modélisation typologique de l’intertextualité par Vincent Jouve, dans Poétique du roman , servent de cadre théorique à la méthodologie adoptée qui consiste à l’étude de la notion d’intertextualité comme métamorphose, selon la logique du palimpseste, et/ou comme métaphore de la contagiosité, selon la classification générique de Durkheim qui considère l’intertextualité comme à la fois contagion et imitation.
۶۷.

عوالم وجودی از دیدگاه ابن عربی و سید حیدر آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
یکی از مفاهیم اصلی در مکتب عرفانی ابن عربی، مفهوم «حضرات خمس» است. حضرات خمس، مراتب کلّی وجود هستند که درجات و مراتب تجلیات و ظهورات وجود مطلق را نشان می دهند. این حضرات به ترتیب نزولی عبارتند از : 1- احدیت؛ 2- واحدیت؛ 3- خیال مطلق؛ 4- حسّ؛ 5- کون جامع. از دیدگاه عارفان مسلمان. در این مقاله، به بررسی تطبیقی دیدگاه ابن عربی و سیدحیدرآملی در مورد حضرات و عوالم منسوب به آنها می پردازیم. روش پؤوهش در این مقاله توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی است. گرچه سیدحیدر خود و آثار خود را تالی تلو ابن عربی و آثار او می داند اما حداقل در دو مسئله حیاتی بکی ختم ولایت و دیگری لزوم تلفیق تشیع و تصوف و به تعبیری شریعت و طریقت، راه خود را شجاعانه و منتقدانه از ابن عربی و اتباعش جدا می کند و راهی را درپیش می گیرد که می توان با عنوان عرفان شیعی یا رویکرد شیعی به عرفان ابن عربی از آن یاد کرد. از جمله شباهت های این دو عارف، باور به دو نوع تجلی است یکی تجلی علمی غیبی و دیگری تجلی شهودی است. تفاوت دو دیدگاه این است که ابن عربی در مقام مقایسه، بحث عوالم و ترتیب و آنها را با جزئیات و دقت بیشتری نسبت به سیدحیدر طرح کرده است.
۶۸.

بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
۶۹.

واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها اثر زویا پیرزاد(مطالعه موردی داستان خرگوش و گوجه فرنگی).

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۸
تئوری انتخاب به گروه روان شناسی کنترل درونی تعلّق دارد، یعنی منشأ رفتار آدمی را درون می داند نه بیرون و محیط. از دیدگاه تئوری انتخاب، تمام رفتارهای فرد از درون او و برای ارضای نیازهای پنج گانه اش (نیاز به بقا، عشق و احساس تعلّق، قدرت و ارزشمندی، آزادی و اختیار و تفریح) صادر می شود. پس او رفتارهایش را انتخاب می کند و برای رفتاری که انجام می دهد مسئول است. بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها، سلسله مراتب دارند و تا یکی از آن ها ارضاء نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی آورد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هرکسی متفاوت است و شیوه انتخاب ارضای این نیازها و اولویت هایشان در هر فرد، ریشه انتخاب های مهم زندگی او را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها ، اثر زویا پیرزاد است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عین تئوری انتخاب گلاسر، هرم نیازهای مازلو به طور کامل در این داستان قابل انکار نیست و کنش و ارتباط متقابل این دو نظریه با همدیگر بسامد بالایی دارد.
۷۰.

گفتگو در لایه های شعر حمید مصدق با تکیه بر منطق مکالمه میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۸
باختین، نظریّه پرداز برجسته روسی، معتقد است که متن ادبی ماهیّتی چندصدایی دارد و در آن صداها و دیدگاه های مختلف در ارتباطی متقابل و گفت وگومحور قرار می گیرند. این نظریّه به تحلیل چگونگی شکل گیری دیالوگ میان شخصیّت ها، راوی و مخاطب و حتی میان شاعر و جامعه می پردازد. شعر حمید مصدق به عنوان یکی از شاعران برجسته معاصر، سرشار از گفت وگوهای درونی و بیرونی است که اغلب به شکلی پویا با موضوعات اجتماعی، سیاسی، و عاطفی ارتباط می گیرند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش می شود با تکیه بر اصول مکالمه گرایی باختین، نحوه تعامل صداها و لایه های مختلف معنایی در اشعار مصدق تحلیل شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مصدق در اشعارش از دیالوگ به عنوان ابزاری برای بازنمایی تنش ها، هم زیستی صداهای متّضاد و بیان دغدغه های فردی و جمعی بهره برده است. این گفتگوها با بهره گیری از زبان ساده و صمیمی، امکان برقراری ارتباطی نزدیک با مخاطب را فراهم می کنند و بازتاب دهنده فضایی از تکثر و تضارب آرا هستند. پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که گفتگو در شعر مصدق نه تنها ابزاری هنری بلکه رویکردی فلسفی است که به کشف حقیقتی چندبعدی و تأمل برانگیز منجر می شود. ازاین رو، اشعار او نمونه ای شاخص از ادبیّات معاصر ایران به عنوان بستری برای مکالمه و تعامل فرهنگی ارائه می دهند.
۷۱.

بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۲
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
۷۲.

تحلیل تطبیقی اشعار وندل بری و سهراب سپهری از منظر بوم نقد و زیبایی شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
بوم نقد رویکردی در مطالعات نقد ادبی است که رابطه انسان و طبیعت را در متون ادبی مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از زیر مجموعه های این رویکرد مطالعاتی، بوم نقد تطبیقی است که به بررسی دو شاعر یا نویسنده از منظر نقد بوم گرا می پردازد. وندل بری شاعر، نویسنده و فعال محیط زیست معاصر آمریکایی شاعری طبیعت گراست که طبیعت و نمود های آن در اشعارش نقشی پر رنگ ایفا می کند و با خواندن اشعار او بلافاصله ذهن خواننده گرایش به اشعار سهراب سپهری می یابد. در این نوشتار قصد داریم تا با بیان اشتراکات نقد بوم گرا و رمانتیسیسم به بررسی اشعار سپهری و بری با رویکرد بوم نقد تطبیقی بپردازیم و دغدغه های مشترک آن ها را در مواجهه با دنیای مدرن، مشکلات و بحران های آن تحلیل کنیم و تفاوت های فکری شان را در این مواجهه، به نمایش بگذاریم. در چنین تحقیقی ناگزیریم زیبایی شناسی زیست محیطی را دست مایه کار خود کنیم. در این پژوهش روشن شد که بری و سپهری هر دو با رویکردی طبیعت محور و متأثر از سنت های رمانتیستی، از طبیعت به عنوان بستری برای بازنمایی ارزش های اخلاقی، زیبایی شناختی و انتقادی بهره می گیرند. آن ها با ستایش سادگی، نفی زندگی شهری و تأکید بر بازگشت به زیست بوم اصیل به بازخوانی رابطه انسان و طبیعت می پردازند. با این حال تفاوت آن ها در خاستگاه فکری، نوع مواجهه با مدرنیته و شدت انتقاد از مداخلات انسانی در طبیعت بروز می یابد.
۷۳.

بررسی تطبیقی عناصر داستانی در حکایت 22 گلستان و داستان هاینریش بی نوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
در سال های اخیر، تطبیق و مقایسه ی آثار ادبی اقوام و ملل مختلف بسیار مورد توجه پژوهشگران و نیز خوانندگان و منتقدان قرار گرفته و این بررسی های تطبیقی بستری مناسب برای ارزیابی مشترکات و شباهت های ساختاری و محتوایی دو یا چند اثر از زبان ها و فرهنگ های گوناگون فراهم آورده است. هدف اصلی پژوهش های تطبیقی، شناساندن مضمون و محتوای آثار ادبی و در گام بعدی رهیافتی برای نقد آنهاست. در همین راستا پژوهش حاضر تلاش می کند تا با بررسی تطبیقی مهم ترین عناصر سازنده ی داستان در دو اثر فارسی و آلمانی بیست و دومین حکایت گلستان سعدی و داستان هاینریش بی نوا، نوشته ی هارتمان فُن أوئِه، به همانندی و تفاوت های دو اثر، در پرداختن به موضوعی واحد پی برده و علت آن را آشکار سازد. بررسی و تحلیل درونمایه های این دو اثر مانند سبک نگارش، زاویه دید، شخصیت و شخصیت پردازی می تواند کمک به سزایی در شناخت جامعه و محیط اجتماعی عصر نویسندگان باشد. نتایج این بررسی تطبیقی نشان می دهد که با وجود بن مایه ی مشترک، هر نویسنده به نتایج متفاوتی دست یافته است. این پژوهش به شیوه ی کتابخانه ای و اسناد پژوهی با رویکرد تطبیقی و از نگاه مکتب آمریکایی (شباهت ها و تفاوت ها) صورت گرفته است.
۷۴.

تحلیل تصویرشناختی دختری در پاریس اثر شوشا گاپی: میان کلیشه سازی و واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۲۳
تصویرشناسی، رویکردی در ادبیات تطبیقی است که به بررسی چگونگی شکل گیری و بازنمایی «دیگری» در بستر تعاملات فرهنگی می پردازد و دریچه ای تازه به درک هویت ها و تفاوت های میان فرهنگی می گشاید. پژوهش حاضر به تحلیل تصویرشناسانه بازنمایی «دیگری» در کتاب دختری در پاریس اثر شوشا گاپی پرداخته است. این تحقیق با بهره گیری از نظریات دانیل هانری پاژو در حوزه ی تصویرشناسی، به بررسی واکنش های «مشاهده گر» در مواجهه با فرهنگ و جامعه پاریس پرداخته و تلاش می کند تا مشخص کند آیا گاپی در بازنمایی های خود گرفتار کلیشه ها و پیش داوری های رایج بوده یا از آن ها فراتر رفته است. بر اساس این نظریات، سه نوع نگاه در مواجهه با «دیگری» قابل تشخیص است: جنون، ترس و علقه. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نگاه گاپی به «دیگری» به نگاه علقه ای نزدیک است، جایی که فرهنگ بیگانه نه برتر از فرهنگ «مشاهده گر» تلقی می شود و نه فروتر از آن، بلکه تعاملی دوسویه و هم سطح میان «مشاهده گر» و «مشاهده شده» شکل می گیرد. گاپی با تجربه ی زیسته طولانی مدت خود در پاریس، از کلیشه ها و اسطوره های مرسوم سفرنامه نویسان دوره قاجار فاصله گرفته و توانسته به کلیشه زدایی بپردازد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با تمرکز بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مانند زندگی دانشجویی، نظام آموزشی، بحران مسکن و هنر، به واکاوی دقیق تری از «من» و «دیگری» پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که گاپی نه تنها موفق شده است تصویری واقع گرایانه تر از جامعه پاریس ارائه دهد، بلکه توانسته است از خلال این مواجهه ی فرهنگی، به شناختی عمیق تر از هویت خود نیز دست یابد.
۷۵.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۷۶.

فهم جامعه شناختی ردپای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۰
مفهوم «اکسیداسیون اجتماعی» به عنوان مقوله اصلی این پژوهش، نمایانگر فرسایش سرمایه اجتماعی و بحران های ساختاری جامعه ایران در دوران زیست سیمین بهبهانی است. هدف پژوهش، تحلیل نمودهای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی با تمرکز بر غزل «چشم لعلی رنگ خرگوشان» است. پژوهش با رویکرد هرمنوتیکی، پس از مرور پنجاه غزل اجتماعی از آثار بهبهانی، این شعر را به عنوان نمونه مطالعاتی برگزیده و روابط مفهومی آن را بر پایه نظریات دورکیم (آنومی)، مارکس (بیگانگی)، فوکویاما و پاتنام (سرمایه اجتماعی)، گیدنز، سیمن، لارسن و گافمن و با اتکا به نظریه مولف محوری بررسی نموده است. برای سنجش اعتبار یافته ها نیز از اعتبار تفاسیر موجود و تطابق مفروضات پارادایمی بهره گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیمی چون فرسایش سرمایه اجتماعی، سراب اجتماعی، افول آفتاب اجتماعی، احساس بی قدرتی و غمنامه نمایش اجتماعی، با استفاده از آرایه های ادبی در شعر بهبهانی تجلی یافته و با به حاشیه راندن توسعه اجتماعی، قرابت نزدیکی با بحران های اجتماعی دهه های ۱۳۲۰‑ ۱۳۴۰، همچون اشغال ایران توسط متفقین، کودتای ۲۸ مرداد، انزوای سیاسی روشنفکران و … دارد. تحلیل جامعه شناختی شعر چشم لعلی رنگ خرگوشان، بیانگر روح کنشگری سیاسی اجتماعی و دغدغه مندی شاعر و هشدار او نسبت به افول سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و لزوم ایجاد بیداری اجتماعی در سطح جامعه است.
۷۷.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
۷۸.

شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
۷۹.

جنگ اشعار کتابخانه مرکزی تبریز (جنگ نخجوانی)، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
در کتابخانه مرکزی (ملی سابق) تبریز نسخه ای با عنوان جنگ اشعار به شماره 3047 محفوظ است که نگارندگان این جستار با بررسی آن به این نتیجه رسیدند که متن آن درست همان متن روضه الناظر و نزهه الخاطر است. از آنجایی که در صفحات آغازین و پایانی این نسخه افتادگی وجود دارد، نام اثر، مولف، کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. اما با بررسی کامل و مطابقت این نسخه با نسخه روضه الناظر و نزهه الخاطر، دریافتیم که این جنگ اشعار، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر است. اشعار شاعران، ترتیب و توالی آن ها، نام شاعران، بعضاً حتی خطاهایی که در انتساب اشعار رخ داده، موید این یکسانی در دو نسخه است. در بخش هایی اگرچه اندک، تفاوتهایی نیز وجود دارد؛ به عنوان نمونه، در جاهایی از روضه الناظر نام شاعر نیامده که در جنگ تبریز ذکر شده است. رسم الخط دو نسخه و نوع کتابت آن ها به هم نزدیک است و به احتمال قوی کاتب هر دو نسخه یک نفر است. ضمن این که با توجه به قرائن متنی کاتب هر دو نسخه از نوادگان شمس الدین کیشی است.
۸۰.

بررسی روند اقتباس از ماجرای فریدون و ضحاک شاهنامه در پویانمایی آخرین داستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
بررسی دلایل ضعف و قوّت اقتباس، یکی از راه های مطلوب برای کمک به ادامه چرخه تولید این نوع آثار و استفاده روزافزون و توأم با جذب مخاطب از آثار ادبی و به ویژه متون ارزشمند ادبیات کلاسیک فارسی است. پویانمایی «آخرین داستان» یکی از آثار اقتباسی ساخته شده بر اساس قصه های شاهنامه فردوسی، یعنی داستان فریدون و ضحاک است. در این مقاله، تلاش می شود با توجه به رویکرد میان رشته ای و تأکید بر شاخص های مناسب برای اقتباس آثار ادبی شامل قصه و داستان، درون مایه و شخصیت سازی/شخصیت پردازی و سایر عناصر اثرگذار، به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که این اقتباس چقدر موفق/ناموفق بوده و چه عناصری بر آن اثر گذاشته است. از این زاویه به نظر می رسد تغییر در روندهای علت و معلولی طرح اصلی، توسعه بعضاً نامناسب ماجراهای فرعی و حذف برخی خرده روایت ها، جذابیت های روایی نسخه پویانمایی را کاهش داده و تغییر در برجسته سازی درون مایه هایی مثل ستم، انتقام و عشق، نتوانسته است مانند نسخه ادبی، توجه مخاطبان را به خوبی جلب کند. همچنین، تفاوت در پرداخت شخصیت ها به ویژه فریدون و ضحاک و خالی شدن آنها از مظاهر حماسی و اسطوره ای، تا حد زیادی از هم حسی و علاقه مخاطبان آشنا به متن کاسته و تقلیدها در طراحی و تصویرسازی از نمونه های مشابه غیر ایرانی و خطاهای زبانی در گفت وگوها، در ناموفق بودن این اقتباس، اثرگذاری عمیقی داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان