فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه ی تاریخ دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می شود که آیا کتیبه ی فعلی، همان کتیبه ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه ی قدیمی تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه ی تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی، تحلیل های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی های میدانی و مشاهده آرایه های گچی بخش های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با موضوع سوره الفتح نیز از مرمت های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.
یادداشتی درباره کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت های علمی و فنی، به تاریخ نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت های انجام شده به طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می دهد که باید به عنوان اولین گام در پژوهش های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.
تأثیر تکنولوژی دیجیتال در الویت بندی شاخص های طراحی فرهنگ معماری ساختمانهای معاصر ایران (مطالعه موردی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
105 - 118
حوزههای تخصصی:
در بسیاری موارد نوآوریهای فناورانه در معماری نتیجه انتقال فناوری بدون در نظر گرفتن ماهیت تکنولوژی است. استفاده از فناوری دیجیتال در معماری به معنای فراموشی فرهنگ نیست. بلکه تعامل فرهنگ ها بایکدیگر و نوعی تبادل فرهنگی در بین جوامع از طریق ساختار و روند طراحی معماری در قرن معاصر است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تکنولوژی دیجیتال در الویت بندی شاخص های طراحی فرهنگ معماری ساختمانهای معاصر ایران در شهر تبریز است. روش تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری تحقیق 20 نفر از خبرگان معماری می باشد. برای پایای سوالات از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش آنتروپی شانون به همراه تکنیک تاپسیس و تاپسیس فازی عددی بکارگرفته شد. نتایج نشان داد. در بین معیارها، معیار کارکردی با امتیاز 371/0 دارای رتبه اول، معیار ادراکی با امتیاز 330/0 رتبه دوم و معیار مفهومی با امتیاز 299/0 دارای رتبه سوم می باشد. و همچنین یافته های بدست آمده از دو تکنیک تاپسیس و اف تاپسیس(فازی عددی)، نشان دادند هرچند تفاوتهای خیلی کمی بین نتایج هر دو تکنیک وجود داشت. اما در هر دو مدل بترتیب برج تجارت جهانی رتبه اول بدست آورد و بعد از آن برج بلور، هتل پارس، برج شهران و مرکز تجاری اطلس بترتیب رتبه های دوم، سوم، چهارم و پنجم را بدست آوردند. در نتیجه کارکرد فناوری در بسترجهانی شدن و عصر ارتباطات به هیچ وجه نمی تواند به معنای نابودی فرهنگ در معماری باشد. ارتباطات نمی تواند از بین برنده باشد. اشکال اصلی که در ذهن بشر از تحولات فناوری در بستر جهانی شدن ایجاد شده این است که فرهنگ غالبی به وجود می آید که بشر توان مقابله با آنرا ندارد.
ناکارآمدی سنجش رضایتمندی سکونتی در مسکن مهر، محصول افتراق مؤلفه های سکونت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
32 - 35
حوزههای تخصصی:
توسعه مجموعه های مسکونی متراکم در جهان از دهه ۶۰ میلادی به این سو، به اهمیت یافتن مفهوم «کیفیت سکونت» و به دنبال آن ابداع سنجه های رضایتمندی سکونتی و روش های گوناگون سنجش آن منجر شده است. این رویکرد به پیدایش پژوهش های مختلف در علوم مرتبط با فضا و مکان انجامید. تمایل به ارزیابی کیفیت سکونت در برنامه «مسکن مهر» به عنوان بزرگترین پروژه ساخت مسکن در تاریخ ایران، از این قاعده مستثنی نیست. بااین حال ارزیابی مطالعات مختلف نشان می دهد پژوهش های سنجش کیفیت که در قالب روش های متعارف پیمایش محیطی و براساس تعریف سنجه های ازپیش تعیین شده به انجام رسیده، نتوانسته است تأثیر مثبتی در بهبود شرایط محیط های مسکونی موصوف برجای گذارد. این نوشتار درصدد بررسی دلایل ناکارآمدی این پژوهش ها و عدم تحقق نتایج موردانتظار از آنهاست؛ فرایند نقد مطالعات انجام شده به این باور هدایت شده که دلیل اصلی عدم توفیق، روش شناسی پژوهش هاست. از یک سو جدایی گزینی مؤلفه های پیمایش شده و عدم توجه به وجه یکه و یگانه سکونت در قالب کل نگر و از سوی دیگر محدودشدنِ مطالعات، به نگره و زاویه دید پژوهشگر به یک وجه خاص که برآمده از بافتار حوزه نظری پژوهش ها است، دو دلیل اصلی بی اثرشدن این مطالعات نتیجه شده است.
فرایندهای تخریب کاشی های هفت رنگ حمام علی قلی آقا در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
47 - 64
حوزههای تخصصی:
حمام علی قلی آقا که در محله بیدآباد اصفهان واقع شده است توسط علی قلی آقا، یکی از درباریان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی، بنیان گذاشته شد. این حمام دارای کاشی کاری های هفت رنگ از دوره های صفوی و قاجار است که آسیب های قابل توجهی را متحمل شده اند. این آسیب ها شامل جدایش لایه لعاب از روی بدنه کاشی در تعداد قابل توجهی از کاشی های هفت رنگ دوره صفوی و رنگ باختگی در بین کاشی های دوره قاجار می شود. این تحقیق بر پایه مشاهدات میدانی و تحلیل داده های دوربین حرارتی نشان می دهد که رطوبت صعودی، نزولی و تعریقی ناشی از نزولات جوی، آبی های جاری در مجاورت حمام علی قلی آقا و همچنین فعالیت های درون بنا از دلایل اصلی تخریب کاشی های هفت رنگ صفوی و قاجار در بنای حمام علی قلی آقا است. در این تحقیق همچنین نوع نمک های محلول موجود در ساختار کاشی ها با روش های طیف بینی میکرورامان، آزمون های شیمی تر و ریزتجزیه انرژی پرتو ایکس پراکنده شده همراه با میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد شناسایی قرار گرفت. این نمک ها عمدتاً شامل نمک های نیتراته، کلریدی و سولفاته ناشی از فعالیت های قبلی و فعلی درون یا پیرامون مجموعه حمام علی قلی آقا شده و نقش قابل ملاحظه ای در تخریب کاشی های هفت رنگ بنا دارند. به علاوه، نوسانات دمایی درون بنا و اختلاف در ضریب انبساط حرارتی لعاب و بدنه کاشی های بنا نیز از دیگر عوامل آسیب رسان به آن ها تشخیص داده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تأثیر هم زمان چرخه های تبلور، انحلال و بازتبلور نمک های محلول در کنار عیوب ساختاری کاشی ها و نوسانات دمایی و رطوبتی اتصال لعاب به بدنه کاشی های حمام علی قلی آقا را سست و تخریب قابل ملاحظه ای را در لعاب این کاشی ها ایجاد کرده است.
تحلیل تغییرات معماری مدارس در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول نمونه های موردی مدارس گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
۳۲-۱۵
حوزههای تخصصی:
مسئله آموزش در کشور ایران پیشینه طولانی دارد و مدارس بخش مهمی از بناهای تاریخی کشور را تشکیل می دهند. دوره گذار از قاجار به پهلوی اول تنها به دلیل پایان و آغاز دو سلسله پادشاهی حائز اهمیت نیست؛ بلکه این دوران به دلیل تحولات و تغییرات اساسی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به تبع آن تغییرات در معماری و شهرسازی که در این دوران رخ می دهد، مورد توجه قرار می گیرد. در پی تحولات، گیلان همچون سایر مناطق ایران دچار تحولات فراوانی در دوره های مذکور شد؛ به سبب این تحولات، معماری مدارس آن نیز تحت تأثیر قرار گرفت. امروزه شناخت تحولات معماری بناها در دوره های مختلف، از مهم ترین نیازها در زمینه مطالعات معماری است؛ زیرا مطالعه و آموزش صحیح معماری گذشته، امکان اصلاح اشتباهات در معماری معاصر را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، تحلیل تغییرات معماری مدارس گیلان در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول می باشد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که تغییرات معماری مدارس گیلان در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول چگونه بوده است؟ همچنین چه عواملی بر تغییرات معماری مدارس گیلان در دوره مذکور مؤثر بوده؟ و چه تغییراتی در وضعیت اجتماعی در این دوره روی داده است؟ لذا با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مطالعات میدانی و کتابخانه ای، به شناخت مدارس گیلان (شامل: مدرسه های شهیدمدنی و شهیدمرحبا در آستارا، مدرسه های شهیدبهشتی(شاهپور)، 17شهریور(فروغ) و مریم در رشت و مدرسه شرف(مهدخت) در بندرانزلی) در بازه زمانی قاجار و پهلوی اول پرداخته شد. شناخت ویژگی های فضایی مدارس نشان داد که همزمان با پیشرفت نظام آموزشی در دوره مذکور، فضاهای جدید متناسب با کارکردهای جدید آموزشی در مدارس ایجاد شد که تا قبل از آن بی سابقه بود. به جهت تأثیرپذیری حکومت وقت از اندیشه های غرب، مدارس جدید گیلان در این دوره عموماً به سبک اروپایی ساخته شده اند.
عمل زدگی و تعریف خردگریز از «شهر» در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم بهار ۱۴۰۳ شماره ۲
56 - 59
حوزههای تخصصی:
از زمان ورود جامعه ایرانی به دوران به اصطلاح مدرن، شهرها در ایران مرکز توجه گروه کثیری از مردم و کارشناسان و حرفه مندان در داخل و خارج از کشور بوده است. شهرها در واقع به مثابه صفحه شطرنجی بوده اند که از یک سو بازی بین مردم و حکومت و از سوی دیگر، کل جامعه ایرانی با جوامع غیر ایرانی، به ویژه جوامع توسعه یافته غربی را رقم می زده اند. این بازی چهارسویه، در نهایت نتوانسته است منافع ملی ایرانیان را برآورده کند. ایران با سوابق بسیار طولانی در شکل دادن به فرهنگ و تمدن بشری، در دوران معاصر نه تنها در مقابل تمدن مدرن و توسعه برون زای تحمیلی از سوی جامعه سرمایه دار جهانی حرفی برای گفتن نداشته، بلکه نسبت به گذشته پرافتخار خود مسیری انحطاطی و رو به زوال و ابتذال را به طور مستمر در یک قرن اخیر طی کرده است. در این نوشتار انتقادی سعی شده است با مروری بسیار سریع و فشرده ضمن باز کردن برخی ابعاد پدیده وابستگی معانی و روشی «شهرسازی» در ایران، عوامل شکل گیری شرایط فعلی و راه حل احتمالی برون رفت از آن مورد بحث قرار گیرد.
شناخت اصول معماری چندحسی در فضای آموزشی مدارس صفوی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۸۲-۶۷
حوزههای تخصصی:
ویژگی های فضای آموزشی برکیفیت آموزش موثر است اما متاسفانه فضاهای موجود، غالبا مطلوب نیستند و به تحقق اهداف آموزشی کمک نمی کنند. از طرفی طراحی فضای آموزشی به گونه ای که حواس گوناگون افراد درفضا فعال شود، تاثیرمثبتی درتحقق اهداف آموزشی دارد و طراحی بر مبنای نظریه معماری چند حسی، موجب فعال شدن حواس گوناگون می شود. یکی از مهمترین نظریه پردازان در حوزه معماری چند حسی، یوهانی پالاسما است که معماری مدرن را فاقد خصوصیات معماری چند حسی می داند بنابراین بعنوان نمونه موردی، مدارس پیش از دوران مدرن، انتخاب شده و از این میان مدارس صفوی اصفهان برگزیده شده اند چرا که در دوره صفوی تعداد بسیاری مدرسه در اصفهان احداث گردید تا جایی که به اصفهان دارالعلم شرق گفته می شد و این مطلب نشان از تعدد و اهمیت مدارس صفوی اصفهان دارد. سر چشمه تفکر معماری چند حسی از موضوع پدیدارشناسی نشات می گیرد و کتابهای زیادی با این موضوع نوشته شده و پژوهش هایی نیز درباره معماری چند حسی مهد کودک، موزه، فضای تجاری، فضای مسکونی و... انجام گرفته اما در زمینه شناخت اصول معماری چندحسی مدارس صفوی اصفهان پژوهشی صورت نگرفته و بنابراین در پژوهش پیش رو، به شکل کمی - کیفی و با هدف کاربردی و رویکرد آمیخته ای کمی – کیفی با استفاده از پرسشنامه طیف لیکرت کاری نو در حوزه فضاهای آموزشی انجام شده است. هدف این پژوهش، شناسایی اصول معماری چندحسی مدارس صفوی اصفهان است و پرسش اصلی این است که : کدام اصول معماری چند حسی را در فضای آموزشی مدارس صفوی اصفهان می توان یافت؟ در این پژوهش ابتدا با انجام مطالعات اسنادی وکتابخانه ای، در شاخه پدیدارشناسی شناخت اصول نظریه معماری چند حسی انجام و 23 اصل حاصل و سپس، 17 مدرسه صفوی انتخاب شد که به دلیل مشکلات موجود از 12 مدرسه بازدید و عکسبرداری صورت گرفت و این اصول بصورت میدانی شناسایی شدند.
تعیین ویژگی های فیزیکی و شیمیایی ملاط سازۀ پل تاریخی قره کؤرپی (سیاه پل) ماکو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
81 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مقاله ساختار شناسی ملاط سازه پل تاریخی قره کورپی (سیاه پل) شهرستان ماکو جهت تعیین خواص هیدرولیکی یا غیر هیدرولیکی بست آهکی و درنهایت تعیین نسبت بست به سنگ دانه و اندازه سنگ دانه های استفاده شده در ملاط موردمطالعه است. این پل از آثار دوره صفوی است و به دلیل اصالت آن و عدم انجام مرمت در طول زمان و نیز ویژگیهای ساختاری آن می تواند در راستای مطالعات مواد تاریخی کمک شایانی کند. اجزاء اصلی ملاط های تاریخی بست و سنگ دانه است که هرکدام باعث ایجاد ویژگی های خاص و متفاوتی در ملاط می شوند. بخش بست در ملاطهای آهکی شامل دو گونه هیدرولیک و هوایی است اما بخش سنگ دانه عموماً با انواع کانی های سیلیکاتی و گاه کربناتی همراه است. وجه تمایز آهک هیدرولیک و آهک هوایی در نحوه کربناته شدن آن ها و همچنین حضور کانی های سیلیکاتی، آلومیناتی و آهن دار است و بطور عمده انواع کانی های دارای سیلیکات کلسیم و آلومینات کلسیم در آهک های هیدرولیک حضور دارند. برای تحقق اهداف این پژوهش از روشهای FTIR، XRD،XRF و همچنین دانه بندی خاک استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که نوع آهک استفاده شده به صورت غیر هیدرولیک یا آهک هوایی بوده و نوع سنگ دانه های مورداستفاده غالباً کوارتز و بیشینه گروه اندازه سنگ دانه در نمونه ملاط شامل سنگ دانه های رسی و ریز ماسه ها هستند که می تواند ناشی از ضعف ساختاری به دلیل عدم دسترسی به مواد مرغوب حین ساخت یا فرسایش ملاط طی زمان باشد.
تحلیل سیر تحول و توسعه پایدار منطبق با کاربری در مجموعه های تاریخی (نمونه موردی: مجموعه شاه نعمت الله ولی، ماهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
18 - 25
حوزههای تخصصی:
پیش از آنکه در جوامع بین المللی صحبتی از مبانی توسعه پایدار به میان آید، معماری ایران به صورت نهادینه ویژگی های آن را در خود داشته است، از فنون ساخت گرفته تا احترامی که به طبیعت در مکان یابی شهرها و همچنین توسعه در ساخت و ساز قائل بوده اند. هدف اصلی این مقاله، پی بردن به رویکرد توسعه پایدار نهفته در گسترش مجموعه های تاریخی ایران است. مجموعه تاریخی شاه نعمت الله ولی در باغ شهر ماهان نشانی از دوران شکوفایی عرفان تصوف در منطقه کرمان در قرن هشتم تا قرن سیزدهم (ه.ش) است. در این پژوهش به بررسی برخی ازمسائل از قلم افتاده در ارتباط با گسترش تدریجی بنا با مطرح کردن دو سوال که 1-گسترش مجموعه منطبق با کاربری در هر دوره شامل چه مراحلی است؟ 2- ویژگی های پایداری در توسعه این مجموعه چگونه نمود پیدا کرده است؟ پرداخته شده است. یافته ها که حاصل مطالعه منابع تاریخی، بررسی کتیبه ها و تزئینات و دیدگاه حاکمین با رویکرد توصیفی- تحلیلی هر دوره در مجموعه هستند، نشان می دهد که نخستین هسته آرامگاه شاه نعمت الله ولی، چندی پس از وفات وی به عنوان یک برج مقبره منفرد در جوار خانقاه آن درویش، عمارت شد. به دلایل گوناگون این بنا و شخص مدفون در آن طی اعصار مختلف موردتوجه شاهان و برخی کشورهای همسایه و حکام محلی و مردم قرار گرفت. از نتایج این امر توسعه و گسترش پایدار بنا با درنظر گرفتن باغ شهری بودن و احترام به مسائل زیست محیطی، اقتصاد و بافت اجتماعی، حفاظت و تعمیر پیوسته آن بنا است که باعث شده تا امروز بتوانیم شاهد مجموعه معماری بی نظیری باشیم. این پژوهش به بررسی گسترش بنا از دوران حیات شاه نعمت الله ولی (قرن 8 و9 هجری قمری) تا اواخر دوره قاجار پرداخته و همچنین تحولات انجام شده در بنا تا به امروز را دنبال می کند.
مهمترین آلاینده های هوا و منابع آن در فرسایش مصالح سنگی در محوطه های میراث فرهنگی دشت مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آلودگی هوا یکی از معضلات زندگی مدرن است که نه تنها بحران های زیست محیطی را به ویژه در کشورهای در حال توسعه تشدید می کند، بلکه میراث فرهنگی جوامع را نیز در معرض تهدید و فرسایش قرار می دهد. شهر مرودشت، به دلیل روند توسعه ای خود، از جمله مناطقی است که با این چالش مواجه است. وجود ده ها اثر تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی و جهانی در این منطقه، مسئله تأثیرپذیری این آثار از آلودگی هوا، به ویژه با توجه به توسعه صنعتی منطقه را به دغدغه ای جدی برای متخصصان میراث فرهنگی تبدیل کرده است. آنچه این نگرانی را دوچندان می کند، وجود میراث سنگی با ساختار آهکی، نظیر مجموعه جهانی تخت جمشید و محوطه تاریخی نقش رستم، در این دشت است. این آثار، به دلیل ترکیب کلسیتی خود، در برابر باران های اسیدی مستعد فرسایش و تخریب، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، هستند. از این رو، این پژوهش با هدف شناسایی منابع آلاینده هوای منطقه و بررسی تأثیر این آلاینده ها بر فرسایش میراث فرهنگی و آثار سنگی انجام شده است. در این مطالعه، پس از مرور منابع نظری و انجام بررسی های میدانی و آزمایشگاهی، مهم ترین منابع آلاینده هوای دشت مرودشت شناسایی و ارزیابی شده اند. داده های حاصل، از طریق روش های کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. به منظور سنجش تأثیر آلودگی، نمونه برداری از هوای محوطه های تخت جمشید و نقش رستم به عنوان شاخص میراث سنگی منطقه و همچنین از پتروشیمی مرودشت به عنوان مهم ترین منبع آلاینده دشت مرودشت انجام شد. سپس، با استفاده از روش کروماتوگرافی یونی و انجام محاسبات استوکیومتری، غلظت NO₂، SO₂،O₃ و NH₃ در نمونه های برداشت شده از هوا اندازه گیری گردید. نتایج این پژوهش نشان دهنده پتانسیل بالای آسیب زایی منابع آلاینده در منطقه است.
اثرات طرح اسکان اجباری رضاشاه بر زندگی عشایر بختیاری و بازگشت آنان به نظام کوچ در اوایل دورۀ پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
1 - 16
حوزههای تخصصی:
عشایر در طول تاریخ با شیوه ی زندگی خاص خود یعنی کوچ روی شناخته می شوند. اما در دوره های مختلف همواره تلاش هایی برای جابجایی و اسکان اجباری آنان صورت گرفته که اهدافی متفاوت داشته است، که در دوره ی رضاشاه این جریان ماهیت و روندی متفاوت پیدا کرد. هدف این پژوهش بررسی جنبه ی معماری و روند شکل گیری و ساخت خانه های عشایر بختیاری در جریان اجرای طرح اسکان اجباری آنان در زمان رضاشاه است، تا نقش احتمالی وجوه معماری در نارضایتی افراد از طرح اسکان داشته را بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که روند شکل گیری خانه ها در طرح اسکان عشایر بختیاری چگونه بوده است؟ تا از این طریق دریابد که به عوامل مؤثر در شکل گیری معماری، چگونه بوده است و به عبارت دقیق تر، سازگاری بین انسان و محیط در این طرح در چه جایگاهی قرار داشته است. روش انجام این پژوهش، روش تاریخی-تفسیری است و روش استدلال به شیوه ی استقرایی صورت گرفت. برای گردآوری داده ها از شیوه ی کتابخانه ای و اسنادی و انجام مصاحبه بهره گرفته شد. بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان داد که عشایر بختیاری در زمان بعضی از خوانین خود اسکان اختیاری را تجربه کرده اند و با اصل مقوله ی اسکان مشکلی نداشتند، بلکه اجرای اجباری و قهرآمیز این طرح و نحوه ی تحقق و کیفیت اجرای آن نقش مهمی در مخالفت عشایر با موضوع اسکان داشت. نتایج حاکی از آن است که حکومت رضاشاه با وجود آن که با شعار مدرن سازی موضوع اسکان عشایر را مطرح کرده بود، اما در عمل، نه تنها در جهت ایجاد مسکن مناسب برای عشایر اقدامی انجام نداد، بلکه ساخت مسکن را به خود عشایر واگذار کرد. از همین رو، می توان گفت که عدم تأمین مسکن مناسب و عدم سازگاری بین انسان و محیط نقشی کلیدی در نارضایتی ساکنان و شکست طرح اسکان اجباری داشت، که منجر به بازگشت آنان به نظام کوچ شد.
بررسی بقایای ذوب فلز در محوطه باستانی دهانه لشکر(رباط پشت بادام) با تأکید بر مطالعات پتروگرافی و شیمی سرباره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت های متالورژیکی از دوران پیش تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت بادام در جریان مطالعات زمین شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه های مورد بررسی ویژگی های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره ها عمدتاً از کانی های فایالیت (Fe₂SiO₄)، پیروکسن و فازهای شیشه ای تشکیل شده اند و دارای بافت های اسپینی فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (Cu₅FeS₄)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره ها نشان می دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی متال Cu-Pb-Zn به عنوان مواد خام اولیه است. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان دهنده استفاده از سنگ های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به عنوان فلاکس برای تنظیم گرانروی و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد را نشان می دهد که با استفاده از فلاکس های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می دهد. پرسش های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج شده و فرآیندهای متالورژیکی به کار رفته بود. بر اساس یافته ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان دهنده استفاده از فناوری های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد و به کارگیری سیستم فلاکس های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.
مستندنگاری پایش محور مرد نمکی شماره 1 متعلق به موزه ملی ایران با تلفیق روش انباشت تصویر و پانوراما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرد نمکی شماره یک در سال 1372 به صورت تصادفی در معدن چهرآباد زنجان کشف گردید. این مومیایی طبیعی هم اکنون در موزه ملی نگهداری می شود. مستندنگاری قبل و بعد پاک سازی مردان نمکی ایران با تلفیق روش های مختلف عکاسی و پردازش به وسیله نرم افزارهای تخصصی انباشت تصویر صورت گرفت. این مقاله به مستندنگاری پایش محور مرد نمکی شماره 1 موجود در موزه ملی ایران می پردازد. این پروژه با تلفیق روش انباشت تصویر و پانوراما انجام شد. خروجی نهایی این پروژه تصاویر High res از 5 زاویه مختلف با عمق میدان وضوح کامل از قبل و بعد از پاک سازی بود. بزرگ ترین تصویر پروژه مربوطه دارای تراکم پیکسل 649.4 مگا پیکسل مربوط به نمای روبه روی این اثر است. این پروژه چالش های پیش روی خود را داشت. وجود موی سر و صورت مرد نمکی شماره 1، در تطبیق عکس ها مشکل ایجاد می کرد. همچنین وجود گوشواره طلا که به روش ماکروگرافی مستند نگاری شد، چالش دیگر این پروژه بود. هدف این پروژه ثبت تصاویر پایش محور با بالاترین جزئیات ممکن قبل و بعد از پاک سازی بود؛ بنابراین کلیه مراحل در مستند نگاری قبل از پاک سازی با دقت ترسیم و یادداشت برداری و مجدداً بعد از پاک سازی تکرار شد. یادداشت برداری از شرایط حین عکاسی و حساسیت در مطابقت رنگ و نور و بافت در قبل و بعد از پاک سازی، مسیری برای پایش علمی این اثر در آینده ایجاد کرد. در نتیجه با اندکی برنامه ریزی به راحتی می توان یک مستند نگاری ساده و فاقد ارزش پایش را به مستند نگاری پایش محور تبدیل کرد.
نیارش کاربندی: تعریف، شکل گیری و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربندی، یک عنصر طاقی برای پوشش سقف با ظرفیت بالای عملکردی و فرمی و کارکرد سازه ای و تزئینی، متعلق به معماری تاریخی ایران است. این عنصر تزیینی در طول مدت رواج خود تغییراتی داشته است که موجب شکل گیری انواع مختلف از آن با ویژگی های گوناگون شده است. از این رو، هدف از این تحقیق دست یابی به پاسخ این سؤالات است که روند شکل گیری کاربندی چه مسیری را طی کرده است؟ و مؤلفه های مؤثر بر کاربندی در این مسیر و در ادامه تبدیل آن به انواع موجود، چه بوده است؟ در این تحقیق کیفی، اطلاعات به روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری و سپس تحلیل و بررسی شده اند. در این راستا، ضمن اینکه روند تغییر تدریجی دستگاه های سازه ای رایج در معماری تاریخی ایران به سمت ایجاد کاربندی، موردبررسی قرار گرفته است، مفهوم کاربندی نیز از دیدگاه پژوهشگران بررسی شده تا دقیق ترین تعریف کاربندی ارایه شود. در ادامه مفاهیم مطرح در حوزه کاربندی بیان و دسته بندی خواهند شد. بررسی ها نشان داد که کاربندی از باریکه ی طاق هایی با هندسه وتری و هماهنگ ایجاد می شود و دارای هر دو نقش باربری و تزئینی است. هندسه وتری، اتصالات منظم و روی هم قرارگیری نقاط اصلی زمینه و کاربندی روی دایره ی مبنا، از خصوصیات اصلی کاربندی هستند. مؤلفه های ساختار کاربندی را می توان ذیل دو بخش هندسه نظری و عملی بررسی نمود؛ باید دقت داشت که ارتباط این دو هندسه یک ارتباط تعاملی و دوطرفه است که دارای مؤلفه های مشترک نیز هستند. هر یک از این مؤلفه ها بر روند شکل گیری این عنصر طاقی تأثیر داشته و نیز در این روند، خود دچار تغییر شده اند.
دو راهی بحران مسکن در ایران: نوسازی شهری یا توسعه حریم؟
منبع:
مکتب احیاء سال دوم بهار ۱۴۰۳ شماره ۲
5 - 5
حوزههای تخصصی:
بحران مسکن در اغلب شهرهای ایران در ردیف اصلی ترین مسئله های شهر است. ساخت چهار میلیون خانه شعار محوری دولت سیزدهم برای جلب آرای ملت بود. در تنگنای انتخابات زودرس ریاست جمهوری چهاردهم، در فرصت کوتاه تبیین برنامه کاندیداها، پاسخگویی به مطالبه مسکن ترجیع بند بیشتر برنامه هاست. چند ماه قبل و در انتخابات مجلس نیز کاندیداها بر ضرورت حل مسئله مسکن در صدر برنامه های خود تأکید داشتند. در قبال بحران مسکن که زمان خانه دار شدن را برای جوان امروز تا 70 سال و بیشتر پیش بینی می کند، چه راه حلی می توان داشت؟ در یک تحلیل ساده، هزینه های مسکن را شامل زمین، ساخت و عوارض تبیین می کنند و با قیاس قیمت آپارتمان در شهرهای بزرگ با هزینه ساخت، به نقش اصلی زمین در تعیین قیمت مسکن می رسند. بلافاصله در مقابل این تحلیل، فرضیه صفر شدن قیمت زمین مطرح می شود و راه حل توسعه محدوده شهر و تبدیل اراضی ملی به زمین شهری در دسترس قرار می گیرد. فارغ از این که این بازی تکراری زمین خواری در همه دوران های تاریخی بوده است. این نکته در محاسبات از نظر دور می ماند که بخش اصلی قیمت زمین مربوط به زیرساخت ها و خدماتی است که دریافت می کند. زیرساخت که روشن است و خدمات شامل امکاناتی است که در قلمرو زمین در دسترس باشد. چنانچه این زمین بدون زیرساخت های آب، راه، برق و بدون خدمات پایه همچون آموزش، بهداشت و نقلیه عمومی تعریف شود، ارزش چندانی نخواهد داشت تا اثر بزرگی بر قیمت مسکن بگذارد. به عبارت دیگر اثر زمین در فرایند تعیین قیمت مسکن عمدتاً وابسته به زیرساخت و خدمات آن است. رویکرد اساسی در برنامه کاندیداها که از آن غفلت می شود، توجه به بهره وری حداکثری از امکانات شهری است. درحالی که در طول تاریخ سرمایه های زیادی برای ایجاد شهرها صرف شده، به دلایل پیش پا افتاده از قبیل توسعه طرح های جامع یا افسانه هایی همچون سرانه ها و استانداردها بدون آن که مستند به منابع علمی و فنی باشند، رجوع به ظرفیت های شهر برای حل مسئله مسکن، مغفول واقع می شود. نوسازی شهری به مثابه رویکردی دائمی، مستمر و پویا که وظیفه به هنگام شدن خدمات و زیرساخت های شهر با نیازهای نوشونده ساکنان را برعهده دارد، فرایندی است که در لابلای ادبیات دانشگاهی، به گونه ای خاص و مهجور از مداخله های شهری بدل شده که هدف خود را حفاظت کالبدهای تاریخی و حداکثر پهنه های تاریخ مند قرار داده است. در حالی که فرایند نوسازی شهری، چرخه ای دائمی و ضروری است که در قبال نیازهای پویای انسان و اجتماع، جریان داشتن آن ضروری است. در این صورت در مقابل بحران مسکن در شهرهای امروز ایران، نوسازی شهری است که وظیفه دارد به پیش بینی راه حل های درخور و عملیاتی براساس توانایی های شهر و شهروندان بپردازد. طرح «هسته امن محله» (منصوری، 1399)، راهبردی متکی بر نوسازی و با اتکا بر توانمندسازی ساکنان و حل مسئله بر پایه امکانات موجود شهر و بی نیاز از سرمایه گذاری و مداخله دولتی است. نقش دولت در این راه به نگرش سیستمی به مسئله و رفع موانع قانونی و عملیاتی در راه استقرار جریان نوسازی شهر با هدف بهره وری افزون تر از امکانات و زیرساخت ها معطوف می شود. این نگاه به شهر، که آن را سرمایه ای بی بدیل برای حفاظت و انتقال به نسل های آینده می شناسد، مانع از توسعه بی رویه ساخت وساز در منابع طبیعی و هدر دادن سرمایه ها در اعطای تراکم های حداقلی به محیط های شهری است. روشن است برای کشوری که درآمد سرانه آن پایین تر از متوسط جهانی است، الگوی شهری گسترده متکی بر اراضی وسیع که با هزینه های ساخت و نگهداری افزون تری مواجه است، ناصواب و فرسایشی است. این خوانش از نوسازی شهری یا به عبارت دیگر مرمت شهری، درصدد استفاده از ظرفیت های اقتصادی، زیرساختی، اجتماعی و تاریخی شهر در امکان پذیر ساختن سکونت و فعالیت در عرصه فعلی شهر است و از ارجاع مسئله به اراضی پیرامون یا شهرهای جدید احتراز می کند.
شناخت بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان بر اساس ویژگی های معماری در راستای هماهنگی کالبدی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۳۲-۱۹
حوزههای تخصصی:
بررسی معماری بناها در شهرها از جنبههای شکلی، اقلیمی و تاریخی-تکاملی در راستای هماهنگی کالبدی شهری، حائز اهمیت ویژهای است. شهر زاهدان با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، از بناهای خاصی در دوره پهلوی برخوردار است که سردر این بناها از شاخص ترین بخش های آنها محسوب میشود. در این پژوهش هدف بررسی معماری بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان در راستای هماهنگی کالبدی شهری با تمرکز بر تزئینات است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع کمی-کیفی است. اطلاعات از طریق مصاحبه با 10 کارشناس درباره 13 اثر مهم این دوره در شهر زاهدان گردآوری شده است. از طریق ابزار پرسش نامه و با استفاده از روش AHP، ویژگیهای بناها و همچنین 13 بنای مهم این دوره تاریخی اولویتبندی شدند. بررسی نتایج کمی و مقایسه این بناها بر اساس تزیینات نما نشان می دهد که ساختمان دادگستری با وزن نهایی 247/0 نسبت به 12 بنای دیگر به عنوان مهمترین بنای دوره پهلوی با توجه به ویژگی های مختلف معماری شناخته شده است که در رتبه اول این اولویت بندی قرار گرفته است. رتبه دوم این اولویت بندی اهمیت بناها، مربوط به موزه پست زاهدان با وزن 2020/0 می باشد. همچنین خانه ابویی با وزن 113/0 و خانه شمس به وزن نهایی 092/0 در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. بر اساس نتایج، مجموع کوی کارگران با وزن 014/0 و همچنین مجموعه کوی قدس با وزن 017/0 در رتبه های 13 و 12 این اولویت بندی قرار گرفته اند. بنابراین بر اساس نتایج بناهای دادگستری و موزه پست مهمترین بناهای دوره پهلوی در شهر زاهدان شناخته شده اند که به نسبت دیگر بناها از ارزش و معماری قابل توجه ای برخوردار هستند و می توانند به عنوان الگویی جهت طراحی بدنه معابر شهری مورد استفاده قرار بگیرند.
تبیین مولفه های معماری مدارس سالم، منطبق بر نظریه سالوتوژنیک در بهبود کیفیت روان دانش آموزان دختر دبیرستانی شهرگرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
۱۲۴-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
استرس، افسردگی و افزایش رفتارهای پرخاشگرانه از جمله مشکلات شایع در بین دانش آموزان دختر است. هدف پژوهش یافتن مولفه های معماری مدارس سالم در طراحی سالوتوژنیک و بررسی ارتباط شاخص های درک دانش آموزان از محیط روانی و کیفیت روان در مطالعات جهانی است. روش پژوهش آمیخته و از جهت نتایج کاربردی است. نمونه پژوهش، 180 نفر از دانش آموزان دختر در دسترس و داوطلب دبیرستانی شهر گرگان(سال تحصیلی، 98-97) بودند. مدل مفهومی با روش پژوهش ترکیبی از مدل تحلیلی با استفاده از روش مدلسازی معادله ساختاری و مدل حاصل از کدگذاری روابط بین متغیری و بررسی محتوایی ارتباط متغیرها در پایگاه اطلاعات علمی گوگل اسکولار از سال 2017 تا 2022 میلادی با استفاده از روش کدگذاری در اسناد علمی، براساس ارتباط عوامل با بیش ترین تکرار در نرم افزار MAXQDA(2018) ترسیم شد. براساس مدلسازی معادله ساختاری به ترتیب فضاهای اجتماعی، فضاهای مابین، توده ساختمان مدرسه، جهت یابی و آسایش بر درک دانش آموزان از محیط روانی اثر گذار است. ادراک دانش آموزان از محیط روانی توسط زیر شاخص های حس تعلق به مدرسه، شفافیت قوانین در مدرسه، گزارش مشکلات و تقاضا کمک، پذیرش تفاوت ها و گوناگونی، روابط همسالان و پشتیبانی معلمان تعیین شد. در ارتباط درک دانش آموزان از محیط روانی و کیفیت روان، تعداد 45 مقاله علمی دارای استناد و 225 کد ارتباطی استخراج شد، بهبود حس تعلق به مدرسه با کاهش علایم افسردگی، شفافیت قوانین در مدرسه و گزارش مشکلات در مدرسه و تقاضای کمک با اولویت اول با کاهش رفتارهای پرخطر ارتباط دارد، بهبود روابط همسالان با کاهش استرس و اضطراب در بین دانش آموزان، پذیرش تفاوت و گوناگونی فرهنگی و مذهبی با بهبود عملکرد تحصیلی و کاهش رفتارهای پرخطر، ارتباط با معلمان و پشتیبانی معلمان از دانش آموزان با کاهش علایم افسردگی ارتباط دارد. بیست و نه مولفه معماری براساس بار عاملی استخراج شد، نسبت بحرانی بیش از 1.96 (96/1CR>) و در سطح معناداری است (P-value<0.05). مولفه ها، منطبق بر ابعاد سه گانه نظریه سالوتوژنیک شامل قابلیت شناسایی، کنترل پذیری و معناداری است و در جهت طراحی پشتیبان روانشناسانه در مدارس سالم می تواند سبب بهبود کیفیت روان دانش آموزان دختر دبیرستانی شود.
تعامل توسعه و حفاظت، راهبرد حفاظت پایدار در محوطه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محوطه های تاریخی و سایت های باستان شناسی از طرفی متاثر از تغییرات و مداخلات ناشی از توسعه های بی ضابطه و از طرفی با حفاظت صرف، بدون ارائه راهکارهای عملیِ تدوام حیات، در معرض پدیده های مخرب هستند. ایجاد تعامل سازنده ما بین توسعه و حفاظت در محوطه های تاریخی، بخصوص محوطه هایی که در مجاورت و یا در فاصله نزدیکی از جوامع محلی واقع شده اند، شرایط را برای حفاظت دائم این میراث و ارتقا کیفیت زندگی جوامع محلی پیرامون فراهم خواهد کرد. این پژوهش تلاش برای تبیین جایگاه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی و چگونگی رابطه آن ها دارد که درصورت پاسخگویی به پرسش های زیر حاصل خواهد شد. چگونه می توان رابطه ای مکمل میان حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی برقرار کرد؟ چگونه توسعه پایدار می تواند به عنوان ابزاری موثر در حفاظت از محوطه های تاریخی عمل کند؟ این تحقیق با رویکرد کیفی و راهبرد تفسیری-تاریخی، بر اساس مطالعات و تحقیق پیرامون نظریات، منشورها و کنوانسیون ها در زمینه حفاظت، توسعه و محوطه های تاریخی انجام شده است؛ و با مد نظر قراردادن رابطه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی، سعی بر اثباتِ امکانِ سوق دادنِ رویکرد حفاظت صرف یا توسعه یک جانبه، به حفاظت و توسعه پایدار به صورت توامان دارد، که با ارتباط مناسب و پیشبرد همزمان آن ها در یک راستا با هدفی مشترک، و با مدیریت دقیق تغییرات، محقق خواهد شد؛ که با پررنگ شدنِ نقش جوامع محلی در حفاظت از محوطه های تاریخی، توسعه پایدار محوطه و جامعه محلی از طریق مدیریت دقیق و یکپارچه و توسعه گردشگری خلاق، رقم خواهد خورد، و بدین صورت حفاظت از محوطه تاریخی به امری تداومی تبدیل خواهد شد.
ارزیابی میزان بهره مندی از وجوه تعاملی مخاطب در فرایند خوانش آثار معماری در سیستم آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۱۰۰-۸۳
حوزههای تخصصی:
چنانچه دانشجویان معماری در فرایند خوانش و ادراک مصادیق معماری بیش از هر چیز، بر شکل و فرم اثر تکیه کنند، آنگاه پیامدهایی چون غفلت از ارزشهای تاریخی- هویتی، معنا و مفهوم آثار را در پی خواهد داشت. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﭘﺮﺳﺶ ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ آن اﺳﺖ ﮐﻪ تـوجه دانشجویان به هرکدام از وجوه ارتباطی اثر- مخاطب در فرایند نقد و مواجهه با اثر به چه میزان است؟ پژوهش پیش رو با هدف سنجش میزان توجه و بهرهگیری از وجوه ارتباطی از مطالعات میدانی و کتابخانهای به دو شیوهی کیفی و کمی بهره جسته است، بدین شرح که ابتدا جایگاه و اهمیت مواجهه و نقد در درک و دریافت دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت، در ادامه نیز وجوه ارتباطی اثر –مخاطب به روش تطبیقی و شیوهی تحلیل محتوا از تطابق دو رویکرد پدیدارنگر و تفسیرنگر استنباط گردید و به منظور ارزیابی میزان به کارگیری این وجوه در رابطه با نمونهی موردی مسجد شیخ لطف الله در دو دانشگاه هنر اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، از ادوات آماری چون پرسشنامه و نرمافزار spss، استفاده شد. مطابق با نتایج حاصل از آزمون و فاصله اطمینان محاسبه شده میتوان گفت که وجه بیداری خاطرات و وجه نمایشی اثر دارای میانگین بالاتر از حد متوسط بودهاند و در این بین وجه نمایشی اثر میانگین بالاتری نسبت به سایر وجوه داشته و به این معنی است که وجه نمایشی اثر تأثیر بیشتری داشته است و چنانچه تدابیر لازم در خصوص توجه به آن در فرایند نقد آثار معماری و همچنین فرایند طراحی صورت نپذیرد، نقش تهدیدآمیز آموزشی و تربیتی آن بر فرایند نقد دانشجویان معماری بهوضوح آشکارتر میگردد. همچنین وجه ارزششناختی و وجه اصالتگرای تاریخی، میانگین کمتر از حد متوسط داشتهاند و با توجه به مقادیر میانگین و فواصل اطمینان مربوط به هرکدام میتوان گفت وجه ارزششناختی میانگین کمتری نسبت به سایر وجوه داشته و به منزله تأثیر کمتر وجه ارزششناختی نسبت به سایر وجوه بر فهم دستاوردهای اثر میباشد و دلایل آن از سوی اساتید دانشگاه، غفلت از معنا و محتوای اثر در کنار گرایش به سبکها و شیوههای خاص در معماری گزارششده است.