ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۵۰۱.

بررسی ترجمه آلمانی غزل هایی از سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
قالب شعری غزل در ادبیات آلمان وجود نداشته و در دوره رمانتیک به ویژه پس از ترجمه دیوان حافظ به زبان آلمانی در ادبیات آلمان شناخته شده و توسط شاعران بزرگ آن دوره مانند گوته به صورت ساختاری آزاد از غزل در دیوان غربی-شرقی به کار برده شده است. از آن جایی که ساختار غزل فارسی با ساختار متداول شعر آلمانی از نظر وزن و قافیه و ردیف بسیار متفاوت است در برخی نمونه های سروده و ترجمه شده ساختار غزل و شکل ردیف آن به صورت اغراق آمیزی نمود پیدا کرده است. دشواری سرودن غزل به زبان آلمانی در پیدا کردن قافیه و ردیف مناسب است و به همین دلیل ساختاری تصنعی به شعر می دهد و از زیبایی آن می کاهد. در این مقاله پس از معرفی کوتاه ساختار شعر آلمانی، و معرفی برخی شاعران غزل سرای آلمانی و مترجمان، به بررسی و تحلیل ترجمه های آلمانی چند نمونه غزل از سعدی از دید قافیه و ردیف، چگونگی انتقال تخلص شاعر در ترجمه ها و برخی ویژگی های برجسته این ترجمه ها پرداخته می شود.
۵۰۲.

The Concept of Peace in Persian Proverbs: A Systemic Functional Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
Proverbs, a cornerstone of folk literature, transmit societal thoughts and experiences across generations through concise and impactful sentences. Virtually every facet of human experience is reflected in proverbs, including the concept of peace, which is richly represented in Persian tradition. This study examines 30 Persian proverbs related to peace, employing a systemic-functional linguistics framework to analyze their ideational, interpersonal, and textual functions. The findings reveal that these proverbs frequently utilize or imply a relational process. Circumstantial elements within these processes often serve to compare peace with war, or to provide justification for the prioritization of peace. In terms of interpersonal function, the consistent use of the present tense underscores the timeless relevance of peace. Regarding textual function, the placement of peace-related concepts in the thematic position emphasizes their centrality for the audience. Furthermore, the cohesive juxtaposition of peace with war, or related concepts, reinforces the imperative to avoid conflict.
۵۰۳.

بررسی نگرش استعماری در سفرنامه منطقه تاریکی اثر وی. اس. نایپل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
سفرنامه های وی. اس. نایپل (V. S. Naipaul: 1932-2018)، رمان نویس هندی تبارِ ترینیدادی-بریتانیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2001 میلادی، ابزاری سودمند برای شناخت هویت متناقض و پیچیده پسااستعماری او هستند. هویت نایپل برساختی از اعمال قدرت نیروهای گوناگونی همچون گفتمان استعماری، فرهنگ هند و تجربه مهاجرت است. تحقیق حاضر با در نظر گرفتن تجربه استعماری نایپل و پیامدهای آن بر هویت او، نگرش استعماری نایپل را در منطقه تاریکی (An Area of Darkness, 1964) بررسی می کند. این تحقیق با روش تحلیل منابع کتابخانه ای و مبتنی بر نظریه پسااستعمار و با تمرکز بر رویکرد گفتمان استعماری انجام شده است. پژوهش حاضر مدعی است که مؤلفه های شاخص نگرش استعماری در منطقه تاریکی بازتاب یافته اند و تصویرپردازی هند در این اثر، کلیشه های استعماری درباره جامعه و فرهنگ هند را تکرار و تقویت می کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد سرزنش فرهنگ هند در منطقه تاریکی نشان از تأثیر نگرش استعماری در هویت نایپل دارد. علی رغم تبار هندی نویسنده، نایپل به عنوان ناظری بی طرف به هند می نگرد تا عدم تعلق خود را به آن بیان کند. تضادهای دوگانه استعماری در روایت او از هند، نقشی محوری دارند. نگرش استعماری، هویت نایپل را با چالش های عدم تعلق، احساس بیگانگی و تناقض مواجه ساخته است.
۵۰۴.

شیوه های تأثیرپذیری شاعران سده سیزدهم افغانستان از غزلیات میرزا عبدالقادر بیدل با تکیه بر اشعار میر هوتک افغان و غلام محمد طرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۱
میرزا عبدالقادر بیدل (ت ۱۰۵۴ ق. پتنه، هندوستان، ف ۱۱۳۳ ق. دهلی هند) شاعر و نماینده برجسته سبک هندی که با غزل های وی این سبک به اوج خود می رسد، وی اندکی بعد از وفاتش در افغانستان و ماوراءالنهر از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شد و غزل هایش مورد توجه شاعران منطقه قرار گرفت، تا جایی که بسیاری از شاعران می کوشیدند تا به استقبال از غزل های وی شعر بسرایند. این روند به حدی گسترش یافت که حدوداً یک قرن (از اواسط قرن ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ م) را عصر بیدلگرایی نامیده اند. در سده سیزدهم بسیاری از شاعران مطرح این کشور به نحوی پیرو بیدل بودند. میر هوتک افغان (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ ق) و غلام محمد طرزی (۱۲۵۴-۱۳۱۸ ق)، از شاعران مطرح این سده مورد مطالعه این تحقیق است که تا کنون پیرامون این دو شاعر در این خصوص و با چنین عنوان، تحقیقی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش های اسنادی و تحلیل محتوایی، روش های تأثیرگذاری بیدل دهلوی بر شاعران سده سیزدهم افغانستان را با تکیه بر غزل های دو شاعر مزبور در سطوح ساختاری و محتوایی مورد مطالعه قرار می دهد. این پژوهش نشان می دهد که این دو شاعر، با تقلید و اقتفا از غزل های بیدل و با استفاده از عناصر شعری و مضامین اشعار وی، شعرهای زیادی سروده اند که تأثیرپذیری ایشان از بیدل در سطوح ساختاری و محتوایی خیلی برجسته و محسوس است. شباهت های ساختاری (شکل و فرم) و شباهت های محتوایی (مضامین و موضوعات) میان اشعار افغان و طرزی و بیدل نشان می دهد که اشعار هردو شاعر از نظر مضامین و محتوا با مضامین غزل های بیدل شباهت و همخوانی زیاد دارد و هم در سطوح ساختاری از قبیل وزن، قافیه، ردیف و واژگان نیز از غزل های بیدل پیروی کرده اند که البته شباهت های ساختاری نسبت به محتوایی بیشتر و برجسته تر است.
۵۰۵.

هنر صنعت سفال در مَثل های مازندرانی (مطالعه موردی: بررسی کوزه در ضرب المثل های مازندرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۷۸
پیشینه هنر صنعت سفال گری در مازندران به هزاره هشتم پیش از میلاد می رسد و سطح گستردگی و پراکندگی این فن را می توان در جای جای این استان مشاهده کرد. کوزه یکی از بایسته ترین فراورده های سفالی است که بیشتر با هدف رفع نیاز های ضروری زندگیِ روزمره تولید و تکثیر می شود. یکی از راه های مطالعه فرهنگ جوامع، بررسی ادبیات عامه (فولکوریک) به ویژه ادبیات شفاهی آن جامعه، خاصه مطالعه ضرب المثل هاست. جستار حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از امکانات کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی کارکرد «کوزه» (کلا، پیلک یا پلیکا و گمی در زبان مازندرانی) در ضرب المثل های مازندرانی و نوع مواجهه مردم این استان با آن فراورده سفالین از منظر هنری ادبی بپردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که وجود ضرب المثل های ساخته شده از کوزه های سفالی، با لهجه های مختلف (از شرق تا غرب استان مازندران) نشان گر حضور و وفور این محصول هنری و کاربردی در سراسر استان است. همچنین بررسی مَثل های مازندرانی که عمدتاً موجز و دولختی اند، نشان می دهد که آفرینندگان امثال علاقه ای به ذکر جنس و نوع خاک و همچنین به تکنیک ساخت و پرداخت (طرح ها، تصویرها، رنگ ها، نقش ها و لعاب ها) کوزه ها ندارند و به جای آن، تأکید و تمرکز را خود برای تولید مفاهیم، بیشتر بر محور هم نشینیِ کوزه با دیگر عناصر (غالباً مایعات و غلات) که در دل آن ریخته می شده، نهاده اند .
۵۰۶.

Bākikhānov and Akhundzādeh and the Literary Milieu of Tiflis(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
Abbās Quli Aqā Bākikhānov (1794-1847) and Mirzā FatḥʾAli Akhundzādeh (1812-78) both came from the same socio-economic class, performed the same professional function in Russian government service, and shared literary interests as shown by their membership of the same literary club in Tiflis. They also aimed at reforming and modernizing the Azeri and Iranian societies. However, it was also on this very subject that their differences became apparent. Not only did they disagree on what the nature of that change had to be, but they also diverged about the pace of change. Whereas Akhundzādeh wanted to travel in the fast lane to bring about modern and secular indigenous societies that were modeled after a modernizing Russia, Bākikhānov argued for traveling the slower lane, preserving what he considered was good and worthwhile of his traditional native cultures, which also included a modernized form of Islam and the teaching of Persian. The two men also differed in their approach to how to help bring about the desired changes. Akhundzādeh used his literary talent to mainly address the educated class by showing them in his plays and prose how backward their society was and, by implication, how necessary it was to secularize and Europeanize. Bākikhānov, being more of a Sufi-bent Muslim, wanted to reach Azeri society in a much more targeted way. Neither man was successful in their objective during their lifetime, although their works had a lasting influence on Azeri and Iranian reformers.
۵۰۷.

دراسة دلالیة للمصاحبات اللفظیة الوصفیة العسكریة فی إذاعة الأمم المتحدة (المصاحبات الدالّة علی «وصف الحرب» أنموذجًا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۴
تهدف هذه المقاله إلى "تحلیل الملامح الدلالیه للکلمات المحوریه فی المصاحبات الوصفیه المتعلقه بوصف الحرب" فی الخطاب العسکری لإذاعه الأمم المتحده فی عام 2018 المیلادی. تظهر هذه الدراسه أن المصاحبات اللفظیه العسکریه فی إذاعه الأمم المتحده تمیل إلى استخدام مصطلحات ذات دلالات محایده أو إیجابیه لتقدیم صوره متوازنه عن النزاعات، وذلک لتجنب التصعید أو التحیز. کما تساعد هذه المقاله فی فهم کیفیه استخدام اللغه کأداه دبلوماسیه لتخفیف حده التوترات وتعزیز السلام. اعتمد البحث الحالی على المنهج الوصفی التحلیلی مستعینًا بعلم الدلاله لدراسه کیفیه استخدام اللغه العسکریه فی وسائل الإعلام الدولیه، وتأثیر هذه اللغه على تشکیل الرأی العام وفهم الأحداث العسکریه. استعان الباحثان بآراء اللغویین والدلالیین العرب، بالإضافه إلى القوامیس القدیمه والحدیثه مثل "لسان العرب" لابن منظور و"معجم اللغه العربیه المعاصره" لأحمد مختار عمر لفهم الدلالات اللغویه للمصطلحات المستخدمه. یُعدُّ تحلیل المصاحبات اللفظیه فی المجال العسکری ضروریًا لفهم کیفیه تأثیر اللغه على الرأی العام الدولی، وکیفیه استخدامها کأداه لتعزیز السلام والاستقرار من جهه، ودور تعلیمها فی تعلم اللغه العربیه من جهه أخرى. من أبرز نتائج هذه المقاله أن إذاعه الأمم المتحده تستخدم لغه متوازنه ومحایده لتجنب التصعید. بالإضافه إلى ذلک تم تحدید أن اللغه المستخدمه تعکس التوجهات السیاسیه للأمم المتحده فی تعزیز السلام وحقوق الإنسان.
۵۰۸.

پاراتوپی در ادبیات و سینمای دفاع مقدس: بررسی راهبردهای محیطی در هنر جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
با گذشت مدتی از شکل گیری گفتمان دفاع مقدس در ادبیات و سینمای ایران، آثار متنوعی شکل گرفته اند که لزوماً هم سو با گفتمان رسمی دفاع مقدس نیستند. این آثار غالباً در فضاهایی غیرجنگی رخ می دهند، تعداد شخصیت هایشان محدود، و محیط داستانی بسته و مرتفع است. راوی اصلی نیز اغلب دیده بان یا سربازی تنهاست که موضعی متناقض یا دست کم غیرقابل پیش بینی نسبت به جنگ دارد. چنین ویژگی هایی نشان دهنده فاصله و تنوع رویکردها در گفتمان دفاع مقدس است و ضرورت بررسی جایگاه هنرمند و تمهیدهای خلاقانه او را برجسته می کند. براساس نظریه دومینیک منگنو، گفتمان ادبی موقعیتی ممتاز برای نویسنده فراهم می کند، اما نویسنده تنها زمانی می تواند این موقعیت را به درستی اشغال کند که یک مکان خاص و یکتای داستانی (پاراتوپی) برای خود بسازد. تحقق این هدف مستلزم بهره گیری از توانایی های پاراتوپیک شخصی و هم زمان، هماهنگی آن با محدودیت های نهاد ادبی و فرهنگی زمانه است. هنرمندی که خود را فراتر از گفتمان ایدئولوژیک می بیند، نمی تواند کاملاً از جامعه و عرف های آن جدا شود و ناچار به برقراری تعادل میان استقلال خلاقانه و محدودیت های اجتماعی است. در این چارچوب، خلق فضاهای خلوت در حاشیه جنگ، یا طراحی شخصیت هایی شاعرمسلک و متفاوت در نقش دیده بان، بازتاب جایگاه دوگانه هنرمند و تلاش او برای حفظ استقلال خلاقانه در چارچوب گفتمان دفاع مقدس است. این تحلیل نشان می دهد که هنر دفاع مقدس تنها روایت مستقیم جنگ نیست، بلکه میدان برخورد میان گفتمان رسمی، تجربه فردی هنرمند و خلاقیت ادبی اوست.
۵۰۹.

بررسی اشکالات تصحیح خالقی مطلق در برخی بیت های شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۴۸
شاهنامه فردوسی به عنوان بزرگترین حماسه ملی ما ایرانیان چنان در قله رفیع ادب فارسی چشم را می نوازد که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت. ازاین رو در طول سالیان دراز پس از سرایش این اثر پُر ارج، دستنویس های بسیاری از آن کتابت شده است. در قرن اخیر نیز تصحیح های گوناگونی از این اثر ارزشمند با رویکردهای مختلف صورت گرفته است که هریک محاسن و معایبی دارد. مسلماً بهترین تصحیح علمی انتقادی که تا کنون از شاهنامه انجام گرفته، تصحیح جلال خالقی مطلق است که حاصل سال ها تلاش خستگی ناپذیر وی است. بااین حال، این تصحیح نیز - چه در ویرایش نخست و چه در ویرایش دوم- اشکالاتی نسخه/معناشناسانه دارد که ضرورت تصحیح مجدد برخی بیت های دارای اشکال در این تصحیح را ایجاب می کند. در این پژوهش، اشکالات تصحیح خالقی مطلق با بررسی بیت های دیباچه و پادشاهی کیومرث مورد بحث قرارگرفته و به چند دسته تقسیم شده اند و برای هریک نمونه هایی آورده شده است. پس از آن، پیشنهادهایی با توجه به نکات نسخه شناسانه و معناشناسانه برای هر بیت آمده است. این پژوهش نشان می دهد که خالقی مطلق با همه دقت ها و ریزبینی هایش، گاهی شاخصه های نسخه شناسی، زبانی، معنایی، تاریخی و درون متنی را به درستی در نظر نگرفته است و ایرادهایی در برخی ابیات که توسط وی تصحیح شده به چشم می خورد. اشکالاتی ازجمله قرائت اشتباه، تصحیح قیاسی نادرست، اعتبار دادنِ بیش ازحد به یک دستنویس و اشتباه در ضبط نسخه بدل ها و خوانش متن دستنویس ها. نتیجه پژوهش حاضر حکایت از آن دارد که کار تصحیح شاهنامه را هیچ گاه نمی توان تمام شده تلقی کرد و با روش های علمی و نسخه شناسانه می توان برای برخی بیت ها به ضبط های بهتر و درست تری نسبت به تصحیح خالقی مطلق دست یافت.
۵۱۰.

Shaping Individual and Collective Identities: The Trace of Cultural Memory in Kazuo Ishiguro's A Pale View of Hills in the Realm of Jan Assmann Theory

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
Kazuo Ishiguro explores human emotions, trauma, and love in his novels, with memory playing a central role in shaping characters' identities. This study, drawing on Jan Assmann's cultural memory theory, investigates the role of memory in shaping individual and collective identities in Kazuo Ishiguro's A Pale View of Hills. The study explores how personal and cultural memories influence characters' perceptions, beliefs, and interactions, shaping their sense of self and societal integration. It highlights how suppressed memories, unresolved traumas, shared historical memories, and societal narratives contribute to identity formation. Characters in the novel navigate trauma, loss, and identity construction amidst cultural memory and spatial dislocation. The experiences of characters like Etsuko and Sachiko illustrate the crucial role of memory in shaping individual and collective identities. The study reveals the intricate interplay between personal and collective memory as depicted through Etsuko's reflections on past tragedies and societal contexts in the novel. Ishiguro's exploration of memory, trauma, and identity construction showcases the profound impact of memories on both personal and collective identities. The findings demonstrate how the past continues to shape the present and influence personal and shared cultural histories.
۵۱۱.

بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۳
پوشش محلی و بومی هر کشوری بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار می سازد که دارای شاخصه های ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راه های تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، به خصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خان منصور و حشمت منصوری بررسی می شود. این تحقیق نشان می دهد که شاکه و خان منصور به عنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری به عنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیده اند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیع تر از نگرش شاکه و خان منصور است. در میان البسه زنان کرد، «سه روه ن» با 45% در شعر شاکه و خان منصور و «ه به ر» و «که رواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را دار است. زیورآلات «بان سه روه نی» و «کلونگ»، هر کدام با 50% در شعر شاکه و خان منصور و گول کیف با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.
۵۱۲.

خوانش تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر اساس رویکرد اکوفمینیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
اکوفمینیسم شاخه ای از پژوهش های فمینیستی است که ارتباط میان زن و زمین را بررسی می کند که این بررسی، عمدتاً یکپارچه نیست و مانند فمینیسم، متکثّر و متنوّع است؛ اما باور مشترک میان اکوفمینیست های مختلف، استثمار زن و زمین از طرف نظام مردسالار حاکم را تأیید می کند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، تلاش کرده ایم به خوانش اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر مبنای مؤلفه های شاخص اکوفمینیسم بپردازیم و نشانه های آن را در اشعار این دو شاعر، استخراج، طبقه بندی، مقایسه و نقد کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد در اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح، تشبیه زنان به گیاهان بسامد چشمگیری دارد که بخشی از این تشبیهات، ریشه در فرهنگ و جغرافیا دارد؛ اما بخشی دیگر، دارای سویه های انتقادی است؛ به گونه ای که هر دو شاعر زن به صراحت یا به شکل تلویحی، نظام مردسالار را در استثمار زمین و زن مورد انتقاد خود قرار می دهند. در نهایت، نگرانی های این شاعران زن شرقی در قبال طبیعت، باعث شده بخشی از شعر آن ها، قابلیت خوانش با شاخصه های جریان اکوفمینیسم را داشته باشد. البته در بررسی نمونه ها نقاط افتراق این دو شاعر هم به چشم می آید. فروغ فرخزاد و سعاد الصباح به شکلی منحصربه فرد و شخصی ارتباط زن و طبیعت را بازتاب داده اند.  
۵۱۳.

تحلیل دستوری-روایی داستان «معصوم اول»: نگاهی به گواه نمایی، وجهیت و کانون نمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۴
شناسایی ویژگی های زبانی داستان، گام مهمی در روایت شناسی داستان است. این امر در بررسی آثار نویسندگانی چون گلشیری که مواجهه ای نسبتاً آگاهانه با زبان داشته اند و تکنیک های زبانی مختلفی را آزموده اند، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر با بررسی زبان داستان «معصوم اول»، در پی پاسخ گویی به این پرسش است که زبان این داستان تا چه اندازه در خدمت رسانی روایی توفیق داشته است؛ موضوعی که در نقد آثار گلشیری کاملاً مغفول بوده است. این درحالی است که گلشیری عملی ترین راه نقد داستان را پرداختن به زبان نویسنده می داند. مهم ترین عنصر روایی در داستان «معصوم اول»، راوی هم داستان آن است که شخصیت کانونی داستان (از نوع درونی) نیز هست. عدم اعتبار روایت، گسست های روایی، تناقض گویی های مکرر، تفسیرهای ذهنی و برساخته در کلام او مکرراً دیده می شود که نقش زبان در بازنمایی این ویژگی ها در این پژوهش بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که گلشیری از سه مقوله دستوری عمده، یعنی گواه نمایی و وجهیت و کانون نمایی تقابلی، در این داستان استفاده کرده است. مصادیق کاربرد این مقولات دستوری به تفکیک با شواهد متنوع در این مقاله نشان داده شده و نحوه استفاده نویسنده از این ویژگی ها در خدمت بازنمایی روایت نامعتبر، گسست روایی و ساخت صدای تقابلی راوی تبیین شده است.
۵۱۴.

بررسی و نقد اجتماعی-فرهنگی گفتار ادبیات سفر و زندگی مندرج در کتاب فارسی دوازدهم متوسطه با تکیه بر رویکرد نشانه شناسی اجتماعی پیِرگیرو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
پیشینه و اهداف: ادبیات سفر و زندگی، در مقام یکی از مهم ترین ژانرهای ادبی، نه تنها به ارائه تجربیات شخصی نویسندگان از سفر می پردازد بلکه بازتاب دهنده تحولات اجتماعی و فرهنگی یک دوره خاص نیز، می باشد. در همین راستا، گفتارهای مرتبط با سفر و زندگی در کتاب فارسی دوازدهم، به عنوان نمونه ای از این سبک ادبی انتخاب شده اند تا تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آن ها مورد بررسی و نقد قرار گیرد. روش نشانه شناسی اجتماعی پیِرگیرو، بر تحلیل نشانه ها و معانی ضمنی آن ها در راستای شناخت مفاهیم مستتر در متن تأکید دارد و به بررسی چگونگی بازنمایی موضوعات اجتماعی، هویتی و فرهنگی در این متون می پردازد. روش ها : پژوهش حاضر، با تکیه بر این رویکرد، به تجزیه و تحلیل مؤلفه های مختلف موجود در بخش های مربوط به ادبیات سفر و زندگی پرداخته و نشان می دهد که چگونه این عناصر می توانند نگرش و باورهای جامعه را در مورد موضوعات مختلف منعکس کنند. یافته ها: نتایج این تحقیق که به شیوه ای توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است؛ نشان می دهد که ادبیات سفر و زندگی در کتاب مزبور، علاوه بر ارائه اطلاعات جغرافیایی و فرهنگی، به انتقال ارزش های فرهنگی و اجتماعی نیز کمک کرده است. این متون، با بازنمایی تجربیات و دیدگاه های نویسندگان، به خوانندگان امکان می دهد تا با فرهنگ های جوامع مختلف آشنا شوند و درک بهتری از تفاوت ها و شباهت های فرهنگی پیدا کنند. نتیجه گیری: در نهایت، این مقاله به اهمیت نقد و تحلیل اجتماعی-فرهنگی متون ادبی در نظام آموزشی اشاره می کند و تأکید دارد که این نوع تحلیل ها می توانند به تقویت دانش آموزان در زمینه های تفکر انتقادی و درک عمیق تر از مباحث اجتماعی و فرهنگی کمک کنند.
۵۱۵.

احمد غزّالی و بهره گیری از تمثیل های روایی در تبیین مفاهیم عرفانی (مطالعه موردی: آثار فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
تمثیل روایی، یکی از ترفندهایی است که برای تبیین مفاهیم اخلاقی، عرفانی و... کاربرد دارد. احمد غزّالی به عنوان یکی از مشاهیر اهل تصوّف، در آثار خود از این شگرد برای بیان دیدگاه های خود استفاده کرده است. این پژوهش که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود، ضمن تبیین نقش تمثیل های روایی در آثار فارسی احمد غزّالی، به این پرسش پاسخ می دهد که در این تمثیل ها، چه اندیشه ها و مفاهیمی وجود دارد. غزّالی در آثار خود به ویژه مجموعه «سوانح العشاق» که به صورت رمزآمیز و اشاره به مباحث پیرامون عشق پرداخته، نکاتی غامض درباره حالات و اطوار این موهبت الهی بیان می کند و سپس برای تفهیم این رموز به مخاطبان، تمثیل های روایی ارائه می دهد. این ترفند هنری در آثار تعلیمی شیخ نیز مشهود است و در آثار مسلم وی به ویژه مجموعه «مجالس»، بسامد بسیار زیادی دارد. تمثیل های روایی شیخ بیشتر درباره مبحث عشق و سلوک عرفانی و مفاهیم تعلیمی- اخلاقی مربوط به آن است. شخصیت این روایت ها از بزرگان و اساطیر عرصه عشق و همچنین دین و عرفان هستند و در یک تمثیل روایی نیز از نماد پرندگان برای بیان بازگشت به اصل و سرمنزل معبود استفاده کرده است که می توان آن را مهم ترین تمثیل روایی غزّالی نامید.
۵۱۶.

«نقش فرنگ» در شعر علامه اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
بازتاب واژه «فرنگ» و دیگر مترادفات آن در آثار اقبال لاهوری مخصوصاً در مجموعه شعری «نقش فرنگ»، آن را به یکی از دغدغه های اصلیِ فکری و ذهنی وی تبدیل کرده، به گونه ای که این مسأله تمام عواطف و احساسات دیگر شاعر را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. او بخشی از کتاب «پیام مشرق» را به «نقش فرنگ» اختصاص داده و در آن با ذکر نام برخی از فیلسوفان و حکیمان غرب و نیز شاعران و نویسندگان آن دیار، دیدگاه خویش را نسبت به غرب ابراز داشته است. اقبال حکیمان و فیلسوفان غرب را مظهر و فتنه و فریب می بیند که فقط به خود می اندیشند و بینشی مادی و دنیوی دارند و از عشق و محبت و عوالم روحانی و معنوی بی بهره اند. در حالی که شاعران راه حل مسایل و مشکلات فکری و فلسفی بشر را در روی آوردن به دل و عشق و محبت می دانند. این مسأله در شعر اقبال تقابل عقل و عشق و نیز تقابل شرق و غرب را موجب شده که برپایه این دیدگاه، شرق مظهر عشق و محبت است و غرب مظهر عقل خودبین و هزار حیله؛ و اقبال در این میان، عقلی را می ستاید که از نیروی عشق و محبت نیز برخوردار باشد.
۵۱۷.

سبک شناسی فکری در مجموعه داستان پنج داستان جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
نثر فارسی همانند شعر فارسی از دوره مشروطه در ساحت های ساختاری، محتوایی و انواع ادبی تغییراتی ریشه ای یافت. «داستان کوتاه» یکی از گونه های پُرشماری است که پس از مشروطه به نثر فارسی افزوده شد. این نوع نثر فارسی را نخستین بار سید محمدعلی جمال زاده در ایران بنا نهاد و پس از وی داستان نویسان دیگری آن را توسعه دادند. جلال آل احمد از پیشگامان و سرآمدان داستان کوتاه فارسی به شمار می آید که در چند شاخه دیگر از نثر فارسی هم فعالیت داشته و در هر شاخه آثاری ارزشمند آفریده است. این نویسنده به اعتبار شاخصه های زبانی، ادبی و فکری منحصربه فردی که در داستان هایش دارد از صاحب سبکان نثر داستانی ادبیات معاصر ایران است. آخرین مجموعه داستان کوتاه آل احمد پنج داستان نام دارد که شامل پنج داستان کوتاه است. بیشتر حجم این مجموعه (سه داستان)، بازسازی خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است. داده های این پژوهش توصیفی تحلیلی از اسناد و منابع کتابخانه ای به دست آمده و در آن سبک فکری سه داستان نخست مجموعه داستان نامبرده بررسی و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در این سه داستان بسیاری از مبانی سبک فکری آل احمد به کار رفته است. این مبانی عبارت است از: 1. انتقاد از نظام آموزشی؛ 2. بازنمایی رویدادهای سیاسی؛ 3. تأثیرپذیری از تقابل سنت و مدرنیته؛ 4. توجه به فرهنگ عامه؛ 5. رویکرد شرح حال گونگی در داستان ها؛ 6. طرح مسائل و مشکلات زنان؛ 7. نکوهش فقر و فلاکت؛ 8. نگاه نوستالژیک به دوران کودکی و نوجوانی.
۵۱۸.

اشعاری منتسب به خاقانی شروانی در چاپ سنگی کلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
دیوان خاقانی شروانی تا به حال چند مرتبه چاپ یا تصحیح شده است و مخاطبان شعر خاقانی هم اکنون بیشتر به چاپِ «علی عبدالرّسولی»، تصحیحِ «ضیاءالدّین سجّادی» و چاپِ «میرجلال الدّین کزّازی» توجّه دارند. با دقّت در مقدّمه آن سه پژوهشگر به این نتیجه می رسیم که عبدالرّسولی و کزّازی در گردآوری دیوان، پیروِ شیوه ای علمی نبوده اند و سجّادی روشی نسبتاً علمی برای تصحیح پیش گرفته است. «کلیات خاقانی» نخستین طبعِ دیوان خاقانی شروانی است و انتسابِ شعر دیگر سرایندگان به خاقانی یکی از اشکال های بنیادیِ این چاپ است. در مقدّمه این مقاله گفته شده که کلیات خاقانی دستِ کم شش مرتبه در هند به شیوه چاپ سنگی به طبع رسیده و به اشتباهِ «علی عبدالرّسولی»، «سیّد ضیاءالدّین سجّادی» و «خانبابا مشار» درباره دفعاتِ چاپ این کتاب اشاره شده است. در متن مقاله به انتسابِ اشتباه اشعاری از «احمد بن منوچهر شصت کله»، «مسعود سعد» و «سیف اسفرنگ» به خاقانی در کلیات خاقانی اشاره شده و در خلالِ متن چند ضبطِ اشتباه آن چاپ هم یادآوری شده است. در بخشِ پایانی، وضعیت این اشعارِ منتسب در هفت دست نویسِ دیوان خاقانی شروانی بررسی شده است. از میان آن اشعار تنها شعرِ احمد بن منوچهر شصت کله در سه دست نویس از آن هفت دست نویس به نامِ خاقانی ضبط شده که بر اساسِ مطالعاتِ پیشین این انتساب اشتباه است.
۵۱۹.

بررسی تأملات فلسفی محمود هومن درباره ماهیت و مختصات شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۱۰
برخلاف سنت غربی که همواره نزاع آشتی ناپذیر میان فلسفه و شعر، ذهن و زبان پاره ای از فیلسوفان را به خود مشغول داشته، در سنت ما اگرچه غالباً از فلسفه به ذمّ و نکوهش یاد شده است، اما فیلسوفان ما غالباً مواجهه ای ایجابی با شعر داشته اند؛ از آن جمله، در دوره معاصر و فیلسوفی به نام محمود هومن، که این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل دیدگاه های هومن درباره شعر و مسائل مرتبط به آن می پردازد؛ امری که در پژوهش های معاصر به آن اهتمام و توجهی صورت نگرفته است. نتایج این جستار نشان می دهد که هومن در دوره اول فکری خود با الهام از دستاوردهای فیلسوفان غربی (کانت و شوپنهاور) و ایرانی اسلامی (شمس قیس رازی) و تأملات خود درباره ماهیت و چیستی شعر، موزون، مقفی و متساوی بودن را از شمس قیس، خیال انگیز بودن را در توسعی که از لحاظ مفهومی به آن می بخشد از کانت و شوپنهاور، و دو شرط لطف و اختصار را نیز خود بدان می افزاید. واضح است که این تعریف از شعر با فضای شعر کلاسیک مناسبت بیشتری پیدا می کند. همچنین او نکته سنجی های قابل تأملی را درباره علت تأثیر شعر در نسبت با ارکان شعری، ویژگی های شاعر، بنیادهای معنایی شعر توصیفی و رمزی، تحلیل فلسفی قوه خیال و .... مطرح می سازد. هومن به تبعِ کانت برای شعر ابعاد معرفت شناختی قائل نمی شود. اما هومن در دوره دوم فکری خود، با میل به سمت پدیدارشناسی هوسرلی، با امعان نظر به شعر امروز در تعریف پیشین خود از شعر تجدید نظر می کند و ویژگی هایی چون مقفی بودن و متساوی بودن را از مقومات شعر خارج می کند و به زیبایی شعر وجه سوبژکتیو ابژکتیو می بخشد.  
۵۲۰.

بررسی نوع ادبی (ژانر) در منظومه پدماوت جائسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۵
منظومه «پدماوات» یکی از منظومه های هندی به زبان اُودی (owdi) است. میرزا ملک محمد جائسی (856-921 ه.ق)، شاعری صوفی مسلک (در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم) این منظومه را در قالب مثنوی و با 4196 بیت سروده است. برخی ادیبان و کارشناسان هندی، این منظومه را یکی از انواع ادب حماسی و برخی دیگر آن را در شمار انواع ادبی متصوفه اسلامی و داستان عاشقانه فولکلور می دانند و از آن به عنوان «ایک رزمیه نظام» (منظومه حماسی) یا «دوستانه انداز» (عاشقانه) یاد می کنند. هدف پژوهش حاضر در بررسی منظومه عاشقانه پدماوات، اثر میرزا ملک محمد جائسی، دستیابی به اتقان در تشخیص نوع ادبی آن است. فرضیه پژوهش این است که منظومه پدماوات یک منظومه عاشقانه با وجه حماسی است. این پژوهش در دو بخش به نگارش درآمده است. بخش نخست، بیان نظرات درباره چیستی منظومه یادشده، منشأ داستان، معرفی شاعر و میزان توفیق او در سرایش آن است. در بخش دوم، ساختار منظومه را با سنجه های عاشقانه سرایی یا پهلوانی سروده های ایرانی سنجیده ایم. در پایان با روش توصیفی-تحلیلی به سؤالات معمول، و فرضیه پژوهش پاسخ گفته و دریافته ایم این اثر، یک منظومه ای عاشقانه و دارای وجه حماسی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان