مطالب مرتبط با کلیدواژه

زندگی و مرگ


۱.

تأملات فلسفی مرگ و زندگی در شعر محمود درویش (با مطالعه ی موردی دیوان جداریه، لا تعتذر عمّا فعلتَ، اثر الفراشة وکَزَهر اللّوز أو أبعد)

کلیدواژه‌ها: محمود درویش تأمل فلسفی زندگی و مرگ درون اندیشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
رویکرد تأملی که شامل تفکر عمیق انسان در طبیعت، ماورای طبیعت، انسان و هستی اوست، در شعر معاصرعرب بویژه بین شاعران ادبیات مهجر، عمق بیشتری پیدا کرده و شاعران مقاومت فلسطین نیز تحت تأثیر بحرانهای سیاسی و اجتماعی سرزمین اشغالی و حس انسانگرایی و غربت، به این گرایش روی آوردند. از بین شاعران فلسطینی، محمود درویش، ژرف اندیشی را بویژه در مراحل پایانی زندگی خود، هر چه بیشتر با شعر همراه کرد. جلوه های این ژرف اندیشی فلسفی عبارتند از: زندگی و مرگ، ذات و جایگاه آن در زمان و مکان که در آخرین مجموعه های شعری وی یعنی«جداریه، کزهر اللوز أو أبعد، لا تعتذر عما فعلت و أثر الفراشه» بیشتر آشکار شده است. نتایج این بحث حاکی از آن است که درویش در پی جستجوی هویت درونی، غربت مکانی را سبب غربت درونی و بی هویتی می داند، او به مرگ نگاهی تمسخر آمیز دارد و این به دلیل خوش بینی شاعر به این مسأله است چرا که در نزد او مرگ پایان همه چیز نیست؛ بلکه آن را گذرگاهی برای تولد زندگی نو می داند و به طور کلی منشأ همه ی تأملات او بحران فلسطین و ترس از بی هویتی است.
۲.

بررسی و تحلیل نشانه های اساطیری در رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیام رباعیات اسطوره زندگی و مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
اسطوره پیش و بیش از آن که روایتی درباره آفرینش و آغاز تمام اجزای هستی باشد، یک باور است. باور به این که اسطوره می تواند وضع جهان را دست کم برای اسطوره باوران، تبیین کندو برای هر چه در آن روی می دهد، دلیلی قانع کننده ارائه نماید. این توجیهات ازآن سوی قانع کننده اند که، اسطوره در همه جا با آیین در پیوند و به همین دلیل مقدس است. اسطوره در زبان شکل می گیرد و روایت می شود. بنابراین بهترین جلوه گاه آن ادبیات به ویژه شعر است. زیرا عنصر بنیادین اسطوره و شعر تخیل است. خیام در آثار فلسفی و علمی خود، از هیچ اسطوره یا طرز نگاه اسطوره ای استفاده نکرده است، اما در رباعیات خود، به دلایل مختلف، از جمله برای تعمیق اندیشه هایش، به سراغ اسطوره می رود، مثلاً چهره ی اساطیری کیخسرو را مشبهٌ بهی گویا و قدرتمند برای بازنمود راستین ناپایداری جهان و ناتوانی انسان در برابر مرگ می یابد. گذشته از شخصیت ها، حیوانات و اشیاء و زمان اساطیری، بینش اسطوره ای خیام هم در غالب رباعیات او مشهود است. او با چنین بینش و بصیرتی است که، در کوزه و گل و سبزه، کون و فساد عالم را می بیند و به وسیله آن ها سیر پایان ناپذیر آمدن، بودن و رفتن انسان و اجزای هستی را نمادین می کند. اطلاعات مربوط به موضوع مقاله حاضر از طریق مطالعه کتابخانه یی گردآوری و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی، تحلیل و توصیف شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که خیام از هر دو ساحت عقلی و عاطفی وجود خود در رباعیات، به خوبی استفاده کرده و به رغم دانش باوری اش، تأثیر عمیق اسطوره را بر ذهن و زندگی بشر، انکار نکرده است.