فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
شناسایی قابلیت ها و الگوهای گردشگری هر منطقه در راستای توسعه گردشگری آن منطقه حائز اهمیت است. صنعت گردشگری می تواند به عنوان راه حلی پایدار در جهت حفظ میراث صنعتی مناطق صنعتی و نیز احیاء الگوهای فرهنگی و محلی در حال نابودی مطرح گردد. در این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از روش شناسی توصیفی- تحلیلی به بیان قابلیت ها و جاذبه های گردشگری شهرستان صنعتی لالی به منظور توسعه صنعت گردشگری پرداخته شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و اسناد و گزارش های موجود در خصوص ویژگی های فرهنگی - اقلیمی عشایر بختیاری و تاریخچه صنعت نفت در این منطقه می باشد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که وجود شاخصه های اقلیم عشایری چه از جنبه فرهنگی و چه ازلحاظ منظر طبیعی منطقه موردپژوهش را از حیث توسعه گردشگری به سوی الگوهای گردشگری عشایری، فرهنگی و اکوتوریسم هدایت می نماید؛ و نیز شاخصه های تاریخ صنعتی منطقه و معماری به جامانده از آن، به سوی الگوهای گردشگری صنعتی و شهری رهنمون می گردد.
Procedural S tudy on the Methods that Analyze the Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۱, Issue ۱ - Serial Number ۳۹, Winter ۲۰۲۱
61 - 70
حوزههای تخصصی:
Empirical s tudies in the field of the design process s tarted in the 60s. Protocol analysis is among the empirical research methods that have been developed simultaneously with the growth of empirical s tudies. Concurrent with the use of protocol analysis for researching in the field of the design process, analysis methods have been presented by some researchers, which can be used with the protocol analysis method in order to analyze the s tructure of the design process. Among these analysis methods, problem behavior graph, decision tree, linkography, and extended linkography could be mentioned. The problem behavior graph is based on problem-solving theories. In the decision tree method, the extracted data from protocol analysis is used for the perception of decision-making processes. Linkography is another method for analyzing the s tructure of the design process. In this method, the design process of a designer is unfolding by drawing a graph, which is called linkograph. This paper considers making a s tudy and comparison of these different analysis methods by the use of sys tematic review. By comparison of diverse analysis methods, two approaches could be recognized, formal and informal ones. In the formal approach, the design is mentioned as a logical research process of solving the design problem. The second approach is informal. In this one, the design process is mentioned as a reflective conversation with the situation. In this approach, which is based on Donald Schon’s theories, the design process is referred as an argumentative process.
نقش ربات در پیش ساخته سازی و موانع و محاسن آن در صنعت ساختمان
حوزههای تخصصی:
صنعت ساخت و ساز در پیش ساخته سازی نیازمند یک سازماندهی کارآمد و موثر برای فرآیند تولید و تکنیکهای نوآورانه ساخت و ساز برای رقابتی مفید در برابر رشد جهانی در قرن 21 است. مشکلات مرتبط با ساخت و ساز، مانند کاهش کیفیت و تولید، کمبود نیروی کار و ایمنی و شرایط بد کار، جستجوی راه حل های نوآورانه را ایجاب می کند. یک راه حل استفاده از فناوری های نوآورانه تولید مانند اتوماسیون و رباتیک است که پتانسیل رشد در صنعت ساخت و ساز و تولید و ایمنی و کیفیت را دارد. بیشتر تحقیقات در زمینه رباتیک و اتوماسیون بر روی ارتقای سخت افزار و نرم افزار متمرکز شده است. این مقاله به کاربرد گسترده ربات در مونتاژ در محل و صنعت ساخت در پیش ساخته سازی مربوط می شود. هدف از این پژوهش شناسایی و تبیین موانع و مزایای روش های اتوماسیون و رباتیک در پیش ساخته سازی است که با بررسی و کاوش در ویژگی های صنعت ساخت و فرآیند آن صورت می گیرد.
ترکیب آتریوم و حیاط مرکزی در هندسه های مختلف و میزان تاثیرات آن بر کاهش مصرف انرژی در ساختمان های آموزشی
حوزههای تخصصی:
طراحی ساختمان هایی که ویژگی صرفه جویی در انرژی و همچنین حفاظت منابع طبیعی را در خود داشته باشند، در زمره اصلی ترین مسئولیت های معماران قرار می گیرد. آتریوم به عنوان یک میانجی اتلاف گرما از فضاهای مجاور را کاهش میدهد و همچنین برای فضاهای مجاور گرما تولید میکند. حیاط مرکزی عنصری است که در بهبود شرایط آسایش در مناطق گرم و خشک نقش موثری را ایفا کرده است. فضای باز حیاط مرکزی با محوریت خود، ابعاد معین جهت گیری و مکان یابی هدفمند عنصری تعیین کننده در بهره مندی انرژی های اقلیمی بوده است، اما امروزه با توجه به محدودیت های موجود در شهرهای بزرگ شاهد کاهش سهم فضای باز جهت ایجاد آسایش حرارتی در معماری معاصر هستیم. لذا با تاکید به نقش سنتی حضور حیاط در زندگی ایرانی، در این مقاله به امکان احیای این عنصر با در نظر گرفتن هندسه های مختلف و همچنین عملکرد آن به عنوان آتریوم در ساختمانهای آموزشی پرداخته می شود لذا در این راستا یک ساختمان آموزشی در برنامه شبیه سازی انرژی پلاس شبیه سازی شد. نتایج بدست آمده نشان داد که ترکیب حیاط مرکزی و آتریوم تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی بویژه در ماه های گرم سال دارد. همچنین مشخص شد که اگر در معماری حیاط مرکزی و آتریوم از هندسه مستطیل استفاده شود کاهش مصرف انرژی بمراتب بیشتری نسبت به سایر فرم ها بهمراه دارد.
مسکن تهران در چشم دولت: تبیین چیستی تصویر دولت از مسکن تهران در آینه «طرح ساماندهی تهران»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم مهر ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
79 - 90
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پژوهش های متعددی از زوایای مختلف به نقش دولت در تحولات ساخت وساز مسکن در تهران پرداخته اند. گرچه در این همه به خوبی معلوم شده که دولت با مسکن تهران چه می کند، کم و کیفِ تعریف دولت از مسکن تهران در این پژوهش ها چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف پژوهش: سعی این تحقیق بر آن است که با تحلیل سند طرح ساماندهی تهران، نخستین طرح جامع تهران پس از انقلاب و یکی از مفصل ترین برنامه های ناظر بر چندوچون مسکن تهران، چیستی مسکن تهران را در چشم دولتِ مقارن با تهیه و تصویبِ این طرح بشناسد.روش پژوهش: تحقیق حاضر، برای مرئی کردنِ تصویر مسکن تهران در چشم دولت، مفصل بندی های مفهومیِ مسکن تهران را در متن سند طرح ساماندهی تهران مورد مداقه قرار می دهد. در این مطالعه، گزاره ها و مفاهیمِ این سند تاریخی در شکل های مختلفِ تعریف موضوع تحقیق از دهان دولت قرائت می شوند تا بتوان، با کنارهم نشاندن همه تعاریف، اتصالات مفهومی و شکل های مختلفِ مرئی شدن مسکن تهران، چیستی تصویر مسکن تهران در چشم دولت و در آینده طرح ساماندهی تهران را معلوم کرد.نتیجه گیری: مطالعه مفصل بندی طرح سامان دهی شهر تهران نشان می دهد که مسکن تهران، برای دولتِ مقارن با تهیه و تصویب این طرح، در قابی بزرگ تر مرئی و تعریف شده که محصول درهم تنیدگیِ پنج جزء تهران است: جمعیت، مردم، مسکن، و البته شهرداری مطلوب در چشم دولت. هم نشینیِ این عناصر و اتکای همه جانبه آن ها به یکدیگر گواه آن است که چیستی مسکن تهران در چشم دولت اعم از اثرات سیاست گذاری های دولتی بر مسکن است و در مقابلْ این سیاست ها، و نیز ضوابط لازم برای تحقق آن ها، هر یک به نوبه خود در شکل خاصِ نگاه دولت به مسکن تهران ریشه دارند.
در جست وجوی مدلی برای ارتقای مفهوم «دلبندی به مکان » (نمونه موردی: دانشگاه هنر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم آبان ۱۴۰۰ شماره ۱۰۱
5 - 24
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: دلبندی به مکان از مهم ترین ابعاد رابطه انسان و مکان است و یک مکان دلبند مکانی است که از توانایی های ایجاد ارتباط و برقراری پیوند بین خود و انسان بهره مند باشد. دلبندی به مکان در رویکردها و تئوری های متعددی وارد شده و تعاریف بسیاری نیز ذکر شده است، ولی نبود تعریف دقیق و محض از کیفیت معنامندی مکان در رشته های طراحی موجب سردرگمی و بلاتکلیفی طراحان در شناخت و استفاده از عوامل ایجاد این سطح معنایی شده است. در این پژوهش، با مرور ادبیات مربوطه، ضمن تعریف این کیفیت معنامند مکانی، رابطه هم بستگى مشخصه هاى مکان و معناى دلبندی به مکان را، که در مطالعات پیشین تبیین شده است، تفسیر و با تکیه بر یافته هاى این تحقیقات، به مطالعه در این حوزه برای یافتن وجوه و عوامل مداخله گر و همچنین ابزار اندازه گیری آن و درنهایت مدلی براى ارتقاى این کیفیت درمکان پرداخته شده است.هدف پژوهش: این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال که «مؤلفه های سازنده دلبندی به مکان در دانشگاه هنر کدام اند؟»، بر آن است که با تکیه بر یافته های تحقیقات پیشین، مدلی برای تبیین و ارتقای کیفیت دلبندی به مکان و شناسایی خلأ موجود در آنها ارائه کند و نیز راهکارهایی برای رهایی طراحان از سردرگمی و بلاتکلیفی در شناخت مفهوم دلبندی به مکان بیابد.روش پژوهش: این پژوهش با اتکا به رویکرد کیفی از روش نظریه داده مبنا استفاده کرده است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدلی ارائه می کند که در آن سه محرک پس زمینه، زمینه و پیش زمینه مؤلفه های دلبندی به مکان در فضاهای آموزشی محسوب می شوند. در تمام پاسخ های دریافت شده از مشارکت کنندگان، چه در سؤالات مربوط به تجربه شخصی فرد از مکان دانشگاه هنر و چه در سؤالات کلی مربوط به تجربه شخصی فرد از زندگی، علی رغم تفاوت های موجود، همگی به هر سه محرک اشاره کرده اند که در آن محرک های «پس زمینه» به عنوان پیوند درون ذهنی و «زمینه» به عنوان واقعیت یا همان لحظه حضور انسان در مکان حضور دارند و از هم پوشانی آن دو، به همراه آرزوها و درخواست های شخصی در آن زمان محرک سوم یعنی «پیش زمینه» پدید می آید و در مجموع اکوسیستمی را ایجاد میک ند که کلیه اجزا در آن نقش داشته و عامل اصلی قضاوت انسان از مکان است. اگرچه امکان مطالعه جداگانه عوامل هر یک از محرک ها (چنانچه محققان سابق این گونه به مطالعه عوامل دلبندی به مکان پرداخته اند) امکان پذیر است، با این حال در انتها و پس از ادغام آنها با یکدیگر، امکان تجزیه آنها در قالب مجموعه های ساده و تمییزشان به عناصر منفرد، وجود نداشته و هم پیوندی نهانی را در بر دارد که مبنای مفهوم دلبندی به مکان است.
تحول برنامه ریزی شهری و پیوندهای آن با مسئله ایران در نظام دانش جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
91 - 106
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پرسش این مقاله در ارتباط با رابطه میان نحوه صورت بندی مسئله ایران در نظام دانش جدید ما (به طور عمده در علوم اجتماعی) و شکل گیری خوانش های موجود از تجربه برنامه ریزی شهری در ایران است. در نظام دانش جدید ما، توضیح وضعیت تاریخی ایران ذیل دو رویکرد کلان شرق شناسانه (با نگاهی اروپامحور) و بومی گرایانه (عکس العملی در برابر اولی) استوار شده است. هر دو این رویکردها بر مبنای ساختن «غیر» و با نگاهی ذات گرایانه ممکن شده اند و در آنها به پیچیدگی های واقعیت تاریخی و ابعاد گستره آن کمتر توجه شده است. هدف: این مقاله به دنبال شناسایی خوانش ها و روایت های موجود از تجربه تاریخی برنامه ریزی شهری در ایران است. روش: با پرسشی هستی شناختی، این مقاله با پرهیز از کاربست پیشینی و بلاواسطه نظریه و روش، به خود پرسش پژوهش متعهد است و از این رو با استراتژی پس کاوانه و رهیافتی مبتنی بر واقع گرایی انتقادی به دنبال ساختارها و مکانیزم هایی غیرقابل رؤیت در روایت های غالب است. یافته ها: روایت های شناسایی شده عبارتند از: الف- موفقیت نسبی برنامه ریزی در بعد فنی ب- شکست برنامه ریزی در ایران ج- عدم شکل گیری برنامه ریزی در ایران، د- ذات ویژه برنامه ریزی در ایران و ه-قرارگیری برنامه ریزی ذیل فرآیند گذار (که دارای دو وجه تمرکز بر گذشته و آینده و در نتیجه تعلیق حال و نیز فضایِ نوظهور خوانش مؤثر است). تغییر در نگاه به برنامه ریزی از امر فنی به امر سیاسی نیز امکان رؤیت ابعاد جدیدی از تعامل برنامه ریزی با سایر حوزه های دانش (در قلمرو علوم اجتماعی) را ممکن کرده است نتیجه گیری: روایت های فوق در برنامه ریزی شهری با توضیحِ وضعیت ایران در نظام دانش جدید ما پیوند دارند و با مکانیزم هایی خاص، مفهوم پردازی وضعیت تاریخی برنامه ریزی شهری ذیلِ آنها دشوار شده است. هم راستا با علوم اجتماعی، در اینجا نیز در برخی روایت های متاخر نشانه هایی از فضایی جدید برای خوانشی مؤثر از تجربه برنامه ریزی شهری به چشم می خورد.
طراحی پیاده راه با رویکرد ارتقای تعاملات اجتماعی ( نمونه موردی: نهر اعظم بولوار چمران شیراز)
منبع:
معماری شناسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۰
205-218
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مباحث در طراحی پیاده راه ها، ارتقای تعاملات اجتماعی بین مردم می باشد. از این رو با توجه به کمبود فضا های شهری و بالاخص پیاده راه ها در شهر شیراز و نبود ارتباط درست میان پیاده راه های موجود بر آن شدیم که فضایی را برای اتصال بین دو پیاده راه موجود به نام های بهشت و نهر اعظم به صورت طراحی یک پل اراعه دهیم. هدف: طراحی پیاده راه با محوریت توسعه فعالیت های اجتماعی و ایجاد حس مکان با بهره گیری از اتصال دو پیاده راه موجود در خیابان چمران شیراز همراه با ایجاد فضای انسان مدار، پویا و خلاق در مرکزیت شهر می باشد و همچنین ایجاد چنین فضا هایی می تواند با نزدیک کردن کاربران خود به هم موجب ایجاد روابط و دوستی میان افراد شود. روش تحقیق در این پژوهش کمی می باشد همچنین از منظری دیگر توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز از مرور اسنادی و روش می دانی یا پیمایشی جمع آوری می شود. جمعیت آماری در این بخش شامل ساکنان و افراد گذری خیابان چمران و پیاده راه های آن می باشند. روایی پرسش نامه با توجه به پشتیبانی مطالعات قبلی و بر مبنای نظری بررسی می شود و سطح پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ به دست می آید و در نتیجه با توجه به بررسی های کتابخانه ای و مولفه های اصلی و سوالات مربوطه که بر اساس میانگین رتبه ها شاخص خوانایی و وضوح در رتبه اول و پس از آن به ترتیب شاخص های دسترسی راحت و نفوذ پذیری، هویت اجتماعی و حس تعلق، سرزندگی، تنوع و پویایی و فضا و کالبد قرار گرفته اند که منجر به طراحی سه زون اصلی گردید و در نتیجه با توجه به تداخل سواره و پیاده، عرض کم محور و عدم امکان جلوگیری از ورود سواره به این محدوده پیشنهاد می شود تا با تصرف بخشی از واحدهای همسایگی و با در نظر داشتن این موضوع که درختان این بخش حتی الامکان حفظ گردند و یا جا به جا، محور عریض تر میگردد و در آخر پیشنهاداتی نیز به منظور طراحی در مقاله دیده میشود.
شهری ایمن با مناسب سازی فضای شهر برای افراد ناتوان، کم توان و سالمندان و تعیین اولویت اصلاح این فضاها (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳
114 - 123
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف مناسب سازی فضای شهری و ایجاد بستر فیزیکی جهت تحقق حقوق معلولین، جانبازان و سالمندان، بررسی و شناخت مشکلات عابر پیاده شهری و در نتیجه مناسب سازی آن به منظور قابل استفاده کردن برای معلولین جسمی- حرکتی و تطابق با نیازهای آنان صورت گرفته است. این پژوهش کاربردی و منطبق بر روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده است. جهت انجام این پژوهش از پرسشنامه استاندارد ساخته محقق با مقیاس لیکرت استفاده شد جهت تایید پایایی پرسشنامه از شاخص آلفای کرونباخ، بررسی روایی از روایی صوری و محتوا و جهت تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شدبه منظور تجزیه و تحلیل آزمون های توصیفی و استنباطی ورتبه بندی نقاط مورد نظرجهت بهسازی و مناسب سازی محورهای اصلی شهرو تعیین اولویت و اهمیت مناسب سازی هر یک از اماکن عمومی)مراکز خدماتی، درمانی، بهداشتی و...(از نرم افزار SPSS و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و آزمون آماری فریدمن استفاده شده است . نتایج این پژوهش نشان دادند که مهم ترین معبر جهت مناسب سازی از دید معلولین معبر “سعدی شمالی تا جنوبی” و معبر “بلوار تا چهارراه انقلاب” می باشد همچنین مقایسه میانگین رتبه ها در خصوص مناسب سازی معابر عمومی نشان از اهمیت بالای مناسب سازی “معابر و پیاده روها” و “مراکز درمانی” برای معلولین دارد اولویت کلیه متغیرهای مطرح در پرسشنامه به ترتیب در پژوهش آورده شده است. در کل این پژوهش به رعایت ضوابط و مقررات ویژه معلولین در شهر، تدوین برنامه های اولویت بندی و زمانبندی شده در تهیه طرح های توسعه)جامع، هادی، تفصیلی(و توجه به نظارت دقیق و موثر ناظرین پروژه های مرتبط با ساخت اماکن عمومی جهت اجرای برنامه های مناسب سازی محیط شهری برای معلولین، جانبازان، سالمندان، مصدومین حوادث و سوانح تاکید دارد.
واسازی برج بابل خوانش نقاشی «برج بابل»، اثر «پیتر بروگل» با تکیه بر آرای دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم آذر ۱۴۰۰ شماره ۱۰۲
39 - 52
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: آثار پیتر بروگل اغلب به عنوان آثاری تمثیلی و با دلالت های معنایی متناقض در تاریخ هنر مورد اتفاق نظرند. نقاشی برج بابل بروگل در عین اینکه بازنمایی ای بصری از روایت اسطوره ای-مذهبیِ برج بابل است، تفاسیر چندگانه و متناقضی را نیز پدیدار می سازد. ژاک دریدا از نظریه پردازان پساساختارگرا، روایت برج بابل را با رویکرد واسازانه و در ضدیت با سنت فلسفیِ اصالت و یگانگی معنا مورد تحلیل قرار داده است.روش پژوهش: این پژوهش می کوشد با استفاده از رویکرد پساساختارگرایانه دریدا، با تجزیه و تحلیل ساختاری و تفسیر اسناد و منابع موجود، جنبه های مختلف اثر برج بابل بروگل را با توجه به زمینه تاریخی اش مورد بررسی قرار دهد.هدف پژوهش: این مقاله با هدف فراهم آوردن خوانشی چندصدایی و سیال، با ردکردن معنای قطعی اثر، در هم سویی با تحولات نقد و زیباشناسی معاصر درصدد پاسخگویی به این پرسش هاست: ساختار نقاشی برج بابل چه نسبتی با عوامل برون متنی برقرار می کند؟ در فرایند نقد واسازانه اثر، چه ابعاد معنایی مشخص می شوند؟ خوانش تفسیری اثر چگونه با جهت گیری نقد معاصر مرتبط می شود؟نتیجه گیری: نقد واسازانه اثر با آشکارکردن تناقضات و سطوح معنایی چندگانه، نشان دهنده این مسئله است که نقاشی به صورت هم زمان، استعاره ای تصویری است از شکست، ناتوانی و زوال قدرتِ سیاسی حکومت معاصر نقاش در بستر تاریخی. در عین حال تجسمی مثبت از ساختِ گونه ای آرمان شهر با فعالیت و کوشش انسانی را در انطباق با زمینه فرهنگی و اجتماعی اثر بازتاب می دهد. این خوانش چندصدایی می تواند با رد تفاسیر کلیت گرا و مطلق، مظهر طبیعت متغیر و متکثر کنش نقد معاصر در حوزه هنر به شمار آید.
بررسی علل پیدایش نمای نئوکلاسیک (رومی) با تأکید بر رویکرد رفتارگرایی جان بی واتسون (نمونه موردی: ساختمان های مسکونی شهر «شاهین شهر»)
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
97 - 118
حوزههای تخصصی:
مبحث نما، نماسازی و طراحی نما در فرآیند طراحی معماری بنا همواره از اهمیت بنیادین برخوردار بوده و این روال با کم ترین نوسان تا دهه اخیر در هنر معماری تداوم یافته است. علی رغم این، نما یکی از شاخصه های مؤثر در ایجاد کیفیت بصری برای مخاطبان می باشد. لیکن امروزه شاهد، ظهور نماهایی با نام نئوکلاسیک(رومی) در بستر شهرهای ایران هستیم، این نوع نماها، از عناصر مشابهی مانند؛ ستون،پله های ورودی، تناسب،نظم و تقارن و مصالح سنگی استفاده می کند. معماری نئو کلاسیک پیش تر در ایران الهام بخش ساختمان های حکومتی بوده است، اگرچه به تناسبات دقیق معماری کلاسیک و بینش فکری آن کمتر توجه داشته است. از این رو جهت گیری هدف این پژوهش به این سمت خواهد بود که در پیدایش نمای نئوکلاسیک چهار شاخص اقتصادی، اجتماعی، زیبایی شناسی و مد و سلیقه باتوجه به رویکرد رفتارگرایی واتسون بارزتر مطرح شود. با این فرض به نظر می رسد که این چهار شاخص با توجه به رویکرد رفتارگرایی جان بی واتسون در پیدایش نمای نئوکلاسیک حائز اهمیت است. روش تحقیق پیمایشی است. در این نوشتار ابتدا از لحاظ تاریخی به تحلیل خواستگاه این نماها در معماری یونان، روم، نئوکلاسیک، قاجار و پهلوی پرداخته شده است. سپس با توجه به رویکرد روان-شناسی واتسون هر یک از محرک های محیطی را از طریق پرسش نامه با مقیاس لیکرت و در نظر گرفتن جامعه آماری در شاهین شهر و محاسبه تعداد خانوار با استفاده از فرمول کوکران پرداخته شده است. با تحلیل و ارزیابی پرسش نامه با استفاده از نرم افزار SPSS و پاسخ دریافت شده از محرک ها به این نتیجه دست یافته ایم که به ترتیب شاخص اقتصادی، زیبایی شناسی، مد و سلیقه و اجتماعی در پیدایش نمای نئوکلاسیک از نظر رویکرد رفتارگرایی واتسون موجب انگیزه برای خریداری این نماها شده است.
مدل یابی فرآیند ایده پردازی در آموزش طراحی معماری با رویکرد نشانه شناختی (نمونه موردی: طراحی مسکن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب های معماری معاصر ایران تضعیف هویت و مولفه های آن مانند حس تعلق به مکان است که در نتیجه کم توجهی به ابعاد معناشناختی و خوانش اثر در ایده پردازی طراحی و آموزش ایجاد می شود.نشانه ها به عنوان شاخص ترین عوامل معنایی و موثر بر خوانش، می توانند عاملی تاثیرگذار در ارتقای حس مکان و هویت از طریق ارتباط با مخاطب باشند. این درحالی است که امروزه غالباً کپی برداری از نمونه ها، روش اصلی ایده پردازی در سطوح آموزشی است که به بی هویتی منجر خواهد شد. پیشینه پژوهش عمدتاً بر تحقیقاتی اشاره دارد که بر الگوهای طراحی، ادبیات موضوع نشانه و عوامل موثر بر خوانش و نیز منابع برداشت ایده و بررسی جایگاه آن در فرآیند طراحی تمرکز یافته اند و در این میان خلا رویکرد معنامحوری در ایده پردازی محسوس است. سوالات تحقیق بر چیستی عوامل موثر بر فرآیند ایده پردازی و نیز چگونگی روابط میان آن ها در جریان آموزش معنامحور طراحی از دیدگاه نشانه شناختی اشاره دارد. پژوهش در راستای دست یابی به هدف اصلاح فرآیندهای آموزش طراحی در مرحله ایده پردازی با بهره گیری از اصول نشانه شناسی در ساحت خوانش مخاطب، به تحلیل مسیر، تحلیل عامل و سپس مدل یابی می پردازد. از آن جا که بهره گیری از مبانی نشانه شناسی مستلزم توجه به عوامل «انسانی»، «زمانی» و «مکانی»ِ موثر بر تصورات ذهنی است، بر این اساس و از طریق روش های تحقیق کیفی درکنار روش های پیمایشی و همبستگی، مهم ترین مولفه های موثر بر فرآیند ایده پردازی "تحلیل پژوهش محور"، "ابعاد زیبایی شناختی"، "ابعاد روان شناختی"، "ارزیابی خوانش محور جمعی نشانه ها" شناسایی شد و مدل پیشنهادی، به صورت فرآیند چرخه ای با محوریت ارزیابی ادراک مخاطبان معرفی گردید.
ارزیابی تأثیر توسعه معماری میان افزا بر مشارکت اجتماعی شهروندان در بافت های تاریخی (مطالعه موردی: گذر تاریخی محمدیه شهر قزوین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
83 - 102
حوزههای تخصصی:
توسعه معماری میان افزا با پرداختن به توسعه در درون و بازتوسعه محدوده، بااستفاده از پتانسیل های آن (مانند تاریخی بودن) سعی در بهره برداری از زمین های بلااستفاده و فرسوده در بافت شهری، از طریق خلق و یا بازسازی فضا، جهت جلوگیری از خزش شهری و بهبود شرایط بافت داشته و در شهرهایی نظیر قزوین که دائما در حال افزایش جمعیت بوده و موانع طبیعی و مصنوعی سبب محدودیت جهات گسترش آن شده، مهم تر می نماید. چون توسعه معماری میان افزا، میان بافت و در ارتباط مستقیم با جامعه شکل می گیرد، مشارکت اجتماعی به معنای فعالیت های ارادی افراد جهت ارتقاء حیات اجتماعی خود، به عنوان پتانسیلی در تمامی مراحل توسعه مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پرداختن به بیان چگونگی رابطه میان دو متغیر فوق بااستفاده از روش تحقیق همبستگی می باشد. پس از مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، شاخص ها، مؤلفه ها و گویه هایی برای متغیرها تبیین، مدلی مفهومی جهت توجیه همبستگی آن ها ارائه و مطابق آن پرسشنامه ای تدوین و توزیع شد که با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ، میزان پایایی آن تعیین و با استفاده از روش SPSS، ضریب پیرسون معادل 0.830 (نشان از همبستگی بالا و مثبت متغیرها) و ضریب معناداری معادل 0.000 (نشان از رابطه ای معنادار میان متغیرها)، محاسبه شد. نتیجه این پژوهش بیان می دارد که مفهوم توسعه معماری میان افزا با هدف تأمین نیازهای همه جانبه کاربران و با توجه به پتانسیل های موجود در محل، سبب ایجاد اعتماد و ارتقاء حس رضایت در افراد و نتیجتا منجر به گسترش همکاری و استفاده از توانایی های بالقوه آنان شده و افزایش مشارکت اجتماعی را در تمامی مراحل سبب می شود.
تبیین مفهوم سلسله مراتب شکلی-فضایی در الگوی سکونتگاهی قاجار(نمونه موردی :خانه های اعیانی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
251 - 263
حوزههای تخصصی:
اصل سلسله مراتب یکی از اصلی ترین مفاهیم در معماری است. همچنین فضای سکونت از جمله عملکردهایی است که وجود اصل سلسله مراتب در آن بسیار ضروری است. با این حال در طول دوره های مختلف و با گذشت زمان، نمود این اصل در خانه های ساخته شده در سبک های گوناگون معماری ایرانی به صورت های متفاوتی بروز یافته است. . ترتیب قرارگیری فضاها در کنار یکدیگر و اضافه شدن برخی فضاها به ساختار فضایی خانه و همچنین تحولات فضایی آن ها در طول دوره های مختلف، به تبع نمایش این اصل در معماری چنین فضاهایی را دستخوش تغییرانی نموده است. این پژوهش که به دنبال یافتن مولفه های سلسله مراتب شکلی فضایی و بررسی کیفی و کمی آن در زبان الگوی بناهای قاجار تهران می باشد، به بررسی شواهد و مدارک تاریخی و فرهنگی موجود می پردازد. نمونه های مورد مطالعه در این تحقیق خانه های سنتی مربوط به دوره قاجار در تهران و نتیجه حاصل مقایسه و ارائه تجزیه و تحلیل نهایی بر اساس نمونه های مورد مطالعه خواهد بود. هدف از این پژوهش تبیین مفهوم سلسله مراتب فضایی و مقایسه نگاه شکلی به گونه در الگوی سکونت گاهی قاجار می باشد، همچنین بررسی چگونگی سیر تغییرات سلسله مراتب در تحولات خانه ها در دوران قاجار هدف دیگری است که این پژوهش به دنبال پاسخی برای آن خواهد بود. روش تحقیق در این پژوهش روش ترکیبی است و با مراجعه به میراث فرهنگی و مطالعات منابع موجود، فهرستی از خانه ها جمع آوری و از میان آن ها تعدادی بعنوان نمونه به روش بحرانی و احتمالی غیرهدفمند جهت مطالعه انتخاب شده اند. مطالعه از رجوع به منابع و مطالعات کتابخانه ای و میدانی و همچنین لکه گذاری و اصلاح نقشه ها شروع و سرانجام با تجزیه و تحلیل کالبدی و ساختاری فضاها و رسم تناسبات و هندسه هر خانه به جمع بندی نهایی رسید. در گام بعد از داده های حاصل از نمودارهای توجیهی و نرم افزار UCL Depth Map با روش نحو فضا (Space Syntax) به منظور استخراج یافته ها استفاده شده و در نهایت بعد از جمع آوری داده ها، تحلیل صورت گرفت . نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که سه شاخص عمق، اتصال و هم پیوندی در سه دوره قبل از ناصری، ناصری و بعد از ناصری به مرور زمان با کاهش درونگرایی، عمومیت و یکپارچگی همراه بوده اند.
تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی با رویکرد عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
165 - 191
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از قابلیت های بی شمار فناوری در عرصه مدیریت شهری نیز، پیامدهای شگرفی به همراه دارد و توسعه آن در قالب خدمات هوشمند شهرداری ها، نیازمند مدیریت عملکرد درست منابع انسانی است. با توجه به ورود به عرصه انقلاب چهارم و توسعه پارادایم جدید به نام مدیریت منابع انسانی دیجیتال، حوزه های مختلف فرایند مدیریت منابع انسانی، ازجمله مدیریت عملکرد منابع انسانی، می بایست بر اساس این نوع رویکرد بازنگری و به روز شوند. بنابراین، این پژوهش با هدف تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی در شهرداری تهران با توجه به الزامات شهر دیجیتال به انجام رسید. با توجه به پیش فرض فلسفی فرا اثبات گرا، روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است چرا که هدف آن توسعه یک دانش کاربردی در حوزه مدیریت منابع انسانی است. کلیه مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شهرداری تهران به عنوان جامعه در نظر گرفته شدند و از میان آنها، 210 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پرسشنامه ای بسته و محقق ساز مشتمل بر 16 گویه به عنوان ابزار اصلی جمع آوری داده ها استفاده شد. جهت انجام تجزیه وتحلیل های توصیفی و استنباطی، از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. سرانجام، نتایج تحقیق منجر تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی در شهرداری تهران با توجه به الزامات شهر دیجیتال شامل پنج بعد و شانزده مؤلفه شد و روابط فرضی الگو در یک جامعه وسیع مورد آزمون و تأیید قرار گرفتند.
دستیابی به الگوی ساخت مسکن وتراکم متناسب با رویکرد حفاظت آب در مقایسه دواقلیم کم بارش وپربارش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
203 - 223
حوزههای تخصصی:
با توجه به کمبود آب قابل شرب و هم چنین افزایش میزان تقاضا از منابع آب به دلیل رشد جمعیت، بسیاری از شهرهای ایران، در تامین آب با دشواری هایی روبرو هستند. استراتژی های حفاظت آب که شامل جمع آوری آب، احیا آب، مدیریت آب و ذخیره سازی آب برای مصارف شرب و غیر شرب است، راه های عملی در کاهش بحران فرآینده تامین آب برای شهروندان می دهد. لازم است الگوی ساخت مسکن وتراکم به لحاظ حفاظت آب نیز بهینه باشد. در این مقاله نمونه هایی بر اساس الگوهای ساخت مسکن پیشنهادی طرح جامع یزد در اقلیم کم بارش و سپس دو نمونه نیز در شهر های ساری و گرگان به عنوان مناطق پربارش انتخاب شد و به روش کمی، میزان ذخیره سازی آب باران و احیاء آب خاکستری محاسبه گردید. نتیجه ارزیابی ها نشان می دهد که در شهری مانند یزد ، حدود 57 درصد و در شهرهای پر بارش حدود 70 درصد تقاضا برای آب کاهش می یابد. در شهرهایی با بارش مناسب به دلیل هزینه احیاء آب می توان با تاکید بر راهبرد جمع آوری آب باران به رویکرد حفاظت آب رسید. به عنوان مثال در گرگان 13/12 درصد و در ساری 15/61 درصد نیاز سالانه آب ساکنین از بارش قابل تامین است. در شهر یزد که حجم آب باران استحصالی کمتر از یک درصد مصرف و قابل توجه نبوده، استراتژی احیاء آب کاراتر است؛ لذا رویکرد حفاظت آب به منظور کاهش هزینه های احیاء آب، افزایش نفر در هکتار و ایجاد تراکم بیشتر ساختمانی می باشد و الگوی مناسب ساخت مسکن ایجاد کاربری ذخیره سازی آب در طراحی مسکن شامل تغییر ترکیب فضاهای مسکن، ایجاد خانه های راست گوشه جهت ایجاد تراکم بیشتر، طرح سکونت گاه ها به صورت مجتمع و متمرکز است. لازم است سیاست های طرح های جامع مسکن یزد که سبب کاهش تراکم از127 نفر در هکتارسال 1335 به 32/8 نفر در هکتار در سال 1395 شد، بازنگری شود. الگوی مناسب ساخت مسکن وتراکم در شهرهای گرگان و ساری برخلاف شهر یزد طراحی سکونت گاه ها به صورت غیر متمرکز و کاهش تراکم نسبی جمعیت و نفر در هکتار و افزایش سرانه زمین می باشد.
طراحی چارچوب مطالعه فساد شبکه ای در فرایند سیاست گذاری مدیریت کلان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۰
99 - 115
حوزههای تخصصی:
تاکنون تلاش های علمی گسترده ای در موضوع تعریف فساد، ابعاد آن و راهکارهای مقابله با آن صورت پذیرفته است. این مطالعات را می توان در طیفی از مطالعات خردمقیاس در سطح فردی تا مطالعات پیچیده با هدف شناسایی و مقابله با پدیده فساد سیستمی قرار داد. پژوهش حاضر در این راستا تلاش می کند تا ابتدا با طرح موضوع زمینه ها و علل شکل گیری فساد در فرایند سیاست گذاری مدیریت کلان شهری، در راستای شناسایی و آشکارسازی نگرش نوینی به فساد در این حوزه، در قالب مفهوم فساد شبکه ای و تمایز آن از سایر انواع فساد، این مفهوم را در مطالعات حوزه مدیریت کلان شهری دنبال کند. بر این اساس، فساد شبکه ای در فرایند سیاست گذاری مدیریت کلان شهری عبارت است از شبکه ای از بازیگران و بدنه ای از نهادها و سازمان های مختلف که حول یک فعالیت فاسد در فرایندهای مختلف سیاست گذاری مدیریت کلان شهری از دستور کار و تدوین سیاست ها تا فسخ آن ها شکل گرفته و اعضاء آن از منافع فعالیت فاسد سود می برند. مقاله حاضر، با توجه به فقدان چارچوب پایه مطالعاتی موضوع فساد شبکه ای در حوزه فرایند سیاست گذاری مدیریت کلان شهری، تلاش کرده است تا چارچوب مطالعه پایه این حوزه را به عنوان یافته اصلی مقاله ارائه کرده و در اختیار پژوهشگران علاقه مند به موضوع فساد شهری قرار دهد. این مقاله از منظر روش شناسی نیز از جمله پژوهش های کیفی بوده که با اتکاء به روش بازبینی یکپارچه/انتقادی متون پژوهشی به بررسی منابع کتابخانه ای و اسناد مرتبط پرداخته است.
تحلیل ظرفیت نهادی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه شهری دانش بنیان با ایجاد فرصت برای تولید، انتشار و استفاده از دانش شهروندان، به عنوان نگرشی برای توسعه پایدار شهرها مطرح شده است و سیاست گذاری آن باید مبتنى بر ظرفیت نهادی محلی برای تغییرات نهادیِ کارا باشد. لذا این پژوهش در پی شناسایی عوامل مؤثر بر ظرفیت نهادی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان است و با هدف اکتشافی- تبیینی، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده است. رویکرد روش شناختی پژوهش نیز از نظر ماهیت داده ها، کمّی و ابزار اصلی برای گردآوری داده ها، پرسشنامه است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که هشت عامل مؤثر بر ظرفیت نهادی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان با مجموع واریانس 66.309 درصد، تبیین مناسبی از موضوع به دست می دهند که مهم ترین عامل، محیط مشوق و حمایتگر تولید و استفاده از دانش است. از سویی، وضعیت ظرفیت نهادی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان با امتیاز 34.16 درمجموع، نامناسب است و در شرایط عدم اراده سیاسی کافی و بینش راهبردی عمیق برای تحقق توسعه شهری دانش بنیان اصفهان، کنشگران و به ویژه مدیران، به دلیل اعتماد کم به یکدیگر، تمایل اندکی برای همکاری دارند و ازاین رو نمی توانند محیطی مشوق و حامی تولید و استفاده از دانش، شامل زیرساخت های سخت (فضاهای شهری مناسب برای حضور و گفتگوی افراد) و زیرساخت های نرم (ارائه مشوق ها و ایجاد آسایش و امنیت شغلی) را فراهم سازند.
بازنمایی تأثیر معماری وارداتی روسیه بر معماری ایران در دوره قاجار (بر پایه سفرنامه های ایرانیان سفرکرده به روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
59 - 83
حوزههای تخصصی:
اقدامات مؤثر پطرکبیر، نقطه عطف معماری روسیه به حساب می آید. وی با سفر به کشورهای اروپایی، علاوه بر مشاهده پیشرفت آنان، با جذب هنرمندان و معماران مختلف کشورهای اروپای غربی، شروع به تقلید از آنها در حیطه های مختلف ازجمله معماری کرد. در این بین، معماری وارداتی روسیه، خود بر تاریخ ساخت وسازهای ایران به روش های مختلف تأثیر گذاشته است. ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد بازنمایی تأثیر معماری وارداتی روسیه بر معماری معاصر ایران است تا به این پرسش پاسخ دهد که معماری روسیه چگونه در ایران موردتوجه و استفاده قرار گرفته است؟ بدین منظور، این پژوهش به کمک تحلیل محتوای یکی از اسناد تاریخی معتبر، یعنی سفرنامه های ایرانیان سفرکرده به روسیه که به کمک نمونه گیری هدف دار انتخاب گشته اند، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع خواهد پرداخت. هدف اصلی پژوهش، تبیین تأثیر معماری روسیه بر معماری ایران در دوره قاجار است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که به واسطه مسائل سیاسی و تاریخی متعددِ مابین دو کشور، سفرهای مختلفی نیز به تبع آن صورت گرفته است که با مطالعه پژواک سفرها تحت عنوان «سفرنامه» می توان با معماری روسیه آن دوران که به نحوی قدرت برتر اروپا بود، آشنایی پیدا کرد. از نتایج دیگر این پژوهش، می توان به مؤلفه های معماری کالبدی و عملکردی متعدد روسی که با روش های مختلف در دوره قاجارِ ایران عیناً به اجرا درآمده است، اشاره کرد.
آشکارسازی مؤلفه های فرایند تهیه و تصویب طرح های توسعه شهری با استفاده از تحلیل موقعیت چند سطحی؛ بررسی موردی: طرح های توسعه شهری مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد طرح های توسعه شهری، یکی از مباحث اساسی حوزه نظریه و عمل شهرسازی در ایران است. اما به نظر می رسد نوع نگاه به مفهوم توسعه شهری، دست کم دچار نوعی دوگانگی است. تفاوت گفتمانی بازیگران در طرح های توسعه شهری، محصولات متفاوت و گاه متناقضی را در پی دارد. این مقاله به دنبال آشکارسازی مؤلفه های مؤثر بر فرایند تهیه و تصویب طرح های توسعه شهری در سطوح مختلف با تکیه بر تجارب شهر مشهد است. در راستای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از قابلیت های روش تحلیل موقعیت استفاده خواهد کرد تا با مواجهه روشمند، تعدد مؤلفه های مؤثر بر طرح ها و ایفای نقش جهان های گفتمانی متفاوت، در سطوح مختلف آن را به تصویر بکشد. ابزار جمع آوری داده در این پژوهش میدانی (17 مصاحبه و مشاهده مشارکتی) و کتابخانه ای (546 گزارش) بوده و تحلیل داده ها با استفاده از نقشه های موقعیت و عرصه-جهان های اجتماعی صورت پذیرفته است. مطابق نتایج پژوهش، ساختارهای گفتمانی متفاوت در سه عرصه سرمایه سیاسی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری در دو مقیاس ملی و محلی در ایران ایفای نقش می کنند، که در نتیجه آن دو نوع نگاه متفاوت به ابزارهای تصمیم سازی و شیوه تصمیم گیری طرح های توسعه شهری به وجود آمده است. به عنوان مثال گفتمان ها در مقیاس ملی بلندمدت، آرمانگرا و متمرکز بوده، اما در مقیاس محلی کوتاه مدت، پروژه محور و متأثر از مشارکت بازیگران است.