ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۴۱.

پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که  تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد.  مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
۲۴۲.

بررسی عناصر غنایی رمان مهاجرت نایپل با عنوان «راز رسیدن»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
تحقیق حاضر به بررسی عناصر رمان غنایی در «راز رسیدن» نوشته وی. اس. نایپل (V. S. Naipaul, 1932-2018)، نویسنده ترینیدادی-بریتانیایی و برنده جایزه نوبل می پردازد. بنیان نظری این پژوهش، تلفیقی از نظریات کیتی اُوِنز مورفی در باب رمان غنایی و نظریه سورن فرانک درباره رمان مهاجرت است. این مقاله درپی پاسخ به این پرسش ها است: 1- هم پوشانی رمان غنایی و رمان مهاجرت، در کدام عناصر مضمونی و فرمی دیده می شود؟ 2- عناصر غنایی به کاررفته در رمان راز رسیدن، چگونه به بیان تجربه مهاجرت کمک می کند؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد که آن دسته از مؤلفه های غنایی که با ویژگی های رمان مهاجرت هم پوشانی دارند، عبارت اند از: سیطره سوبژکتیویته شخصیت بر فضا و مکان، طرح غیرخطی و تأملی داستان و نیز تکرار همراه با تغییر. همخوانی و سازگاری این ویژگی های غنایی با برخی مؤلفه های رمان مهاجرت در «راز رسیدن»، از قبیل سبک زندگی نامه نویسی، اقتدار راوی، آگاهی متغیر، چند منظری و نیز طرح غیرخطی، نشان می دهد که نایپل برای بیان تجربه مهاجرت، از عناصر غنایی بهره برده است. جنبه غنایی در رمان مهاجرت، به خردورزی و درک براساس عواطف و احساسات می انجامد.
۲۴۳.

مَرصَد الاحرار و فواید زبانی و ادبی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
شیخ ابواسحاق کازرونی از صوفیان تأثیرگذار فارس در سده های چهارم و پنجم هجری قمری است. تا چند قرن پس از او، مریدانش در طریقت مرشدیه یا کازرونیه توانستند به فعالیت های گسترده ای بپردازند. در اواخر قرن پنجم هجری، سومین جانشین ابواسحاق کازرونی، خطیب ابوبکر محمدبن عبدالکریم، سیره نامه ای برای او به زبان عربی تألیف کرد. این سیره نامه دست کم تا قرن هشتم هجری قمری در دست بوده، امّا اکنون نسخه ای از آن شناسایی نشده است. با این حال، در همان قرن هشتم دو ترجمه و تألیف بر مبنای آن صورت گرفته که خوشبختانه هر دو در دست است: یکی، فردوس المرشدیه فی اسرارالصمدیه نام دارد و از آثار محمودبن عثمان است؛ و دومی با عنوان مرصدالاحرار الی سیر مرشدالابرار از علاءالدین محمدبن عبدالرحمان بن عبدالرحیم قرطاسی کازرونی بازمانده است. فردوس المرشدیه مبنا یا موضوع پژوهش های مختلفی بوده است؛ درحالی که به دلیل منتشر نشدن متن کامل مرصدالاحرار تحقیقی فراتر از معرفی و بررسی اجمالی درباره این اثر و مؤلّف آن صورت نگرفته است. در این مقاله پس از ذکر مهم ترین اطلاعات موجود درباره دستنویس های مرصدالاحرار و مؤلف آن، فواید زبانی و ادبی آن با روش توصیفی تحلیلی بیان می شود. به طور کلّی، متن این کتاب در مقایسه با متن فردوس المرشدیه ادبی تر است. ضمن اینکه حدود هشتصد بیت شعر به فارسی، عربی و گویش محلّی در مرصدالاحرار نقل شده که حدوداً چهار برابر ابیات فردوس المرشدیه است. از این میان، حدود سیصدوهفتادوپنج بیت را مؤلّف خود سروده است. بنابراین این کتاب دربردارنده اشعار ارزشمندی از او، در جایگاه شاعری از قرن هشتم هجری، و سایر سرایندگان مشهور یا ناشناخته است. افزون بر واژه های کهن و جالب توجه این متن، با توجه به مشکول بودن برخی واژه ها در نسخه خطی مرصدالاحرار می توان تلفظ های متفاوتی را مشاهده کرد که می تواند مبنای پژوهش های زبانی و گویشی قرار گیرد.
۲۴۴.

تصویر آرمانی شاه اسماعیل صفوی؛ تأثیر شاهنامه بر ترسیم سیمای شاه اسماعیل صفوی به مثابه قهرمان حماسی در کتاب فتوحات شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
شاهنامه فردوسی متشکل از مجموعه ای از آداب و سنن ایرانی، اسطوره ها، فرهنگ، اصول سیاست وزری، تاریخ و … پیشااسلامی فلات ایران است که به واسطه ارزش و بیان هنری یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری چنین مفاهیمی میان ساکنان این اقلیم بوده است. در طول تاریخ، این تأثیر علاوه بر همه ابعاد فرهنگی، بر آداب کشورداری نیز مؤثر افتاد. ازآنجاکه مرز تاریخ و حماسه و اسطوره تا دوران معاصر چندان روشن نبوده است، تصویر شاه آرمانی و قهرمانان حماسی، در اذهان عمومی نیازی تولید می کرد که مورخان و شاعران و … دستگاه های تبلیغاتی هر سلسله و یا هر حاکمی باید بدان پاسخ می دادند. در آغاز دوره صفوی گستره تأثیر چشم گیر شاهنامه، هم بر مردم و هم بر شاه اسماعیل باعث شد، مورخی چون امینی هروی گاه خاسته و گاه ناخواسته از سویی به اتصاف شاه به ویژگی ها و خویش کاری های قهرمانان حماسی ملتزم شود و از دیگر سو با تقلید و الگوبرداری از نحوه و روش انشا در وجوه بلاغی و روایی شاهنامه، به ترسیم سیمای شاه اسماعیل در قالب شاهی آرمانی در کتاب فتوحات شاهی بپردازد.
۲۴۵.

نگاشت های استعاری عشق در مثنوی غنایی همای و همایون خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
استعاره مفهومی از نظریّه های زبان شناسی شناختی است و زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیده ای فقط زبانی نمی دانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبه های گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سده هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانه همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآورده است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشت های استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسان ها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشت های مختلفی از جمله استعاره های هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشت های استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشت های استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوه بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشه های غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشه های پیشینیان است.
۲۴۶.

معنا شناسی هم زمانی واژه های «اقرار» و «اعتراف» در کلیله ودمنه با تکیه بر تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
متون ادبی کلاسیک مانند کلیله ودمنه، علاوه بر ارزش ادبی، گنجینه های اندیشه و فرهنگ گذشته هستند. تحلیل واژگان این متون برای فهم دقیق مفاهیم فرهنگی و اجتماعی نهفته در آن ها ضروری است. این مقاله با هدف بررسی و تحلیل دقیق واژه های «اعتراف» و «اقرار» در کلیله ودمنه، با بهره گیری از رویکرد معناشناسی هم زمانی و روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا به بررسی معانی لغوی این واژگان در فرهنگ های عربی و فارسی پرداخته شد؛ سپس با تحلیل هم زمان کاربرد این واژه ها در کتاب مذکور، مؤلفه های معنایی متمایز آن ها در بافت های گوناگون استخراج گردید. یافته های تحلیل مؤلفه ای نشان داد که در این کتاب، «اعتراف» از مؤلفه های [-آگاهی قبلی]، [+کسب آگاهی]، [+درونی]، [+تغییر باور] و [+بار عاطفی] برخوردار است؛ درحالی که «اقرار» دارای مؤلفه های [+آگاهی قبلی]، [+رسمیت]، [+مسئولیت حقوقی] و [-بار عاطفی] است. بررسی ها نشان می دهد که این واژه ها در کلیله ودمنه به شکلی دقیق و هدفمند برای انتقال پیام مورد نظر نویسنده به کار گرفته شده است.
۲۴۷.

تحلیل معناشناختی گزاره"اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرضُ" در خانواده حدیث و ارزشمندی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
درک دقیق و عمیق تعالیم اهل بیت علیهم السّلام اگرچه دشوار، اما بسیار ارزشمند است. با استفاده از روش های معتبر و نوین در حوزه دانش معناشناسی، این امر امکان پذیر و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش، گزاره «اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرض» با تکیه بر کشف روابط معنایی بین واژگان مورد بررسی قرار گرفته است تا درک جدید و عمیق تری از این فرمایش امام رضا علیه السّلام ارائه شود. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل روابط معنایی بین واژگان این روایت و احادیث هم خانواده آن پرداخته و نقش آن را در ارزش های اخلاقی در جهان واقعی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژگان« مال » و« عِرض » در سیاق مثبت روایات هم خانواده، دارای رابطه زیرشُمول معنایی با واژگانی مانند« لَم یَذًهَبً »،« خَیر»، «النَّبْلِ» و «أفضَلُ الأعْمالِ» هستند. همچنین، این دو واژه در سیاق منفی روایات هم خانواده، با واژه «اللُّؤًمِ» تقابل معنایی پیدا می کنند. از مقایسه معیار ارزش در انواع تصرفات مالی مشخص می شود که گشتار واژه های« أکل» و« لُبس» زیرشُمول واژه « مال»، دارای ارزش نسبی در جهان واقع هستند؛ در حالی که گشتار واژه« صدّق » زیرشُمول عبارت« اَفضَلُ المال »، بیانگر ارزش مطلق است. این یافته ها نشان می دهند که تحلیل معناشناختی می تواند به درک بهتر و عمیق تری از مفاهیم اخلاقی و ارزش های مطرح شده در تعالیم اهل بیت علیهم السلام منجر شود.
۲۴۸.

نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
۲۴۹.

واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۰
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
۲۵۰.

تحلیل کنشی گفتمان هویت زنانه در رمان« بهشت» تونی موریسون براساس الگوی نشانه-معناشناسی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۷
رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی با تأکید بر ابعاد حسی ادراکی، عاطفی و زیبایی شناختی در یک گفتمان، محمل بسیار مناسبی برای تأویل، تحلیل و بررسی متونی بشمار می آید که نگره ها و مسائل هویتی در آن ها مطرح است. مطابق آموزه های نشانه معناشناسی گفتمانی، کنش گران می توانند با ایجاد و خلق جریان ها و چالش های درون گفتمانی همسو یا ناهمسو درخصوص مسئله هویت با جامعه و محیط اطراف خویش به تعامل بپردازند یا علیه آن طغیان نمایند و برای احراز هویت خویش و بازسازی آن تلاش نمایند و به دنیای آرمانی، تخیلی یا واقعی پناه جویند. در رمان « بهشت» اثر تونی موریسون به مثابه رمانی که در آن زنان سیاه پوست برای گریز از مشکلات و مصائب جامعه پیرامون و دستیابی به بهشت راهی «صومعه» شده اند، سوژه ها در راستای رسیدن به هویت ازدست رفته و تحقیرشده خویش و تقلایی ذهنی و بیرونی مداوم برای رهایی از بحران و تنش معنایی به مرکز ثقل گفتمان تبدیل می گردند تا بتوانند نقش خویش را در رابطه تقابلی یا تعاملی با دیگری (جامعه و...) ایفا نمایند. هدف از جستار پیشرو پاسخ به این پرسش است که در رمان بهشت، موضع گیری گفته پرداز چگونه به دستیابی هویت زنانه سیاه پوستان منجر می شود و این ویژگی باتکیه بر کدام یک از مؤلفه های نشانه معناشناسی گفتمانی حاصل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفته پرداز از طریق نشانه های نمادین، روابط فشاره ای و گستره ای، کنش سوژه، و وجه پدیدارشناختی حضور، به مسئله بحران هویت در رمان پسااستعماری خویش دست یافته است. در این میان «بهشت» به عنوان نشانه معنایی خیالی و ذهنی در نقش اتوپیا یا آرمان شهری رؤیایی که در آن از تبعیض نژادی خبری نیست کارکردی گفتمانی یافته است.
۲۵۱.

تحلیل سبک دوره آغازین نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان (1290-1308ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: هدف این پژوهش تحلیل سبک شناسانه نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان در دوره آغازین شکل گیری آن (1290-1308ه.ش.) است و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا متناسب با مخاطبان عام در نثر نویسندگان مطبوعاتی این دوره تغییراتی ایجاد شده است؟ روش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد سبک شناسی لایه ای انجام شده است و برای یافتن پاسخ به بررسی پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک در سرمقاله های منتخب از این دوره پرداخته است تا تصویری دقیق تر از ساختار سبکی شاخه افغانستانی نثر فارسی در این دوره ارائه دهد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نثر مطبوعاتی این دوره تحت تأثیر نثر کلاسیک فارسی و سنّت های دیوانی است. در لایه آوایی آهنگ و موسیقی حاصل از واج آرایی، سجع و تکرار هدفمند واژگان بر زیبایی متن افزوده و درجهتِ القای مفهوم مدنظر نویسندگان مورد استفاده قرارگرفته است. در لایه واژگانی، عربی مآبی و شکوهمندی در کنار رمزگان سیاسی و شریعت از بسامد بالایی برخوردار بوده و به متون خصلتی جدی، رسمی و حکومتی بخشیده است. فراوانی جملات پیچیده و طولانی (ناهمپایه) از مشخصه های برجسته لایه نحوی است که با کارکرد روشنفکری و هدایت گر سرمقاله ها هم راستا است. استفاده از تضادها و تقابل های معنایی و بهره گیری از استعاره ها و تشبیهات از خصوصیات لایه بلاغی است و در لایه ایدئولوژیک، هم نشینی مفاهیم سلطنت طلبی، تجددخواهی و مشروعیت دینی مشاهده می شود که می تواند نشانه شکل گیری گفتمان نوگرایی دینی باشد.
۲۵۲.

ظرفیت های پرسش انکاری برای اثرگذاری بر مخاطب در امثال و حکم دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
پرسش انکاری نوعی پرسش بلاغی است که در زبان و ادبیات کاربرد فراوان دارد و سخنوران به مقتضای حال، برای اقناع مخاطب از آن استفاده می کنند. کاربرد پرسش انکاری در کتاب امثال وحکم دهخدا نیز چشمگیر است، به طوری که بیشترین درصد پرسش های بلاغی در این کتاب از نوع انکاری است و افزون بر این، پرسش های انکاری در مقایسه با دیگر پرسش های بلاغی ویژگی های خاصی دارد. با توجه به این دو نکته، این تحقیق درصدد پاسخ به این سؤال است: پرسش های انکاری برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، با کدام شیوه های بیانی و معنایی تقویت شده است؟ این تحقیق از نوع کتابخانه ای است که با شیوه توصیفی و تحلیلی ارائه می شود و برای تحلیل یافته های پژوهش از مبانی علم بیان و معانی و همچنین در مواقعی از مبادی علم منطق استفاده خواهد شد؛ زیرا چنان که شواهد استخراج شده از کتاب امثا ل وحکم نشان می دهد، پرسش های انکاری قدرت تأثیر کافی برای تأکید جمله انکاری را دارد؛ بدین دلیل که پرسش های انکاری، با امکانات بیانی ازجمله تمثیل، تلمیح و مذهب کلامی همراه شده است و از سوی دیگر، محتوای برخی پرسش های انکاری در امثال وحکم از نوع مواد قیاس به ویژه مقبولات، متواترات و مشهورات است و به همین دلیل قدرت اقناع کنندگی خاصی دارد.
۲۵۳.

تحلیلی بر تشابهات پنهان در دو داستان «داش آکل» و «رستم و اسفندیار»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
صادق هدایت (1281- 1330 ش)، از شخصیت های ادبی نامدار ایران در دوره معاصر است که فعالیت های ادبی او صرفاً به یک حوزه خاص از ادبیات محدود نمی شود، بلکه او در حوزه های گوناگون ادبی، به صورتی جدی به فعالیت پرداخته و در هر حوزه، آثاری نفیس آفریده است. این شخصیت ادبی، به سبب گرایش شدیدی که به فرهنگ و ادبیات کهن ایران داشته است، مطالعات درخوری در آن انجام داده است و حاصل آن تألیفات و ترجمه های چندگانه ارزشمندی است که در این رابطه پدید آورده است. علاوه بر این، آشنایی عمیق صادق هدایت، با مبانی گوناگون ادبیات گذشته ایران، به او این امکان را داده است که از آن ها، برای غنای آثار داستانی خود، استفاده کند. «داش آکل»، داستانی کوتاه از صادق هدایت است که در مجموعه داستان «سه قطره خون» (1311)، منتشر شده است. این داستان، از جمله آثار داستانی صادق هدایت است که در آن، تأثیرپذیری این نویسنده، از ادبیات گذشته ایران، خاصه داستان «رستم و اسفندیار»، از کتاب «شاهنامه» (400 ه . ق)، سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی (329- 416)، قابل ملاحظه است. در این پژوهش که توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از اسناد و منابع کتابخانه ای تهیه شده، داستان داش آکل صادق هدایت با داستان رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی، مورد مقایسه قرار گرفته است، تا تشابهات میان آن ها مشخص شود. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که داستان داش آکل، تشابهات اساسی و فراوانی با داستان رستم و اسفندیار دارد که مهم ترین آن ها در متن پژوهش، در قالب دو عنوان بررسی و تحلیل شده است.
۲۵۴.

کانون ادبی: تکوین، تعریف و طبقه بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش به بررسی جایگاه و کارکرد لایه های چهارگانه زیست بوم، جغرافیای اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی، به عنوان زیرساخت های تکوین کانون ادبی در تاریخ ادبیات می پردازد. زمان و مکان (فضا) دو رکن اساسی در پژوهش های تاریخ ادبی است. تشکیل نهادها و تجمع شخصیت های ادبی، بدون در نظر گرفتن فضا، ناممکن است. گردهمایی گویشوران زبان در زمان و مکان مشخص، موجدِ مرکزیت نهادهای آموزشی، فرهنگی و ادبی است که از آن با نام «کانون ادبی» نام برده اند. مورخان ادبی همواره از مکانِ برآمدن و بالیدنِ شخصیت ها و رخدادهای ادبی نوشته اند و این اصطلاح در نگاه نخست، ساده به نظر می رسد؛ اما ماهیت و کیفیتِ شکل گیری آن همچنان مبهم است. نوشتار حاضر، در پیِ یافتن الگویی روشمند برای مطالعه هستی شناسی کانون های ادبی، پرسش هایی پیشِ رو دارد که محورهای آن در این مقاله عبارت است از: 1. چیستی و چگونگی تکوین کانون ها؛ 2. ویژگی های کانونی بودن؛ 3. معیارها و گونه شناسی کانون های ادبی. ایده محوری این مقاله در چگونگیِ تشکیل کانون ها، «لایه نگاریِ» جغرافیایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تکوین کانون ادبی، نیازمند زیرساختی چهارلایه ای در محدوده مکانی مشخصی است. برهم کنش این لایه های چهارگانه می تواند موجب و موجد تشکیل سه گونه کانونِ ادبی «سرزمینی، منطقه ای و شهری» باشد. دستاوردها همچنین گویای فاعلیت و کنشگری کانون ها در فرایند آفرینش ادبی است؛ یعنی کانون ادبی، فقط یک اقلیم یا فضای فیزیکی بسته و خنثی نیست که فقط محل اجتماع شاعران و نویسندگان و رویدادهای ادبی باشد، بلکه کانون ادبی، زِهدان زمان و شخصیت هایی است که از آن تغذیه می کنند، در آن می بالند و فضایی فعال است که به عنوان یک فاعل گفتمانی، پیوسته کنشگری می کند؛ حتی هنگامی که مرکزیت یا موجودیت خود را از دست می دهد و در کانون های ادبی دیگر استحاله می شود و حیات آن ادامه می یابد.
۲۵۵.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.
۲۵۶.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۲۵۷.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۲۰
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۲۵۸.

تحلیل معنایی واژه ی «العَین» در قصیده ی «عاشق مِن فلسطین» محمود درویش از منظر بافت عاطفی در معنی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
بافت عاطفی به عنوان زیرمجموعه ای از نظریه ی بافت، نقشی کلیدی در شکل دهی و انتقال معانی واژگان در متون ادبی به ویژه شعر، ایفا می کند. این پژوهش بر این فرض استوار است که واژه ها علاوه بر معنای لغوی، حامل بارهای احساسی و فرهنگی خاصی هستند که در بستر بافت عاطفی متن معنا می یابند. قصیده ی «عاشق من فلسطین» با توجه به جایگاه ویژه ی خود در ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای تحلیل معنایی و عاطفی واژه ی «العَین» است که در ظاهر به معنای عضو بینایی است اما در متن شعر معانی چندلایه ای چون عشق، رنج، هویت و وطن دوستی را نیز در خود جای داده است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای است که واژه ی « العَین » را در تمام موارد حضور آن در قصیده بررسی کرده و با بهره گیری از چارچوب نظری بافت عاطفی، لایه های پنهان معنایی و عاطفی آن را استخراج کرده است. یافته ها نشان می دهد این واژه، شبکه ای از تداعی های احساسی و فرهنگی را در تعامل با بافت عاطفی شعر ایجاد می کند و به انتقال مؤثر پیام مقاومت و هویت فلسطینی کمک می نماید. این تحلیل عاطفی باعث می شود مخاطب به ویژه مخاطب فارسی زبان که معمولاً تحت تأثیر پیش فرض های فرهنگی و زبانی خود قرار دارد، از خوانش صرفاً لغوی فراتر رفته و به درک عمیق تر و زیباشناختی نزدیک تر شود. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت نظریه ی بافت عاطفی در فهم دقیق تر شعر تأکید می ورزد.
۲۵۹.

ساخت طاق و گنبدهای ناحیه خراسان بزرگ و ایران در مجموعه قوهالاسلام عهد سلاطین دهلی (با تکیه بر بنای دیوار قبله و علائی دروازه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
طاق و گنبد همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از معماری ناحیه خراسان بزرگ و ایران بوده است. با حمله ترکان غزنوی و غوری به شبه‌قارّه، ویژگی‌های خاص معماری ایرانی وارد معماری سلاطین دهلی شد. حاکمان این دوره سنّت معماری سلجوقی را با خود برای صنعتگران شبه‌قارّه به ارمغان آوردند. بنابراین، با مشاهده طاق‌های جناغی و گنبدهای این دوره به نفوذ معماری سلجوقی در ساخت آن‌ها می‌توان پی برد. یکی از این بناها، دیوار قبله در صحن مسجد قوةالاسلام است که ردیف طاقگان پیوسته به شبستان آن یادآور کاربرد طاق کاذب در ایوان مساجد ایرانی است. دیگری، علائی‌دروازه است که در آن سیر تحول کاربرد طاق کاذب به طاق و گنبد واقعی را به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد. ازآنجاکه پژوهش‌های صورت‌گرفته در این زمینه اندک است، در ادامه، این پرسش‌ها مطرح می‌شود: سبک غالب معماری شبه‌قارّه برای اجرای طاق چه بوده است؟ جایگزینی تیرْسقف با طاق کاذب چگونه و تحت چه شرایطی انجام گرفته است؟ نحوه اجرای طاق‌های واقعی به چه صورت بوده است؟ و درنهایت، سیر انتقال گنبد کاذب به گنبد واقعی چگونه بوده است؟ هدف از این پژوهش، مطالعه نحوه و مراحل اجرای طاق‌ها و گنبدهایی در شبه‌قاره است که خاستگاه ایرانی داشته‌اند. رویکرد نظری تحقیق، مطالعات تاریخ فرهنگی و روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. بنابر مطالعه مقدماتی انجام‌شده، سلاطین دهلی با خاستگاه جغرافیایی خراسان بزرگ، خواهان اجرای سنّت‌های معماری و هنری آن نواحی در دهلی بوده‌اند. معماران هندی نیز تلفیقی از ایده‌های حاکمان جدید با سنّت کهن معماری شبه‌قارّه را در بناهای این دوره پدید آورده‌اند.
۲۶۰.

وصف و خاستگاه نظری آن در سبک خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۲
یکی از ادوار مهم شعر فارسی سبک خراسانی است. شعر سبک خراسانی به سادگی وصف و توصیفات دقیق مشهور است. این نوع توصیف، برخلاف نظر سبک شناسان خاستگاهی نظری دارد که در نظریه شعری ابن سینا نمود می یابد. تأثیر بلاغت یونانی و فهم فن شعر ارسطو در سنت سریانی و سپس در سنت ایرانی اسلامی در کاربست مسئله توصیف در این دوره نقش دارد. از سوی دیگر آشنایی و تأثیر بوطیقای قصاید عربی و نیز علوم بلاغی در قرن چهارم خوانشی دیگر از موضوع وصف را پیش می نهد. نسبت قول صادق و وصف دقیق در شعر این دوره با بازخوانی رساله های شعری فارابی و ابن سینا حاکی از این است که قول کاذب در تفسیر فیلسوفان اسکندرانی ریشه دارد و از طریق فارابی به سنت بلاغت اسلامی پا می گذارد. این پژوهش تجلی خاستگاه توصیف در سبک خراسانی را در نظریه شعری ابن سینا نشان می دهد. این مقاله وصف طبیعت در سبک خراسانی را که پیش از این به پدیده های طبیعی محدود بود مورد بازخوانی قرار می دهد و طبیعت را در معنای فوسیس یونانی در نظر می آورد و نمود آن را در دو ساحت امر طبیعی و امر سیاسی در سبک خراسانی تحلیل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان